#نقد_ازدواج_اسلامی
(قسمت_ششم)
▪️موضوع: نفقه، ارزش یا توهین به زن؟
✍تابحال دیده اید که وقتی صحبت از ازدواج اسلامی میشود، اسلامگرایان بلافاصله، صحبت نفقه را پیش میکشند و میگویند که اسلام به زن ارزش داده است و گفته است که مرد باید خرج زن را بدهد!
⁉️پرسش، آیا نفقه یک حقِّ اضافی برای زن است، یا زن باید در مقابل کاری بکند؟
▪️نفقه به هیچ وجه ارزش زن محسوب نمیشود و در مقابل تمکین به مرد داده میشود. تمکین به معنای اطاعت کردن است. زن باید در امور جنسی و اجتماعی از مرد اطاعت کند و در مقابل این اطاعت، نفقه میگیرد. اگر زن مانع شرعی نداشت، مرد هروقت که بخواهد زن باید به نیاز جنسی او پاسخ مثبت بدهد؛درحالیکه از هر ۴ شب، حقِّ زن ۱ شب رابطهء جنسی است و اگر یک شب رابطهء جنسی او انجام شده بود، و مرد مایل به رابطهء جنسی مجدد نبود، زن حق اعتراض ندارد؛ این در حالی است که زن باید از مرد اطاعت کند و هروقت که خواست، با او رابطهء جنسی برقرار کند.(به شرطی به مانع شرعی نداشته باشد و یا مریضی حاد که نتواند رابطهء جنسی برقرار کند).
تمکین به تکلیف زن در برابر شوهر است که به ۲ بخش
۱ تمکین خاص
۲ تمکین عام
🔥تمکین خاص به معنی وظایف جنسی زن است
🔥تمکین عام به معنی اطاعت از شوهر ، وظایف خانوادگی ، اطاعت زن از مرد در روابط اجتماعی و امور خانوادگی است.
که هردو آنان به شدت زنستیزانه و مردسالارانه هستند و زن در هرصورت باید پیرو و مطیع مرد باشد!!
💥در صورت عدم تمکین زن :
📚مطابق مواد ۱۶ و ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۵ بهمن ماه ۱۳۵۳ مرد میتواند زن دوم بگیرد( هرچند ، چند زنی در حالت عادی هم در اسلام مجاز است ) .
📚مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی نفقه هم به او تعلق نمیگیرد. پس معلوم میشود نفقه هم که اسلام به زن داده ارزش زن نیست بلکه در مقابل خود فروشی زن به مرد است و مثل کالا در قبال رابطه جنسی و اطاعت از مرد پول گرفته میشود ، نه زندگی مشترک و روابط عاشقانه!!
👈زن باید حتی بدون اجازهء شوهر از خانه خارج نشود و این جزء تمکین عام محسوب میگردد. زن نباید بدون اجازهء شوهر شغل داشته باشد و یا حتی به خانهء پدرش برود و همهء اینها تمکین از شوهر محسوب میشود.
📙احکام شرعی زنان، ص ۲۱۱/ چاپ وفا
➕پس معلوم شد؛ اینکه مرد در اسلام باید خرج زن را بدهد، اسلام ارزشی برای زن قائل نشده است و همهء اینها در مقابل تمکین خفت بار داده میشود.
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
(قسمت_ششم)
▪️موضوع: نفقه، ارزش یا توهین به زن؟
✍تابحال دیده اید که وقتی صحبت از ازدواج اسلامی میشود، اسلامگرایان بلافاصله، صحبت نفقه را پیش میکشند و میگویند که اسلام به زن ارزش داده است و گفته است که مرد باید خرج زن را بدهد!
⁉️پرسش، آیا نفقه یک حقِّ اضافی برای زن است، یا زن باید در مقابل کاری بکند؟
▪️نفقه به هیچ وجه ارزش زن محسوب نمیشود و در مقابل تمکین به مرد داده میشود. تمکین به معنای اطاعت کردن است. زن باید در امور جنسی و اجتماعی از مرد اطاعت کند و در مقابل این اطاعت، نفقه میگیرد. اگر زن مانع شرعی نداشت، مرد هروقت که بخواهد زن باید به نیاز جنسی او پاسخ مثبت بدهد؛درحالیکه از هر ۴ شب، حقِّ زن ۱ شب رابطهء جنسی است و اگر یک شب رابطهء جنسی او انجام شده بود، و مرد مایل به رابطهء جنسی مجدد نبود، زن حق اعتراض ندارد؛ این در حالی است که زن باید از مرد اطاعت کند و هروقت که خواست، با او رابطهء جنسی برقرار کند.(به شرطی به مانع شرعی نداشته باشد و یا مریضی حاد که نتواند رابطهء جنسی برقرار کند).
تمکین به تکلیف زن در برابر شوهر است که به ۲ بخش
۱ تمکین خاص
۲ تمکین عام
🔥تمکین خاص به معنی وظایف جنسی زن است
🔥تمکین عام به معنی اطاعت از شوهر ، وظایف خانوادگی ، اطاعت زن از مرد در روابط اجتماعی و امور خانوادگی است.
که هردو آنان به شدت زنستیزانه و مردسالارانه هستند و زن در هرصورت باید پیرو و مطیع مرد باشد!!
💥در صورت عدم تمکین زن :
📚مطابق مواد ۱۶ و ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۵ بهمن ماه ۱۳۵۳ مرد میتواند زن دوم بگیرد( هرچند ، چند زنی در حالت عادی هم در اسلام مجاز است ) .
📚مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی نفقه هم به او تعلق نمیگیرد. پس معلوم میشود نفقه هم که اسلام به زن داده ارزش زن نیست بلکه در مقابل خود فروشی زن به مرد است و مثل کالا در قبال رابطه جنسی و اطاعت از مرد پول گرفته میشود ، نه زندگی مشترک و روابط عاشقانه!!
👈زن باید حتی بدون اجازهء شوهر از خانه خارج نشود و این جزء تمکین عام محسوب میگردد. زن نباید بدون اجازهء شوهر شغل داشته باشد و یا حتی به خانهء پدرش برود و همهء اینها تمکین از شوهر محسوب میشود.
📙احکام شرعی زنان، ص ۲۱۱/ چاپ وفا
➕پس معلوم شد؛ اینکه مرد در اسلام باید خرج زن را بدهد، اسلام ارزشی برای زن قائل نشده است و همهء اینها در مقابل تمکین خفت بار داده میشود.
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 پیامبر اسلام شبانه دستور ترور مخالفینش را می دهد.
📗 صحیح بخاری روایت ۳۰۲۳
⁉️حال متوجه شدید داعش و تروریستهای اسلامگرا به چه کسی رفته اند ؟؟
#داعش
#ترور
#جنایت
#پیامبر_تروریست
@islie
📗 صحیح بخاری روایت ۳۰۲۳
⁉️حال متوجه شدید داعش و تروریستهای اسلامگرا به چه کسی رفته اند ؟؟
#داعش
#ترور
#جنایت
#پیامبر_تروریست
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 پیامبر اسلام دستور قتل و ترور مخالفینش را می دهد.
✍کعب بن اشرف شاعر مظلوم و بیگناهی که اسلام را نپذیرفت و محمد دستور ترور و قتل او را داد.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۳۲
@islie
✍کعب بن اشرف شاعر مظلوم و بیگناهی که اسلام را نپذیرفت و محمد دستور ترور و قتل او را داد.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۳۲
@islie
Forwarded from ایمان سلیمانی امیری- IMAN SOLEIMANI AMIRI
⚜خصیصه بارز خداباوری و دینداری ، عدم اصالت «انسان» است.
انسان خداباورِ دیندار ، در ساده ترین امور زندگی اش نیز تابع منویات موجودی است که آنرا متعالی می انگارد و « خدایش» نام مینهد.
موجودی که به او میگوید چگونه زیست کند ، رفتار کند ، بیاندیشد و امورات اجتماعی اش را سامان بخشد.
