دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
عزا داری در کتب اسلامی به شدت نهی شده

📜هر کس در مصیبت بادستش به رانش بکوبد ؛اجرش نابود می گردد.

📚حکمت 144 نهج البلاغه

@ISLIE
#پس_از_محمد
بخش پانزدهم
💠شكست سجاح و فرار وی به شام

✔️خالد، پس از تمام کردن کار طُلَيحه و قبايل غَطَفان و اسد و بنی سليم و هوازن، بسوی يمامه، حرکت ميکند. در آنجا، سجاح و مُسَيلَمه با ادعای پيغمبری قيام کرده بودند. سجاح از قبيله بنی تَِغلِب بود و طوايف ربيعه را نيز با خود داشت. طايفه هُذَيل نيز از مسيحی گری بيرون آمده به او پيوسته بودند و به اين ترتيب کارش بالا گرفته بود.

🔹پس از مرگ محمد، "وکيع بن مالک" و "مالک بن نُوَيره"، از جمله عاملانی که محمد پس از روی آوری يمن و يمامه به وی، بر سر بنی حنظله نهاده بود، و بعدا "زِبرِقان بن بَدر، عامل محمد بر سر طايفه رباب به سجاح می پيوندند. آنگاه سجاح با سپاه خود بسوی مدينه حرکت ميکند. در ميانه راه هنگام گذشتن از نباج "اوس بن خزيمه هجيمی" و مردم "بنی عَمرو" که بگرد سجاح جمع شده بودند ناگهان به وی حمله نموده از او اسير ميگيرند. سجاح نيز پس از مذاکره و گرفتن اسيران خود تعهد ميکند که ديگر از منطقه آنان عبور ننمايد و چون مالک و وکيع نيز از او جدا شده بودند، از حمله به مدينه منصرف شده با سپاه خود قصد بنی حنيفه در يمامه را ميکند.

🔅مُسَيلَمه که از قصد او بيمناک می شود و می ترسد که اگر با سجاح درگير شود "ثمامه و شرحبيل بن حسنه با قبايل اطراف بر سرزمين حجر تسلط" مييابند، به قصد دوستی برای او هديه فرستاده با او به مذاکره می نشيند . شرحبيل يکی از گروه های ارسالی ابوبکر برای جنگ با مُسَيلَمه بوده است. در اين مذاکره، گفتگوی زير ميان دو پيغمبر!! رد و بدل می شود:

📜مُسَيلَمه - نصف زمين از ماست، اگر قريش عدالت کرده بود يک نيمه زمين از آن وی بود، اينک خدا نيمه ای را که قريش نخواست به تو داد که اگر قريش خواسته بود از آن وی می شد.
سجاح - نصف را کسی رد ميکند که ستمگر باشد، نصف را به سپاهی ده که بدان راغب است.
مُسَيلَمه - خدا از هر که اطاعت آورد، شنيد، و چون در خير طمع بست او را اميد داد و پيوسته کارش به خوشی فراهم آمد. خدايتان ديد و عطا داد و از بيم رها کرد که به روز جزا نجاتتان دهد و زنده کند، درودهای گروه نيکان، نه تيره روزان و بدکاران، بر ما باد. آنها که شب به پا خيزند و به روز روزه دارند برای پروردگار بزرگتان که پروردگار ابرها و بارانها است. مُسَيلَمه متعهد می شود که نيمی از محصول سال آتی يمامه را برای وی بفرستد.
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1394.
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ابن اثیر، ترجمه، ج ۸، ص: ۵۸
📎 @ISLIE

🔰در اينجا، ملاحظه ميگردد که چگونه تمامی شبه جزيره عربستان تحت تاثير پيروزی های اوليه محمد به روش های خرافی و رياکارانه او آلوده گشته و کارها، و اعمال و رفتار اين پيغمبران جديد مشابه و بتقليد از خود او بوده است.
👈راويان مسلمان، اغلب ادعا ميکنند که آيه های آنان تقليدی دزدانه از محمد بوده است. اگر منظورشان تقليد در شکل است که چه اهميتی ميتواند داشته باشد. ولی اگر منظور آنان تقليد در محتوا ميباشد که تمام عقايد و ايه های محمد نيز از نظر محتوا تقليدی از پيغمبران يهود و مسيحيت بوده است.

