دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
...... ادامه آیات برده داری قرآن

سوره احزاب آیه 50

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.

ای پيامبر ، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ایو دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کرديم ، و نيز زن مؤمنی را که خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زنی گيرد اين حکم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما می دانيم در باره زنانشان و کنيزانشان چه حکمی کرده ايم ، تابرای تو مشکلی پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.
@islie @khod2
این آیه از آیاتی است که محمد برای اشباع تمایلات ویژه جنسی خود سروده است، یا الله خداوند جهانیان کار خود را رها کرده است و برای محترم شمردن و تکریم آلت پیامبر بر او نازل کرده است تا پیامبر در یافتن شرکای جنسی متعدد و رنگارنگ و جور واجور خود بواسطه این دلالی محبت سخاوتمندانه الله، دوست خیالی محمد و مسلمانان، زیاد متحمل تلاش و تکاپو نشود و بتواند به هر زنی که در اطراف او یافت میشود بدون هیچ مشکل شرعی دست درازی کند. مسئله مهمی که در این آیه آمده است و ما را از فاجعه ای بزرگ که در اخلاقیات آیین ضد انسان اسلام وجود دارد آگاه میکند این است که اسرای جنگی در اسلام «برده» به شمار میروند و از آنجا که مسلمانان میتوانند با برده های خود همبستر شوند، میتوانند از لحاظ شرعی با اسرا نیز همبستر شوند. و محمد بر اساس این آیه میتوانسته است به تمامی زنانی که در جنگ همچون سایر کالا ها نسیب او میشدند، تجاوز کند، در نتیجه هر مسلمان واقعی باید حق تجاوز به اسرای جنگی را از حقوق الهی خود بداند. البته اسلام نام این کار را تجاوز نمیگذارد و حق هر مسلمانی است که با اسرای جنگی که به او به غنیمت رسیده اند همبستر شود. اما بر ما آشکار است، از آنجا که تماس جنسی ناخواسته تجاوز به حساب می آید اینکار تجاوزی آشکار است. پیامبر در موارد متعدد از این حق قانونی خود استفاده کرده است، صفیه یکی از زنان محمد است که در ماجرای خندق پدر او کشته میشود و شوهر او بعد از شکنجه کشته میشود و پیامبر همان شب او را از میان اسرا جدا میکند و به خیمه خود میکشاند و به او تجاوز میکند. این ماجرای که شخصیت واقعی پلید و مدفون شده در تاریخ پیامبر اسلام را نشان میدهد را میتوانید بطور کامل در نوشتاری با فرنام «صفیه، زن یهودی پیغمبر- بخش سوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا» و همچنین «ازدواج محمد با صفیه زنی که شوهرش زیر شکنجه جان سپرد.» مطالعه کنید. صفیه در هنگامی که محمد به او تجاوز کرد 16 سال سن و محمد نزدیک 60 سال سن داشته است. محمد نسبت به تمامی مسلمانان امتیازات جنسی خاصی داشته است برای بررسی این امتیازات به نوشتاری با فرنام «ويژگيهاي محمد يا زياده روي هاي شرعي؟« مراجعه کنید.

ادامه دارد...
@islie @khod2
...... ادامه آیات برده داری قرآن

سوره احزاب آیه 52

لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا.

بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است.
@islie @khod2
دو آیه قبلی (احزاب 50 و 51) به دلیل اعتراضی که از سوی اطرافیان محمد به این زیاده خواهی های او شده بود توسط این آیه منسوخ شدند. اما محمد همچنان نتوانسته است دل از زنانی که در جنگها به آنها دست میافته است بکند. بنابر این میگوید که همچنان میتواند همچون سایر مسلمانان به زنان اسیر شده و به غنیمت گرفته شده در جنگ تجاوز کند. در کلکسیون زنان محمد (برای دیدن اعضای مجموعه زنان پیامبر اسلام به نوشتاری با فرنام زنان محمد، آیا محمد از روی هوس زن میگرفت؟ مراجعه کنید.) به زنانی بر میخوریم که محمد شخصاً آنها را از میان اسرای جنگی گلچین کرده است.

جویریه از معروف ترین این زنان است که ماجرای او را میتوانید در نوشتاری با فرنام «جویریه زنی که محمد را اسیر زیبایی خود و طایفه اش را آزاد کرد» بخوانید. ریحانه نیز از این دسته زنان محمد است ماجرای ریحانه را از نوشتاری با فرنام «ریحانیه زن زیبایی که شب روز قتل همسرش بعنوان برده محمد به حرمسرای محمد رفت و دق مرگ شد» مطالعه کنید.

سوره نساء (زنان) آیه 36

وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا.
خدای را بپرستيد و هيچ چيز شريک او مسازيد و با پدر و مادر و، خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکی کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد.
@islie @khod2
در این آیه به حق داشتن بندگان و برده اشاره شده است و از مسلمانان خواسته شده است که با برده های خود به نیکی رفتار کنند. برخی از اسلامگرایان این آیه را در دفاع از اسلام استفاده میکنند و میگویند درست است که اسلام برده داری را مجاز دانسته است اما از مسلمانان خواسته است که با بردگان خود به نیکی رفتار کنند، البته نمیتوان از این دستور که اسلام به مسلمانان داده است خوشحال نبود و آنرا خوب ندانست، به هر حال نیکی کردن با برده ها بهتر از نیکی نکردن به آنها است، ولی جای تاسف این است که چرا اسلام اساساً اجازه برده داری را به مسلمانان داده است؟ این مسئله درست مانند این است که شخصی از بانکی سرقت کند و بگوید درست است که من دزد هستم اما قسمتی از این چیزی که دزدیده ام را به بانک بازخواهم گردانید. بنابر این، این آیه مشکلی را از سر راه بر نمیدارد و نمیتواند چهره آلوده اسلام را پاک کند و این ایراد بزرگ را از آن دین ضاله و رسوا بردارد.

سوره انفال آیه 67

مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.

