دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
اگه میخواین کار کنید، بدونید که این لباس مناسب کار نیست!
ولی اگه میخواین ریا کنید،
لااقل چند لک روی لباستون بندازید!
بعد عکس بگیرید
@ISLIE
شايد يكي از بزرگترين تراژدي هاي تمام تاريخ بشري اين است كه اخلاق را #اديان دزديدند.

👤 #نیری
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➍】

💠غارت اموال مردم بیگناه خیبر

🔹 اموال و ثروتهای منقول نيز بعنوان غنائم جنگی ميان محمد و اطرافيان غارتگر وی بشرح زير تقسيم ميگردد. چنانکه ابن هشام توضيح می دهد، "سيد، عليه السلام، چون خيبر بگشود، خمسی از غنائم خود را برگرفت و باقی ميان مسلمانان بهزار و هشتصد سهم قسمت کرد، از بهر آنکه هشده امير بودند و هر اميری صد سوار و پياده داشت. و چند امير از مهاجران بودند مثل عمر، و علی، و طلحه، و زبير، و عبدالرحمان بن عوف؛ و باقی از انصار بودند. و خمسی که خود برگرفت ميان زنان خود و خويشان و اهل بيت قسمت کرد".
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 844.
@ISLIE
🔆اهل فدک نيز که روستای بسيار آباد و حاصلخيزی بود، وقتی که پايان کار يهوديان و خيبر را ديدند، پيش دستی کرده، قبل از آنکه سپاهيان محمد به مرزهای آنها برسد، تسليم محمد شده و خواهان برقراری همان قرار فئودالی محمد با خيبريان می شوند. با اينحال، از آنجا که فدک خود را داوطلبانه به محمد تسليم کرده بود و سربازان محمد در فتح آن نقشی ايفا نکرده بودند ، يک کاسه، با زمينهای آباد و حاصلخيزش که برعکس زمين های خيبر حتی از لگدکوب سم سواران نيز در امان مانده بود، به شخص محمد تعلق ميگيرد.

📜"و فدک خاص ازانِ پيغمبر، علیه السلام، بود، از بهر آنکه جنگی نکرده بودند و آن را بداده بودند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 831.

📜ابن اسحاق نيز مى گويد وقتى در جنگ خيبر قرار شد که نيمى از محصول به محمد تعلق گيرد. "بنابراين فدك [نيز] به ملك شخصى محمد تبديل شد چون مورد حمله شتر و اسب قرار نگرفته بود".
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.

وی در ضمن می گويد:
📜"وقتی که غنائم خيبر تقسيم شد، شَق و نَطا به مسلمانان داده شد، در حاليکه کَتيبَه به ۵قسمت منقسم گشت: خمس سهم خدا (که تحت نظارت محمد قرار می گرفت)؛ خمس سهم پيامبر؛ سهم نزديکان وی (خاندان و تبار محمد)؛ سهمی که برای نگهداری زنان او اختصاص می يافت ( که در اين مورد اکنون گزارش دقيقی موجود است)؛ و مبلغی که به کسانی که بعنوان واسطه در مذاکرات صلح با فدکيان عمل کرده ( و پيامبر را قادر ساخته بودند تا بر کل غنائم چنگ اندازد) تعلق می گرفت.
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.

🔰البته، اينها همه بنا به ميل محمد و خواست و سليقه او انجام می گيرد. چنانکه خدا در آيه ای نحوه تقسيم غنائم را بطور کامل در اختيار او گذارده و مسلمانان را به پيروی بی چون و چرا در اين مورد دعوت نموده است.

📜"و آنچه ترا که خدا از مال آنها (يعنی يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت بازداد متعلق برسول است "و آنچه را که خدا از مال آنها (يعنی يهوديان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق برسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استری نتاختيد (و آزار کارزار نکشيديد) وليکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلط می گرداند و خدا بر هر چيز تواناست"
📗سوره الحشر، آيه6.

ابن اسحاق ادامه ميدهد:
📜"آنگاه پيامبر غنائم را ميان اقوام خويش ، زنانش، و مردان و زنان ديگر تقسيم کرد. او به دخترش فاطمه ٢٠٠سهم، به علی ١٠٠ ،به عثمان ٢۵٠ ،به عايشه ٢٠٠ ،به ابابکر ١٠٠سهم و ... داد. بنام خدا- اين صورت آنچه است که محمدِ پيامبر به زنان اش از خرما و آرد داد: ١٨٠ بار".
📗 Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 522.

