خدایا،خالقا بس کن جنایت را
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمیکردی
جهانی را چنین غوغا نمیکردی
✍کارو
➬ @ISLIE
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمیکردی
جهانی را چنین غوغا نمیکردی
✍کارو
➬ @ISLIE
🔱 کنفرانس 🔱
⚜️موضوع: آتئیسم چیست؟
⏰ چهارشنبه ساعت 22/00
⚜️دروغهـــا و خـــرافات اســـلام⚜️
http://t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
⚜️موضوع: آتئیسم چیست؟
⏰ چهارشنبه ساعت 22/00
⚜️دروغهـــا و خـــرافات اســـلام⚜️
http://t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【40】
💠جنگ خیبر و قلع و قمع باقیماده قبایل یهود (قسمت سه)
🔹 پس از فتح قلعه های ناعم و قموص که بدون زحمت بودند نوبت به قلعه صعب بن معاذ رسيد که در آن ثروت بيشتری نيز نهفته بود. اين قلعه نير پس از مختصر جنگی باز شد و ثروت آن که دسترنج ساليان سال کار و زحمت ساکنان آن بود ميان غارتگران مسلمان تقسيم گشت. بهمراه آن، قلعه هاى شقِ ،نطاه و آتيبه نيز به تصرف در آمدند.
🔸آنگاه، نوبت به دو قلعه وَطيع و سُلالِِم که "از همه حِصن های خيبر... محکم تر بود و مردم بسيار در آن هر دو حِصن بودند" ميرسد، که اين دو نيز پس از جنگهای تن به تنی که قبل از آغاز جنگ، در بيشتر جنگها رايج بود، سرانجام، پس از ده روز محاصره و جنگ و زد و خورد به تصرف مسلمانان در ميآيد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹سرانجام، نوبت به خود قلعه خيبر ميرسد. محمد ابتدا ابوبکر و روز بعد عمر را برای فتح آن می فرستد. ولی آنها هر يک بی نتيجه باز می گردند. سرانجام، علی را اعزام ميدارد که وی بنا به روايات راويان اغراق گوی مسلمان درِ آنرا با بازوی خود از جا کنده، قلعه را به تصرف خود در می آورد.
📜بدنبال گشوده شدن خيبر بدست علی، "پيامبر شروع کرد به گرفتن خانه ها و املاکی که از همه نزديک تر به او بودند". .بعلاوه، "بعضی که زينهار خواستند ايشان را زينهار داد و بعضی که زينهار نخواستند آنها را به قتل آورد"
📗Bukhari, V5B59N512.
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص 831.
📜آنها که زينهار خواسته از اينرو اسير شده بودند "گفتند که: ما عمارت ضياعهای خيبر بهتر توانيم کردن، و التماس کردند سيد، عليه السلام، ايشان را رها کند و هم در خيبر می باشند و عمارت و زراعت زمين خيبر می کنند بقاعده خود و ايشان را نيمه ای از ثمار آن باشد و ديگر ارتفاعها می دهند؛ و سيد ، عليه السلام، بدين موجب رضا داد و تقرير با ايشان نبشت بشرط آنکه هر
گاه که خواهد ايشان را از خيبر بيرون کند".
📗ابن هشام، جلد دوم، ص 832
📘 طبری، جلد سوم، فارسي، ص 1149؛
📕بلاذوری، فتوح البلدان، ص 37.
❇️باين ترتيب، يهوديان خيبر که تا ديروز صاحب زمينهای خود بودند، اکنون ناچار بودند بر روی زمينهای خود بعنوان سرف و رعيت محمد و اطرافيان او کار نموده به استثمار وی در آيند. اين نيز مجازات خدای محمد برای انسان هائی بود که قصدشان زندگی از طريق کار و زحمت شرافتمندانه بر روی زمين هايشان بود، و چون حاضر به قبول بردگی او نشده بودند اکنون ناچار بودند به بردگی فئودالی برای نماينده او محمد تن در دهند.
🔰اين فئوداليسم عشيرتی که محمد شخصا بانی آن، و يا اگر هم از قبل وجود داشت وی ادامه دهنده آن در عربستان بود، حتی از بردگی فئودالی معمولی که بعدا در اروپا و نقاط ديگر رايج می شود خشن تر و عقب افتاده تر بود. زيرا در حاليکه در آنها ارباب حق بيرون کردن رعيت و حتی فرزندان او از زمين را در تمام عمر و حتی پس از آن نداشت ،در اينجا محمد بخود حق ميداد و آنرا کتبا در قرارداد نيز قيد می کند که هر زمان که می خواست آنها را از روی زمين به بيرون بياندازد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ خیبر و قلع و قمع باقیماده قبایل یهود (قسمت سه)
🔹 پس از فتح قلعه های ناعم و قموص که بدون زحمت بودند نوبت به قلعه صعب بن معاذ رسيد که در آن ثروت بيشتری نيز نهفته بود. اين قلعه نير پس از مختصر جنگی باز شد و ثروت آن که دسترنج ساليان سال کار و زحمت ساکنان آن بود ميان غارتگران مسلمان تقسيم گشت. بهمراه آن، قلعه هاى شقِ ،نطاه و آتيبه نيز به تصرف در آمدند.
