⚜اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری. (قسمت دوم)
🔸 نظام جمهوری اسلامی بر اساس اسلام و یا بهتر بگوییم با ادعای برقراری احکام اسلامی تاسیس گردیده و یک حکومت فقاهتی است. این فقه اسلامی که دارای گرایش شیعی نیز هست ، مولفه هایی دارد که اگر نیک شناخته نشود ، مناسبات کشورهای دیگر را با این نظام دچار مشکل خواهد کرد. مولفه ها و ابزارهایی که این نظام در اختیار دارد و آنها را نیز مشروع مےداند گسترده و در حوزه های مختلف کارکرد دارند. در این نوشتار بدنبال بررسی این ادعای برآمده از رهبر فعلی جمهوری اسلامی خواهیم بود که گاه و بیگاه توسط انصارش تکرار شده و مدعی اند ساخت و نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مخالف اسلام و مبانی فقهی آنان است.
🔹 بر کمتر کسی پوشیده مانده است که امروزه نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی را در تصرف ، مالکیت و مدیریت دارد؛ علی الخصوص نهادهای نظامی و اقتصادی. نکته اینکه این نهاد بوسیله شاخه های برون مرزی خود نیز نقشی مداخله جویانه در کشورهای دیگر به عهده دارد و اقدامات آن سیاست خارجی کشور را نیز که قاعدتاً مےبایست توسط وزارت امور خارجه انجام شود را تحت الشعاع قرار مےدهد. این نهاد که در بیشترین حوزه ی فعالیت های اقتصادی ، سیاسی و نظامی دستی در کار دارد در زمینه ی تهیه ، تدارک ، ساخت و استفاده از سلاحهای نظامی نیز فعالیت گسترده دارد. محل بحث ما همین نکته خواهد بود که آیا سپاه و نظام جمهوری اسلامی ، مبانی تئوریک و فقهی برای ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی در اختیار دارند ، یا واقعاً ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مغایر با مبانی دینی و فقهی آنان است.
🔹 اولین نکته ای که به چشم مےآید آرم و نماد سپاه پاسداران است. نمادی متشکل از دستی که اسلحه ای را بلند نموده و بر روی اسلحه نیز بخشی از آیه ای از قرآن نوشته شده است.
🔹چرا دقت نظر در این آیه مهم و ضروری است؟
بدین سبب که دقت نظر در این آیه مےرساند که ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی نه تنها منع شرعی و دینی ندارد ، بلکه توسط قرآن به مسلمانان سفارش نیز شده است و آنرا به یک وظیفه دینی و شرعی درآورده است. نخست نگاهی به این آیه قرآن خواهیم داشت.
«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»
و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين [تداركات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] ديگرى را جز ايشان -كه شما نمىشناسيدشان و خدا آنان را مىشناسد- بترسانيد. و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مىشود و بر شما ستم نخواهد رفت.
سوره الأنفال / آیه ۶۰
🔹 در ادامه خواهیم دید نظر فقهی مفسرین ، محدثین و عالمان اسلامی در خصوص شمول آیه ی فوق تا کجاست و به چه سبب کشورهای جهان ، خصوصاً کشورهایی که نظام جمهوری اسلامی با آنان نزاع و منازعه دارد باید خواب آسوده را فراموش نمایند.
ادامه دارد
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸 نظام جمهوری اسلامی بر اساس اسلام و یا بهتر بگوییم با ادعای برقراری احکام اسلامی تاسیس گردیده و یک حکومت فقاهتی است. این فقه اسلامی که دارای گرایش شیعی نیز هست ، مولفه هایی دارد که اگر نیک شناخته نشود ، مناسبات کشورهای دیگر را با این نظام دچار مشکل خواهد کرد. مولفه ها و ابزارهایی که این نظام در اختیار دارد و آنها را نیز مشروع مےداند گسترده و در حوزه های مختلف کارکرد دارند. در این نوشتار بدنبال بررسی این ادعای برآمده از رهبر فعلی جمهوری اسلامی خواهیم بود که گاه و بیگاه توسط انصارش تکرار شده و مدعی اند ساخت و نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مخالف اسلام و مبانی فقهی آنان است.
🔹 بر کمتر کسی پوشیده مانده است که امروزه نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی را در تصرف ، مالکیت و مدیریت دارد؛ علی الخصوص نهادهای نظامی و اقتصادی. نکته اینکه این نهاد بوسیله شاخه های برون مرزی خود نیز نقشی مداخله جویانه در کشورهای دیگر به عهده دارد و اقدامات آن سیاست خارجی کشور را نیز که قاعدتاً مےبایست توسط وزارت امور خارجه انجام شود را تحت الشعاع قرار مےدهد. این نهاد که در بیشترین حوزه ی فعالیت های اقتصادی ، سیاسی و نظامی دستی در کار دارد در زمینه ی تهیه ، تدارک ، ساخت و استفاده از سلاحهای نظامی نیز فعالیت گسترده دارد. محل بحث ما همین نکته خواهد بود که آیا سپاه و نظام جمهوری اسلامی ، مبانی تئوریک و فقهی برای ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی در اختیار دارند ، یا واقعاً ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مغایر با مبانی دینی و فقهی آنان است.
🔹 اولین نکته ای که به چشم مےآید آرم و نماد سپاه پاسداران است. نمادی متشکل از دستی که اسلحه ای را بلند نموده و بر روی اسلحه نیز بخشی از آیه ای از قرآن نوشته شده است.
🔹چرا دقت نظر در این آیه مهم و ضروری است؟
بدین سبب که دقت نظر در این آیه مےرساند که ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی نه تنها منع شرعی و دینی ندارد ، بلکه توسط قرآن به مسلمانان سفارش نیز شده است و آنرا به یک وظیفه دینی و شرعی درآورده است. نخست نگاهی به این آیه قرآن خواهیم داشت.
«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»
و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين [تداركات]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] ديگرى را جز ايشان -كه شما نمىشناسيدشان و خدا آنان را مىشناسد- بترسانيد. و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مىشود و بر شما ستم نخواهد رفت.
سوره الأنفال / آیه ۶۰
🔹 در ادامه خواهیم دید نظر فقهی مفسرین ، محدثین و عالمان اسلامی در خصوص شمول آیه ی فوق تا کجاست و به چه سبب کشورهای جهان ، خصوصاً کشورهایی که نظام جمهوری اسلامی با آنان نزاع و منازعه دارد باید خواب آسوده را فراموش نمایند.
ادامه دارد
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸میمها چیستند؟
میمها عبارتند از عادات، مهارتها، رفتارها و یا داستانهایی که با تقلید شدن از شخصی به شخص دیگر انتقال مییابند. میمها نیز همانند ژنها برای انتقال یافتن رقابت میکنند؛ اما پیوندهای شیمیایی نیست که آنها را در درون سلول قفل میکند، بلکه اطلاعاتی هستند که از مغزی به مغز دیگر و یا از مغزها به کامپیوترها، کتابها و کارهای هنری میجهند.
روی 👈 INSTANT VIEW 👉 کلیک کنید.
ادامه در لینک زیر 🔻
http://telegra.ph/میمها-چیستند-07-30
@islie
میمها عبارتند از عادات، مهارتها، رفتارها و یا داستانهایی که با تقلید شدن از شخصی به شخص دیگر انتقال مییابند. میمها نیز همانند ژنها برای انتقال یافتن رقابت میکنند؛ اما پیوندهای شیمیایی نیست که آنها را در درون سلول قفل میکند، بلکه اطلاعاتی هستند که از مغزی به مغز دیگر و یا از مغزها به کامپیوترها، کتابها و کارهای هنری میجهند.
روی 👈 INSTANT VIEW 👉 کلیک کنید.
ادامه در لینک زیر 🔻
http://telegra.ph/میمها-چیستند-07-30
@islie
Telegraph
میمها چیستند؟
میمها عبارتند از عادات، مهارتها، رفتارها و یا داستانهایی که با تقلید شدن از شخصی به شخص دیگر انتقال مییابند. میمها نیز همانند ژنها برای انتقال یافتن رقابت میکنند؛ اما پیوندهای شیمیایی نیست که آنها را در درون سلول قفل میکند، بلکه اطلاعاتی هستند که…
آقا اینها شرایط داره، شان نزول داره!
بسیاری از دانشمندان و نوابغ اسلامی، بعد از اینکه با آيات جنايي تازينامه را ميشنوند، ژستی روشنفکرانه به خود ميگيرند و ميگويند، شما اصلا ميدونيد برای قطع کردن دست بعنوان مثال چند شرط وجود داره؟ شما فکر ميکنيد هرکس از راه برسد و دزدی کند دستش را قطع ميکنند؟ آيا ميدانيد در زمان پيامبر چند نفر سنگسار شدند و يا دست چند نفر قطع شده؟ آيا ميدانيد حتی اندازه سنگهایی که باید به زني پرتاب شود هم مشخص شده؟
بعد شروع ميکنند تعداد شرايط را ميشمارند.
مسلمانان تمایل دارند اسلام را بسیار پيچيده جلوه بدهند و طوری رفتار کنند که انگار مطالب بسیار عمیق و دشواری در دينشان وجود دارد که درک آنها برای بقیه ميسر نيست.
در گذشته چون دانشگاه ها و مراکز علمی بصورت امروزی وجود نداشتند به افرادی که از مدارس دینی خارج ميشدند عالم میگفتند و امروز هم در کشور ما به یک عده آدم سبک مغز و فرو مایه مثل آقای جنتی و مصباح يزدی و خزعلی و حسنی و بهجت و علامه طباطبائی و مطهری به اشتباه ميگويند علما!
در حالی که سطح فکر و تخصص اين افراد تنها به درد قبرستانهای کشور ما ميخورد که برای مردگان مردم دعا و نماز بخوانند. اين افراد چون یضرب یضربان یضربون را خوانده اند عالم هستند و بقیه را عوام مينامند. سطح فکری این افراد را ميتوان با خواندن آثارشان و شنيدن کلامشان تخمين زد، بعنوان مثال علامه (کسی که زیاد علم دارد) طباطبائی فرموده اند:
«استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنی پرسیده است طایفه جن به چه مذهب اند؟ آن جن در جواب گفت: طایفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند جز اینکه سنی ندارند (عجب!!) برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بودند.» داستانهای شگفت در باره جن، ابراهیم عباسی چاپ دوم صفحه 21
علی رقم اینکه هر انسان خردمندی به این گفتارها و جفنگیات که بسیار خنده دار به نظر میرسند اما از عقاید بسیار جدی اسلامی هستند (در تازينامه حتی سوره ای به نام جن وجود دارد) مسلمانان همچنان به يک مشت ملای بيسواد فرومايه ميگويند عالم، و به آنها احترام ويژه ميگذارند. حاج آقا چهره ای نورانی دارد!
مسلمانان فکر میکنند با بالابردن تعداد شرایط دست قطع کردن و سنگسار ميتوانند از زشتی این اعمال بکاهند.
