دروغ‌ها و خرافات اسلام
22.3K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➏➋】

💠بنی قريظه و فريب دردناک آن در جنگ

📖 همانطور که گفته شد عامل ديگر نجات محمد از نابودی، حيله ايست که وی در مورد بنی قريظه بکار ميبرد. بنی قريظه حلقه ضعيف جبهه مسلمانان را تشکيل ميداده است. همانطور که گفتيم اين تنها قبيله از يهوديان در مدينه بود که همچنان، با همه ترورها و قتل و غارتهای عهد شکنانه ای که محمد از يهوديان بعمل آورده بود، همچنان در کنار محمد باقی مانده بود و از اينرو، هر دم امکان داشت که از محمد جدا شده به يهوديان بپيوندد. چنين چيزی اگر اتفاق می افتاد
برای محمد يک مصيبت جبران ناپذير بود. چرا که علاوه بر از دست دادن يک متفق در شرايط ضعف قوا ، در خط دفاعی اش نيز به نحو خطرناکی شکاف می افتاد. چرا که بنی قريظه در خط دفاعی مسلمانان محل حساسی را اشغال کرده بود. بنی قريظه در جنوب شرقی مدينه، يعنی درست در پشت سر مدافعين، و در طرف شرق خندق قرار داشت. از اينرو، در صورت تغيير جبهه و پيوستن به مهاجمين ميتوانست مدافعين مدينه را در اين سوی خندق از پشت مورد حمله قرار داده، تمام خط دفاعی مدينه را در هم ريخته، راه حمله به آنرا باز نمايد.

🔹از طرف ديگر، ابو سفيان و متحدين وی نيز که کامل به اين نکته واقف و از امکان گذشتن از خندق نا اميد شده بودند، نيروی خود را متوجه جلب ابوقريظه به جناح خود می کنند، و "حُیَ بن أخطَب، رئيس بنی نضير را برای جلب بنی قريظه به بسراغ رئيس آن "کعب بن اسد قرظی" می فرستند.

🔸از سوی ديگر، محمد نيز بيکار نمی ماند و برای عقد قرارداد صلح با غطفان مخفيانه فرستاده ای را نزد آنان می فرستد، و با وعده دادن يک سوم محصول مدينه به آنان، موفق به جلب نظر آنها ميگردد. ولی قبايل اوس و خَزرَج که حاضر به چشم پوشی از يک سوم محصول خود نبودند، با صلح ميان محمد و غطفان مخالفت می نمايند. بطوری که "سعد بن معاذ" رئيس قبيله اوس قراد داد صلح را پاره پاره می کند.
@ISLIE
🔹از طرفی کعب که در ابتدا حاضر به شکستن پيمان اتحاد خود با محمد نبوده
است، سرانجام به اصرار "حُیَ بن أخطَب" حاضر به پيوستن به قريش می گردد. باين ترتيب، بزرگترين ضربه ممکن به محمد وارد می آيد، و بدنبال آن، ترس و ترديد در ميان مسلمانان به اوج خود ميرسد. هر کس در صدد بيرون کشيدن خود از مهلکه ميشود. "معتب بن قشير می گويد:

📜"محمد به ما وعده می دهد که گنجهای کسری و قيصر را می خوريم اما به قضای حاجت نمی توانيم رفت." و "اوس بن قيظی" در حضور مردان قوم خويش می گويد: "ای پيمبر، خانه های ما بی حفاظ است اجازه بده سوی محله خويش رويم که بيرون مدينه است."
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1073.

🔅اوضاع چنان بحرانی می شود که افراد محمد ديگر به سختى از او فرمان ميبرند. بطوريکه محمد ناچار می شود برای حفظ اطاعت و ديسيپلين نظامی و جلوگيری از بی احترامی به خود متوسل به خدا شده، با آوردن آيه زير آنانرا تهديد می کند.

📜"ای مومنان دعای رسول و ندا کردن او را مانند ندای بين يکديگر کرد بدون حفظ ادب مقام رسالت قرار ندهيد... خدا به حال آنانکه برای سرپيچی از حکمش بيکديگر پناه برده رخ پنهان می دارند آگاه است. پس کسانيکه امر خدا را مخالفت ميکنند بترسند که مبادا به فتنه بزرگ يا غذاب دردناک ديگر مانند قتل و اسارت گرفتار شوند"
📗سوره النور، آيه62 ،قمشه ای .