🔸آنگاه، نوبت به دو قلعه وَطيع و سُلالِِم که "از همه حِصن های خيبر... محکم تر بود و مردم بسيار در آن هر دو حِصن بودند" ميرسد، که اين دو نيز پس از جنگهای تن به تنی که قبل از آغاز جنگ، در بيشتر جنگها رايج بود، سرانجام، پس از ده روز محاصره و جنگ و زد و خورد به تصرف مسلمانان در ميآيد.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹سرانجام، نوبت به خود قلعه خيبر ميرسد. محمد ابتدا ابوبکر و روز بعد عمر را برای فتح آن می فرستد. ولی آنها هر يک بی نتيجه باز می گردند. سرانجام، علی را اعزام ميدارد که وی بنا به روايات راويان اغراق گوی مسلمان درِ آنرا با بازوی خود از جا کنده، قلعه را به تصرف خود در می آورد.
📜بدنبال گشوده شدن خيبر بدست علی، "پيامبر شروع کرد به گرفتن خانه ها و املاکی که از همه نزديک تر به او بودند". .بعلاوه، "بعضی که زينهار خواستند ايشان را زينهار داد و بعضی که زينهار نخواستند آنها را به قتل آورد"
📗Bukhari, V5B59N512.
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص 831.
📜آنها که زينهار خواسته از اينرو اسير شده بودند "گفتند که: ما عمارت ضياعهای خيبر بهتر توانيم کردن، و التماس کردند سيد، عليه السلام، ايشان را رها کند و هم در خيبر می باشند و عمارت و زراعت زمين خيبر می کنند بقاعده خود و ايشان را نيمه ای از ثمار آن باشد و ديگر ارتفاعها می دهند؛ و سيد ، عليه السلام، بدين موجب رضا داد و تقرير با ايشان نبشت بشرط آنکه هر
گاه که خواهد ايشان را از خيبر بيرون کند".
📗ابن هشام، جلد دوم، ص 832
📘 طبری، جلد سوم، فارسي، ص 1149؛
📕بلاذوری، فتوح البلدان، ص 37.
❇️باين ترتيب، يهوديان خيبر که تا ديروز صاحب زمينهای خود بودند، اکنون ناچار بودند بر روی زمينهای خود بعنوان سرف و رعيت محمد و اطرافيان او کار نموده به استثمار وی در آيند. اين نيز مجازات خدای محمد برای انسان هائی بود که قصدشان زندگی از طريق کار و زحمت شرافتمندانه بر روی زمين هايشان بود، و چون حاضر به قبول بردگی او نشده بودند اکنون ناچار بودند به بردگی فئودالی برای نماينده او محمد تن در دهند.
🔰اين فئوداليسم عشيرتی که محمد شخصا بانی آن، و يا اگر هم از قبل وجود داشت وی ادامه دهنده آن در عربستان بود، حتی از بردگی فئودالی معمولی که بعدا در اروپا و نقاط ديگر رايج می شود خشن تر و عقب افتاده تر بود. زيرا در حاليکه در آنها ارباب حق بيرون کردن رعيت و حتی فرزندان او از زمين را در تمام عمر و حتی پس از آن نداشت ،در اينجا محمد بخود حق ميداد و آنرا کتبا در قرارداد نيز قيد می کند که هر زمان که می خواست آنها را از روی زمين به بيرون بياندازد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
اگه میخواین کار کنید، بدونید که این لباس مناسب کار نیست!
ولی اگه میخواین ریا کنید،
لااقل چند لک روی لباستون بندازید!
بعد عکس بگیرید
➬ @ISLIE
ولی اگه میخواین ریا کنید،
لااقل چند لک روی لباستون بندازید!
بعد عکس بگیرید
➬ @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
درود دوستان عزیز 🌷 مدتی است که در مورد #جنگ_های_محمد چندین مطلب از کتب تاریخی خود مسلمانان گذاشته ایم و تا همینجا اثبات شده که اسلام بر پایه #غارت و #سرکوب شکل گرفته باوجود #تحدی های ما دوستان مسلمان هیچ جوابی نداشته اند ، تنها انتقادی #نامعقولی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➍】
💠غارت اموال مردم بیگناه خیبر
🔹 اموال و ثروتهای منقول نيز بعنوان غنائم جنگی ميان محمد و اطرافيان غارتگر وی بشرح زير تقسيم ميگردد. چنانکه ابن هشام توضيح می دهد، "سيد، عليه السلام، چون خيبر بگشود، خمسی از غنائم خود را برگرفت و باقی ميان مسلمانان بهزار و هشتصد سهم قسمت کرد، از بهر آنکه هشده امير بودند و هر اميری صد سوار و پياده داشت. و چند امير از مهاجران بودند مثل عمر، و علی، و طلحه، و زبير، و عبدالرحمان بن عوف؛ و باقی از انصار بودند. و خمسی که خود برگرفت ميان زنان خود و خويشان و اهل بيت قسمت کرد".
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 844.
