استاد مصطفی حسینی طباطبایی
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام" موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم 📡 @MTabatabaie
🌱پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی در خصوص افسانه شکستن طاق کسری
🍃اولین انتقاد من به جناب طباطبایی در این موضوع👇
https://t.me/islie/9402
🍂پاسخ ایشان👇
https://t.me/islie/9532
🍃پاسخ من👇
https://t.me/islie/9533
🔺جناب طباطبایی می گوید : در پی انتقاداتی هستیم که آقایون محترم به من می کنند و نه به اسلام برای اینکه به روایاتی متصل می شوند که اثبات نشده که اینها مربوط به اسلام است.
⚡️در پاسخ می گوییم این افسانه با سند معتبر از امام صادق در نزد تشیع آمده است و در کتب قدیمی تواریخ اسلامی همچون طبری نیز آمده است که جناب طباطبایی منکر آن بود که سپس پس از ارائه اسناد به اشتباه خود پی برد.
👈شخصی همچون علی دشتی و... به کتب اسلامی مراجعه کرده اند و دیده اند که در کتب اسلامی شیعه و اهل سنت آمده است که با تولد پیامبر اسلام طاق کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است و سپس به نقد این افسانه پرداخته است، حال مشکل و اعتراض مصطفی طباطبایی در چیست؟ خود طباطبایی نیز معترف است که این جریان در کتب قدیمی اسلامی وارد شده و همچنین این جریان خرافی و افسانه ای با سند معتبر از اهل بیت پیامبر بیان شده است و جناب طباطبایی کافیست جست و جویی بفرمایند تا مشاهده کنند این خرافه در ده ها کتب اسلامی آمده است و در نزد تشیع اعتبار فراوانی نیز دارد.
حال اگر جناب طباطبایی شیعه و کتب تواریخ قدیمی را خارج از اسلام می داند، آن بحث جداگانه ای است که چندان به ما ارتباطی ندارد.
🔺طباطبایی می گوید : این موضوعی است که در قرآن اشاره نشده با این که بعضی از مسائل که در واقع مقدمات ظهور پیامبر را فراهم می کند مثل حادثه فیل (الم تری کیف فعل ربک باصحاب الفیل) که این خانه محفوظ ماند بعد عرض کنم که پیامبری برخواسته و آنرا قبله مسلمانان قرار داده و همچنان باقی است و این در قرآن امده ولی آن موضوع در قرآن نیامده.
⚡️در پاسخ می گوییم : همانطور که پیشتر نیز گفتیم شکی نیست که واقعه مذکور افسانه است چنانچه خود جناب طباطبایی نیز معترف به آن است ولی اگر در قرآن هم میامد باز تفاوتی نمی کرد، مشکل جناب طباطبایی اینجاست که گمان کرده هر چه در قرآن بیاید ۱۰۰ درصد صحیح است و مو لای درز آن نمی رود که چنین گمانی ضد عقلانی و ضد علمی است و همچنین حادثه فیل هم افسانه است و حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا این خدایی که می گفتند در مقابل اصحاب فیل، ابابیل را فرستاده بود در هنگام حمله قرمطیان کجا بود که معجزه کند؟در سال 317 هجری، حکومت قرامطه به مکه حمله کردند و حجر الاسود را کندند و دزدیدند با خودشان به بحرین بردند. آیا جناب طباطبایی فراموش کرده که همین چند وقت پیش جرثقیل در مسجد الحرام به روی زائران سقوط کرد و ده ها نفر کشته شدند؟ چرا الله هیچ اقدامی نکرد؟ آیا جناب طباطبایی از حادثه منا و کشته شدن هزاران مردم بیگناه نامطلع است؟ چرا الله سکوت کرد و هیچ مقابله ای نکرد؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که بارها خانه کعبه به زیر سیل رفته است؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که خانه کعبه بارها مورد حمله و سرقت و سیل و ... قرار گرفته است؟ و متاسفانه هیچ ابابیلی هم در کار نبوده است!
@islie
🍃اولین انتقاد من به جناب طباطبایی در این موضوع👇
https://t.me/islie/9402
🍂پاسخ ایشان👇
https://t.me/islie/9532
🍃پاسخ من👇
https://t.me/islie/9533
🔺جناب طباطبایی می گوید : در پی انتقاداتی هستیم که آقایون محترم به من می کنند و نه به اسلام برای اینکه به روایاتی متصل می شوند که اثبات نشده که اینها مربوط به اسلام است.
⚡️در پاسخ می گوییم این افسانه با سند معتبر از امام صادق در نزد تشیع آمده است و در کتب قدیمی تواریخ اسلامی همچون طبری نیز آمده است که جناب طباطبایی منکر آن بود که سپس پس از ارائه اسناد به اشتباه خود پی برد.
👈شخصی همچون علی دشتی و... به کتب اسلامی مراجعه کرده اند و دیده اند که در کتب اسلامی شیعه و اهل سنت آمده است که با تولد پیامبر اسلام طاق کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است و سپس به نقد این افسانه پرداخته است، حال مشکل و اعتراض مصطفی طباطبایی در چیست؟ خود طباطبایی نیز معترف است که این جریان در کتب قدیمی اسلامی وارد شده و همچنین این جریان خرافی و افسانه ای با سند معتبر از اهل بیت پیامبر بیان شده است و جناب طباطبایی کافیست جست و جویی بفرمایند تا مشاهده کنند این خرافه در ده ها کتب اسلامی آمده است و در نزد تشیع اعتبار فراوانی نیز دارد.
حال اگر جناب طباطبایی شیعه و کتب تواریخ قدیمی را خارج از اسلام می داند، آن بحث جداگانه ای است که چندان به ما ارتباطی ندارد.
🔺طباطبایی می گوید : این موضوعی است که در قرآن اشاره نشده با این که بعضی از مسائل که در واقع مقدمات ظهور پیامبر را فراهم می کند مثل حادثه فیل (الم تری کیف فعل ربک باصحاب الفیل) که این خانه محفوظ ماند بعد عرض کنم که پیامبری برخواسته و آنرا قبله مسلمانان قرار داده و همچنان باقی است و این در قرآن امده ولی آن موضوع در قرآن نیامده.
⚡️در پاسخ می گوییم : همانطور که پیشتر نیز گفتیم شکی نیست که واقعه مذکور افسانه است چنانچه خود جناب طباطبایی نیز معترف به آن است ولی اگر در قرآن هم میامد باز تفاوتی نمی کرد، مشکل جناب طباطبایی اینجاست که گمان کرده هر چه در قرآن بیاید ۱۰۰ درصد صحیح است و مو لای درز آن نمی رود که چنین گمانی ضد عقلانی و ضد علمی است و همچنین حادثه فیل هم افسانه است و حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا این خدایی که می گفتند در مقابل اصحاب فیل، ابابیل را فرستاده بود در هنگام حمله قرمطیان کجا بود که معجزه کند؟در سال 317 هجری، حکومت قرامطه به مکه حمله کردند و حجر الاسود را کندند و دزدیدند با خودشان به بحرین بردند. آیا جناب طباطبایی فراموش کرده که همین چند وقت پیش جرثقیل در مسجد الحرام به روی زائران سقوط کرد و ده ها نفر کشته شدند؟ چرا الله هیچ اقدامی نکرد؟ آیا جناب طباطبایی از حادثه منا و کشته شدن هزاران مردم بیگناه نامطلع است؟ چرا الله سکوت کرد و هیچ مقابله ای نکرد؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که بارها خانه کعبه به زیر سیل رفته است؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که خانه کعبه بارها مورد حمله و سرقت و سیل و ... قرار گرفته است؟ و متاسفانه هیچ ابابیلی هم در کار نبوده است!
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
✍در ابتدا تمایل دارم یک موردی را به جناب طباطبایی در ضمن گوشزد، آموزش نیز دهم، ایشان مکرر در کلیپ های خود حجیت خبر واحد را رد می کند و ارزشی برایش قائل نیست که روش ایشان بدعت است و در تضاد و تقابل با مسلمین می باشد! که علمای بزرگ اهل سنت همچون امام نووی در این خصوص می نویسند : فَاَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاهِير الْمُسْلِمِينَ مِنْ الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ ، فَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ الْمُحَدِّثِينَ وَالْفُقَهَاءِ وَأَصْحَابِ الْأُصُولِ : أَنَّ خَبَر الْوَاحِد الثِّقَةِ حُجَّةٌ مِنْ حُجَجِ الشَّرْعِ
✍جمهور مسلمين از صحابه و تابعين و بعد از آن ها ایضا محدثين و فقها و اصحاب اصول عقيده داشتند كه خبر واحدی كه ثقه باشد حجتی از شرع هست و قابل احتجاج می باشد.
📗شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي جلد : 1 صفحه : 131
📕قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث نویسنده : القاسمي جلد : 1 صفحه : 147
📙الحديث والمحدثون نویسنده : محمد محمد أبو زهو جلد : 1 صفحه : 25
🔸همچنین امام آلبانی در این خصوص می نویسد :
عدم الإحتجاج بحدیث الآحاد فی العقیدة بدعة محدثة : وبالجملة فأدلة الکتاب والسنة وعمل الصحابة وأقوال العلماء تدل دلالة قاطعة على ما شرحنا من وجوب الأخذ بحدیث الآحاد فی کل أبواب الشریعة سواء کان فی الإعتقادیات أو العملیات
📘الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحكام نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 60
✍عدم احتجاج به حدیث واحد در عقیده بدعت است : و در کل دلایل از قرآن و سنت و عمل صحابه و اقوال علماء به صورت قطعی دلالت می کند بر چیزی که شرح دادیم که قبول حدیث واحد در تمامی مسائل شریعت چه در اعتقادات و چه در مسائل عملی واجب است.
👈پس جناب طباطبایی گمان نکند که خبر واحد دارای حجیت نیست پس از ایشان می خواهیم به مطالعه بپردازد و چیزی را از خودش نسازد و نیازی هم نیست در خصوص چیزی که اطلاع نداریم همانند آخوندها نظر بدیم.
🔺جناب طباطبایی می گوید : ایشون جاهایی که احادیث تضعیف شده و من رد کردم یک جور فتوا می دهند این جور جاها که احادیث را تضعیف کردند میخواهد حدیث را قبول کنه و بگه نه، تصحیح کردن حدیث را.
⚡️در پاسخ می گوییم : چرا سخن نادرست به ما نسبت می دهید؟ ما که از ابتدا عرض کردیم که این سخن به کل دروغ و افسانه است و خود جناب طباطبایی نیز تصریح به افسانه بودن آن کرد لکن ایشون گفتند این موارد ربطی به اسلام ندارد و ما در مقابل گفتیم در کتب قدیمی تاریخی و کتب معتبر شیعه این افسانه سازی ها شده است و بار دیگر به صراحت می گوییم که شکستن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس در هنگام تولد پیامبر اسلام هیچ اصلی ندارد و دروغی بیش نیست!.
@islie
✍در ابتدا تمایل دارم یک موردی را به جناب طباطبایی در ضمن گوشزد، آموزش نیز دهم، ایشان مکرر در کلیپ های خود حجیت خبر واحد را رد می کند و ارزشی برایش قائل نیست که روش ایشان بدعت است و در تضاد و تقابل با مسلمین می باشد! که علمای بزرگ اهل سنت همچون امام نووی در این خصوص می نویسند : فَاَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاهِير الْمُسْلِمِينَ مِنْ الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ ، فَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ الْمُحَدِّثِينَ وَالْفُقَهَاءِ وَأَصْحَابِ الْأُصُولِ : أَنَّ خَبَر الْوَاحِد الثِّقَةِ حُجَّةٌ مِنْ حُجَجِ الشَّرْعِ
✍جمهور مسلمين از صحابه و تابعين و بعد از آن ها ایضا محدثين و فقها و اصحاب اصول عقيده داشتند كه خبر واحدی كه ثقه باشد حجتی از شرع هست و قابل احتجاج می باشد.