پست بعد : حیله گری محمد
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
#ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﯿﻎ #ﻧﻘﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﺗﯿﻎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

باید یاد بگیریم که همه چیز قابل نقد و بررسی هستن و از انتقادات ناراحت نشویم.

@ISLIE
#دین .....


راه سعادت
انسان ها نیست..

دین
منبع درآمد
مفت خورهاست.....

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐➋】

💠حیله گری محمد و فریب دردناک بنی قریظه

در اين زمان محمد که هيچ اميدی به غلبه بر اوضاع نداشته، متوسل به فريب دشمن شده برای شکاف انداختن ميان متحدين دست به حيله شگفت انگيزی ميزند. باين ترتيب که "نعيم بن مسعود اشجعى" را که از دوستان يهوديان بنى قريظه بود نزد آنان ميفرستد تا به آنها بگويد: "قريش و بنى غطفان براى جنگ محمد آمده اند،ِشما نيز با آنها همدست شده ايد اما قريش و غطفان مانند شما نيستند. شهر شهر شماست و اينجا مال و زن و فرزند داريد و به جاى ديگر رفتن نتوانيد. ولى مال و زن و فرزند و ديار قريش و غطفان جاى ديگر است و چون شما نيستند، اگر غنيمتى به کف آرند بگيرند و اگر کار صورت ديگر گيرد به ديار خويش روند و شما را در اينجا با اين مرد واگذارند که به تنهايى تاب مقاومت او نداريد پس همراه قرشيان و غطفان جنگ نكنيد تا تنى چند از سران آنها را گروگان بگيريد و مطمئن شويد که همراه شما با محمد جنگ ميكنند تا او را از ميان بردارند."

🔹بعد نعيم را نزد قريش و مردم غطفان ميفرستد تا به آنها هم بگويد چه نشسته ايد که "گروه يهودان از شكستن پيمان محمد پشيمان شده اندو کس پيش او فرستاده اند که پشيمانيم. اگر گروهى ازسران قريش و غطفان را بگيريم و به تو دهيم که گردنشان را بزنى و همراه تو با بقيه آنها جنگ کنيم از ما راضى مى شوى؟ محمد پيغام داده که آرى بنابراين اگر يهودان کس فرستادند و از شما گروگان خواستند حتى يك گروگان ندهيد"

🔸در همين زمان در شب شنبه از ماه شوال سران قريش و غطفان نزد بنى قريظه کس ميفرستند که چون اينجا محل اقامت ما نيست و چهارپايان ما در حال تلف شدن اند براى جنگ و يكسره کردن کار محمد آماده شويد. يهودان بنى قريظه نيز پاسخ ميدهند که اولا رسم شان نيست که روز شنبه دست به کارى زنند و ثانيا خواستار چند گروگانند تا مطمئن شوند که کار محمد يكسره ميشود. زيرا بيم آن دارند که "اگر جنگ سخت شود سوى ديار خويش رويد و ما را با اين مرد واگذاريد که تاب مقاومت وى نداريم ".
https://telegram.me/ISLIE
🔹وقتى که فرستادگان پاسخ قريظيان را نزد قريشيان و سران غطفان آوردند آنها با خود گفتند: " آنچه نعيم بن مسعود مى گفت راست بود، کس پيش بنى قريظه فرستيد و بگوييد به خدا يك گروگان به شما ندهيم اگر سر جنگ داريد بياييدو جنگ کنيد." قريظيان نيز با شنيدن اين پاسخ مطمئن شدند که سخن نعيم در مورد قريش و غطفان درست بوده است و به اين ترتيب اتحاد ميان بنى قريظه از يكطرف و قريشيان و غطفان از طرف ديگر به نفع محمد بهم ميخورد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:362-366
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1081 -1080.