برای هيچ پيامبری نسزد که اسيران داشته باشد تا که در روی زمين کشتار بسيار کند شما متاع اينجهانی را می خواهيد و خدا آخرت را می خواهد و او پيروزمند و حکيم است.
@islie @khod2
پیامبر اسلام این آیه را وقتی سراییده است که قصد کشتار اسرای جنگی در ماجرای نسل کشی یهودیان مدینه را داشته است. ماجرای کامل این جنایات را در نوشتاری با فرنام پیام آور مرگ، بخش نخست مطالعه کنید.

ادامه دارد...
@islie @khod2
...... ادامه آیات برده داری قرآن
سوره نساء (زنان) آیه 92

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَئًا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَئًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا.

هيچ مؤمنی را نرسد که مؤمن ديگر را جز به خطا بکشد و هر کس که مؤمنی را، به خطا بکشد بايد که بنده ای مؤمن را آزاد کند يا خونبهايش را به خانواده اش تسليم کند ، مگر آنکه خونبها را ببخشند و اگر مقتول ، مؤمن واز قومی است که با شما پيمان بسته اند ، خونبها به خانواده اش پرداخت شود و بنده مؤمنی را آزاد کند و هر کس که بنده ای نيابد برای توبه دو ماه پی در پی روزه بگيرد و خدا دانا و حکيم است.
@islie @khod2
در این آیه نیز نشان داده شده است که مسلمان میتواند بنده داشته باشد و برده همچون مالی در اختیار مسلمان است و میتواند بجای دادن خونبها، برده ای را آزاد کند. توجه داشته باشید که در این آیه نابرابری حقوقی دیگری بین مسلمانان و غیر مسلمانان دیده میشود. از دیدگاه اسلام، دیه و خونبهای مسلمانان با غیر مسلمانان برابر نیست. همانطور که دیه و خونبهای مرد و زن با یکدیگر برابر نیست. برای اطلاعات بیشتر به نوشتاری با فرنام تعیین ارزش جان یک زن بمیزان 580 گرم طلا کمتر از بیضه چپ یک مرد مراجعه کنید.

سوره بقره آیه 178

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ.

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، در باره کشتگان بر شما قصاص مقرر شد :، آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن پس هر کس که از جانب برادر خود عفو گردد بايد که با خشنودی از پی ادای خونبها رود وآن را به وجهی نيکو بدو پردازد اين حکم ، تخفيف و رحمتی است از جانب پروردگارتان و هر که از آن سر باز زند ، بهره او عذابی است دردآور.
@islie @khod2
در نظر برخی از مکاتب فقهی همانند مالکی و شافعی، بر اساس این آیه اگر مسلمان آزادی برده اش، یا برده دیگری را بکشد بخاطر این قتل قصاص نخواهد شد. بردگان در مقابل بردگان قصاص میشوند، و آزاد ها در برابر آزادها (5). در این مکاتب کشته شدن برده توسط مسلمانان آزاد تنها با شلاق مجازات میشود.

سوره مجادله آیه 3

وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.

آنهايی که زنانشان را ظهار می کنند ، آنگاه از آنچه گفته اند پشيمان می شوند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد بنده ای آزاد کننداين پندی است که به شما می دهند و خدا به کارهايی که می کنيد آگاه است.
@islie @khod2
ظهار کردن زنان در میان اعراب نوعی از طلاق بوده است، کسی که میخواسته است زنش را طلاق بدهد میگفته است «انت مني كظهر امي – تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستي». این آیه وقتی توسط محمد سراییده شده که یکی از ساکنین مدینه زنش را به این شیوه طلاق داده بود و از محمد میخواسته است که به او اجازه بدهد باز هم با زنش همبستر شود. محمد گفت برای اینکه با زنت تماس جنسی برقراری کنی باید حتماً بنده ای آزاد کنی، برای اطلاعات بیشتر به تفسیر المیزان پیرامون این آیه مراجعه کنید. بازهم در اینجا به حق داشتن برده اشاره شده است.

ادامه دارد...
Forwarded from من خدا هستم
105- بیگ بنگ
بیان نکاتی از «بیگ بنگ»، که کمتر به آنها پرداخته شده
@khod2 @zandig @islie
...ادامه آیات برده داری قرآن

سوره نور آیه 31
@zandig @islie
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.

و به زنان مؤمن بگو که چشمان خويش را ببندند و شرمگاه خود را نگه ، دارندو زينتهای خود را جز آن مقدار که پيداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گريبان فرو گذارند و زينتهای خود را آشکار نکنند ، جز برای شوهر خوديا پدر خود يا پدر شوهر خود يا پسر خود يا پسر شوهر خود يا برادر خود ياپسر برادر خود ، يا پسر خواهر خود يا زنان همکيش خود ، يا بندگانخود ،يا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند ، يا کودکانی که از شرمگاه زنان بی خبرند و نيز چنان پای بر زمين نزنند تا آن زينت که پنهان کرده اند دانسته شود ای مؤمنان ، همگان به درگاه خدا توبه کنيد ، باشد که رستگار گرديد.
@islie @khod2 @zandig
در این آیه نیز از حق داشتن بردگان صحبت شده است.

سوره نور آیه 33

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.
@zandig
آنان که استطاعت زناشويی ندارند ، بايد پاکدامنی پيشه کنند تا خدا از، کرم خويش توانگرشان گرداند و از بندگانتان آنان که خواهان باز خريدن خويشند ، اگر در آنها خيری يافتيد ، بازخريدنشان را بپذيريد و از آن مال که خدا به شما ارزانی داشته است به آنان بدهيد و کنيزان خود را اگر خواهند که پرهيزگار باشند به خاطر ثروت دنيوی به زنا وادار مکنيد هر کس که آنان را به زنا وادارد ، خدا برای آن کنيزان که به اکراه بدان کار وادار گشته اند آمرزنده و مهربان است.
@islie @khod2 @zandig
این آیه به ارباب (صاحب برده) اجازه میدهد تا برده خود را در صورتی که برده بخواهد خود را بخرد، و درصورتی که ارباب رضایت داشته باشد در ازای مبلغی او را آزاد کند. توجه داشته باشید که اگر ارباب چنین رضایتی نداشته باشد هرچقدر هم برده حاضر باشد برای آزادی خود پول بپردازد نمیتواند آزاد شود، و باید همچنان برده بماند. قسمت دوم این آیه به خود فروشی واداشتن بردگان (کنیزان) اشاره دارد. ارباب میتوانسته است کنیز را مجبور کند که در ازای پولی به همخوابگی با سایرین بپردازد، یعنی ارباب دلالی محبت میکرده است و شرکای جنسی را برای برده فراهم می آورده است اما این آیه از مسلمانان میخواهد که کنیزان را مجبور به این کار نکنند. نکته جالب اینجا است که این جمله در این آیه بصورت شرطی آمده است. یعنی تنها اگر کنیز خود مایل به تن فروشی نباشد ارباب نباید او را مجبور کند، نتیجه منطقی اینکه اگر کنیز خود تمایل به این کار داشته باشد، اینکار مانعی ندارد و یک مسلمان میتواند به این کسب، درصورتی که کنیزان تن فروشی را پیدا کرد، یا کنیزان خود را متقاعد به انجام این کار کرد به این کار بپردازد. و البته اگر کنیزی مجبور به این کار شود الله در مورد او مهربان خواهد بود که این مسئله ربطی به این دنیا ندارد.
@zandig
ادامه دارد...
@islie @khod2
👍1
... ادامه آیات برده داری قرآن

