⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➍】
💠ادامه حمله به قبايل كوچک و كشتار و غارت آنها
🔹پس از پايان کار يهوديان، محمد به حملات خود به قبايل کوچک ديگر همچنان ادامه ميدهد.
📜عمر را در سال هفتم هجرت به "هَوازِن" ميفرستد. عمر وهمراهانش همچنان که تاکتيک هميشگی محمد بود، "شبانه راه می پيمودند و بروز پنهان می شدند." مردم بدبخت هوازن با شنيدن خبر آمدن مسلمانان جرّار فراری دشت و بيابان می شوند و اموال آنان بدون هيچ تصادمی بدست عمر می افتد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:550
📘البدایه و النهایه ،ابن کثیر ،جلد 6، ص358
📕 طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 117
📜در شعبان همين سال، محمد ابوبکر را به نجد ميفرستد. گروه ٣٠نفری ديگری از مسلمانان را نيز به فرماندهی "بَشير بن سَعد" روانه سرزمين "بنى مُرَه" سوی فدک ميکند که همه کشته و خود وی زخمی ميشود. از اينرو، محمد گروه قدرتمندتری را به آنجا ميفرستد و با آنكه "مِرداس بن نَهيک" از گروه دشمن، هنگام جنگ "لااله الاالله" گويان بآنها حمله ميکند، با اينحال، او را بقتل ميرسانند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 552-550
📘طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 118.
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی، جلد 6، ص 360
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 104
⇒ @ISLIE ⇐
📜در رمضان همان سال، گروه ١٣٠نفره ای را به ميفعه ميفرستد. آنها به "بنى عبد بن ثَعلَبه" حمله مى کنند. او را مى کشند و تمامى شترها و گوسفندهاى او را به مدينه ميآورند. سپس، "غالب بن عبدالله" را بسوی "بنی عبد بن ثعلبه" ميفرستد که پس از حمله به بنی عبد با شتران و گوسفندان غارتی به مدينه باز ميگردد. در ماه شوال همانسال، "بشير بن سعد" را به سوی يمن ميفرستد که پس از جنگ با شتران و گوسفندان غنيمتی باز ميگردد.
📗طبری، جلد سوم، ص 1156.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:553
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی ، جلد 6 ،ص 360.
📗 طبقات ابن سعد،جلد 2 «سیره و مغازی»ص 119.
🎯باين ترتيب ، کشتارها و غارتگری های مداومی که به غزوات پيغمبر معروف شده، ولی چيزی جز قتل وغارت و چپاول بی سابقه، توقف ناپذير وحشيانه مردم بيگناه عرب و اسير کردن زن و فرزندان آنها نبوده است همچنان تا ماه ذيقعده همان سال که محمد آهنگ زيارت کعبه را ميکند، ادامه می يابد.
🔰واقعا نيز اين مسئله بسيار تامل برانگيز است که اين خدای واحد، الله، چگونه خدائی بوده است که پيامبرش را، همچون غارتگران مغول، اينچنين برای قتل و غارت وقفه ناپذير مردمی که خود آنها را خلق کرده بوده، بميان آنها ميفرستاده است، و اين چگونه هدايتی بوده است که بايد بزور شمشير و غارت اموال و اسير کردن زن و فرزندان مردم انجام گيرد؟ آيا کسان و قبايلی که به اين ترتيب، و برای فرار از قتل و غارت محمد و باندهای سفاک او اعلام مسلمانی ميکردند، واقعا به خدای وی ايمان ميآوردند؟ يا از روی ترس و ناچاری به او می پيوستند؟ و آيا اين خيل مسلمانان، بجز آن چند صد نفر اوليه ای که خود مسلمانان نيز برايشان اهميت والائی قائل اند، بقيه جزو همين گروندگان بدون ايمان و از روی ترس به اسلام نبوده اند؟ 🔅بايد توجه داشت که اينها بهيچوجه صرفا يک مشت نظريه پردازی خشگ و خالی نيست، بلکه مجموعه حقايقی است که با پشتوانه اسناد و واقعيات انکار ناپذير تاريخی، با ما سخن ميگويند.
ادامه دارد ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ادامه حمله به قبايل كوچک و كشتار و غارت آنها
🔹پس از پايان کار يهوديان، محمد به حملات خود به قبايل کوچک ديگر همچنان ادامه ميدهد.
📜عمر را در سال هفتم هجرت به "هَوازِن" ميفرستد. عمر وهمراهانش همچنان که تاکتيک هميشگی محمد بود، "شبانه راه می پيمودند و بروز پنهان می شدند." مردم بدبخت هوازن با شنيدن خبر آمدن مسلمانان جرّار فراری دشت و بيابان می شوند و اموال آنان بدون هيچ تصادمی بدست عمر می افتد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:550
📘البدایه و النهایه ،ابن کثیر ،جلد 6، ص358
📕 طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 117
📜در شعبان همين سال، محمد ابوبکر را به نجد ميفرستد. گروه ٣٠نفری ديگری از مسلمانان را نيز به فرماندهی "بَشير بن سَعد" روانه سرزمين "بنى مُرَه" سوی فدک ميکند که همه کشته و خود وی زخمی ميشود. از اينرو، محمد گروه قدرتمندتری را به آنجا ميفرستد و با آنكه "مِرداس بن نَهيک" از گروه دشمن، هنگام جنگ "لااله الاالله" گويان بآنها حمله ميکند، با اينحال، او را بقتل ميرسانند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 552-550
📘طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 118.
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی، جلد 6، ص 360
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 104
⇒ @ISLIE ⇐
📜در رمضان همان سال، گروه ١٣٠نفره ای را به ميفعه ميفرستد. آنها به "بنى عبد بن ثَعلَبه" حمله مى کنند. او را مى کشند و تمامى شترها و گوسفندهاى او را به مدينه ميآورند. سپس، "غالب بن عبدالله" را بسوی "بنی عبد بن ثعلبه" ميفرستد که پس از حمله به بنی عبد با شتران و گوسفندان غارتی به مدينه باز ميگردد. در ماه شوال همانسال، "بشير بن سعد" را به سوی يمن ميفرستد که پس از جنگ با شتران و گوسفندان غنيمتی باز ميگردد.
