#تناقضات_قران
#بخش_نوزدهم 【➒➊】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰چه كسي ظالمترين است؟
🌀در قرآن در 15آيه " من اظلم ممن" يعني"چه كسي ظالمتر است از كسيكه" آمده است. در 13مورد بصورت زير ( 9مورد عينا و 3مورد با اندك تفاوت در لفظ) آمده است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴿۲۱، انعام﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بسته يا آيات خدا را تكذيب كرده است (21)
🔺مفهوم اين كلام روشن است يعني كسيكه بر خدا دروغ مي بندد يا آيات او را تکذيب كرده ستمكارترين فرد است. به عبارت ديگر كسي ستمكارتر از او نيست. يعني صفت عالي است كه بالترين يا پائين ترين را نشان ميدهد. اما در دو مورد كسان ديگري را ستمكارترين دانسته است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا﴿۱۱۴، بقره﴾
ترجمه: و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد(114)
➖ُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۱۴۰، بقره﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد .
در مجموع كسيكه يكي از كارهاي چهار گانه ي فوق را انجام دهد
ستمكارترين است:
1⃣ دروغ بستن به خدا، مثل كسيكه به دروغ ادعاي پيامبري مي كند
2⃣ كسيكه كلام خدا را تكذيب مي كند يعني به پيامبر ايمان نياورد.
3⃣ كسيكه نگذارد در مساجد ذكر خدا شود و سعي در تخريب مساجد داشته باشد.
4⃣ كسيكه شهادتي از خدا نزد او باشد و كتمان كند. اينرا قرآن به يهود و نصاري نسبت داده كه در كتابشان خبر آمدن محمد آمده و آنان كتمان كردهاند . اشاره كنم كه چنين چيزي در كتب مقدس يهوديان و مسيحيان وجود ندارد. حال فرض مي كنيم ادعاي قرآن درست بوده است.
🌀بالخره چه كسي ستمكارترين است؟! بديهي است كه گناه يا ظلمهاي چهارگانه ي فوق در يك سطح نيستند. قطعا بدترين ظلم مورد اول است چون موجب گمراهي جهاني و تاريخي مي شود با تبعات بسيار زياد آن مثل كشتارها و جنگها. مورد دوم (كسيكه خودش ايمان نمي آورد) از همه ضعيفتر است. واضح است كه نمي توان چند ستمكارترين داشت چون اجتماع نقيضين پيش مي آيد. اگر اولي ستمكارترين است ديگر موارد 2و3و 4نمي توانند ستمكارترين باشندو بعبارت ديگر اين يك اشتباه واضح منطقي است كه در قرآن وجود دارد كه دليل روشني است كه قرآن ممكن نيست از خدا باشد. خدا كه اشتباه نمي كند.
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
#بخش_نوزدهم 【➒➊】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰چه كسي ظالمترين است؟
🌀در قرآن در 15آيه " من اظلم ممن" يعني"چه كسي ظالمتر است از كسيكه" آمده است. در 13مورد بصورت زير ( 9مورد عينا و 3مورد با اندك تفاوت در لفظ) آمده است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴿۲۱، انعام﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بسته يا آيات خدا را تكذيب كرده است (21)
🔺مفهوم اين كلام روشن است يعني كسيكه بر خدا دروغ مي بندد يا آيات او را تکذيب كرده ستمكارترين فرد است. به عبارت ديگر كسي ستمكارتر از او نيست. يعني صفت عالي است كه بالترين يا پائين ترين را نشان ميدهد. اما در دو مورد كسان ديگري را ستمكارترين دانسته است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا﴿۱۱۴، بقره﴾
ترجمه: و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد(114)
➖ُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۱۴۰، بقره﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد .
در مجموع كسيكه يكي از كارهاي چهار گانه ي فوق را انجام دهد
ستمكارترين است:
1⃣ دروغ بستن به خدا، مثل كسيكه به دروغ ادعاي پيامبري مي كند
2⃣ كسيكه كلام خدا را تكذيب مي كند يعني به پيامبر ايمان نياورد.
3⃣ كسيكه نگذارد در مساجد ذكر خدا شود و سعي در تخريب مساجد داشته باشد.
4⃣ كسيكه شهادتي از خدا نزد او باشد و كتمان كند. اينرا قرآن به يهود و نصاري نسبت داده كه در كتابشان خبر آمدن محمد آمده و آنان كتمان كردهاند . اشاره كنم كه چنين چيزي در كتب مقدس يهوديان و مسيحيان وجود ندارد. حال فرض مي كنيم ادعاي قرآن درست بوده است.
🌀بالخره چه كسي ستمكارترين است؟! بديهي است كه گناه يا ظلمهاي چهارگانه ي فوق در يك سطح نيستند. قطعا بدترين ظلم مورد اول است چون موجب گمراهي جهاني و تاريخي مي شود با تبعات بسيار زياد آن مثل كشتارها و جنگها. مورد دوم (كسيكه خودش ايمان نمي آورد) از همه ضعيفتر است. واضح است كه نمي توان چند ستمكارترين داشت چون اجتماع نقيضين پيش مي آيد. اگر اولي ستمكارترين است ديگر موارد 2و3و 4نمي توانند ستمكارترين باشندو بعبارت ديگر اين يك اشتباه واضح منطقي است كه در قرآن وجود دارد كه دليل روشني است كه قرآن ممكن نيست از خدا باشد. خدا كه اشتباه نمي كند.
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
🔰 منشا خدا
سابقه تفهيمی و ذهنی خدا، چگونگی دوران كودكی و مقام پدر، سلوك عصر بلوغ و پيدايش خدا، مقايسه اين دو دوره، خدا عاملی است كه در بلوغ جانشين پدر در دوران كودكی میشود، نيروی عناصر طبيعی و عجز بشری، خدا به عنوان عامل و گرداننده از انسانی، خدايان انسانی
اما بايستي متوجه بود كه اين مسأله، يعني آفرينش خدا بوسيله انسان موضوعي بي سابقه ذهنی نمـي
باشد و بطور كلي اين مسأله را نمی توان بدون هيچ سابقه قبلي تلقی نمود. نمونه و الگوي خاص اين مفهوم همان زندگانی و سلوك دوره كودكي است كه مرحله بعدی و مورد نظر دنباله آن بشمار می رود .
می توان دوران نخستين زندگی را، يعنی دوران كودكی را با وضـع بشـر در برابـر طبيعـت مقايسـه و سنجش نمود. كودك ناتوان و پا نگرفته در برابر قدرت، نيرومندی، خشم و تحكم پدر همـان حـالتی را دارد كه انسانی تمام و بالغ همان وضع را در برابر توانايي و قدرت طبيعت داراست. كودك در برابـر پـدر تـرس و وحشت دارد، از نيرو و خشم او می هراسد؛ در صورتی كه از سویی ديگر آگاه است كه هم او - يعنـی پـدر او در برابر خطرهای احتمالی و حوادث خارجی حفظ و حراست می نمايد.
