دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✌️مبارزمون ادامه داره
تاوقتی شیروخورشید رو پرچممون بتابه

به سلطنتم ربطی نداره
این نشان تاریخ این آب وخاکه...✌️

#سرباز_ایران


مجموعه آگاهی بخشی دروغهاوخرافات اسلام🌐
🆔 @khod2
〽️ @islie
📚 @ktyab
#پس_از_محمد
بخش بیست و چهارم

💠حمله به مناطق مرزی ايران

🔹ابوبکر به خالد مينويسد که پس از يکی شدن با نيروهای ديگر در ابله در عراق به حيره حمله نموده پس از پراکنده کردن اردوگاه های پارسيان در آنجا، "در خانه پارسيان و قرارگاه قوتشان مداين به آنها حمله برند." حيره در شمال شرقی و اولين شهر مرزی عراق در نزديکی انتهای شمالی خليج فارس قرار داشته است. خالد برای هرمز که مرزدار ايرانيان بوده از پيش نامه ميدهد که:

📜"اما بعد، اسلام بيار تا سالم بمانی يا تسليم شو و جزيه بده و گر نه جز خويشتن کسی را ملامت مکن ".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1484.
📎 @ISLIE
🔹هرمز برای مقابله با خالد ابتدا خود را به حفير و سپس به کاظمه ميرساند و در آنجا دو طرف درگير جنگی سخت می شوند. مورخين اسلامی ميگويند،
"هرمز از همه سالاران اين مرز برای عربان بدتر بود و همه عربان از او خشمگين بودند و در خبث بدو مثل می زدند و ميگفتند: خبيث تر از هرمز و کافرتر ازهرمز." همينطور، ميگويند که نفرات سپاه وی را با زنجير بهم بسته بودند که فرار نکنند و برای همين اين جنگ را ذات السلاسل نام نهادند.

🔅در اين جنگ خالد بر هرمز پيروز می شود و غنائم زيادی نصيب مسلمانان می شود. بطوريکه در اين جنگ و جنگ بعدی سهم هر سوار از غنائم هزار درهم و سهم پياده يک سوم آن ميگردد. منجمله، کله هرمز که "نقره جواهر نشان بود" يکصد هزار درهم ارزش داشت که ابوبکر آنرا به خالد ميدهد.
📎 @ISLIE
📜طبری ميگويد: "کلاه های پارسيان به نسبت اعتباری که در ميان قوم خويش داشتند گرانقدر بود، هر کس مقام والا داشت کلاهش يکصد هزار درم می ارزيد و هرمز از آن جمله بود".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1486.

🔹در ضمن، ميان غنائم، زنجيرهايی که سربازان به آن بسته شده بودند نيز وجود ميداشت که هر کدام هزار رطل وزن داشتند و جزو اموال ارسالی خمس برای خليفه در مدينه هر کدام بار يک شتر بودند. در ميان اموال خمس يک فيل نيز وجود داشت که وقتی آنرا در مدينه برای ديدن مردم که تاکنون فيل نديده بودند می گرداندند زنان ميگفتند:
📜"راستی آنچه می بينيم مخلوق خداست؟ که پنداشتند فيل مصنوع انسان است و ابوبکر آنرا پس فرستاد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1486.

منابع بیشتر جهت مطالعه
تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۷، ص: ۲۷۱ بيان غزوه «غزا» ذات السلاسل

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
"ادیان"
درست لحظه ایی که دم از اخلاق میزنند
و با صدور فرمان تهدید میکنند،
به خطا میروند...!

آلبر_کامو
@ISLIE
Forwarded from اتچ بات
اینشتین در جواب فیلیس رایت، یک کلاس ششمی، که در مورد دعا کردن دانشمندان پرسیده بود میگوید :
«من نمی‌توانم خدایی را تصور کنم که مخلوقات خود را پاداش یا کیفر می‌دهد و اهدافش طبق مقاصد ما انسان‌ها شکل گرفته است. خدایی که بطور خلاصه انعکاسی از ضعف و ناتوانی ما انسان‌هاست. من هم چنین نمی‌توانم باور کنم که انسان می‌تواند پس از مرگ، ورای جسم مادی‌اش زنده بماند، هر چند که روح‌های ناتوان به دلیل ترس و جهل چنین افکاری را با خود حمل کنند.»