📗شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي جلد : 1 صفحه : 131
📕قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث نویسنده : القاسمي جلد : 1 صفحه : 147
📙الحديث والمحدثون نویسنده : محمد محمد أبو زهو جلد : 1 صفحه : 25
🔸همچنین امام آلبانی در این خصوص می نویسد :
عدم الإحتجاج بحدیث الآحاد فی العقیدة بدعة محدثة : وبالجملة فأدلة الکتاب والسنة وعمل الصحابة وأقوال العلماء تدل دلالة قاطعة على ما شرحنا من وجوب الأخذ بحدیث الآحاد فی کل أبواب الشریعة سواء کان فی الإعتقادیات أو العملیات
📘الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحكام نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 60
✍عدم احتجاج به حدیث واحد در عقیده بدعت است : و در کل دلایل از قرآن و سنت و عمل صحابه و اقوال علماء به صورت قطعی دلالت می کند بر چیزی که شرح دادیم که قبول حدیث واحد در تمامی مسائل شریعت چه در اعتقادات و چه در مسائل عملی واجب است.
👈پس جناب طباطبایی گمان نکند که خبر واحد دارای حجیت نیست پس از ایشان می خواهیم به مطالعه بپردازد و چیزی را از خودش نسازد و نیازی هم نیست در خصوص چیزی که اطلاع نداریم همانند آخوندها نظر بدیم.
🔺جناب طباطبایی می گوید : ایشون جاهایی که احادیث تضعیف شده و من رد کردم یک جور فتوا می دهند این جور جاها که احادیث را تضعیف کردند میخواهد حدیث را قبول کنه و بگه نه، تصحیح کردن حدیث را.
⚡️در پاسخ می گوییم : چرا سخن نادرست به ما نسبت می دهید؟ ما که از ابتدا عرض کردیم که این سخن به کل دروغ و افسانه است و خود جناب طباطبایی نیز تصریح به افسانه بودن آن کرد لکن ایشون گفتند این موارد ربطی به اسلام ندارد و ما در مقابل گفتیم در کتب قدیمی تاریخی و کتب معتبر شیعه این افسانه سازی ها شده است و بار دیگر به صراحت می گوییم که شکستن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس در هنگام تولد پیامبر اسلام هیچ اصلی ندارد و دروغی بیش نیست!.
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
🔺آقای طباطبایی می نویسد : کتابی است که در مکه معظمه چاپ شده و اصلش "الرحیق المختوم" در یک مسابقه ای که برای سیره نویسی گذاشته بودند این کتاب برنده اول شده...این کتاب خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده تحت عنوان : خورشید نبوت که در آنجا نوشته شده : این مضامین را طبری و بیهقی و دیگران نقل کرده اند اما سند محکمی ندارند و تاریخ ملتهایی که این حوادث در سرزمینشان روی داده صحت آنها را گواهی نکرده اند در حالی که معمولا چنین وقایعی اگر اتفاق افتاده بودند انگیزه های نیرومند برای ثبت و ضبط آن وجود داشت. کتاب خورشید نبوت صفحه ۱۱۴
⚡️در پاسخ می گوییم : استناد جناب طباطبایی به این سخن بی مورد بود و در تضاد با سخن ما نیست زیرا ما نیز تصریح به کذب بودن آن واقعه داریم اما گفتنی است که این خاصیت تاریخ اسلام است که دارای اسناد محکم نیست و این محکم نبودن منتهی به صرفا این واقعه نیست بلکه شامل کل اسلام می شود که متاسفانه جناب طباطبایی متوجه آن نیست که در این خصوص امام احمد بن حنبل می گوید :
قالَ الْإِمَامُ أَحْمَد ثَلَاثَةُ أُمُورٍ لَيْسَ لَهَا إسْنَادٌ: التَّفْسِيرُ وَالْمَلَاحِمُ وَالْمَغَازِي وَيُرْوَى لَيْسَ لَهَا أَصْلٌ أَيْ إسْنَادٌ؛ لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهَا الْمَرَاسِيلُ
✍️امام احمد می گوید : سه امر است که سندی[محکم] برای آنها نیست : تفسیر و تاریخ و جنگ ها که برای آن ها سند و یا اصلی وجود ندارند زیرا بیشتر آن ها مرسل هستند.
📕مجموع الفتاوى نویسنده : ابن تيمية جلد : 13 صفحه : 346
📗شرح مقدمة التفسير لصالح آل الشيخ نویسنده : صالح آل الشيخ جلد : 7 صفحه : 2
👈در ادامه، جناب طباطبایی مطرح می کند که روایت صحابه غیر از قول صحابه است که ما نیز نگفتیم قول صحابه همان روایت صحابه است و همچنین ایشان در ادامه قول صحابه را معتبر نمی شمارد در حالی که از ایشان میخواهیم در خصوص حجیت حدیث موقوف و عدالت صحابه تحقیق بفرمایند که ما به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.
👈ما در قسمت پیش خرافه ای را از صحیح بخاری نقل کردیم، بخوانید در👇
https://t.me/islie/9534
سپس گفتیم خب این خرافه نیز در روایات شما آمده است ولی دروغی بیش نیست سپس جناب طباطبایی این واقعه را پذیرفت و گفت معجزه پیامبر است! و سپس به دروغ به زبان ما چسباند که ما روایتش را صحیح می دانیم در حالی که چنین چیزی نیست بلکه ما نگفتیم صحیح است بلکه گفتیم روایت در کتاب صحیح بخاری آمده است که متاسفانه جناب طباطبایی تفاوت را درک نکرده است. همچنین این واقعه طبق ادله خود طباطبایی دروغ است زیرا اولا در قرآن نیامده است و ثانیا دو سه قرن بعد اسلام ساخته شده است و ثالثا طبق قاعده خود نوشته ایشان در خصوص پذیرش حدیث صحیح در "کتاب نقد کتب حدیث" چون در تضاد با عقل و علم است پس باطل و جعلی است.
📗کتاب نقد کتب حدیث نوشته مصطفی حسینی طباطبایی صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
در نتیجه طبق قاعده خود طباطبایی روایت صحیح نیست و ایشان فرمودند ما صحتش را قبول داریم در حالی که به ما علنا دروغ بستند.
@ialie
ادامه دارد...
🔺آقای طباطبایی می نویسد : کتابی است که در مکه معظمه چاپ شده و اصلش "الرحیق المختوم" در یک مسابقه ای که برای سیره نویسی گذاشته بودند این کتاب برنده اول شده...این کتاب خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده تحت عنوان : خورشید نبوت که در آنجا نوشته شده : این مضامین را طبری و بیهقی و دیگران نقل کرده اند اما سند محکمی ندارند و تاریخ ملتهایی که این حوادث در سرزمینشان روی داده صحت آنها را گواهی نکرده اند در حالی که معمولا چنین وقایعی اگر اتفاق افتاده بودند انگیزه های نیرومند برای ثبت و ضبط آن وجود داشت. کتاب خورشید نبوت صفحه ۱۱۴
⚡️در پاسخ می گوییم : استناد جناب طباطبایی به این سخن بی مورد بود و در تضاد با سخن ما نیست زیرا ما نیز تصریح به کذب بودن آن واقعه داریم اما گفتنی است که این خاصیت تاریخ اسلام است که دارای اسناد محکم نیست و این محکم نبودن منتهی به صرفا این واقعه نیست بلکه شامل کل اسلام می شود که متاسفانه جناب طباطبایی متوجه آن نیست که در این خصوص امام احمد بن حنبل می گوید :
قالَ الْإِمَامُ أَحْمَد ثَلَاثَةُ أُمُورٍ لَيْسَ لَهَا إسْنَادٌ: التَّفْسِيرُ وَالْمَلَاحِمُ وَالْمَغَازِي وَيُرْوَى لَيْسَ لَهَا أَصْلٌ أَيْ إسْنَادٌ؛ لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهَا الْمَرَاسِيلُ
✍️امام احمد می گوید : سه امر است که سندی[محکم] برای آنها نیست : تفسیر و تاریخ و جنگ ها که برای آن ها سند و یا اصلی وجود ندارند زیرا بیشتر آن ها مرسل هستند.
📕مجموع الفتاوى نویسنده : ابن تيمية جلد : 13 صفحه : 346
📗شرح مقدمة التفسير لصالح آل الشيخ نویسنده : صالح آل الشيخ جلد : 7 صفحه : 2
👈در ادامه، جناب طباطبایی مطرح می کند که روایت صحابه غیر از قول صحابه است که ما نیز نگفتیم قول صحابه همان روایت صحابه است و همچنین ایشان در ادامه قول صحابه را معتبر نمی شمارد در حالی که از ایشان میخواهیم در خصوص حجیت حدیث موقوف و عدالت صحابه تحقیق بفرمایند که ما به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.
👈ما در قسمت پیش خرافه ای را از صحیح بخاری نقل کردیم، بخوانید در👇
https://t.me/islie/9534
سپس گفتیم خب این خرافه نیز در روایات شما آمده است ولی دروغی بیش نیست سپس جناب طباطبایی این واقعه را پذیرفت و گفت معجزه پیامبر است! و سپس به دروغ به زبان ما چسباند که ما روایتش را صحیح می دانیم در حالی که چنین چیزی نیست بلکه ما نگفتیم صحیح است بلکه گفتیم روایت در کتاب صحیح بخاری آمده است که متاسفانه جناب طباطبایی تفاوت را درک نکرده است. همچنین این واقعه طبق ادله خود طباطبایی دروغ است زیرا اولا در قرآن نیامده است و ثانیا دو سه قرن بعد اسلام ساخته شده است و ثالثا طبق قاعده خود نوشته ایشان در خصوص پذیرش حدیث صحیح در "کتاب نقد کتب حدیث" چون در تضاد با عقل و علم است پس باطل و جعلی است.
📗کتاب نقد کتب حدیث نوشته مصطفی حسینی طباطبایی صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
در نتیجه طبق قاعده خود طباطبایی روایت صحیح نیست و ایشان فرمودند ما صحتش را قبول داریم در حالی که به ما علنا دروغ بستند.
@ialie
ادامه دارد...
#نقد_ازدواج_اسلامی
(قسمت_هفتم)
▪️موضوع: آیا اینکه مرد خرج زن را بدهد، به نفع زن است؟
🔻در قسمت قبل نشان دادیم که نفقه یک حق اضافی برای زن نیست و زن در مقابل باید تمکین بکند. ولی آیا اصلاً این خوب است که مرد خرج همسرش را بدهد؟
🔺وقتی که خرج یک فرد تا آخر عمر توسط یک نفر دیگر پرداخت بشود، او به یک شخصیت وابسته تبدیل میشود و بقای او، به یک مرد بسته است و در حقیقت، او یک شخص درجه دوم مصرف کننده است.
اینکه مردان میتوانند همسرانشان را از داشتن شغل محروم کنند، به این علّت است که به اصطلاح خرج آنان را میدهند و قانون اسلامی، این اجازه را به آنها میدهد.