وقتی دست قطع کردن و پا قطع کردن که در تازينامه در دو جا (یکی برای دزد و دیگری برای کافر) آمده است، یک عمل کاملا عربی و وحشيانه و حیوانی است دیگر برای ما چه فرقی میکند که شرطی وجود داشته نداشته باشد یا دو میلیون شرط وجود داشته باشد؟
مهم اين است که شما سنگی را در دست ميگيرید و بر سر کسی ميکوبيد که موجودی از نوع شماست، آنقدر سنگ ميزنید تا بميرد، چون چيزی که مال خودش بوده در اختيار ديگری قرار داده! مهم اين است که شما دست و پاي يک انسان ديگر را قطع ميکنيد (به صفحه تصاوير برای ديدن تصاوير قوانين حیوانی الهی مراجعه کنيد) مهم اين است که چشم يک انسان را در مي آوريد و … مهم اين نيست که اين کار چند بار انجام شود و چگونه انجام شود و از همه مهم تر اينکه مهم اين است که اين عمل يک عمل جانوری است! مهم اين نيست که اين عمل جانوری چند شرط دارد و …
در جوامع غربی و امروزی برای حيوانات خانگی هم حقوقی در نظر گرفته ميشود و دوست داران حيوانات گروه هایی تشکيل ميدهند که از ظلم به حيوانات جلوگيری شود، اگر شما سگ خودتان را بزنيد به شدت با شما برخورد خواهند کرد. سنگ دلی و بی خردی و اسلامگرایی تا چه حد است که مسلمانان در اين دوران دست و پا قطع میکنند و چشم در می آورند و سنگسار ميکنند؟
بنابر این، این تعداد شرایط نیست که مورد اعتراض است، بلکه خود عمل است، که خود جرم و غیر انسانی است و از دوران بیابانگردی اعراب زمان محمد به یادگار مانده !!!
@islie
بسیاری از دانشمندان و نوابغ اسلامی، بعد از اینکه با آيات جنايي تازينامه را ميشنوند، ژستی روشنفکرانه به خود ميگيرند و ميگويند، شما اصلا ميدونيد برای قطع کردن دست بعنوان مثال چند شرط وجود داره؟ شما فکر ميکنيد هرکس از راه برسد و دزدی کند دستش را قطع ميکنند؟ آيا ميدانيد در زمان پيامبر چند نفر سنگسار شدند و يا دست چند نفر قطع شده؟ آيا ميدانيد حتی اندازه سنگهایی که باید به زني پرتاب شود هم مشخص شده؟
بعد شروع ميکنند تعداد شرايط را ميشمارند.
مسلمانان تمایل دارند اسلام را بسیار پيچيده جلوه بدهند و طوری رفتار کنند که انگار مطالب بسیار عمیق و دشواری در دينشان وجود دارد که درک آنها برای بقیه ميسر نيست.
در گذشته چون دانشگاه ها و مراکز علمی بصورت امروزی وجود نداشتند به افرادی که از مدارس دینی خارج ميشدند عالم میگفتند و امروز هم در کشور ما به یک عده آدم سبک مغز و فرو مایه مثل آقای جنتی و مصباح يزدی و خزعلی و حسنی و بهجت و علامه طباطبائی و مطهری به اشتباه ميگويند علما!
در حالی که سطح فکر و تخصص اين افراد تنها به درد قبرستانهای کشور ما ميخورد که برای مردگان مردم دعا و نماز بخوانند. اين افراد چون یضرب یضربان یضربون را خوانده اند عالم هستند و بقیه را عوام مينامند. سطح فکری این افراد را ميتوان با خواندن آثارشان و شنيدن کلامشان تخمين زد، بعنوان مثال علامه (کسی که زیاد علم دارد) طباطبائی فرموده اند:
«استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنی پرسیده است طایفه جن به چه مذهب اند؟ آن جن در جواب گفت: طایفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند جز اینکه سنی ندارند (عجب!!) برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بودند.» داستانهای شگفت در باره جن، ابراهیم عباسی چاپ دوم صفحه 21
علی رقم اینکه هر انسان خردمندی به این گفتارها و جفنگیات که بسیار خنده دار به نظر میرسند اما از عقاید بسیار جدی اسلامی هستند (در تازينامه حتی سوره ای به نام جن وجود دارد) مسلمانان همچنان به يک مشت ملای بيسواد فرومايه ميگويند عالم، و به آنها احترام ويژه ميگذارند. حاج آقا چهره ای نورانی دارد!
مسلمانان فکر میکنند با بالابردن تعداد شرایط دست قطع کردن و سنگسار ميتوانند از زشتی این اعمال بکاهند.
وقتی دست قطع کردن و پا قطع کردن که در تازينامه در دو جا (یکی برای دزد و دیگری برای کافر) آمده است، یک عمل کاملا عربی و وحشيانه و حیوانی است دیگر برای ما چه فرقی میکند که شرطی وجود داشته نداشته باشد یا دو میلیون شرط وجود داشته باشد؟
مهم اين است که شما سنگی را در دست ميگيرید و بر سر کسی ميکوبيد که موجودی از نوع شماست، آنقدر سنگ ميزنید تا بميرد، چون چيزی که مال خودش بوده در اختيار ديگری قرار داده! مهم اين است که شما دست و پاي يک انسان ديگر را قطع ميکنيد (به صفحه تصاوير برای ديدن تصاوير قوانين حیوانی الهی مراجعه کنيد) مهم اين است که چشم يک انسان را در مي آوريد و … مهم اين نيست که اين کار چند بار انجام شود و چگونه انجام شود و از همه مهم تر اينکه مهم اين است که اين عمل يک عمل جانوری است! مهم اين نيست که اين عمل جانوری چند شرط دارد و …
در جوامع غربی و امروزی برای حيوانات خانگی هم حقوقی در نظر گرفته ميشود و دوست داران حيوانات گروه هایی تشکيل ميدهند که از ظلم به حيوانات جلوگيری شود، اگر شما سگ خودتان را بزنيد به شدت با شما برخورد خواهند کرد. سنگ دلی و بی خردی و اسلامگرایی تا چه حد است که مسلمانان در اين دوران دست و پا قطع میکنند و چشم در می آورند و سنگسار ميکنند؟
بنابر این، این تعداد شرایط نیست که مورد اعتراض است، بلکه خود عمل است، که خود جرم و غیر انسانی است و از دوران بیابانگردی اعراب زمان محمد به یادگار مانده !!!
@islie
❤1
😉 از سوتی های اسلام و مسلمین!
مسلمانان ادعا می کنند که در سال عام الفیل یعنی سال تولد پیامبر اسلام و به عبارتی 40 سال پیش از پیدایش دین اسلام ،
پادشاهی به نام "ابرهه" برای خراب کردن ساختمان کعبه با سپاهی از فیل سواران به سمت مکه می آیند.
داستان را اینگونه نقل می کنند که خدا از این اقدام ،
خشمگین می شود و با فرستادن پرندگان ابابیل ، این سپاه را سنگباران و نابود می کند!
نکته جالب ماجرا این جاست که پیش از فتح مکه بدست مسلمانان (حدود 50 سال بعد) خانه کعبه به گفته خود مسلمانان ،
به مرکز بت پرستی تبدیل شده بوده و قبایل عرب در آنجا هر کدام بتی مخصوص قبیله خود داشته و نگهداری می کرده اند.
و در عمل خدا ،
از یک بت خانه محافظت می کند!
حالا باید پرسید که چگونه برای خدای اسلام ، ظاهر خانه کعبه از ماهیت و باطنش بیشتر ارجحیت داشته ؟!
پس بیراه نیست اگر بپرسیم چطور زمانی که این مکان را به بتخانه تبدیل کرده بودند ،
این خدا خشمگین نشده است ؟!
@islie
مسلمانان ادعا می کنند که در سال عام الفیل یعنی سال تولد پیامبر اسلام و به عبارتی 40 سال پیش از پیدایش دین اسلام ،
پادشاهی به نام "ابرهه" برای خراب کردن ساختمان کعبه با سپاهی از فیل سواران به سمت مکه می آیند.
داستان را اینگونه نقل می کنند که خدا از این اقدام ،
خشمگین می شود و با فرستادن پرندگان ابابیل ، این سپاه را سنگباران و نابود می کند!
نکته جالب ماجرا این جاست که پیش از فتح مکه بدست مسلمانان (حدود 50 سال بعد) خانه کعبه به گفته خود مسلمانان ،
به مرکز بت پرستی تبدیل شده بوده و قبایل عرب در آنجا هر کدام بتی مخصوص قبیله خود داشته و نگهداری می کرده اند.
و در عمل خدا ،
از یک بت خانه محافظت می کند!
حالا باید پرسید که چگونه برای خدای اسلام ، ظاهر خانه کعبه از ماهیت و باطنش بیشتر ارجحیت داشته ؟!
پس بیراه نیست اگر بپرسیم چطور زمانی که این مکان را به بتخانه تبدیل کرده بودند ،
این خدا خشمگین نشده است ؟!
@islie
وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
" بکشید در راه الله و بدانید که الله شنوای داناست "!!!
قرآن، سوره بقره، آیه ۲۴۴
آیا خدایی که فرمان کشتار و خون ریزی انسانها را به جرم مسلمان نبودن و دگراندیش بودن به پیروانش میدهد خدایی داناست؟
»»»
و این هم توضیحی کوتاه برای آنهاییکه مایلند بدانند ریشه واژه « وَقَاتِلُواْ » از کجاست و به چه معناست.
وَقَاتِلُواْ»»» ریشه کلمه : قتل »» فعل : قتل
معنی : «قتل» كشتن، ازاله روح از بدن، مرگ، لعن «تقتيل» زياد كشتن، افراد زيادي را کشتن، شدت عمل در کشتن، به سختي کشتن «قتال» و «مقاتله» جنگيدن، جنگيدن با همديگر، كشتن همديگر، مقاتله گاهى به معنى لعنت آيد «اقتتال» مقاتله كردن، با يکدگر جنگيدن، كشتن همديگر، «قتال» جنگيدن. «قتل» مرگ بر او، مرده باد، نفرين بر او
@islie
" بکشید در راه الله و بدانید که الله شنوای داناست "!!!
قرآن، سوره بقره، آیه ۲۴۴
آیا خدایی که فرمان کشتار و خون ریزی انسانها را به جرم مسلمان نبودن و دگراندیش بودن به پیروانش میدهد خدایی داناست؟
»»»
و این هم توضیحی کوتاه برای آنهاییکه مایلند بدانند ریشه واژه « وَقَاتِلُواْ » از کجاست و به چه معناست.