• منبع • نقل قول در تمدن و سیاست اروپا از ۱۸۱۵ (۱۹۳۸) نوشته اریک اکورن، ص. ۷۲۳. در آگاهی درگذشت نیویورک تایمز (۱۹ أوریل، ۱۹۵۵)
@ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
#حافظ
🍁20 مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد🍁

🍂فلک به مردم #نادان دهد زمام امور

تو اهل #دانش و فضلی همین #گناهت بس

📸Photo: #AV
🆔 @khod2
#پس_از_محمد
بخش بیست و پنجم

💠حمله به مناطق مرزی ایران( قسمت دو)

🔹قبل از اينکه جنگ ذات السلسل در بگيرد، از سوی اردشير، قارن با سپاهی بکمک هرمز فرستاده می شود. ولی سپاه زمانی ميرسد که ايرانيان شکست خورده بودند. از اينرو، باقيمانده سربازان با قارن يکی شده در مذار برای جنگ با خالد اردو ميزنند. در اين جنگ نيز ايرانيان شکست خورده باقيمانده نيروی خود را با کشتی به عقب می نشانند. ابی عثمان ميگويد:

📜"در جنگ مذار ٣٠٠٠٠ تن از پارسيان کشته شد بجز آنها که غرق شدند و اگر آب مانع نبود همه نابود شده بودند و آنها که جان به در بردند لخت يا نيمه لخت بودند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1488.
📎 @ISLIE
🔸سپس خالد در ناحيه فرات در کنار دجله فرود می آيد و در جنگ ديگری با ايرانيان روبرو می شود. در اين جنگ نيز که به جنگ رود معروف می شود، غنائم باز هم بيشتری نصيب مسلمانان می شود. خالد "زن و فرزند جنگاوران و کسانی را که به آنها کمک کرده بودند به اسارت [ميگيرد]، و کشاورزان را که تعهد پرداخت خراج کرده بودند بحال خود می گذارد". در ضمن، در همه مناطق فتح شده تمام زمين های زراعتی بجز زمين های کسانی که متعهد به پرداخت خراج شده بودند ميان سپاهيان مسلمان تقسيم ميگردد.

🔷🔹در ضمن خالد فرماندهان خود را بسوی دو قلعه مقاوم در برابر اعراب می فرستد که يکی از فرماندهان مزبور تمام ساکنان قلعه اولی را پس از آنکه وادار به تسليم می شوند، بقتل رسانده اموالشان را غصب نموده و فرمانده ديگر، قلعه دومی را که از پيش تسليم و مسلمان شده بودند رها کرده زنی را که در راس آنان قرار داشت به زنی می گيرد.

🔹اردشير پس از اطلاع از کشته شدن قارن، "اندرزغز" را که از مواليد سواد و زاده مداين بود به جنگ مسلمانان ميفرستد. سپاه "اندرزغز" و خالد در محلی بنام ولجه با يکديگر روبرو شده جنگی سخت ميان آنان در می گيرد. با رسيدن نيروهای کمکی برای خالد، ايرانيان به هزيمت ميروند و با کمينی که خالد پشت سر آنها قرار داده بوده است همگی را بقتل ميرساند و خود اندرزغز نيز از تشنگی جان ميدهد.

🔅خالد در برابر سپاه خود می ايستد و ميگويد اگر وظيفه جهاد و دعوت بخدا نبود، در همين سرزمين که در آن مواد خوراکی مانند خاک فراوان است می مانديم و آنهائی را که نتوانستند در اين جنگ شرکت کنند از نداری و گرسنگی در می آورديم.

📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۷، ص: ۲۷۱
📘طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۴۸۸-۱۴۸۹.