👤 #جان_استوارت_میل ، فیلسوف شهیر و بزرگ تاریخ، در خصوص اینکه میتوان زنان را از داشتن شغل محروم کرد، چنین مینویسد:
《زنان تنها نمونه واقعی از محدودیت مادرزاد قانونی در دوران
مدرن هستند. در هیچ موردی غیر از مورد زنان که نیمی از نوع بشر هستند، مشاغل و کارکردهای اجتماعی در سطوح بالا به صورت مادرزادی از کسی دریغ نمیشود؛ زیرا حتی محدودیتهای مذهبی- که امروزه تقریبا دیگر در انگلستان و اروپا وجود ندارند [نیز موقت هستند ]و در صورتی که شخص دین خود را تغییر دهد، مانع از دستیابی او به شغلی نخواهند شد. در نتیجه، فرودست قرار دادن اجتماعی زنان در نهادهای مدرن اجتماعی یک واقعیت بیمانند است؛ یک تخلف محض [و توجیه ناپذیر] از آنچه قانون بنیادین این نهادها محسوب میشود؛ میراثی از تفکر و آیینی قدیمی که آثار تلخ آن به همه جا رسیده، اما به خاطر یک منفعت جهانی [حفظ قدرت مردان] همچنان حفظ میشود》
📚 رسالهء انقیاد زنان/جان استوارت میل/بخشی از کتاب انقیاد زنان
🔹درواقع، شاید به ظاهر این عبارت"خرج دادن کسی" زیبا به نظر برسد و طوری تصور بشود که به نفع زن است، ولی هیچکس به اندازهء خود زن از این موضوع آسیب نمیبیند. در شرایطی که چرخ اقتصاد به دست مردان بچرخد، بستری برای چند-همسری فراهم میشود و با توجیه اینکه یک مرد میخواهد لطف بکند و خرج چندنفر را بدهد، نه تنها چند-همسری یک رذیلت اخلاقی به حساب نمی آید، بلکه نشانهء تقوا و مکنت محسوب خواهد شد.
🔹اگر به تاریخ هم نگاه بیاندازیم، خواهیم دید که هرجا زنان بیشتر خانه نشین بوده اند و توسط مرد خرج داده شده اند، تبعیض جنسیتی بیشتر بوده است. برای مثال، در دورهء قاجاریه، تبعیض جنسیتی بسیار شدید بوده است و می بینیم که کمترین اشتغال برای زنان و کمترین مقدار دارایی هم مربوط به این دوره است. در دوران قاجار (۱۱۶۴-۱۳۰۴) زنان در جایگاه پایینتری نسبت به مردان قرار داشتند. تحقیقی مربوط به سال ۱۸۵۲–۱۸۵۳ از تهران نشان میدهد که حداکثر فقط یک درصد زنان صاحب ملک بودند و درصد کمتری حتی مغازه داشتند.
📚ساناساریان/ جنبش حقوق زنان در ایران، طغیان افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷/ ص ۳۰
👈و براستی که #کارل_مارکس درست گفته بود که اقتصاد مهمترین قسمت خانواده است؛ چراکه ساختار اقتصادی یک خانواده، که به دست چه کسی بچرخد، میتواند یک جامعه و حتی جهان را تغییر بدهد و نیمی از جامعه را فرودست سازد و آنهارا وابسته و ضعیف کند و برعکس، میتواند با استقلال مالی، برابری بسازد و تبعیض را از بین ببرد
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
(قسمت_هفتم)
▪️موضوع: آیا اینکه مرد خرج زن را بدهد، به نفع زن است؟
🔻در قسمت قبل نشان دادیم که نفقه یک حق اضافی برای زن نیست و زن در مقابل باید تمکین بکند. ولی آیا اصلاً این خوب است که مرد خرج همسرش را بدهد؟
🔺وقتی که خرج یک فرد تا آخر عمر توسط یک نفر دیگر پرداخت بشود، او به یک شخصیت وابسته تبدیل میشود و بقای او، به یک مرد بسته است و در حقیقت، او یک شخص درجه دوم مصرف کننده است.
اینکه مردان میتوانند همسرانشان را از داشتن شغل محروم کنند، به این علّت است که به اصطلاح خرج آنان را میدهند و قانون اسلامی، این اجازه را به آنها میدهد.
👤 #جان_استوارت_میل ، فیلسوف شهیر و بزرگ تاریخ، در خصوص اینکه میتوان زنان را از داشتن شغل محروم کرد، چنین مینویسد:
《زنان تنها نمونه واقعی از محدودیت مادرزاد قانونی در دوران
مدرن هستند. در هیچ موردی غیر از مورد زنان که نیمی از نوع بشر هستند، مشاغل و کارکردهای اجتماعی در سطوح بالا به صورت مادرزادی از کسی دریغ نمیشود؛ زیرا حتی محدودیتهای مذهبی- که امروزه تقریبا دیگر در انگلستان و اروپا وجود ندارند [نیز موقت هستند ]و در صورتی که شخص دین خود را تغییر دهد، مانع از دستیابی او به شغلی نخواهند شد. در نتیجه، فرودست قرار دادن اجتماعی زنان در نهادهای مدرن اجتماعی یک واقعیت بیمانند است؛ یک تخلف محض [و توجیه ناپذیر] از آنچه قانون بنیادین این نهادها محسوب میشود؛ میراثی از تفکر و آیینی قدیمی که آثار تلخ آن به همه جا رسیده، اما به خاطر یک منفعت جهانی [حفظ قدرت مردان] همچنان حفظ میشود》
📚 رسالهء انقیاد زنان/جان استوارت میل/بخشی از کتاب انقیاد زنان
🔹درواقع، شاید به ظاهر این عبارت"خرج دادن کسی" زیبا به نظر برسد و طوری تصور بشود که به نفع زن است، ولی هیچکس به اندازهء خود زن از این موضوع آسیب نمیبیند. در شرایطی که چرخ اقتصاد به دست مردان بچرخد، بستری برای چند-همسری فراهم میشود و با توجیه اینکه یک مرد میخواهد لطف بکند و خرج چندنفر را بدهد، نه تنها چند-همسری یک رذیلت اخلاقی به حساب نمی آید، بلکه نشانهء تقوا و مکنت محسوب خواهد شد.
🔹اگر به تاریخ هم نگاه بیاندازیم، خواهیم دید که هرجا زنان بیشتر خانه نشین بوده اند و توسط مرد خرج داده شده اند، تبعیض جنسیتی بیشتر بوده است. برای مثال، در دورهء قاجاریه، تبعیض جنسیتی بسیار شدید بوده است و می بینیم که کمترین اشتغال برای زنان و کمترین مقدار دارایی هم مربوط به این دوره است. در دوران قاجار (۱۱۶۴-۱۳۰۴) زنان در جایگاه پایینتری نسبت به مردان قرار داشتند. تحقیقی مربوط به سال ۱۸۵۲–۱۸۵۳ از تهران نشان میدهد که حداکثر فقط یک درصد زنان صاحب ملک بودند و درصد کمتری حتی مغازه داشتند.
📚ساناساریان/ جنبش حقوق زنان در ایران، طغیان افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷/ ص ۳۰
👈و براستی که #کارل_مارکس درست گفته بود که اقتصاد مهمترین قسمت خانواده است؛ چراکه ساختار اقتصادی یک خانواده، که به دست چه کسی بچرخد، میتواند یک جامعه و حتی جهان را تغییر بدهد و نیمی از جامعه را فرودست سازد و آنهارا وابسته و ضعیف کند و برعکس، میتواند با استقلال مالی، برابری بسازد و تبعیض را از بین ببرد
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
دروغها و خرافات اسلام
بهرام که گورمیگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گوربهرام گرفت اسلامگرا ایراد گرفته ازدکتر شفا که ابوالاعلی راگفتی ابوالعلا درحالی که خودش بحدی بی اطلاع است که احمد برقی رابه محمدبن خالدبرقی تبدیل میکند👇
✍جناب مصطفی حسینی طباطبایی در کتابش از دکتر شجاع الدین شفا ایراد گرفته است که چون اسمی را اشتباه گفته است پس نامطلع هست که جمله ایشان چنین است : 《علامه فقید ابوالاعلی مودودی رهبر جماعت اسلامی پاکستان را به ابوالعلا معدودی تبدیل نموده است و... راستی چرا آقای شفا با نداشتن آگاهیهای کافی در برابر همه ادیان و پیامبران راستین خدا به ستیزه برخاسته است؟ آیا این روش در محکمه وجدان محکوم نیست؟و آیا ایشان از فرجام این راه پروا ندارد؟》.
📗کتاب دین ستیزی نافرجام صفحه ۱۵
⚡️در پاسخ به جناب مصطفی حسینی طباطبایی می گوییم کسی که در خانه شیشه ای نشسته است به دیگران سنگ اندازی نمی کند! خود جناب طباطبایی در کلیپ "پاسخ دوم به تاریخ طبری و شکستن طاق کسری" در تایم 18:40👈احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند👉 و بارها نیز آن را تکرار می کند.
👈اصل کلیپ جناب طباطبایی 👇
https://t.me/islie/9720
🔺طباطبایی می گوید : ایشان باز آمده این روایت (شکسته شدن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس هنگام تولد محمد) را از یکی از کتابهای شیخ صدوق نقل کرده که ایشان با یک سند طولانی از برقی نقل کرده است که👈ابی عبدالله برقی صاحب کتاب محاسن است😳👉 که کتابشم دارم. این ابی عبدالله برقی که راوی این حدیثه یک شخصی است که این کتاب رجال ابن غضائری ببینید راجع به برقی که راوی این روایته چه می گوید...
⚡️در پاسخ می گوییم : متاسفانه جناب طباطبایی دست به تدلیسی عجیب و بزرگ می زند و احمد بن ابی عبدالله برقی را به محمد بن خالد البرقی تبدیل می کند!.
👈راوی آن روایتی که من ذکر کردم : علي بن أحمد بن عبد الله بن أحمد بن أبي عبد الله البرقي
📗الأمالي نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 360
👈راوی که جناب طباطبایی از رجال ابن غضائری می خواند و بارها اسمش را نیز تکرار می کند : أَحْمَدُ بنُ مُحَمَّد بن خالِد بن مُحَمَّد بن عليّ البَرْقيُّ
📙الرجال لابن الغضائري نویسنده : ابن الغضائری، محمّد كاظم رحمان ستايش جلد : 1 صفحه : 39
🔺جناب طباطبایی می گوید کتاب المحاسن متعلق به ابی عبدالله برقی است که کتابشم دارم که راوی این حدیثه.
⚡️در پاسخ می گوییم : لااقل بروید و نام نویسنده را در آن کتاب مشاهده کنید که نویسنده آن أحمد بن محمد بن خالد البرقى می باشد و این شخص راوی آن روایتی که من نقل کردم نمی باشد که در اینجا آیه ۵ سوره جمعه در ذهنم آمد!
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾
👈این در حالی است که حتی جناب طباطبایی متاسفانه نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری منسوب به او است و ثابت نیست از خود او باشد! که آیت الله خویی می گوید : أن الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري لم يثبت
📕معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 1 صفحه : 96
🍃نجاشی نیز که از شاگردان او می باشد در کتاب رجالش، رجال او را جزو تالیفات او نمی آورد.
📗رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 69
👈در آخر جناب توجه بفرماید که حتی خود محمد بن خالد البرقی به تصریح رجالی های شیعه ثقه هست که ایشان می تواند به رجال نجاشی و فهرست طوسی و خلاصه الاقول حلی مراجعه کند.
📘رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 76
📙الفهرست نویسنده : الشيخ الطوسي جلد : 1 صفحه : 62
📔خلاصة الاقوال نویسنده : العلامة الحلي جلد : 1 صفحه : 63
☑️براستی چرا جناب آقای طباطبایی با نداشتن کوچکترین آگاهی های کافی به ستیز با منتقدین برخاسته است؟ آیا این روش در محکمه وجدان محکوم نیست؟ آیا ضوابط و قواعد اینگونه است؟ آیا اجتهاد به این شکل است؟ آیا قواعد اصولی و عقلی را این گونه رعایت می کند؟
⚡️مروری کنیم بر آنچه گفتیم :
1⃣جناب طباطبایی احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند.
2⃣جناب طباطبایی نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری متعلق به خود ابن غضائری نیست بلکه صرفا منسوب به او است.
