⚜ اقوال و احوال علی بن ابیطالب (۲) ؛ (در اثبات برده فروشی علی بن ابیطالب - قسمت۵)
♻️ در نوشته های پیشین ملاحظه گردید که علی بن ابیطالب ، پول فروش اسراء و بردگان فروخته شده توسط سردارش معقل بن قیس را از مصقله بن هبیره مطالبه میکند و با ارسال نامه به او متذکر میشود نماینده اش برای دریافت مابقی مبلغ به نزدش آمده است. برای اینکه سنت برده فروشی کودکان و زنان اسیر را سنت نبوی و تثبیت شده اسلامی هم بدانیم از کتاب مغازی واقدی نمونه ای از برده فروشی پیامبر اسلام را هم شاهد آوردیم و از بقیه موارد جهت پرهیز از اطاله متن دست کشیدیم.
⁉️حال نگاهی به گفته های آیت الله مکارم شیرازی میاندازیم تا ببینیم جناب مکارم ، با اینکه اصل برده فروشی زنان و کودکان اسیر در جنگ توسط علی بن ابیطالب را میپذیرد ، بدنبال خدشه به شخصیت مصقله بن هبیره است که اسراء را خریده و آنها را بدون دریافت پول آزاد نمونه است.
گفته او چنین است ( او «مصقله بن هبیره شیبانی »، با خریدن اسیران بنی ناجیه و آزادکردن آنها یک کار مهم انسانی انجام داد ، زیرا انسانهایی را از اسارت نجات بخشید تا بتوانند آزادانه زندگی کنند ) ( همان ، ص۴۹۳)
در ادامه میفرماید
‼️(درست است که ظاهر قضیه این بوده است که مصقله از ترس بدهکاری خود به بیت المال به شام فرار کرد ، ولی به نظر مےرسد که اضافه بر این آمادگیهای روانی مصقله برای این خیانت بزرگ از قبل فراهم شده بود. شاید کارهای دیگری داشته که مےترسیده برملا شود و گرفتار آید و شاید تحمل عدالت «علی» که اصرار بر گرفتن حق بیت المال مےفرمود ، برای او گران بود همانگونه که بر بسیاری دیگر نیز گران بود) (ص۴۹۴)
جا دارد یکبار بشکل عمیق به این کلمات دقت شود تا نیک بنگریم چگونه یک شیعه معتقد ، آنهم در چنین جایگاه و پایگاه ، سعی دارد آبروی امام اش را در برابر وارستگی و انسانیت شخصی چون مصقله حفظ نموده و بجای دفاع از امامش ( که ظاهرا مطلبی برای دفاع پیدا ننموده )، سعی در تخریب شخصیت مصقله دارد و از کلماتی مضحک استفاده میکند که نیاز به علم غیب دارد و از مستندات تهی است. کلماتی که او بکار میبرد را یکبار دیگر بنگریم،
♦️ظاهر قضیه ( تلقین این مطلب که این داستان یک باطنی هم دارد و ظاهرا جناب ایشان از آن مطلع است)
♦️مصقله از ترس بدهکاری خود ( جالب است که ایشان نامه های تهدید و فشار علی بن ابیطالب را ندیده است و یا نخواسته ببیند)
♦️آمادگی های روانی مصقله ( جنابشان بعد از ۱۴۰۰ سال متوجه ذهن و آمادگیهای روانی مصقله شده اند ، حال آنکه آوردیم علی بن ابیطالب در جواب نامه معقل بن قیس که گفته بود اسرا را به مصقله فروخته است گفت : نکو کردی و بجا کردی. حال چگونه علی بن ابیطالب ، معقل را سرزنش نکرده است که بار روانی خیانت مصقله وجود دارد و تو نکو و بجا نکردی بماند. ظاهرا فقط بچه شیعه است که میتواند ذهن خوانی کند و دارای علم غیب میشود)
♦️خیانت بزرگ ( ایشان عدم پرداخت نیمی از پول بردگان را که مصقله بن هبیره شیبانی از اموال خود پرداخت و دارایی دیگری نداشت که آن را بپردازد را خیانت بزرگ مینامد ، آنهم زمانی که مصقله اسراء را به ملکیت خود درنیاورده و آزاد نموده است. چون میخواهد ذهن مخاطب را مشوش کند که بدان خواهیم پرداخت)
♦️شاید کارهای دیگری داشته که مےترسیده برملا شود ( ظاهرا ایشان با علم غیب خود چیزی میداند که علی و معقل و دیگران نمیدانستند ، البته ایشان هم چون مدرکی متقن برای ارائه ندارد میگوید « شاید »)
♦️شاید تحمل عدالت علی که اصرار بر گرفتن حق بیت المال مےفرمود( ظاهرا اینجا مکارم میپذیرد که علی بر حق گرفتن مال اصرار میکرده است ، اما اینکه علی واقعا عادل بود یا خیر باید دید چرا علی وقتی پسرعمویش عبدالله بن عباس در بیت المال بصره خیانت کرد و فقط مقداری از آن اموال را برگرداند او را مجازات نکرد؟)