🔰در جبهه قريش اوضاع، با گذشت نزديک به يکماه از محاصره بی نتيجه مدينه، چندان مناسب نبود. از يک طرف ، محاصره مدينه زمانی رخ داده بود که قبل اهل مدينه محصول خود را درو و به داخل برده بودند. بنابراين، در حاليکه آنها هنوز مقدار کمی غذا برای ادامه مقاومت داشتند، محاصره کنندگان که خود را برای يک حمله برق اسا و يک پيروزی سريع سازمان داده بودند، اکنون که محاصره بطول کشيده و منابع غذايی آنها رو به پايان رسيده بود، بخصوص برای تامين علوفه اسبان و شتران خويش بتدريج دچار مشکل می شدند. بخصوص که عدم همکاری بنی قريظه، آخرين اميد آنها به رفع بن بست جنگ را نيز از ميان برده بود و زمينه را برای آغاز زمزمه های بازگشت در ميان آنان فراهم نموده بود.ازاینرو ابوسفیان میگوید :

📜"ای گروه قرشيان به خدا اينجا اقامتگاه شما نيست و از اين باد بليه ای داريم که می بينيد. نه ريگ به جا می ماند و نه آتش می سوزد و نه خيمه به پا می ماند، حرکت کنيد که من نيز حرکت می کنم".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1081 -1080 .
🎯باين ترتيب، قريشيان يکبار ديگر در مبارزه با محمد از خود ناپيگيری بخرج داده صحنه نبرد را ترک ميکنند و فرصت گرانبهائی را که برای يکسره کردن کار محمد در اختيار داشتند رها ميکنند. بالعکس، محمد بخاطر پيگيری و مقاومت و همچنين اتخاذ تاکتيک درست ولی در اصل بخاطر ناپيگيری قريش و مخالفين خود از نابودی کامل نجات يافته، جان سالم بدر می برد.

پست بعد : قتل عام هولناک بنی قريظه بدست محمد
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜

هر که صاحب علم و هنر
اسـت ، دیـن هـم دارد ؛

هـر کـه فـاقـد آن دو
باشد ، مذهبی است !

#گوته

@ISLIE

انسانِ آگـاه ، حمـاقـت ، تعـصـب ،
تبعیض ، عقاید و باورهای اشتباهِ
جامعه را زیر سوال می‌برد .

انسانِ احمق ، ظاهر ، محل تولد ،
نژاد ، جنسیت و گرایش جنسیِ
افراد را به سخره می‌گیرد !
@ISLIE
استدلال
مقدمه۱: فقط شیطان شما را میترساند
مقدمه۲: از من بترسید
نتیجه : پس تو شیطان هستی
غیراز این است؟
یا اینکه ایه ها در تناقض هستن؟

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➑➋】

💠قتل عام هولناک بنی قريظه بدست محمد

🔹محمد که ميداند مکيان و غطفان که بتازگی از جنگ طولنی و خسته کننده خندق بازگشته اند، بدشواری ممکن است به جنگ ديگری تن داده و به ياری بنی قريضه بيايند، فرصت را از دست نداده و بلافاصله مسلمانان را برای حمله به بنی قريظه فرا می خواند. ولی در ضمن از آنجا که ميداند مسلمانان ممکن است خسته از يک محاصره طولانی، حاضر به حمله به بنی قُرَيظَه و درگيری مجدد در جنگ بلافاصله ديگری نباشند، با حيله گری پای جبرئيل را بميان کشيده به مسلمانان می گويد که حکم حمله به بنی قريظه توسط جبرئيل از جانب خدا آمده است.

📜"روز ديگر که لشکر قريش و غطفان بهزيمت رفته بودند و پيغمبر عليه السلام بازِ مدينه آمد و سلاح از خود باز کرد و بنشست، و لشکر اسلام سلح از خود باز کردند وبنهادند، چون وقت نماز پيشين بود، جبرئيل، عليه السلام، بيامد و عمامه ای از اِستَبرَق در سر داشت و بر اََستَری خنگ نشسته بود و قطيفه ديباج بر افگنده بود، بيامد و سلام کرد و گفت: يا محمد، سلاح بنهادی و ما، که جمع فريشتگانيم، هنوز از بهر دشمنان تو سلاح ننهاده ايم و اين ساعت از طلب ايشان می آييم، تو چرا سلاح بگشودی؟ زود زود برخيز که حق سبحانه و تعالی ترا می فرمايد که سلاح در بند و بجنگ يهود بنی قريظه رو، از بهر آنکه عهد تو بشکستند و مخالفت تو نمودند، و من از پيش ميروم که زلزله در قلعه ايشان افگنم و گوشکهای ايشان بجنبانم".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 749.