3⃣جناب طباطبایی نمی داند که احمد بن ابی عبدالله برقی نویسنده کتاب المحاسن نیست.
4⃣جناب طباطبایی نمی داند که محمد بن خالد البرقی ثقه است.
@islie
📗کتاب دین ستیزی نافرجام صفحه ۱۵
⚡️در پاسخ به جناب مصطفی حسینی طباطبایی می گوییم کسی که در خانه شیشه ای نشسته است به دیگران سنگ اندازی نمی کند! خود جناب طباطبایی در کلیپ "پاسخ دوم به تاریخ طبری و شکستن طاق کسری" در تایم 18:40👈احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند👉 و بارها نیز آن را تکرار می کند.
👈اصل کلیپ جناب طباطبایی 👇
https://t.me/islie/9720
🔺طباطبایی می گوید : ایشان باز آمده این روایت (شکسته شدن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس هنگام تولد محمد) را از یکی از کتابهای شیخ صدوق نقل کرده که ایشان با یک سند طولانی از برقی نقل کرده است که👈ابی عبدالله برقی صاحب کتاب محاسن است😳👉 که کتابشم دارم. این ابی عبدالله برقی که راوی این حدیثه یک شخصی است که این کتاب رجال ابن غضائری ببینید راجع به برقی که راوی این روایته چه می گوید...
⚡️در پاسخ می گوییم : متاسفانه جناب طباطبایی دست به تدلیسی عجیب و بزرگ می زند و احمد بن ابی عبدالله برقی را به محمد بن خالد البرقی تبدیل می کند!.
👈راوی آن روایتی که من ذکر کردم : علي بن أحمد بن عبد الله بن أحمد بن أبي عبد الله البرقي
📗الأمالي نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 360
👈راوی که جناب طباطبایی از رجال ابن غضائری می خواند و بارها اسمش را نیز تکرار می کند : أَحْمَدُ بنُ مُحَمَّد بن خالِد بن مُحَمَّد بن عليّ البَرْقيُّ
📙الرجال لابن الغضائري نویسنده : ابن الغضائری، محمّد كاظم رحمان ستايش جلد : 1 صفحه : 39
🔺جناب طباطبایی می گوید کتاب المحاسن متعلق به ابی عبدالله برقی است که کتابشم دارم که راوی این حدیثه.
⚡️در پاسخ می گوییم : لااقل بروید و نام نویسنده را در آن کتاب مشاهده کنید که نویسنده آن أحمد بن محمد بن خالد البرقى می باشد و این شخص راوی آن روایتی که من نقل کردم نمی باشد که در اینجا آیه ۵ سوره جمعه در ذهنم آمد!
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾
👈این در حالی است که حتی جناب طباطبایی متاسفانه نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری منسوب به او است و ثابت نیست از خود او باشد! که آیت الله خویی می گوید : أن الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري لم يثبت
📕معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 1 صفحه : 96
🍃نجاشی نیز که از شاگردان او می باشد در کتاب رجالش، رجال او را جزو تالیفات او نمی آورد.
📗رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 69
👈در آخر جناب توجه بفرماید که حتی خود محمد بن خالد البرقی به تصریح رجالی های شیعه ثقه هست که ایشان می تواند به رجال نجاشی و فهرست طوسی و خلاصه الاقول حلی مراجعه کند.
📘رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 76
📙الفهرست نویسنده : الشيخ الطوسي جلد : 1 صفحه : 62
📔خلاصة الاقوال نویسنده : العلامة الحلي جلد : 1 صفحه : 63
☑️براستی چرا جناب آقای طباطبایی با نداشتن کوچکترین آگاهی های کافی به ستیز با منتقدین برخاسته است؟ آیا این روش در محکمه وجدان محکوم نیست؟ آیا ضوابط و قواعد اینگونه است؟ آیا اجتهاد به این شکل است؟ آیا قواعد اصولی و عقلی را این گونه رعایت می کند؟
⚡️مروری کنیم بر آنچه گفتیم :
1⃣جناب طباطبایی احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند.
2⃣جناب طباطبایی نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری متعلق به خود ابن غضائری نیست بلکه صرفا منسوب به او است.
3⃣جناب طباطبایی نمی داند که احمد بن ابی عبدالله برقی نویسنده کتاب المحاسن نیست.
4⃣جناب طباطبایی نمی داند که محمد بن خالد البرقی ثقه است.
@islie
Telegram
[دُروغها وَ خُرافاتِ اِسلام]
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام"
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱توهین به زنان توسط پیامبر اسلام
✍پیامبر اسلام می گوید : زنان ناقص العقل هستند😳😱.
📗صحیح بخاری روایت 2658
@islie
⁉️آیا پیامبر اسلام دخترش فاطمه را هم ناقص العقل می دانست؟؟؟
✍پیامبر اسلام می گوید : زنان ناقص العقل هستند😳😱.
📗صحیح بخاری روایت 2658
@islie
⁉️آیا پیامبر اسلام دخترش فاطمه را هم ناقص العقل می دانست؟؟؟
🌱پس از نقد های ما به جناب آقای مصطفی طباطبایی ایشان یک کلیپی دیگر را در کانال خویش در پاسخ به ما قرار داده اند که عینا آن را فوروارد می کنیم و سپس پاسخ می دهیم.
👇👇👇
👇👇👇
Forwarded from استاد مصطفی حسینی طباطبایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام"
موضوع: احادیث طلب علم در اسلام -جلسه اول
آیا حدیث اطلبوا العلم ولو بالصین جعلی و باطل است؟!
📡 @MTabatabaie
موضوع: احادیث طلب علم در اسلام -جلسه اول
آیا حدیث اطلبوا العلم ولو بالصین جعلی و باطل است؟!
📡 @MTabatabaie
استاد مصطفی حسینی طباطبایی
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام" موضوع: احادیث طلب علم در اسلام -جلسه اول آیا حدیث اطلبوا العلم ولو بالصین جعلی و باطل است؟! 📡 @MTabatabaie
🌱پاسخ به آقای مصطفی حسینی طباطبایی پیرامون حدیث جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین
👈اولین انتقاد ما را حتما بخوانید در 👇
https://t.me/islie/9569
🔺جناب طباطبایی می گوید : آقایون محترم، ایراد کنندگان به طباطبایی...رفتند گشتند توی یک کتابی که من گفتم، پیامبر فرمودند که اطلبوا العلم ولو بالصین یعنی دانش را بجوی هر چند که در چنین باشد بعد ایراد گرفتند که علمای بزرگ این حدیث را تضعیف کردند و باطل شمردند خب این ایراد به طباطبایی است و نه اسلام.
⚡️در پاسخ به جناب طباطبایی می گوییم : اولا این حدیث همانطور که خودش نیز اعتراف کرد این حدیث جعلی و ساختگی است دوما حال از ایشان می پرسیم چرا بابت دروغی که به پیامبر اسلام بسته است عذر خواهی نمی کند؟ سوما چرا از خوانندگان کتاب دین ستیزی نافرجام عذر خواهی نمی کند؟پس صحیح و عقلانی آن است که انسان شهامت و جرئت پذیرش حرف حق را داشته باشد و در برابر اشتباه خود به جای به بی راه رفتن عذر خواهی بکند.
🔺طباطبایی در ادامه می گوید : حالا خودشان دلیلی آوردن که دلایل خودشون را نقض می کند؛ در کتاب کشف الخفا و مزبل الالباس در اینجا آمده که : (اطلبوا العلم ولو بالصين فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم) رواه البيهقي والخطيب وابن عبد البر والديلمي وغيرهم عن أنس، وهو ضعيف، پیامبر فرمود دانش را بجویی هر چند که در چین باشد که جست و جوی دانش بر هر مسلمانی واجب است بعد نوشته که رواه بیهقی و خطیب و ابن عبدالبر و دیلمی هم نقل کرده اند که انس بن مالک صحابی بزرگ پیامبر اسلام بوده است و این حدیث ضعیف بوده است. له طرق ربما يصل بمجموعها إلى الحسن، وبقول الذهبي في تلخيص الواهيات روى من عدة طرق واهية وبعضها صالح یعنی راه های دیگر بر این حدیث است چه بسا مجموع روایاتی که در اینباره آمده حسن باشد و ذهبی در کتاب تلخیص واهیات این طوری گفته روایت شده است که حدیث از طرق مختلفی که همش واهی هستند نقل شده است یعنی سنداشون کامل نیست ولی بعضیاشون صالح و شایسته هستند. پس مجموعا چه نتیجه گرفت؟اگر به یکی از این احادیثی که اون حدیث سندش ضعیف و باطله اما اگر به مجموعه احادیثی که از اشخاص مختلف نقل شده به همان مضمون مراجعه کنید توش صالح هم هست مجموعا حدیث حسن می شود حدیث صالح میشه.
⚡️در پاسخ به مصطفی طباطبایی می گوییم :
اولا دلایلی که ما آوردیم دلایل خود را نقض نمی کند که متاسفانه جناب طباطبایی صرفا به منظور به کرسی نشاندن سخن خود چنین حرف نادرستی را زده است.
دوما متاسفانه جناب طباطبایی گویا پاسخ من به ایشان را در قسمت قبل به صورت کامل مطالعه نکرده است زیرا جمهور اهل سنت روایت مذکور را تضعیف کرده اند و ما تضعیفات روایت را از علمای بزرگ همچون آلبانی، ابن جوزی و... آوردیم ولی جناب طباطبایی هیچ پاسخی ندادند! و به سراغ کتاب کشف الخفا از العجلونی رفتند آن هم با تحریف!!
اما کلام کامل و بدون تحریف العجلونی را می آوریم :
(اطلبوا العلم ولو بالصين فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم) رواه البيهقي والخطيب وابن عبد البر والديلمي وغيرهم عن أنس، وهو ضعيف، بل قال ابن حبان باطل، وذكره ابن الجوزي في الموضوعات، 👈ونوزع بقول الحافظ المزي👉 له طرق ربما يصل بمجموعها إلى الحسن، وبقول الذهبي في تلخيص الواهيات روى من عدة طرق واهية وبعضها صالح، ورواه أبو يعلى عن أنس بلفظ اطلبوا العلم ولو بالصين فقط، ورواه ابن عبد البر أيضا عن أنس 👈بسند فيه كذاب👉بلفظ اطلبوا العلم ولو بالصين فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم وإن الملائكة لتضع أجنحتها
📗كشف الخفاء ط القدسي نویسنده : العجلوني جلد : 1 صفحه : 138
👈پس توجه بفرمایید که العجلونی در ابتدا به صراحت روایت را ضعیف می داند و به عبارتی حکم به تضعیف آن می دهد و سپس اقوال علما را نقل می کند که تحریف جناب طباطبایی این بود که ایشان صرفا قسمتی را نقل کرد و چنین وانمود کرد که این کلام خود العجلونی است در حالی که چنین نیست بلکه صرفا نقل قولی از مزی بود که خود العجلونی به جهت تایید نیاورده بود بلکه رد هم کرد.
ادامه در قسمت بعد...
@islie
👈اولین انتقاد ما را حتما بخوانید در 👇
https://t.me/islie/9569
🔺جناب طباطبایی می گوید : آقایون محترم، ایراد کنندگان به طباطبایی...رفتند گشتند توی یک کتابی که من گفتم، پیامبر فرمودند که اطلبوا العلم ولو بالصین یعنی دانش را بجوی هر چند که در چنین باشد بعد ایراد گرفتند که علمای بزرگ این حدیث را تضعیف کردند و باطل شمردند خب این ایراد به طباطبایی است و نه اسلام.