سوره نور آیه 58
@zandig
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ .

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، بايد بندگان شما و آنها که هنوز به حد، بلوغ نرسيده اند ، در سه هنگام از شما برای وارد شدن به خانه رخصت طلبند :پيش از نماز صبح و هنگام ظهر که لباس از تن بيرون می کنيد و بعد از نماز عشا اين سه وقت ، وقت خلوت شماست در غير آن سه هنگام ، شما و آنها گناهی مرتکب نشده ايد اگر بر يکديگر بگذريد خدا آيات را اينچنين برای شما بيان می کند ، و خدا دانا و حکيم است.
@islie @khod2
در این آیه نیز به برده داری اشاره شده است.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه 221
@zandig
وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَـئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ .

زنان مشرکه را تا ايمان نياورده اند به زنی مگيريد و کنيز مؤمنه بهتر، ازآزاد زن مشرکه است ، هر چند شما را از او خوش آيد و به مردان مشرک تا ايمان نياورداند زن مؤمنه مدهيد و بنده مؤمن بهتر از مشرک است ، هرچند شما را از او خوش آيد اينان به سوی آتش دعوت می کنند و خدا به جانب بهشت و آمرزش و آيات خود را آشکار بيان می کند ، باشد که بينديشيد.
@islie @khod2
باز هم این آیه داشتن بنده و برده داری را مجاز میکند. در این آیه همچنین باز به نابرابری انسانها اشاره میکند و انسانهای غیر مسلمان و مشرک را فرو تر از سایر انسانها میداند. همچنین گفته شده است که ارباب مسلمان میتواند با بنده خود ازدواج کند. همچنین برابری حقوقی بین انسانها که نخستین و شاید مهمترین اصل اطلاعیه جهانی حقوق بشر است، در این آیه زیر سوال رفته است و حق ازدواج نیز که ماده شانزدهم اطلاعیه جهانی حقوق بشر است در این آیه نقض شده است.

سوره البلد آیات 12 و 13
@zandig
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ؛ فَكُّ رَقَبَةٍ.

و تو چه دانی که گذرگاه سخت چيست؟؛ آزاد کردن بنده است.
@islie @khod2
از آزاد کردن برده ها در این آیه بعنوان گذرگاهی سخت یاد شده است. و این کاملاً طبیعی است که اینکار برای مسلمانان دشوار باشد زیرا بندگان کارگران مجانی مسلمانان و بردگان زن (کنیز ها) ماشینهای جنسی و تولید مثل مسلمانان هستند و از دست دادن این چیزها برای مسلمانان واقعاً باید گذرگاه سختی باشد. اما به هر حال در این آیه از آزاد کردن بندگان بعنوان عملی خوب یاد شده است و این شایسته تقدیر است. اما کدام انسان کودنی است که نداند چنین کاری کار مثبتی است؟ آیا محمد با این حرف خود خدمتی به بشریت در مبارزه با برده داری این سنت بسیار ضد انسانی کرده است؟ هرگز!
@zandig
ادامه دارد...
@islie @khod2
... ادامه آیات برده داری قرآن

سوره مائده آیه 89
@zandig
لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.

خداوند شما را به سبب سوگندهای لغوتان بازخواست نخواهد کرد ولی به سبب ، شکستن سوگندهايی که به قصد می خوريد ، بازخواست می کند و کفاره آن اطعام ده مسکين است از غذای متوسطی که به خانواده خويش می خورانيد يا پوشيدن آنها يا آزاد کردن يک بنده ، و هر که نيابد سه روز روزه داشتن اين کفاره قسم است ، هر گاه که قسم خورديد به قسمهای خود وفا کنيد خدا آيات خود را برای شما اينچنين بيان می کند ، باشد که سپاسگزار باشيد.
@islie @khod2
در این آیه از مسلمانانی که به دروغ سوگند خورده اند و یا سوگند خود را به قصد شکسته است خواسته شده است که یا ده یتیم را طعام بدهند یا برده ای را آزاد کنند. شرم باد بر خدا، پیامبر، تفکر، مکتب و دینی که گروهی از انسانها (بردگان) را از اموال مسلمانان حساب میکند و از آنها میخواهد که برای کفاره از این مال خود خرج کنند.

سوره احزاب آیه 55
@zandig
لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا.

زنان را گناهی نيست اگر در نزد پدر و پسر و برادر و برادرزاده و، خواهرزاده و زنان همدين و يا کنيزان خود بی حجاب باشند و بايد از خدا بترسندکه خدا بر هر چيزی ناظر است.
@islie @khod2
در این آیه نیز به حق برده داشتن اشاره شده است.