✅ با تسری اخلاق و احکام دینی به سطح جامعه ، شاهد جامعه ای دیندار خواهیم بود که فاقد اصالت اجتماعیِ انسانی است. جامعه ای که در آن انسانها مانند « پیچ و مهره » یا «چرخ دنده »های یک دستگاه برنامه ریزی شده هستند.
⚫️ یک دیندار ، اندیشه اش ، خواسته اش ، امیال و آرزوهایش فقط در راستای تکالیف مقرره برایش وسعت اجرایی میابد . اگر دایره افکار و اعمالش را بیش از حدود و ثغور مقرر بکشد، همان موجود متعالی که «از نهان او آگاه است» و هم متولیانِ همان موجود ،که اعمالش را زیر نظر دارند ، پاسخی درخور و دینی به او میدهند که در قالب « حدودالله » و «تعزیرات » میگنجد. اگر هم فقط در اندیشه اش خطایی بگنجد ، حسابش با «کرام الکاتبین » است.
☑️ اگر انسان همواره مقید به دستورات ، احکام و برنامه های دینیِ آن موجود متعالی ، و نماینده های ریز و درشتش در قامت «پیامبران» ، «امامان» ، «خلفا» ، «مفتیان» و « مراجع تقلید » باشد ، دیگر چه اصالتی برای او ، افکار ، امیال و خواسته هایش باقی میماند؟
انسانی که همه چیزش را واگذار کرده و برده وار بدنبال اجرای دستورات اربابان خود است و جز خواست آنها خواسته ای دیگر ندارد ، چگونه خود را در دایره انسان اصیل فرض خواهد کرد؟
🔸نتیجه و پیامد چنین بی اصالتی ، عدم مشروعیت تصمیم گیری انسانها برای امورات روزمره خویش است.
🔴 انسان خداباور و دیندارِ امروز ، برای خوردن و آشامیدن باید متن کتاب مقدس، اوامر و نواهی متولیان دین اش را مدنظر قرار دهد ، برای امورات زناشویی و ازدواج همانگونه رفتار کند که خدایش فرموده و پیامبرش در بستر رفتار کرده اند ، تنظیم روابط اجتماعی اش با بستگان ، دوستان و دیگر مردم اجتماع را نیز بر اساس کتاب خدا و سنت رسولش تنظیم کند ، امور مالی و قراردادهای شغلی اش را با کسانی ببندد که مجوزش اعطاء شده باشد یا خدایش بپسندد ، برای پوشش خود و خانواده اش به طریقی رفتار کند که قال الله تعالی است یا رسولش فرمان داده است ، حتی در آداب خلا رفتن و جماع کردنش نیز باید به رسول الله تأسی جوید و به اوامر خدایش نظری افکند.
☪ بهمین سبب است که اسلام ، دین تسلیم شدن است و نام مسلمان کاملا برازنده افرادیست که بی اصالت ، در برابر اوامر و نواهی موجود متعالی و نمایندگانش تسلیم اند. نتیجه این بی اصالتی جایی مشهود و هویداست که بیش از یک میلیارد انسانِ قرن حاضر نیز نمیتوانند قانون و احکام دینی آن موجود متعالی و نمایندگانش را بدون انگ خروج از دین و ارتداد ، رفع و رجوع کنند. اینگونه میشود که رفتار « چوپانی در فلسطین و حجاز » برای انسان دیندارِ فاقدِ اصالت ، اصیل و فصل الخطاب است.
🏁 حکومت روحانیون بر فکر و ذهن و جسم و زندگی یک انسان دیندار، نتیجه همان بی اصالتی اوست. اصلی که اصالت فکر ، امیال ، آرزوها و خواسته های انسان را در هر عصر و مکان از او سلب نموده و خواهان برده بودن و زیستن با زنجیرهای جهل و خرافه برای انسان امروز است.
🖋ایمان سلیمانی امیری
@Imansoleymaniamiri
انسان خداباورِ دیندار ، در ساده ترین امور زندگی اش نیز تابع منویات موجودی است که آنرا متعالی می انگارد و « خدایش» نام مینهد.
موجودی که به او میگوید چگونه زیست کند ، رفتار کند ، بیاندیشد و امورات اجتماعی اش را سامان بخشد.
✅ با تسری اخلاق و احکام دینی به سطح جامعه ، شاهد جامعه ای دیندار خواهیم بود که فاقد اصالت اجتماعیِ انسانی است. جامعه ای که در آن انسانها مانند « پیچ و مهره » یا «چرخ دنده »های یک دستگاه برنامه ریزی شده هستند.
⚫️ یک دیندار ، اندیشه اش ، خواسته اش ، امیال و آرزوهایش فقط در راستای تکالیف مقرره برایش وسعت اجرایی میابد . اگر دایره افکار و اعمالش را بیش از حدود و ثغور مقرر بکشد، همان موجود متعالی که «از نهان او آگاه است» و هم متولیانِ همان موجود ،که اعمالش را زیر نظر دارند ، پاسخی درخور و دینی به او میدهند که در قالب « حدودالله » و «تعزیرات » میگنجد. اگر هم فقط در اندیشه اش خطایی بگنجد ، حسابش با «کرام الکاتبین » است.
☑️ اگر انسان همواره مقید به دستورات ، احکام و برنامه های دینیِ آن موجود متعالی ، و نماینده های ریز و درشتش در قامت «پیامبران» ، «امامان» ، «خلفا» ، «مفتیان» و « مراجع تقلید » باشد ، دیگر چه اصالتی برای او ، افکار ، امیال و خواسته هایش باقی میماند؟
انسانی که همه چیزش را واگذار کرده و برده وار بدنبال اجرای دستورات اربابان خود است و جز خواست آنها خواسته ای دیگر ندارد ، چگونه خود را در دایره انسان اصیل فرض خواهد کرد؟
🔸نتیجه و پیامد چنین بی اصالتی ، عدم مشروعیت تصمیم گیری انسانها برای امورات روزمره خویش است.
🔴 انسان خداباور و دیندارِ امروز ، برای خوردن و آشامیدن باید متن کتاب مقدس، اوامر و نواهی متولیان دین اش را مدنظر قرار دهد ، برای امورات زناشویی و ازدواج همانگونه رفتار کند که خدایش فرموده و پیامبرش در بستر رفتار کرده اند ، تنظیم روابط اجتماعی اش با بستگان ، دوستان و دیگر مردم اجتماع را نیز بر اساس کتاب خدا و سنت رسولش تنظیم کند ، امور مالی و قراردادهای شغلی اش را با کسانی ببندد که مجوزش اعطاء شده باشد یا خدایش بپسندد ، برای پوشش خود و خانواده اش به طریقی رفتار کند که قال الله تعالی است یا رسولش فرمان داده است ، حتی در آداب خلا رفتن و جماع کردنش نیز باید به رسول الله تأسی جوید و به اوامر خدایش نظری افکند.
☪ بهمین سبب است که اسلام ، دین تسلیم شدن است و نام مسلمان کاملا برازنده افرادیست که بی اصالت ، در برابر اوامر و نواهی موجود متعالی و نمایندگانش تسلیم اند. نتیجه این بی اصالتی جایی مشهود و هویداست که بیش از یک میلیارد انسانِ قرن حاضر نیز نمیتوانند قانون و احکام دینی آن موجود متعالی و نمایندگانش را بدون انگ خروج از دین و ارتداد ، رفع و رجوع کنند. اینگونه میشود که رفتار « چوپانی در فلسطین و حجاز » برای انسان دیندارِ فاقدِ اصالت ، اصیل و فصل الخطاب است.
🏁 حکومت روحانیون بر فکر و ذهن و جسم و زندگی یک انسان دیندار، نتیجه همان بی اصالتی اوست. اصلی که اصالت فکر ، امیال ، آرزوها و خواسته های انسان را در هر عصر و مکان از او سلب نموده و خواهان برده بودن و زیستن با زنجیرهای جهل و خرافه برای انسان امروز است.