🔺آیت الله مکارم شیرازی در شرح نهج البلاغه خود برای اینکه شاهدی هم دست و پا کند به یک مطلب بلاوجه میپردازد که در ادامه آنرا نقد خواهیم کرد، اما اصل مطلب او ( شاهد سخن این است که به یکی از دوستانش به نام « ذهل بن حارث» گفته بود ، اگر طلبکار من عثمان یا معاویه بود غمی نداشتم ، مےدانستم که به آسانی حق بیت المال را بر من مےبخشند ، ولی از علی نگرانم ، چون در امر بیت المال سختگیر است) (ص۴۹۴)
به نگارش و قول برگزیده مکارم در اینکه سعی شده با بکاربردن افرادی مثل عثمان و معاویه سبب نوعی ذهنیت منفی بذل و بخشش بی حساب به نظر مخاطب بیاید را کاری ندارم. اما در پست بعدی و ادامه مطلب با آوردن چند شاهد و مصداق از پیامبر اسلام ، نشان خواهیم داد علی بن ابیطالب میتوانست نسبت به بزرگواری مصقله که اسراء را آزاد نموده و تملک ننموده بود ، همانند محمد رفتار کند و در مواقعی بیت المال و اسراء را ببخشد. اما علی سودایی دیگر در سر داشت. ( ادامه دارد)
🖊ایمان سلیمانی امیری
♻️ در نوشته های پیشین ملاحظه گردید که علی بن ابیطالب ، پول فروش اسراء و بردگان فروخته شده توسط سردارش معقل بن قیس را از مصقله بن هبیره مطالبه میکند و با ارسال نامه به او متذکر میشود نماینده اش برای دریافت مابقی مبلغ به نزدش آمده است. برای اینکه سنت برده فروشی کودکان و زنان اسیر را سنت نبوی و تثبیت شده اسلامی هم بدانیم از کتاب مغازی واقدی نمونه ای از برده فروشی پیامبر اسلام را هم شاهد آوردیم و از بقیه موارد جهت پرهیز از اطاله متن دست کشیدیم.
⁉️حال نگاهی به گفته های آیت الله مکارم شیرازی میاندازیم تا ببینیم جناب مکارم ، با اینکه اصل برده فروشی زنان و کودکان اسیر در جنگ توسط علی بن ابیطالب را میپذیرد ، بدنبال خدشه به شخصیت مصقله بن هبیره است که اسراء را خریده و آنها را بدون دریافت پول آزاد نمونه است.
گفته او چنین است ( او «مصقله بن هبیره شیبانی »، با خریدن اسیران بنی ناجیه و آزادکردن آنها یک کار مهم انسانی انجام داد ، زیرا انسانهایی را از اسارت نجات بخشید تا بتوانند آزادانه زندگی کنند ) ( همان ، ص۴۹۳)
در ادامه میفرماید
‼️(درست است که ظاهر قضیه این بوده است که مصقله از ترس بدهکاری خود به بیت المال به شام فرار کرد ، ولی به نظر مےرسد که اضافه بر این آمادگیهای روانی مصقله برای این خیانت بزرگ از قبل فراهم شده بود. شاید کارهای دیگری داشته که مےترسیده برملا شود و گرفتار آید و شاید تحمل عدالت «علی» که اصرار بر گرفتن حق بیت المال مےفرمود ، برای او گران بود همانگونه که بر بسیاری دیگر نیز گران بود) (ص۴۹۴)
جا دارد یکبار بشکل عمیق به این کلمات دقت شود تا نیک بنگریم چگونه یک شیعه معتقد ، آنهم در چنین جایگاه و پایگاه ، سعی دارد آبروی امام اش را در برابر وارستگی و انسانیت شخصی چون مصقله حفظ نموده و بجای دفاع از امامش ( که ظاهرا مطلبی برای دفاع پیدا ننموده )، سعی در تخریب شخصیت مصقله دارد و از کلماتی مضحک استفاده میکند که نیاز به علم غیب دارد و از مستندات تهی است. کلماتی که او بکار میبرد را یکبار دیگر بنگریم،
♦️ظاهر قضیه ( تلقین این مطلب که این داستان یک باطنی هم دارد و ظاهرا جناب ایشان از آن مطلع است)
♦️مصقله از ترس بدهکاری خود ( جالب است که ایشان نامه های تهدید و فشار علی بن ابیطالب را ندیده است و یا نخواسته ببیند)