نتیجه گیری
@zandig
نخستین عکس العمل اشخاص مسلمانی که این آیه ها را میخوانند این است که در آن زمان برده داری رایج بوده است و اکنون دیگر رایج نیست. این اشخاص باید بدانند که قوانین و احکام قرآن همیشگی و جاودانه هستند و در هر زمان و مکانی باید پیاده شوند، برای بحث مفصل و دقیق در این مسئله به نوشتاری با فرنام «قوانين تازينامه برای آن زمان بوده و برای اعراب جاهل آن دوران آمده و امروز نيازی به انجام آنها نيست.» مراجعه کنید، بنابر این مسلمانی که این آیات را نادیده و باطل بپندارد مسلمان نیست.
@islie @khod2
برده داری کاملاً مورد تایید قرآن و اسلام است و در میان امامان شیعه بسیار رایج بوده است و تقریباً همه آنها حرمسرایی متشکل از زنان و بردگان مختلف را برای خود تشکیل داده بودند. خرید و فروش برده نیز حتی امروز در میان برخی از مسلمانان رواج دارد.
@zandig
محمد حتی تلاشی برای از بین بردن برده داری نیز نکرده است و با قانونی و الهی شمردن آن، آنرا جاودانه کرده است، براستی که افرادی مانند رضاشاه و آبراهام لینکن را که در هر گوشه از جهان باعث از بین رفتن و برافتادن سنت برده داری شده اند باید بارها و بارها بر افرادی مانند محمد پیامبر اسلام برتر دانست.
@islie @khod2
حال انتخاب با شماست، آیا دینی که برده داری را تایید میکند و پیامبر و امامان و پیشوایان آن برده دار و متجاوز بوده اند را کنار خواهید گذاشت و یا اینکه این واقعیت ها را کنار گذاشته و خود را با بهانه های واهی گول خواهید زد؟ امیدوارم انسانیت را بر قوانین و تعالیم ضد بشر اسلام ترجیح دهید.

@islie @khod2
👍1
حقايقی درباره اسلام
١ - حفصه دختر عمر يکی از زنان محمد بود .
@islie @khod2 @zandig
٢ - ام حبيبه دختر ابو سفيان، خواهر معاويه همينطور يکی از زنان محمد بود. اين معاويه را برادر زن محمد ميکند .
٣ - زينب دختر محمد به دست محمد به زنی به ابوالعاص داده شد. ابوالعاص در جنگ بدر بر عليه محمد جنگيد .
۴ - رقيه دختر محمد زن عثمان بود. پس از مرگ رقيه،که گفته ميشود از کتکهای عثمان مرد، محمد دختر ديگر خود، ام کلثوم
، را به عقد عثمان درآورد .
۵ - ام کلثوم دختر علی و فاطمه يکی از زنان عمر بود .
۶- وقتی محمد بيمار شد او ابوبکر را به جای خود برای نماز به مسجد فرستاد و نه علی را .
٧- محمد وصيتنامه ای از خود به جا نگذاشت .
@islie @khod2 @zandig
٨ - از بين ٧٠٠٠٠ تا ٨٠٠٠٠ نفری که به گفته شيعيان در غدير خم حضور داشتند، حتی يک تن هم بعد از مرگ محمد بر
گفته های محمد شهادت نداد و در زمان بيعت ابوبکر هيچ يک از اين جمعيت بزرگ به طرفداری علی برنخاستند و يا به حرف
محمد توجه ای نکردند .
٩ - ابوبکر از خود وصيتنامه ای که عمر را جانشين خود تايين ميکرد به جا گذاشت .
١٠ - علی با ابوبکر و عمر و عثمان بيعت کرد و به عمر در تدارکات حمله به ايران کمک و همياری کرد. علی به گفته ای خود
در تيسفون حضور داشته و پاره ای از فرش بهارستان را از غارت تيسفون به دست آورد. علی همچنين در تدارکات نبرد
نهاوند با عمر همياری و همکاری بسياری کرد .
١١ - فيروز به کمک هرمزان يکی از سرداران سپاه ايران، و حنيفه برده سعد بن وقاص نقشه قتل عمر را کشيدند و فيروز
موفق شد عمر را به قتل برساند. هر سه آنها در همان روز به دست عبيداالله ابن عمر به قتل رسيدند .
١٢ - عثمان، داماد محمد، دستور قتل عام مردم طبرستان را داد که در اين قتل عام مردم بيگناه حسن و حسين پسران علی
شرکت داشتند .
١٣ - عثمان در سال ٣۵ هجری به دست شورشيان کشته شد. حسن و حسين از طرف علی در خانه عثمان برای حفاظت از او
وجود داشتند ولی قادر به کاری نبودند .
١۴ - علی هيچوقت ادعای امامت نکرد. علی تنها ادعای خلافت داشت. در نهج البلاغه موردی از طرف علی دليل بر ادعای
امامت او وجود ندارد. تنها خلافت مد نظر علی بوده است و تنها خلافت .
@islie @khod2 @zandig
١۵ - علی مادر بزرگ و برادر و عموی معاويه را در جنگ بدر کشت .
١۶ - عبداالله بن مجلم يکی از خوارج و يکی از همرزمان علی در آخر قاتل او شد .
١٧ - حسن بين ٧٠ تا ٣٠٠ زن عقدی، غير عقدی و کنيز در حرم خود داشت. حسن به دست يکی از اين زنان نا اميد با زهر
کشته شد .
١٨ - حسن خلافت خود را به معاويه فروخت و در برابر آن پول دريافت کرد .
@islie @khod2

@zandig
👍1
آیا الله شرک را میبخشد؟

شرک بدترین گناهان شمرده میشود، اما به نظر میرسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه الله شرک را میبخشد یا نمیبخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در (سوره 4 آیه 48، 116) میگوید نمیبخشد و در سوره (4 آیه 153) میگوید میبخشد، ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک میشود (سوره 6 آیه 76-78) اما مسلمانان فکر میکنند که پیامبران گناه نمیکنند.
@islie @khod2

@zandig
ماجرای پرستش گوساله طلایی
@islie @khod2 @zandig
اسرائیلیان قبل از اینکه موسی از کوه بازگردد آغاز به پرستش گوساله طلایی کردند (سوره 7 آیه 149)، اما تازمانی که موسی بازنگشته بود از توبه کردن سر باز زدند و به ستایش گوساله ادامه دادند (سوره 20 آیه 91). آیا هارون نیز در گناه آنان شریک بود؟ نه (سوره 20 آیه 85-90)، آری (سوره 20 آیه 92، سوره 7 آیه 151).
@islie @khod2