⚡️در پاسخ به جناب طباطبایی می گوییم : اولا این حدیث همانطور که خودش نیز اعتراف کرد این حدیث جعلی و ساختگی است دوما حال از ایشان می پرسیم چرا بابت دروغی که به پیامبر اسلام بسته است عذر خواهی نمی کند؟ سوما چرا از خوانندگان کتاب دین ستیزی نافرجام عذر خواهی نمی کند؟پس صحیح و عقلانی آن است که انسان شهامت و جرئت پذیرش حرف حق را داشته باشد و در برابر اشتباه خود به جای به بی راه رفتن عذر خواهی بکند.
🔺طباطبایی در ادامه می گوید : حالا خودشان دلیلی آوردن که دلایل خودشون را نقض می کند؛ در کتاب کشف الخفا و مزبل الالباس در اینجا آمده که : (اطلبوا العلم ولو بالصين فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم) رواه البيهقي والخطيب وابن عبد البر والديلمي وغيرهم عن أنس، وهو ضعيف، پیامبر فرمود دانش را بجویی هر چند که در چین باشد که جست و جوی دانش بر هر مسلمانی واجب است بعد نوشته که رواه بیهقی و خطیب و ابن عبدالبر و دیلمی هم نقل کرده اند که انس بن مالک صحابی بزرگ پیامبر اسلام بوده است و این حدیث ضعیف بوده است. له طرق ربما يصل بمجموعها إلى الحسن، وبقول الذهبي في تلخيص الواهيات روى من عدة طرق واهية وبعضها صالح یعنی راه های دیگر بر این حدیث است چه بسا مجموع روایاتی که در اینباره آمده حسن باشد و ذهبی در کتاب تلخیص واهیات این طوری گفته روایت شده است که حدیث از طرق مختلفی که همش واهی هستند نقل شده است یعنی سنداشون کامل نیست ولی بعضیاشون صالح و شایسته هستند. پس مجموعا چه نتیجه گرفت؟اگر به یکی از این احادیثی که اون حدیث سندش ضعیف و باطله اما اگر به مجموعه احادیثی که از اشخاص مختلف نقل شده به همان مضمون مراجعه کنید توش صالح هم هست مجموعا حدیث حسن می شود حدیث صالح میشه.
⚡️در پاسخ به مصطفی طباطبایی می گوییم :
اولا دلایلی که ما آوردیم دلایل خود را نقض نمی کند که متاسفانه جناب طباطبایی صرفا به منظور به کرسی نشاندن سخن خود چنین حرف نادرستی را زده است.
دوما متاسفانه جناب طباطبایی گویا پاسخ من به ایشان را در قسمت قبل به صورت کامل مطالعه نکرده است زیرا جمهور اهل سنت روایت مذکور را تضعیف کرده اند و ما تضعیفات روایت را از علمای بزرگ همچون آلبانی، ابن جوزی و... آوردیم ولی جناب طباطبایی هیچ پاسخی ندادند! و به سراغ کتاب کشف الخفا از العجلونی رفتند آن هم با تحریف!!
اما کلام کامل و بدون تحریف العجلونی را می آوریم :
(اطلبوا العلم ولو بالصين فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم) رواه البيهقي والخطيب وابن عبد البر والديلمي وغيرهم عن أنس، وهو ضعيف، بل قال ابن حبان باطل، وذكره ابن الجوزي في الموضوعات، 👈ونوزع بقول الحافظ المزي👉 له طرق ربما يصل بمجموعها إلى الحسن، وبقول الذهبي في تلخيص الواهيات روى من عدة طرق واهية وبعضها صالح، ورواه أبو يعلى عن أنس بلفظ اطلبوا العلم ولو بالصين فقط، ورواه ابن عبد البر أيضا عن أنس 👈بسند فيه كذاب👉بلفظ اطلبوا العلم ولو بالصين فإن طلب العلم فريضة على كل مسلم وإن الملائكة لتضع أجنحتها
📗كشف الخفاء ط القدسي نویسنده : العجلوني جلد : 1 صفحه : 138
👈پس توجه بفرمایید که العجلونی در ابتدا به صراحت روایت را ضعیف می داند و به عبارتی حکم به تضعیف آن می دهد و سپس اقوال علما را نقل می کند که تحریف جناب طباطبایی این بود که ایشان صرفا قسمتی را نقل کرد و چنین وانمود کرد که این کلام خود العجلونی است در حالی که چنین نیست بلکه صرفا نقل قولی از مزی بود که خود العجلونی به جهت تایید نیاورده بود بلکه رد هم کرد.
ادامه در قسمت بعد...
@islie
🌱 در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
🔺جناب طباطبایی بیان می کند که روایت مذکور طرق دیگری دارد که بعضیاشون صالح هستند که ای بسا مجموعا حدیث حسن باشد!
⚡️در پاسخ به جناب طباطبایی می گوییم که اگر ایشان قسمت قبل را کامل مطالعه می کردند به بی راهه نمی رفتند و همچنین طرق صالحی که جناب طباطبایی از آن نام برده است وجود خارجی ندارد و همانطور که در قسمت قبل بر ایشان تحدی کردیم تا صحت این روایت را ثابت کنند و ایشان سکوت کردند در این قسمت نیز از ایشان می خواهیم این طرق صالح را بیاورند و ثابت کنند روایت حسن است! در حالی که چنین طرق صالحی که جناب طباطبایی بدان استناد کرده وجود خارجی ندارد همچنانکه امام ابن جوزی اسناد روایت مذکور را می آورد و چنین می نویسد :
بَاب طلب الْعلم وَلَو بالصين أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ نَاصِرٍ قَالَ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَلَوِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بَيَانٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ خَالِدّ الْمَرْهَبِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَطِيَّةَ الْكُوفِيُّ عَنْ أَبِي عَاتِكَةَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ ".
طَرِيقٌ آخَرُ: أَنْبَأَنَا عُمَرُ بْنُ أَبِي الْحَسَنِ الْبَسْطَامِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي نَصْرٍ الأَصْبَهَانِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا مَنْصُورُ بْنُ نَصْرِ بن عبد الرحيم السَّمَرْقَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْهَيْثَمُ بْنُ كُلَيْبٍ الشَّاشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ الدُّورِيُّ ح.
وَأَنْبَأَنَا مُحَمَّد بن عبد الملك بْنِ خَيْرُونٍ قَالَ أَنْبَأَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مَسْعَدَةَ قَالَ أَنْبَأَنَا حَمْزَةُ بْنُ يُوسُفَ قَالَ أَنْبَأَنَا أَبُو أَحْمَدَ بْنِ عَدِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ قُتَيْبَةَ قَالَ حَدَّثَنَا عَبَّاسُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ حَمَّادٍ قَالا حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَطِيَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَاتِكَةَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ " قَالَ الْحَاكِم أَبُو عبد الله النَّيْسَابُورِي تفرد بِهِ الْحسن بن عَطِيَّة.
قَالَ الْمُصَنِّفُ: قُلْتُ وَهَذَا تَحْرِيف من الْحَاكِم لِأَنَّهُ قد رَوَاهُ غير الْحسن أَنبأَنَا بِهِ عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ الْمُبَارَكِ قَالَ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُظَفَّرِ قَالَ أَنْبَأَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ العتيقي قَالَ حَدثنَا يُوسُف بن الدَّخِيلِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو الْعُقَيْلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الزَّعْفَرَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي شُرَيْحٍ قَالَ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ خَالِدٍ الْخَيَّاطُ قَالَ حَدَّثَنَا طَرِيفُ بْنُ سُلَيْمَانَ أَبُو عَاتِكَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَنَسَ بْنِ مَالِكٍ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ ". 👈👈هَذَا حَدِيثٌ لَا يَصِحُّ عَنْ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ.
فَأَما الْحسن بن عَطِيَّة فضعفه أَبُو حَاتِمٍ الرَّازِيُّ، وَأما أَبُو عَاتِكَة فَقَالَ البُخَارِيّ: مُنكر الْحَدِيثَ.
قَالَ ابْنُ حِبَّانَ: وَهَذَا الحَدِيث بَاطِل لَا أَصْلَ لَهُ👉👉.
📘الموضوعات لابن الجوزي نویسنده : ابن الجوزي جلد : 1 صفحه : 216 و 215
👈جناب طباطبایی خوب مشاهده فرماید که امام ابن جوزی ابتدا اسناد روایت را می اورد و سپس تصریح می کند که این حدیث صحیح نیست و از پیامبر ثابت نیست که چنین گفته باشد و همچنین در ادامه بیان می کند که راوی این روایت حسن بن عطیه است که ابو حاتم رازی او را ضعیف می داند و سپس بیان می کند که راوی دیگر این حدیث ابوعاتکه است که این راوی به تصریح امام منکر الحدیث است ؛ حال از جناب طباطبایی می پرسیم ایشان از کدام طرق صالح صحبت می کند؟
@islie
🔺جناب طباطبایی بیان می کند که روایت مذکور طرق دیگری دارد که بعضیاشون صالح هستند که ای بسا مجموعا حدیث حسن باشد!
⚡️در پاسخ به جناب طباطبایی می گوییم که اگر ایشان قسمت قبل را کامل مطالعه می کردند به بی راهه نمی رفتند و همچنین طرق صالحی که جناب طباطبایی از آن نام برده است وجود خارجی ندارد و همانطور که در قسمت قبل بر ایشان تحدی کردیم تا صحت این روایت را ثابت کنند و ایشان سکوت کردند در این قسمت نیز از ایشان می خواهیم این طرق صالح را بیاورند و ثابت کنند روایت حسن است! در حالی که چنین طرق صالحی که جناب طباطبایی بدان استناد کرده وجود خارجی ندارد همچنانکه امام ابن جوزی اسناد روایت مذکور را می آورد و چنین می نویسد :
بَاب طلب الْعلم وَلَو بالصين أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ نَاصِرٍ قَالَ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَلَوِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بَيَانٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ خَالِدّ الْمَرْهَبِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَطِيَّةَ الْكُوفِيُّ عَنْ أَبِي عَاتِكَةَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ ".
طَرِيقٌ آخَرُ: أَنْبَأَنَا عُمَرُ بْنُ أَبِي الْحَسَنِ الْبَسْطَامِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَبِي نَصْرٍ الأَصْبَهَانِيُّ قَالَ أَنْبَأَنَا مَنْصُورُ بْنُ نَصْرِ بن عبد الرحيم السَّمَرْقَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْهَيْثَمُ بْنُ كُلَيْبٍ الشَّاشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ الدُّورِيُّ ح.
وَأَنْبَأَنَا مُحَمَّد بن عبد الملك بْنِ خَيْرُونٍ قَالَ أَنْبَأَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مَسْعَدَةَ قَالَ أَنْبَأَنَا حَمْزَةُ بْنُ يُوسُفَ قَالَ أَنْبَأَنَا أَبُو أَحْمَدَ بْنِ عَدِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ قُتَيْبَةَ قَالَ حَدَّثَنَا عَبَّاسُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ حَمَّادٍ قَالا حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَطِيَّةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَاتِكَةَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ " قَالَ الْحَاكِم أَبُو عبد الله النَّيْسَابُورِي تفرد بِهِ الْحسن بن عَطِيَّة.
قَالَ الْمُصَنِّفُ: قُلْتُ وَهَذَا تَحْرِيف من الْحَاكِم لِأَنَّهُ قد رَوَاهُ غير الْحسن أَنبأَنَا بِهِ عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ الْمُبَارَكِ قَالَ أَنْبَأَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُظَفَّرِ قَالَ أَنْبَأَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ العتيقي قَالَ حَدثنَا يُوسُف بن الدَّخِيلِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو الْعُقَيْلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الزَّعْفَرَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي شُرَيْحٍ قَالَ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ خَالِدٍ الْخَيَّاطُ قَالَ حَدَّثَنَا طَرِيفُ بْنُ سُلَيْمَانَ أَبُو عَاتِكَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَنَسَ بْنِ مَالِكٍ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ " اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ ". 👈👈هَذَا حَدِيثٌ لَا يَصِحُّ عَنْ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ.