⇒ @ISLIE ⇐
🔆اهل فدک نيز که روستای بسيار آباد و حاصلخيزی بود، وقتی که پايان کار يهوديان و خيبر را ديدند، پيش دستی کرده، قبل از آنکه سپاهيان محمد به مرزهای آنها برسد، تسليم محمد شده و خواهان برقراری همان قرار فئودالی محمد با خيبريان می شوند. با اينحال، از آنجا که فدک خود را داوطلبانه به محمد تسليم کرده بود و سربازان محمد در فتح آن نقشی ايفا نکرده بودند ، يک کاسه، با زمينهای آباد و حاصلخيزش که برعکس زمين های خيبر حتی از لگدکوب سم سواران نيز در امان مانده بود، به شخص محمد تعلق ميگيرد.
📜"و فدک خاص ازانِ پيغمبر، علیه السلام، بود، از بهر آنکه جنگی نکرده بودند و آن را بداده بودند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 831.
📜ابن اسحاق نيز مى گويد وقتى در جنگ خيبر قرار شد که نيمى از محصول به محمد تعلق گيرد. "بنابراين فدك [نيز] به ملك شخصى محمد تبديل شد چون مورد حمله شتر و اسب قرار نگرفته بود".
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
وی در ضمن می گويد:
📜"وقتی که غنائم خيبر تقسيم شد، شَق و نَطا به مسلمانان داده شد، در حاليکه کَتيبَه به ۵قسمت منقسم گشت: خمس سهم خدا (که تحت نظارت محمد قرار می گرفت)؛ خمس سهم پيامبر؛ سهم نزديکان وی (خاندان و تبار محمد)؛ سهمی که برای نگهداری زنان او اختصاص می يافت ( که در اين مورد اکنون گزارش دقيقی موجود است)؛ و مبلغی که به کسانی که بعنوان واسطه در مذاکرات صلح با فدکيان عمل کرده ( و پيامبر را قادر ساخته بودند تا بر کل غنائم چنگ اندازد) تعلق می گرفت.
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
🔰البته، اينها همه بنا به ميل محمد و خواست و سليقه او انجام می گيرد. چنانکه خدا در آيه ای نحوه تقسيم غنائم را بطور کامل در اختيار او گذارده و مسلمانان را به پيروی بی چون و چرا در اين مورد دعوت نموده است.
📜"و آنچه ترا که خدا از مال آنها (يعنی يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت بازداد متعلق برسول است "و آنچه را که خدا از مال آنها (يعنی يهوديان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق برسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استری نتاختيد (و آزار کارزار نکشيديد) وليکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلط می گرداند و خدا بر هر چيز تواناست"
📗سوره الحشر، آيه6.
ابن اسحاق ادامه ميدهد:
📜"آنگاه پيامبر غنائم را ميان اقوام خويش ، زنانش، و مردان و زنان ديگر تقسيم کرد. او به دخترش فاطمه ٢٠٠سهم، به علی ١٠٠ ،به عثمان ٢۵٠ ،به عايشه ٢٠٠ ،به ابابکر ١٠٠سهم و ... داد. بنام خدا- اين صورت آنچه است که محمدِ پيامبر به زنان اش از خرما و آرد داد: ١٨٠ بار".
📗 Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 522.
🎯باين ترتيب، اموال مردم بی گناه ميان اقوام محمد تقسيم می گردد و علاوه بر آن املاک و زمين های آنها منجمله فدک تماما به مالکيت شخص محمد در می آيد. البته بعدا عمر، وقتی بخلافت ميرسد، بنا به استناد محمد که زمانى گفته بود "در جزيرة العرب دو دين با هم نباشند" سرانجام يهوديان را بدست محمد رعيت زمين های خودشان شده بودند، برای هميشه از اين زمين ها بيرون می ريزد،
📗طبری، جلد سوم، ص1155 .
🔅و باين ترتيب، داستان يهوديان در عربستان مرکزی به پايان خود ميرسد.
در روز فتح خيبر، ١۶تن از مسلمانان مهاجر به حبشه به مدينه باز می گردند. بی شک باز گشتن آنها بخاطر سهم بردن از چپاولی سود آوريست که محمد و يارانش به آن مشغول می باشند.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠غارت اموال مردم بیگناه خیبر
🔹 اموال و ثروتهای منقول نيز بعنوان غنائم جنگی ميان محمد و اطرافيان غارتگر وی بشرح زير تقسيم ميگردد. چنانکه ابن هشام توضيح می دهد، "سيد، عليه السلام، چون خيبر بگشود، خمسی از غنائم خود را برگرفت و باقی ميان مسلمانان بهزار و هشتصد سهم قسمت کرد، از بهر آنکه هشده امير بودند و هر اميری صد سوار و پياده داشت. و چند امير از مهاجران بودند مثل عمر، و علی، و طلحه، و زبير، و عبدالرحمان بن عوف؛ و باقی از انصار بودند. و خمسی که خود برگرفت ميان زنان خود و خويشان و اهل بيت قسمت کرد".
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 844.