بشر به موجب قياس و قرينه موفق شد تا اين دو وضع را؛ يعنی وضـع بشـر در برابـر طبيعـت و حـال كودك را در قبال پدربه هم نزديك نموده و از آن اصلی بپرد . زدا در اين تأليف و تلفيق ميل بشر عهـده دارنقش اصلي بوده است و ميل در اينجا همان نقشی را داشته كه خواب بينی در خواب ميـل خـود را تحقيـق يافته مشاهده نمايند
خدايان آفريده بشرها، يا عناصر طبيعي كه به صورت افراد بشري درآمده اند - كاملاً منطبق بر الگـوی صوری آدميان نمی باشند بلكه بايستی دارای امتيازها و وجوه متمايزی باشند كـه تـأثيری بـر افـراد داشـته باشند پس افراد بنابر همان الگوی كودكی و بقايای آن بخاطر پر نمودن جای پدر از دست رفته، صـفات او را به خدا می بخشند آن عناصر تجسم يافته انسانی را با صفات يك پدر در هم آميخته و از آن خدا يا خدايانی ميآفرينند. بدين طريق است كه نه تنها بر اينكه ساختن و كار آفرينش خدا را بر الگوی صاحب قدرت دوران كودكی، يعنی بنا می نهند و به اين وسيله يادی از كودكی می نمايند، بلكه با اين ترتيـب حـس كنجكـاوی خود را نيز ارضا نموده اصل و نسبی برای خود می سازد.
در اثر مرو ر زمان، بی شك بر مبنای اصل تكامل و پيشروی هایی در زمينه شناخت طبيعت و روابط و پيوندهای علت و معلول بر بشر كشف و مفهوم می شود. ملاحظات وتجربيـاتی در طـی مـرور ايـام نظـم را نماياند و آنگاه بر اثر همين نظم؛ حوادث كور طبيعی و رويدادهای ترسناك آن كه علت غایی آنهـا خدايانی شناخته شده بودند يكان يكان كشف و شناخته شده و موجب مـي شـوند تـا عناصـر طبيعـی كـه در قالـب خدايان انسانی تجسم يافته بودند – ارزش و اهميت نخستين خود را از دست فرونهـد . امـا ايـن پيشـروي و سستی مقام خدايان كه بر اثر شناخت و دستيابی به مشكلات و ابهام های طبيعت حاصل مـی آيـد يكسـره موجب آن نمی گردد كه خدايان يكباره بی ارج و بی مصرف بمانند – چون هنوز مشكلها و پيچيدگی هـايی هست كه بايستی منتسب به مصادری گردند وانگهی دوستی و علاقه بشر به پـدر و خـدايان همچنـان بـاقی خواهند ماند چون همانگونه كه گفته شد هنوز تمام مشكلات حل نشده و زندگانی همـان سـان آميختـه بـا نوسانهای هول آور طبيعت هماهنگ است به همين جهت خدايان بايستی برقرار بوده و سـه وظيفـه خـود را كه عبارتند از: در بند كردن و آرام نمودن قواي طبيعت، برقراري دوستی و خوش بينی ميان انسان و زندگی، و جبران محروميت ها و ممنوعيت های حاصل از تمدن را انجام دهند.
#آینده_یک_پندار
بخش سوم
تحلیل و منشا عقاید مذهبی
#زیگموند_فروید ✍
🆔 @islie
سابقه تفهيمی و ذهنی خدا، چگونگی دوران كودكی و مقام پدر، سلوك عصر بلوغ و پيدايش خدا، مقايسه اين دو دوره، خدا عاملی است كه در بلوغ جانشين پدر در دوران كودكی میشود، نيروی عناصر طبيعی و عجز بشری، خدا به عنوان عامل و گرداننده از انسانی، خدايان انسانی
اما بايستي متوجه بود كه اين مسأله، يعني آفرينش خدا بوسيله انسان موضوعي بي سابقه ذهنی نمـي
باشد و بطور كلي اين مسأله را نمی توان بدون هيچ سابقه قبلي تلقی نمود. نمونه و الگوي خاص اين مفهوم همان زندگانی و سلوك دوره كودكي است كه مرحله بعدی و مورد نظر دنباله آن بشمار می رود .
می توان دوران نخستين زندگی را، يعنی دوران كودكی را با وضـع بشـر در برابـر طبيعـت مقايسـه و سنجش نمود. كودك ناتوان و پا نگرفته در برابر قدرت، نيرومندی، خشم و تحكم پدر همـان حـالتی را دارد كه انسانی تمام و بالغ همان وضع را در برابر توانايي و قدرت طبيعت داراست. كودك در برابـر پـدر تـرس و وحشت دارد، از نيرو و خشم او می هراسد؛ در صورتی كه از سویی ديگر آگاه است كه هم او - يعنـی پـدر او در برابر خطرهای احتمالی و حوادث خارجی حفظ و حراست می نمايد.
بشر به موجب قياس و قرينه موفق شد تا اين دو وضع را؛ يعنی وضـع بشـر در برابـر طبيعـت و حـال كودك را در قبال پدربه هم نزديك نموده و از آن اصلی بپرد . زدا در اين تأليف و تلفيق ميل بشر عهـده دارنقش اصلي بوده است و ميل در اينجا همان نقشی را داشته كه خواب بينی در خواب ميـل خـود را تحقيـق يافته مشاهده نمايند
خدايان آفريده بشرها، يا عناصر طبيعي كه به صورت افراد بشري درآمده اند - كاملاً منطبق بر الگـوی صوری آدميان نمی باشند بلكه بايستی دارای امتيازها و وجوه متمايزی باشند كـه تـأثيری بـر افـراد داشـته باشند پس افراد بنابر همان الگوی كودكی و بقايای آن بخاطر پر نمودن جای پدر از دست رفته، صـفات او را به خدا می بخشند آن عناصر تجسم يافته انسانی را با صفات يك پدر در هم آميخته و از آن خدا يا خدايانی ميآفرينند. بدين طريق است كه نه تنها بر اينكه ساختن و كار آفرينش خدا را بر الگوی صاحب قدرت دوران كودكی، يعنی بنا می نهند و به اين وسيله يادی از كودكی می نمايند، بلكه با اين ترتيـب حـس كنجكـاوی خود را نيز ارضا نموده اصل و نسبی برای خود می سازد.
در اثر مرو ر زمان، بی شك بر مبنای اصل تكامل و پيشروی هایی در زمينه شناخت طبيعت و روابط و پيوندهای علت و معلول بر بشر كشف و مفهوم می شود. ملاحظات وتجربيـاتی در طـی مـرور ايـام نظـم را نماياند و آنگاه بر اثر همين نظم؛ حوادث كور طبيعی و رويدادهای ترسناك آن كه علت غایی آنهـا خدايانی شناخته شده بودند يكان يكان كشف و شناخته شده و موجب مـي شـوند تـا عناصـر طبيعـی كـه در قالـب خدايان انسانی تجسم يافته بودند – ارزش و اهميت نخستين خود را از دست فرونهـد . امـا ايـن پيشـروي و سستی مقام خدايان كه بر اثر شناخت و دستيابی به مشكلات و ابهام های طبيعت حاصل مـی آيـد يكسـره موجب آن نمی گردد كه خدايان يكباره بی ارج و بی مصرف بمانند – چون هنوز مشكلها و پيچيدگی هـايی هست كه بايستی منتسب به مصادری گردند وانگهی دوستی و علاقه بشر به پـدر و خـدايان همچنـان بـاقی خواهند ماند چون همانگونه كه گفته شد هنوز تمام مشكلات حل نشده و زندگانی همـان سـان آميختـه بـا نوسانهای هول آور طبيعت هماهنگ است به همين جهت خدايان بايستی برقرار بوده و سـه وظيفـه خـود را كه عبارتند از: در بند كردن و آرام نمودن قواي طبيعت، برقراري دوستی و خوش بينی ميان انسان و زندگی، و جبران محروميت ها و ممنوعيت های حاصل از تمدن را انجام دهند.