📗طبری، جلد سوم، ص 1156.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:553
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی ، جلد 6 ،ص 360.
📗 طبقات ابن سعد،جلد 2 «سیره و مغازی»ص 119.
🎯باين ترتيب ، کشتارها و غارتگری های مداومی که به غزوات پيغمبر معروف شده، ولی چيزی جز قتل وغارت و چپاول بی سابقه، توقف ناپذير وحشيانه مردم بيگناه عرب و اسير کردن زن و فرزندان آنها نبوده است همچنان تا ماه ذيقعده همان سال که محمد آهنگ زيارت کعبه را ميکند، ادامه می يابد.
🔰واقعا نيز اين مسئله بسيار تامل برانگيز است که اين خدای واحد، الله، چگونه خدائی بوده است که پيامبرش را، همچون غارتگران مغول، اينچنين برای قتل و غارت وقفه ناپذير مردمی که خود آنها را خلق کرده بوده، بميان آنها ميفرستاده است، و اين چگونه هدايتی بوده است که بايد بزور شمشير و غارت اموال و اسير کردن زن و فرزندان مردم انجام گيرد؟ آيا کسان و قبايلی که به اين ترتيب، و برای فرار از قتل و غارت محمد و باندهای سفاک او اعلام مسلمانی ميکردند، واقعا به خدای وی ايمان ميآوردند؟ يا از روی ترس و ناچاری به او می پيوستند؟ و آيا اين خيل مسلمانان، بجز آن چند صد نفر اوليه ای که خود مسلمانان نيز برايشان اهميت والائی قائل اند، بقيه جزو همين گروندگان بدون ايمان و از روی ترس به اسلام نبوده اند؟ 🔅بايد توجه داشت که اينها بهيچوجه صرفا يک مشت نظريه پردازی خشگ و خالی نيست، بلکه مجموعه حقايقی است که با پشتوانه اسناد و واقعيات انکار ناپذير تاريخی، با ما سخن ميگويند.
ادامه دارد ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
دینی كه با آن بزرگ شدی
«هـویـت» تو نیست،
حتی نظر تو هم نیست
مگر اینكه درباره اش«عمیقاً»
«فكر» كرده باشی !
ريچارد داوكينز
➬ @ISLIE
«هـویـت» تو نیست،
حتی نظر تو هم نیست
مگر اینكه درباره اش«عمیقاً»
«فكر» كرده باشی !
ريچارد داوكينز
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➍】
✅با توجه به آنچه که در پست های قبل دیدیم میتوان دریافت که اسلام هيچگاه، بصورت مذهبی که مردم به آن ايمان بياورند بر عربستان مسلط نشد. بلکه، از طريق زور، کشتار و اجبار بود که مردم را تابع خود کرد. اين نبود که محمد، اکنون که به قدرت دست يافته بود، تغيير يافته و بفرد زورگو و ستمکاری تبديل شده بود. چنين تصوری از اساس بی پايه و نادرست است. نظام سياسی که او در پی برپا داشتن آن در عربستان بود، يعنی ديکتاتوری مطلق شخصی، نه تنها ماهيتاٌ لازمه اش سرکوب مردم و مطيع ساختن آنها بزور شمشير و خون بود، بلکه خود وی نيز در همان ابتدا، هنگاميکه در مکه بود، صريحا به آن اعتراف کرده بود. چنانکه پس از مرگ ابوطالب، روزی در خانه کعبه هنگاميکه مکيان او و دعوی پيغمبريش را مسخره می کنند، محمد رو بآنها نموده ميگويد:
📜"ای قوم قريش، بشنويد ، به آن خدائی که جان من در يد قدرت اوست که من از بهر آن آمده ام تا من شما را همچون گوسفند کارد بگلو بر نهم و بکشم و مپنداريد که شما رايگان از چنگ من بدر رويد".
📗ابن هشام، جلد اول، ص 259.
🔆ما در گذشته نيز اين امر را خاطر نشان کرديم که همه مذاهب توحيدی، بر خاکستر سرکوب خونين توده های مردم صلح طلب بود که قامت شوم خود را بر افراشتند. چرا که همه آنها روبنای نظام سرکوبگر مالکيت خصوصی يعنی سيستمی بودند که با روحيه آزادی طلبانه انسان بدوی بهيچوچه جور در نمی آمد، و از اينرو، تنها از طريق زور و سرکوب ميتوانستند مورد قبول توده های مردم قرارگيرند. منتها، اگر اين وظيفه سرکوب را مثل دررم امپراطوران و سرداران رمی انجام داده و از اينراه، زمينه روحی برای قبول مسيحيت و متوسل شدن به آنرا در ميان مردم مايوس وسرخورده از قيامهای خود فراهم آوردند، اينکار در عربستان بدست خود اسلام و شمشير خونين آن انجام گرفت.
🔅برای همين، اسلام از همان ابتدا يک جريان سياسی برای تصرف قدرت از طريق سرکوب توده ها و قبايل عرب بود، و برعکس مسيحيت، که مسيحيان را از طريق تسليم به دشمنی که قبل اورا سرکوب کرده بود- امپراطوری رم- ( اگر دشمن بتو سيلی زد آن سوی صورتت را نير برای سيلی خوردن بسوی او بگير) به عبوديت خدا دعوت ميکرد، اينکار را از طريق تهديد آنها به انتخاب ميان مرگ و اسلام انجام ميداد.
🎯در يک کلام، مسيحيت پس از سرکوب خونين مردم اورشيليم و سرزمينهای ديگر امپراطوری ميان آنان پراکنده شد، و اسلام در جريان سرکوب مردم عرب.