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
طبق آمار موجود، ایرانی‌ها معادل ۲۰۰۰ میلیارد تومان غذای نذری در ماه محرم توزیع می‌کنند که شاید یک درصد آن به نیازمندان برسد!
با این رقم می توان حدود ۳۰ هزار مدرسه و…ساخت!
@ISLIE
به ما می گویند بدون تسلی های دین، افراد ناباور به نحو تحمل ناپذیری غمگین هستند!
این برهان، برهان یک انسان ترسو است. هیچکس جز آدمی ترسو، خوشبختی خیالی را آگاهانه نمی پذیرد.

راسل
@ISLIE
اگر یزید روزنامه کیهان را داشت، فردای عاشورای ۶۱ هجری چنین مینوشت .

@ISLIE
#پس_از_محمد
بخش شانزدهم

💠شکست سجاح و جنایات فرماده مسلمانان ، خالد بن ولید

🔹هنگاميکه سجاح قصد جنگ با مُسَيلَمه را ميکند، پيروان او مانند مسلمانان که با جنگ بدر و بعضی لشکر کشی های محمد مخالفت ميکنند، از در مخالفت با وی در می آيند و ميگويند، "مردم يمامه نيروی بسيار دارند و کار مُسَيلَمه بالا گرفته
است". ولی او نيز مانند محمد برای ساکت نمودن آنها، وحی خدا و امر او به
رفتن به يمامه را بهانه ميکند و اين آيه را برای آنان می آورد:

📜"سوی يمامه روی کنيد، و چون کبوتر بال گشاييد که غزايی قاطع است و از آن پس ملمتی به شما نرسد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص1394.
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ابن اثیر، ترجمه، ج ۸، ص: ۵۸

👈🔸جالب است که در اينجا نيز سجاح مانند محمد در جنگ بدر، از رفتن به جنگ مُسَيلَمه رو سفيد بيرون آمده منتفع می شود. بنابراين، او نيز ميتواند موفقيت خود در گرفتن نيمی از حاصل يمامه را بپای مستظهر بودن خود به پشتيبانی خدا و اصالت ادعای پيغمبری اش بگذارد، که بطور قطع هم اينکار را کرده است. بنابراين، اگر سجاح نيز از درايت، فرصت طلبی، پشتکار و بيرحمی محمد بر خوردار بود، و مانند او از فرصت های تاريخی و مناسبِی نيز بهره مند می شد، با يکی دو پيروزی ديگر، هوادارنش را بطور قطع معتقد به پيغمبری خود نموده، با پيروزی های بعدی، بجای محمد به پيغمبر برگزيده خدا در عربستان تبديل می شد.

🔹در اين زمان، خالدبن وليد پس از پايان کار غَطَفان و اسد و هوازن و طَیّ، برای انجام ماموريت بعدی خود، و احتمال به ابتکار خود، وارد يمامه که عکرمه و شرحبيل نيز در دسته های جداگانه برای جنگ با مُسَيلَمه به آنجا اعزام شده بودند، می شود. راويان اسلامی در يک کلام ميگويند که با آمدن وليد به يمامه ياران سجاح پراکنده می شوند. ولی هيچ توضيحی دراين مورد و چگونگی امر نميدهند. بهرحال، با پراکنده شدن ياران سجاح، عاملين قبلی محمد در منطقه مانند زِبرِقان بن بَدر عامل طايفه رباب، و وکيع و سماعه که پس از مرگ محمد به سجاح پيوسته بودند تغيير جهت داده به خالد روی می آوردند.