🖋ایمان سلیمانی امیری
@Imansoleymaniamiri
🌱نقدی بر مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب دین ستیزی نافرجام
👈سخنانی نادرست در خصوص ولتر و پاسخ ما👇👇
https://t.me/islie/9699
👈سخنانی نادرست در خصوص ولتر و پاسخ ما👇👇
https://t.me/islie/9699
دروغها و خرافات اسلام
🌱نقدی بر مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب دین ستیزی نافرجام 👈سخنانی نادرست در خصوص ولتر و پاسخ ما👇👇 https://t.me/islie/9699
🌱نقدی بر کتاب دین ستیزی نافرجام نوشته مصطفی طباطبایی
👈جناب طباطبایی جملاتی را به ولتر نسبت داده که ما در آثار ولتر نیافتیم و گمان نمی کنیم چنین جملاتی از ولتر باشد و اگر چنین چیزی وجود دارد از ایشان میخواهیم از کتب زبان اصلی ایشان بیاورد ولی ایشان باید توجه کند که فرانسوا ماری آروئه ولتر به خاطر حملاتش به اسلام بسیار معروف است :
let us start by examining the case of Voltaire, who took a fairly close look at Islam. especially at its religious aspects. In the first phase, with Mohammad and fanaticism . Voltaire's judgment, of Islam which he equated with the prophet 's mission was 👉disparaging👈 even.
👉hostile 👈. later with the Essai sur les meuors but overall judgement remained harsh but it is important to note he fastened on Islam fanaticism, antihumanism , .....
✍ترجمه : بیایید با بررسی نظر " ولتر" شروع کنیم که نگاهی بسیار دقیق به اسلام داشت . به ویژه از منظر دینی اش .اولین وجهه با محمد و تعصب . قضاوت " ولتر " در مورد اسلام که او با فرستادن پیامبر یکی میدانست این بود که 👈پست👉 و حتی 👈نفرت انگیزانه 👉بود بعد ها کمی ملایمتر شد 👈ولی در هرصورت چنان تند باقی ماند👉. 👈شایان به ذکر است که او اسلام را نماد تعصب و غیر انسانی میدانست👉.
📚اسلام در اروپا صفحه ۲۱
⚡️هم چنین او باور داشت که بیشتر جنایات غیر بشری بوسیله مذاهب انجام می شود :
He published Treatise on Tolerance in which he outlines his particular form of deism, a natural religion which most philosophes would adopt and shape to fit their own ideas. He believed that the most inhuman crimes were caused by religion
منبع : دانشگاه گتیزبرگ پنسیلوانیا
http://www3.gettysburg.edu/~tshannon/hist106web/site6/voltaire1.htm
⁉️آیا چنین شخصیتی با چنین عقیده ای می تواند گفته باشد دین محمد معقول است؟
👈البته گمان می کنیم این قضیه در حد و همانند شیعه شدن اینشتین باشد!
@islie
👈جناب طباطبایی جملاتی را به ولتر نسبت داده که ما در آثار ولتر نیافتیم و گمان نمی کنیم چنین جملاتی از ولتر باشد و اگر چنین چیزی وجود دارد از ایشان میخواهیم از کتب زبان اصلی ایشان بیاورد ولی ایشان باید توجه کند که فرانسوا ماری آروئه ولتر به خاطر حملاتش به اسلام بسیار معروف است :
let us start by examining the case of Voltaire, who took a fairly close look at Islam. especially at its religious aspects. In the first phase, with Mohammad and fanaticism . Voltaire's judgment, of Islam which he equated with the prophet 's mission was 👉disparaging👈 even.
👉hostile 👈. later with the Essai sur les meuors but overall judgement remained harsh but it is important to note he fastened on Islam fanaticism, antihumanism , .....
✍ترجمه : بیایید با بررسی نظر " ولتر" شروع کنیم که نگاهی بسیار دقیق به اسلام داشت . به ویژه از منظر دینی اش .اولین وجهه با محمد و تعصب . قضاوت " ولتر " در مورد اسلام که او با فرستادن پیامبر یکی میدانست این بود که 👈پست👉 و حتی 👈نفرت انگیزانه 👉بود بعد ها کمی ملایمتر شد 👈ولی در هرصورت چنان تند باقی ماند👉. 👈شایان به ذکر است که او اسلام را نماد تعصب و غیر انسانی میدانست👉.
📚اسلام در اروپا صفحه ۲۱
⚡️هم چنین او باور داشت که بیشتر جنایات غیر بشری بوسیله مذاهب انجام می شود :
He published Treatise on Tolerance in which he outlines his particular form of deism, a natural religion which most philosophes would adopt and shape to fit their own ideas. He believed that the most inhuman crimes were caused by religion
منبع : دانشگاه گتیزبرگ پنسیلوانیا
http://www3.gettysburg.edu/~tshannon/hist106web/site6/voltaire1.htm
⁉️آیا چنین شخصیتی با چنین عقیده ای می تواند گفته باشد دین محمد معقول است؟
👈البته گمان می کنیم این قضیه در حد و همانند شیعه شدن اینشتین باشد!
@islie
🌱اسکن از صفحه ۲۱ کتاب اسلام در اروپا در تایید سخن ما که ولتر از اسلام متنفر بوده و اسلام را نماد تعصب و ضدبشری می دانسته اند.
#مردم_را_فریب_ندهیم
@islie
#مردم_را_فریب_ندهیم
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
افسانه یک نامه ، توجیه چند جنایت.pdf
7.4 MB
📙افسانه یک نامه،توجیه چند جنایت
✍نویسنده : آبد برهان
👌موضوع : اثبات افسانه نامه محمد به خسرو پرویز و پاره کردن آن و ذکر جنایات مسلمین در ایران.
🆔 @ISLIE
✍نویسنده : آبد برهان
👌موضوع : اثبات افسانه نامه محمد به خسرو پرویز و پاره کردن آن و ذکر جنایات مسلمین در ایران.
🆔 @ISLIE
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 #پیامبران_حیوان_آزار
✍وقتی پیامبری لانه های مورچه ها را می سوزاند.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۹
⁉️این است اخلاق اسلامی؟ آیا حیوان آزاری و سوزاندن مورچه های بیگناه امری انسانی و اخلاقیست؟
@islie
✍وقتی پیامبری لانه های مورچه ها را می سوزاند.
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۹
⁉️این است اخلاق اسلامی؟ آیا حیوان آزاری و سوزاندن مورچه های بیگناه امری انسانی و اخلاقیست؟
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱 #پیامبران_حیوان_آزار
✍پیامبر جنایتکار اسلام دستور به کشتن سگ ها می داده است.
📗صحیح بخاری روایت ۳۳۲۳
⁉️آیا سگ کشی امری انسانی و اخلاقیست؟؟
@islie
✍پیامبر جنایتکار اسلام دستور به کشتن سگ ها می داده است.
📗صحیح بخاری روایت ۳۳۲۳
⁉️آیا سگ کشی امری انسانی و اخلاقیست؟؟
@islie
🌱پس از نقد های ما به جناب آقای مصطفی طباطبایی ایشان یک کلیپی دیگر را در کانال خویش در پاسخ به ما قرار داده اند که عینا آن را فوروارد می کنیم و سپس پاسخ می دهیم.
👇👇👇
👇👇👇
Forwarded from استاد مصطفی حسینی طباطبایی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام"
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
استاد مصطفی حسینی طباطبایی
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام" موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم 📡 @MTabatabaie
🌱پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی در خصوص افسانه شکستن طاق کسری
🍃اولین انتقاد من به جناب طباطبایی در این موضوع👇
https://t.me/islie/9402
🍂پاسخ ایشان👇
https://t.me/islie/9532
🍃پاسخ من👇
https://t.me/islie/9533
🔺جناب طباطبایی می گوید : در پی انتقاداتی هستیم که آقایون محترم به من می کنند و نه به اسلام برای اینکه به روایاتی متصل می شوند که اثبات نشده که اینها مربوط به اسلام است.
⚡️در پاسخ می گوییم این افسانه با سند معتبر از امام صادق در نزد تشیع آمده است و در کتب قدیمی تواریخ اسلامی همچون طبری نیز آمده است که جناب طباطبایی منکر آن بود که سپس پس از ارائه اسناد به اشتباه خود پی برد.