#آینده_یک_پندار
بخش سوم
تحلیل و منشا عقاید مذهبی
#زیگموند_فروید ✍
🆔 @islie
🆔 @islie
🔮 #تفکر
می گویند فروید یکی از سه شخصی بود که با سیلی بشر را از خواب چند هزار ساله اش بیدار کردند. اولین ضربه را کوپرنیک نواخت او ثابت کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه سیاره ی کوچکی است که گرد خورشید می گردد. پس از آن نوبت به چارلز داروین رسید تا به اشرف مخلوقات نشان دهد که چندان اختلافی با سایر جانوران ندارد و سر انجام آخرین سیلی را فروید به گوش انسان زد: عقل پادشاه پادشاه انسان نیست؛ رفتار و گفتار بشر سرچشمه ی مهم تری دارد و آن «ناخودآگاه» است.
زیگموند فروید، در سال 1856، در استان موراویا واقع درامپراتوری اتریش-هنگری به دنیا آمد. این سرزمین هم اکنون بخشی از جمهوری چک است. زیگموند چهار ساله بود که خانواده اش به وین مهاجرت کردند. او بسیار شاگرد با استعدادی بود در طی دوران تحصیل معمولاً شاگرد اول می شد. در طول دوره دبیرستان فروید موفق شد بر چند زبان اروپایی: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط پیدا کند.
در سال 1873، تحصیلات دانشگاهی خود را با انتخاب رشته پزشکی در دانشگاه وین شروع کرد و پس از هشت سال فارغ التحصیل شد. در سال 1885، با استفاده از بورس تحصیلی برای یک سال به پاریس رفت و دستیار ژان شارکو شد. شارکو در آن دوران به سبب درمان از طریق هیپنوتیزم و تحقیق درباره ی هیستری شهرت داشت. فروید پس از بازگشت به عنوان متخصص اعصاب مطب باز کرد.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فروید به شدت مورد آزار نازی ها قرار گرفت. در سال 1932 اعضای حزب نازی چندین مرتبه کتاب های فروید را آتش زدند. در سال 1938 پس از اشغال اتریش توسط نیروهای نازی، به انگلیس مهاجرت کرد. فروید از سال 1923 به سرطان گلو و چانه مبتلا شده بود و با این که 33 مرتبه جراحی شده بود عاقبت سرطان بر او فائق شد. او در سال 1939 یک سال پس از مهاجرت به انگلیس درگذشت.
فروید اولین کسی نیست که پی برد روان انسان دارای لایه های ناخودآگاه است بلکه او اولین نفری است که این رشته اطلاعات پراکنده را تبدیل به یک نظریه کرد. بنا بر نظر فروید، رویا شاهراهی است برای دستیابی به ناخودآگاه.
فروید با تفسیر رویا تلاش کرد پی به علت روان رنجوری ببرد. نتیجه ی این پژوهش ها کتاب «تفسیر رویا» شد که از آن به عنوان یکی از دوران سازترین کتاب های قرن بیستم نام می برند.
زندگی پژوهشی فروید سه مرحله داشت. در مرحله ی اول تحقیقات او بیشر جنبه ی بالینی دارد. نتیجه آن آثاری است مانند «تفسیر رویا»در دوره ی دوم بیشتر به مباحث فرهنگی می پردازد که نتیجه ی آن آثاری مانند توتم و تابو است. در سومین دوره تأملات او فلسفی و فرا روانشاختی هستند که از آنها می توان به تمدن و ملالت های آن اشاره کرد.
فروید درباره امکان دستیابی انسان به خوشبختی تردید داشت. او بین غریزه های بشری و نیروی بازدارنده ی جامعه تعارضی جاودانه می دید. اگرچه فروید خوشبختی را هدفی غیر واقع بینانه می دید اما روان کاوی را وسیله ای برای کاهش اضطراب و روان رنجوری بشر می دید.
🆔 @islie
🔮 #تفکر
می گویند فروید یکی از سه شخصی بود که با سیلی بشر را از خواب چند هزار ساله اش بیدار کردند. اولین ضربه را کوپرنیک نواخت او ثابت کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه سیاره ی کوچکی است که گرد خورشید می گردد. پس از آن نوبت به چارلز داروین رسید تا به اشرف مخلوقات نشان دهد که چندان اختلافی با سایر جانوران ندارد و سر انجام آخرین سیلی را فروید به گوش انسان زد: عقل پادشاه پادشاه انسان نیست؛ رفتار و گفتار بشر سرچشمه ی مهم تری دارد و آن «ناخودآگاه» است.
زیگموند فروید، در سال 1856، در استان موراویا واقع درامپراتوری اتریش-هنگری به دنیا آمد. این سرزمین هم اکنون بخشی از جمهوری چک است. زیگموند چهار ساله بود که خانواده اش به وین مهاجرت کردند. او بسیار شاگرد با استعدادی بود در طی دوران تحصیل معمولاً شاگرد اول می شد. در طول دوره دبیرستان فروید موفق شد بر چند زبان اروپایی: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط پیدا کند.
در سال 1873، تحصیلات دانشگاهی خود را با انتخاب رشته پزشکی در دانشگاه وین شروع کرد و پس از هشت سال فارغ التحصیل شد. در سال 1885، با استفاده از بورس تحصیلی برای یک سال به پاریس رفت و دستیار ژان شارکو شد. شارکو در آن دوران به سبب درمان از طریق هیپنوتیزم و تحقیق درباره ی هیستری شهرت داشت. فروید پس از بازگشت به عنوان متخصص اعصاب مطب باز کرد.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فروید به شدت مورد آزار نازی ها قرار گرفت. در سال 1932 اعضای حزب نازی چندین مرتبه کتاب های فروید را آتش زدند. در سال 1938 پس از اشغال اتریش توسط نیروهای نازی، به انگلیس مهاجرت کرد. فروید از سال 1923 به سرطان گلو و چانه مبتلا شده بود و با این که 33 مرتبه جراحی شده بود عاقبت سرطان بر او فائق شد. او در سال 1939 یک سال پس از مهاجرت به انگلیس درگذشت.
فروید اولین کسی نیست که پی برد روان انسان دارای لایه های ناخودآگاه است بلکه او اولین نفری است که این رشته اطلاعات پراکنده را تبدیل به یک نظریه کرد. بنا بر نظر فروید، رویا شاهراهی است برای دستیابی به ناخودآگاه.
فروید با تفسیر رویا تلاش کرد پی به علت روان رنجوری ببرد. نتیجه ی این پژوهش ها کتاب «تفسیر رویا» شد که از آن به عنوان یکی از دوران سازترین کتاب های قرن بیستم نام می برند.
زندگی پژوهشی فروید سه مرحله داشت. در مرحله ی اول تحقیقات او بیشر جنبه ی بالینی دارد. نتیجه آن آثاری است مانند «تفسیر رویا»در دوره ی دوم بیشتر به مباحث فرهنگی می پردازد که نتیجه ی آن آثاری مانند توتم و تابو است. در سومین دوره تأملات او فلسفی و فرا روانشاختی هستند که از آنها می توان به تمدن و ملالت های آن اشاره کرد.
فروید درباره امکان دستیابی انسان به خوشبختی تردید داشت. او بین غریزه های بشری و نیروی بازدارنده ی جامعه تعارضی جاودانه می دید. اگرچه فروید خوشبختی را هدفی غیر واقع بینانه می دید اما روان کاوی را وسیله ای برای کاهش اضطراب و روان رنجوری بشر می دید.