پست بعد : رود خون
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
#حافظ در اواخر عمرش مرتد شد

🔹محمد گلندام، نخستين جامع ديوان حافظ و دوست و همدرس او ، در مقدمۀ دیوان حافظ ، نام و عنوان‌هاي او را چنين آورده‌است : مولاناالاعظم، المرحوم‌الشهيد، مفخرالعلماء، استاد نحاريرالادباء، شمس‌المله ‌والدين، محمد حافظ شيرازي. او همواره از حافظ به عنوان #شهيد ياد کرده و گمان را ایجاد می کند که شاید حافظ در پی فتوای فقها به قتل رسيده باشد!
http://l1l.ir/2o-3
📘در كتاب عرفات العاشقين ، نوشته ی اميرتقی الدين ، مي خوانيم:
آنگاه كه ماموران حكومت در پی فتوای فقها و حكم قوه ی قضاييه به خانه ی حافظ حمله نمودند تا وی را بازداشت نموده وبه قتل برسانند، بانوان خانۀ حافظ ، تمامي آثار و نوشته های وی را در چاه ريختند تا به دست ماموران نيفتد. 
🔅همچنین از اشعار حافظ نیز میتوان دریافت
@ISLIE
• دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
‌• من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
دشمنی اخوند ها با حافظ

منبع •  مردان علم در میدان عمل، ج7، ص228.

@ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
شما به جامعه‌ای بهتر بسازیم دعوت شده‌اید.
آشنایی با مطالب شهروندی، بهبود تعاملات اجتماعی و روابط خانوادگی، ارتقاء دانش عمومی، محیطی علمی دور از خرافات و شبه‌علم
https://t.me/JameahiBehtarBesazim
#پس_از_محمد
بخش بیست و ششم

💠 رود خون ، کشتن هفتاد هزار اسیر

✔️خالد در مسير پيشروی خود به روستای اليس ميرسد. در آنجا گروهی از عربان مسيحی (نصرانی) که اقوامشان در جنگ ولجه به کمک پارسيان رفته و کشته شده بودند، بهمراه عربان روستای حيره جمع شده و منتظر رسيدن سپاه بهمن جاذويه از طرف اردشير ميشوند. ولی جنگ ميان آنان و خالد قبل از رسيدن قوای کمکی در ميگيرد. ساکنان روستای اليس در انتظار رسيدن قوای کمکی تا آخرين لحظه مقاومت ميکنند ولی سرانجام، بعلت نرسيدن نيروی کمکی شکست می خورند.

🔅خالد در آغاز جنگ نذر کرده بود که "خدايا نذر ميكنم اگر بر آنها دست يافتم چندان از آنها بكشم که خون هايشان را در رودشان روان کنم ". در نتيجه، پس از پيروزی دست به چنان جنايتی ميزند که در تاريخ اسلام با همه جنايات تکان دهنده ای که تابحال در آن شده بود، سابقه نداشته است. او دستور ميدهد که بميان مردم رفته جار بزنند "اسير بگيريد، اسير بگيريد، هيچكس را نكشيد مگر آنكه مقاومت کند".

🔹باين ترتيب مردم بی گناه که بخاطر نجات جان خويش مقاومت نکرده تسليم شده بودند، دسته دسته اسير شده به نزد خالد آورده می شوند. او نيز کسانى را معين می کند که اسرا را بر سر رودی که در نزديکی اليس بود، دسته دسته گردن ميزنند. بطوريکه يك شب و روز گردن زدن ادامه می يابد. آنگاه فردا و پس فردا پيش ميروند تا به نهرين ميرسند و گردن هر کس را که می يافتند ميزدند و همين قدر از سه سوی ديگر اليس پيش می روند و گردن همه را می زنند. آب رود چنان خون آلود شده بود که مغيره ميگويد:

📜"بر رود آسياها بود که سه روز پياپی با آب خون آلود قوت سپاه را که ١٨٠٠کس يا بيشتر بودند آرد کردند. گفته ميشود که مسلمانان در اين جنايت و قتل عام بزرگ گردن ٧٠هزار تن را ميزنند."
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص۱۴۹۴.


📜بنابر روايتی ديگر گردن قربانيان را نه بر سر رود بلکه بر روی زمين ميزدند، و چون خون بخاطر غلظتش حرکت نميكرد، براى آنكه قسم خالد را که گفته بود در صورت پيروزى از خون مردم رود روان خواهد کرد محقق کنند، آنقدر آب ميريزند تا خون چون رود روان شود. براى همين اين قتل عام به رودخون معروف می شود.
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص۱۴۹۳-۱۴۹۴.