وَقَاتِلُواْ»»» ریشه کلمه : قتل »» فعل : قتل
معنی : «قتل» كشتن، ازاله روح از بدن، مرگ، لعن «تقتيل» زياد كشتن، افراد زيادي را کشتن، شدت عمل در کشتن، به سختي کشتن «قتال» و «مقاتله» جنگيدن، جنگيدن با همديگر، كشتن همديگر، مقاتله گاهى به معنى لعنت آيد «اقتتال» مقاتله كردن، با يکدگر جنگيدن، كشتن همديگر، «قتال» جنگيدن. «قتل» مرگ بر او، مرده باد، نفرين بر او
@islie
⚜ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری.(قسمت سوم)
🔹نظام دینی جمهوری اسلامی همواره شرع و فقه را دستاویز تحکم بر مردم قرار مےدهد، و در زمان نیاز نیز برای حفظ حکومت خود فتوای تعطیلی همان احکام را نیز صادر خواهد کرد. کمتر کسی است که گفتار خمینی (رهبر اول جمهوری اسلامی) به خامنه ای (رهبر فعلی جمهوری اسلامی) را از یاد برده باشد که اشاره نمود ، حکومت اسلامی در صورت نیاز و ضرورت ، جهت حفظ حکومت مےتواند نسبت به تعطیلی احکام اسلامی مبادرت نماید. در واقع حکومت دینی ایران ، در صورت نیاز ، احکام اسلامی را اجرا مےنماید و در زمان ضرورت جهت حفظ نظام نسبت به تعطیلی آن احکام اقدام خواهد نمود. بنابراین همه چیز حول محور حفظ نظام مےگردد.
🔹حکومت جمهوری اسلامی که همواره دشمنان ایدئولوژیک و دینی برای خود مےسازد ، قطعاً بدنبال ابزار حافظ خود در برابر آن تهدیدها هم هست. حال چه بهتر که این ابزار توسط آیات قرآن در اختیار چنین نظام هایی هم قرار گیرد ، بنحویکه نیاز به تعطیلی احکام نباشد.
🔹رهبر فعلی ایران در کتاب " سیره نبی اکرم " مےآورد ( پس قدم بعدی تشکیل حکومت است؛ اما تشکیل حکومت ، هدف نیست. نکته اساسی این جاست ، تشکیل حکومت برای تحقق آرمانهاست. اگر حکومت تشکیل شد ، ولی در جهت تحقق آرمانها پیش نرفت ، حکومت منحرف است. این یک قاعده کلی است؛ این معیار است. ممکن است تحقق آرمانها سالها طول بکشد ؛ موانع و مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد ؛ اما جهت حکومت -جهت و سمت گیری این قدرتی که تشکیل شده است - حتماً باید به سمت آن هدفها و آرمانها و آرزوهایی باشد که شعار آن داده شده است و داده مےشود و در متن قرآن و احکام اسلامی وجود دارد. اگر در آن جهت نبود ، بلا شک حکومت منحرف است)(ص۳۴و۳۵)
🔹مےبینیم حکومت اسلامی ابزاری است برای تحقق آرمانها برای چنین نظامهایی؛ آرمانهایی که در قرآن و شرع بدان تصریح گردیده است. البته همان قرآن نیز جهت وصول به آرمانها ، مجوز دست یابی به ابزارها را هم بدین حکومتها داده است.
🔹حکومت جمهوری اسلامی ، در طول چهل سال ، همواره به بهانه های مختلف از جمله صدور انقلاب ، دفاع از مستضعفین ، منازعات دینی ، استکبار ستیزی و بسط هژمونی خود در منطقه ، دشمنان زیادی برای خود تراشیده است. برخی از این کشورها نیز از گذشته دارای سلاح اتمی بوده اند که قدرت بازدارندگی بدانان داده است. جمهوری اسلامی چه با عنوان بازدارندگی و چه به عناوین دیگر ، شدیداً خود را نیازمند داشتن سلاح اتمی مےبیند. حال محل بحث این است که آیا رهبر جمهوری اسلامی حکم و ادعایی خلاف واقع نموده است یا اینکه قرآن و شرع اجازه دست یابی به این سلاحها را به حکومت او داده است. در قسمت پیشین آیه شصتم سوره انفال را آورده ایم؛ حال نگاهی به دیدگاه مفسرین و مجتهدین عصر حاضر خواهیم داشت تا مقایسه ای میان گفتار و نوشته های آنان ، با ادعای حرمت دست یابی و نگهداری این سلاحها توسط رهبر جمهوری اسلامی داشته باشیم.
🔹 آیت الله هاشمی رفسنجانی که از ارکان نظام جمهوری اسلامی در چهار دهه فعالیت خود است، در تفسیر راهنمای خود ذیل این آیه مےآورد ،( تقویت قوای نظامی و آماده سازی ادوات رزمی برای نبرد با دشمنان خدا ، وظیفه ای بر عهده تمام مسلمانان - جلد ۶ص۳۹۸) وی با صراحت هر چه تمام اشاره مےکند ( جامعهٔ اسلامی باید به پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان مجهز باشد.-ص۳۹۸)
طبیعی است که پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان ما چیزی جز سلاح های اتمی نیست. این مجوز دست یابی به چنین ادوات و ابزار ، آنهم از سوی فقیهی است که خود در بالاترین سطوح این نظام حضور داشته و مرجع تصمیم گیری بوده است. وی در ادامه تفسیر این آیه مےآورد..
ادامه دارد
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔹نظام دینی جمهوری اسلامی همواره شرع و فقه را دستاویز تحکم بر مردم قرار مےدهد، و در زمان نیاز نیز برای حفظ حکومت خود فتوای تعطیلی همان احکام را نیز صادر خواهد کرد. کمتر کسی است که گفتار خمینی (رهبر اول جمهوری اسلامی) به خامنه ای (رهبر فعلی جمهوری اسلامی) را از یاد برده باشد که اشاره نمود ، حکومت اسلامی در صورت نیاز و ضرورت ، جهت حفظ حکومت مےتواند نسبت به تعطیلی احکام اسلامی مبادرت نماید. در واقع حکومت دینی ایران ، در صورت نیاز ، احکام اسلامی را اجرا مےنماید و در زمان ضرورت جهت حفظ نظام نسبت به تعطیلی آن احکام اقدام خواهد نمود. بنابراین همه چیز حول محور حفظ نظام مےگردد.
🔹حکومت جمهوری اسلامی که همواره دشمنان ایدئولوژیک و دینی برای خود مےسازد ، قطعاً بدنبال ابزار حافظ خود در برابر آن تهدیدها هم هست. حال چه بهتر که این ابزار توسط آیات قرآن در اختیار چنین نظام هایی هم قرار گیرد ، بنحویکه نیاز به تعطیلی احکام نباشد.
🔹رهبر فعلی ایران در کتاب " سیره نبی اکرم " مےآورد ( پس قدم بعدی تشکیل حکومت است؛ اما تشکیل حکومت ، هدف نیست. نکته اساسی این جاست ، تشکیل حکومت برای تحقق آرمانهاست. اگر حکومت تشکیل شد ، ولی در جهت تحقق آرمانها پیش نرفت ، حکومت منحرف است. این یک قاعده کلی است؛ این معیار است. ممکن است تحقق آرمانها سالها طول بکشد ؛ موانع و مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد ؛ اما جهت حکومت -جهت و سمت گیری این قدرتی که تشکیل شده است - حتماً باید به سمت آن هدفها و آرمانها و آرزوهایی باشد که شعار آن داده شده است و داده مےشود و در متن قرآن و احکام اسلامی وجود دارد. اگر در آن جهت نبود ، بلا شک حکومت منحرف است)(ص۳۴و۳۵)
🔹مےبینیم حکومت اسلامی ابزاری است برای تحقق آرمانها برای چنین نظامهایی؛ آرمانهایی که در قرآن و شرع بدان تصریح گردیده است. البته همان قرآن نیز جهت وصول به آرمانها ، مجوز دست یابی به ابزارها را هم بدین حکومتها داده است.
🔹حکومت جمهوری اسلامی ، در طول چهل سال ، همواره به بهانه های مختلف از جمله صدور انقلاب ، دفاع از مستضعفین ، منازعات دینی ، استکبار ستیزی و بسط هژمونی خود در منطقه ، دشمنان زیادی برای خود تراشیده است. برخی از این کشورها نیز از گذشته دارای سلاح اتمی بوده اند که قدرت بازدارندگی بدانان داده است. جمهوری اسلامی چه با عنوان بازدارندگی و چه به عناوین دیگر ، شدیداً خود را نیازمند داشتن سلاح اتمی مےبیند. حال محل بحث این است که آیا رهبر جمهوری اسلامی حکم و ادعایی خلاف واقع نموده است یا اینکه قرآن و شرع اجازه دست یابی به این سلاحها را به حکومت او داده است. در قسمت پیشین آیه شصتم سوره انفال را آورده ایم؛ حال نگاهی به دیدگاه مفسرین و مجتهدین عصر حاضر خواهیم داشت تا مقایسه ای میان گفتار و نوشته های آنان ، با ادعای حرمت دست یابی و نگهداری این سلاحها توسط رهبر جمهوری اسلامی داشته باشیم.
🔹 آیت الله هاشمی رفسنجانی که از ارکان نظام جمهوری اسلامی در چهار دهه فعالیت خود است، در تفسیر راهنمای خود ذیل این آیه مےآورد ،( تقویت قوای نظامی و آماده سازی ادوات رزمی برای نبرد با دشمنان خدا ، وظیفه ای بر عهده تمام مسلمانان - جلد ۶ص۳۹۸) وی با صراحت هر چه تمام اشاره مےکند ( جامعهٔ اسلامی باید به پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان مجهز باشد.-ص۳۹۸)
طبیعی است که پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان ما چیزی جز سلاح های اتمی نیست. این مجوز دست یابی به چنین ادوات و ابزار ، آنهم از سوی فقیهی است که خود در بالاترین سطوح این نظام حضور داشته و مرجع تصمیم گیری بوده است. وی در ادامه تفسیر این آیه مےآورد..
ادامه دارد
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
Audio
جلسه چهارم نقد فایل دوم جناب یوسفی اشکوری در موضوع (یهود بنی قریظه)
ارائه شده توسط ایمان سلیمانی امیری
کانال @imansoleymaniamiri
@islie
ارائه شده توسط ایمان سلیمانی امیری
کانال @imansoleymaniamiri
@islie
در مقایسه با دیگر گونه های انسانی پیش از «انسان خردمند»
(Homo sapiens)
توانایی صحبت کردن از خیالات ، منحصر به فردترین ویژگی انسان خردمند است.
نسبتا ساده است که قبول کنیم فقط انسان خردمند است که میتواند راجع به چیزهایی که واقعا وجود ندارند صحبت کند و قبل از صبحانه ، شش چیز غیر ممکن را باور کند،
[اشاره به گفتگوی آلیس و ملکه، در داستان آلیس در سرزمین عجایب که در تایید جرئت خیالپردازی است].
شما هیچوقت نمیتوانید میمونی را متقاعد کنید که در مقابل وعده ی بیشمار موز در بهشت میمون ها پس از مرگ، به شما یک موز بدهد..
اما چرا این مهم است؟
بالاخره قوه ی خیال میتواند به گونه ای خطرناک ، گمراه کننده یا مایه ی حواس پرتی باشد.