♦️آمادگی های روانی مصقله ( جنابشان بعد از ۱۴۰۰ سال متوجه ذهن و آمادگیهای روانی مصقله شده اند ، حال آنکه آوردیم علی بن ابیطالب در جواب نامه معقل بن قیس که گفته بود اسرا را به مصقله فروخته است گفت : نکو کردی و بجا کردی. حال چگونه علی بن ابیطالب ، معقل را سرزنش نکرده است که بار روانی خیانت مصقله وجود دارد و تو نکو و بجا نکردی بماند. ظاهرا فقط بچه شیعه است که میتواند ذهن خوانی کند و دارای علم غیب میشود)
♦️خیانت بزرگ ( ایشان عدم پرداخت نیمی از پول بردگان را که مصقله بن هبیره شیبانی از اموال خود پرداخت و دارایی دیگری نداشت که آن را بپردازد را خیانت بزرگ مینامد ، آنهم زمانی که مصقله اسراء را به ملکیت خود درنیاورده و آزاد نموده است. چون میخواهد ذهن مخاطب را مشوش کند که بدان خواهیم پرداخت)
♦️شاید کارهای دیگری داشته که مےترسیده برملا شود ( ظاهرا ایشان با علم غیب خود چیزی میداند که علی و معقل و دیگران نمیدانستند ، البته ایشان هم چون مدرکی متقن برای ارائه ندارد میگوید « شاید »)
♦️شاید تحمل عدالت علی که اصرار بر گرفتن حق بیت المال مےفرمود( ظاهرا اینجا مکارم میپذیرد که علی بر حق گرفتن مال اصرار میکرده است ، اما اینکه علی واقعا عادل بود یا خیر باید دید چرا علی وقتی پسرعمویش عبدالله بن عباس در بیت المال بصره خیانت کرد و فقط مقداری از آن اموال را برگرداند او را مجازات نکرد؟)
🔺آیت الله مکارم شیرازی در شرح نهج البلاغه خود برای اینکه شاهدی هم دست و پا کند به یک مطلب بلاوجه میپردازد که در ادامه آنرا نقد خواهیم کرد، اما اصل مطلب او ( شاهد سخن این است که به یکی از دوستانش به نام « ذهل بن حارث» گفته بود ، اگر طلبکار من عثمان یا معاویه بود غمی نداشتم ، مےدانستم که به آسانی حق بیت المال را بر من مےبخشند ، ولی از علی نگرانم ، چون در امر بیت المال سختگیر است) (ص۴۹۴)
به نگارش و قول برگزیده مکارم در اینکه سعی شده با بکاربردن افرادی مثل عثمان و معاویه سبب نوعی ذهنیت منفی بذل و بخشش بی حساب به نظر مخاطب بیاید را کاری ندارم. اما در پست بعدی و ادامه مطلب با آوردن چند شاهد و مصداق از پیامبر اسلام ، نشان خواهیم داد علی بن ابیطالب میتوانست نسبت به بزرگواری مصقله که اسراء را آزاد نموده و تملک ننموده بود ، همانند محمد رفتار کند و در مواقعی بیت المال و اسراء را ببخشد. اما علی سودایی دیگر در سر داشت. ( ادامه دارد)
🖊ایمان سلیمانی امیری
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱اهانت پیامبر اسلام به زنان
👈پیامبر اسلام می گوید : زنان دست و پا چلفتی هستند.
✍علمای شیعه با سند صحیح چنین نقل کرده اند :
4 - علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): النساء عي وعورة فاستروا العورات بالبيوت واستروا العي بالسكوت.
📗الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 5 صفحه : 535
✍ترجمه :پیامبر گفت : زنان ناتوان و عورت هستند، پس عورتشان را با خانه نشینی و ناتوانیشان را با سکوت بپوشانید.
👈این روایت را علامه محمد باقر مجلسی حسن و پدرش علامه محمد تقی الحسن کالصحیح می دانند :
📙مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول نویسنده : العلامه المجلسی جلد : 20 صفحه : 375
📕روضه المتقین نویسنده : محمد تقی مجلسی جلد : 8 صفحه : 106
⚡️آیا منطقی است که زن را دست و پا چلفتی و ناتوان بخوانیم؟
🍃ممکن است ماله کشان اسلامگرا بگویند مقصود از ناتوانانی در بیان است(آیت الله خویی نیز چنین گفته موسوعه امام خویی ج ۳۲ ص ۸۴) ، در جواب نیز می گوییم باز هم تاثیری ندارد و سخن منطقی و علمی نیست و اهانتی اشکار به زنان است و صحیح و عقلانی نیست که زنان را ناتوان در گفتار بدانیم، آیا اسلامگرایان می پذیرند فاطمه زهرا دست و پا چلفتی در گفتار و عمل بوده؟؟،
@islie
👈پیامبر اسلام می گوید : زنان دست و پا چلفتی هستند.