🎯باين ترتيب، اموال مردم بی گناه ميان اقوام محمد تقسيم می گردد و علاوه بر آن املاک و زمين های آنها منجمله فدک تماما به مالکيت شخص محمد در می آيد. البته بعدا عمر، وقتی بخلافت ميرسد، بنا به استناد محمد که زمانى گفته بود "در جزيرة العرب دو دين با هم نباشند" سرانجام يهوديان را بدست محمد رعيت زمين های خودشان شده بودند، برای هميشه از اين زمين ها بيرون می ريزد،
📗طبری، جلد سوم، ص1155 .

🔅و باين ترتيب، داستان يهوديان در عربستان مرکزی به پايان خود ميرسد.
در روز فتح خيبر، ١۶تن از مسلمانان مهاجر به حبشه به مدينه باز می گردند. بی شک باز گشتن آنها بخاطر سهم بردن از چپاولی سود آوريست که محمد و يارانش به آن مشغول می باشند.

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
ناامیدکننده‌ترین ننگ‌ها، ننگ نادانی است که گمان می‌کند همه چیز را می‌داند، و در نتیجه به خودش اجازهٔ کشتار می‌دهد...


آلبر کامو

@ISLIE
هر چه بیشتر

اعتقاد داشته باشید ،

کمتر می دانید ...!

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➍】

💠ادامه حمله به قبايل كوچک و كشتار و غارت آنها

🔹پس از پايان کار يهوديان، محمد به حملات خود به قبايل کوچک ديگر همچنان ادامه ميدهد.
📜عمر را در سال هفتم هجرت به "هَوازِن" ميفرستد. عمر وهمراهانش همچنان که تاکتيک هميشگی محمد بود، "شبانه راه می پيمودند و بروز پنهان می شدند." مردم بدبخت هوازن با شنيدن خبر آمدن مسلمانان جرّار فراری دشت و بيابان می شوند و اموال آنان بدون هيچ تصادمی بدست عمر می افتد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:550
📘البدایه و النهایه ،ابن کثیر ،جلد 6، ص358
📕 طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 117

📜در شعبان همين سال، محمد ابوبکر را به نجد ميفرستد. گروه ٣٠نفری ديگری از مسلمانان را نيز به فرماندهی "بَشير بن سَعد" روانه سرزمين "بنى مُرَه" سوی فدک ميکند که همه کشته و خود وی زخمی ميشود. از اينرو، محمد گروه قدرتمندتری را به آنجا ميفرستد و با آنكه "مِرداس بن نَهيک" از گروه دشمن، هنگام جنگ "لااله الاالله" گويان بآنها حمله ميکند، با اينحال، او را بقتل ميرسانند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 552-550
📘طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 118.
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی، جلد 6، ص 360
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 104

@ISLIE
📜در رمضان همان سال، گروه ١٣٠نفره ای را به ميفعه ميفرستد. آنها به "بنى عبد بن ثَعلَبه" حمله مى کنند. او را مى کشند و تمامى شترها و گوسفندهاى او را به مدينه ميآورند. سپس، "غالب بن عبدالله" را بسوی "بنی عبد بن ثعلبه" ميفرستد که پس از حمله به بنی عبد با شتران و گوسفندان غارتی به مدينه باز ميگردد. در ماه شوال همانسال، "بشير بن سعد" را به سوی يمن ميفرستد که پس از جنگ با شتران و گوسفندان غنيمتی باز ميگردد.
📗طبری، جلد سوم، ص 1156.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:553
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی ، جلد 6 ،ص 360.
📗 طبقات ابن سعد،جلد 2 «سیره و مغازی»ص 119.


🎯باين ترتيب ، کشتارها و غارتگری های مداومی که به غزوات پيغمبر معروف شده، ولی چيزی جز قتل وغارت و چپاول بی سابقه، توقف ناپذير وحشيانه مردم بيگناه عرب و اسير کردن زن و فرزندان آنها نبوده است همچنان تا ماه ذيقعده همان سال که محمد آهنگ زيارت کعبه را ميکند، ادامه می يابد.