بنظر میرسد امکان بقای کسانی که برای یافتن جن و پری یا اسب تک شاخ به جنگل میروند کمتر از کسانی است که به دنبالِ قارچ و گوزن میروند.
اگر به جای نان در آوردن و جنگیدن و عشق بازی ، ساعت ها به درگاه ارواح نگهبانی که وجود ندارند دعا کنیم ، آیا وقت خود را تلف نکرده ایم؟
اما قوه ی خیال نه تنها ما را قادر ساخته است تا چیزهای مختلف را تصور کنیم ،بلکه این توانایی را به ما داده است که این کار را بصورت جمعی انجام دهیم.
یووال نوح هراری
@islie
(Homo sapiens)
توانایی صحبت کردن از خیالات ، منحصر به فردترین ویژگی انسان خردمند است.
نسبتا ساده است که قبول کنیم فقط انسان خردمند است که میتواند راجع به چیزهایی که واقعا وجود ندارند صحبت کند و قبل از صبحانه ، شش چیز غیر ممکن را باور کند،
[اشاره به گفتگوی آلیس و ملکه، در داستان آلیس در سرزمین عجایب که در تایید جرئت خیالپردازی است].
شما هیچوقت نمیتوانید میمونی را متقاعد کنید که در مقابل وعده ی بیشمار موز در بهشت میمون ها پس از مرگ، به شما یک موز بدهد..
اما چرا این مهم است؟
بالاخره قوه ی خیال میتواند به گونه ای خطرناک ، گمراه کننده یا مایه ی حواس پرتی باشد.
بنظر میرسد امکان بقای کسانی که برای یافتن جن و پری یا اسب تک شاخ به جنگل میروند کمتر از کسانی است که به دنبالِ قارچ و گوزن میروند.
اگر به جای نان در آوردن و جنگیدن و عشق بازی ، ساعت ها به درگاه ارواح نگهبانی که وجود ندارند دعا کنیم ، آیا وقت خود را تلف نکرده ایم؟
اما قوه ی خیال نه تنها ما را قادر ساخته است تا چیزهای مختلف را تصور کنیم ،بلکه این توانایی را به ما داده است که این کار را بصورت جمعی انجام دهیم.
یووال نوح هراری
@islie
⚜اقوال و احوال علی بن ابیطالب(۷)
🔹 شیخ صدوق از علما و محدثین بزرگ مذهب شیعه در کتاب "علل الشرایع" بابی را باز نموده با عنوان «سرّ این که مردان نهی شده اند از اطاعت کردن زنان» و در آن روایتی از امام اول شیعیان را مےآورد که جهت اطلاع خوانندگان تقدیم مےنمایم.
♦ علی بن احمد بن عبدالله بن احمد بن ابی عبدالله برقی رحمةالله علیه ، از پدرش ، از جدّش از احمد بن ابی عبدالله ، از پدرش ، از محمد بن ابی عمیر از جماعتی از حضرت صادق جعفر بن محمد از پدرش از آباء گرامش علیهم السلام ، حضرت فرمودند: مردی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام ، از همسرانش شکایت نمود، علی علیه السلام به خطبه ایستاد و فرمود: در هیچ حال اطاعت زنان را نکنید و ایشان را بر مال خود امین ندانید و وامگذاریدشان که امر واجب النفقه هایتان را بعهده گرفته و آنها را اداره کنند ، چه آنکه ایشان را اگر با اراده خودشان واگذارید ، به مهالک کشیده شده و از مالک سرپیچی مےکنند؛ زیرا ما ایشان را این طور یافته ایم که در هنگام نیاز تقوی و ورع نداشته و هنگام طغیان شهوت ، صبر و شکیبایی ندارند. تکبر و فخر ملازم ایشان بوده اگر چه بزرگ باشند ، عجب و خودپسندی همراهشان است ، اگر چه عاجز و ناتوان به نظر بیایند. هنگامی که از نعمت کم ممنوع شوند شکر نعمت زیاد بجا نیاورند ، خیر را فراموش کرده و شر را نگاه مےدارند ، پیوسته گرفتار بهتان بوده و متصل و به طور مستمر در طغیان و سرکشی به سر برده و در خدمت شیطان روزگار سپری مےکنند. ولی با این حال در هر حال با ایشان مدارا کرده و سخن نیکو به آنها بگویید ، شاید بدین وسیله کردارشان پسندیده شود» ( علل الشرایع ، جلد دوم ، ص ۶۳۹ و۶۴۱)
🔺مشمئزکننده ترین بخش این خطبه جایی است که علی بن ابیطالب مےگوید: "خیر را فراموش کرده و شرّ را نگاه مےدارند ، پیوسته گرفتار بهتان بوده و متصل و به طور مستمر در طغیان و سرکشی به سر برده و در خدمت شیطان روزگار سپری مےکنند."
بعید مےنماید انسانی روایت فوق را بخواند و بشنود ، سپس گوینده آن را بعنوان پیشوا و امام خود منظور دارد. نیک مےتوان پنداشت جامعه ای با چنین پیشوا و رهبری که چنین افکاری نسبت به نیمی از جمعیت مملکتش دارد ، چه ادبار و بدبختی و فلاکتی را تجربه خواهد نمود.
شگفت اینکه افرادی همچون علی شریعتی ، منتقدانه خواستار گذار از تشیع صفوی به تشیع علوی بوده اند؛ امروزه هم کم نیستند کاسه کلک بازانی که از این افراد الگوی انسان مداری و اخلاق مداری مےسازند.
🔺کافیست کمی بےاندیشیم چگونه مےتوان خطیب این خطبه که نیمی از جمعیت انسانی را با حکمی کلی مےنوازد با خصیصه عدالت شناختگری کرد.
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔹 شیخ صدوق از علما و محدثین بزرگ مذهب شیعه در کتاب "علل الشرایع" بابی را باز نموده با عنوان «سرّ این که مردان نهی شده اند از اطاعت کردن زنان» و در آن روایتی از امام اول شیعیان را مےآورد که جهت اطلاع خوانندگان تقدیم مےنمایم.
♦ علی بن احمد بن عبدالله بن احمد بن ابی عبدالله برقی رحمةالله علیه ، از پدرش ، از جدّش از احمد بن ابی عبدالله ، از پدرش ، از محمد بن ابی عمیر از جماعتی از حضرت صادق جعفر بن محمد از پدرش از آباء گرامش علیهم السلام ، حضرت فرمودند: مردی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام ، از همسرانش شکایت نمود، علی علیه السلام به خطبه ایستاد و فرمود: در هیچ حال اطاعت زنان را نکنید و ایشان را بر مال خود امین ندانید و وامگذاریدشان که امر واجب النفقه هایتان را بعهده گرفته و آنها را اداره کنند ، چه آنکه ایشان را اگر با اراده خودشان واگذارید ، به مهالک کشیده شده و از مالک سرپیچی مےکنند؛ زیرا ما ایشان را این طور یافته ایم که در هنگام نیاز تقوی و ورع نداشته و هنگام طغیان شهوت ، صبر و شکیبایی ندارند. تکبر و فخر ملازم ایشان بوده اگر چه بزرگ باشند ، عجب و خودپسندی همراهشان است ، اگر چه عاجز و ناتوان به نظر بیایند. هنگامی که از نعمت کم ممنوع شوند شکر نعمت زیاد بجا نیاورند ، خیر را فراموش کرده و شر را نگاه مےدارند ، پیوسته گرفتار بهتان بوده و متصل و به طور مستمر در طغیان و سرکشی به سر برده و در خدمت شیطان روزگار سپری مےکنند. ولی با این حال در هر حال با ایشان مدارا کرده و سخن نیکو به آنها بگویید ، شاید بدین وسیله کردارشان پسندیده شود» ( علل الشرایع ، جلد دوم ، ص ۶۳۹ و۶۴۱)
🔺مشمئزکننده ترین بخش این خطبه جایی است که علی بن ابیطالب مےگوید: "خیر را فراموش کرده و شرّ را نگاه مےدارند ، پیوسته گرفتار بهتان بوده و متصل و به طور مستمر در طغیان و سرکشی به سر برده و در خدمت شیطان روزگار سپری مےکنند."
بعید مےنماید انسانی روایت فوق را بخواند و بشنود ، سپس گوینده آن را بعنوان پیشوا و امام خود منظور دارد. نیک مےتوان پنداشت جامعه ای با چنین پیشوا و رهبری که چنین افکاری نسبت به نیمی از جمعیت مملکتش دارد ، چه ادبار و بدبختی و فلاکتی را تجربه خواهد نمود.
شگفت اینکه افرادی همچون علی شریعتی ، منتقدانه خواستار گذار از تشیع صفوی به تشیع علوی بوده اند؛ امروزه هم کم نیستند کاسه کلک بازانی که از این افراد الگوی انسان مداری و اخلاق مداری مےسازند.
🔺کافیست کمی بےاندیشیم چگونه مےتوان خطیب این خطبه که نیمی از جمعیت انسانی را با حکمی کلی مےنوازد با خصیصه عدالت شناختگری کرد.
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸رد برهان فطرت
برخی چنين ميگويند كه باور به خدا در ميان تمام ملل و در تمام زمانها به نوعی وجود داشته، پس نمی تواند دروغی بی اساس باشد. در اين برهان از دو مقدمه استفاده شده است. يكی اينكه باور به خدا همواره وجود داشته، و ديگر اينكه هميشگی بودن يک باور به معنی درستی آن است.
ادامه در لینک زیر 🔻
https://goo.gl/ntGWwm
@islie
برخی چنين ميگويند كه باور به خدا در ميان تمام ملل و در تمام زمانها به نوعی وجود داشته، پس نمی تواند دروغی بی اساس باشد. در اين برهان از دو مقدمه استفاده شده است. يكی اينكه باور به خدا همواره وجود داشته، و ديگر اينكه هميشگی بودن يک باور به معنی درستی آن است.
ادامه در لینک زیر 🔻
https://goo.gl/ntGWwm
@islie
⚜ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت چهارم)
🔹 توان نظامی جامعهٔ اسلامی باید به گونه ای باشد که دشمنان خدا و مردم را همواره به هراس افکند(همان،ص۳۹۸) وی در ادامه تصریح مےنماید " جمله تُرهبوُن ... به منزله تفسیر و توضیح«مااستطعتم» است، یعنی توان نظامی باید به حدی رسد که دشمن را به وحشت اندازد، نه کمتر از آن" (ص۳۹۹)
آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه تفسیر این آیه ، که بر نشان سپاه پاسداران نیز نقش بسته است مےآورد" اهل ایمان باید توان رزمی برتر خویش را به دشمنان دین بنمایانند.(ص۳۹۹)
🔹 یکی از نکات برجستهٔ این آیه اینست که عده ای گمان مےکنند جمهوری اسلامی را مےتوان با تحریم ، از دست یابی به سلاح اتمی بازداشت. در اینجا باید متذکر شد که نظام جمهوری اسلامی هیچگاه بخاطر تحریم دست از برنامهٔ اتمی اش نخواهد کشید؛ مگر به سبب فشار تحریمها ، موجودیت اصل و کل نظام در خطر بےافتد. در آنصورت است که این نظام سعی خواهد کرد اهم را بر مهم ترجیح داده و بخاطر حفظ موجودیت نظامش ، دست از برنامه اتمی که حکمی است شرعی بردارد. همانگونه که پیشتر اشاره شد ، چنین حکومتی برای بقای خود ، احکام شرعی را نیز تعطیل خواهد نمود.