⇒ @ISLIE ⇐
🔆اهل فدک نيز که روستای بسيار آباد و حاصلخيزی بود، وقتی که پايان کار يهوديان و خيبر را ديدند، پيش دستی کرده، قبل از آنکه سپاهيان محمد به مرزهای آنها برسد، تسليم محمد شده و خواهان برقراری همان قرار فئودالی محمد با خيبريان می شوند. با اينحال، از آنجا که فدک خود را داوطلبانه به محمد تسليم کرده بود و سربازان محمد در فتح آن نقشی ايفا نکرده بودند ، يک کاسه، با زمينهای آباد و حاصلخيزش که برعکس زمين های خيبر حتی از لگدکوب سم سواران نيز در امان مانده بود، به شخص محمد تعلق ميگيرد.
📜"و فدک خاص ازانِ پيغمبر، علیه السلام، بود، از بهر آنکه جنگی نکرده بودند و آن را بداده بودند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 831.
📜ابن اسحاق نيز مى گويد وقتى در جنگ خيبر قرار شد که نيمى از محصول به محمد تعلق گيرد. "بنابراين فدك [نيز] به ملك شخصى محمد تبديل شد چون مورد حمله شتر و اسب قرار نگرفته بود".
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
وی در ضمن می گويد:
📜"وقتی که غنائم خيبر تقسيم شد، شَق و نَطا به مسلمانان داده شد، در حاليکه کَتيبَه به ۵قسمت منقسم گشت: خمس سهم خدا (که تحت نظارت محمد قرار می گرفت)؛ خمس سهم پيامبر؛ سهم نزديکان وی (خاندان و تبار محمد)؛ سهمی که برای نگهداری زنان او اختصاص می يافت ( که در اين مورد اکنون گزارش دقيقی موجود است)؛ و مبلغی که به کسانی که بعنوان واسطه در مذاکرات صلح با فدکيان عمل کرده ( و پيامبر را قادر ساخته بودند تا بر کل غنائم چنگ اندازد) تعلق می گرفت.
📗Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.
🔰البته، اينها همه بنا به ميل محمد و خواست و سليقه او انجام می گيرد. چنانکه خدا در آيه ای نحوه تقسيم غنائم را بطور کامل در اختيار او گذارده و مسلمانان را به پيروی بی چون و چرا در اين مورد دعوت نموده است.
📜"و آنچه ترا که خدا از مال آنها (يعنی يهودان بنی نضير) به رسم غنيمت بازداد متعلق برسول است "و آنچه را که خدا از مال آنها (يعنی يهوديان بنی نضير) به رسم غنيمت باز داد متعلق برسول است که شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استری نتاختيد (و آزار کارزار نکشيديد) وليکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلط می گرداند و خدا بر هر چيز تواناست"
📗سوره الحشر، آيه6.
ابن اسحاق ادامه ميدهد:
📜"آنگاه پيامبر غنائم را ميان اقوام خويش ، زنانش، و مردان و زنان ديگر تقسيم کرد. او به دخترش فاطمه ٢٠٠سهم، به علی ١٠٠ ،به عثمان ٢۵٠ ،به عايشه ٢٠٠ ،به ابابکر ١٠٠سهم و ... داد. بنام خدا- اين صورت آنچه است که محمدِ پيامبر به زنان اش از خرما و آرد داد: ١٨٠ بار".
📗 Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 522.
🎯باين ترتيب، اموال مردم بی گناه ميان اقوام محمد تقسيم می گردد و علاوه بر آن املاک و زمين های آنها منجمله فدک تماما به مالکيت شخص محمد در می آيد. البته بعدا عمر، وقتی بخلافت ميرسد، بنا به استناد محمد که زمانى گفته بود "در جزيرة العرب دو دين با هم نباشند" سرانجام يهوديان را بدست محمد رعيت زمين های خودشان شده بودند، برای هميشه از اين زمين ها بيرون می ريزد،
📗طبری، جلد سوم، ص1155 .
🔅و باين ترتيب، داستان يهوديان در عربستان مرکزی به پايان خود ميرسد.
در روز فتح خيبر، ١۶تن از مسلمانان مهاجر به حبشه به مدينه باز می گردند. بی شک باز گشتن آنها بخاطر سهم بردن از چپاولی سود آوريست که محمد و يارانش به آن مشغول می باشند.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
ناامیدکنندهترین ننگها، ننگ نادانی است که گمان میکند همه چیز را میداند، و در نتیجه به خودش اجازهٔ کشتار میدهد...
✍آلبر کامو
➬ @ISLIE
✍آلبر کامو
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➍】
💠ادامه حمله به قبايل كوچک و كشتار و غارت آنها
🔹پس از پايان کار يهوديان، محمد به حملات خود به قبايل کوچک ديگر همچنان ادامه ميدهد.