👈شخصی همچون علی دشتی و... به کتب اسلامی مراجعه کرده اند و دیده اند که در کتب اسلامی شیعه و اهل سنت آمده است که با تولد پیامبر اسلام طاق کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است و سپس به نقد این افسانه پرداخته است، حال مشکل و اعتراض مصطفی طباطبایی در چیست؟ خود طباطبایی نیز معترف است که این جریان در کتب قدیمی اسلامی وارد شده و همچنین این جریان خرافی و افسانه ای با سند معتبر از اهل بیت پیامبر بیان شده است و جناب طباطبایی کافیست جست و جویی بفرمایند تا مشاهده کنند این خرافه در ده ها کتب اسلامی آمده است و در نزد تشیع اعتبار فراوانی نیز دارد.
حال اگر جناب طباطبایی شیعه و کتب تواریخ قدیمی را خارج از اسلام می داند، آن بحث جداگانه ای است که چندان به ما ارتباطی ندارد.
🔺طباطبایی می گوید : این موضوعی است که در قرآن اشاره نشده با این که بعضی از مسائل که در واقع مقدمات ظهور پیامبر را فراهم می کند مثل حادثه فیل (الم تری کیف فعل ربک باصحاب الفیل) که این خانه محفوظ ماند بعد عرض کنم که پیامبری برخواسته و آنرا قبله مسلمانان قرار داده و همچنان باقی است و این در قرآن امده ولی آن موضوع در قرآن نیامده.
⚡️در پاسخ می گوییم : همانطور که پیشتر نیز گفتیم شکی نیست که واقعه مذکور افسانه است چنانچه خود جناب طباطبایی نیز معترف به آن است ولی اگر در قرآن هم میامد باز تفاوتی نمی کرد، مشکل جناب طباطبایی اینجاست که گمان کرده هر چه در قرآن بیاید ۱۰۰ درصد صحیح است و مو لای درز آن نمی رود که چنین گمانی ضد عقلانی و ضد علمی است و همچنین حادثه فیل هم افسانه است و حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا این خدایی که می گفتند در مقابل اصحاب فیل، ابابیل را فرستاده بود در هنگام حمله قرمطیان کجا بود که معجزه کند؟در سال 317 هجری، حکومت قرامطه به مکه حمله کردند و حجر الاسود را کندند و دزدیدند با خودشان به بحرین بردند. آیا جناب طباطبایی فراموش کرده که همین چند وقت پیش جرثقیل در مسجد الحرام به روی زائران سقوط کرد و ده ها نفر کشته شدند؟ چرا الله هیچ اقدامی نکرد؟ آیا جناب طباطبایی از حادثه منا و کشته شدن هزاران مردم بیگناه نامطلع است؟ چرا الله سکوت کرد و هیچ مقابله ای نکرد؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که بارها خانه کعبه به زیر سیل رفته است؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که خانه کعبه بارها مورد حمله و سرقت و سیل و ... قرار گرفته است؟ و متاسفانه هیچ ابابیلی هم در کار نبوده است!
@islie
🍃اولین انتقاد من به جناب طباطبایی در این موضوع👇
https://t.me/islie/9402
🍂پاسخ ایشان👇
https://t.me/islie/9532
🍃پاسخ من👇
https://t.me/islie/9533
🔺جناب طباطبایی می گوید : در پی انتقاداتی هستیم که آقایون محترم به من می کنند و نه به اسلام برای اینکه به روایاتی متصل می شوند که اثبات نشده که اینها مربوط به اسلام است.
⚡️در پاسخ می گوییم این افسانه با سند معتبر از امام صادق در نزد تشیع آمده است و در کتب قدیمی تواریخ اسلامی همچون طبری نیز آمده است که جناب طباطبایی منکر آن بود که سپس پس از ارائه اسناد به اشتباه خود پی برد.
👈شخصی همچون علی دشتی و... به کتب اسلامی مراجعه کرده اند و دیده اند که در کتب اسلامی شیعه و اهل سنت آمده است که با تولد پیامبر اسلام طاق کسری شکسته و آتشکده پارس خاموش شده است و سپس به نقد این افسانه پرداخته است، حال مشکل و اعتراض مصطفی طباطبایی در چیست؟ خود طباطبایی نیز معترف است که این جریان در کتب قدیمی اسلامی وارد شده و همچنین این جریان خرافی و افسانه ای با سند معتبر از اهل بیت پیامبر بیان شده است و جناب طباطبایی کافیست جست و جویی بفرمایند تا مشاهده کنند این خرافه در ده ها کتب اسلامی آمده است و در نزد تشیع اعتبار فراوانی نیز دارد.
حال اگر جناب طباطبایی شیعه و کتب تواریخ قدیمی را خارج از اسلام می داند، آن بحث جداگانه ای است که چندان به ما ارتباطی ندارد.
🔺طباطبایی می گوید : این موضوعی است که در قرآن اشاره نشده با این که بعضی از مسائل که در واقع مقدمات ظهور پیامبر را فراهم می کند مثل حادثه فیل (الم تری کیف فعل ربک باصحاب الفیل) که این خانه محفوظ ماند بعد عرض کنم که پیامبری برخواسته و آنرا قبله مسلمانان قرار داده و همچنان باقی است و این در قرآن امده ولی آن موضوع در قرآن نیامده.
⚡️در پاسخ می گوییم : همانطور که پیشتر نیز گفتیم شکی نیست که واقعه مذکور افسانه است چنانچه خود جناب طباطبایی نیز معترف به آن است ولی اگر در قرآن هم میامد باز تفاوتی نمی کرد، مشکل جناب طباطبایی اینجاست که گمان کرده هر چه در قرآن بیاید ۱۰۰ درصد صحیح است و مو لای درز آن نمی رود که چنین گمانی ضد عقلانی و ضد علمی است و همچنین حادثه فیل هم افسانه است و حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا این خدایی که می گفتند در مقابل اصحاب فیل، ابابیل را فرستاده بود در هنگام حمله قرمطیان کجا بود که معجزه کند؟در سال 317 هجری، حکومت قرامطه به مکه حمله کردند و حجر الاسود را کندند و دزدیدند با خودشان به بحرین بردند. آیا جناب طباطبایی فراموش کرده که همین چند وقت پیش جرثقیل در مسجد الحرام به روی زائران سقوط کرد و ده ها نفر کشته شدند؟ چرا الله هیچ اقدامی نکرد؟ آیا جناب طباطبایی از حادثه منا و کشته شدن هزاران مردم بیگناه نامطلع است؟ چرا الله سکوت کرد و هیچ مقابله ای نکرد؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که بارها خانه کعبه به زیر سیل رفته است؟ آیا جناب طباطبایی اطلاع ندارد که خانه کعبه بارها مورد حمله و سرقت و سیل و ... قرار گرفته است؟ و متاسفانه هیچ ابابیلی هم در کار نبوده است!
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
✍در ابتدا تمایل دارم یک موردی را به جناب طباطبایی در ضمن گوشزد، آموزش نیز دهم، ایشان مکرر در کلیپ های خود حجیت خبر واحد را رد می کند و ارزشی برایش قائل نیست که روش ایشان بدعت است و در تضاد و تقابل با مسلمین می باشد! که علمای بزرگ اهل سنت همچون امام نووی در این خصوص می نویسند : فَاَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاهِير الْمُسْلِمِينَ مِنْ الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ ، فَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ الْمُحَدِّثِينَ وَالْفُقَهَاءِ وَأَصْحَابِ الْأُصُولِ : أَنَّ خَبَر الْوَاحِد الثِّقَةِ حُجَّةٌ مِنْ حُجَجِ الشَّرْعِ
✍جمهور مسلمين از صحابه و تابعين و بعد از آن ها ایضا محدثين و فقها و اصحاب اصول عقيده داشتند كه خبر واحدی كه ثقه باشد حجتی از شرع هست و قابل احتجاج می باشد.