فَأَما الْحسن بن عَطِيَّة فضعفه أَبُو حَاتِمٍ الرَّازِيُّ، وَأما أَبُو عَاتِكَة فَقَالَ البُخَارِيّ: مُنكر الْحَدِيثَ.
قَالَ ابْنُ حِبَّانَ: وَهَذَا الحَدِيث بَاطِل لَا أَصْلَ لَهُ👉👉.
📘الموضوعات لابن الجوزي نویسنده : ابن الجوزي جلد : 1 صفحه : 216 و 215
👈جناب طباطبایی خوب مشاهده فرماید که امام ابن جوزی ابتدا اسناد روایت را می اورد و سپس تصریح می کند که این حدیث صحیح نیست و از پیامبر ثابت نیست که چنین گفته باشد و همچنین در ادامه بیان می کند که راوی این روایت حسن بن عطیه است که ابو حاتم رازی او را ضعیف می داند و سپس بیان می کند که راوی دیگر این حدیث ابوعاتکه است که این راوی به تصریح امام منکر الحدیث است ؛ حال از جناب طباطبایی می پرسیم ایشان از کدام طرق صالح صحبت می کند؟
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
✍در این قسمت در ضمن پاسخ به جناب طباطبایی می خواهم چند نکته مهم را به ایشان آموزش دهم.
👈به جناب طباطبایی می گوییم اگر در طرق روایت مذکور رواتی بود که جرح آنان غیر مفسر بود می توانستیم بگوییم، درسته که روات آن ضعیف هست ولی با قرائنی با توجه به اینکه جرح آنان غیر مفسر هست و چند طرق نیز دارد می توانیم حکم به مقبولیت آن دهیم، در حالی چنین امکانی وجود ندارد.
خطیب بغدادی و سایر علمای بزرگ اهل سنت در کتابشان چنین می آوردند : سَمِعْتُ الْقَاضِيَ أَبَا الطَّيِّبِ طَاهِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَاهِرٍ الطَّبَرِيَّ يَقُولُ: لَا يُقْبَلُ الْجَرْحُ إِلَّا مُفَسَّرًا , وَلَيْسَ قَوْلُ أَصْحَابِ الْحَدِيثِ: فُلَانٌ ضَعِيفٌ , وَفُلَانٌ لَيْسَ بِشَيْءٍ , مِمَّا يُوجِبُ جَرْحَهُ وَرَدَّ خَبَرِهِ , وَإِنَّمَا كَانَ كَذَلِكَ لِأَنَّ النَّاسَ اخْتَلَفُوا فِيمَا يَفْسُقُ بِهِ , فَلَا بُدَّ مِنْ ذِكْرِ سَبَبِهِ , لَيُنْظَرَ هَلْ هُوَ فِسْقٌ أَمْ لَا؟
📘الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي نویسنده : الخطيب البغدادي جلد : 1 صفحه : 108
📕عناية العلماء بالإسناد وعلم الجرح والتعديل - عبد العزيز فارح نویسنده : عبد العزيز محمد فارح جلد : 1 صفحه : 45
✍از قاضی ابن طاهر طبری شنیدم که می گفت: تنها جرح مفسر مورد قبول واقع می شود و قول اصحاب حدیث که فلانی "ضعیف" است و یا "لیس بشیء" موجب جرح و رد خبر راوی نمی شود. زیرا که مردم در آنچه موجب جرح می شود اختلاف دارند و باید سبب جرح راوی ذکر شود که مشخص شود که آیا آن سبب فسق است یا نه.
⚡️حال جناب طباطبایی اگر تحقیق می کرد مشاهده می کرد که در تمام طرق روایت جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین شخصی به نام ابوعاتکه وجود دارد که این شخص ضعیف است و همچنین جرح مفسر نیز دارد.
👇👇
5555 - " أبو عاتكة " البصري أو الكوفي اسمه طريف بن سليمان أو بالعكس عن أنس رضى الله عنه وعنه الحسن بن عطية 👈قال البخاري: منكر الحديث👉.
📘لسان الميزان نویسنده : ابن حجر العسقلاني جلد : 7 صفحه : 471
📙الضعفاء الكبير للعقيلي نویسنده : العقيلي جلد : 2 صفحه : 230
2169 - طريف بن سلمان أبو عاتكة البصري روى عن أنس روى عنه حسن بن عطية سمعت أبي يقول ذلك وسألته عنه فقال: 👈ذاهب الحديث، ضعيف الحديث👉.
📗الجرح والتعديل لابن أبي حاتم نویسنده : الرازي، ابن أبي حاتم جلد : 4 صفحه : 494
1728 - طريف بن سلمَان وَيُقَال ابْن سُلَيْمَان أَبُوعَاتِكَة الْكُوفِي وَقيل الْبَصْرِيّ يروي عَن أنس 👈قَالَ البُخَارِيّ مُنكر الحَدِيث وَقَالَ النَّسَائِيّ لَيْسَ بِثِقَة وَقَالَ الرَّازِيّ ذَاهِب الحَدِيث وَقَالَ الدَّارَقُطْنِيّ ضَعِيف👉.
📒الضعفاء والمتروكون لابن الجوزي نویسنده : ابن الجوزي جلد : 2 صفحه : 63
👈تا اینجا مشخص شد این راوی که در تمام طرق روایت جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین وجود دارد، ضعیف است و ثقه نیست و منکر الحدیث می باشد.
👈حال جناب طباطبایی توجه بفرماید که لفظ منکر الحدیث دارای جرح مفسر است چنانچه شیخ مقبل بن هادی الوادعی در این خصوص می نویسد :
الجواب: (صدوق يهم) جرح مفسر، و (ليس بالقوي) جرح غير مفسر، و (ضعيف) جرح ليس مفسرًا، و (سيء الحفظ) جرح مفسر، و 👈(منكر الحديث) جرح مفسر👉، و (مضطرب الحديث) كذلك جرح مفسر.
📙المقترح في أجوبة بعض أسئلة المصطلح نویسنده : مقبل بن هادي الوادعي جلد : 1 صفحه : 101
👈همانطور که مشاهده کردید "منکر الحدیث" جرح مفسر است و همچنین بیان کردیم که راوی روایت مذکور یعنی ابوعاتکه دارای جرح مفسر است چنانچه امام بخاری می نویسد : قَالَ أَبو عَبد اللهِ: 👈منكر الحديث👉.
📔التاريخ الكبير للبخاري بحواشي محمود خليل نویسنده : البخاري جلد : 4 صفحه : 357
👈همچنین ابن حبان که شخصی متساهل است و خیلی نرم برخورد می کرده در خصوص این شخص می نویسد : 517 - طريف بْن سُلَيْمَان أَبُو عَاتِكَة شيخ من أهل الْعرَاق يَرْوِي عَن أَنَس بْن مَالِك إِن كَانَ رَآهُ روى عَنْهُ الْحَسَن بْن عَطِيَّة والكوفيون 👈مُنكر الْحَدِيث جدا👉...
📕المجروحين لابن حبان نویسنده : ابن حبان جلد : 1 صفحه : 382
🔰تا اینجا مشخص شد که سخن جناب طباطبایی مبنی بر اینکه روایت مقصود دارای طرق صالح است صحیح نیست بلکه ابوعاتکه در تمام طرق روایت وجود دارد که به شدت ضعیف است و متروک الحدیث و منکر حدیث است و دارای جرح مفسر است و به هیچ عنوان نمی توان بدان استناد کرد.
@islie
✍در این قسمت در ضمن پاسخ به جناب طباطبایی می خواهم چند نکته مهم را به ایشان آموزش دهم.
👈به جناب طباطبایی می گوییم اگر در طرق روایت مذکور رواتی بود که جرح آنان غیر مفسر بود می توانستیم بگوییم، درسته که روات آن ضعیف هست ولی با قرائنی با توجه به اینکه جرح آنان غیر مفسر هست و چند طرق نیز دارد می توانیم حکم به مقبولیت آن دهیم، در حالی چنین امکانی وجود ندارد.
خطیب بغدادی و سایر علمای بزرگ اهل سنت در کتابشان چنین می آوردند : سَمِعْتُ الْقَاضِيَ أَبَا الطَّيِّبِ طَاهِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَاهِرٍ الطَّبَرِيَّ يَقُولُ: لَا يُقْبَلُ الْجَرْحُ إِلَّا مُفَسَّرًا , وَلَيْسَ قَوْلُ أَصْحَابِ الْحَدِيثِ: فُلَانٌ ضَعِيفٌ , وَفُلَانٌ لَيْسَ بِشَيْءٍ , مِمَّا يُوجِبُ جَرْحَهُ وَرَدَّ خَبَرِهِ , وَإِنَّمَا كَانَ كَذَلِكَ لِأَنَّ النَّاسَ اخْتَلَفُوا فِيمَا يَفْسُقُ بِهِ , فَلَا بُدَّ مِنْ ذِكْرِ سَبَبِهِ , لَيُنْظَرَ هَلْ هُوَ فِسْقٌ أَمْ لَا؟
📘الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي نویسنده : الخطيب البغدادي جلد : 1 صفحه : 108
📕عناية العلماء بالإسناد وعلم الجرح والتعديل - عبد العزيز فارح نویسنده : عبد العزيز محمد فارح جلد : 1 صفحه : 45
✍از قاضی ابن طاهر طبری شنیدم که می گفت: تنها جرح مفسر مورد قبول واقع می شود و قول اصحاب حدیث که فلانی "ضعیف" است و یا "لیس بشیء" موجب جرح و رد خبر راوی نمی شود. زیرا که مردم در آنچه موجب جرح می شود اختلاف دارند و باید سبب جرح راوی ذکر شود که مشخص شود که آیا آن سبب فسق است یا نه.
⚡️حال جناب طباطبایی اگر تحقیق می کرد مشاهده می کرد که در تمام طرق روایت جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین شخصی به نام ابوعاتکه وجود دارد که این شخص ضعیف است و همچنین جرح مفسر نیز دارد.
👇👇
5555 - " أبو عاتكة " البصري أو الكوفي اسمه طريف بن سليمان أو بالعكس عن أنس رضى الله عنه وعنه الحسن بن عطية 👈قال البخاري: منكر الحديث👉.
📘لسان الميزان نویسنده : ابن حجر العسقلاني جلد : 7 صفحه : 471
📙الضعفاء الكبير للعقيلي نویسنده : العقيلي جلد : 2 صفحه : 230
2169 - طريف بن سلمان أبو عاتكة البصري روى عن أنس روى عنه حسن بن عطية سمعت أبي يقول ذلك وسألته عنه فقال: 👈ذاهب الحديث، ضعيف الحديث👉.
📗الجرح والتعديل لابن أبي حاتم نویسنده : الرازي، ابن أبي حاتم جلد : 4 صفحه : 494
1728 - طريف بن سلمَان وَيُقَال ابْن سُلَيْمَان أَبُوعَاتِكَة الْكُوفِي وَقيل الْبَصْرِيّ يروي عَن أنس 👈قَالَ البُخَارِيّ مُنكر الحَدِيث وَقَالَ النَّسَائِيّ لَيْسَ بِثِقَة وَقَالَ الرَّازِيّ ذَاهِب الحَدِيث وَقَالَ الدَّارَقُطْنِيّ ضَعِيف👉.
📒الضعفاء والمتروكون لابن الجوزي نویسنده : ابن الجوزي جلد : 2 صفحه : 63
👈تا اینجا مشخص شد این راوی که در تمام طرق روایت جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین وجود دارد، ضعیف است و ثقه نیست و منکر الحدیث می باشد.