⏪پست بعد : ادامه حمله به قبایل کوچک و غارت
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
✅با توجه به آنچه که در پست های قبل دیدیم میتوان دریافت که اسلام هيچگاه، بصورت مذهبی که مردم به آن ايمان بياورند بر عربستان مسلط نشد. بلکه، از طريق زور، کشتار و اجبار بود که مردم را تابع خود کرد. اين نبود که محمد، اکنون که به قدرت دست يافته بود، تغيير يافته و بفرد زورگو و ستمکاری تبديل شده بود. چنين تصوری از اساس بی پايه و نادرست است. نظام سياسی که او در پی برپا داشتن آن در عربستان بود، يعنی ديکتاتوری مطلق شخصی، نه تنها ماهيتاٌ لازمه اش سرکوب مردم و مطيع ساختن آنها بزور شمشير و خون بود، بلکه خود وی نيز در همان ابتدا، هنگاميکه در مکه بود، صريحا به آن اعتراف کرده بود. چنانکه پس از مرگ ابوطالب، روزی در خانه کعبه هنگاميکه مکيان او و دعوی پيغمبريش را مسخره می کنند، محمد رو بآنها نموده ميگويد:
📜"ای قوم قريش، بشنويد ، به آن خدائی که جان من در يد قدرت اوست که من از بهر آن آمده ام تا من شما را همچون گوسفند کارد بگلو بر نهم و بکشم و مپنداريد که شما رايگان از چنگ من بدر رويد".
📗ابن هشام، جلد اول، ص 259.
🔆ما در گذشته نيز اين امر را خاطر نشان کرديم که همه مذاهب توحيدی، بر خاکستر سرکوب خونين توده های مردم صلح طلب بود که قامت شوم خود را بر افراشتند. چرا که همه آنها روبنای نظام سرکوبگر مالکيت خصوصی يعنی سيستمی بودند که با روحيه آزادی طلبانه انسان بدوی بهيچوچه جور در نمی آمد، و از اينرو، تنها از طريق زور و سرکوب ميتوانستند مورد قبول توده های مردم قرارگيرند. منتها، اگر اين وظيفه سرکوب را مثل دررم امپراطوران و سرداران رمی انجام داده و از اينراه، زمينه روحی برای قبول مسيحيت و متوسل شدن به آنرا در ميان مردم مايوس وسرخورده از قيامهای خود فراهم آوردند، اينکار در عربستان بدست خود اسلام و شمشير خونين آن انجام گرفت.
🔅برای همين، اسلام از همان ابتدا يک جريان سياسی برای تصرف قدرت از طريق سرکوب توده ها و قبايل عرب بود، و برعکس مسيحيت، که مسيحيان را از طريق تسليم به دشمنی که قبل اورا سرکوب کرده بود- امپراطوری رم- ( اگر دشمن بتو سيلی زد آن سوی صورتت را نير برای سيلی خوردن بسوی او بگير) به عبوديت خدا دعوت ميکرد، اينکار را از طريق تهديد آنها به انتخاب ميان مرگ و اسلام انجام ميداد.
🎯در يک کلام، مسيحيت پس از سرکوب خونين مردم اورشيليم و سرزمينهای ديگر امپراطوری ميان آنان پراکنده شد، و اسلام در جريان سرکوب مردم عرب.
⏪پست بعد : ادامه حمله به قبایل کوچک و غارت
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
مسلمانان كسانی هستند كه خيال
مـی كنند هـرگز دروغ نمـی گويند.
ولی به «هــيچ وجه» چـنين نيسـت
«جهالت» آنها يكی از ننگين ترين موضوعات تمدن دروغی بشر است !
✍مارك تواين
➬ @ISLIE
مـی كنند هـرگز دروغ نمـی گويند.
ولی به «هــيچ وجه» چـنين نيسـت
«جهالت» آنها يكی از ننگين ترين موضوعات تمدن دروغی بشر است !
✍مارك تواين
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➍】
💠حمله به قبايل كوچک ادامه می يابد
🔹محمد پس از 7 سال در همان ماهی که سال گذشته به زيارت مکه رفته بود، طبق معاهده حُدَيبيه که در آن سالی يکبار به او اجازه زيارت کعبه داده می شود، عازم زيارت مجدد مکه می گردد. پس از باز گشت از مکه بقيه ذی الحجه و ماه صفر از سال هشتم را (چهار ماه بعد از سال هشتم را تا ماه جمادی الاول) در مدينه ماند. در اين ماه،
⇒ @ISLIE ⇐
📜"غالب بن عبدالله" را بهمراه ده و چند نفری به سوی قوم کوچک "بنی اََلمُلَوَح" فرستاد، که مسلمانان پس از رسيدن به مقصد در جائی کمين کردند "تا گله بيامد و چون شير بدوشيدند و بنوشيدند و آرام گرفته و پاسی از شب گذشت به آنها حمله برديم و کسان بکشتيم و گوسفندان برانديم و باز گشتيم و بانگزن به طلب کمک سوی قوم رفت و ما شتابان بيامديم."
📜سپس، "سلم علاء بن حضرمی" را به سوی "منذربن ساوی عبدی" ميفرستد که آنها قبول ميکنند که جزيه بپردازند. جزيه مالياتی بود که اهل کتاب در صورت مسلمان نشدن می پرداختند. اين اولين جزيه بود، چيزی که در مورد يهود که آنان نيز اهل کتاب بودند بکار نرفت. چرا که محمد از همان ابتدا، پس از نااميدی از مسلمان شدن آنان، طرح نابوديشان را ريخت. شايد محمد هنوز خود را آماده درگيری با رم نميدانست و از اينرو با مسيحيان رفتار محتاط آميزتری داشت.
📗طبری، جلد سوم، ص 1160.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:572
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 106
🔹در همين سال، محمد "عَمرو بن عاص" را سوی جيفر و عباد پسران جلندی فرستاد "که تصديق پيغمبرکردند و به دين وی گرويدند و عمرو بن عاص زکات اموالشان بگرفت."