✍علمای شیعه با سند صحیح چنین نقل کرده اند :
4 - علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله): النساء عي وعورة فاستروا العورات بالبيوت واستروا العي بالسكوت.
📗الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 5 صفحه : 535
✍ترجمه :پیامبر گفت : زنان ناتوان و عورت هستند، پس عورتشان را با خانه نشینی و ناتوانیشان را با سکوت بپوشانید.
👈این روایت را علامه محمد باقر مجلسی حسن و پدرش علامه محمد تقی الحسن کالصحیح می دانند :
📙مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول نویسنده : العلامه المجلسی جلد : 20 صفحه : 375
📕روضه المتقین نویسنده : محمد تقی مجلسی جلد : 8 صفحه : 106
⚡️آیا منطقی است که زن را دست و پا چلفتی و ناتوان بخوانیم؟
🍃ممکن است ماله کشان اسلامگرا بگویند مقصود از ناتوانانی در بیان است(آیت الله خویی نیز چنین گفته موسوعه امام خویی ج ۳۲ ص ۸۴) ، در جواب نیز می گوییم باز هم تاثیری ندارد و سخن منطقی و علمی نیست و اهانتی اشکار به زنان است و صحیح و عقلانی نیست که زنان را ناتوان در گفتار بدانیم، آیا اسلامگرایان می پذیرند فاطمه زهرا دست و پا چلفتی در گفتار و عمل بوده؟؟،
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱اهانت پیامبر اسلام به زنان با سند صحیح
👈پیامبر اسلام گفت : زنان دست و پاچلفتی و عورت هستند😳
⚡️علامه مجلسی:این روایت حسن در حد صحیح است
📕روضه المتقین، محمد تقی مجلسی ، جلد : 8 صفحه: 106
@islie
👈پیامبر اسلام گفت : زنان دست و پاچلفتی و عورت هستند😳
⚡️علامه مجلسی:این روایت حسن در حد صحیح است
📕روضه المتقین، محمد تقی مجلسی ، جلد : 8 صفحه: 106
@islie
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
⚜آشنایی با باغ وحش اسلام
🍎علی بن ابی طالب الاغ است
🍎علی بن ابی طالب پشه و پیامبر مگس است
🍎علی بن ابی طالب حیوانی چهار پا است
🍎علی بن ابی طالب شتر است
🍎عایشه همسر پیامبر اسلام سگ و الاغ است
🍎امام حسین گوسفند است
🍎اهل بیت پیامبر گربه هستند
🍎آیت الله العظمی وحید خراسانی، مرجع تقلید شیعه، سگ هست
برای معرفی به دوستان خود فروارد کنید
گروه دروغها و خرافات اسلام
کانـــال دروغهـا و خرافـات اسـلام
کـــانال من خـــدا هستم
🍎علی بن ابی طالب الاغ است
🍎علی بن ابی طالب پشه و پیامبر مگس است
🍎علی بن ابی طالب حیوانی چهار پا است
🍎علی بن ابی طالب شتر است
🍎عایشه همسر پیامبر اسلام سگ و الاغ است
🍎امام حسین گوسفند است
🍎اهل بیت پیامبر گربه هستند
🍎آیت الله العظمی وحید خراسانی، مرجع تقلید شیعه، سگ هست
برای معرفی به دوستان خود فروارد کنید
گروه دروغها و خرافات اسلام
کانـــال دروغهـا و خرافـات اسـلام
کـــانال من خـــدا هستم
دروغها و خرافات اسلام pinned «⚜آشنایی با باغ وحش اسلام 🍎علی بن ابی طالب الاغ است 🍎علی بن ابی طالب پشه و پیامبر مگس است 🍎علی بن ابی طالب حیوانی چهار پا است 🍎علی بن ابی طالب شتر است 🍎عایشه همسر پیامبر اسلام سگ و الاغ است 🍎امام حسین گوسفند است 🍎اهل بیت پیامبر گربه هستند 🍎آیت الله…»
🌱افشای اسرار پشت پرده زندگی فاطمه زهرا و محمد پیامبر اسلام
⬅️پیامبر اسلام در شب زفاف فاطمه با علی دست از سر پستانهای فاطمه برنداشت تا جایی که به فاطمه گفت : کاسه ای پر از آب بیار و فاطمه نیز آورد و سپس محمد در آن کاسه تف کرد و آن آب را به پستان فاطمه پاشید.