🆔 @islie
📘اسکن از کتاب روضه المتقین
نوشته علامه محمد تقی مجلسی
جلد ۹ صفحه ۵
در حدیثی صحیح آمده : امام حسن ۵۰ زن طلاق داد سپس امام علی به مردم کوفه گفت به حسن زن ندهید چون بسیار طلاق دهنده است
@islie
نوشته علامه محمد تقی مجلسی
جلد ۹ صفحه ۵
در حدیثی صحیح آمده : امام حسن ۵۰ زن طلاق داد سپس امام علی به مردم کوفه گفت به حسن زن ندهید چون بسیار طلاق دهنده است
@islie
⚜اقوال و احوال علی بن ابیطالب (۲) ؛ (در اثبات برده فروشی علی بن ابیطالب -قسمت ۶)
♦️آیت الله مکارم شیرازی در ادامه مےگوید ( همه را در شگفتی فرو برد که چگونه مےتوان باور کرد انسانی با این عمل بزرگوارانه (منظورش مصقله بن هبیره شیبانی است) به عنصر پلیدی همچون حاکم شام پناهنده شود و همکاری با آن ظالم بیدادگر را بر همکاری با علی ع ترجیح دهد؟ آری ، تحمل عدالت برای همه آسان نیست)(ص۴۹۵)
◾️تذکار/ ظاهراً جناب مکارم فراموش کرده اند که همین انسان بزرگواری چون مصقله ، آنقدر از سوی علی تحت فشار قرار گرفت تا مجبور به فرار شد. اگر جناب مکارم اندک تامل و دقتی در متن نامه علی بن ابیطالب به مصقله بن هبیره مےداشت متوجه این فشار و تهدید میشدند. علی در انتهای نامه اش که پیشتر از نظرها گذشت این چنین آورده است که ( پانصد هزار حق مسلمانان بعهده توست . وقتی فرستاده من پیش تو مےرسد آن را بفرست وگرنه همینکه نامه مرا دیدی بیا که به فرستاده ام گفته ام از آن پس که پیش تو مےرسد نگذاردت بجای مانی مگر آنکه مال را بفرستی)
این مطلب سراسر تهدید ، فقط برای این بوده است که مصقله بن هبیره شیبانی انسان بزرگواری که اسراء را خریده و آزاد نموده است بخشی از مال فروش بردگان و اسراء را به علی بن ابیطالب بدهکار است که مال بیت المال مےباشد.
اما جناب مکارم برای اینکه نشان دهد مصقله اشتباه نموده است او را به خیانت بزرگ (ندادن بخشی از پول اسراء به بیت المال علی ) و همچنین پناه بردن به معاویه که عنصر پلید مینامدش متهم میکند.
در اینجا جمله مصقله را از کتاب ایشان مےآورم و سپس نگاهی به همین عنصر پلید (معاویه بن ابی سفیان ) خواهیم داشت در برخوردی بدتر از این واقعه با حسین بن علی که پیشترها در موردش نوشته بودم.
مکارم مےآورد ( شاهد سخن اینکه ... (مصقله به ذهل بن حارث گفته است) اگر طلبکار من عثمان یا معاویه بود غمی نداشتم ، مےدانستم که به آسانی حق بیت المال را بر من مےبخشند)
حال عمل بزرگوارانه مصقله را با عمل حسین بن علی مقایسه میکنیم در برخورد با بیت المال که امیدوارم بر دانش جناب مکارم از همان معاویه بیافزاید. متن ذیل را از جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید صفحه ۴۲۶ و۴۲۷ که در باب سعه صدر است مےآورم.
(مالی از یمن سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد (غارت کرد) و آن را گرفت ، و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد( دوستان دقت بفرمایند که جناب حسین بن علی مال بیت المال را غارت نموده و برخلاف مصقله بین خانواده خویش تقسیمش کرده است) و برای معاویه نوشت ، از حسین بن علی به معاویه بن ابی سفیان ، اما بعد ، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت که مال و زیور آلات و عنبر و عطر سوی تو مےآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهی ، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازی ، و من بدان ها نیاز داشتم ، پس آنها را گرفتم ، والسلام⁉️‼️ ( میبینیم جناب حسین بن علی سرور آزادگان جهان از نظر جناب مکارم چون به مال نیاز داشته کاروان بیت المال معاویه را مورد غارت و دزدی قرار میدهد) و در ادامه معاویه همان عنصر پلید در جواب حسین مینویسد ( ای حسین بن علی ، آنچه بعنوان علت آوردی ( نیاز داشتم و گرفتم) روزی روا و جایز نباشد ، گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی . همانا این از سوی حسین شتاب است . همانا آنرا اجازت دادیم و برای آن به خشم نیامدیم و از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم)
پس میبینیم که معاویه با سعه صدر، غارت بیت المال توسط حسین بن علی را با گذشت پاسخ میدهد. نکته اینکه بذل و بخشش از بیت المال در مواقع لزوم ، از اختیارات حاکم بوده است و در قسمت بعد شواهدی از پیامبر اسلام را ارائه خواهیم نمود. بنابراین دیدیم آنچه مصقله از علی توقع داشته ، نکته غامض و غریبی نبوده است و علی نیز میتوانسته از آنچه مصقله متعهد آن بوده است گذشت نماید ، نکته اصلی اینکه مصقله اسراء را به ملکیت خویش و خانواده اش درنیاورده بود ، بلکه آنها را آزاد نموده و از اموال خود متعهد شده بود. (ادامه دارد)
🖊ایمان سلیمانی امیری
♦️آیت الله مکارم شیرازی در ادامه مےگوید ( همه را در شگفتی فرو برد که چگونه مےتوان باور کرد انسانی با این عمل بزرگوارانه (منظورش مصقله بن هبیره شیبانی است) به عنصر پلیدی همچون حاکم شام پناهنده شود و همکاری با آن ظالم بیدادگر را بر همکاری با علی ع ترجیح دهد؟ آری ، تحمل عدالت برای همه آسان نیست)(ص۴۹۵)
◾️تذکار/ ظاهراً جناب مکارم فراموش کرده اند که همین انسان بزرگواری چون مصقله ، آنقدر از سوی علی تحت فشار قرار گرفت تا مجبور به فرار شد. اگر جناب مکارم اندک تامل و دقتی در متن نامه علی بن ابیطالب به مصقله بن هبیره مےداشت متوجه این فشار و تهدید میشدند. علی در انتهای نامه اش که پیشتر از نظرها گذشت این چنین آورده است که ( پانصد هزار حق مسلمانان بعهده توست . وقتی فرستاده من پیش تو مےرسد آن را بفرست وگرنه همینکه نامه مرا دیدی بیا که به فرستاده ام گفته ام از آن پس که پیش تو مےرسد نگذاردت بجای مانی مگر آنکه مال را بفرستی)
این مطلب سراسر تهدید ، فقط برای این بوده است که مصقله بن هبیره شیبانی انسان بزرگواری که اسراء را خریده و آزاد نموده است بخشی از مال فروش بردگان و اسراء را به علی بن ابیطالب بدهکار است که مال بیت المال مےباشد.
اما جناب مکارم برای اینکه نشان دهد مصقله اشتباه نموده است او را به خیانت بزرگ (ندادن بخشی از پول اسراء به بیت المال علی ) و همچنین پناه بردن به معاویه که عنصر پلید مینامدش متهم میکند.
در اینجا جمله مصقله را از کتاب ایشان مےآورم و سپس نگاهی به همین عنصر پلید (معاویه بن ابی سفیان ) خواهیم داشت در برخوردی بدتر از این واقعه با حسین بن علی که پیشترها در موردش نوشته بودم.
مکارم مےآورد ( شاهد سخن اینکه ... (مصقله به ذهل بن حارث گفته است) اگر طلبکار من عثمان یا معاویه بود غمی نداشتم ، مےدانستم که به آسانی حق بیت المال را بر من مےبخشند)
حال عمل بزرگوارانه مصقله را با عمل حسین بن علی مقایسه میکنیم در برخورد با بیت المال که امیدوارم بر دانش جناب مکارم از همان معاویه بیافزاید. متن ذیل را از جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید صفحه ۴۲۶ و۴۲۷ که در باب سعه صدر است مےآورم.