@zandig
گروه دروغها و خرافات اسلام
گفتگوی دوستانه با رعایت ادب بدون توهین و فحاشی به اعضا
انتقاد منطقی با دلیل و ذکر منبع
مطالب خود را در گروه بگذارید
https://telegram.me/joinchat/Cqcr_Du7ZRbk5NKJP5ijPQ
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 1
@islie @khod2 @zandig

در طول سالیان دراز در گوش ایرانیان خوانده اند که علی دوستدار ایرانیان بوده٬ علی به ایرانیان کمک کرده و ایرانیان هم در مقابل علی را دوست میداشته اند. ولی تا به حال کسی به ما نگفته چرا؟ چرا علی تازی٬ وقتی برای هم میهنان خودش دلسوزی نمیکرد و آنها را به راحتی از دم تیغ میگذراند٬ به ایرانیان دلبستگی داشت؟؟؟
@islie @khod2
بیایید نخست به چهره ی نادرستی که از علی برای ما ترسیم کرده اند بنگریم. این فرتور علی که به گونه ای نادرست ترسیم شده تا با نگاه کردن به آن٬ در دل ما احساس مهربانی و خوبی و پاکی درباره علی به وجود آورد. این فرتور را به گونه ی مردان ایرانی ترسیم کرده اند تا جلوه یک ایرانی را در ذهن بیننده ایجاد کند٬ ولی همانطور که می بینید علی واقعی موجودی خشک٬ خشن و بی رحم بوده است وآن از چهره واقعی اش نمایان است.
@islie @khod2 @zandig
چرا و به چه دلیل ایرانیان این چنین به علی دلبستگی پیدا کردند؟ علی در دوران خلافت عمر و عثمان چه کمکی به ایرانیان شکست خورده کرد؟ علی در دوران خلافت خودش که در جایگاه قدرت بود٬ چه کمکی به ایرانیان کرد؟ هیچ و هیچ. در هیچ کجای تاریخ موردی پیدا نمیشود که علی از اعمال وحشیانه اعراب در ایران جلوگیری کرده باشد و یا در مورد دستورات بی رحمانه عمر و عثمان در قتل عام و رفتار وحشیانه با اسیران٬ به کمک ایرانیان شتافته باشد. بلکه برعکس٬ همیشه در مشورتهای خویش با عمر و عثمان با آنها همراهی کرده تا بهتر و راحتتر بر ایرانیان چیره شوند. و این منطقی تر به نظر میرسد که یک عرب با خلیفه خود٬ خلیفه ای که با او بیعت کرده است همراهی٬ همفکری کند تا جانبدار قومی بیگانه باشد٬‌ آنهم قوم عجم !! پس علی دلیلی برای کمک به ایرانیان٬ و در دلش مهری برای ایرانیان نداشته٬ همانطوری که عمر وعثمان نداشته اند. آیا بدیهی نیست که وقتی جنگی بین دو قوم جریان دارد هر که به فکر قوم خویش باشد و نه قوم بیگانه؟
@islie @khod2 @zandig
یکی از بهانه هایی که تازی پرستان نادان برای بیگناهی علی می آورند این است که حمله تازیان به ایران در زمان عمر صورت گرفته٬ پس علی بیگناه است.

ادامه دارد ...

@islie @khod2

@zandig
برگرفته شده از شماره بهار 1366 فصلنامه هنر از انتشارات فرهنگ سرای نیاوران
@islie @khod2
گروه دروغها و خرافات اسلام
https://telegram.me/joinchat/Cqcr_Du7ZRbk5NKJP5ijPQ
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 2
@islie @khod2 @zandig
براساس اسناد تاریخی٬ علی در کنار و همپای دیگر خلفای تازی٬ عمر و عثمان٬ در تمام رایزنی ها شرکت داشته و به عنوان یکی از مردان جنگجوی٬ یکی از مشاوران مهم عمر و عثمان بشمار میرفته. در نهج البلاغه چنین آمده:

نهج البلاغه خطبه 146:

« از سخنان آنحضرت علیه السلام است به عمر بن خطاب هنگامی که برای رفتن خود به جنگ با اهل ایران با آن بزرگوار مشورت نمود.
@islie @khod2 @zandig
عمر گفت یا علی پس دستور چیست؟ فرمود رای اینست که تو در مدینه مانده مرد دلیری را امیر لشگر اسلام نموده بجنگ ایرانیها بفرستی و اگر هم مغلوب شده شکست بخورند تو در جای خود مانده دوباره لشگر آماده میسازی و برای سرداری لشگر اسلام نعمان ابن مقرن لیاقت دارد٬‌ عمر این رای را اختیار نموده نامه ای به نعمان که در بصره بود نوشت و او را مامور نمود که به سپهسالاری لشگر اسلام به جنگ ایرانیها برود…..

پس رای خود را برای نرفتن عمر بکارزار از روی برهان چنین بیان فرمود:

مکان زمامدار دین و حکمران مملکت مانند رشته مهره است که آنرا گرد آورده بهم پیوند می نماید٬ پس اگر رشته بگسلد مهره ها از هم جدا شده و پراکنده گردد و هرگز همه آنها گرد نیامده است…….

اگر چه امروز عرب اندکست٬ لیکن بسبب دین اسلام (و غلبه بر سایر ادیان) بسیار است…..

پس تو مانند میخ وسط آسیا(ساکن و برقرار) باش و آسیا(ی جنگ) را بوسیله عرب بگردان (در تجهیز لشگر و آراستگی و انتظام امرایشان بکوش) و آنان را به آتش جنگ در آورده خود بکارزار مرو …..
@islie @khod2 @zandig
و دیگر آنکه اگر تو وارد کارزار شوی ایرانیها ترا ببینند میگویند: این پیشوای عرب است٬ که اگر او ار از بین ببرید (بقتل رسانید) آسودگی خواهید یافت٬ و این اندیشه حرص ایشانرا بر (جنگ با) تو و طمعشان را در (نابود کردن) تو سختتر و زیاد تر می گرداند……»

و در تاریخ تبری:

تبری پوشینه 5 برگ 1942- 1943

« چنان بود که عمر آنها را از پیشروی در دیار جبل منع کرده بود….
@islie @khod2 @zandig
…. آنگاه ندای نماز جماعت دادند که مردم فراهم آمدند و سعد بیامد و عمر از نام سعد فال نیک زد و بر منبر به سخن ایستاد و خبر را با مسلمانان بگفت و با آنها مشورت کرد و گفت:

….. آیا صواب است که من با کسانی که پیش منند و آنچه فراهم توانم کرد بروم و در منزلگاهی میان این دو شهر فرود آیم و آنها را برای حرکت دعوت کنم و ذخیر قوم باشم تا خدا ظفرشان دهد و آنچه را خواهد مقرر کند. اگر خدا ظفرشان داد آنها را سوی دیار پارسیان برانم که بر سر ملکشان جنگ آغاز کنند؟

….