🔹با آمدن خالد به بطاء، مردم بنی يرموع برای دفاع جمع می شوند. ولی مالک آنانرا منصرف ساخته پراکنده می سازد. وقتی خالد وارد می شود طبق دستور ابوبکر که گفته بود "وقتی بجائی فرود آمديد اذان گوئيد و اقامه نماز گوئيد. آگر مردم آنجا نيز اذان گفتند و اقامه نماز گفتند، از آنها دست بداريد. و اگر نگفتند به آنها حمله کنيد و بكشيد و به آتش بسوزيد و به طرق ديگر نابود کنيد".، همين کار را ميکنند. مالک و اطرافيانش نيز در جواب اعلام مسلمانی کرده، اسلحه هايشان را زمين گذارده با آنها نماز می کنند، با اينحال، خالد مالک را با کسانش گرفته #گردن_ميزند.
📎 @ISLIE
🔅يک روايت اينست که خالد، از آنجهت مالک را ميکشد که دلباخته زن زيبای او می شود و برای همين در پی بهانه ای او را بقتل ميرساند.

🔹 وقتی مالک را میبردند که گردن بزنند اشاره به زنش ميکند و ميگويد: "ای خالد، اين زن است که باعث کشتن من می شود"

🔰البته، جنايات خالد به همينجا ختم نمی شود. او پس از گردن زدن مالک و نزديکانش دستور ميدهد تا از سر آنان اجاقی بسازند و در آن آتش بپا کرده سر آنها را بسوزانند. سويری شرح ماجرا را اينطور ميدهد.
📜"مالك بن نُوَيره از همه آشتگان بيشتر موى داشت و مردم سپاه خالد با سر کشتگان اجاق ساختند و پوست همه سرها از آتش آسيب ديد مگر سر مالك که ديگ پخته شد اما سر وى از آتش نسوخت از بس موى که داشت و موى انبوه پوست سر وى را از حرارت آتش محفوظ داشته بود."

📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص 843.
📘طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1407.
📓تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۶۱

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
امامان شیعه هم مثل خمینی امام شدند.
@ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو پیام از برتراند راسل در اواخر عمرش

@ISLIE
حتمی ببینید 👌
#صدای_بی_صدایان

چرا رژیم از منتقدین واهمه دارد؟

چرا ادیان نسبت به نقد هراسان هستند؟

در کانال زیر بخوانید و بشنوید👇
http://telegram.me/joinchat/BVWmmzuq4DrMmycq6wAfCg

آزاد اندیش باشید☝️
#پس_از_محمد
بخش هفدهم

💠جنگ خونین یمامیه

🔹ابوبکر هنگام ارسال نيروهای سرکوبگر خود بر عليه شورشيان، عکرمه و بدنبال وی شرحبيل را برای جنگ با مُسَيلَمه به يمامه ميفرستد، و به خالد نيز دستور ميدهد که پس از پايان کار سجاح، به آنان پيوسته کار مُسَيلَمه را تمام کنند.اما عکرمه برای آنکه بر ديگران پيشدستی کند و کار مُسَيلَمه را خود تمام نمايد، عجله کرده به تنهائی به جنگ با مُسَيلَمه رفته و شکست ميخورد. ابوبکر از شرحبيل ميخواهد که بدون آنکه دست به عملی بزند در انتظار بازگشت خالد از مدينه بماند. خالد که برای پاسخگوئی در مورد قتل مالک سپاه خود را در بطاء گذارده و به تنهائی به مدينه رفته بوده است، پس از پايان کار به نزد سپاهيان خود باز ميگردد، و منتظر ميماند تا سپاه ديگری از انصار و مهاجرين از مدينه به بطاء آمده از آنجا همگی راهی شوند. در اين ميان، شرحبيل نيز مانند عکرمه بدون آنکه منتظر خالد شود به تنهائی به جنگ مُسَيلَمه که ۴٠ هزار نيروی جنگی از مردم بنی حنيفه را در اختيار داشته است ميرود، و از او شکست می خورد. از اينرو ابوبکر، سپاه ديگری به فرماندهی سليط به کمک خالد می فرستد. باين ترتيب، سومين جنگ ميان مسلمانان و مُسَيلَمه آغاز می شود. هر دو سپاه در عقربا اردو می زنند و آماده کارزار می شوند.

📎 @ISLIE
👈مُسَيلَمه به جنگجويان بنی حنيفه می گويد:
📜ای بنی حنيفه اکنون روزغيرت و حميت است. اگر امروز هزيمت شويد، زنان به اسيری روندو بی عقد با آنها در آميزند، برای حفظ کسان خويش بجنگيد و زنان خود را مصون داريد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1420.