(مالی از یمن سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد (غارت کرد) و آن را گرفت ، و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد( دوستان دقت بفرمایند که جناب حسین بن علی مال بیت المال را غارت نموده و برخلاف مصقله بین خانواده خویش تقسیمش کرده است) و برای معاویه نوشت ، از حسین بن علی به معاویه بن ابی سفیان ، اما بعد ، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت که مال و زیور آلات و عنبر و عطر سوی تو مےآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهی ، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازی ، و من بدان ها نیاز داشتم ، پس آنها را گرفتم ، والسلام⁉️‼️ ( میبینیم جناب حسین بن علی سرور آزادگان جهان از نظر جناب مکارم چون به مال نیاز داشته کاروان بیت المال معاویه را مورد غارت و دزدی قرار میدهد) و در ادامه معاویه همان عنصر پلید در جواب حسین مینویسد ( ای حسین بن علی ، آنچه بعنوان علت آوردی ( نیاز داشتم و گرفتم) روزی روا و جایز نباشد ، گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی . همانا این از سوی حسین شتاب است . همانا آنرا اجازت دادیم و برای آن به خشم نیامدیم و از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم)
پس میبینیم که معاویه با سعه صدر، غارت بیت المال توسط حسین بن علی را با گذشت پاسخ میدهد. نکته اینکه بذل و بخشش از بیت المال در مواقع لزوم ، از اختیارات حاکم بوده است و در قسمت بعد شواهدی از پیامبر اسلام را ارائه خواهیم نمود. بنابراین دیدیم آنچه مصقله از علی توقع داشته ، نکته غامض و غریبی نبوده است و علی نیز میتوانسته از آنچه مصقله متعهد آن بوده است گذشت نماید ، نکته اصلی اینکه مصقله اسراء را به ملکیت خویش و خانواده اش درنیاورده بود ، بلکه آنها را آزاد نموده و از اموال خود متعهد شده بود. (ادامه دارد)
🖊ایمان سلیمانی امیری
#تناقضات_قران
#بخش_بیستم 【⑳】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰انسان از چه چیز افریده شد ؟؟
🔻از علق🔻
➖خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲، علق﴾
انسان را از لخته خون آفريد (۲)
🔻از آب🔻
➖وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿۵۴، فرقان﴾
و اوست كسى كه از آب بشرى آفريد و او را [داراى خويشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست (۵۴)
➖أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ﴿۳۰، انبیا﴾
آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى آورند (۳۰)
🔻از خاک 🔻
➖وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ﴿۱۱، فاطر﴾
ترجمه و خدا[ست كه] شما را از خاكى آفريد (11)
➖وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ﴿۲۰، روم﴾
و از نشانه هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد پس بناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراكنده شديد (۲۰)
➖إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۵۹، ال عمران﴾
در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت (۵۹)
🌀بحث ما تناقض است، پس از غلط های علمی این ایات چشم پوشی میکنیم ولی چطور میشود سخنان خدا تناقض به این واضحی داشته باشند؟
معقول ترین توجیه این است که محمد نویسنده قران، است و به مرور زمان با اطلاع یافتن از نظر دانشمندان قبل از خودش نظرش تغییر کرده است
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
#بخش_بیستم 【⑳】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰انسان از چه چیز افریده شد ؟؟
🔻از علق🔻
➖خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲، علق﴾
انسان را از لخته خون آفريد (۲)
🔻از آب🔻
➖وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿۵۴، فرقان﴾
و اوست كسى كه از آب بشرى آفريد و او را [داراى خويشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست (۵۴)
➖أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ﴿۳۰، انبیا﴾
آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى آورند (۳۰)
🔻از خاک 🔻
➖وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ﴿۱۱، فاطر﴾
ترجمه و خدا[ست كه] شما را از خاكى آفريد (11)
➖وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ﴿۲۰، روم﴾
و از نشانه هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد پس بناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراكنده شديد (۲۰)
➖إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۵۹، ال عمران﴾
در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت (۵۹)
🌀بحث ما تناقض است، پس از غلط های علمی این ایات چشم پوشی میکنیم ولی چطور میشود سخنان خدا تناقض به این واضحی داشته باشند؟
معقول ترین توجیه این است که محمد نویسنده قران، است و به مرور زمان با اطلاع یافتن از نظر دانشمندان قبل از خودش نظرش تغییر کرده است
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
📘اسکن از کتاب المحاسن
نوشته البرقی
جلد ۲ صفحه ۴۳۶
⬅️امام علی به شخصی تصریح می کند که دخترت را به حسن نده که در آن خیر نیست زیرا بسیار طلاق دهنده است.
@islie
نوشته البرقی
جلد ۲ صفحه ۴۳۶
⬅️امام علی به شخصی تصریح می کند که دخترت را به حسن نده که در آن خیر نیست زیرا بسیار طلاق دهنده است.
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱اسلامگرایان خوردن گوشت آتئیستها را جایز می دانند😳😱
✍شافعی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای اهل سنت می گوید : خوردن گوشت انسان جایز است...قتل انسان حربی و زناکار و خوردن گوشت آن جایز است.
@islie
✍شافعی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای اهل سنت می گوید : خوردن گوشت انسان جایز است...قتل انسان حربی و زناکار و خوردن گوشت آن جایز است.
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱اسلامگرایان خوردن گوشت آتئیستها را جایز می دانند 😱😳(قسمت دوم)
✍شهید ثانی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای شیعه فتوا و جواز قتل و خوردن گوشت شخص مرتد را می دهد.
@islie
✍شهید ثانی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای شیعه فتوا و جواز قتل و خوردن گوشت شخص مرتد را می دهد.
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱جواز کشتن زن و بچه مخالفین محمد به دستور او
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۲ و مختصر آن روایت ۱۲۸۰ در صفحه ۶۳۹
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی آموخته؟
@islie
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۲ و مختصر آن روایت ۱۲۸۰ در صفحه ۶۳۹
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی آموخته؟
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱جواز کشتن زن و بچه مخالفین محمد به دستور او
📗صحیح مسلم روایت ۱۷۴۵
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی جنایات و آدم کشی را آموخته؟
@islie
📗صحیح مسلم روایت ۱۷۴۵
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی جنایات و آدم کشی را آموخته؟
@islie
⚜اقوال و احوال علی بن ابیطالب (۲) ؛ ( در اثبات برده فروشی علی بن ابیطالب - قسمت ۷)
🔍در قسمت پیشین دیدیم که نگرانی جناب مکارم شیرازی از این بوده است که عدم پرداخت بخشی از پول بیت المال که حاصل برده فروشی علی بن ابیطالب بوده را خیانت بزرگی از سوی مصقله منظور داشته ، حال آنکه نشان دادیم ، حسین بن علی ، بیت المال متعلق به مسلمین را در زمان معاویه غارت نموده و آن اموال و زیورآلات را بین خانواده خویش تقسیم نموده است ، نه اینکه همانند مصقله از روی انسانیت و وارستگی ، اسراء را آزاد نموده باشد و دیدیم که همان معاویه که جناب مکارم او را عنصر پلید دانسته ، از این سرقت و غارت حسین چشم پوشی نموده است. حال در این قسمت باز هم شواهدی ارائه میکنیم تا نشان دهیم بذل و بخشش از بیت المال در زمان خلفاء و رسول اسلام نیز امری غیر معمول و غیر عادی نبوده است و سهل است که همین علی بن ابیطالب نیز از این بخششهای زمان عثمان نصیبی داشته است. حال چگونه وقتی خود به ریاست و خلافت میرسد از بدهی مردی وارسته از بیت المال چشم پوشی نمیکند و پول فروش اسراء و بردگان را مطالبه میکند. این امرنشان دهنده نوعی بی سیاستی و از همه مهمتر سختگیری بلاوجه اوست که آزادی زنان و کودکان اسیر در نظرش کاری بزرگ نبوده است که او بخواد وارستگی مصقله را با بخششی نیکو پاسخ دهد.