•منابع بیشتر جهت مطالعه•
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران ،ابن اثیر/ ترجمه، ج ۸، ص: ۱۰۹-۱۱۰
📓تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم ص 123

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
نحوه ی گشترش اسلام از زبان ویلیام مویر اسلام شناس اسکاتلندی

@ISLIE
«من نمی‌توانم فرضیه «بی‌اخلاقی انسان» را بپذیرم، و من اخلاق را منحصراً امری انسانی و متعلق به انسان می‌دانم که هیچ نوع قدرت مافوق انسانی در پشت آن وجود ندارد.»

• آلبرت اینشتین، سوی انسانی. ص. ۳۹.
💢ابر گروه دروغ ها و خرافات اسلام💢

🗣گفتگوهای جنجالی
🤝مناظرات منطقی
🌐کنفرانس های مستند

در ابر گروه دروغ ها وخرافات اسلام عضو شوید👇
https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
#پس_از_محمد
بخش بیست و هفتم

🔹پس این جنایات خالد به امغيشيا ميتازد. امغيشيا شهری مانند حيره، و اليس از توابع آن بوده است. وقتی که به آنجا ميرسد، مردم که از جلادی های خالد خبر داشتند، از ترس فرار کرده در اطراف پراکنده شده بودند. خالد دستور ميدهد تا شهر را غارت و سپس آنرا و همه توابعش را ويران کنند. مسلمانان در بازار پر کالاى شهر و توابع آن دست به چنان غارتى ميزنند که از جنگ ذات السلاسل به اين سو تاکنون اينهمه غنيمت نصيبشان نشده بود. بطوريکه، "سهم هر سوار يکهزار و نهصد درم شد به جز آنکه به جنگاوران سخت کوش دادند." وقتی خبر به ابوبکر رسيد، گفت: "ای گروه قريشيان شير شما به شير جست و بر او چيره شد، زنان از آوردن مردی همانند خالد عاجزند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۴۹۵.

📎 @ISLIE
🔰 آنگاه، خالد بن وليد بسوى حيره اولين شهر مرزی عراق رهسپار می شود. تا کنون، همه جنگ هائی که ميان خالد و پارسيان و عاملين عرب يا مسيحی آنان رخ داده بود در خارج از مرز عراق بود. ايرانيان نيز مانند هر امپراطوری ديگر، در عين آنکه خود با سپاهيان خويش از مرزهای خود دفاع ميکرده اند، در آنسوی مرزها نيز در شعاع وسيعی اقوام ساکن و اکثرا بدوی را نيز زير نفوذ خود گرفته از آنها بعنوان سپری در برابر نيروهای مهاجم استفاده می نمودند. از اينرو، مسلمانان برای رسيدن به مرزهای عراق ناچار بودند از اين سپر دفاعی عبور نموده از طريق يک سلسله جنگ ها از آن بگذرند.

🔸در اينموقع، آزادبه که مرزبان حيره بوده خود را برای جنگ با خالد آماده ميکند و در بيرون حيره اردو ميزند. در ضمن پسرش را برای بستن فرات روانه ميکند. اينکار باعث می شود که کشتی های خالد که سربازان و غنائم خود را بر آن سوار کرده بود به گل نشسته و از حرکت بازبمانند. از اينرو، به محل بستن فرات حمله کرده آب را بر آن سوار نموده نيروهای خود را حرکت ميدهد.

🔹خالد هنگاميکه به حيره ميرسد، آزادبه بدنبال مرگ اردشير و پسرش، حيره را رها کرده ميرود. در نتيجه، خالد چهار قصر "ابيض"، "عدسيين"، "بنی مازن"، و "ابن بقيله" را که سران حيره و اطرافيانشان در آن جمع شده بودند توسط چهار فرمانده خود به محاصره ميگيرد، و به آنها يکروز فرصت ميدهد که برای پيوستن به اسلام، جزيه يا جنگ تصميم بگيرند.

🔅مسلمانان که عاجز از تصرف قصرها و قلعه ها بودند، به خانه های مردم و ديرها که بيرون قصرها قرار داشتند حمله برده و مردم #بی_دفاع را #قتل_عام ميکنند. تا اينکه ساکنان قصرها در پاسخ به اعتراض مردم و کشيشان و راهبان که بانگ بر ميآورند "که ای مردم قصرها شما سبب کشتن ماييد" ناچار متقاضی مذاکره با خالد می شوند.