آنگاه علی بن ابیطالب علیه السلام برخاست و گفت:
@islie @khod2 @zandig
ای امیر مومنان، جماعت رای صواب آوردند و مکتوبی را که به تو رسیده فهمیدند، ظفر و شکست این کار به بیش و کمی نیست، ….. وضع تو نسبت به مسلمانان چون رشته مهره هاست که آنرا فراهم دارد و نگه دارد و اگر پاره شود مهره ها پراکنده شود و برود و هرگز به تمامی فراهم نیاید. اکنون عربان اگر چه کمند اما بوسیله اسلام بسیارند و نیرومند. بمان و به مردم کوفه که بزرگان و سران عربند و از جمع بیشتر و تواناتر و کوشاتر از اینان باک نداشته اند، بنویس که دو سوم آنها سوی پارسیان روند و یک سوم بمانند و به مردم بصره بنویس که جمعی از سپاه آنجا را به کمک مردم کوفه فرستند. »

ادامه در برگ 1945
@islie @khod2 @zandig
« علی برخاست گفت: اما بعد ای امیر مومنان، اگر مردم شام را از شام ببری رومیان سوی زن و فرزندشان بتازند و اگر مردم یمن را از یمن ببری حبشیان سوی زن و فرزندشان تازند، تو اگر از این سرزمین بروی همه اطراف آن آشفته شود تا آنجا که پشت سرت به سبب زنان و نانخوران از آنچه در پیش روی داری مهمتر شود، این کسان را در شهرهایشان به جای گذارد و به مردم بصره بنویس که سه گروه شوند: یک گروه پیش زن و فرزند بمانند و گروهی با ذمیان بمانند که نقض پیمان نکنند و گروهی دیگر به کمک برادران خویش سوی کوفه روند، اگر عجمان فردا ترا ببینند گویند این امیر عرب است و ریشه عرب، و سختتر و مصرانه تر حمله کنند. »

همانطور که می بینید٬ علی شرکت عمر را در سپاه تازیان به سود تازیان نمی دید و با آن مخالفت کرد. چه بسا وجود عمر در میان سپاه عرب٬ باعث برافروخته شدن ایرانیان می شد و عاقبت جنگ به سود ایرانیان خاتمه می یافت.
@islie @khod2 @zandig
دقت کنید٬ چقدر ملیت عربِ علی برایش اهمیت داشته که آنرا چند بار تکرار میکند. و با این حال٬ بهانه جویان اسلامی میگویند٬ ‌برای علی ایرانی و یا عرب بودن مهم نبوده بلکه علی برای حق و حقوق ایرانیان تلاش میکرده!!! ما می پرسیم کجا و چگونه و چرا؟

ادامه دارد ...
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 3
@islie @khod2
علی میر فطروس در همین مورد در کتاب « ملاحظاتی در تاریخ ایران …» مینویسد:

« علی در حمله به ایران و خصوصا در جنگ نهاوند از عوامل مهم و از مشاوران نزدیک عمر بود. در همین جنگ٬ ‌وقتی سپاهیان اسلام – ابتدا- شکست خورده بودند٬ ‌عمر برای تشویق و ترغیب سپاه٬ خواست که شخصا به جنگ ایرانیان برود٬ اما حضرت علی او را از این کار منع کرد و به عمر توصیه کرد: تو سر این سپاهی و اگر بروی و کشته شوی٬ ‌سپاه اسلام بکلی متلاشی شود٬ تو باید مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد٬ ‌دشمن (ایرانیان) بداند که٬ ‌اینجا پشت دارد. (نگاه کنید به: تاریخ تبری- پوشینه ۵ برگ ۱۹۴۳ و ۱۹۴۵ + اخبار الطول- برگ ۱۴۷ + نهج البلاغه برگ ۴۴۳ – ۴۴۶).
@zandig
نمونه های بسیاری از اینگونه مشاورتها و همیاری علی در هجوم به ایران و کمکهایش به عمر و عثمان در امور خلافت، در تاریخ وجود دارد:

تبری پوشینه 4 برگ 1371
@islie @khod2
« ابوبکر از آن پس که فرستادگان برفتند علی و زبیر و طلحه و عبدالله بن مسعود را بر گذرگاههای مدینه گماشت…. »

تبری پوشینه 4 برگ 1631

« عبدالله بن عمر گوید:

سالی که عمر به خلافت رسید عبدالرحمان بن عوف را سالار حج کرد …… علی بن ابیطالب عهده دار قضا بود.»
@zandig
تبری پوشینه 4 برگ 1632

« عمر ندای نماز داد و مردم بر او فراهم شدند و کس فرستاد و علی علیه السلام را در مدینه جانشین کرده بود بخوان که بیامد. »

«……. و چنان بود که علی علیه السلام را در مدینه جانشین عمر شده بود …. »
@islie
تبری پوشینه 5 برگ 1822 (پس از آوردن پروه های تیسفون)
@islie @khod2
« وقتی شمشیر خسرو و کمر بند و زیور وی را پیش عمر آوردند گفت: کسانی که این را تسلیم کرده اند موتمن بوده اند.