📜عمر را در سال هفتم هجرت به "هَوازِن" ميفرستد. عمر وهمراهانش همچنان که تاکتيک هميشگی محمد بود، "شبانه راه می پيمودند و بروز پنهان می شدند." مردم بدبخت هوازن با شنيدن خبر آمدن مسلمانان جرّار فراری دشت و بيابان می شوند و اموال آنان بدون هيچ تصادمی بدست عمر می افتد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:550
📘البدایه و النهایه ،ابن کثیر ،جلد 6، ص358
📕 طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 117
📜در شعبان همين سال، محمد ابوبکر را به نجد ميفرستد. گروه ٣٠نفری ديگری از مسلمانان را نيز به فرماندهی "بَشير بن سَعد" روانه سرزمين "بنى مُرَه" سوی فدک ميکند که همه کشته و خود وی زخمی ميشود. از اينرو، محمد گروه قدرتمندتری را به آنجا ميفرستد و با آنكه "مِرداس بن نَهيک" از گروه دشمن، هنگام جنگ "لااله الاالله" گويان بآنها حمله ميکند، با اينحال، او را بقتل ميرسانند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 552-550
📘طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 118.
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی، جلد 6، ص 360
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 104
⇒ @ISLIE ⇐
📜در رمضان همان سال، گروه ١٣٠نفره ای را به ميفعه ميفرستد. آنها به "بنى عبد بن ثَعلَبه" حمله مى کنند. او را مى کشند و تمامى شترها و گوسفندهاى او را به مدينه ميآورند. سپس، "غالب بن عبدالله" را بسوی "بنی عبد بن ثعلبه" ميفرستد که پس از حمله به بنی عبد با شتران و گوسفندان غارتی به مدينه باز ميگردد. در ماه شوال همانسال، "بشير بن سعد" را به سوی يمن ميفرستد که پس از جنگ با شتران و گوسفندان غنيمتی باز ميگردد.
📗طبری، جلد سوم، ص 1156.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:553
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی ، جلد 6 ،ص 360.
📗 طبقات ابن سعد،جلد 2 «سیره و مغازی»ص 119.
🎯باين ترتيب ، کشتارها و غارتگری های مداومی که به غزوات پيغمبر معروف شده، ولی چيزی جز قتل وغارت و چپاول بی سابقه، توقف ناپذير وحشيانه مردم بيگناه عرب و اسير کردن زن و فرزندان آنها نبوده است همچنان تا ماه ذيقعده همان سال که محمد آهنگ زيارت کعبه را ميکند، ادامه می يابد.
🔰واقعا نيز اين مسئله بسيار تامل برانگيز است که اين خدای واحد، الله، چگونه خدائی بوده است که پيامبرش را، همچون غارتگران مغول، اينچنين برای قتل و غارت وقفه ناپذير مردمی که خود آنها را خلق کرده بوده، بميان آنها ميفرستاده است، و اين چگونه هدايتی بوده است که بايد بزور شمشير و غارت اموال و اسير کردن زن و فرزندان مردم انجام گيرد؟ آيا کسان و قبايلی که به اين ترتيب، و برای فرار از قتل و غارت محمد و باندهای سفاک او اعلام مسلمانی ميکردند، واقعا به خدای وی ايمان ميآوردند؟ يا از روی ترس و ناچاری به او می پيوستند؟ و آيا اين خيل مسلمانان، بجز آن چند صد نفر اوليه ای که خود مسلمانان نيز برايشان اهميت والائی قائل اند، بقيه جزو همين گروندگان بدون ايمان و از روی ترس به اسلام نبوده اند؟ 🔅بايد توجه داشت که اينها بهيچوجه صرفا يک مشت نظريه پردازی خشگ و خالی نيست، بلکه مجموعه حقايقی است که با پشتوانه اسناد و واقعيات انکار ناپذير تاريخی، با ما سخن ميگويند.
ادامه دارد ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ادامه حمله به قبايل كوچک و كشتار و غارت آنها
🔹پس از پايان کار يهوديان، محمد به حملات خود به قبايل کوچک ديگر همچنان ادامه ميدهد.
📜عمر را در سال هفتم هجرت به "هَوازِن" ميفرستد. عمر وهمراهانش همچنان که تاکتيک هميشگی محمد بود، "شبانه راه می پيمودند و بروز پنهان می شدند." مردم بدبخت هوازن با شنيدن خبر آمدن مسلمانان جرّار فراری دشت و بيابان می شوند و اموال آنان بدون هيچ تصادمی بدست عمر می افتد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:550
📘البدایه و النهایه ،ابن کثیر ،جلد 6، ص358
📕 طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 117
📜در شعبان همين سال، محمد ابوبکر را به نجد ميفرستد. گروه ٣٠نفری ديگری از مسلمانان را نيز به فرماندهی "بَشير بن سَعد" روانه سرزمين "بنى مُرَه" سوی فدک ميکند که همه کشته و خود وی زخمی ميشود. از اينرو، محمد گروه قدرتمندتری را به آنجا ميفرستد و با آنكه "مِرداس بن نَهيک" از گروه دشمن، هنگام جنگ "لااله الاالله" گويان بآنها حمله ميکند، با اينحال، او را بقتل ميرسانند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص: 552-550
📘طبقات ابن سعد ، جلد2 «سیره و مغازی» ص 118.