📜آنگاه جنگی سخت و خونين ميان دو طرف آغاز می شود. جنگی که به عقيده راويان اسلامی، "در اسلام جنگی دشوارتر از آن نبود"، بطوريکه از مسلمانان "دو هزار و دويست تن کشته ميشوند و بيشتر آنها که ماندند مجروح شدند و زيد بن الخطاب- که رايت دار مسلمانان بودکشته شد."
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص 845.

🔸در اين جنگ بارها طرفين به هزيمت رفته دوباره بر طرف ديگر چيره شدند. حتی يکبار جنگجويان بنی حنيفه چنان مسلمانان را به هزيمت انداختند که تا چادر خالد بن وليد فرمانده آنان پيشروی کرده و حتی وارد چادر وی شدند. بطوريکه، خالد مجبور به فرار از چادر خود شد و بنی حنيفيان قصد زن او "اُمِ تميم" را که در چادر بود کردند و تنها به توصيه مجاعه، يکی از سالاران بنی حنيفه که اسير و در چادر خالد زندانی بوده است، از اينکار منصرف می شوند.

🔹سرانجام نوبت پيشروی مسلمانان ميشود که تا باغ محل سکونت مُسَيلَمه پيش رفته موفق به گذشتن از ديوار و بازکردن درب آن ميشوند. در اين باغ که باغ مرگ معروف می شود، مُسَيلَمه با کسانی که دور او را گرفته بودند بشدت مقاومت می کنند، بطوريکه کسان زيادی در اين باغ کشته می شوند. طبری، به نقل از عبيد بن عُمَير، رقم کل کشته شدگان در ميدان نبرد و منجمله اين باغ را #ده_هزار_نفر ذکر ميکند که به نقل از او تلفات و مجروحين مسلمانان بيش از باديه نشينان بوده است.
📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۶۷
📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۴، ص: ۱۴۱۲

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
به محض اينكه فساد
در جامعه‌اى رخنه كند
خواهيم ديدكه خرافات
هم حاكم خواهد شد !

نيچه
@ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان جرج کارلین در مورد خدای ادیان

این کلیپ رو از دست ندید ...
@ISLIE
#پس_از_محمد
بخش هجدهم

💠 شکست مسلمیه

🔹سرانجام، با کشته شدن مُسَيلَمه با ذوبين وحشی، غالم نيرومندی که در جنگ احد حمزه عموی محمد را نيز از پای در آورده بود، بنی حنيفيان بطور نهائی به هزيمت رفته و مسلمانان پيروز می شوند.

🔅پس از شکست بنی حنيفه، خالد کسانی را به نزديکی قلعه های بنی حنيفه می فرستد تا از "مال و زن و بچه" آنچه که يافتند بگيرند و بياوردند. آنگاه، قصد خود قلعه ها را ميکنند.

🔅مجاعه، يکی از سران بنی حنيفه که اسير خالد بوده است، باو ميگويد: "بخدا مردم شتابجو به مقابله شما آمده اند و قلعه ها پر از مرد جنگی است بيا تا درباره باقيماندگان با تو صلح کنم".

🔸خالد قبول ميکند و قرار بر اين می شود که خالد همه طلا و نقره ها و نيمی از اسيران و سلاح و مرکب و يک باغ و مزرعه از هر ده و بانتخاب خود، بگيرد و ساکنان قلعه ها مسلمان شده امان بگيرند.