🔸محاسبه محمد درست از آب در می آيد، نه تنها مسلمانان بلافاصله آماده جنگ می شوند، مکيان نيز، هر چند دلگير از بی وفایی قريظيان، ولی بيشتر از روی سستی و ناپيگيريشان- که در گذشته نيز بارها شاهد آن بوديم، دست روی دست گذارده هيچ عکس العملی در دفاع از آنان بخرج نميدهند.

📜محمد که قبل علی را با سپاهيان به سوی قلعه های بنی قريظه فرستاده است در راه از مردم "بنی غنم" سئوال می کند که آيا کسی را نديده اند که از اينجا بگذرد؟ و آنها پاسخ ميدهند: "آری، "دخية بن خليفه کلبی" از اينجا گذشت که بر استری سپيد بود که زين داشت و قطيفه ديبا بر زين بود." و محمد که در عوام فريبی ها و جعل سازی های خود، ديگر حتی رعايت ظاهر را هم نميکند، با آنکه مردم مشخصاً باو می گويند که "اين دخيه کلبی" بود که از اينجا می گذشت، با اينحال بخود جرأت ميدهد که بگويد: "اين جبرئيل بود، او را سوی بنی قريظه فرستاده اند تا حصارهايشان را بلرزاند و ترس در دلشان بيافکند."
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1083 .

📎 https://telegram.me/ISLIE

🔹محمد، هنگاميکه به پای قلعه های بنی قريظه ميرسد، با چنان کلماتی يهوديان را مورد اهانت قرار ميدهد که خود مسلمانان به تعجب می افتند. او رو به قلعه های يهوديان کرده ميگويد:

📜"ای همسنگان بوزينه، خدا خوارتان کرد و عذاب خويش بر شما فرود آورد". و مسلمانان باو می گويند: "اى ابوالقاسم تو که ناسزا گو نبودی.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1083 .
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:377

🔸محمد ٢۵روز يهوديان را محاصره می کند تا اينکه "کعب بن اسد" رئيس بنی قريظه يهوديان را جمع کرده به آنها ميگويد:

📜"اى گروه يهودان خداى کار شما را چنان کرده که مى بينيد، اکنون چند چيز به شما عرضه ميكنم هرکدام را مى خواهيد بر گزينيد. گفتند: بگو چيست؟ گفت: يكى اينكه پيرو اين مرد شويم و تصديق او کنيم که معلوم داشته ايد که او پيمبر فرستاده خداست... بدين گونه جان و مال و زن و فرزندتان محفوظ مى ماند. گفتند: هرگز از دين تورات نگرديم و دينى به جاى آن نگيريم. گفت: اگر اين کار نمى کنيد بياييد زنان و فرزندان خويش را بكشيم و چيزى که در خور اعتنا باشد پشت سر نگذاريم و شمشير بكشيم و سوى محمد و ياران او رويم تا خدا ميان ما و محمد داورى کند، اگر هلاک شديم چيزى به جا نگذاشته ايم که بر آن بيمناک باشيم و اگر فيروز شديم زن و فرزند توانيم يافت. گفتند: اگر اينان را بكشيم پس از آنها زندگى به چه کار آيد؟ گفت: اگر اينكار را نيز نمى آنيد اکنون شب شنبه است ومحمد و ياران وى از طرف ما نگرانى ندارند. پايين رويم شايد به غافلگيرى بر محمد و يارانش دست يابيم. گفتند: حرمت شنبه را بشكنيم و کارى کنيم که گذشتگان کرده اند و مسخ شده اند؟ گفت: هيچيک از شما در همه عمر يک روز دورانديش نبوده ايد".
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:38
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1084-1086 .

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
گوش‌هایت را می‌گیری
چشم‌هایت را می‌بندی
زبانت را گاز می‌گیری
اما حریف افکارت نخواهی شد
و چقدر دردناک است درد فهمیدن...