🔹در اینجا از طبقات ابن سعد مطلبی از مواجهه همین امام برده فروشان با دریافت بذل و بخششهای عثمانی را نشان میدهیم تا درسی برای جناب مکارم شیرازی و بچه شیعیان باشد. ابن سعد مےآورد عبدالله بن عامر که پسردایی عثمان نیز محسوب میشد و والی بصره بود و در جنگهای زیادی از ایران غنایم زیادی بدست آورده بود به مدینه میآید ، و ادامه از متن چنین است که ( و چون ابن عامر پیش عثمان رسید عثمان به او گفت ، برای قوم خود که از قریش هستند پیشکش بفرست . او همینگونه عمل کرد و برای علی بن ابیطالب سه هزار درهم و جامه ای فرستاد ، و چون آن را حضور علی آوردند ، فرمود : « خدا را شکر که مےبینم میراث محمد را کس دیگری غیر از ما مےخورد » ، چون این سخن به اطلاع عثمان رسید به ابن عامر گفت ، خداوند این اندیشه تو را زشت فرماید ، آیا باید برای علی سه هزار درهم بفرستی؟ ، گفت (ابن عامر) مےخواستم بسیار بیشتر بفرستم ، نمےدانستم عقیده تو چیست. عثمان گفت : جبران کن ، و او بیست هزار درهم و لوازمی دیگر برای علی فرستاد.
گویند علی بن ابیطالب به مسجد رفت و به گروهی که گرد هم نشسته بودند رسید که از پیشکشها و صله های ابن عامر سخن مےگفتند ، علی فرمود « بدون هیچ گفتگو او (ابن عامر) سالار جوانمردان قریش است») و در ادامه مےآورد ( گویند انصار هم در این باره سخن گفتند و اظهار داشتند این آزادشدگان در فتح مکه (منظورشان به ابن عامر است) چیزی جز دشمنی با ما نمےخواهند. چون این سخن به اطلاع عثمان رسید ابن عامر را احضار کرد و به او گفت ، ای ابوعبدالرحمان ، آبروی خود را حفظ کن و با انصار مدارا کن که بر زبان ایشان سخنانی رفته است که مےدانی. ابن عامر برای آنان هم پول و جامه فرستاد و آنان هم او را ستودند (طبقات ،ابن سعد، جلد ۵، ص۱۶۷ ،۱۶۸)
◾️تذکار/ پس اگر جناب آیت الله مکارم شیرازی و بچه شیعیان دقت بفرمایند مےبینند علی بن ابیطالب نیز از خوان گسترده بذل و بخششهای عثمانی نصیب برده و به وجد آمده و دهان به تمجید عمال اموی نیز گشوده اند ، هر کجا هم که نیازی داشته اند بشکل غارت و سرقت ، اموال بیت المال را تصاحب نموده اند. حال چگونه کسی فقط،نسبت به بیت المال ، در زمان خودش سختگیر است ، ولی در زمان دیگران تقاضای بذل و بخشش دارد؟ این داستان را از آنرو ذکر کردیم تا این گفته مصقله بن هبیره بهتر در اذهان نقش بندد که چرا گفته اگر عثمان و معاویه خلیفه بودند از فشار آنان ایمن بوده و آنها بر من نےبخشودند.
حال سعی مےکنیم چند شاهد نیز از بخشش اسراء و بیت المال از سوی پیامبر اسلام در وقت مصلحت ذکر کنیم تا مشخص شود علی میتوانسته راه دیگری را نیز برگزیند.
🔸ابن سعد در جلد هشتم کتاب طبقات مےآورد ( وقتی محمد با جویریه ازدواج کرد ، اسیران بنی مصطلق را آزاد کرد ، بسیاری از مسلمانان نیز بخاطر ازدواج محمد با جویریه اسیران او را آزاد کردند ، پیامبر به جویریه میگوید: مگر من مهریه تو را سنگین قرار ندادم ، مگر من چهل تن از قوم تو را از بردگی آزاد نساختم؟ ص۱۲۱) و همان منبع ذکر مےکند که ( رسول خدا جویریه دختر حارث را نخست از بردگی آزاد کرد و سپس او را به همسری گرفت و مهریه او را آزادکردن همه اسیران -بردگان جنگی- بنی مصطلق قرار داد ، ص۱۲۲)
◾️تذکار/ پس در اینجا مےبینیم محمد بن عبدالله ، بخاطر یک همسرش اسرای بنی مصطلق را مهریه قرار داده و آزاد نموده است ، یعنی وقتی منافع اقتضاء میکرده حکم و سفارش جهت آزادی اسراء میداده است که مهریه همسرش باشد. ( ادامه دارد)
🖊 ایمان سلیمانی
🔍در قسمت پیشین دیدیم که نگرانی جناب مکارم شیرازی از این بوده است که عدم پرداخت بخشی از پول بیت المال که حاصل برده فروشی علی بن ابیطالب بوده را خیانت بزرگی از سوی مصقله منظور داشته ، حال آنکه نشان دادیم ، حسین بن علی ، بیت المال متعلق به مسلمین را در زمان معاویه غارت نموده و آن اموال و زیورآلات را بین خانواده خویش تقسیم نموده است ، نه اینکه همانند مصقله از روی انسانیت و وارستگی ، اسراء را آزاد نموده باشد و دیدیم که همان معاویه که جناب مکارم او را عنصر پلید دانسته ، از این سرقت و غارت حسین چشم پوشی نموده است. حال در این قسمت باز هم شواهدی ارائه میکنیم تا نشان دهیم بذل و بخشش از بیت المال در زمان خلفاء و رسول اسلام نیز امری غیر معمول و غیر عادی نبوده است و سهل است که همین علی بن ابیطالب نیز از این بخششهای زمان عثمان نصیبی داشته است. حال چگونه وقتی خود به ریاست و خلافت میرسد از بدهی مردی وارسته از بیت المال چشم پوشی نمیکند و پول فروش اسراء و بردگان را مطالبه میکند. این امرنشان دهنده نوعی بی سیاستی و از همه مهمتر سختگیری بلاوجه اوست که آزادی زنان و کودکان اسیر در نظرش کاری بزرگ نبوده است که او بخواد وارستگی مصقله را با بخششی نیکو پاسخ دهد.
🔹در اینجا از طبقات ابن سعد مطلبی از مواجهه همین امام برده فروشان با دریافت بذل و بخششهای عثمانی را نشان میدهیم تا درسی برای جناب مکارم شیرازی و بچه شیعیان باشد. ابن سعد مےآورد عبدالله بن عامر که پسردایی عثمان نیز محسوب میشد و والی بصره بود و در جنگهای زیادی از ایران غنایم زیادی بدست آورده بود به مدینه میآید ، و ادامه از متن چنین است که ( و چون ابن عامر پیش عثمان رسید عثمان به او گفت ، برای قوم خود که از قریش هستند پیشکش بفرست . او همینگونه عمل کرد و برای علی بن ابیطالب سه هزار درهم و جامه ای فرستاد ، و چون آن را حضور علی آوردند ، فرمود : « خدا را شکر که مےبینم میراث محمد را کس دیگری غیر از ما مےخورد » ، چون این سخن به اطلاع عثمان رسید به ابن عامر گفت ، خداوند این اندیشه تو را زشت فرماید ، آیا باید برای علی سه هزار درهم بفرستی؟ ، گفت (ابن عامر) مےخواستم بسیار بیشتر بفرستم ، نمےدانستم عقیده تو چیست. عثمان گفت : جبران کن ، و او بیست هزار درهم و لوازمی دیگر برای علی فرستاد.