🔅خالد به مجاعه سه روز فرصت ميدهد که بر سر شرايط صلح با اهالی قلع صحبت کند. در قلعه ها که جز زن و فرزند و پيران و واماندگان قوم نبوده اند، سَلَمَة بن عُمَير با مجاعه بشدت مخالفت ميکند و به ساکنين قلعه ميگويد: "ای مردم بنی حنيفه ! برای حفظ کسان خود بجنگيد و صلح نکنيد که قلعه استوار است و آذوقه بسيار و زمستان در پيش". مجاعه در مخالفت با سَلَمَه ميگويد:
"تو مردی شومی و از اينکه من حريف را فريب داده ام و صلح را پذيرفته اند مغرور شده ای، مگر کسی از شما مانده که مايه خير باشد و دفاع تواند کرد؟ من اين کار را کردم تا چنانکه مُسَيلَمه گفته است نابود نشويد". مردم از مجاعه پيروی ميکنند و حاضر به قبول شرايط صلح می شوند.
📎 @ISLIE
🔹آنوقت مجاعه به زنان ميگويد که برای فريب خالد، خود را بشکل مردان در آوريد، و مسلح شويد و بالای قلعه ها برويد و خود نزد خالد بازگشته ميگويد که "صلح مرا نپذيرفتند و بعضی از آنها بخلاف رای من بالای قلعه ها رفته اند و کار انها به من مربوط نيست ... اگر ميخواهی کاری کن که قوم را راضی کنم." خالد به بالی قلعه ها نگاه ميکند و انبوه "مردان" مسلح را می بيند و چون تلفات زيادی داده از جنگ خسته شده است و تازه نميدانسته که اگر جنگ ادامه يابد چه خواهد شد و می خواسته که پيروز بازگردد، قبول ميکند و حاضر می شود از يک چهارم ديگر از اسيران بگذرد و فقط یک چهارم آنان را باسارت بگيرد. واقعا هم تن دادن به جنگی ديگر برای مسلمانان هم دشوار و هم خطرناک بوده است. و تازه بهددشواری بر بنی حنيفه پيروز شده بودند.

🔅باين ترتيب، ناچار می شود دوباره تن به سازش دهد. وقتی ساکنان قلعه ها که زن و کودک و پيرمردان بوده اند بيرون می آيند، خالد به مجاعه ميگويد: "مرا فريب دادی". و مجاعه جواب ميدهد: "قوم منند، جز اين چه می توانستم کرد".٦٢

🔰در اين زمان دستوری از ابوبکر به خالد ميرسد که "اگر خدای عز و وجل وی را بر بنی حنيفه ظفر داد همه ذکور #بالغ را #بکشد." ولی اين پس از قرارداد صلح بود و خالد نميتواند دستور جنايتکارانه ابوبکر را در قتل عام مردان و پسران بنی حنيفه بمرحله عمل در آورد. از اينرو، ۵٠٠نفری را که در اطراف قلعه ها دستگير کرده بود- که مشمول قرارداد صلح نمی شدند، بعنوان اسير و برای بستن دهان ابوبکر به مدينه ميفرستد.

📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص .845
📘طبری ، جلد چهارم، فارسی، ص 1430.
📕تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۶۷
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
«كُفرگويى»اتهامى ست
كه روحانيون ابداع كردند
تا از عـقايدى كه توانايى
مراقبت از خـود را ندارند
دفاع شود.

رابرت اينگرسول
@ISLIE
احمق‌ به کسانی گفته میشود که برای اثبات گفته ‌هایشان هیچ مدرکی ارائه نمیکنند اما برای زیر سوال بردن گفت دیگران از آنها مدرک طلب میکنند !!!

آنتوان چخوف
@ISLIE
احترام به عقايد؛ يعـنى
مـن به محـدوديت هايى
كه برای‌خودت گذاشتى
«احترام» بذارم، نه به
محدوديت هايى كه مى
خواى واسه مـن بذارى !
@ISLIE
#پس_از_محمد
بخش نوزدهم

💠سركوب خونین بحرين و عمان

🔹با مرگ محمد مردم بحرين نيز دست به شورش زده از مسلمانی روی بر ميگردانند. قبيله عبدالقيس، با تلاش مسلمانان به اسلام باز ميگردد، ولی بنی بکر در ارتداد و مخالفت با اسلام باقی ميماند. تا آنکه، ابوبکر علاء بن اَلحَضرَمی را با سپاهی برای سرکوب مردم بحرين ميفرستد.

🔅هنگاميکه علاء به هجر ميرسد مردم عبدالقيس را که مسلمان بودند به جنگ شورشيان ميفرستد. نزديک به يکماه ميان آنها جنگ و زد و خورد بوده، تا اينکه شبی که شورشيان همگی مست بوده اند مسلمانان بر سر آنان ميريزند و همگی را بقتل ميرسانند. بسياری نيز فرار کرده به دارين ميروند. علاء به دارين حمله کرده همه را از بين ميبرد و #زن و #فرزندان آنها را به #اسارت ميگيرد. "سهم سوار از غنايم شش هزار و سهم پياده دوهزار" می شود.