🔰به نظر می آيد که از اين تاريخ، قبايل کوچک که از تاخت و تازها و قتل و غارت های محمد به وحشت افتاده اند، شروع به تسليم شدن و پرداخت ماليات می کنند. در ضمن، زکات که امری داوطلبانه بود، اجباری شده و بهمراه جزيه از اهل کتاب، شکل ماليات دولتی را که نيروی مسلح مرکزی جمع آوری آنرا ضمانت ميکند، بخود ميگيرد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠حمله به قبايل كوچک ادامه می يابد
🔹محمد پس از 7 سال در همان ماهی که سال گذشته به زيارت مکه رفته بود، طبق معاهده حُدَيبيه که در آن سالی يکبار به او اجازه زيارت کعبه داده می شود، عازم زيارت مجدد مکه می گردد. پس از باز گشت از مکه بقيه ذی الحجه و ماه صفر از سال هشتم را (چهار ماه بعد از سال هشتم را تا ماه جمادی الاول) در مدينه ماند. در اين ماه،
⇒ @ISLIE ⇐
📜"غالب بن عبدالله" را بهمراه ده و چند نفری به سوی قوم کوچک "بنی اََلمُلَوَح" فرستاد، که مسلمانان پس از رسيدن به مقصد در جائی کمين کردند "تا گله بيامد و چون شير بدوشيدند و بنوشيدند و آرام گرفته و پاسی از شب گذشت به آنها حمله برديم و کسان بکشتيم و گوسفندان برانديم و باز گشتيم و بانگزن به طلب کمک سوی قوم رفت و ما شتابان بيامديم."
📜سپس، "سلم علاء بن حضرمی" را به سوی "منذربن ساوی عبدی" ميفرستد که آنها قبول ميکنند که جزيه بپردازند. جزيه مالياتی بود که اهل کتاب در صورت مسلمان نشدن می پرداختند. اين اولين جزيه بود، چيزی که در مورد يهود که آنان نيز اهل کتاب بودند بکار نرفت. چرا که محمد از همان ابتدا، پس از نااميدی از مسلمان شدن آنان، طرح نابوديشان را ريخت. شايد محمد هنوز خود را آماده درگيری با رم نميدانست و از اينرو با مسيحيان رفتار محتاط آميزتری داشت.
📗طبری، جلد سوم، ص 1160.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:572
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 106
🔹در همين سال، محمد "عَمرو بن عاص" را سوی جيفر و عباد پسران جلندی فرستاد "که تصديق پيغمبرکردند و به دين وی گرويدند و عمرو بن عاص زکات اموالشان بگرفت."
🔰به نظر می آيد که از اين تاريخ، قبايل کوچک که از تاخت و تازها و قتل و غارت های محمد به وحشت افتاده اند، شروع به تسليم شدن و پرداخت ماليات می کنند. در ضمن، زکات که امری داوطلبانه بود، اجباری شده و بهمراه جزيه از اهل کتاب، شکل ماليات دولتی را که نيروی مسلح مرکزی جمع آوری آنرا ضمانت ميکند، بخود ميگيرد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
اگر خواستید عقیده ای
را بسنجید، ابتدا ببینید
كسانى كه از آن عـقيده
پـيـروى مـى كنند، بـرای
جامعهٔ بشری چه کرده اند !
➬ @ISLIE
را بسنجید، ابتدا ببینید
كسانى كه از آن عـقيده
پـيـروى مـى كنند، بـرای
جامعهٔ بشری چه کرده اند !
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➍】
🔰 نيروی مسلح اوليه محمد يک گام به شکل ارگانی دولتی نزديک می شود. دولتی که باتکاء نيروی مسلح خود، قبايل و مردم تحت قلمرو خود را به رعب انداخته، قوانين خود منجمله قوانين مالياتی اش را به آنها تحميل نموده، و آنها را به اطاعت خود در می آورد. با اينحال، محمد هنوز بيشتر شکل نيروی غارتگری را دارد که به قبايل حمله ميکند، از آنها باج ميگيرد، و در صورت مقاومت آنها را بقتل رسانده و اموالشان را به غارت می برد. به عبارت ديگر، هنوز بصورت دولتی که قلمرو معينی داشته، در آن محدوده مردم را به تبعيت خود در آورده و قوانينش نفوذ داشته، متجاوزين از آنرا سرکوب و مجازات کند، در نيامده است. چنين دولتی البته در مدينه که اکنون کامل تحت کنترل وی و قوانين اسلامی و بعبارت ديگر ديکتاتوری شخصی وی قرار گرفته تا حدود زيادی بوجود آمده است. ولی آنچه که در خارج از قلمرو مدينه جريان دارد، تلش برای گسترش و بسط اين قدرت به نقاط پيرامونی و در تحليل نهایی کل عربستان ميباشد.
⇒ @ISLIE ⇐
☠در ماه ربيع الول، "شجاع بن وهب" با ٢۴نفر به بنی عامر حمله ميکنند و شتر و گوسفندان آنها را بغارت ميبرند که بهر يک از آنها ١۵شتر ميرسد.
☠درضمن، در اين سال "عمرو بن کعب غفاری" را به سوی "ذات اطلاع" از"بنی قضاعه" در نزديکی شام ميفرستد و جماعت آنجا را که بسيار بودند " به اسلامشان خواند که نپذيرفتند و همه ياران عَمرو را بکشتند و او با زحمت بسيار به سوی مدينه باز گشت."
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 574
📘طبری، جلد سوم، ص 1157.
☠در جمادی الخر"عمرو بن عاص" را سوی سلسل ميفرستد، و سپس "اَبی عبيدة بن جراح" را با ٢٠٠تن به کمک آنها اعزام می دارد. در شعبان همانسال نيز محمد گروه ديگری را بفرماندهی "ابو قتاده" به ماموريت ديگری می فرستد که با گوسفندان و شتران غارتی بسيار، بهمراه ۴زن اسير، باز می گردند. در همين سال، محمد برای بار دوم ابوقتاده را به دره "اضم" ميفرستد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:587
🔆در اينجا واقعه ای رخ ميدهد که هرچند بی اهميت ولی نشان دهنده اينست که چگونه سرکوب و مطيع کردن قبايل عرب، عليرغم اينکه اين قبايل همگی قبايل کوچکی بوده اند، ولی با چنان سرعت و شدت عملی پيش ميرود که همان طور که نقشه محمد بوده است، در نظر اعراب، به تدريج وزنه قدرت را به سوی وی می چرخاند. اين البته برای محمد لحظه مهمی است چرا که بيانگر چرخش تدريجی قدرت به طرف او است. داستان از اينقرار بوده است که "عَمرو بن عاص" پس از جنگ خندق گروهی از دوستان قريشی اش را گرد آورده به آنها ميگويد:
📜"بخدا می بينم که کار محمد بال ميگيرد و مرا رای و نظری هست، شما چه ميگوئيد؟" گفتند:
رای تو چيست؟ [گفت:] رای من اينست که پيش نجاشی رويم و آنجا باشيم، اگر محمد بر قوم ما غلبه يافت پيرو او باشيم که زير تسلط او باشيم بهتر از آنست که زير تسلط محمد باشيم."