🔹دیگر مطلبی که باید توجه داشت اینست که تحریم ها هر چقدر بر مردم فشار اقتصادی وارد نماید و سبب خسران گردد ، برای این نظام مشکلی شرعی و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ زیرا در همین آیه آمده " هر چیزی را که در راه خدا انفاق و خرج کنید ، خدا به شما برخواهد گرداند"
در واقع هر آن چیزی که به سبب تحریم ها بر مردم وارد شود ، از نظر حاکمان نظام انفاقی است که در راه خدا مےشود و الله آن را برخواهد گرداند. برای همین فشار تحریمها برای این نظام مشکل تئوریک و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ مگر کلیت نظام را مورد هدف قرار دهد.
🔹آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بدین مطلب تصریح نموده و در ادامه تفسیر این آیه مےنویسد " انفاق امکانات برای تقویت بنیه نظامی جامعهٔ اسلامی ، از مصادیق انفاق «فی سبیل الله» است." (ص۳۹۹)
🔹 در ادامه نگاهی به دو کتاب «پیام قرآن» و « تفسیر نمونه » نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی خواهیم داشت تا نظرات این مرجع تقلید پر نفوذ حکومت جمهوری اسلامی را نیز بررسی نماییم. وی در جلد دهم کتاب «پیام قرآن»، در مورد قوای نظامی آیاتی را ذکر مےکند و در شماره سوم این آیات به آیهٔ شصتم سوره انفال اشاره نموده و مےآورد( توجه به این نکته نیز لازم است که مفهوم آیه بسیار وسیع و گسترده مےباشد ، و هر گونه فراهم سازی نیروهای معنوی ، مادی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی را شامل مےشود. و به خصوص بر نیروهای مناسب هر زمان تکیه و تاکید مےکند ، و نشان مےدهد که مسلمین باید هرگز آرام ننشینند و تلاش کنند که آخرین سلاح های پیچیده عصر خود را فراهم سازند و حتی از آن پیشی گیرند(ص۳۰۰)
در واقع این روحانی و فقیه فعلی در نظام جمهوری اسلامی ، بصراحت دستور خستگی ناپذیری به مسلمین داده و اشاره مےنماید حتی باید از فراهم نمودن سلاحهای پیچیده امروزی نیز پیشی گیرند. به ادامه نظرات این مرجع تقلید در تفسیر نمونه اش خواهیم پرداخت. اما تا همینجا نیز باید مورد دقت قرار گیرد که در نظرات مرجع تقلیدی که مرجعیتش مسلّم تر و باسابقه تر از شخص رهبر جمهوری اسلامی است نه تنها منعی برای دستیابی به سلاحهای پیشرفته روز وجود ندارد ، بلکه ایشان خواستار پا فراتر نهادن از آن نیز هست.
ادامه دارد..
🖊ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔹 توان نظامی جامعهٔ اسلامی باید به گونه ای باشد که دشمنان خدا و مردم را همواره به هراس افکند(همان،ص۳۹۸) وی در ادامه تصریح مےنماید " جمله تُرهبوُن ... به منزله تفسیر و توضیح«مااستطعتم» است، یعنی توان نظامی باید به حدی رسد که دشمن را به وحشت اندازد، نه کمتر از آن" (ص۳۹۹)
آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه تفسیر این آیه ، که بر نشان سپاه پاسداران نیز نقش بسته است مےآورد" اهل ایمان باید توان رزمی برتر خویش را به دشمنان دین بنمایانند.(ص۳۹۹)
🔹 یکی از نکات برجستهٔ این آیه اینست که عده ای گمان مےکنند جمهوری اسلامی را مےتوان با تحریم ، از دست یابی به سلاح اتمی بازداشت. در اینجا باید متذکر شد که نظام جمهوری اسلامی هیچگاه بخاطر تحریم دست از برنامهٔ اتمی اش نخواهد کشید؛ مگر به سبب فشار تحریمها ، موجودیت اصل و کل نظام در خطر بےافتد. در آنصورت است که این نظام سعی خواهد کرد اهم را بر مهم ترجیح داده و بخاطر حفظ موجودیت نظامش ، دست از برنامه اتمی که حکمی است شرعی بردارد. همانگونه که پیشتر اشاره شد ، چنین حکومتی برای بقای خود ، احکام شرعی را نیز تعطیل خواهد نمود.
🔹دیگر مطلبی که باید توجه داشت اینست که تحریم ها هر چقدر بر مردم فشار اقتصادی وارد نماید و سبب خسران گردد ، برای این نظام مشکلی شرعی و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ زیرا در همین آیه آمده " هر چیزی را که در راه خدا انفاق و خرج کنید ، خدا به شما برخواهد گرداند"
در واقع هر آن چیزی که به سبب تحریم ها بر مردم وارد شود ، از نظر حاکمان نظام انفاقی است که در راه خدا مےشود و الله آن را برخواهد گرداند. برای همین فشار تحریمها برای این نظام مشکل تئوریک و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ مگر کلیت نظام را مورد هدف قرار دهد.
🔹آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بدین مطلب تصریح نموده و در ادامه تفسیر این آیه مےنویسد " انفاق امکانات برای تقویت بنیه نظامی جامعهٔ اسلامی ، از مصادیق انفاق «فی سبیل الله» است." (ص۳۹۹)
🔹 در ادامه نگاهی به دو کتاب «پیام قرآن» و « تفسیر نمونه » نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی خواهیم داشت تا نظرات این مرجع تقلید پر نفوذ حکومت جمهوری اسلامی را نیز بررسی نماییم. وی در جلد دهم کتاب «پیام قرآن»، در مورد قوای نظامی آیاتی را ذکر مےکند و در شماره سوم این آیات به آیهٔ شصتم سوره انفال اشاره نموده و مےآورد( توجه به این نکته نیز لازم است که مفهوم آیه بسیار وسیع و گسترده مےباشد ، و هر گونه فراهم سازی نیروهای معنوی ، مادی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی را شامل مےشود. و به خصوص بر نیروهای مناسب هر زمان تکیه و تاکید مےکند ، و نشان مےدهد که مسلمین باید هرگز آرام ننشینند و تلاش کنند که آخرین سلاح های پیچیده عصر خود را فراهم سازند و حتی از آن پیشی گیرند(ص۳۰۰)
در واقع این روحانی و فقیه فعلی در نظام جمهوری اسلامی ، بصراحت دستور خستگی ناپذیری به مسلمین داده و اشاره مےنماید حتی باید از فراهم نمودن سلاحهای پیچیده امروزی نیز پیشی گیرند. به ادامه نظرات این مرجع تقلید در تفسیر نمونه اش خواهیم پرداخت. اما تا همینجا نیز باید مورد دقت قرار گیرد که در نظرات مرجع تقلیدی که مرجعیتش مسلّم تر و باسابقه تر از شخص رهبر جمهوری اسلامی است نه تنها منعی برای دستیابی به سلاحهای پیشرفته روز وجود ندارد ، بلکه ایشان خواستار پا فراتر نهادن از آن نیز هست.
ادامه دارد..
🖊ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸 نامه ریچارد داوکینز به دخترش
ژولیت جان
هم اکنون که ده ساله شده ای می خواهم دربارهی مسائلی برایت بنویسم که به نظرم مهم هستند. آیا هیچ وقت دقت کردهای که ما چگونه به چیزهایی که می دانیم پی بردهایم؟
ادامه در لینک زیر 🔻
http://bit.ly/2pMNbwh
@islie
ژولیت جان
هم اکنون که ده ساله شده ای می خواهم دربارهی مسائلی برایت بنویسم که به نظرم مهم هستند. آیا هیچ وقت دقت کردهای که ما چگونه به چیزهایی که می دانیم پی بردهایم؟
ادامه در لینک زیر 🔻
http://bit.ly/2pMNbwh
@islie
It was, of course, a lie what you read about my religious convictions,a lie which is being systematically repeated. I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it.
– Albert Einstein – Page. 43 – Letter to an atheist (24 March 1954)
البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخصوار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادیام نمیشوم بلکه آن را آشکارا بیان میکنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد.
– آلبرت اینشتین – نامه به یک بیخدا، ص ۴۳ (۲۴ – مارس، ۱۹۵۴)
@islie
– Albert Einstein – Page. 43 – Letter to an atheist (24 March 1954)
البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخصوار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادیام نمیشوم بلکه آن را آشکارا بیان میکنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد.
– آلبرت اینشتین – نامه به یک بیخدا، ص ۴۳ (۲۴ – مارس، ۱۹۵۴)
@islie
🔹بیل مویرز: اگر خدا وجود نداره، پس همه چی آزاد است.
این چیزیه که مردم رو میترسونه
🔸آیزاک آسیموف: خب برعکس.
این حرف یعنی فرض رو بر این گذاشتن که انسان هیچ درک و حسی نسبت به «خوب و بد» نداره. اگه تنها دلیل متین بودنت اینه که از این طریق مجوز ورودت به بهشت رو میگیری، اگه تنها دلیلی که بچه هات رو تا حد مرگ کتک نمیزنی، ترس از جهنمه، بنظر من این توهین بزرگیه به انسان که بگیم فقط یک نظام پاداش و جزا میتونه تو رو وادار کنه که انسان متینی باشی.
این کاملا منطقیه که کسی بخواد انسان متینی باشه چون اینجوری احساس بهتری داره، چون اینجوری دنیا بهتره.
من دوست دارم فکر کنم، من معتقد نیستم که هیچوقت قراره به بهشت یا جهنم برم، من فکر میکنم بعد از مرگم فقط «نیستی» خواهد بود، این چیزیه که قویا بهش باور دارم.
این به اون معنا نیست که پس من انگیزه و هوس شدیدی دارم که پاشم برم دزدی و غارت و تجاوز و هزار تا کار دیگه کنم، چون از مجازات شدن هراسی ندارم!
اول اینکه من از مجازات شدن توسط دنیا هراس دارم و دوم اینکه از مجازات شدن توسط وجدان خودم هراس دارم.
من وجدان دارم و وجدان من به دین متکی و وابسته نیست، و فکر میکنم بقیهی مردم هم دارن، علاوه بر این، حتی در جوامعی که دین قدرت و نفوذ زیادی داره، با اینکه به بهشت و جهنم معتقد هستند، جنایت و گناه و بدبختی و اتفاق های وحشتناک کم نیست، مثلا شما یه سری به افرادی که توی صف اعدام هستند، بزن، یه مُشت قاتل منتظر اعدام شدن هستند، ازشون بپرس به خدا اعتقاد دارند؟ جواب میدن آره!