📗شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي جلد : 1 صفحه : 131
📕قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث نویسنده : القاسمي جلد : 1 صفحه : 147
📙الحديث والمحدثون نویسنده : محمد محمد أبو زهو جلد : 1 صفحه : 25
🔸همچنین امام آلبانی در این خصوص می نویسد :
عدم الإحتجاج بحدیث الآحاد فی العقیدة بدعة محدثة : وبالجملة فأدلة الکتاب والسنة وعمل الصحابة وأقوال العلماء تدل دلالة قاطعة على ما شرحنا من وجوب الأخذ بحدیث الآحاد فی کل أبواب الشریعة سواء کان فی الإعتقادیات أو العملیات
📘الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحكام نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 60
✍عدم احتجاج به حدیث واحد در عقیده بدعت است : و در کل دلایل از قرآن و سنت و عمل صحابه و اقوال علماء به صورت قطعی دلالت می کند بر چیزی که شرح دادیم که قبول حدیث واحد در تمامی مسائل شریعت چه در اعتقادات و چه در مسائل عملی واجب است.
👈پس جناب طباطبایی گمان نکند که خبر واحد دارای حجیت نیست پس از ایشان می خواهیم به مطالعه بپردازد و چیزی را از خودش نسازد و نیازی هم نیست در خصوص چیزی که اطلاع نداریم همانند آخوندها نظر بدیم.
🔺جناب طباطبایی می گوید : ایشون جاهایی که احادیث تضعیف شده و من رد کردم یک جور فتوا می دهند این جور جاها که احادیث را تضعیف کردند میخواهد حدیث را قبول کنه و بگه نه، تصحیح کردن حدیث را.
⚡️در پاسخ می گوییم : چرا سخن نادرست به ما نسبت می دهید؟ ما که از ابتدا عرض کردیم که این سخن به کل دروغ و افسانه است و خود جناب طباطبایی نیز تصریح به افسانه بودن آن کرد لکن ایشون گفتند این موارد ربطی به اسلام ندارد و ما در مقابل گفتیم در کتب قدیمی تاریخی و کتب معتبر شیعه این افسانه سازی ها شده است و بار دیگر به صراحت می گوییم که شکستن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس در هنگام تولد پیامبر اسلام هیچ اصلی ندارد و دروغی بیش نیست!.
@islie
✍در ابتدا تمایل دارم یک موردی را به جناب طباطبایی در ضمن گوشزد، آموزش نیز دهم، ایشان مکرر در کلیپ های خود حجیت خبر واحد را رد می کند و ارزشی برایش قائل نیست که روش ایشان بدعت است و در تضاد و تقابل با مسلمین می باشد! که علمای بزرگ اهل سنت همچون امام نووی در این خصوص می نویسند : فَاَلَّذِي عَلَيْهِ جَمَاهِير الْمُسْلِمِينَ مِنْ الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ ، فَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ الْمُحَدِّثِينَ وَالْفُقَهَاءِ وَأَصْحَابِ الْأُصُولِ : أَنَّ خَبَر الْوَاحِد الثِّقَةِ حُجَّةٌ مِنْ حُجَجِ الشَّرْعِ
✍جمهور مسلمين از صحابه و تابعين و بعد از آن ها ایضا محدثين و فقها و اصحاب اصول عقيده داشتند كه خبر واحدی كه ثقه باشد حجتی از شرع هست و قابل احتجاج می باشد.
📗شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي جلد : 1 صفحه : 131
📕قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث نویسنده : القاسمي جلد : 1 صفحه : 147
📙الحديث والمحدثون نویسنده : محمد محمد أبو زهو جلد : 1 صفحه : 25
🔸همچنین امام آلبانی در این خصوص می نویسد :
عدم الإحتجاج بحدیث الآحاد فی العقیدة بدعة محدثة : وبالجملة فأدلة الکتاب والسنة وعمل الصحابة وأقوال العلماء تدل دلالة قاطعة على ما شرحنا من وجوب الأخذ بحدیث الآحاد فی کل أبواب الشریعة سواء کان فی الإعتقادیات أو العملیات
📘الحديث حجة بنفسه في العقائد والأحكام نویسنده : ناصر الدين الألباني جلد : 1 صفحه : 60
✍عدم احتجاج به حدیث واحد در عقیده بدعت است : و در کل دلایل از قرآن و سنت و عمل صحابه و اقوال علماء به صورت قطعی دلالت می کند بر چیزی که شرح دادیم که قبول حدیث واحد در تمامی مسائل شریعت چه در اعتقادات و چه در مسائل عملی واجب است.
👈پس جناب طباطبایی گمان نکند که خبر واحد دارای حجیت نیست پس از ایشان می خواهیم به مطالعه بپردازد و چیزی را از خودش نسازد و نیازی هم نیست در خصوص چیزی که اطلاع نداریم همانند آخوندها نظر بدیم.
🔺جناب طباطبایی می گوید : ایشون جاهایی که احادیث تضعیف شده و من رد کردم یک جور فتوا می دهند این جور جاها که احادیث را تضعیف کردند میخواهد حدیث را قبول کنه و بگه نه، تصحیح کردن حدیث را.
⚡️در پاسخ می گوییم : چرا سخن نادرست به ما نسبت می دهید؟ ما که از ابتدا عرض کردیم که این سخن به کل دروغ و افسانه است و خود جناب طباطبایی نیز تصریح به افسانه بودن آن کرد لکن ایشون گفتند این موارد ربطی به اسلام ندارد و ما در مقابل گفتیم در کتب قدیمی تاریخی و کتب معتبر شیعه این افسانه سازی ها شده است و بار دیگر به صراحت می گوییم که شکستن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس در هنگام تولد پیامبر اسلام هیچ اصلی ندارد و دروغی بیش نیست!.
@islie
🌱در ادامه پاسخ به مصطفی حسینی طباطبایی
🔺آقای طباطبایی می نویسد : کتابی است که در مکه معظمه چاپ شده و اصلش "الرحیق المختوم" در یک مسابقه ای که برای سیره نویسی گذاشته بودند این کتاب برنده اول شده...این کتاب خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده تحت عنوان : خورشید نبوت که در آنجا نوشته شده : این مضامین را طبری و بیهقی و دیگران نقل کرده اند اما سند محکمی ندارند و تاریخ ملتهایی که این حوادث در سرزمینشان روی داده صحت آنها را گواهی نکرده اند در حالی که معمولا چنین وقایعی اگر اتفاق افتاده بودند انگیزه های نیرومند برای ثبت و ضبط آن وجود داشت. کتاب خورشید نبوت صفحه ۱۱۴
⚡️در پاسخ می گوییم : استناد جناب طباطبایی به این سخن بی مورد بود و در تضاد با سخن ما نیست زیرا ما نیز تصریح به کذب بودن آن واقعه داریم اما گفتنی است که این خاصیت تاریخ اسلام است که دارای اسناد محکم نیست و این محکم نبودن منتهی به صرفا این واقعه نیست بلکه شامل کل اسلام می شود که متاسفانه جناب طباطبایی متوجه آن نیست که در این خصوص امام احمد بن حنبل می گوید :
قالَ الْإِمَامُ أَحْمَد ثَلَاثَةُ أُمُورٍ لَيْسَ لَهَا إسْنَادٌ: التَّفْسِيرُ وَالْمَلَاحِمُ وَالْمَغَازِي وَيُرْوَى لَيْسَ لَهَا أَصْلٌ أَيْ إسْنَادٌ؛ لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهَا الْمَرَاسِيلُ
✍️امام احمد می گوید : سه امر است که سندی[محکم] برای آنها نیست : تفسیر و تاریخ و جنگ ها که برای آن ها سند و یا اصلی وجود ندارند زیرا بیشتر آن ها مرسل هستند.