علی گفت: تو خویشتن داری، رعیت نیز خویشتن دار شده. »
@zandig
تبری پوشینه 5 برگ 1842
@islie @khod2
« عمر بن خطاب مردم را فراهم آورد و گفت: تاریخ از چه روز نهم؟

علی گفت: از روزی که پیمبر خدا صلی الله علیه و سلم هجرت کرد و سرزمین مشرکان را ترک کرد. »
@islie @khod2
تبری پوشینه 5 برگ 1864

« فرستادگان قوم سوی عمر رفتند، ولید نیز سران و دینداران نصاری را فرستاد، عمر به آنها گفت: جزیه بدهید.
@zandig
گفتند: چیزی از ما بگیر و نام آنرا جزیه مگذار.
@islie @khod2
عمر گفت: ما نام آنرا جزیه می گذاریم و شما هر چه میخواهید بنامید.

علی بن ابیطالب گفت: ای امیر مومنان مگر سعد زکات را دو برابر از آنها نگرفته است؟

گفت: چرا و سخن علی را شنید. »

تبری پوشینه 5 برگ 2046

« عمربن خطاب با مسلمانان در کار ترتیب دیوانها مشورت کرد،

علی بن ابیطالب گفت: هر سال اموالی را که پیش تو فراهم میشود تقسیم کن و چیزی از آن نگه مدار. »
@islie @khod2
تبری پوشینه 5 برگ 2078 (هنگام جانشینی عمر)

« عبدالرحمان به علی گفت: تو می گویی به سبب خویشاوندی پیمبر و سابقه و خدمت موثر در کار دین بیش از همه حاضران شایستگی خلافت دارم. و بیجا نیست، اما اگر کار از تو بگردد و به تو نرسد کدام یک از این جمع را برای اینکار شایسته تر میدانی.

گفت : عثمان »

@islie @khod2
تبری پوشینه 5 برگ 2079

« عبدالرحمان سه روز در خانه خود بماند که نزدیک مسجد بود….. عبدالرحمان کس به طلب علی فرستاد و به او گفت: اگر با تو بیعت نکنم به کی نظر می دهی؟
@islie @khod2 @zandig
گفت : عثمان. »

ادامه دارد ...
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 4
@islie @khod2 @zandig
تبری پوشینه 5 برگ 2127 (جانبداری علی از عثمان)

« علی علیه السلام گفت: شما که عیب عثمان میگویید همانند آن کسید که خویشتن را ضربت می زند که همراهش را بکشد. »

تبری پوشینه 6 برگ 2241 (شورش مصریان بر عثمان)

« وقتی مصریان در ذی خشب منزل گرفتند، با علی و یاران پیمبر خدا صلی الله علیه و سلم سخن کرد که آنها را بازگردانند.»

تبری پوشینه 6 برگ 2243

« پس از رفتن مصریان علی پیش عثمان آمد و گفت: سخن گوی که مردم استماع کنند و شاهد آن شوند….. بیم دارم گروهی دیگر از کوفه بیایند و بگویی ای علی سوی آنها برو و من رفتن نتوانم و معذورم نداری، و گروه دیگر از بصره بیایند و گویی ای علی سوی آنها برو اگر نروم پنداری که رعایتخویشاوندی نکرده ام و حق تو را سبک گرفته ام. »

تبری پوشینه 6 برگ 2245
@islie @khod2 @zandig
« چون برون شد نائله دختر قرامضه، زن عثمان پیش وی آمد و گفت: ….. سخن علی را شنیدم که دیگر پیش تو نخواهد آمد، مطیع مروان شده ای که تو را هر کجا بخواهد می کشد.

گفت: چه باید کرد.

گفت: کس پیش علی فرست و از او استمالت کن که خویشاوند است و خلاف تو نمیکند. »

تبری پوشینه 6 برگ 2248

« آنروز که عثمان غش کرده بود علی بن ابیطالب پیش وی رفت، بنی امیه اطراف وی بودند،
@islie @khod2 @zandig
علی گفت: ای امیر مومنان تو را چه میشود. »

تبری پوشینه 6 برگ 2254

« پس عثمان کس سوی علی فرستاد و او را خواند و چون بیامد گفت: ای ابو حسن، رفتار مردم چنان بوده که دیده ای و رفتار من چنان بود که دانسته ای، میترسم مرا بکشند، آنها را پس فرست. »

تبری پوشینه 6 برگ 2278

« مصریان …. گفتند: از این ورطه رهایی نداریم جز اینکه این مرد(عثمان) را بکشیم و مردم به این حادثه از ما مشغول شوند. و راهی برای نجاتشان جز کشتن عثمان نماند. آهنگ در کردند اما حسن و ابن زبیر و محمد بن طلحه و مروان بن حکم و سعید بن عاص و دیگر فرزندان صحابه که با آنها بودندمانعشان شدند و در هم آویختند. »

تبری پوشینه 6 برگ 2284
@islie @khod2 @zandig
پس از کشته شدن عثمان

« علی نیز خبر یافت و گفت: خدا عثمان را رحمت کند و به جای وی نیکی آرد. »

تبری پوشینه 6 برگ 2286

« همه کسان برفتند، عثمان قرآن خواست و قرائت آغاز کرد. حسن نزد وی بود.»

تبری پوشینه 6 برگ 2302

« عکرمه به نقل از ابن عباس گوید: وقتی عثمان برای آخرین بار محاصره شد……

گوید: از ابن عباس پرسیدم: مگر دو محاصره بود؟
@islie @khod2 @zandig
گفت: آری، محاصره اول ده روز بود، مصریان آمده بودند که علی در ذی خشب آنها را بدید و از عثمان بازشان گردانید، بخدا علی برای وی یاری راستگو بود…… »

تبری پوشینه 6 برگ2590 (گفتگوی شریح بن هانی با عمروعاص)

« شریح گوید: این سخنان را باوی بگفتم که چهره اش درهم رفت و گفت: من کی مشورت علی را پذیرفته ام یا پیرو دستور وی بوده ام یا به رای او اعتنا داشته ام؟

گفتم: ای روسپی زاده، چه مانعی دارد که نظر سرورت را که پس از پیمبر پیشوای مسلمانان است، بپذیری؟ کسانی بهتر از تو بودند یعنی ابوبکر و عمر با او مشورت می کردند و به رای وی کار میکردند.»

نهج البلاغه خطبه 134 برگ 415
@islie @khod2 @zandig
« از سخنان آن حضرت علیه السلام است هنگامیکه عمربن خطاب برای رفتن بجنگ رومیان از آن بزرگوار مشورت نمود …. »

تبری پوشینه 5 برگ 1999

« علی بن ابیطالب گوید: وقتی خبر فتح خراسان به عمر رسید گفت: خوش داشتم که میان ما و آنها دریایی از آتش بود.