گئورگ_ویلهلم_فریدریش_هگل

@ISLIE
"كـتـاب مـقـدس"

مذهب خيلى بيشتر از سيگار
باعث كشته شدن مردم شده است

@ISLIE
عرض ادب و درود

در راستای افزایش سطح آگاهی و اطلاعات هموطنان عزیز و کاربران محترم مسنجر تلگرام در زمینه مسائل و موضوعات اعتقادی شامل : مباحث مذهبی ، فلسفی ، و علمی ؛
ابر گروه دروغها و خرافات اسلام تصمیم به برگزاری یک سلسله مناظره های منظم و هدفمند میان مسلمانان و منتقدین اسلام و در سطح گسترده تر ما بین خداباوران و خداناباوران دارد .
از متقاضیان محترمی که مایل به شرکت در این مناظره ها هستند دعوت به عمل می آید با مراجعه به این گروه و ضمن مشخص کردن زمینه تخصصیشان ، آمادگی خود را اعلام فرمایند .
پس از بررسی های لازم و مشخص شدن تایم برگزاری ، موضوع دقیق و طرف مناظره ، حداقل از 48 ساعت قبل به این عزیزان برای شرکت در برنامه مذکور اطلاع داده خواهد شد .
لازم به ذکر است که هدف ما از برگزاری این گفتگوها برد و باخت نبوده و تنها بدنبال تبادل اطلاعات و ارتقاء سطح دانش و آگاهی خود و هموطنان مشتاق به مباحث اعتقادی وعلمی ، در فضایی دوستانه توأم با رعایت ادب و احترام هستیم .
با تشکر مجموعه دروغ ها و خرافات اسلام 🌹🌹🌹


لینک سوپر گروه دروغها و خرافات اسلام
https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw


برای اطلاعات بیشتر و هماهنگی مناظرات در این گروه عضو شوید

https://t.me/joinchat/Fuhdw0PL1FLDNBLiqA5tiQ
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➋】

💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد (قسمت دوم)

✳️ قریظیان اينطور بنظرشان ميرسيد که بهترين راه حل آنست که مانند مردم قَينُقاع از خير مال و اموال خود بگذرند و جان خود و خانواده شان را نجات دهند. در اينصورت، نه با قبول اسلام و پيوستن به محمد به ورطه خيانت به همنوعان يهودى خود و قرار گرفتن در کنار قاتلان آنها می افتادند و نه آنكه با جنگ با محمد زندگى و مال و زن و فرزندان خود را از دست ميدادند.

📜بنی قریظه نبـاش بن قیس را برای مذاکره از حصار فرو فرسـتادند. او ساعتی با پیامبر (ص) گفتگو کرد و ضـمن آن گفت: ما به همان ترتیب که بنی نضـیر تسلیم شدند، تسلیم میشویم. اموال و اسلحه ما از شما باشد، و خونهای ما محفوظ بماند و ما همراه زنان و کودکان از شهر شما میرویم، و از اموال ما به اندازه بار شتری غیر از اسلحه، از آن خودمان باشد. پیامبر (ص) این را #نپـذیرفت. گفتنـد: ما همان بار شتر را هم نمیخواهیم، اجازه بدهیـد که خون ما محفوظ بمانـد، و زن و بچه ما را هم به خودمان واگذارید. پیامبر فرمود: به هیچ وجه موافقت نمیکنم، مگر اینکه تسلیم فرمان من شوید.
📗 ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:379
@ISLIE
🔷آنگاه قريظيان از محمد مى خواهند که ابولبابه را که يهودى ولى از قبيله اوس و متحد محمد بوده براى مشورت نزد آنها بفرستد. محمد ابولبابه را نزد قريظيان مى فرستد. طبری می گويد با ديدن او "مرد و زن و کودک بسوى او دويدند و گريه آغاز کردند که ابولبابه بر حالشان رقت آورد" . آنگاه مردم از او پرسيدند : "اى ابولبابه به نظر تو به حكم محمد تسليم شويم؟" گفت":آرى" و "دست به گلو اشاره کرد، يعنى حكم وى کشتن است" .
📌به اين ترتيب، ابولبابه با اشاره به آنها ميرساند که بهتر است تسليم محمد نشوند چون او همه آنها را خواهد کشت.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص;380

🔅در مورد بنىَقينَقاع نيز محمد، در ابتدا، قصد قتل عام آنها را داشت، و تنها زير فشار خَزرَجيان و اُبَیّ بود که محمد حاضر به قبول راه حل ميانى و چشم پوشيدن از جان مردان بنى قَيُنقاع گشت. از اينرو، و به اميد اينكه شايد در مورد آنها نيز همين راه حل کارگر واقع شده، مورد پذيرش محمد قرار گيرد، تصميم به فرود آمدن از قلعه و تن دادن به حكم وی مى گيرند.