📗طبری، جلد سوم، ص 1162.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:566
🎯آنها نزد نجاشی ميروند، و بعد پس از گذشتن چند سالی که قدرت محمد با حمله و غارت قبايل ديگر بالا ميگيرد، عَمرو به مدينه باز ميگردد و مسلمان می شود. او در راه مدينه خالدبن وليد و عثمان بن طلحه را نير ميبيند که برای همينمنظور بسوی مدينه ميرفتند.
⏪پست بعد : جنگ موته
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🔰 نيروی مسلح اوليه محمد يک گام به شکل ارگانی دولتی نزديک می شود. دولتی که باتکاء نيروی مسلح خود، قبايل و مردم تحت قلمرو خود را به رعب انداخته، قوانين خود منجمله قوانين مالياتی اش را به آنها تحميل نموده، و آنها را به اطاعت خود در می آورد. با اينحال، محمد هنوز بيشتر شکل نيروی غارتگری را دارد که به قبايل حمله ميکند، از آنها باج ميگيرد، و در صورت مقاومت آنها را بقتل رسانده و اموالشان را به غارت می برد. به عبارت ديگر، هنوز بصورت دولتی که قلمرو معينی داشته، در آن محدوده مردم را به تبعيت خود در آورده و قوانينش نفوذ داشته، متجاوزين از آنرا سرکوب و مجازات کند، در نيامده است. چنين دولتی البته در مدينه که اکنون کامل تحت کنترل وی و قوانين اسلامی و بعبارت ديگر ديکتاتوری شخصی وی قرار گرفته تا حدود زيادی بوجود آمده است. ولی آنچه که در خارج از قلمرو مدينه جريان دارد، تلش برای گسترش و بسط اين قدرت به نقاط پيرامونی و در تحليل نهایی کل عربستان ميباشد.
⇒ @ISLIE ⇐
☠در ماه ربيع الول، "شجاع بن وهب" با ٢۴نفر به بنی عامر حمله ميکنند و شتر و گوسفندان آنها را بغارت ميبرند که بهر يک از آنها ١۵شتر ميرسد.
☠درضمن، در اين سال "عمرو بن کعب غفاری" را به سوی "ذات اطلاع" از"بنی قضاعه" در نزديکی شام ميفرستد و جماعت آنجا را که بسيار بودند " به اسلامشان خواند که نپذيرفتند و همه ياران عَمرو را بکشتند و او با زحمت بسيار به سوی مدينه باز گشت."
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 574
📘طبری، جلد سوم، ص 1157.
☠در جمادی الخر"عمرو بن عاص" را سوی سلسل ميفرستد، و سپس "اَبی عبيدة بن جراح" را با ٢٠٠تن به کمک آنها اعزام می دارد. در شعبان همانسال نيز محمد گروه ديگری را بفرماندهی "ابو قتاده" به ماموريت ديگری می فرستد که با گوسفندان و شتران غارتی بسيار، بهمراه ۴زن اسير، باز می گردند. در همين سال، محمد برای بار دوم ابوقتاده را به دره "اضم" ميفرستد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:587
🔆در اينجا واقعه ای رخ ميدهد که هرچند بی اهميت ولی نشان دهنده اينست که چگونه سرکوب و مطيع کردن قبايل عرب، عليرغم اينکه اين قبايل همگی قبايل کوچکی بوده اند، ولی با چنان سرعت و شدت عملی پيش ميرود که همان طور که نقشه محمد بوده است، در نظر اعراب، به تدريج وزنه قدرت را به سوی وی می چرخاند. اين البته برای محمد لحظه مهمی است چرا که بيانگر چرخش تدريجی قدرت به طرف او است. داستان از اينقرار بوده است که "عَمرو بن عاص" پس از جنگ خندق گروهی از دوستان قريشی اش را گرد آورده به آنها ميگويد:
📜"بخدا می بينم که کار محمد بال ميگيرد و مرا رای و نظری هست، شما چه ميگوئيد؟" گفتند:
رای تو چيست؟ [گفت:] رای من اينست که پيش نجاشی رويم و آنجا باشيم، اگر محمد بر قوم ما غلبه يافت پيرو او باشيم که زير تسلط او باشيم بهتر از آنست که زير تسلط محمد باشيم."
📗طبری، جلد سوم، ص 1162.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:566
🎯آنها نزد نجاشی ميروند، و بعد پس از گذشتن چند سالی که قدرت محمد با حمله و غارت قبايل ديگر بالا ميگيرد، عَمرو به مدينه باز ميگردد و مسلمان می شود. او در راه مدينه خالدبن وليد و عثمان بن طلحه را نير ميبيند که برای همينمنظور بسوی مدينه ميرفتند.
⏪پست بعد : جنگ موته
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➏➍】
💠جنگ مُؤتَه
🔹محمد که از پيروزيهای مکرر خود با قبايل کوچک غرّه شده است، دوباره با خامی تمام تصميم به تعرض به قلمرو امپراطوری بيزانس ميگيرد، و دو ماه بعد در جمادی الاول، يک نيروی سه هزار نفری از قبايل بدوی را به سرکردگی زيد بن حارثه، غلام سابق و ناپسری خود، به سوی شام (سوريه) ميفرستد.