📜: "شما چيستيد، اگر عربيد چرا با عربان دشمنی داريد ؟" آنها نيز ميگويند "ما عربانيم بعضی عربان عاربه ايم و بعضی عربان مستعربه" . خالد نيز ميگويد "اگر شما چنين بوديد با ما مقابله نميکرديد و از کار ما بيزار نبوديد." سرانجام، وقتی که آنها شق پرداخت جزيه را انتخاب ميکنند، خالد آنها را مورد خطاب قرار داده ميگويد:
"وای بر شما، کفر بيابانی گمراهی زاست و از همه عربان احمقتر آنست که در اين بيابان رود و دو بلاد به او بر خورند يکی عرب و ديگری عجم و عرب را بگذارد و از عجم راه جويد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص ۱۴۹۸.

🔅آنگاه بر سر سالی ١١٩٠٠٠درهم جزيه بشرط اينکه پيمان نشکنند و مسلمانان از آنها حمايت کنند با هم عقد توافق می بندند.

🔹البته، پس از مرگ ابوبکر آنان دوباره سر به طغيان نهاده قراردادها را زير پا ميگذارند، و چون مسلمانان دوباره بر منطقه چيره می شوند دوباره زير بار قراردادها رفته و با شکست مسلمانان (شکست مثنی) دوباره طغيان ميکنند. وقتی دوباره مسلمانان به فرماندهی سعد منطقه را تصرف می کنند دوباره مجبور به قبول قرارداد، ولی اينبار به مبلغ سالنه ۴٠٠٠٠٠درهم جزيه می شوند. علت اين طغيان ها بی شک اين بوده است که آنها که اعراب وابسته به دربار ايران بوده اند در معادله قدرت هرگز تصور پيروزی مسلمانان بر امپراطوری ايران را در مغر خود هم خطور نمی داده اند.
•منابع بیشتر جهت مطالعه
[تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران - بيان واقعه يوم فرات و فتح حيره - صفحه۲۰۱۱-۲۰۱۴]
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
اسلام به واسطه خصلت غارت گری اعراب گسترش یافت
@ISLIE
الحق که خرافات ، مصیبتی است که هر ملتی به آن دچار شد باید برای همیشه با پیشرفت و سازندگی وداع کند . ما هم البته در کشور مان از این مصیبت ها کم نداریم

میرزا_کرمانی
@ISLIE
#پس_از_محمد
بخش بیست و هشتم

💠درگیری داخلی ایرانیان بر سر تاج و تخت و پیشروی اعراب

✔️واضح است که این جنایات هيچيک کوچکترين شباهتی به ترويج دين و عقيده درميان مردمی که مايل به آن عقيده يا دين بوده باشند نداشته است، بلکه دقيقا از نوع کارهائی بوده است که همه قدرت های غارتگر و تجاوزکار ديگر مانند رمی ها، ايرانيان، و بعدها مغول ها و ... بدون استثناء با قربانيان و مردم تسليم شده به خود انجام ميداده اند. اينها همه در سال دوازدهم هجرت اتفاق ميافتند.

🔹خالد يکسال در حيره ميماند. او آنجا را مقر خود کرده، از آنجا برای مطيع کردن منطقه و سرکوبی و جنگ و دريافت جزيه، نيرو به اطراف حيره می فرستد. بدنبال آن مردم حيره نيز از وحشت نيروهای جرارِ خالد، خانه و زندگی خود را رها کرده به روستاها فرار ميکرده اند و از روی ناچاری به کار مزدوری مشغول ميشده اند. بسياری نيز يا تسليم به پرداخت جزيه شده در جای خود مانده يا ترک بلاد کرده بودند. جماعت هائی نيز در قلعه های پراکنده تسليم نشده پيکار می کردند.
📎 @ISLIE
🔅تا اينزمان، ايرانيان به مسلمانان که تا دجله پيشروی کرده، اين سوی آنرا تحت تسلط خود در آورده بودند، کاری نداشته، درگير کشمکش های داخلی، توطئه ها و قتل های پياپی درباری، قتل پدران بدست پسران و پسران بدست ديگر آشنايان و اقوام خود بودند. از جمله، پس از مرگ کسری، پسرش شيری تمام اقوام خود را که به نحوی به کسری نسب ميبردند، برای آنکه مبادا مدعی تاج و تخت وی شوند به قتل رسانده بود. چنانکه طبری ميگويد:

📜"پس از او و اردشير پسرش، پارسيان بر همه کسانی که نسب به بهرام گور می بردند تاختند و خونشان ريختند. بدين جهت کس نمييافتند که اورا به شاهی بردارند و بر وی همسخن باشند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص۱۵۰۸.