🔹همانطور که قريظيان پيش بينی کرده اميد بسته بودند، اوسيان نزد محمد آمده اظهار ميدارند که "يا رسول الله، بنی قريظه دوستان ما اند و ايشان را بما سپار. آنوقت سيد، عليه السلام، گفت قوم اوس را که : "اگر من حکم بنی قريظه به يکی از شما سپارم شما راضی باشيد يا نه؟ ايشان گفتند: بلی... پس گفت: من حکم ايشان به سعد بن معاذ که مهتر شما است سپردم، و آنچه وی حکم کند ما راضی شويم و کار ازان کنيم. بعد از آن ايشان گفتند: ما نيز راضی ايم."

🔅باين ترتيب، چند تن از اوسيان به مدينه رفته سعد را که از جنگ خندق مجروح و تحت مداوا بود برای قضاوت به محل می آورند.
📜"ايشان می پنداشتند که سعد بن معاذ جانب بنی قريظه نگاه دارد و روا ندارد که ايشان بقتل آورند، از بهر آنکه ايشان با قوم سعد بن معاذ دوستی ديرينه داشتند"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 755.

از اينرو، در بين راه باو می گفتند:
📜"اى ابو عمرو (سعدبن مُعاذ)، با بستگان خويش نيكى کن که پيمبر اين کار را به تو واگذار کرد تا به آنها نيكى کنى".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1087.

🔰اما محمد که برخلاف اوسيان و قريظيان بی خبر از همه جا از حس انتخاب خود کامل آگاه بود و می دانست چه کسی را براى حكميت انتخاب میکند. چون سعد همينكه از دو طرف قول اطاعت از حكم خود را مى گيرد، در کمال فرومايگى و قساوت مى گويد:

📜"حكم من اينست که مردان را بكشند و اموال تقسيم شود و زن و فرزند را اسير کنند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088.

🔆طبری می گويد، پس از آنكه سعد حكم خود را می كند محمد در ابراز رضايت از حكم وی می گويد: 📜"حكم تو در باره يهودان #همان است كه خدا از فراز هفت آسمان می كند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088
📘همچنین در ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 757 و بخاری، 4122

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
هر چه بی‌سوادی ،
فقر ، بی‌قانونی ،ناامنی
و بی‌اخلاقی در یک جامعه
بیشتر باشد بازار
«خرافات» پُررونق‌تر است !...

@ISLIE
تا هنگامي که
جامعه ای
زنان را نادیده مي گیرد
و حقشان را
پایمال مي سازد
داغ بینوایی و گناه بـــر
پیشاني اجتماع باقیست...

#ویکتور_هوگو

@ISLIE
وقتی من کار خوبی میکنم احساس خوبی دارم ،وقتی من کار بدی میکنم عذاب وجدان دارم.
این دین من است.

آبراهام_لینکلن
@ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش 1

اولین سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند

مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام

@khod2
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【30】

💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد.( قسمت اخر)

"عتيَة اَلقُرَيظه" ميگويد:
📜"من جزو اسرای بنی قريظه بودم. آنها ما را معاينه کردند، و هر که مو بر صورتش جوانه زده بود (بعنوان فرد بالغ) کشتند، و بقيه را نگهداشتند. من از جمله آنانی بودم که مو بر صورت نداشتند".
📘Abu Dawud, Sunan, (38:4390)

🔅بنابراين، وقتی معاذ حکم به قتل همه مردان ميدهد، بسياری از پسرکان معصوم و جوان نيز در بين آنها بوده اند
@ISLIE
#ابن_اسحاق ميگويد :
📜"آنگاه يهودان را از قلعه ها فرود آوردند و پيمبر آنها را در خانه دختر حارث يكى از زنان "بنى نجار" محبوس کرد، پس از آن به بازار مدينه که هم اکنون به جاست رفت و گفت تا چند گودال بكندند و يهودان را بياوردند و در آن گودالها گردنشان را بزدند. شمار يهودان ششصد يا هفتصد بود و آنكه بيشتر گويد هشتصد تا نهصد گويد".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088 .