🔸باين ترتيب، بحرين نيز مجددا تحت کنترل مسلمانان در می آيد. آنگاه نوبت به عمان ميرسد. مامور سرکوب شورش عمان که در سال دوازدهم هجرت انجام ميگيرد عَکرَمه بوده است. رهبر مرتدين و شورشيان در عمان "لقيط بن مالک ازدی" ملقب به ذوالتاج بوده است که "دعوی وی چون دعوی پيمبران بوده" است. او نيز پس از مرگ محمد مرتد شده، جيفر و عباد از سران و شاهان سابق عمان را که زمان محمد مسلمان شده بودند، به عقب رانده بطور کامل بر عمان تسلط می يابد.
📎 @ISLIE
🔅ابوبکر نيز حُذَيفَه و عرفجه را از مدينه عازم سرکوب شورش عمان و مهره ميکند و به عکرمه نيز که از مُسَيلَمه بخاطر شتاب در جنگ با وی شکست خورده بود، دستور پيوستن به آنها را ميدهد. لقيط در "دبا"، عکرمه و حُذَيفَه و عرفجه در رجام در نزديکی عمان، و جَيفَر و عباد نيز در "صحار" اردو ميزنند و جنگ سختی ميان آنها و ذوالتاج آغاز ميگردد. جنگ در دبا، شهر و بازار بزرگ ناحيه در ميگيرد. در ابتدا، ذوالتاج کم مانده است که بر مسلمانان پيروز شود، ولی با رسيدن نيروهای کمکی از بنی ناجيه و عبدالقيس برای مسلمانان، از آنها شکست خورده مجبور به فرار می شود. مسلمانان آنها را تعقيب نموده بسياريشان را بقتل ميرسانند.

📜👈🏿راويان مسلمان ميگويند که در اين جنگ #ده_هزار تن از شورشيان کشته می شوند و زن و کودک آنها اسير شده پس از جدا کردن سهم خمس و ارسال آن به مدينه بقيه ميان مسلمانان تقسيم می شود. خمس غنائم بتنهائی ٨٠٠شتر بوده
است و همه بازار دبا نيز غارت شده به غنيمت ميرود.

🔹آنگاه عکرمه عازم مهره در نَجد می شود. در آنجا ميان دو گروه شورشی، يکی در جيدون و نضدون برهبری شخريت، و ديگری در نجد برهبری "مصبح محاربی"، بر سر کسب برتری رقابت بوده است که اين به نفع مسلمانان تمام شده ميتوانند يکی از آنها، شخريب، را بسوی خود جلب نموده با او به جنگ ديگری بروند. جنگی که ميان آنان درگير می شود بگفته مورخين از جنگ عمان نيز سخت تر بوده است و در آن بسياری کشته و اسير می شوند. از جملۀ غنيمت ها دو هزار اسب بوده است .
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1446.
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ابن اثیر ، ترجمه، ج ۸، ص: ۷۷
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم، متن، ص: ۲۹

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
شرط می بندم اگر فردا خشکه مقدسی بگوید: مستراح رفتن حرام است؛
در این کشورآنقدر گاو هست،
که به مستراح نروند و تنبانشان را پر بکنند.

عزیز نسین
@ISLIE
Forwarded from اتچ بات
اديان و مذاهب علت اساسى جنگ
ها و مخالفت با انديشه هاى فلسفى و
تحقيقات علمى هستند، كتابهايى كه
به نام •مقدس آسمانى• معروف اند؛

كتب خالى از ارزش و اعتبارند،
و آثار كسانى از قدما؛ افلاطون و
ارسطو و سقراط خدمت مفيد ترى
به بشريت كرده اند !