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی، جلد 6، ص 360
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 104
⇒ @ISLIE ⇐
📜در رمضان همان سال، گروه ١٣٠نفره ای را به ميفعه ميفرستد. آنها به "بنى عبد بن ثَعلَبه" حمله مى کنند. او را مى کشند و تمامى شترها و گوسفندهاى او را به مدينه ميآورند. سپس، "غالب بن عبدالله" را بسوی "بنی عبد بن ثعلبه" ميفرستد که پس از حمله به بنی عبد با شتران و گوسفندان غارتی به مدينه باز ميگردد. در ماه شوال همانسال، "بشير بن سعد" را به سوی يمن ميفرستد که پس از جنگ با شتران و گوسفندان غنيمتی باز ميگردد.
📗طبری، جلد سوم، ص 1156.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:553
📕 البدایه و النهایه ابن کثیر دمشقی ، جلد 6 ،ص 360.
📗 طبقات ابن سعد،جلد 2 «سیره و مغازی»ص 119.
🎯باين ترتيب ، کشتارها و غارتگری های مداومی که به غزوات پيغمبر معروف شده، ولی چيزی جز قتل وغارت و چپاول بی سابقه، توقف ناپذير وحشيانه مردم بيگناه عرب و اسير کردن زن و فرزندان آنها نبوده است همچنان تا ماه ذيقعده همان سال که محمد آهنگ زيارت کعبه را ميکند، ادامه می يابد.
🔰واقعا نيز اين مسئله بسيار تامل برانگيز است که اين خدای واحد، الله، چگونه خدائی بوده است که پيامبرش را، همچون غارتگران مغول، اينچنين برای قتل و غارت وقفه ناپذير مردمی که خود آنها را خلق کرده بوده، بميان آنها ميفرستاده است، و اين چگونه هدايتی بوده است که بايد بزور شمشير و غارت اموال و اسير کردن زن و فرزندان مردم انجام گيرد؟ آيا کسان و قبايلی که به اين ترتيب، و برای فرار از قتل و غارت محمد و باندهای سفاک او اعلام مسلمانی ميکردند، واقعا به خدای وی ايمان ميآوردند؟ يا از روی ترس و ناچاری به او می پيوستند؟ و آيا اين خيل مسلمانان، بجز آن چند صد نفر اوليه ای که خود مسلمانان نيز برايشان اهميت والائی قائل اند، بقيه جزو همين گروندگان بدون ايمان و از روی ترس به اسلام نبوده اند؟ 🔅بايد توجه داشت که اينها بهيچوجه صرفا يک مشت نظريه پردازی خشگ و خالی نيست، بلکه مجموعه حقايقی است که با پشتوانه اسناد و واقعيات انکار ناپذير تاريخی، با ما سخن ميگويند.
ادامه دارد ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
دینی كه با آن بزرگ شدی
«هـویـت» تو نیست،
حتی نظر تو هم نیست
مگر اینكه درباره اش«عمیقاً»
«فكر» كرده باشی !
ريچارد داوكينز
➬ @ISLIE
«هـویـت» تو نیست،
حتی نظر تو هم نیست
مگر اینكه درباره اش«عمیقاً»
«فكر» كرده باشی !
ريچارد داوكينز
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➍】
✅با توجه به آنچه که در پست های قبل دیدیم میتوان دریافت که اسلام هيچگاه، بصورت مذهبی که مردم به آن ايمان بياورند بر عربستان مسلط نشد. بلکه، از طريق زور، کشتار و اجبار بود که مردم را تابع خود کرد. اين نبود که محمد، اکنون که به قدرت دست يافته بود، تغيير يافته و بفرد زورگو و ستمکاری تبديل شده بود. چنين تصوری از اساس بی پايه و نادرست است. نظام سياسی که او در پی برپا داشتن آن در عربستان بود، يعنی ديکتاتوری مطلق شخصی، نه تنها ماهيتاٌ لازمه اش سرکوب مردم و مطيع ساختن آنها بزور شمشير و خون بود، بلکه خود وی نيز در همان ابتدا، هنگاميکه در مکه بود، صريحا به آن اعتراف کرده بود. چنانکه پس از مرگ ابوطالب، روزی در خانه کعبه هنگاميکه مکيان او و دعوی پيغمبريش را مسخره می کنند، محمد رو بآنها نموده ميگويد:
📜"ای قوم قريش، بشنويد ، به آن خدائی که جان من در يد قدرت اوست که من از بهر آن آمده ام تا من شما را همچون گوسفند کارد بگلو بر نهم و بکشم و مپنداريد که شما رايگان از چنگ من بدر رويد".
📗ابن هشام، جلد اول، ص 259.
🔆ما در گذشته نيز اين امر را خاطر نشان کرديم که همه مذاهب توحيدی، بر خاکستر سرکوب خونين توده های مردم صلح طلب بود که قامت شوم خود را بر افراشتند. چرا که همه آنها روبنای نظام سرکوبگر مالکيت خصوصی يعنی سيستمی بودند که با روحيه آزادی طلبانه انسان بدوی بهيچوچه جور در نمی آمد، و از اينرو، تنها از طريق زور و سرکوب ميتوانستند مورد قبول توده های مردم قرارگيرند. منتها، اگر اين وظيفه سرکوب را مثل دررم امپراطوران و سرداران رمی انجام داده و از اينراه، زمينه روحی برای قبول مسيحيت و متوسل شدن به آنرا در ميان مردم مايوس وسرخورده از قيامهای خود فراهم آوردند، اينکار در عربستان بدست خود اسلام و شمشير خونين آن انجام گرفت.