📕مجموع الفتاوى نویسنده : ابن تيمية جلد : 13 صفحه : 346
📗شرح مقدمة التفسير لصالح آل الشيخ نویسنده : صالح آل الشيخ جلد : 7 صفحه : 2
👈در ادامه، جناب طباطبایی مطرح می کند که روایت صحابه غیر از قول صحابه است که ما نیز نگفتیم قول صحابه همان روایت صحابه است و همچنین ایشان در ادامه قول صحابه را معتبر نمی شمارد در حالی که از ایشان میخواهیم در خصوص حجیت حدیث موقوف و عدالت صحابه تحقیق بفرمایند که ما به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.
👈ما در قسمت پیش خرافه ای را از صحیح بخاری نقل کردیم، بخوانید در👇
https://t.me/islie/9534
سپس گفتیم خب این خرافه نیز در روایات شما آمده است ولی دروغی بیش نیست سپس جناب طباطبایی این واقعه را پذیرفت و گفت معجزه پیامبر است! و سپس به دروغ به زبان ما چسباند که ما روایتش را صحیح می دانیم در حالی که چنین چیزی نیست بلکه ما نگفتیم صحیح است بلکه گفتیم روایت در کتاب صحیح بخاری آمده است که متاسفانه جناب طباطبایی تفاوت را درک نکرده است. همچنین این واقعه طبق ادله خود طباطبایی دروغ است زیرا اولا در قرآن نیامده است و ثانیا دو سه قرن بعد اسلام ساخته شده است و ثالثا طبق قاعده خود نوشته ایشان در خصوص پذیرش حدیث صحیح در "کتاب نقد کتب حدیث" چون در تضاد با عقل و علم است پس باطل و جعلی است.
📗کتاب نقد کتب حدیث نوشته مصطفی حسینی طباطبایی صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
در نتیجه طبق قاعده خود طباطبایی روایت صحیح نیست و ایشان فرمودند ما صحتش را قبول داریم در حالی که به ما علنا دروغ بستند.
@ialie
ادامه دارد...
🔺آقای طباطبایی می نویسد : کتابی است که در مکه معظمه چاپ شده و اصلش "الرحیق المختوم" در یک مسابقه ای که برای سیره نویسی گذاشته بودند این کتاب برنده اول شده...این کتاب خوشبختانه به فارسی هم ترجمه شده تحت عنوان : خورشید نبوت که در آنجا نوشته شده : این مضامین را طبری و بیهقی و دیگران نقل کرده اند اما سند محکمی ندارند و تاریخ ملتهایی که این حوادث در سرزمینشان روی داده صحت آنها را گواهی نکرده اند در حالی که معمولا چنین وقایعی اگر اتفاق افتاده بودند انگیزه های نیرومند برای ثبت و ضبط آن وجود داشت. کتاب خورشید نبوت صفحه ۱۱۴
⚡️در پاسخ می گوییم : استناد جناب طباطبایی به این سخن بی مورد بود و در تضاد با سخن ما نیست زیرا ما نیز تصریح به کذب بودن آن واقعه داریم اما گفتنی است که این خاصیت تاریخ اسلام است که دارای اسناد محکم نیست و این محکم نبودن منتهی به صرفا این واقعه نیست بلکه شامل کل اسلام می شود که متاسفانه جناب طباطبایی متوجه آن نیست که در این خصوص امام احمد بن حنبل می گوید :
قالَ الْإِمَامُ أَحْمَد ثَلَاثَةُ أُمُورٍ لَيْسَ لَهَا إسْنَادٌ: التَّفْسِيرُ وَالْمَلَاحِمُ وَالْمَغَازِي وَيُرْوَى لَيْسَ لَهَا أَصْلٌ أَيْ إسْنَادٌ؛ لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهَا الْمَرَاسِيلُ
✍️امام احمد می گوید : سه امر است که سندی[محکم] برای آنها نیست : تفسیر و تاریخ و جنگ ها که برای آن ها سند و یا اصلی وجود ندارند زیرا بیشتر آن ها مرسل هستند.
📕مجموع الفتاوى نویسنده : ابن تيمية جلد : 13 صفحه : 346
📗شرح مقدمة التفسير لصالح آل الشيخ نویسنده : صالح آل الشيخ جلد : 7 صفحه : 2
👈در ادامه، جناب طباطبایی مطرح می کند که روایت صحابه غیر از قول صحابه است که ما نیز نگفتیم قول صحابه همان روایت صحابه است و همچنین ایشان در ادامه قول صحابه را معتبر نمی شمارد در حالی که از ایشان میخواهیم در خصوص حجیت حدیث موقوف و عدالت صحابه تحقیق بفرمایند که ما به جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنیم.
👈ما در قسمت پیش خرافه ای را از صحیح بخاری نقل کردیم، بخوانید در👇
https://t.me/islie/9534
سپس گفتیم خب این خرافه نیز در روایات شما آمده است ولی دروغی بیش نیست سپس جناب طباطبایی این واقعه را پذیرفت و گفت معجزه پیامبر است! و سپس به دروغ به زبان ما چسباند که ما روایتش را صحیح می دانیم در حالی که چنین چیزی نیست بلکه ما نگفتیم صحیح است بلکه گفتیم روایت در کتاب صحیح بخاری آمده است که متاسفانه جناب طباطبایی تفاوت را درک نکرده است. همچنین این واقعه طبق ادله خود طباطبایی دروغ است زیرا اولا در قرآن نیامده است و ثانیا دو سه قرن بعد اسلام ساخته شده است و ثالثا طبق قاعده خود نوشته ایشان در خصوص پذیرش حدیث صحیح در "کتاب نقد کتب حدیث" چون در تضاد با عقل و علم است پس باطل و جعلی است.
📗کتاب نقد کتب حدیث نوشته مصطفی حسینی طباطبایی صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
در نتیجه طبق قاعده خود طباطبایی روایت صحیح نیست و ایشان فرمودند ما صحتش را قبول داریم در حالی که به ما علنا دروغ بستند.
@ialie
ادامه دارد...
#نقد_ازدواج_اسلامی
(قسمت_هفتم)
▪️موضوع: آیا اینکه مرد خرج زن را بدهد، به نفع زن است؟
🔻در قسمت قبل نشان دادیم که نفقه یک حق اضافی برای زن نیست و زن در مقابل باید تمکین بکند. ولی آیا اصلاً این خوب است که مرد خرج همسرش را بدهد؟
🔺وقتی که خرج یک فرد تا آخر عمر توسط یک نفر دیگر پرداخت بشود، او به یک شخصیت وابسته تبدیل میشود و بقای او، به یک مرد بسته است و در حقیقت، او یک شخص درجه دوم مصرف کننده است.
اینکه مردان میتوانند همسرانشان را از داشتن شغل محروم کنند، به این علّت است که به اصطلاح خرج آنان را میدهند و قانون اسلامی، این اجازه را به آنها میدهد.
👤 #جان_استوارت_میل ، فیلسوف شهیر و بزرگ تاریخ، در خصوص اینکه میتوان زنان را از داشتن شغل محروم کرد، چنین مینویسد:
《زنان تنها نمونه واقعی از محدودیت مادرزاد قانونی در دوران
مدرن هستند. در هیچ موردی غیر از مورد زنان که نیمی از نوع بشر هستند، مشاغل و کارکردهای اجتماعی در سطوح بالا به صورت مادرزادی از کسی دریغ نمیشود؛ زیرا حتی محدودیتهای مذهبی- که امروزه تقریبا دیگر در انگلستان و اروپا وجود ندارند [نیز موقت هستند ]و در صورتی که شخص دین خود را تغییر دهد، مانع از دستیابی او به شغلی نخواهند شد. در نتیجه، فرودست قرار دادن اجتماعی زنان در نهادهای مدرن اجتماعی یک واقعیت بیمانند است؛ یک تخلف محض [و توجیه ناپذیر] از آنچه قانون بنیادین این نهادها محسوب میشود؛ میراثی از تفکر و آیینی قدیمی که آثار تلخ آن به همه جا رسیده، اما به خاطر یک منفعت جهانی [حفظ قدرت مردان] همچنان حفظ میشود》
📚 رسالهء انقیاد زنان/جان استوارت میل/بخشی از کتاب انقیاد زنان
🔹درواقع، شاید به ظاهر این عبارت"خرج دادن کسی" زیبا به نظر برسد و طوری تصور بشود که به نفع زن است، ولی هیچکس به اندازهء خود زن از این موضوع آسیب نمیبیند. در شرایطی که چرخ اقتصاد به دست مردان بچرخد، بستری برای چند-همسری فراهم میشود و با توجیه اینکه یک مرد میخواهد لطف بکند و خرج چندنفر را بدهد، نه تنها چند-همسری یک رذیلت اخلاقی به حساب نمی آید، بلکه نشانهء تقوا و مکنت محسوب خواهد شد.