🔆راويان اسلامی در اين لشگر کشی از جنگ مسلمانان با هرقل سخن می گويند. هرقل همان هراکليوس سردار بزرگ رمی است و مسلمانان برای بزرگ نمائی از رويارويی با او دم می زنند. در حاليکه محتمل منظورشان يکی از قبايل عرب دست نشانده رم که از مرزهای آن در برابر حملات اقوام بدوی نگهبانی ميکرده اند و يا يکی از لژيون های کمکی رمی بوده است که از گروههای بدوی عرب و مسيحی تشکيل ميشده و وظيفه حفظ سرحدات امپراطوری رم را در برابر مهاجمين خارجی بعهده داشته است.
🔅اين نيرو که وظيفه حفظ مرزهای امپراطوری در مقابل حملات بی وقفه و غارتگرانه قبايل بدوی پيرامونی را بعهده داشته، از مدتها قبل توسط رميها از خودِ بدويان عرب که زير آموزش رميها قرار داشتند تشکيل شده بوده است. از اينرو، در نظر هراکليوس، حمله مسلمانان نيز از جمله يکی از همين حملات رايج بدويان بوده است که طبق معمول غارت شهرهای ثروتمند منطقه را در نظر داشته اند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹🔅جنگ در نقطه ای بنام "مُؤتَه" آغاز می شود، و مسلمانان بسرعت در مقابل لژيون و قوای منظم و تعليم ديده رمی شکست خورده پا بفرار ميگذارند. در جريان جنگ، ابتدا زيد که فرمانده و علمدار مسلمانان بوده به قتل ميرسد. آنگاه "جعفر ابی طالب" که بدستور محمد جانشين او بوده علم را بدست ميگيرد. ولی بلافاصله او نيز بقتل ميرسيد. سپس، "عبدالله بن رواحه" نيز که فرمانده مسلمانان پس از جعفر بوده کشته ميشود، و بدنبال آن، مسلمانان بطور کامل به هزيمت ميروند، و خالد بن وليد، فرمانده سابق قريش در جنگ احد که بتازگی به مسلمانان پيوسته بوده است، موفق به جمع آوری نيروی بهزيمت رفته مسلمانان شده، باقيمانده سپاه را جمع آوری و به مدينه باز می گرداند.
ت📗رجمه المغازی واقدی ،متن،ص:579-576
🎯جنگ مُؤتَه به محمد نشان داد که قدرت او، هر چند آنرا بتمامی بکار نگرفته بود، ولی هنوز برای رو در روئی با قدرتهای بزرگ ابدا کفايت نميکند. البته جنگ با هرقل، آنطور که مورخين اسلامی به منظور بزرگنمائی از خود وانمود ميکنند، جنگ با امپراطوری بيزانس نبود. اين جنگ، همانطور که گفته شد، جنگ با يکی از عوامل آن در منطقه مرزی بود. تصميم به چنين جنگ نابرابری را، اگر به پای خامی و بلند پروازی سبکسرانه محمد نگذاريم، بايد قبول کنيم که در بهترين حالت برای آزمودن نيروی هراکليوس برای تدارک حملات مجهزتر بعدی بوده است. با اينحال، اين جنگ، با هر انگيزه ای که در پشت آن بود، محمد را واداشت تا دوباره متوجه رقبای داخلی خود گردد. مهمترين رقيب او مکه بود. محمد که همواره از قريش و رودر رويی با آنها وحشت داشت و از آن احتراز مينمود، اکنون، از پی غارت يهود، حملت و قتل و غارت بی امان و بدون وقفه قبايل کوچک، و مطيع ساختن آنها، خود را برای رودر رويی با قريش آماده می ديد.
🔅باين ترتيب بود که در دهم ماه رمضان، بدنبال درگيری ميان بنی خزاعه و بنی بکر و به بهانه حمايت از اولی که متحد او بود، با يک نيروی ده هزار نفری عازم مکه ميگردد.
⏪پست بعد : فتح مکه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ مُؤتَه
🔹محمد که از پيروزيهای مکرر خود با قبايل کوچک غرّه شده است، دوباره با خامی تمام تصميم به تعرض به قلمرو امپراطوری بيزانس ميگيرد، و دو ماه بعد در جمادی الاول، يک نيروی سه هزار نفری از قبايل بدوی را به سرکردگی زيد بن حارثه، غلام سابق و ناپسری خود، به سوی شام (سوريه) ميفرستد.
🔆راويان اسلامی در اين لشگر کشی از جنگ مسلمانان با هرقل سخن می گويند. هرقل همان هراکليوس سردار بزرگ رمی است و مسلمانان برای بزرگ نمائی از رويارويی با او دم می زنند. در حاليکه محتمل منظورشان يکی از قبايل عرب دست نشانده رم که از مرزهای آن در برابر حملات اقوام بدوی نگهبانی ميکرده اند و يا يکی از لژيون های کمکی رمی بوده است که از گروههای بدوی عرب و مسيحی تشکيل ميشده و وظيفه حفظ سرحدات امپراطوری رم را در برابر مهاجمين خارجی بعهده داشته است.
🔅اين نيرو که وظيفه حفظ مرزهای امپراطوری در مقابل حملات بی وقفه و غارتگرانه قبايل بدوی پيرامونی را بعهده داشته، از مدتها قبل توسط رميها از خودِ بدويان عرب که زير آموزش رميها قرار داشتند تشکيل شده بوده است. از اينرو، در نظر هراکليوس، حمله مسلمانان نيز از جمله يکی از همين حملات رايج بدويان بوده است که طبق معمول غارت شهرهای ثروتمند منطقه را در نظر داشته اند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹🔅جنگ در نقطه ای بنام "مُؤتَه" آغاز می شود، و مسلمانان بسرعت در مقابل لژيون و قوای منظم و تعليم ديده رمی شکست خورده پا بفرار ميگذارند. در جريان جنگ، ابتدا زيد که فرمانده و علمدار مسلمانان بوده به قتل ميرسد. آنگاه "جعفر ابی طالب" که بدستور محمد جانشين او بوده علم را بدست ميگيرد. ولی بلافاصله او نيز بقتل ميرسيد. سپس، "عبدالله بن رواحه" نيز که فرمانده مسلمانان پس از جعفر بوده کشته ميشود، و بدنبال آن، مسلمانان بطور کامل به هزيمت ميروند، و خالد بن وليد، فرمانده سابق قريش در جنگ احد که بتازگی به مسلمانان پيوسته بوده است، موفق به جمع آوری نيروی بهزيمت رفته مسلمانان شده، باقيمانده سپاه را جمع آوری و به مدينه باز می گرداند.