گویند علی بن ابیطالب به مسجد رفت و به گروهی که گرد هم نشسته بودند رسید که از پیشکشها و صله های ابن عامر سخن مےگفتند ، علی فرمود « بدون هیچ گفتگو او (ابن عامر) سالار جوانمردان قریش است») و در ادامه مےآورد ( گویند انصار هم در این باره سخن گفتند و اظهار داشتند این آزادشدگان در فتح مکه (منظورشان به ابن عامر است) چیزی جز دشمنی با ما نمےخواهند. چون این سخن به اطلاع عثمان رسید ابن عامر را احضار کرد و به او گفت ، ای ابوعبدالرحمان ، آبروی خود را حفظ کن و با انصار مدارا کن که بر زبان ایشان سخنانی رفته است که مےدانی. ابن عامر برای آنان هم پول و جامه فرستاد و آنان هم او را ستودند (طبقات ،ابن سعد، جلد ۵، ص۱۶۷ ،۱۶۸)
◾️تذکار/ پس اگر جناب آیت الله مکارم شیرازی و بچه شیعیان دقت بفرمایند مےبینند علی بن ابیطالب نیز از خوان گسترده بذل و بخششهای عثمانی نصیب برده و به وجد آمده و دهان به تمجید عمال اموی نیز گشوده اند ، هر کجا هم که نیازی داشته اند بشکل غارت و سرقت ، اموال بیت المال را تصاحب نموده اند. حال چگونه کسی فقط،نسبت به بیت المال ، در زمان خودش سختگیر است ، ولی در زمان دیگران تقاضای بذل و بخشش دارد؟ این داستان را از آنرو ذکر کردیم تا این گفته مصقله بن هبیره بهتر در اذهان نقش بندد که چرا گفته اگر عثمان و معاویه خلیفه بودند از فشار آنان ایمن بوده و آنها بر من نےبخشودند.
حال سعی مےکنیم چند شاهد نیز از بخشش اسراء و بیت المال از سوی پیامبر اسلام در وقت مصلحت ذکر کنیم تا مشخص شود علی میتوانسته راه دیگری را نیز برگزیند.
🔸ابن سعد در جلد هشتم کتاب طبقات مےآورد ( وقتی محمد با جویریه ازدواج کرد ، اسیران بنی مصطلق را آزاد کرد ، بسیاری از مسلمانان نیز بخاطر ازدواج محمد با جویریه اسیران او را آزاد کردند ، پیامبر به جویریه میگوید: مگر من مهریه تو را سنگین قرار ندادم ، مگر من چهل تن از قوم تو را از بردگی آزاد نساختم؟ ص۱۲۱) و همان منبع ذکر مےکند که ( رسول خدا جویریه دختر حارث را نخست از بردگی آزاد کرد و سپس او را به همسری گرفت و مهریه او را آزادکردن همه اسیران -بردگان جنگی- بنی مصطلق قرار داد ، ص۱۲۲)
◾️تذکار/ پس در اینجا مےبینیم محمد بن عبدالله ، بخاطر یک همسرش اسرای بنی مصطلق را مهریه قرار داده و آزاد نموده است ، یعنی وقتی منافع اقتضاء میکرده حکم و سفارش جهت آزادی اسراء میداده است که مهریه همسرش باشد. ( ادامه دارد)
🖊 ایمان سلیمانی
🌱آیا امام علی بن ابی طالب شرابخوار بود ؟
⚡️در کتب مسلمین روایات صحیحی است که ثابت می کند علی بن ابی طالب شرابخواری کرده است و این اسناد را اسلامگرایان سعی در مخفی کردنش دارند به عنوان نمونه :
أَخْبَرَنَار أَبُو أَحْمَدَ عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ ، بِبَغْدَادَ ، أَنَّعَبْدَ الأَوَّلِ بْنَ عِيسَى السِّجْزِيَّ أَخْبَرَهُمْ ، قِرَاءَةً عَلَيْهِ ، أَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُظَفَّرِ ، أَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ السَّرْخَسِيُّ ، أَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ خُزَيْمٍ ، ثَنَا عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ ، أَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَعْدٍ ، قَالَ : أَنَا أَبُو جَعْفَرٍ الرَّازِيُّ ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، قَالَ : صَنَعَ لَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ طَعَامًا ، فَدَعَانَا ، وَسَقَانَا مِنَ الْخَمْرِ ، فَأَخَذَتِ الْخَمْرُ مِنَّا ، وَحَضَرَتِ الصَّلاةُ فَقَدَّمُونِي ، فَقَرَأْتُ قُلْ يَأَيُّهَا الْكَافِرُونَ { 1 } لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ { 2 } سورة الكافرون آية 1-2 وَنَحْنُ نَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ، قَالَ : فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ سورة النساء آية 43 .
📚لاحادیث المختاره از علامه ضیاء الدین المقدسی ج 2 ص 187
📚سنن ترمذی ج 4 ص 305
✍ترجمه : از علی بن ابی طالب نقل شده است که گفت : عبدالرحمن بن عوف برای ما غذایی درست کرد و ما را دعوت نموده و به ما شراب داد ؛ وقتی شراب نوشیدیم وقت نماز شد ؛ عبدالرحمن من را مقدم کرده و من در نماز سوره کافرون را اینگونه خواندم لا اعبد ما تعبدون و نحن نعبد ما تعبدون پس خداوند این آیه را نازل نمود که : ای کسانی که ایمان آوردید مبادا در حال مستی به سراغ نماز بروید تا زمانی که بدانید چه می گویید.
✅بررسی سندی روایت
🍃ابوالحمد عبدالوهاب بن علی بن علی : 👈ثقه حجه👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=75605
🍂عبدالاول بن عیسی السجزی : 👈ثقه محدث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=46126
🍃عبدالرحمن بن محمد بن المظفر : 👈صدوق حسن الحدیث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=46127
🍂عبدالله بن احمد السرخسی : 👈ثقه👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=22997
🍃ابراهیم بن خزیم : 👈صدوق حسن الحدیث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=11445
🍂عبد بن حمید : 👈ثقه حافظ👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4232
🍃عبدالرحمن بن سعد : 👈ثقه👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4421
🍂ابوجعفر الرازی : 👈مقبول👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=6293
🍃عطاء بن سائب : 👈صدوق حسن الحدیث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=5629
🍂ابی عبدالرحمن السلمی : 👈ثقه ثبت👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4771
⬅️حال نمونه دیگری را با سند صحیح نقل می کنیم :
حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ سُفْيَانَ، حَدَّثَنَا عَطَاءُ بْنُ السَّائِبِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَام: " أَنَّ رَجُلًا، مِنَ الْأَنْصَارِ دَعَاهُ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ فَسَقَاهُمَا قَبْلَ أَنْ تُحَرَّمَ الْخَمْرُ، فَأَمَّهُمْ عَلِيٌّ فِي الْمَغْرِبِ فَقَرَأَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ فَخَلَطَ فِيهَا، فَنَزَلَتْ {لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ} [النساء: 43]".(اسناده صحیح)
شعیب الارنووط : اسناده صحیح
الحکم الآلبانی : اسناده صحیح
📗منبع : نام کتاب : سنن أبي داود نویسنده : السجستاني، أبو داود جلد : 3 صفحه : 325
✍ترجمه : از علي بن ابی طالب روايت شده است که شخصي از انصار ، او و عبد الرحمن بن عوف را دعوت نموده و به آن دو قبل از حرمت شراب ، شراب نوشانيد ؛ علي در نماز مغرب امام ايشان شده و سوره کافرون را اشتباه خواند ؛ پس آيه نازل شد که : لا تقربوا الصلاة ... .