🔹اگر به تاریخ هم نگاه بیاندازیم، خواهیم دید که هرجا زنان بیشتر خانه نشین بوده اند و توسط مرد خرج داده شده اند، تبعیض جنسیتی بیشتر بوده است. برای مثال، در دورهء قاجاریه، تبعیض جنسیتی بسیار شدید بوده است و می بینیم که کمترین اشتغال برای زنان و کمترین مقدار دارایی هم مربوط به این دوره است. در دوران قاجار (۱۱۶۴-۱۳۰۴) زنان در جایگاه پایینتری نسبت به مردان قرار داشتند. تحقیقی مربوط به سال ۱۸۵۲–۱۸۵۳ از تهران نشان میدهد که حداکثر فقط یک درصد زنان صاحب ملک بودند و درصد کمتری حتی مغازه داشتند.
📚ساناساریان/ جنبش حقوق زنان در ایران، طغیان افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷/ ص ۳۰
👈و براستی که #کارل_مارکس درست گفته بود که اقتصاد مهمترین قسمت خانواده است؛ چراکه ساختار اقتصادی یک خانواده، که به دست چه کسی بچرخد، میتواند یک جامعه و حتی جهان را تغییر بدهد و نیمی از جامعه را فرودست سازد و آنهارا وابسته و ضعیف کند و برعکس، میتواند با استقلال مالی، برابری بسازد و تبعیض را از بین ببرد
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
(قسمت_هفتم)
▪️موضوع: آیا اینکه مرد خرج زن را بدهد، به نفع زن است؟
🔻در قسمت قبل نشان دادیم که نفقه یک حق اضافی برای زن نیست و زن در مقابل باید تمکین بکند. ولی آیا اصلاً این خوب است که مرد خرج همسرش را بدهد؟
🔺وقتی که خرج یک فرد تا آخر عمر توسط یک نفر دیگر پرداخت بشود، او به یک شخصیت وابسته تبدیل میشود و بقای او، به یک مرد بسته است و در حقیقت، او یک شخص درجه دوم مصرف کننده است.
اینکه مردان میتوانند همسرانشان را از داشتن شغل محروم کنند، به این علّت است که به اصطلاح خرج آنان را میدهند و قانون اسلامی، این اجازه را به آنها میدهد.
👤 #جان_استوارت_میل ، فیلسوف شهیر و بزرگ تاریخ، در خصوص اینکه میتوان زنان را از داشتن شغل محروم کرد، چنین مینویسد:
《زنان تنها نمونه واقعی از محدودیت مادرزاد قانونی در دوران
مدرن هستند. در هیچ موردی غیر از مورد زنان که نیمی از نوع بشر هستند، مشاغل و کارکردهای اجتماعی در سطوح بالا به صورت مادرزادی از کسی دریغ نمیشود؛ زیرا حتی محدودیتهای مذهبی- که امروزه تقریبا دیگر در انگلستان و اروپا وجود ندارند [نیز موقت هستند ]و در صورتی که شخص دین خود را تغییر دهد، مانع از دستیابی او به شغلی نخواهند شد. در نتیجه، فرودست قرار دادن اجتماعی زنان در نهادهای مدرن اجتماعی یک واقعیت بیمانند است؛ یک تخلف محض [و توجیه ناپذیر] از آنچه قانون بنیادین این نهادها محسوب میشود؛ میراثی از تفکر و آیینی قدیمی که آثار تلخ آن به همه جا رسیده، اما به خاطر یک منفعت جهانی [حفظ قدرت مردان] همچنان حفظ میشود》
📚 رسالهء انقیاد زنان/جان استوارت میل/بخشی از کتاب انقیاد زنان
🔹درواقع، شاید به ظاهر این عبارت"خرج دادن کسی" زیبا به نظر برسد و طوری تصور بشود که به نفع زن است، ولی هیچکس به اندازهء خود زن از این موضوع آسیب نمیبیند. در شرایطی که چرخ اقتصاد به دست مردان بچرخد، بستری برای چند-همسری فراهم میشود و با توجیه اینکه یک مرد میخواهد لطف بکند و خرج چندنفر را بدهد، نه تنها چند-همسری یک رذیلت اخلاقی به حساب نمی آید، بلکه نشانهء تقوا و مکنت محسوب خواهد شد.
🔹اگر به تاریخ هم نگاه بیاندازیم، خواهیم دید که هرجا زنان بیشتر خانه نشین بوده اند و توسط مرد خرج داده شده اند، تبعیض جنسیتی بیشتر بوده است. برای مثال، در دورهء قاجاریه، تبعیض جنسیتی بسیار شدید بوده است و می بینیم که کمترین اشتغال برای زنان و کمترین مقدار دارایی هم مربوط به این دوره است. در دوران قاجار (۱۱۶۴-۱۳۰۴) زنان در جایگاه پایینتری نسبت به مردان قرار داشتند. تحقیقی مربوط به سال ۱۸۵۲–۱۸۵۳ از تهران نشان میدهد که حداکثر فقط یک درصد زنان صاحب ملک بودند و درصد کمتری حتی مغازه داشتند.
📚ساناساریان/ جنبش حقوق زنان در ایران، طغیان افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷/ ص ۳۰
👈و براستی که #کارل_مارکس درست گفته بود که اقتصاد مهمترین قسمت خانواده است؛ چراکه ساختار اقتصادی یک خانواده، که به دست چه کسی بچرخد، میتواند یک جامعه و حتی جهان را تغییر بدهد و نیمی از جامعه را فرودست سازد و آنهارا وابسته و ضعیف کند و برعکس، میتواند با استقلال مالی، برابری بسازد و تبعیض را از بین ببرد
▪️مجموعهء دروغها و خرافات اسلام
⚜ @islie ⚜
دروغها و خرافات اسلام
بهرام که گورمیگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گوربهرام گرفت اسلامگرا ایراد گرفته ازدکتر شفا که ابوالاعلی راگفتی ابوالعلا درحالی که خودش بحدی بی اطلاع است که احمد برقی رابه محمدبن خالدبرقی تبدیل میکند👇
✍جناب مصطفی حسینی طباطبایی در کتابش از دکتر شجاع الدین شفا ایراد گرفته است که چون اسمی را اشتباه گفته است پس نامطلع هست که جمله ایشان چنین است : 《علامه فقید ابوالاعلی مودودی رهبر جماعت اسلامی پاکستان را به ابوالعلا معدودی تبدیل نموده است و... راستی چرا آقای شفا با نداشتن آگاهیهای کافی در برابر همه ادیان و پیامبران راستین خدا به ستیزه برخاسته است؟ آیا این روش در محکمه وجدان محکوم نیست؟و آیا ایشان از فرجام این راه پروا ندارد؟》.
📗کتاب دین ستیزی نافرجام صفحه ۱۵
⚡️در پاسخ به جناب مصطفی حسینی طباطبایی می گوییم کسی که در خانه شیشه ای نشسته است به دیگران سنگ اندازی نمی کند! خود جناب طباطبایی در کلیپ "پاسخ دوم به تاریخ طبری و شکستن طاق کسری" در تایم 18:40👈احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند👉 و بارها نیز آن را تکرار می کند.