دنیایی از ایدهها: مصاحبهی «بیل مویرز» و «آیزاک آسیموف» در سال ۱۹۸۸
@islie
این چیزیه که مردم رو میترسونه
🔸آیزاک آسیموف: خب برعکس.
این حرف یعنی فرض رو بر این گذاشتن که انسان هیچ درک و حسی نسبت به «خوب و بد» نداره. اگه تنها دلیل متین بودنت اینه که از این طریق مجوز ورودت به بهشت رو میگیری، اگه تنها دلیلی که بچه هات رو تا حد مرگ کتک نمیزنی، ترس از جهنمه، بنظر من این توهین بزرگیه به انسان که بگیم فقط یک نظام پاداش و جزا میتونه تو رو وادار کنه که انسان متینی باشی.
این کاملا منطقیه که کسی بخواد انسان متینی باشه چون اینجوری احساس بهتری داره، چون اینجوری دنیا بهتره.
من دوست دارم فکر کنم، من معتقد نیستم که هیچوقت قراره به بهشت یا جهنم برم، من فکر میکنم بعد از مرگم فقط «نیستی» خواهد بود، این چیزیه که قویا بهش باور دارم.
این به اون معنا نیست که پس من انگیزه و هوس شدیدی دارم که پاشم برم دزدی و غارت و تجاوز و هزار تا کار دیگه کنم، چون از مجازات شدن هراسی ندارم!
اول اینکه من از مجازات شدن توسط دنیا هراس دارم و دوم اینکه از مجازات شدن توسط وجدان خودم هراس دارم.
من وجدان دارم و وجدان من به دین متکی و وابسته نیست، و فکر میکنم بقیهی مردم هم دارن، علاوه بر این، حتی در جوامعی که دین قدرت و نفوذ زیادی داره، با اینکه به بهشت و جهنم معتقد هستند، جنایت و گناه و بدبختی و اتفاق های وحشتناک کم نیست، مثلا شما یه سری به افرادی که توی صف اعدام هستند، بزن، یه مُشت قاتل منتظر اعدام شدن هستند، ازشون بپرس به خدا اعتقاد دارند؟ جواب میدن آره!
دنیایی از ایدهها: مصاحبهی «بیل مویرز» و «آیزاک آسیموف» در سال ۱۹۸۸
@islie
🔸خدا محصول فرافکنی آدمی
◾️به گفتهٔ فویرباخ، طبیعت سرد است و شیون آدمی را نمیشنود. طبیعت بیاحساس است و درد و رنج آدمی را نمیبیند. بنابراین آدمی از طبیعت سرخورده و رویگردان میشود و به درون روی میآورد، جایی که از قهر قدرتهای بیرحم در امان باشد و گوش شنوایی برای نالههای خود بیابد.
◾️در اینجاست که اسرار درونی خود را فاش میگوید و مکنونات قلبی خود را بیرون میریزد. این فرافکنی التهابات روانی آدمی، به صورت خدا تظاهر میکند.
◾️پس سرشت خدا چیزی جز سرشت آدمی نیست یا بهتر بگوئیم، سرشت آدمی جدا شده از چارچوب فردی، یعنی کس دیگری متفاوت از ذات خود او. بنابراین همه تعینات ذات خدایی، تعینات ذات انسانی هستند.
◾️فویرباخ تأکيد میکند که خدایی بیرون از ذهن آدمی وجود ندارد و این خدا نیست که آدمی را به عنوان تصویری از خود آفریده است، بلکه بر عکس این آدمی است که خدا را همانند خود آفریده است.
آدمی خدا را بدون آگاهی و اراده به مثابه تصویری از خود میآفریند و سپس به او نقش منجی را میسپارد. ولی این آفریده، توان ایفای چنین نقشی را ندارد. و این تنها مسئله نیست، بلکه این آفریده سپس همه قدرت را نیز از آن خود و همه مکانها را اشغال میکند، به گونهای که آدمی حتی برای رهایی خویشتن دیگر قدرت و مکانی نمییابد.
◾️ پس آدمی تنها هنگامی میتواند آزاد باشد که قدرت و فضاهای اشغال شده توسط خدا را پس بگیرد. بطور خلاصه میتوان گفت که خدا برای فویرباخ چیزی جز «فرافکنی ناآگاه آدمی» و «بیرونریزی مکنونات درونی» او نیست.
✔️خدا «فانتزیها و آرزویهای آدمی» است،
✔️خدا «تصویری از آرزوهای قلبی تشخص یافته و مطلق شده آدمی» و «مجموعهای از ادراکات و اندیشههای» اوست،
✔️خدا نامی است که آدمی در دفتر خود «ارجمندترین و مقدسترین ارزشها» را به پای او مینویسد،
✔️خدا «پژواک نالههای دردآلود» و «قطره اشکی چکیده از عشق، در ژرفترین انزوا بر فلاکت آدمی» است.
◾️فویرباخ تأکید میکند که «توهم دین» برای آدمی تباهی بنیادین در بردارد و نیروی زندگی واقعی، یعنی زندگی این جهانی و زمینی او را میرباید. حقیقت و فضیلت در دین به خرافه و صوفیگری تبدیل میشوند و رفتارهای تعصبآمیز و مقدسمآبی جای اخلاق واقعی را میگیرد.
او تصریح میکند که دین، ایمان را به غایتی فینفسه تبدیل میکند و آن را بالاتر از همه قوانین طبیعی اخلاقی برمینشاند.
◾️به گفته فویرباخ باید با همه توان با توهم زیانمند دین مبارزه کرد و بدون میانجی ذاتی خدایی، به جای تقدس دین، تقدس انسان را نشاند. وی هدف خود از نقد دین را در جملات زیر خلاصه میکند:
◾️»هدف نوشتهها و درسگفتارهای من این است
که آدمیان را
از یزدانشناس به انسانشناس،
از خدادوست به انساندوست،
از کاندیدای بهشت به دانشجویان این جهانی،
از خدمتکار دینی و سیاسی سلطنتهای آسمانی و زمینی به شهروندان آزاد و آگاه زمین تبدیل کنم».
◾️جستجوی حقیقت، پیکار با ادعاهای اخلاقی فریبکارانه دین، آموزش انسانها برای رساندن آنان به بلوغ فکری و روحی و نیز هدایت نیروهای بشری برای زندگی واقعی این جهانی، هدفهایی است که فویرباخ در نقد دین، خود را به آنها متعهد میداند.
@islie
◾️به گفتهٔ فویرباخ، طبیعت سرد است و شیون آدمی را نمیشنود. طبیعت بیاحساس است و درد و رنج آدمی را نمیبیند. بنابراین آدمی از طبیعت سرخورده و رویگردان میشود و به درون روی میآورد، جایی که از قهر قدرتهای بیرحم در امان باشد و گوش شنوایی برای نالههای خود بیابد.
◾️در اینجاست که اسرار درونی خود را فاش میگوید و مکنونات قلبی خود را بیرون میریزد. این فرافکنی التهابات روانی آدمی، به صورت خدا تظاهر میکند.
◾️پس سرشت خدا چیزی جز سرشت آدمی نیست یا بهتر بگوئیم، سرشت آدمی جدا شده از چارچوب فردی، یعنی کس دیگری متفاوت از ذات خود او. بنابراین همه تعینات ذات خدایی، تعینات ذات انسانی هستند.
◾️فویرباخ تأکيد میکند که خدایی بیرون از ذهن آدمی وجود ندارد و این خدا نیست که آدمی را به عنوان تصویری از خود آفریده است، بلکه بر عکس این آدمی است که خدا را همانند خود آفریده است.
آدمی خدا را بدون آگاهی و اراده به مثابه تصویری از خود میآفریند و سپس به او نقش منجی را میسپارد. ولی این آفریده، توان ایفای چنین نقشی را ندارد. و این تنها مسئله نیست، بلکه این آفریده سپس همه قدرت را نیز از آن خود و همه مکانها را اشغال میکند، به گونهای که آدمی حتی برای رهایی خویشتن دیگر قدرت و مکانی نمییابد.
◾️ پس آدمی تنها هنگامی میتواند آزاد باشد که قدرت و فضاهای اشغال شده توسط خدا را پس بگیرد. بطور خلاصه میتوان گفت که خدا برای فویرباخ چیزی جز «فرافکنی ناآگاه آدمی» و «بیرونریزی مکنونات درونی» او نیست.
✔️خدا «فانتزیها و آرزویهای آدمی» است،
✔️خدا «تصویری از آرزوهای قلبی تشخص یافته و مطلق شده آدمی» و «مجموعهای از ادراکات و اندیشههای» اوست،
✔️خدا نامی است که آدمی در دفتر خود «ارجمندترین و مقدسترین ارزشها» را به پای او مینویسد،
✔️خدا «پژواک نالههای دردآلود» و «قطره اشکی چکیده از عشق، در ژرفترین انزوا بر فلاکت آدمی» است.
◾️فویرباخ تأکید میکند که «توهم دین» برای آدمی تباهی بنیادین در بردارد و نیروی زندگی واقعی، یعنی زندگی این جهانی و زمینی او را میرباید. حقیقت و فضیلت در دین به خرافه و صوفیگری تبدیل میشوند و رفتارهای تعصبآمیز و مقدسمآبی جای اخلاق واقعی را میگیرد.
او تصریح میکند که دین، ایمان را به غایتی فینفسه تبدیل میکند و آن را بالاتر از همه قوانین طبیعی اخلاقی برمینشاند.
◾️به گفته فویرباخ باید با همه توان با توهم زیانمند دین مبارزه کرد و بدون میانجی ذاتی خدایی، به جای تقدس دین، تقدس انسان را نشاند. وی هدف خود از نقد دین را در جملات زیر خلاصه میکند:
◾️»هدف نوشتهها و درسگفتارهای من این است
که آدمیان را
از یزدانشناس به انسانشناس،
از خدادوست به انساندوست،
از کاندیدای بهشت به دانشجویان این جهانی،
از خدمتکار دینی و سیاسی سلطنتهای آسمانی و زمینی به شهروندان آزاد و آگاه زمین تبدیل کنم».
◾️جستجوی حقیقت، پیکار با ادعاهای اخلاقی فریبکارانه دین، آموزش انسانها برای رساندن آنان به بلوغ فکری و روحی و نیز هدایت نیروهای بشری برای زندگی واقعی این جهانی، هدفهایی است که فویرباخ در نقد دین، خود را به آنها متعهد میداند.