⚡️همچنین این روایت به لحاظ سند کاملا صحیح می باشد و تمام راویان آن ثقه هستند همچنانکه علمای بزرگ اسلام همچون آلبانی و ارنووط و... آن را صحیح دانسته اند.
⚡️در نتیجه ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است و امکان ماسمالی و ماله کشی آن وجود ندارد!
@islie
⚡️در کتب مسلمین روایات صحیحی است که ثابت می کند علی بن ابی طالب شرابخواری کرده است و این اسناد را اسلامگرایان سعی در مخفی کردنش دارند به عنوان نمونه :
أَخْبَرَنَار أَبُو أَحْمَدَ عَبْدُ الْوَهَّابِ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ ، بِبَغْدَادَ ، أَنَّعَبْدَ الأَوَّلِ بْنَ عِيسَى السِّجْزِيَّ أَخْبَرَهُمْ ، قِرَاءَةً عَلَيْهِ ، أَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُظَفَّرِ ، أَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ السَّرْخَسِيُّ ، أَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ خُزَيْمٍ ، ثَنَا عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ ، أَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَعْدٍ ، قَالَ : أَنَا أَبُو جَعْفَرٍ الرَّازِيُّ ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، قَالَ : صَنَعَ لَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ طَعَامًا ، فَدَعَانَا ، وَسَقَانَا مِنَ الْخَمْرِ ، فَأَخَذَتِ الْخَمْرُ مِنَّا ، وَحَضَرَتِ الصَّلاةُ فَقَدَّمُونِي ، فَقَرَأْتُ قُلْ يَأَيُّهَا الْكَافِرُونَ { 1 } لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ { 2 } سورة الكافرون آية 1-2 وَنَحْنُ نَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ، قَالَ : فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ سورة النساء آية 43 .
📚لاحادیث المختاره از علامه ضیاء الدین المقدسی ج 2 ص 187
📚سنن ترمذی ج 4 ص 305
✍ترجمه : از علی بن ابی طالب نقل شده است که گفت : عبدالرحمن بن عوف برای ما غذایی درست کرد و ما را دعوت نموده و به ما شراب داد ؛ وقتی شراب نوشیدیم وقت نماز شد ؛ عبدالرحمن من را مقدم کرده و من در نماز سوره کافرون را اینگونه خواندم لا اعبد ما تعبدون و نحن نعبد ما تعبدون پس خداوند این آیه را نازل نمود که : ای کسانی که ایمان آوردید مبادا در حال مستی به سراغ نماز بروید تا زمانی که بدانید چه می گویید.
✅بررسی سندی روایت
🍃ابوالحمد عبدالوهاب بن علی بن علی : 👈ثقه حجه👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=75605
🍂عبدالاول بن عیسی السجزی : 👈ثقه محدث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=46126
🍃عبدالرحمن بن محمد بن المظفر : 👈صدوق حسن الحدیث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=46127
🍂عبدالله بن احمد السرخسی : 👈ثقه👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=22997
🍃ابراهیم بن خزیم : 👈صدوق حسن الحدیث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=11445
🍂عبد بن حمید : 👈ثقه حافظ👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4232
🍃عبدالرحمن بن سعد : 👈ثقه👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4421
🍂ابوجعفر الرازی : 👈مقبول👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=6293
🍃عطاء بن سائب : 👈صدوق حسن الحدیث👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=5629
🍂ابی عبدالرحمن السلمی : 👈ثقه ثبت👉
http://library.islamweb.net/hadith/RawyDetails.php?RawyID=4771
⬅️حال نمونه دیگری را با سند صحیح نقل می کنیم :
حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ سُفْيَانَ، حَدَّثَنَا عَطَاءُ بْنُ السَّائِبِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَام: " أَنَّ رَجُلًا، مِنَ الْأَنْصَارِ دَعَاهُ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ عَوْفٍ فَسَقَاهُمَا قَبْلَ أَنْ تُحَرَّمَ الْخَمْرُ، فَأَمَّهُمْ عَلِيٌّ فِي الْمَغْرِبِ فَقَرَأَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ فَخَلَطَ فِيهَا، فَنَزَلَتْ {لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ} [النساء: 43]".(اسناده صحیح)
شعیب الارنووط : اسناده صحیح
الحکم الآلبانی : اسناده صحیح
📗منبع : نام کتاب : سنن أبي داود نویسنده : السجستاني، أبو داود جلد : 3 صفحه : 325
✍ترجمه : از علي بن ابی طالب روايت شده است که شخصي از انصار ، او و عبد الرحمن بن عوف را دعوت نموده و به آن دو قبل از حرمت شراب ، شراب نوشانيد ؛ علي در نماز مغرب امام ايشان شده و سوره کافرون را اشتباه خواند ؛ پس آيه نازل شد که : لا تقربوا الصلاة ... .
⚡️همچنین این روایت به لحاظ سند کاملا صحیح می باشد و تمام راویان آن ثقه هستند همچنانکه علمای بزرگ اسلام همچون آلبانی و ارنووط و... آن را صحیح دانسته اند.
⚡️در نتیجه ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است و امکان ماسمالی و ماله کشی آن وجود ندارد!
@islie
🌱شرابخواری علی بن ابی طالب با تصحیح شیخ ناصر الدین آلبانی
📘سنن ابی داود صفحه ۶۶۱ روایت ۳۶۷۱ چاپ مکتبه معارف ریاض
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
📘سنن ابی داود صفحه ۶۶۱ روایت ۳۶۷۱ چاپ مکتبه معارف ریاض
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
🌱شرابخواری علی بن ابی طالب
📕تفسیر طبری روایات ۹۵۲۴ و ۹۵۲۵ چاپ مکتبه ابن تیمیه قاهره
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
📕تفسیر طبری روایات ۹۵۲۴ و ۹۵۲۵ چاپ مکتبه ابن تیمیه قاهره
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
🌱شرابخواری علی بن ابی طالب 🍷🍷
📙سنن الکبری بیهقی، کتاب الصلاه باب ۳۷ روایت ۱۸۲۸ صفحه ۵۷۲ و ۵۷۳
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
📙سنن الکبری بیهقی، کتاب الصلاه باب ۳۷ روایت ۱۸۲۸ صفحه ۵۷۲ و ۵۷۳
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
🌱شرابخواری علی بن ابی طالب 🍷🍷 با تصحیح شیخ آلبانی
📗سنن ترمذی صفحه ۶۷۶ روایت ۳۰۲۶ مکتبه معارف ریاض
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
📗سنن ترمذی صفحه ۶۷۶ روایت ۳۰۲۶ مکتبه معارف ریاض
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
🌱شرابخواری علی بن ابی طالب 🍷🍷
📗احادیث المختاره جلد ۲ صفحه ۱۸۷ روایت ۵۶۶
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie
📗احادیث المختاره جلد ۲ صفحه ۱۸۷ روایت ۵۶۶
⬅️با سند ۱۰۰ درصد صحیح ثابت شد علی بن ابی طالب شخصی شرابخوار بوده است!!
@islie