👈اصل کلیپ جناب طباطبایی 👇
https://t.me/islie/9720
🔺طباطبایی می گوید : ایشان باز آمده این روایت (شکسته شدن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس هنگام تولد محمد) را از یکی از کتابهای شیخ صدوق نقل کرده که ایشان با یک سند طولانی از برقی نقل کرده است که👈ابی عبدالله برقی صاحب کتاب محاسن است😳👉 که کتابشم دارم. این ابی عبدالله برقی که راوی این حدیثه یک شخصی است که این کتاب رجال ابن غضائری ببینید راجع به برقی که راوی این روایته چه می گوید...
⚡️در پاسخ می گوییم : متاسفانه جناب طباطبایی دست به تدلیسی عجیب و بزرگ می زند و احمد بن ابی عبدالله برقی را به محمد بن خالد البرقی تبدیل می کند!.
👈راوی آن روایتی که من ذکر کردم : علي بن أحمد بن عبد الله بن أحمد بن أبي عبد الله البرقي
📗الأمالي نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 360
👈راوی که جناب طباطبایی از رجال ابن غضائری می خواند و بارها اسمش را نیز تکرار می کند : أَحْمَدُ بنُ مُحَمَّد بن خالِد بن مُحَمَّد بن عليّ البَرْقيُّ
📙الرجال لابن الغضائري نویسنده : ابن الغضائری، محمّد كاظم رحمان ستايش جلد : 1 صفحه : 39
🔺جناب طباطبایی می گوید کتاب المحاسن متعلق به ابی عبدالله برقی است که کتابشم دارم که راوی این حدیثه.
⚡️در پاسخ می گوییم : لااقل بروید و نام نویسنده را در آن کتاب مشاهده کنید که نویسنده آن أحمد بن محمد بن خالد البرقى می باشد و این شخص راوی آن روایتی که من نقل کردم نمی باشد که در اینجا آیه ۵ سوره جمعه در ذهنم آمد!
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾
👈این در حالی است که حتی جناب طباطبایی متاسفانه نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری منسوب به او است و ثابت نیست از خود او باشد! که آیت الله خویی می گوید : أن الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري لم يثبت
📕معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 1 صفحه : 96
🍃نجاشی نیز که از شاگردان او می باشد در کتاب رجالش، رجال او را جزو تالیفات او نمی آورد.
📗رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 69
👈در آخر جناب توجه بفرماید که حتی خود محمد بن خالد البرقی به تصریح رجالی های شیعه ثقه هست که ایشان می تواند به رجال نجاشی و فهرست طوسی و خلاصه الاقول حلی مراجعه کند.
📘رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 76
📙الفهرست نویسنده : الشيخ الطوسي جلد : 1 صفحه : 62
📔خلاصة الاقوال نویسنده : العلامة الحلي جلد : 1 صفحه : 63
☑️براستی چرا جناب آقای طباطبایی با نداشتن کوچکترین آگاهی های کافی به ستیز با منتقدین برخاسته است؟ آیا این روش در محکمه وجدان محکوم نیست؟ آیا ضوابط و قواعد اینگونه است؟ آیا اجتهاد به این شکل است؟ آیا قواعد اصولی و عقلی را این گونه رعایت می کند؟
⚡️مروری کنیم بر آنچه گفتیم :
1⃣جناب طباطبایی احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند.
2⃣جناب طباطبایی نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری متعلق به خود ابن غضائری نیست بلکه صرفا منسوب به او است.
3⃣جناب طباطبایی نمی داند که احمد بن ابی عبدالله برقی نویسنده کتاب المحاسن نیست.
4⃣جناب طباطبایی نمی داند که محمد بن خالد البرقی ثقه است.
@islie
📗کتاب دین ستیزی نافرجام صفحه ۱۵
⚡️در پاسخ به جناب مصطفی حسینی طباطبایی می گوییم کسی که در خانه شیشه ای نشسته است به دیگران سنگ اندازی نمی کند! خود جناب طباطبایی در کلیپ "پاسخ دوم به تاریخ طبری و شکستن طاق کسری" در تایم 18:40👈احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند👉 و بارها نیز آن را تکرار می کند.
👈اصل کلیپ جناب طباطبایی 👇
https://t.me/islie/9720
🔺طباطبایی می گوید : ایشان باز آمده این روایت (شکسته شدن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده پارس هنگام تولد محمد) را از یکی از کتابهای شیخ صدوق نقل کرده که ایشان با یک سند طولانی از برقی نقل کرده است که👈ابی عبدالله برقی صاحب کتاب محاسن است😳👉 که کتابشم دارم. این ابی عبدالله برقی که راوی این حدیثه یک شخصی است که این کتاب رجال ابن غضائری ببینید راجع به برقی که راوی این روایته چه می گوید...
⚡️در پاسخ می گوییم : متاسفانه جناب طباطبایی دست به تدلیسی عجیب و بزرگ می زند و احمد بن ابی عبدالله برقی را به محمد بن خالد البرقی تبدیل می کند!.
👈راوی آن روایتی که من ذکر کردم : علي بن أحمد بن عبد الله بن أحمد بن أبي عبد الله البرقي
📗الأمالي نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 360
👈راوی که جناب طباطبایی از رجال ابن غضائری می خواند و بارها اسمش را نیز تکرار می کند : أَحْمَدُ بنُ مُحَمَّد بن خالِد بن مُحَمَّد بن عليّ البَرْقيُّ
📙الرجال لابن الغضائري نویسنده : ابن الغضائری، محمّد كاظم رحمان ستايش جلد : 1 صفحه : 39
🔺جناب طباطبایی می گوید کتاب المحاسن متعلق به ابی عبدالله برقی است که کتابشم دارم که راوی این حدیثه.
⚡️در پاسخ می گوییم : لااقل بروید و نام نویسنده را در آن کتاب مشاهده کنید که نویسنده آن أحمد بن محمد بن خالد البرقى می باشد و این شخص راوی آن روایتی که من نقل کردم نمی باشد که در اینجا آیه ۵ سوره جمعه در ذهنم آمد!
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾
👈این در حالی است که حتی جناب طباطبایی متاسفانه نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری منسوب به او است و ثابت نیست از خود او باشد! که آیت الله خویی می گوید : أن الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري لم يثبت
📕معجم رجال الحديث نویسنده : السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي جلد : 1 صفحه : 96
🍃نجاشی نیز که از شاگردان او می باشد در کتاب رجالش، رجال او را جزو تالیفات او نمی آورد.
📗رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 69
👈در آخر جناب توجه بفرماید که حتی خود محمد بن خالد البرقی به تصریح رجالی های شیعه ثقه هست که ایشان می تواند به رجال نجاشی و فهرست طوسی و خلاصه الاقول حلی مراجعه کند.
📘رجال النجاشي نویسنده : أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي جلد : 1 صفحه : 76
📙الفهرست نویسنده : الشيخ الطوسي جلد : 1 صفحه : 62
📔خلاصة الاقوال نویسنده : العلامة الحلي جلد : 1 صفحه : 63
☑️براستی چرا جناب آقای طباطبایی با نداشتن کوچکترین آگاهی های کافی به ستیز با منتقدین برخاسته است؟ آیا این روش در محکمه وجدان محکوم نیست؟ آیا ضوابط و قواعد اینگونه است؟ آیا اجتهاد به این شکل است؟ آیا قواعد اصولی و عقلی را این گونه رعایت می کند؟
⚡️مروری کنیم بر آنچه گفتیم :
1⃣جناب طباطبایی احمد بن ابی عبدالله برقی را تبدیل به محمد بن خالد برقی می کند.
2⃣جناب طباطبایی نمی داند که کتاب رجال ابن غضائری متعلق به خود ابن غضائری نیست بلکه صرفا منسوب به او است.
3⃣جناب طباطبایی نمی داند که احمد بن ابی عبدالله برقی نویسنده کتاب المحاسن نیست.
4⃣جناب طباطبایی نمی داند که محمد بن خالد البرقی ثقه است.
@islie
Telegram
[دُروغها وَ خُرافاتِ اِسلام]
پاسخ به کانال "دروغها و خرافات اسلام"
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie
موضوع: روایت تاریخ طبری از شکستن طاق کسری جلسه –دوم
📡 @MTabatabaie