🔰واقعا نيز اين مسئله بسيار تامل برانگيز است که اين خدای واحد، الله، چگونه خدائی بوده است که پيامبرش را، همچون غارتگران مغول، اينچنين برای قتل و غارت وقفه ناپذير مردمی که خود آنها را خلق کرده بوده، بميان آنها ميفرستاده است، و اين چگونه هدايتی بوده است که بايد بزور شمشير و غارت اموال و اسير کردن زن و فرزندان مردم انجام گيرد؟ آيا کسان و قبايلی که به اين ترتيب، و برای فرار از قتل و غارت محمد و باندهای سفاک او اعلام مسلمانی ميکردند، واقعا به خدای وی ايمان ميآوردند؟ يا از روی ترس و ناچاری به او می پيوستند؟ و آيا اين خيل مسلمانان، بجز آن چند صد نفر اوليه ای که خود مسلمانان نيز برايشان اهميت والائی قائل اند، بقيه جزو همين گروندگان بدون ايمان و از روی ترس به اسلام نبوده اند؟ 🔅بايد توجه داشت که اينها بهيچوجه صرفا يک مشت نظريه پردازی خشگ و خالی نيست، بلکه مجموعه حقايقی است که با پشتوانه اسناد و واقعيات انکار ناپذير تاريخی، با ما سخن ميگويند.
ادامه دارد ..‌.
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
دینی كه با آن بزرگ شدی
«هـویـت» تو نیست،
حتی نظر تو هم نیست
مگر اینكه درباره اش«عمیقاً»
«فكر» كرده باشی !

ريچارد داوكينز
@ISLIE
#مذهب چیست؟

#نادانی ست
در پوشـش هوشمندی،

تکبر است در لباس تواضع،

نفرت است مخفی شده در عـشق

و خـیال بافی سـت که خـود
را «حـقیقت» جا مى زند !

مایکل_شرلاك

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➍】

با توجه به آنچه که در پست های قبل دیدیم میتوان دریافت که اسلام هيچگاه، بصورت مذهبی که مردم به آن ايمان بياورند بر عربستان مسلط نشد. بلکه، از طريق زور، کشتار و اجبار بود که مردم را تابع خود کرد. اين نبود که محمد، اکنون که به قدرت دست يافته بود، تغيير يافته و بفرد زورگو و ستمکاری تبديل شده بود. چنين تصوری از اساس بی پايه و نادرست است. نظام سياسی که او در پی برپا داشتن آن در عربستان بود، يعنی ديکتاتوری مطلق شخصی، نه تنها ماهيتاٌ لازمه اش سرکوب مردم و مطيع ساختن آنها بزور شمشير و خون بود، بلکه خود وی نيز در همان ابتدا، هنگاميکه در مکه بود، صريحا به آن اعتراف کرده بود. چنانکه پس از مرگ ابوطالب، روزی در خانه کعبه هنگاميکه مکيان او و دعوی پيغمبريش را مسخره می کنند، محمد رو بآنها نموده ميگويد:

📜"ای قوم قريش، بشنويد ، به آن خدائی که جان من در يد قدرت اوست که من از بهر آن آمده ام تا من شما را همچون گوسفند کارد بگلو بر نهم و بکشم و مپنداريد که شما رايگان از چنگ من بدر رويد".
📗ابن هشام، جلد اول، ص 259.

🔆ما در گذشته نيز اين امر را خاطر نشان کرديم که همه مذاهب توحيدی، بر خاکستر سرکوب خونين توده های مردم صلح طلب بود که قامت شوم خود را بر افراشتند. چرا که همه آنها روبنای نظام سرکوبگر مالکيت خصوصی يعنی سيستمی بودند که با روحيه آزادی طلبانه انسان بدوی بهيچوچه جور در نمی آمد، و از اينرو، تنها از طريق زور و سرکوب ميتوانستند مورد قبول توده های مردم قرارگيرند. منتها، اگر اين وظيفه سرکوب را مثل دررم امپراطوران و سرداران رمی انجام داده و از اينراه، زمينه روحی برای قبول مسيحيت و متوسل شدن به آنرا در ميان مردم مايوس وسرخورده از قيامهای خود فراهم آوردند، اينکار در عربستان بدست خود اسلام و شمشير خونين آن انجام گرفت.

🔅برای همين، اسلام از همان ابتدا يک جريان سياسی برای تصرف قدرت از طريق سرکوب توده ها و قبايل عرب بود، و برعکس مسيحيت، که مسيحيان را از طريق تسليم به دشمنی که قبل اورا سرکوب کرده بود- امپراطوری رم- ( اگر دشمن بتو سيلی زد آن سوی صورتت را نير برای سيلی خوردن بسوی او بگير) به عبوديت خدا دعوت ميکرد، اينکار را از طريق تهديد آنها به انتخاب ميان مرگ و اسلام انجام ميداد.