گفتم: چرا از فتح آنها آزرده ای که اینک وقت خرسندی است. »

نمونه خرسندی علی در فتح و کشتار ایرانیان بدست سرداران خونخوار تازی.
@islie @khod2 @zandig
ادامه دارد...
دشمنی علی ابن ابیطالب با ایرانیان 5

تبری پوشینه 5 برگ 1872
@islie @khod2
« در همین سال یعنی سال هفدهم عمر برای آخرین بار سوی شام آمد……
@zandig

عمر روانه شد و علی علیه السلام را در مدینه جانشین کرد. »

پس از شکست ایرانیان و پیروزی اعراب٬ علی به مردم کوفه گفت :

تبری پوشینه ۶ برگ 2408

ای مردم کوفه! شما شوکت عجمان(ایرانیان) را ببردید.

نهج البلاغه خطبه 235 برگ 819
@islie @khod2
« از سخنان آنحضرت علیه السلام است که به عبدالله ابن عباس فرمود زمانیکه از طرف عثمان که در محاصره بود نامه ای برای آن بزرگوار آورد، در آن نامه از آن حضرت درخواست مینمود که به ملک خود در یَنبعُ تشریف ببرد تا غوغا و هیاهوی مردم برای نامزد نمودن او بخلافت کم شود. بعد از آنکه مانند آن درخواست را پیشتر هم نموده بود(پیش از آن خواست که حضرت به یَنبعُ تشریف ببرد، چون رفت پس از آن درخواست نمود که از آنجا بمدینه برگشته او را یاری فرماید، اکنون دوباره درخواست مینمود که به یَنبعُ تشریف ببرد) پس امام علیه السلام فرمود:
@zandig
ای پسر عباس، عثمان میخواهد مرا مگر اینکه مانند شتر آب کش قرار دهد بادلو بزرگ، بیایم و بروم(پیش از این) بسوی من فرستاد که (از مدینه) بیرون شوم، پس از آن فرستاد (برای یاری او از یَنبعُ به مدینه) بیایم، و اکنون(ترا) میفرستد که بیرون روم، بخدا سوگند(او را یاری کرده) و از او دفاع نمودمبطوریکه( از زیاد کوشش کردن در همراهیش) گناهکار باشم(چون بر اثر کارهای ناشایسته ای که کرده و بجا میاورد مستحق دفاع نمی باشد). »
@islie @khod2
از نوشته های بالا در نهج البلاغه نمایان است که علی مانند مهره ای، مشاوری و زیردستی در خدمت عثمان بوده است که هرگاه میخواسته او را مانند شتر آب کش به این سو و آن سو روانه میکرده و دستور آمدن و رفتنش را از مدینه میداده است. آیا این همان علی است که آخوند شیعه به ما فروخته است که با دستگاه خلافت امویان در ستیز بوده است و در حمله و کشتار ایرانیان دست نداشته است؟؟؟؟
@zandig
در جای دیگر می بینیم که عمر هنگامی میخواهد در مورد فرش گرانبهای بهارستان تصمیم بگیرد٬ با علی رایزنی میکند (تاریخ تبری و همچنین کامل٬ ابن اثیر – ج ۱ ص ۲۱۳):

تاریخ تبری٬‌ پوشینه پنجم٬‌ برگ ۱۸۲۴:

« …. سعد فرش را بر این قرار فرستاد. فرش شصت ذراع در شصت ذراع بود٬ پکپارچه٬ به اندازه یک جریب که در آن راههای مصور بود و آب نماها چون نهرها٬ و لابه لای آن همانند مروارید بود و حاشیه ها چون کشتزار و سبزه زار بهاران بود٬ از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلا و نقره و امثال آن داشت.
@islie @khod2
وقتی فرش را پیش عمر آوردند٬‌ از خمس به کسان چیز داد و گفت: « از خمسها به همه جنگاورانی که حضور داشته اند یا میان حصول دو خمس کوشا بوده اند باید داد و گمان ندارم از خمس بسیار داده باشند». آنگاه خمس را به مصارف آن تقسیم کرد و گفت: « درباره این فرش چه رای میدهید؟»
@zandig
جماعت همسخن شدند و گفتند: « این را به رای تو واگذاشته اند رای تو چیست؟»

اما علی گفت:« ای امیر مومنان٬ ‌کار چنانست که گفتند٬ ‌اما تامل باید که اگر اکنون آنرا بپذیری فردا کسانی به دستاویز آن به ناحق چیزها بگیرند.»

عمر گفت: « راست گفتی و اندرز دادی» و آنرا پاره پاره کرد و به کسان داد.»

دوباره در برگ دیگر تاریخ تبری همین مشورت عمر و علی به زبان دیگری آورده شده:
@islie @khod2
تاریخ تبری٬‌ پوشینه پنجم٬‌ برگ ۱۸۲۵:

« گوید: و چون فرش را در مدینه پیش عمر آوردند٬ ‌خوابی دید و کسانی را فراهم آورد و حمد و ثنای خدا کرد و درباره فرش رای خواست و قصه آنرا بگفت٬ ‌بعضی ها گفتند آنرا بگیرید٬ بعضی دیگر به نظر او واگذاشتند٬ بعضی دیگر رای مشخص نداشتند. علی سکوت عمر را دید برخاست و نزدیک او رفت و گفت: « چرا علم خود را جهل می کنی و یقین خود را به مقام شک می بری؟ از دنیا جز آن نداری که عطا کنی و از پیش برداری یا بپوشی و پاره کنی یا بخوری و ناچیز کنی.»
@zandig
گفت:« راست گفتی و فرش را پاره پاره کرد و میان کسان تقسیم کرد. یک پاره آن به علی رسید که به بیست هزار فروخت و از پاره های دیگر بهتر نبود.»

و همچنین در تاریخ حبیب السیر در مورد پروه هایی که بدست تازیان افتاد و پخش آنها در میان اهل بیت و سهم علی از فرش بهارستان سخن گفته شده است.
@zandig
ادامه دارد...
@islie @khod2