ت📗رجمه المغازی واقدی ،متن،ص:579-576
🎯جنگ مُؤتَه به محمد نشان داد که قدرت او، هر چند آنرا بتمامی بکار نگرفته بود، ولی هنوز برای رو در روئی با قدرتهای بزرگ ابدا کفايت نميکند. البته جنگ با هرقل، آنطور که مورخين اسلامی به منظور بزرگنمائی از خود وانمود ميکنند، جنگ با امپراطوری بيزانس نبود. اين جنگ، همانطور که گفته شد، جنگ با يکی از عوامل آن در منطقه مرزی بود. تصميم به چنين جنگ نابرابری را، اگر به پای خامی و بلند پروازی سبکسرانه محمد نگذاريم، بايد قبول کنيم که در بهترين حالت برای آزمودن نيروی هراکليوس برای تدارک حملات مجهزتر بعدی بوده است. با اينحال، اين جنگ، با هر انگيزه ای که در پشت آن بود، محمد را واداشت تا دوباره متوجه رقبای داخلی خود گردد. مهمترين رقيب او مکه بود. محمد که همواره از قريش و رودر رويی با آنها وحشت داشت و از آن احتراز مينمود، اکنون، از پی غارت يهود، حملت و قتل و غارت بی امان و بدون وقفه قبايل کوچک، و مطيع ساختن آنها، خود را برای رودر رويی با قريش آماده می ديد.
🔅باين ترتيب بود که در دهم ماه رمضان، بدنبال درگيری ميان بنی خزاعه و بنی بکر و به بهانه حمايت از اولی که متحد او بود، با يک نيروی ده هزار نفری عازم مکه ميگردد.
⏪پست بعد : فتح مکه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
زمانی که «تعصب» جای تفکر و تعقل را بگیرد، عملا مغز هیچ کارکرد عقلانی و ادراکی ندارد و تنها یک تنظیمکننده عضلات بیش نیست!
➬ @ISLIE
زمانی که «تعصب» جای تفکر و تعقل را بگیرد، عملا مغز هیچ کارکرد عقلانی و ادراکی ندارد و تنها یک تنظیمکننده عضلات بیش نیست!
➬ @ISLIE
راه «آزادی» و «مدنیت» نه از خیابان
با مشتهای گره کرده بلکه از
آرامشِ کتابخانهها میگذرد !
برای همین است که کتابخانه
در سرزمین ما به خواب رفته
و امنترین مکان برای عنکبوتهاست !
➬ @ISLIE
راه «آزادی» و «مدنیت» نه از خیابان
با مشتهای گره کرده بلکه از
آرامشِ کتابخانهها میگذرد !
برای همین است که کتابخانه
در سرزمین ما به خواب رفته
و امنترین مکان برای عنکبوتهاست !
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐➍】
💠فتح مكه
✔️هنگاميكه محمد بسوى مكه حرکت مى کند، اکنون از پی ثروتی که از غارت قبايل يهود و قدرتی که از طريق مطيع کردن قبايل ديگر بدست آورده بود، برای خود قدر قدرتى شده و کمتر کسی ياراى مقاومت در برابر وى را داشت . براى همين اختلاف طوايف خزاعه و بنى بكر را که اولى با مسلمانان و دومى با قريش هم پيمان بودند بهانه کرده و با زير پا گذاردن يك طرفه قرارداد صلح حديبيه با ده هزار نفر مرد مسلح بسوى مكه حرکت ميکند.
🔆واضح است که محمد آشکارا خواستار بهم خوردن قرارداد صلح و آغاز جنگ بود و روايت مسلمانان مبنی بر اين که اين قريش بوده اند که قرارداد صلح را بهم زده اند، سراپا دروغ و رياکارانه است. چرا که اگر غير از اين بود، هيچگاه دست رد به سينه ابوسفيان، نماينده جناح سازشکار و مآل انديش قريش، که برای رفع سوء تفاهم و آشتی و جلوگيری از شکسته شدن قرار داد حديبيه، بعدا به مدينه سفر نموده، تقاضای ملاقات با گ محمد را می کند، نمی زدند، و اين چنين او را مورد بی اعتنائی و بی مهری قرار نمی دادند. باين ترتيب که ابتدا محمد حاضر به مذاکره با او نمی شود، و بعد، با آنکه او در کمال فروتنی و با حالت درخواست و التماس به نزد ابوبکر، و سپس عمر، و بعد علی رفته و برای پا در ميانی به آنها و حتی فرزند خردسال علی و فاطمه دختر محمد متوسل ميشود، هيچيک از آنها، بنا به سفارش قبلی محمد، حاضر به کاری در اين مورد نمی شوند و در نتيجه ابوسفيان، مايوس و سر شکسته، به مکه باز می گردد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹بنابراين، شکی باقی نمی ماند که محمد از قبل، برای اجرای بخش دوم نقشه خود آماده بوده و تنها بدنبال فرصت و بهانه ای برای حمله به مکه می گشته است. به اين ترتيب او پس از يکی دو ماه آماده سازی و جمع آوری يک نيروی ده هزار نفری از مهاجرين و انصار و قبايل مختلفی که اکنون به اطاعت وی در آمده بودند، در حالی که تظاهر به تدارک نيرو برای حمله مجدد به شمال ميکند،
📜طبری ميگويد نيروی محمد "چهار صد کس از بنی غفار، چهار صد کس از اسلم، هزار و سه کس از مزينه، و هفتصد کس از بنی سليم و هزار و چهار صد کس از جهينه و باقيمانده از قريشيان مهاجر و انصار و هم عهدانشان از بنی تيمی و قيس بودند".