@islie
⚜اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت پنجم)
🔸 آیت الله مکارم شیرازی در کتاب «تفسیر نمونه» به فرا زمانی و فرامکانی بودن حُکم آیه اشاره دارد و مےآورد " افزایش قدرت جنگی و هدف آن به تناسب دستورات گذشته در زمینه جهاد اسلامی در آیه مورد بحث(آیه شصتم سوره انفال) به یک اصل حیاتی که در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد اشاره مےکند و آن لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان است ؛ نخست مےفرماید و در برابر دشمنان ، هر قدر توانایی دارید از نیرو و قدرت آماده سازید - و أعِدّوالهم...- یعنی در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید ؛ بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم های احتمالی دشمن داشته باشید.» ( تفسیر نمونه ، جلد هفتم ، ص۲۶۷)
🔹 وی با توجه به متن آیه اشاره مےنماید که هدف این آیه صرفاً ترساندن دشمنان شناخته شده فعلی نیست ، بلکه ممکن است دشمنانی وجود داشته باشند که فعلا توسط حکومت اسلامی شناخته نشده باشند؛ بنابراین تقویت قوای نظامی باید بسیار گسترده و ناظر به دشمنان ناشناخته فعلی که در آینده مورد شناسایی قرار مےگیرند نیز بشود. وی اضافه مےنماید « همچنین گروه دیگری غیر از این ها که شما آن ها را نمےشناسید ، ولی خدا آنها را مےشناسد، - و آخَرینَ مِن دونِهِم - این گروه نیز باید از شما حساب ببرند و بترسند.» (همان ،ص۲۶۸)
🔹این مرجع تقلید ذی نفوذ در حکومت جمهوری اسلامی ، در تفسیر کلمه «قوه» در آیه مےنویسد " کلمه قوه چه کلمهٔ کوچک و پُرمعنایی است ، نه تنها وسایل جنگی و سلاح های مدرن هر عصری را در بر مےگیرد ، که تمام نیروها و قدرت هایی را که بنوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل مےشود؛ اعم از نیروهای مادی و معنوی."(همان،ص۲۶۹)
♦ جناب مکارم شیرازی با توجه به موارد فوق تصریح مؤکد مےکند که" بنابراین علاوه بر این که باید از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» به عنوان یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» بهره گیری کرد ، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان ، که قوه و نیروی مهم تری است پرداخت."(همان ، ص۲۶۹)
🔺 شایان توجه است که مرجع تقلیدی این چنین حکم مےدهد که بهره گیری از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» است، و عده ای سیاستمدار معتقد مےباشند که ساخت ، تهیه و نگهداری سلاح های اتمی برخلاف مبانی فقهی و دینی اسلام بوده و حرام است. بنظر مےرسد این حرمت ، صرفاً بعد از کشف فعالیتهای پنهان این رژیم ، آنهم جهت فریب اذهان سیاستمداران ساده لوح اروپایی و غربی است؛ و این حرمت نه تنها مجوز دینی ندارد، بلکه دست یابی به این سلاحها کاملا با مبانی قرآنی و اسلامی همخوانی داشته ، و بدان سفارش نیز شده است.
🔸 این مرجع تقلید شیعیان ایران به روایاتی نیز متمسک شده و اشاره مےنماید " مثلا در بعضی از روایات مےخوانیم پیامبر (ص) فرمود: منظور از قوه «تیر» است ، و در روایت دیگری که در تفسیر علی بن ابراهیم آمده مےخوانیم که منظور از آن (قوه) ، «هرگونه اسلحه» است. و باز در روایتی که در تفسیر عیاشی آمده مےخوانیم منظور از آن (قوه) ، شمشیر و سپر است، و بالاخره در روایت چهارمی که در کتاب «من لایحضره الفقیه» آمده مےخوانیم منهُ الخضابُ بالسواد یکی از مصداق های قوه در آیه ، موهای سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است؛ یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگ سال چهره جوانتری مےدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و این نشان مےدهد چه اندازه مفهوم «قوه» در آیهٔ فوق وسیع است. بنابراین آنها که تنها پاره ای از روایات را دیدند و کلمهٔ قوه را به یک مصداق ، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبی شده اند."(همان ،ص۲۷۰)
ادامه دارد..
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸 آیت الله مکارم شیرازی در کتاب «تفسیر نمونه» به فرا زمانی و فرامکانی بودن حُکم آیه اشاره دارد و مےآورد " افزایش قدرت جنگی و هدف آن به تناسب دستورات گذشته در زمینه جهاد اسلامی در آیه مورد بحث(آیه شصتم سوره انفال) به یک اصل حیاتی که در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد اشاره مےکند و آن لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان است ؛ نخست مےفرماید و در برابر دشمنان ، هر قدر توانایی دارید از نیرو و قدرت آماده سازید - و أعِدّوالهم...- یعنی در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید ؛ بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم های احتمالی دشمن داشته باشید.» ( تفسیر نمونه ، جلد هفتم ، ص۲۶۷)
🔹 وی با توجه به متن آیه اشاره مےنماید که هدف این آیه صرفاً ترساندن دشمنان شناخته شده فعلی نیست ، بلکه ممکن است دشمنانی وجود داشته باشند که فعلا توسط حکومت اسلامی شناخته نشده باشند؛ بنابراین تقویت قوای نظامی باید بسیار گسترده و ناظر به دشمنان ناشناخته فعلی که در آینده مورد شناسایی قرار مےگیرند نیز بشود. وی اضافه مےنماید « همچنین گروه دیگری غیر از این ها که شما آن ها را نمےشناسید ، ولی خدا آنها را مےشناسد، - و آخَرینَ مِن دونِهِم - این گروه نیز باید از شما حساب ببرند و بترسند.» (همان ،ص۲۶۸)
🔹این مرجع تقلید ذی نفوذ در حکومت جمهوری اسلامی ، در تفسیر کلمه «قوه» در آیه مےنویسد " کلمه قوه چه کلمهٔ کوچک و پُرمعنایی است ، نه تنها وسایل جنگی و سلاح های مدرن هر عصری را در بر مےگیرد ، که تمام نیروها و قدرت هایی را که بنوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل مےشود؛ اعم از نیروهای مادی و معنوی."(همان،ص۲۶۹)
♦ جناب مکارم شیرازی با توجه به موارد فوق تصریح مؤکد مےکند که" بنابراین علاوه بر این که باید از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» به عنوان یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» بهره گیری کرد ، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان ، که قوه و نیروی مهم تری است پرداخت."(همان ، ص۲۶۹)
🔺 شایان توجه است که مرجع تقلیدی این چنین حکم مےدهد که بهره گیری از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» است، و عده ای سیاستمدار معتقد مےباشند که ساخت ، تهیه و نگهداری سلاح های اتمی برخلاف مبانی فقهی و دینی اسلام بوده و حرام است. بنظر مےرسد این حرمت ، صرفاً بعد از کشف فعالیتهای پنهان این رژیم ، آنهم جهت فریب اذهان سیاستمداران ساده لوح اروپایی و غربی است؛ و این حرمت نه تنها مجوز دینی ندارد، بلکه دست یابی به این سلاحها کاملا با مبانی قرآنی و اسلامی همخوانی داشته ، و بدان سفارش نیز شده است.
🔸 این مرجع تقلید شیعیان ایران به روایاتی نیز متمسک شده و اشاره مےنماید " مثلا در بعضی از روایات مےخوانیم پیامبر (ص) فرمود: منظور از قوه «تیر» است ، و در روایت دیگری که در تفسیر علی بن ابراهیم آمده مےخوانیم که منظور از آن (قوه) ، «هرگونه اسلحه» است. و باز در روایتی که در تفسیر عیاشی آمده مےخوانیم منظور از آن (قوه) ، شمشیر و سپر است، و بالاخره در روایت چهارمی که در کتاب «من لایحضره الفقیه» آمده مےخوانیم منهُ الخضابُ بالسواد یکی از مصداق های قوه در آیه ، موهای سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است؛ یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگ سال چهره جوانتری مےدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و این نشان مےدهد چه اندازه مفهوم «قوه» در آیهٔ فوق وسیع است. بنابراین آنها که تنها پاره ای از روایات را دیدند و کلمهٔ قوه را به یک مصداق ، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبی شده اند."(همان ،ص۲۷۰)
ادامه دارد..
🖊 ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸ردّیهای بر خدا (بیخدایی چیست؟)
١. اسطورهی بیخدایی
٢. معنای بیخدایی
٣. آگنوستیسیسم
۴. اقسام بیخدایی
۵. ژاک مارتین و افترا به بیخدایی
۶. بیخدایی چه نیست؟
٧. اهمیت بیخدایی
🔸بدون خدا، از اخلاق چه باقی می ماند؟
🔸بدون خدا، آیا زندگانی انسان هدفی دارد؟
🔸اگر به خدا معتقد نباشیم، چطور میتوانیم به چیزی یقین داشته باشیم؟
🔸اگر خدا وجود نداشته باشد، در برابر سختیها و ناملایمات به کی میتوانیم متوسل شویم؟
🔸اگر پس از مرگ حیاتی نباشد، چه کسی نیکی را پاداش و بدی را جزا می دهد؟
🔸بدون خدا، چگونه می توانیم در برابر یورش کمونیسم بیخدا مقابله کنیم؟
🔸اگر خدا وجود نداشته باشد، چه بر سر ارج و کرامت انسان می آید؟
🔸بدون خدا، انسان چگونه می تواند به سعادت دست یابد؟
🔹با این وصف برای بیخدایی چه میماند؟
🔹آیا باید بیخدایی را به عنوان یک شیوهی زیست جایگزین دین مطرح کرد؟
🔹زیستنی که سرشار از ارزش های منحصر به فرد است؟
🔹آیا بیخدایی جایگزینی برای دین است؟
🔹آیا بیخدایی میتواند نیازهای اخلاقی و عاطفی مردم را ارضا کند؟
🔹آیا بیخدا باید در برابر هرگونه اتهام بی اخلاقی و بدبینی، از خود دفاع کند؟
🔹آیا بیخدایی هیچ ارزش مثبتی هم مطرح می کند؟
ادامه در لینک زیر 🔻
https://goo.gl/jZkxtc
@islie
١. اسطورهی بیخدایی
٢. معنای بیخدایی
٣. آگنوستیسیسم
۴. اقسام بیخدایی
۵. ژاک مارتین و افترا به بیخدایی
۶. بیخدایی چه نیست؟
٧. اهمیت بیخدایی
🔸بدون خدا، از اخلاق چه باقی می ماند؟
🔸بدون خدا، آیا زندگانی انسان هدفی دارد؟
🔸اگر به خدا معتقد نباشیم، چطور میتوانیم به چیزی یقین داشته باشیم؟
🔸اگر خدا وجود نداشته باشد، در برابر سختیها و ناملایمات به کی میتوانیم متوسل شویم؟
🔸اگر پس از مرگ حیاتی نباشد، چه کسی نیکی را پاداش و بدی را جزا می دهد؟
🔸بدون خدا، چگونه می توانیم در برابر یورش کمونیسم بیخدا مقابله کنیم؟
🔸اگر خدا وجود نداشته باشد، چه بر سر ارج و کرامت انسان می آید؟
🔸بدون خدا، انسان چگونه می تواند به سعادت دست یابد؟
🔹با این وصف برای بیخدایی چه میماند؟
🔹آیا باید بیخدایی را به عنوان یک شیوهی زیست جایگزین دین مطرح کرد؟
🔹زیستنی که سرشار از ارزش های منحصر به فرد است؟
🔹آیا بیخدایی جایگزینی برای دین است؟
🔹آیا بیخدایی میتواند نیازهای اخلاقی و عاطفی مردم را ارضا کند؟
🔹آیا بیخدا باید در برابر هرگونه اتهام بی اخلاقی و بدبینی، از خود دفاع کند؟
🔹آیا بیخدایی هیچ ارزش مثبتی هم مطرح می کند؟
ادامه در لینک زیر 🔻
https://goo.gl/jZkxtc
@islie
👎1
🔸آیینهای آسمانی و باورهای زمینیان!