👈حال جناب طباطبایی توجه بفرماید که لفظ منکر الحدیث دارای جرح مفسر است چنانچه شیخ مقبل بن هادی الوادعی در این خصوص می نویسد :
الجواب: (صدوق يهم) جرح مفسر، و (ليس بالقوي) جرح غير مفسر، و (ضعيف) جرح ليس مفسرًا، و (سيء الحفظ) جرح مفسر، و 👈(منكر الحديث) جرح مفسر👉، و (مضطرب الحديث) كذلك جرح مفسر.
📙المقترح في أجوبة بعض أسئلة المصطلح نویسنده : مقبل بن هادي الوادعي جلد : 1 صفحه : 101
👈همانطور که مشاهده کردید "منکر الحدیث" جرح مفسر است و همچنین بیان کردیم که راوی روایت مذکور یعنی ابوعاتکه دارای جرح مفسر است چنانچه امام بخاری می نویسد : قَالَ أَبو عَبد اللهِ: 👈منكر الحديث👉.
📔التاريخ الكبير للبخاري بحواشي محمود خليل نویسنده : البخاري جلد : 4 صفحه : 357
👈همچنین ابن حبان که شخصی متساهل است و خیلی نرم برخورد می کرده در خصوص این شخص می نویسد : 517 - طريف بْن سُلَيْمَان أَبُو عَاتِكَة شيخ من أهل الْعرَاق يَرْوِي عَن أَنَس بْن مَالِك إِن كَانَ رَآهُ روى عَنْهُ الْحَسَن بْن عَطِيَّة والكوفيون 👈مُنكر الْحَدِيث جدا👉...
📕المجروحين لابن حبان نویسنده : ابن حبان جلد : 1 صفحه : 382
🔰تا اینجا مشخص شد که سخن جناب طباطبایی مبنی بر اینکه روایت مقصود دارای طرق صالح است صحیح نیست بلکه ابوعاتکه در تمام طرق روایت وجود دارد که به شدت ضعیف است و متروک الحدیث و منکر حدیث است و دارای جرح مفسر است و به هیچ عنوان نمی توان بدان استناد کرد.
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
✍جناب طباطبایی استناد کردند به سخن مزی مبنی بر تحسین روایت جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین در حالی که خود مزی هم ابوعاتکه راوی روایت مذکور که در تمام طرق آن آمده را تضعیف کرده است
📗تهذيب الكمال في أسماء الرجال نویسنده : المزي، جمال الدين جلد : 34 صفحه : 5
👈همچنین امام آلبانی بیان می کند که ابوعاتکه متروک الحدیث است :
أبي عاتكة، وهو متروك الحديث ...أبو عاتكة هذا وهو متفق على تضعيفه
📕سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 601
✍همانطور که مشاهده کردید شیخ آلبانی تصریح می کند بر اینکه اتفاق بر تضعیف ابوعاتکه است و همه او را تضعیف کرده اند و این راوی متروک الحدیث است.
👈اما تیر خلاص
✍علامه بن باز می نویسد :
25_حدیث اطلبوا العلم ولو بالصین، جمهور اهل العلم بالحدیث قد حکموا علی هذا الحدیث بانه ضعیف من جمیع طرقه
📙مجموع الفتاوی نوشته علامه عبدالعزیز بن عبدالله بن باز جلد ۲۶ صفحه ۲۴۰
✍جمهور علما درباره این حدیث گفته اند که تمام طرق آن ضعیف است.
⁉️آیا بهانه ای برای مصطفی طباطبایی می ماند؟
👈همچنین استناد به ادعای مزی مبنی بر جمع طرق که بعضیاش صالح هستند صحیح نیست چنانچه علامه بن باز می نویسد : اما قول الحافظ مزی رحمه الله : انه له طرقا ربما یصل بمجموعها الی الحسن، فلیس بجید فی هذا المقام لان کثره الطرق علی کذاببین و المتهمین بالوضع و اشباههم، 👈لا ترفع الحدیث الی الحسن👉.
📘المجموع الفتاوی جلد ۲۶ صفحه ۲۴۱
علامه بن باز قول مزی مبنی بر اینکه ای بسا طرق جمع شوند و حدیث حسن شود را رد می کند و تصریح می کند که در طرق آن دروغ گویان و ضعفا وجود دارد و امکان ترفیع حدیث مقصود به حسن وجود ندارد.
⁉️آیا بهانه ای برای طباطبایی می ماند؟
#فریبکار_نباشید
#مردم_را_فریب_ندهیم
👈بابت طولانی شدن و بسیار تخصصی شدن مطالب از اعضای کانال عذر خواهی می کنیم.
@islie
✍جناب طباطبایی استناد کردند به سخن مزی مبنی بر تحسین روایت جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین در حالی که خود مزی هم ابوعاتکه راوی روایت مذکور که در تمام طرق آن آمده را تضعیف کرده است
📗تهذيب الكمال في أسماء الرجال نویسنده : المزي، جمال الدين جلد : 34 صفحه : 5
👈همچنین امام آلبانی بیان می کند که ابوعاتکه متروک الحدیث است :
أبي عاتكة، وهو متروك الحديث ...أبو عاتكة هذا وهو متفق على تضعيفه
📕سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 601
✍همانطور که مشاهده کردید شیخ آلبانی تصریح می کند بر اینکه اتفاق بر تضعیف ابوعاتکه است و همه او را تضعیف کرده اند و این راوی متروک الحدیث است.
👈اما تیر خلاص
✍علامه بن باز می نویسد :
25_حدیث اطلبوا العلم ولو بالصین، جمهور اهل العلم بالحدیث قد حکموا علی هذا الحدیث بانه ضعیف من جمیع طرقه
📙مجموع الفتاوی نوشته علامه عبدالعزیز بن عبدالله بن باز جلد ۲۶ صفحه ۲۴۰
✍جمهور علما درباره این حدیث گفته اند که تمام طرق آن ضعیف است.
⁉️آیا بهانه ای برای مصطفی طباطبایی می ماند؟
👈همچنین استناد به ادعای مزی مبنی بر جمع طرق که بعضیاش صالح هستند صحیح نیست چنانچه علامه بن باز می نویسد : اما قول الحافظ مزی رحمه الله : انه له طرقا ربما یصل بمجموعها الی الحسن، فلیس بجید فی هذا المقام لان کثره الطرق علی کذاببین و المتهمین بالوضع و اشباههم، 👈لا ترفع الحدیث الی الحسن👉.
📘المجموع الفتاوی جلد ۲۶ صفحه ۲۴۱
علامه بن باز قول مزی مبنی بر اینکه ای بسا طرق جمع شوند و حدیث حسن شود را رد می کند و تصریح می کند که در طرق آن دروغ گویان و ضعفا وجود دارد و امکان ترفیع حدیث مقصود به حسن وجود ندارد.
⁉️آیا بهانه ای برای طباطبایی می ماند؟
#فریبکار_نباشید
#مردم_را_فریب_ندهیم
👈بابت طولانی شدن و بسیار تخصصی شدن مطالب از اعضای کانال عذر خواهی می کنیم.
@islie
🌱شیخ بن باز : جمهور علما تمام طرق حدیث اطلبوا العلم ولو بالصین(علم را بجویید حتی در چین) را تضعیف کرده اند.
📙مجموع الفتاوی جلد ۲۶ صفحه ۲۴۰
@islie
#مردم_را_فریب_ندهیم
📙مجموع الفتاوی جلد ۲۶ صفحه ۲۴۰
@islie
#مردم_را_فریب_ندهیم
🌱تصریح شیخ بن باز مبنی بر اینکه قول مزی صحیح نیست زیرا در طرق روایت اطلبوا العلم ولو بالصین راویان کذاب و ضعیف وجود دارد در نتیجه این حدیث ترفیع به حدیث حسن نمی شود
📗مجموع الفتاوی ج ۲۶ص ۲۴۱
@islie
📗مجموع الفتاوی ج ۲۶ص ۲۴۱
@islie
#نقد_ازدواج_اسلامی
(قسمت_هشتم)
▪️موضوع: آیا اینکه مرد خرج زن را بدهد، به نفع زن است؟(بخش دوم)
👁🗨همانطور که در قسمت قبل گفته شد، اینکه زن مخارجش توسط مرد تامین بشود، شاید در نگاه اول منفعت طلبانه به نظر برسد ولی، اگر به فلسفهء آن عمیق بشویم، میفهمیم که ضررش بیش از همه، به زن میرسد؛چراکه آنها را ضعیف و وابسته میکند و از جهت دیگر، حق اشتغال آنهارا به دست مردان میدهد؛همانطور که اسلام هم چنین کرده
ولی جدای از ضرر اجتماعی که به این خاطر به جنس زن میرسد، این عمل درواقع یک توهین بسیار بزرگ است.
👤آقای #سیامک_ستوده ، در کتابش در اینباره میگوید:
《زن و سکس
این ویژگی جامعه ای است که اساس آن را پول و سرمایه تشکیل می دهد که در چنین جامعه ای به مردان پول و قدرت داده شده است که هر چه را که می خواهند با آن بخرند و به زنان هم یاد داده شده که برای خوشبختی در زندگی و دستیابی به یک زندگی راحت، مراقب باشند تا در بازار مبادله، کالای سکس، زیبائی و جذابیت خود را به قیمت بالا بفروشند یعنی به دنبال شوهر پولدار باشند. و این یعنی فحشا. منتها در شکل پوشیده و مقبول آن. دراین جامعه قواعد اخلاق حاکم بر روابط زن ومرد چیزی جز قواعد و آداب ناظر بر این مبادله نیست.البته هیچ یک از طرفین هنگام انجام مبادله از عمل خود احساس شرمندگی نمی کنند.زیرا به کنه عملی که انجام می دهند واقف نمی باشند،و بر اثر تکرار در زندگی،زشتی و قباحت آن نادیده گرفته میشود بلعکس، تصویری که آنان از عمل خود دارند یک تصویر وارونه است. باین معنی که پرداختن مخارج زن توسط مردی که او را بیرون می برد به مرد احساسی مردانگی و غرور و به زن احساسی مورد ارزشی، احترام و علاقه واقع شدن را می دهد. به عبارت دیگر، هنگامی که مرد برای زن پول خرج می کند این به هر دو احساس هویت می دهد،هویتی که از قبل برای آن دو تعیین شده است.هویت مرد به عنوان خریدار وهویت زن به عنوان فروشنده سکس.در جامعه مبتنی بر مالکیت خصوصی و در جامعه ای که معیار ارزشی، پول است جز این هم نمی شود انتظار داشت .با چنین احساسی از این عمل است که زن و مرد بزرگ می شوند و لذا وقتی که این کار را در مورد خودشان انجام می دهند نه تنها احساس بدی نسبت به آن ندارند، بلکه بالعکس، فکر می کنند آن طور که در شأنشان بوده است عمل کرده اند.در این دیدگاه جامعه، همواره با اخلاقیات خود بر هر کار زشتی ، تا وقتی که به نفعش باشد، جامه زیبا می پوشاند》
📚زن و سکس در تاریخ/ سیامک ستوده/ فصل اول
👈درواقع، در اسلام که برای سکس و اطاعت اجتماعی که به زن #نفقه داده میشود، همان تن فروشی در شکل مقبول و دینی آن است و هیچ کس به اندازهء زن در این رابطه تحقیر و کوچک نمیشود.
▪️اینکه مرد سرپرست خانواده باشد و خرج زن و دیگر اعضا خانواده را بدهد، موجب بردگی و تحقیر زن است.