🔅برای همين، اسلام از همان ابتدا يک جريان سياسی برای تصرف قدرت از طريق سرکوب توده ها و قبايل عرب بود، و برعکس مسيحيت، که مسيحيان را از طريق تسليم به دشمنی که قبل اورا سرکوب کرده بود- امپراطوری رم- ( اگر دشمن بتو سيلی زد آن سوی صورتت را نير برای سيلی خوردن بسوی او بگير) به عبوديت خدا دعوت ميکرد، اينکار را از طريق تهديد آنها به انتخاب ميان مرگ و اسلام انجام ميداد.
🎯در يک کلام، مسيحيت پس از سرکوب خونين مردم اورشيليم و سرزمينهای ديگر امپراطوری ميان آنان پراکنده شد، و اسلام در جريان سرکوب مردم عرب.
⏪پست بعد : ادامه حمله به قبایل کوچک و غارت
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
✅با توجه به آنچه که در پست های قبل دیدیم میتوان دریافت که اسلام هيچگاه، بصورت مذهبی که مردم به آن ايمان بياورند بر عربستان مسلط نشد. بلکه، از طريق زور، کشتار و اجبار بود که مردم را تابع خود کرد. اين نبود که محمد، اکنون که به قدرت دست يافته بود، تغيير يافته و بفرد زورگو و ستمکاری تبديل شده بود. چنين تصوری از اساس بی پايه و نادرست است. نظام سياسی که او در پی برپا داشتن آن در عربستان بود، يعنی ديکتاتوری مطلق شخصی، نه تنها ماهيتاٌ لازمه اش سرکوب مردم و مطيع ساختن آنها بزور شمشير و خون بود، بلکه خود وی نيز در همان ابتدا، هنگاميکه در مکه بود، صريحا به آن اعتراف کرده بود. چنانکه پس از مرگ ابوطالب، روزی در خانه کعبه هنگاميکه مکيان او و دعوی پيغمبريش را مسخره می کنند، محمد رو بآنها نموده ميگويد:
📜"ای قوم قريش، بشنويد ، به آن خدائی که جان من در يد قدرت اوست که من از بهر آن آمده ام تا من شما را همچون گوسفند کارد بگلو بر نهم و بکشم و مپنداريد که شما رايگان از چنگ من بدر رويد".
📗ابن هشام، جلد اول، ص 259.
🔆ما در گذشته نيز اين امر را خاطر نشان کرديم که همه مذاهب توحيدی، بر خاکستر سرکوب خونين توده های مردم صلح طلب بود که قامت شوم خود را بر افراشتند. چرا که همه آنها روبنای نظام سرکوبگر مالکيت خصوصی يعنی سيستمی بودند که با روحيه آزادی طلبانه انسان بدوی بهيچوچه جور در نمی آمد، و از اينرو، تنها از طريق زور و سرکوب ميتوانستند مورد قبول توده های مردم قرارگيرند. منتها، اگر اين وظيفه سرکوب را مثل دررم امپراطوران و سرداران رمی انجام داده و از اينراه، زمينه روحی برای قبول مسيحيت و متوسل شدن به آنرا در ميان مردم مايوس وسرخورده از قيامهای خود فراهم آوردند، اينکار در عربستان بدست خود اسلام و شمشير خونين آن انجام گرفت.
🔅برای همين، اسلام از همان ابتدا يک جريان سياسی برای تصرف قدرت از طريق سرکوب توده ها و قبايل عرب بود، و برعکس مسيحيت، که مسيحيان را از طريق تسليم به دشمنی که قبل اورا سرکوب کرده بود- امپراطوری رم- ( اگر دشمن بتو سيلی زد آن سوی صورتت را نير برای سيلی خوردن بسوی او بگير) به عبوديت خدا دعوت ميکرد، اينکار را از طريق تهديد آنها به انتخاب ميان مرگ و اسلام انجام ميداد.
🎯در يک کلام، مسيحيت پس از سرکوب خونين مردم اورشيليم و سرزمينهای ديگر امپراطوری ميان آنان پراکنده شد، و اسلام در جريان سرکوب مردم عرب.
⏪پست بعد : ادامه حمله به قبایل کوچک و غارت
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
مسلمانان كسانی هستند كه خيال
مـی كنند هـرگز دروغ نمـی گويند.
ولی به «هــيچ وجه» چـنين نيسـت
«جهالت» آنها يكی از ننگين ترين موضوعات تمدن دروغی بشر است !
✍مارك تواين
➬ @ISLIE
مـی كنند هـرگز دروغ نمـی گويند.
ولی به «هــيچ وجه» چـنين نيسـت
«جهالت» آنها يكی از ننگين ترين موضوعات تمدن دروغی بشر است !