تاریخ ادیان و چگونگی پدید آمدن دینها را بارها روشنگران و روشنفکران جهان نوشتهاند و ما هم خواندهایم؛ و میدانیم که اصولا دین سازی امری ناشی از ترس آدمی در مقابل اتفاقات جوی و حوادث طبیعت زمین بوده است. رعد و برق، سیل، زلزله، طوفان، امراض مسری و بالاخره مرگ، همه حوادثی بودهاند و هستند که در طول تاريخ حیات انسان، ما را به واکنشهای دفاعی وا داشته است. واکنشهای حاصل از این ترس در عصر نادانی گذشته از پناه گرفتن در جای امن و خود را پنهان کردن، توسل به جادو و جنبل و بعدها ارباب انواع و سرانجام پیامبر سازی و توسل به خدای ناشناخته و نادیدهی دینها بوده است؛ تا با نذر و یا با دعا و استغاثه، خود را از قهر آن خدای مخلوق پندار خویش برهانند.
روی 👈 INSTANT VIEW 👉 کلیک کنید.
ادامه در لینک زیر 🔻
https://telegra.ph/آیینهای-آسمانی-و-باورهای-زمینیان-11-13
@islie
تاریخ ادیان و چگونگی پدید آمدن دینها را بارها روشنگران و روشنفکران جهان نوشتهاند و ما هم خواندهایم؛ و میدانیم که اصولا دین سازی امری ناشی از ترس آدمی در مقابل اتفاقات جوی و حوادث طبیعت زمین بوده است. رعد و برق، سیل، زلزله، طوفان، امراض مسری و بالاخره مرگ، همه حوادثی بودهاند و هستند که در طول تاريخ حیات انسان، ما را به واکنشهای دفاعی وا داشته است. واکنشهای حاصل از این ترس در عصر نادانی گذشته از پناه گرفتن در جای امن و خود را پنهان کردن، توسل به جادو و جنبل و بعدها ارباب انواع و سرانجام پیامبر سازی و توسل به خدای ناشناخته و نادیدهی دینها بوده است؛ تا با نذر و یا با دعا و استغاثه، خود را از قهر آن خدای مخلوق پندار خویش برهانند.
روی 👈 INSTANT VIEW 👉 کلیک کنید.
ادامه در لینک زیر 🔻
https://telegra.ph/آیینهای-آسمانی-و-باورهای-زمینیان-11-13
@islie
Telegraph
آیینهای آسمانی و باورهای زمینیان قسمت نخست
تاریخ ادیان و چگونگی پدید آمدن دینها را بارها روشنگران و روشنفکران جهان نوشتهاند و ما هم خواندهایم؛ و میدانیم که اصولا دین سازی امری ناشی از ترس آدمی در مقابل اتفاقات جوی و حوادث طبیعت زمین بوده است. رعد و برق، سیل، زلزله، طوفان، امراض مسری و بالاخره…
⚜ شرعِ جهل و پیرویِ جاهلانه(۱)
🔸 انسان خردمندِ امروز ، اُمورات خود را در پرتو عقل و عقلانیت سامان مےدهد و مرتب مےنماید. قوانین و احکام امروزی نیز باید سبب رشد و تعالی انسان و جامعه شود. تنها ابزار سنجش درستی یا نادرستی حُکم و قانونی که بتواند هدف فوق را محقق کند ، همان عقل است. در واقع عقل و عقلانیت است که مےسنجد حُکم و قانونی درست است یا اشتباه؛ در این راه علتِ وضع و تدوین آن حکم و قانون ، نشان دهنده خِردی است که برای طرح آن حُکم و قانون مصروف شده.
🔸 شارعِ دین نیز ناچار برای درستی احکام ، اوامر و نواهیش به سنجش این احکام در پرتو خرد معترف است. هیچ شارعی نیست که بخواهد پیرویِ پیروانش را منوط به پذیرش جاهلانه نماید ؛ هر چند در بسیاری از موارد ، شاهد چنین دستور غیر عقلانی هستیم. شارع اسلامی نیز همواره صحبت از تطبیق عقل و شرع مےکند ؛ اما این ادعا ، در بسیاری از موارد درست بعمل نمےآید ، و بسیاری از احکام الهی و نبوی با مسلّمات عقلی در اختلاف و مخالفت است.
🔸 سبب و علت بسیاری از احکام که امروزه نیز با چوب ، چماق و درفش در جامعهٔ دینی ما اجرا مےشوند، غیر عُقلایی و غیر انسانی اند. اما چون پیروان در جهل خود غوطه ورند ، اجرای این احکام مخالف و متضادِ عقلی با قال محمد و قال علی تحمیل مےشوند ، و یک حقیقت درست وانمود مےگردند. در واقع در شرعِ جهل و پیروی جاهلان ، عقلانیتِ دلیل، جای خود را به شیادی و زیرکی شارع ، شرع مبتنی بر جهل و پیروی تقلید وار و جاهلانه پیروان مےدهد. نمونه های چنین احکامی کم نیستند. بعنوان نمونه باید پرسید علت گرفتن خُمس چیست؟!
🔸 شیخ صدوق که سعی نموده در کتاب علل الشرایع ، علت احکام را با ذکر روایات مستدل کند در باب یکصدو هفتم مےآورد " پدرم رحمةالله علیه از سعد بن عبدالله ، از احمد بن محمد بن عیسی ، از حسن بن علی بن فضال ، از عبدالله بن بکیر گوید: از حضرت ابا عبدالله علیه السلام شنیدم که مےفرمود: من از شما شیعیان درهم و از اکثر اهل مدینه مال اخذ مےکنم و قصدی ندارم مگر پاکی ولادت شما را"
🔸 در واقع این امام شیعه ، در مقام شارع ، در حالی اقدام به گرفتن خمس از شیعیانش مےنمود که امامانی همچون علی ، حسن ، حسین و سجاد دست به چنین کاری نزده بودند. وی با استفاده از پیروی جاهلانه مردم نسبت به خود علت گرفتن خمس را پاکی تولد و ولادت آنها دانسته است؛ یعنی اقرار ضمنی مبنی بر اینکه ولادت پیروانش ناپاک است مگر به آن جناب پول پرداخت نمایند. این علت احمقانه ، برای جاهلان آن عصر کافی بود تا یک پنجم پول و اموال خود را تقدیم این شخص نمایند.
🔸 امروزه نیز روحانیون با هزار ترفند جدید و قصه پردازی های نو ، بدنبال عقلانی نشان دادن دلایل گرفتن خمس از خلق جاهل و نادان هستند. اینگونه است که شارعِ شیاد با شرعِ جهل از پیرویِ جاهلانه سود مےبرد.
🖊ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie
🔸 انسان خردمندِ امروز ، اُمورات خود را در پرتو عقل و عقلانیت سامان مےدهد و مرتب مےنماید. قوانین و احکام امروزی نیز باید سبب رشد و تعالی انسان و جامعه شود. تنها ابزار سنجش درستی یا نادرستی حُکم و قانونی که بتواند هدف فوق را محقق کند ، همان عقل است. در واقع عقل و عقلانیت است که مےسنجد حُکم و قانونی درست است یا اشتباه؛ در این راه علتِ وضع و تدوین آن حکم و قانون ، نشان دهنده خِردی است که برای طرح آن حُکم و قانون مصروف شده.
🔸 شارعِ دین نیز ناچار برای درستی احکام ، اوامر و نواهیش به سنجش این احکام در پرتو خرد معترف است. هیچ شارعی نیست که بخواهد پیرویِ پیروانش را منوط به پذیرش جاهلانه نماید ؛ هر چند در بسیاری از موارد ، شاهد چنین دستور غیر عقلانی هستیم. شارع اسلامی نیز همواره صحبت از تطبیق عقل و شرع مےکند ؛ اما این ادعا ، در بسیاری از موارد درست بعمل نمےآید ، و بسیاری از احکام الهی و نبوی با مسلّمات عقلی در اختلاف و مخالفت است.
🔸 سبب و علت بسیاری از احکام که امروزه نیز با چوب ، چماق و درفش در جامعهٔ دینی ما اجرا مےشوند، غیر عُقلایی و غیر انسانی اند. اما چون پیروان در جهل خود غوطه ورند ، اجرای این احکام مخالف و متضادِ عقلی با قال محمد و قال علی تحمیل مےشوند ، و یک حقیقت درست وانمود مےگردند. در واقع در شرعِ جهل و پیروی جاهلان ، عقلانیتِ دلیل، جای خود را به شیادی و زیرکی شارع ، شرع مبتنی بر جهل و پیروی تقلید وار و جاهلانه پیروان مےدهد. نمونه های چنین احکامی کم نیستند. بعنوان نمونه باید پرسید علت گرفتن خُمس چیست؟!
🔸 شیخ صدوق که سعی نموده در کتاب علل الشرایع ، علت احکام را با ذکر روایات مستدل کند در باب یکصدو هفتم مےآورد " پدرم رحمةالله علیه از سعد بن عبدالله ، از احمد بن محمد بن عیسی ، از حسن بن علی بن فضال ، از عبدالله بن بکیر گوید: از حضرت ابا عبدالله علیه السلام شنیدم که مےفرمود: من از شما شیعیان درهم و از اکثر اهل مدینه مال اخذ مےکنم و قصدی ندارم مگر پاکی ولادت شما را"
🔸 در واقع این امام شیعه ، در مقام شارع ، در حالی اقدام به گرفتن خمس از شیعیانش مےنمود که امامانی همچون علی ، حسن ، حسین و سجاد دست به چنین کاری نزده بودند. وی با استفاده از پیروی جاهلانه مردم نسبت به خود علت گرفتن خمس را پاکی تولد و ولادت آنها دانسته است؛ یعنی اقرار ضمنی مبنی بر اینکه ولادت پیروانش ناپاک است مگر به آن جناب پول پرداخت نمایند. این علت احمقانه ، برای جاهلان آن عصر کافی بود تا یک پنجم پول و اموال خود را تقدیم این شخص نمایند.
🔸 امروزه نیز روحانیون با هزار ترفند جدید و قصه پردازی های نو ، بدنبال عقلانی نشان دادن دلایل گرفتن خمس از خلق جاهل و نادان هستند. اینگونه است که شارعِ شیاد با شرعِ جهل از پیرویِ جاهلانه سود مےبرد.
🖊ایمان سلیمانی امیری @imansoleymaniamiri
@islie