🎯در يک کلام، مسيحيت پس از سرکوب خونين مردم اورشيليم و سرزمينهای ديگر امپراطوری ميان آنان پراکنده شد، و اسلام در جريان سرکوب مردم عرب.

پست بعد : ادامه حمله به قبایل کوچک و غارت
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
مسلمانان كسانی هستند كه خيال
مـی كنند هـرگز دروغ نمـی گويند.
ولی به «هــيچ وجه» چـنين نيسـت
«جهالت» آنها يكی از ننگين ترين موضوعات تمدن دروغی بشر است !

مارك تواين

@ISLIE
نمی دانم این #دین چه
جذابیتی دارد وقتی که
به اساسی ترین سؤالات
بشر، احمقانه #تـرین
پاسخ ها را داده است !

مصطفی_طلوعی

@ISLIE
Khoda Ra Mishenasam
Parvaz Homay
🎼خدا را میشنایم من
🗣همای

تقدیم به دوستان 🥀
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➍】

💠حمله به قبايل كوچک ادامه می يابد

🔹محمد پس از 7 سال در همان ماهی که سال گذشته به زيارت مکه رفته بود، طبق معاهده حُدَيبيه که در آن سالی يکبار به او اجازه زيارت کعبه داده می شود، عازم زيارت مجدد مکه می گردد. پس از باز گشت از مکه بقيه ذی الحجه و ماه صفر از سال هشتم را (چهار ماه بعد از سال هشتم را تا ماه جمادی الاول) در مدينه ماند. در اين ماه،
@ISLIE
📜"غالب بن عبدالله" را بهمراه ده و چند نفری به سوی قوم کوچک "بنی اََلمُلَوَح" فرستاد، که مسلمانان پس از رسيدن به مقصد در جائی کمين کردند "تا گله بيامد و چون شير بدوشيدند و بنوشيدند و آرام گرفته و پاسی از شب گذشت به آنها حمله برديم و کسان بکشتيم و گوسفندان برانديم و باز گشتيم و بانگزن به طلب کمک سوی قوم رفت و ما شتابان بيامديم."
📜سپس، "سلم علاء بن حضرمی" را به سوی "منذربن ساوی عبدی" ميفرستد که آنها قبول ميکنند که جزيه بپردازند. جزيه مالياتی بود که اهل کتاب در صورت مسلمان نشدن می پرداختند. اين اولين جزيه بود، چيزی که در مورد يهود که آنان نيز اهل کتاب بودند بکار نرفت. چرا که محمد از همان ابتدا، پس از نااميدی از مسلمان شدن آنان، طرح نابوديشان را ريخت. شايد محمد هنوز خود را آماده درگيری با رم نميدانست و از اينرو با مسيحيان رفتار محتاط آميزتری داشت.
📗طبری، جلد سوم، ص 1160.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:572
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 106

🔹در همين سال، محمد "عَمرو بن عاص" را سوی جيفر و عباد پسران جلندی فرستاد "که تصديق پيغمبرکردند و به دين وی گرويدند و عمرو بن عاص زکات اموالشان بگرفت."

🔰به نظر می آيد که از اين تاريخ، قبايل کوچک که از تاخت و تازها و قتل و غارت های محمد به وحشت افتاده اند، شروع به تسليم شدن و پرداخت ماليات می کنند. در ضمن، زکات که امری داوطلبانه بود، اجباری شده و بهمراه جزيه از اهل کتاب، شکل ماليات دولتی را که نيروی مسلح مرکزی جمع آوری آنرا ضمانت ميکند، بخود ميگيرد

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
اگر خواستید عقیده ای
را بسنجید، ابتدا ببینید
كسانى كه از آن عـقيده
پـيـروى مـى كنند، بـرای
جامعهٔ بشری چه کرده اند !


@ISLIE
گوینده : جناب راسل چرا یک فرد مذهبی میترسد نسبت به اعتقاداتش شک کند?!