📜گردن ها همه توسط علی و زبير در برابر خود محمد زده شدند.طبری می گويد: "پيمبر گفته بود هر کس از آنها را که بالغ شده بود بکشند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1091و1093 .

🔰به اينترتيب است که کثيف ترين و زشت ترين جنايتى که تا کنون کسى در عربستان نظير آنرا نديده و نشنيده بود، بدست محمد، علی و زبير و يارانش انجام می گيرد .

🎯بهرحال، اين سرنوشت تاسف آور گروهى انسانهاى بى گناه و صلح طلب است که با وجود آنكه بهر درى ميزنند تا راهى براى احتراز از جنگ و خشونت بيابند و به زندگى صلح جويانه خود ادامه دهند، سرانجام، گرفتار همان سرنوشتى مى شوند که با تمام نيرو سعى در احتراز از آن داشته اند.

نحوه قتل عام قريظيان، باين طريق بوده است که آنان را از محلی که محبوس کرده بودند، يك به يك، بدون آنکه اجازه دهند از سرنوشتی که در انتظارشان بوده خبر دار شوند، خارج ساخته و بر سر گودالی که برای اين منظور کنده بودند، سر از تنشان جدا می سازند. از جمله طبرى مي گويد وقتى که "کعب بن اسد" رئيس قوم بنى قريظه را ميبردند، يهوديان از او سئوال ميکنند:
"پنداری با ما چه ميكنند؟"
و او جواب می دهد:
"در هيچ جا فهم نداريد مگر نمى بينيد که هر که را مى برند بر نمى گردد؟ به خدا ما را مى کشند".

🔅و طبق معمول محمد با اوردن ایاتی این جنایت را به گردن خدا میاندازد .
📜" آن گروه اهل کتاب (از یهودان) را که پشتیبان و کمک مشرکان بودند خدا از حصار و سنگرهاشان فرود آورد و در دلشان (از شما مسلمین) ترس افکند تا آنکه گروهی از آنها را به قتل رسانیده و گروهی را اسیر می‌کردید.و شما را وارث سرزمین و دیار و اموال آنها کرد و نیز سرزمینی را که هیچ بر آن قدم (به جنگ) ننهادید نصیب شما گردانید، و خدا بر هر چیز تواناست."
📗سوره احزاب، ایه 26-27 ، قمشه ای

پست بعد : حماسه بنی قریظه
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
‌کلیه #مذاهب در یک چیز مشترک‌اند

و آن اینکه هر وقت علم نظریه‌ای را
مطرح می‌کند آن را تکفیر می‌کنند!
و وقتی که آن تئوری #اثبات شد
می‌گویند این در #کتاب آسمانی
ما قبلا آورده شده است!
@ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش 2

دومین سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند

مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام

@khod2

شما «خرافات» را مانند یک

بیماری مسری خواهید یافت !

برخی مردم اجازه می‌دهند که این

بیماری از کسانی که از جایگاه اجتماعی

بالاتری برخوردارند به آن‌ها سرایت کند !

#کورت_سیودماک
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➌】

💠حماسه های بنی قريظه

✳️واقعه بنى قريظه بى شک از جمله وقايع تراژيكى بشمار ميآيد که مايه نفرت و شرم بشريت بوده و خواهد بود، و لکه ننگ آن برای هميشه بر دامن اسلام و هر مسلمانی که با وجود اطلاع از اين جنايات همچنان خود را مسلمان ميداند، باقی ميماند. اين واقعه هر چند بخاطر تسليم قريظيان حماسه نبود، ولى در دل خود وقايعى را داشت که بى شباهت به داستانهای حماسی نبودند. حماسه هايی که بازيگران آن نه قهرمانان بزرگ، بلكه انسانهاى عادى بودند.

✔️از جمله اين وقايع يکی داستانی است که عايشه نقل می کند. وی می گويد:
يك زن از بنى قريظه که کشته شد، پيش من بود. سخن ميكرد و مى خنديد و پيمبر در بازار، مردان بنى قريظه را مى کشت، و چون نام او را بگفتند گفت":به خدا منم" گفتم":چكارت دارند؟" گفت":مى خواهند بكشندم". گفتم":چرا؟" گفت":براى کارى که کرده ام". عايشه ميگفت":هرگز او را از ياد نمى برم که مى دانست او را مى کشند اما خوشدل و خندان بود." او "بنانه"، تنها زن از بنی قريظه بود که گردن زده شد. چرا که با انداختن سنگ آسياب از فراز قلعه بر سر "خَلد بن سُوَيد"، يکی از محاصره کنندگانِ مسلمان، او را بقتل رسانده بود.