👤 #فریدرش_انگلس، فیلسوف و مقتصد شهیر در کتابش در اینباره میگوید :
برافتادن حق مادری، شکست جهانی-تاریخی جنس مؤنث بود. و با شکل گیری خانواده ی خصوصی تحت سرپرستی مرد، مرد فرمانروایی خانه را نیز به دست آورد، زن تنزل مقام یافت، برده شد، بنده ي شهوت مرد و ابزاری صِرف برای تولید فرزند.
📚منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت/ ۱۸۸۴
پس معلوم میگردد که نفقه و یا همان خرج دادن زن، چیزی بیشتر از هزینه های زن است. چیزی بیشتر از مخارج
بلکه تا جایی این ساختار اقتصادی عمیق است، که ریشهء فحشا و تن فروشی، همین نوع اقتصاد خانوادگی است.
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
(قسمت_هشتم)
▪️موضوع: آیا اینکه مرد خرج زن را بدهد، به نفع زن است؟(بخش دوم)
👁🗨همانطور که در قسمت قبل گفته شد، اینکه زن مخارجش توسط مرد تامین بشود، شاید در نگاه اول منفعت طلبانه به نظر برسد ولی، اگر به فلسفهء آن عمیق بشویم، میفهمیم که ضررش بیش از همه، به زن میرسد؛چراکه آنها را ضعیف و وابسته میکند و از جهت دیگر، حق اشتغال آنهارا به دست مردان میدهد؛همانطور که اسلام هم چنین کرده
ولی جدای از ضرر اجتماعی که به این خاطر به جنس زن میرسد، این عمل درواقع یک توهین بسیار بزرگ است.
👤آقای #سیامک_ستوده ، در کتابش در اینباره میگوید:
《زن و سکس
این ویژگی جامعه ای است که اساس آن را پول و سرمایه تشکیل می دهد که در چنین جامعه ای به مردان پول و قدرت داده شده است که هر چه را که می خواهند با آن بخرند و به زنان هم یاد داده شده که برای خوشبختی در زندگی و دستیابی به یک زندگی راحت، مراقب باشند تا در بازار مبادله، کالای سکس، زیبائی و جذابیت خود را به قیمت بالا بفروشند یعنی به دنبال شوهر پولدار باشند. و این یعنی فحشا. منتها در شکل پوشیده و مقبول آن. دراین جامعه قواعد اخلاق حاکم بر روابط زن ومرد چیزی جز قواعد و آداب ناظر بر این مبادله نیست.البته هیچ یک از طرفین هنگام انجام مبادله از عمل خود احساس شرمندگی نمی کنند.زیرا به کنه عملی که انجام می دهند واقف نمی باشند،و بر اثر تکرار در زندگی،زشتی و قباحت آن نادیده گرفته میشود بلعکس، تصویری که آنان از عمل خود دارند یک تصویر وارونه است. باین معنی که پرداختن مخارج زن توسط مردی که او را بیرون می برد به مرد احساسی مردانگی و غرور و به زن احساسی مورد ارزشی، احترام و علاقه واقع شدن را می دهد. به عبارت دیگر، هنگامی که مرد برای زن پول خرج می کند این به هر دو احساس هویت می دهد،هویتی که از قبل برای آن دو تعیین شده است.هویت مرد به عنوان خریدار وهویت زن به عنوان فروشنده سکس.در جامعه مبتنی بر مالکیت خصوصی و در جامعه ای که معیار ارزشی، پول است جز این هم نمی شود انتظار داشت .با چنین احساسی از این عمل است که زن و مرد بزرگ می شوند و لذا وقتی که این کار را در مورد خودشان انجام می دهند نه تنها احساس بدی نسبت به آن ندارند، بلکه بالعکس، فکر می کنند آن طور که در شأنشان بوده است عمل کرده اند.در این دیدگاه جامعه، همواره با اخلاقیات خود بر هر کار زشتی ، تا وقتی که به نفعش باشد، جامه زیبا می پوشاند》
📚زن و سکس در تاریخ/ سیامک ستوده/ فصل اول
👈درواقع، در اسلام که برای سکس و اطاعت اجتماعی که به زن #نفقه داده میشود، همان تن فروشی در شکل مقبول و دینی آن است و هیچ کس به اندازهء زن در این رابطه تحقیر و کوچک نمیشود.
▪️اینکه مرد سرپرست خانواده باشد و خرج زن و دیگر اعضا خانواده را بدهد، موجب بردگی و تحقیر زن است.
👤 #فریدرش_انگلس، فیلسوف و مقتصد شهیر در کتابش در اینباره میگوید :
برافتادن حق مادری، شکست جهانی-تاریخی جنس مؤنث بود. و با شکل گیری خانواده ی خصوصی تحت سرپرستی مرد، مرد فرمانروایی خانه را نیز به دست آورد، زن تنزل مقام یافت، برده شد، بنده ي شهوت مرد و ابزاری صِرف برای تولید فرزند.
📚منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت/ ۱۸۸۴
پس معلوم میگردد که نفقه و یا همان خرج دادن زن، چیزی بیشتر از هزینه های زن است. چیزی بیشتر از مخارج
بلکه تا جایی این ساختار اقتصادی عمیق است، که ریشهء فحشا و تن فروشی، همین نوع اقتصاد خانوادگی است.
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
دروغها و خرافات اسلام
🌱نقدی بر کتاب دین ستیزی نافرجام نوشته مصطفی طباطبایی 👈جناب طباطبایی جملاتی را به ولتر نسبت داده که ما در آثار ولتر نیافتیم و گمان نمی کنیم چنین جملاتی از ولتر باشد و اگر چنین چیزی وجود دارد از ایشان میخواهیم از کتب زبان اصلی ایشان بیاورد ولی ایشان باید توجه…
🌱ولتر و شیطنت اسلامگرایان
✍در کانالهای اسلامگرا سخنانی به ولتر نسبت داده اند که او از پیامبر اسلام تعریف و تمجید کرده است که چندان هم اعتبار ندارد و معلوم نیست بر چه اساسی است بالخصوص که از کتب ولتر ادعای خود را اثبات نمی کنند!
⁉️آیا می دانستید ولتر کتابی به نام محمد داشته است؟
https://www.britannica.com/topic/Mahomet
The performance of Mahomet, in which Voltaire presented the founder of Islam as an imposter, was forbidden, however, after its successful production in 1742
✍اثر او که محمد نام داشت درباره بنیان گذار اسلام است که محمد بنیان گذار اسلام را دغل باز می داند و این اثر موفق او در ۱۷۴۲ بود که منع (قدغن) شد!
👈مطالعه بیشتر پیرامون ولتر:
https://plato.stanford.edu/entries/voltaire/
🔰اما به صورت کلی دیانت از دید ولتر:
نظیر بیشتر اندیشمندان عصر روشنگری، ولتر، با دلایل عقلائی، و نه دیانت مبتنی بر تعالیم مسیح که اجرای آن بر دوش کلیسا بود، به خدا باور داشت، از این رو، وی دئیست بهحساب میآمد. وی بر آن نبود که ایمان مطلق برای اعتقاد به خداوند، ضروریست. ولتر چنین مینگارد: «ایمان چیست؟ باور بدان است که کدامیک، بدیهی است؟ خیر. در ذهن من کاملاً بدیهی است که هستیای ضروری، ذاتی، ابدی و هوشمندی موجود است. این موضوع ایمان نیست؛ بلکه موضوع عقل است.» اما بیشتر او را به دلیل مخالفت با کلیسای کاتولیک آتئیست، یعنی ناباور به خدا قلمداد کردهاند. قائلان به این باور گفتهای از ولتر را که «اگر خدایی هم نمیبود، میبایست او را ساخت» مبنای کار قرار دادهاند، اما با اندکی التفات به نامهها و نوشتههای ولتر میتوان احساسات راستین وی را در باب خدا مشاهده کرد. نقل است که او گفته: تنها مشاهدهٔ آسمان بالای سرم و ستارگان در شب برای من کافیست تا بدانم خدایی هست.
📗تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون انتشارات ققنوس٩٣
👈چنین شخصی که هیچ دین و مذهبی را معتقد نبوده است و محمد را دغل باز می خوانده است را جملاتی در خصوص تمجدید او از محمد ساخته اند. آیا گفتن اینکه محمد دغل باز است از دید یک اسلامگرا تمجید از او است؟😄
@islie
✍در کانالهای اسلامگرا سخنانی به ولتر نسبت داده اند که او از پیامبر اسلام تعریف و تمجید کرده است که چندان هم اعتبار ندارد و معلوم نیست بر چه اساسی است بالخصوص که از کتب ولتر ادعای خود را اثبات نمی کنند!
⁉️آیا می دانستید ولتر کتابی به نام محمد داشته است؟
https://www.britannica.com/topic/Mahomet
The performance of Mahomet, in which Voltaire presented the founder of Islam as an imposter, was forbidden, however, after its successful production in 1742
✍اثر او که محمد نام داشت درباره بنیان گذار اسلام است که محمد بنیان گذار اسلام را دغل باز می داند و این اثر موفق او در ۱۷۴۲ بود که منع (قدغن) شد!
👈مطالعه بیشتر پیرامون ولتر:
https://plato.stanford.edu/entries/voltaire/
🔰اما به صورت کلی دیانت از دید ولتر:
نظیر بیشتر اندیشمندان عصر روشنگری، ولتر، با دلایل عقلائی، و نه دیانت مبتنی بر تعالیم مسیح که اجرای آن بر دوش کلیسا بود، به خدا باور داشت، از این رو، وی دئیست بهحساب میآمد. وی بر آن نبود که ایمان مطلق برای اعتقاد به خداوند، ضروریست. ولتر چنین مینگارد: «ایمان چیست؟ باور بدان است که کدامیک، بدیهی است؟ خیر. در ذهن من کاملاً بدیهی است که هستیای ضروری، ذاتی، ابدی و هوشمندی موجود است. این موضوع ایمان نیست؛ بلکه موضوع عقل است.» اما بیشتر او را به دلیل مخالفت با کلیسای کاتولیک آتئیست، یعنی ناباور به خدا قلمداد کردهاند. قائلان به این باور گفتهای از ولتر را که «اگر خدایی هم نمیبود، میبایست او را ساخت» مبنای کار قرار دادهاند، اما با اندکی التفات به نامهها و نوشتههای ولتر میتوان احساسات راستین وی را در باب خدا مشاهده کرد. نقل است که او گفته: تنها مشاهدهٔ آسمان بالای سرم و ستارگان در شب برای من کافیست تا بدانم خدایی هست.
📗تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون انتشارات ققنوس٩٣
👈چنین شخصی که هیچ دین و مذهبی را معتقد نبوده است و محمد را دغل باز می خوانده است را جملاتی در خصوص تمجدید او از محمد ساخته اند. آیا گفتن اینکه محمد دغل باز است از دید یک اسلامگرا تمجید از او است؟😄
@islie
Encyclopedia Britannica
Mahomet | play by Voltaire
Other articles where Mahomet is discussed: Voltaire: Life with Mme du Châtelet: The performance of Mahomet, in which Voltaire presented the founder of Islam as an imposter, was forbidden, however, after its successful production in 1742. He amassed a vast…
دروغها و خرافات اسلام pinned «🌱پاسخ به آقای مصطفی حسینی طباطبایی پیرامون حدیث جعلی اطلبوا العلم ولو بالصین 👈اولین انتقاد ما را حتما بخوانید در 👇 https://t.me/islie/9569 🔺جناب طباطبایی می گوید : آقایون محترم، ایراد کنندگان به طباطبایی...رفتند گشتند توی یک کتابی که من گفتم، پیامبر فرمودند…»
🌱پس از نقد های ما به جناب آقای مصطفی طباطبایی ایشان یک کلیپی دیگر را در کانال خویش در پاسخ به ما قرار داده اند که عینا آن را فوروارد می کنیم و سپس پاسخ می دهیم.
👇👇👇
👇👇👇