✍مارك تواين
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➍】
💠حمله به قبايل كوچک ادامه می يابد
🔹محمد پس از 7 سال در همان ماهی که سال گذشته به زيارت مکه رفته بود، طبق معاهده حُدَيبيه که در آن سالی يکبار به او اجازه زيارت کعبه داده می شود، عازم زيارت مجدد مکه می گردد. پس از باز گشت از مکه بقيه ذی الحجه و ماه صفر از سال هشتم را (چهار ماه بعد از سال هشتم را تا ماه جمادی الاول) در مدينه ماند. در اين ماه،
⇒ @ISLIE ⇐
📜"غالب بن عبدالله" را بهمراه ده و چند نفری به سوی قوم کوچک "بنی اََلمُلَوَح" فرستاد، که مسلمانان پس از رسيدن به مقصد در جائی کمين کردند "تا گله بيامد و چون شير بدوشيدند و بنوشيدند و آرام گرفته و پاسی از شب گذشت به آنها حمله برديم و کسان بکشتيم و گوسفندان برانديم و باز گشتيم و بانگزن به طلب کمک سوی قوم رفت و ما شتابان بيامديم."
📜سپس، "سلم علاء بن حضرمی" را به سوی "منذربن ساوی عبدی" ميفرستد که آنها قبول ميکنند که جزيه بپردازند. جزيه مالياتی بود که اهل کتاب در صورت مسلمان نشدن می پرداختند. اين اولين جزيه بود، چيزی که در مورد يهود که آنان نيز اهل کتاب بودند بکار نرفت. چرا که محمد از همان ابتدا، پس از نااميدی از مسلمان شدن آنان، طرح نابوديشان را ريخت. شايد محمد هنوز خود را آماده درگيری با رم نميدانست و از اينرو با مسيحيان رفتار محتاط آميزتری داشت.
📗طبری، جلد سوم، ص 1160.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:572
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 106
🔹در همين سال، محمد "عَمرو بن عاص" را سوی جيفر و عباد پسران جلندی فرستاد "که تصديق پيغمبرکردند و به دين وی گرويدند و عمرو بن عاص زکات اموالشان بگرفت."
🔰به نظر می آيد که از اين تاريخ، قبايل کوچک که از تاخت و تازها و قتل و غارت های محمد به وحشت افتاده اند، شروع به تسليم شدن و پرداخت ماليات می کنند. در ضمن، زکات که امری داوطلبانه بود، اجباری شده و بهمراه جزيه از اهل کتاب، شکل ماليات دولتی را که نيروی مسلح مرکزی جمع آوری آنرا ضمانت ميکند، بخود ميگيرد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠حمله به قبايل كوچک ادامه می يابد
🔹محمد پس از 7 سال در همان ماهی که سال گذشته به زيارت مکه رفته بود، طبق معاهده حُدَيبيه که در آن سالی يکبار به او اجازه زيارت کعبه داده می شود، عازم زيارت مجدد مکه می گردد. پس از باز گشت از مکه بقيه ذی الحجه و ماه صفر از سال هشتم را (چهار ماه بعد از سال هشتم را تا ماه جمادی الاول) در مدينه ماند. در اين ماه،
⇒ @ISLIE ⇐
📜"غالب بن عبدالله" را بهمراه ده و چند نفری به سوی قوم کوچک "بنی اََلمُلَوَح" فرستاد، که مسلمانان پس از رسيدن به مقصد در جائی کمين کردند "تا گله بيامد و چون شير بدوشيدند و بنوشيدند و آرام گرفته و پاسی از شب گذشت به آنها حمله برديم و کسان بکشتيم و گوسفندان برانديم و باز گشتيم و بانگزن به طلب کمک سوی قوم رفت و ما شتابان بيامديم."
📜سپس، "سلم علاء بن حضرمی" را به سوی "منذربن ساوی عبدی" ميفرستد که آنها قبول ميکنند که جزيه بپردازند. جزيه مالياتی بود که اهل کتاب در صورت مسلمان نشدن می پرداختند. اين اولين جزيه بود، چيزی که در مورد يهود که آنان نيز اهل کتاب بودند بکار نرفت. چرا که محمد از همان ابتدا، پس از نااميدی از مسلمان شدن آنان، طرح نابوديشان را ريخت. شايد محمد هنوز خود را آماده درگيری با رم نميدانست و از اينرو با مسيحيان رفتار محتاط آميزتری داشت.
📗طبری، جلد سوم، ص 1160.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:572
📗الکامل فی التاریخ ابن اثیر ،جلد 2 ،ص 106
🔹در همين سال، محمد "عَمرو بن عاص" را سوی جيفر و عباد پسران جلندی فرستاد "که تصديق پيغمبرکردند و به دين وی گرويدند و عمرو بن عاص زکات اموالشان بگرفت."
🔰به نظر می آيد که از اين تاريخ، قبايل کوچک که از تاخت و تازها و قتل و غارت های محمد به وحشت افتاده اند، شروع به تسليم شدن و پرداخت ماليات می کنند. در ضمن، زکات که امری داوطلبانه بود، اجباری شده و بهمراه جزيه از اهل کتاب، شکل ماليات دولتی را که نيروی مسلح مرکزی جمع آوری آنرا ضمانت ميکند، بخود ميگيرد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