#راسل :چون او با خودش این را میگوید ، چگونه میتوانم به تاول های کف پایم بگویم

تمام مسیر طی شده اشتباه بوده است

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➍】

🔰 نيروی مسلح اوليه محمد يک گام به شکل ارگانی دولتی نزديک می شود. دولتی که باتکاء نيروی مسلح خود، قبايل و مردم تحت قلمرو خود را به رعب انداخته، قوانين خود منجمله قوانين مالياتی اش را به آنها تحميل نموده، و آنها را به اطاعت خود در می آورد. با اينحال، محمد هنوز بيشتر شکل نيروی غارتگری را دارد که به قبايل حمله ميکند، از آنها باج ميگيرد، و در صورت مقاومت آنها را بقتل رسانده و اموالشان را به غارت می برد. به عبارت ديگر، هنوز بصورت دولتی که قلمرو معينی داشته، در آن محدوده مردم را به تبعيت خود در آورده و قوانينش نفوذ داشته، متجاوزين از آنرا سرکوب و مجازات کند، در نيامده است. چنين دولتی البته در مدينه که اکنون کامل تحت کنترل وی و قوانين اسلامی و بعبارت ديگر ديکتاتوری شخصی وی قرار گرفته تا حدود زيادی بوجود آمده است. ولی آنچه که در خارج از قلمرو مدينه جريان دارد، تلش برای گسترش و بسط اين قدرت به نقاط پيرامونی و در تحليل نهایی کل عربستان ميباشد.
@ISLIE
در ماه ربيع الول، "شجاع بن وهب" با ٢۴نفر به بنی عامر حمله ميکنند و شتر و گوسفندان آنها را بغارت ميبرند که بهر يک از آنها ١۵شتر ميرسد.
درضمن، در اين سال "عمرو بن کعب غفاری" را به سوی "ذات اطلاع" از"بنی قضاعه" در نزديکی شام ميفرستد و جماعت آنجا را که بسيار بودند " به اسلامشان خواند که نپذيرفتند و همه ياران عَمرو را بکشتند و او با زحمت بسيار به سوی مدينه باز گشت."
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 574
📘طبری، جلد سوم، ص 1157.
در جمادی الخر"عمرو بن عاص" را سوی سلسل ميفرستد، و سپس "اَبی عبيدة بن جراح" را با ٢٠٠تن به کمک آنها اعزام می دارد. در شعبان همانسال نيز محمد گروه ديگری را بفرماندهی "ابو قتاده" به ماموريت ديگری می فرستد که با گوسفندان و شتران غارتی بسيار، بهمراه ۴زن اسير، باز می گردند. در همين سال، محمد برای بار دوم ابوقتاده را به دره "اضم" ميفرستد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:587

🔆در اينجا واقعه ای رخ ميدهد که هرچند بی اهميت ولی نشان دهنده اينست که چگونه سرکوب و مطيع کردن قبايل عرب، عليرغم اينکه اين قبايل همگی قبايل کوچکی بوده اند، ولی با چنان سرعت و شدت عملی پيش ميرود که همان طور که نقشه محمد بوده است، در نظر اعراب، به تدريج وزنه قدرت را به سوی وی می چرخاند. اين البته برای محمد لحظه مهمی است چرا که بيانگر چرخش تدريجی قدرت به طرف او است. داستان از اينقرار بوده است که "عَمرو بن عاص" پس از جنگ خندق گروهی از دوستان قريشی اش را گرد آورده به آنها ميگويد:

📜"بخدا می بينم که کار محمد بال ميگيرد و مرا رای و نظری هست، شما چه ميگوئيد؟" گفتند:
رای تو چيست؟ [گفت:] رای من اينست که پيش نجاشی رويم و آنجا باشيم، اگر محمد بر قوم ما غلبه يافت پيرو او باشيم که زير تسلط او باشيم بهتر از آنست که زير تسلط محمد باشيم."
📗طبری، جلد سوم، ص 1162.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:566

🎯آنها نزد نجاشی ميروند، و بعد پس از گذشتن چند سالی که قدرت محمد با حمله و غارت قبايل ديگر بالا ميگيرد، عَمرو به مدينه باز ميگردد و مسلمان می شود. او در راه مدينه خالدبن وليد و عثمان بن طلحه را نير ميبيند که برای همينمنظور بسوی مدينه ميرفتند.

پست بعد : جنگ موته
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
اخلاقیات زاده ی #دانایی است،

@ISLIE
قران، ترکیب ناهمجوری (متناقضی) که به گونه خنده داری لاف میزند که غیر قابل تقلید است؛ درحالی که درواقع، ماهیت زبان و نگارش آن همه مسخره و بیهوده است
اسلام و مسلمانی ابن وراق ص ۵۱۴
👤 #رازی
@ISLIE