📗طبری، جلد سوم، ص 1193.
🔹 محمد بدون آنکه اجازه دهد کسی از قصد او مطلع گردد، خود را به "مَرّ اَلظََّهران" در آنجا اطراق ميکند و برای ايجاد هراس در دل دشمن و نشان دادن عظمت لشگر خود دستور ميدهد که هر نفر باندازه دو آتش بپا کند. که تعداد نفرات او بيش از آنچه که بود وانمود شود.
🎯از طرفی عباس، عموی خود را که مخفيانه و با انکارِ مسلمانی خود، در ميان قريش می زيسته و به تازگی و طبق قرار قبلی، مکه را ترک کرده در راه مدينه به محمد ملحق شده است، به نزد قريش ميفرستد که به ابتکار خود، آنها و بخصوص ابوسفيان را دچار وحشت نموده، وادار به تسليم نمايد. باين ترتيب است که ابوسفيان بهمراه عباس که او را در پناه خود ميگيرد، به اردوگاه مسلمانان آورده می شود.و ابوسفیان به خاطر نجات جانش مسلمان میشود
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 876.
📘مقدسي مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص 710.
📕طبری، جلد سوم، ص 1178.
ادامه دارد ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠فتح مكه
✔️هنگاميكه محمد بسوى مكه حرکت مى کند، اکنون از پی ثروتی که از غارت قبايل يهود و قدرتی که از طريق مطيع کردن قبايل ديگر بدست آورده بود، برای خود قدر قدرتى شده و کمتر کسی ياراى مقاومت در برابر وى را داشت . براى همين اختلاف طوايف خزاعه و بنى بكر را که اولى با مسلمانان و دومى با قريش هم پيمان بودند بهانه کرده و با زير پا گذاردن يك طرفه قرارداد صلح حديبيه با ده هزار نفر مرد مسلح بسوى مكه حرکت ميکند.
🔆واضح است که محمد آشکارا خواستار بهم خوردن قرارداد صلح و آغاز جنگ بود و روايت مسلمانان مبنی بر اين که اين قريش بوده اند که قرارداد صلح را بهم زده اند، سراپا دروغ و رياکارانه است. چرا که اگر غير از اين بود، هيچگاه دست رد به سينه ابوسفيان، نماينده جناح سازشکار و مآل انديش قريش، که برای رفع سوء تفاهم و آشتی و جلوگيری از شکسته شدن قرار داد حديبيه، بعدا به مدينه سفر نموده، تقاضای ملاقات با گ محمد را می کند، نمی زدند، و اين چنين او را مورد بی اعتنائی و بی مهری قرار نمی دادند. باين ترتيب که ابتدا محمد حاضر به مذاکره با او نمی شود، و بعد، با آنکه او در کمال فروتنی و با حالت درخواست و التماس به نزد ابوبکر، و سپس عمر، و بعد علی رفته و برای پا در ميانی به آنها و حتی فرزند خردسال علی و فاطمه دختر محمد متوسل ميشود، هيچيک از آنها، بنا به سفارش قبلی محمد، حاضر به کاری در اين مورد نمی شوند و در نتيجه ابوسفيان، مايوس و سر شکسته، به مکه باز می گردد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹بنابراين، شکی باقی نمی ماند که محمد از قبل، برای اجرای بخش دوم نقشه خود آماده بوده و تنها بدنبال فرصت و بهانه ای برای حمله به مکه می گشته است. به اين ترتيب او پس از يکی دو ماه آماده سازی و جمع آوری يک نيروی ده هزار نفری از مهاجرين و انصار و قبايل مختلفی که اکنون به اطاعت وی در آمده بودند، در حالی که تظاهر به تدارک نيرو برای حمله مجدد به شمال ميکند،
📜طبری ميگويد نيروی محمد "چهار صد کس از بنی غفار، چهار صد کس از اسلم، هزار و سه کس از مزينه، و هفتصد کس از بنی سليم و هزار و چهار صد کس از جهينه و باقيمانده از قريشيان مهاجر و انصار و هم عهدانشان از بنی تيمی و قيس بودند".
📗طبری، جلد سوم، ص 1193.
🔹 محمد بدون آنکه اجازه دهد کسی از قصد او مطلع گردد، خود را به "مَرّ اَلظََّهران" در آنجا اطراق ميکند و برای ايجاد هراس در دل دشمن و نشان دادن عظمت لشگر خود دستور ميدهد که هر نفر باندازه دو آتش بپا کند. که تعداد نفرات او بيش از آنچه که بود وانمود شود.
🎯از طرفی عباس، عموی خود را که مخفيانه و با انکارِ مسلمانی خود، در ميان قريش می زيسته و به تازگی و طبق قرار قبلی، مکه را ترک کرده در راه مدينه به محمد ملحق شده است، به نزد قريش ميفرستد که به ابتکار خود، آنها و بخصوص ابوسفيان را دچار وحشت نموده، وادار به تسليم نمايد. باين ترتيب است که ابوسفيان بهمراه عباس که او را در پناه خود ميگيرد، به اردوگاه مسلمانان آورده می شود.و ابوسفیان به خاطر نجات جانش مسلمان میشود
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 876.
📘مقدسي مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص 710.
📕طبری، جلد سوم، ص 1178.
ادامه دارد ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در طول قرون، قوی ضعیف را از بین برد.
زیرک و سنگدل،کودن و معصوم را فریفت و
برده خود نمود! و هیچگاه دیده نشدکه هیچ
خدایی به یاری ستمدیدگان بشتابد!
✍ رابرت_اینگرسول
➬ @ISLIE
در طول قرون، قوی ضعیف را از بین برد.
زیرک و سنگدل،کودن و معصوم را فریفت و
برده خود نمود! و هیچگاه دیده نشدکه هیچ
خدایی به یاری ستمدیدگان بشتابد!
✍ رابرت_اینگرسول
➬ @ISLIE