🔹از طرفی مسلمانان نيز نمی توانستند بيش از اين پيشروی نمايند. زيرا هنوز بر پشت سرشان سه سپاه پارسی در عين، انبار، و فراض موجود بود. اينها سپاه هايی بودند که ايرانيان برای جلوگيری از پيشروی احتمالی دشمن بسوی مرزهای خود، و کمک به نيروهای عرب هوادار خود، در ميان اعراب نگه ميداشتند تا حرکت دشمن فرضی بسوی مرزهای خود را، تا فراهم آوردن نيروهای کافی برای مقابله با آن، متوقف نمايند.

🔰 بنابراين، درگيری های خالد، همگی جنگ های مقدماتی و مقدمه درگيری بزرگ بعدی با خود سپاه ايرانيان بود. چيزی که ابوبکر از آن بيم داشت و در مورد آن احتياط بسيار به خرج می داد و از همين رو به خالد دستور داده بود "تا نظامی از پارسيان پشت سر وی هست در ديار آنها پيش نرود".

🔅البته، همانطور که خواهيم ديد، ايرانيان، در مدتی که مسلمانان سرگرم نبرد با اين نيروهای بازدارنده و وابسته به آنها بوده و از اينطريق فرصت کافی برای جمع آوری نيروی نظامی برای نبرد نهائی در اختيارشان بود، بجای استفاده از اين فرصت برای جمع آوری نيروهای خود، به کشمکش های خونين داخلی مشغول بودند.

🔅در مقابل، خالد نيز بتوصيه ابوبکر قبل از گسترش بيشترِ خطوط نظامی خود، رهسپار از ميان برداشتن اين اردوگاه ها و سپاه های پارسی می شود. قبل ابوبکر عِياض را مامور اينکار کرده بود، ولی اکنون که عِياض در اينکار وامانده بود، خالد برای اتمام کار، خود به کمکش ميرفت.

🔸خالد ابتدا به سوی انبار رهسپار میشود و پس ازشکست آنان بسوی عين التمر ميرود. در آنجا مهران پسر بهرام چوبين با سپاه ايرانی خود، در قلعه، و در کنار "عقة بن ابی عقه" که نيروهايی از قبايل عرب را در اختيار داشت، مستقر بود. مهران، بجای آنکه با نيروهای خود و عقه مشترکا به خالد حمله کنند، ابتدا، عقه را به مقابله با خالد ميفرستد و باو ميگويد که در صورت نياز به کمکش خواهد آمد. ولی بجای کمک به عقه وقتی وی شکست خورده اسير می شود با نيروهای ايرانی خود قلعه را رها کرده و عقب می نشيند. خالد نيز به قلعه آمده #همه_ساکنين_قلعه را بهمراه عقه #گردن_زده، #زنان و #فرزندان آنان و کودکانی را که انجيل می آموخته اند، به #اسارت می گيرد.

📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۱۲۲
📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۴، ص: ۱۵۱۳

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
شگفتی در این است ؛
آنانی که خدا را بسیار دوست داشته اند
کمترین علاقه ایی به انسان نداشته اند...!

رابرت_اینگرسل

@ISLIE
Forwarded from اتچ بات
« آنچه دربارهٔ اعتقادات دینی من گفته‌اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخص‌وار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی‌اعتقادی‌ام نمی‌شوم بلکه آن را آشکارا بیان می‌کنم.»
@ISLIE

•آلبرت اینشتین، سوی انسانی. ص. ۴۳. نامه به یک بی‌خدا. (۲۴ مارس، ۱۹۵۴)

اینکه واعظین دین فکر می‌کنند
که واقعا دعاهایشان کارایی دارد،
مانند آن است که قورباغه‌ها تصور کنند،
صدای قورقورشان فصل بهار را می‌آورد!

رابرت اینگرسول

@ISLIE