@ISLIE
زكريای رازى
#پس_از_محمد
بخش بیستم

💠مردم يمن مجددا قيام ميكنند

🔹قيام أسوَد اَلعَنسی در يمن قبل از مرگ محمد بود. پس از مرگ وی، مردم يمن برای بار دوم،اين بار برهبری "قيس بن عبد يغوث بن مكشوح" قيام ميکنند.
📎 @ISLIE
🔅قيس قبل يکبار مرتد و بعد مسلمان می شود و اکنون پس از مرگ محمد دوباره علم طغيان بر می افرازد. مخالفان وی بيشتر ابناء، متحدين ايرانی و قبلی محمد برهبری داذويه و فيروز، و جشيش، يکی از عوامل سابق محمد در يمن بودند. اين ها همان قاتلان أسوَد بودند. قيس بلافاصله پس کشتن داذويه با همکاری مردم که از اسلام متنفر بودند قيام کرده بسرعت شهر صنعا را بتصرف خود در می آورد. با تصرف صنعا، باقيمانده سواران أسوَد نيز باو می پيوندند. از سوی ديگر، فيروز که ابوبکر او را سالار نيروهای هوادار خود ميکند، پس از آنکه از توطئه قيس برای قتل خود و جشيش جان سالام بدر ميبرد، بکمک نيروهای هوادار دولت مرکزی و قبايل عقيل و عک که به کمک وی می آيند، در برابر قيس صف آرائی ميکند و در جنگی که ميان آندو در گير می شود، قيس را شکست ميدهد. در اينزمان، عکرمه با نيروی خود از عمان به يمن آمده، و در نتيجه، قيس به منطقه ميان صنعا و نجران عقب نشينی کرده به نزد "عَمرِو بن مَعدی کَرِب" ميرود، و به اين ترتيب شورش او ناکام می ماند.

🔰باين ترتيب، قيام مردم عرب بر عليه جور و ظلم حکومت اسلامی بطور خونينی سرکوب می شود. همانطور که ديديم در واقع تمام شبه جزيره عربستان، هر جا که زير کنترل حکومت اسلامی بود، بر عليه آن دست به شورش ميزنند، بجز مکه. علت آن بود که اشراف قريش پس از سازش با محمد خود به جمع سردمداران حکومت مرکزی پيوسته و در منافع آن بيش از همه شريک شده بودند و از صورت مخالفين درجه اول دولت اسلامی به طرفداران آن تبديل شده بودند. مردم مکه خواهان قيام بودند، ولی اشراف مکه مخالف آن.

📜برای همين، وقتی در مکه، بدنبال مرگ محمد مردم آماده قيام ميشوند و عَتّاب
بن أسيد که از طرف محمد والی مکه شده بود از ترس خود را مخفی ميکند، اين "سُهيل بن عَمرو" يکی از سران قريش است که در برابر مردم ايستاده با جديت
آنها را از اينکار منع ميکند. البته، کل اشرافيت قريش نيز با سکوت خود از وی حمايت نموده و مانع اينکار می شوند.
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص1472 .

🔹بهرحال، بجز مکه جائی نيست که مردم دست به شورش و قيام نزنند و همانطور که ديديم در بعضی نقاط مردم حتی دوبار دست به شورش برعليه حکومت مرکزی ميزنند. طبيعتا نبايد فکر کرد که با سرکوب شورش ها، ديگر قيام و شورشی رخ نميدهد. زيرا، اگر انگيزه شورش وجود ديکتاتوری مطلقه در مدينه و ظلم و جور دولت اسلامی بوده است، با سرکوب شورش ها نه تنها اين ديکتاتوری از ميان نميرود، بلکه برعکس پابرجاتر شده و در نتيجه ظلم و جور آن افزايش ميابد.

🔅🔅البته، با سرکوب خونينی که از شورش های سالهای ١١و ١٢هجری بعمل می آيد، مردم که از قيام های خود نتيجه ای نمی گيرند، برای مدتی از سرنگونی حکومت اسلامی نا اميد می شوند. بر زمينه اين نااميدی است که حکومت مرکزی قادر می شود که حاکميت جبارانه خود را برای مدتی، تا ناآرامی های بعدی، برقرار کند. با اينحال، پس از سرکوبی اين شورش ها، باز هم در اينجا و آنجا، بخاطر ذات جابرانه و زورگويانه حکومت مرکزی و اجحافات ماموران دولتی، شورش ها و قيام هائی درگير می شود.
• • • •
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۴، ص: ۱۳۷۶
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۹

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