📜گویند، زنی از بنی نضـیر که نـامش نباته بود، همسـری مردی از بنی قریظه را داشت و هر دو یک دیگر را دوست میداشـتند. چون محاصره شدید شد، آن زن پیش شوهر خود گریست و گفت:
تو از من جـدا خواهی شد. مرد گفت: آری سوگند به تورات چنین است که میبینی، به هر حال تو زن هستی، این سـنگ بزرگ را به مسلمانان پرتاب کن، چه از این پس نمیتوانیم کسی از آنها را بکشیم، تو زن هستی و اگر هم محمد بر ما چیره شود زنها را نخواهد کشت. او دلش نمیخواست که زنش اسیر شود، و میخواست که او را در مقابـل این کـار بکشـند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:391
@ISLIE
🔹آنگاه "حُیَ بن اَخطَب" را آوردند. او سالار قوم بنی نضير بود که در جريان چپاول قوم خود بدست محمد، همراه با "سلام بن ابی الحقيق" و مردم بنی نضير به سوی قلعه های خيبر (در شمال مدينه و محل گروه ديگری از مردم يهود) کوچ و در آنجا ساکن می شوند. "حٌیّ بن اَخطب" همان طور که ديديم، در جنگ خندق وقتی به نزد "کعب بن اسد" رئيس بنی قريظه برای قانع کردن وی به رها کردن محمد و پيوستن به قريشيان رفته بود، به او که نگران انتقام محمد بود، قول داده بود که "اگر قريش و غطفان بازگشتند و به محمد دست نيافتند در قلعه تو جای گيرم تا هر چه به تو می رسد به من نيز رسد" .وقتی که قريظيان
تحت محاصره محمد قرار می گيرند، او که خود را مسئول ميداند، برای اجرای عهدش، داوطلبانه و با پای خود، به محاصره شدگان می پيوندد تا همانطور که قول داده بود خودرا در سرنوشت آنها سهيم گرداند. طبری ميگويد:

📜"و چون حُیَ بن أخطَب را بياوردند حله ای فاخر به تن داشت که همه جای آنرا دريده بود که از تن وی بر نگيرند و دستان وی را با ريسمان به گردن بسته بودند و چون پيمبر را بديد گفت:
" بخدا هرگز از دشمنی تو پشيمان نيستم، ولی هر که شکست خورد شکست خورد." آنگاه رو به کسان کرد و گفت: "از فرمان خدا چاره ای نيست، مکتوبی است و تقديری که بر بنی اسرائيل رقم زده اند." آنگاه بنشست و گردنش بزدند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1072 و 1089.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:388

🔆پس از گردن زدنِ همه مردان و پسران بالغ بنى قريظه بگفته #ابن_اسحاق:
"پيمبر خدا، صلى عليه و سلام، اموال و زنان و فرزندان بنى قريظه را تقسيم کرد و اسبان را سهم داد و مردان را سهم داد و خمس(يك پنجم کل غنائم را) براى خود برداشت، سوار سه سهم گرفت؛ دوسهم براى اسب و يكى براى مرد و مرد بى اسب يك سهم گرفت."
🔅از جمله سهم محمد از غنائم، "ريحانه" دختر "عمرو بن جنانه" و همسر يکی از کشته شدگان بنی قريظه بود که محمد وی را از ميان زنان اسير برای خود انتخاب کرد و به کنيزی خود در آورد. کنيزان زنانی بودند که پس از آنکه در جنگها بدنبال کشته شدن شوهران يا پدرانشان اسير می شدند، بعنوان برده جنسی و کاری، مورد استفاده، تجاوز جنسی و لذت جوئی صاحبان جديدشان قرار می گرفتند. محمد نيز علاوه بر زنان عقدی که تا کنون تعداد آنها به ۶تن رسيده بود، بعضی زنان اسير را نيز بعنوان کنيز، برای لذت جوئی جنسی خود، نگه ميداشت. ريحانه نيز از جمله اين زنان اسير بود.

پست بعد : جنگ بنى المُصطَلق
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