⁉️آیا یک پدر با دختر خویش چنین عملی را انجام می دهد؟
⚡️⚡️منابع فارسی و عربی👇👇
1⃣اسکن از ترجمه فارسی کتاب بیت الاحزان نوشته شیخ عباس قمی
https://t.me/islie/9113
2⃣اسکن از کتاب عربی بیت الاحزان نوشته شیخ عباس قمی
https://t.me/islie/9114
3⃣اسکن از کتاب الزواج المثالی نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی
https://t.me/islie/9122
4⃣اسکن از کتاب بحار الانوار نوشته علامه محمد باقر مجلسی
https://t.me/islie/9123
5⃣اسکن از کتاب الکوثر نوشته آیت الله سید محمد باقر موسوی
https://t.me/islie/9124
6⃣🔥🔥اسکن از کتاب الامالی نوشته عالم بزرگ متقدم شیعه، شیخ طوسی
https://t.me/islie/9125
7⃣اسکن از کتاب موسوعه الکبری عن فاطمه الزهرا
https://t.me/islie/9126
8⃣اسکن دیگر از همان کتاب
https://t.me/islie/9127
9⃣اسکن از کتاب الدر النظم نوشته شیخ جمال الدین یوسف
https://t.me/islie/9128
🔟اسکن از کتاب فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی نوشته احمد الرحمانی الهمدانی
https://t.me/islie/9129
☄روشنگری هدف ما است
⬅️پیامبر اسلام در شب زفاف فاطمه با علی دست از سر پستانهای فاطمه برنداشت تا جایی که به فاطمه گفت : کاسه ای پر از آب بیار و فاطمه نیز آورد و سپس محمد در آن کاسه تف کرد و آن آب را به پستان فاطمه پاشید.
⁉️آیا یک پدر با دختر خویش چنین عملی را انجام می دهد؟
⚡️⚡️منابع فارسی و عربی👇👇
1⃣اسکن از ترجمه فارسی کتاب بیت الاحزان نوشته شیخ عباس قمی
https://t.me/islie/9113
2⃣اسکن از کتاب عربی بیت الاحزان نوشته شیخ عباس قمی
https://t.me/islie/9114
3⃣اسکن از کتاب الزواج المثالی نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی
https://t.me/islie/9122
4⃣اسکن از کتاب بحار الانوار نوشته علامه محمد باقر مجلسی
https://t.me/islie/9123
5⃣اسکن از کتاب الکوثر نوشته آیت الله سید محمد باقر موسوی
https://t.me/islie/9124
6⃣🔥🔥اسکن از کتاب الامالی نوشته عالم بزرگ متقدم شیعه، شیخ طوسی
https://t.me/islie/9125
7⃣اسکن از کتاب موسوعه الکبری عن فاطمه الزهرا
https://t.me/islie/9126
8⃣اسکن دیگر از همان کتاب
https://t.me/islie/9127
9⃣اسکن از کتاب الدر النظم نوشته شیخ جمال الدین یوسف
https://t.me/islie/9128
🔟اسکن از کتاب فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی نوشته احمد الرحمانی الهمدانی
https://t.me/islie/9129
☄روشنگری هدف ما است
#تناقضات_قران
#بخش_نوزدهم 【➒➊】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰چه كسي ظالمترين است؟
🌀در قرآن در 15آيه " من اظلم ممن" يعني"چه كسي ظالمتر است از كسيكه" آمده است. در 13مورد بصورت زير ( 9مورد عينا و 3مورد با اندك تفاوت در لفظ) آمده است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴿۲۱، انعام﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بسته يا آيات خدا را تكذيب كرده است (21)
🔺مفهوم اين كلام روشن است يعني كسيكه بر خدا دروغ مي بندد يا آيات او را تکذيب كرده ستمكارترين فرد است. به عبارت ديگر كسي ستمكارتر از او نيست. يعني صفت عالي است كه بالترين يا پائين ترين را نشان ميدهد. اما در دو مورد كسان ديگري را ستمكارترين دانسته است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا﴿۱۱۴، بقره﴾
ترجمه: و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد(114)
➖ُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۱۴۰، بقره﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد .
در مجموع كسيكه يكي از كارهاي چهار گانه ي فوق را انجام دهد
ستمكارترين است:
1⃣ دروغ بستن به خدا، مثل كسيكه به دروغ ادعاي پيامبري مي كند
2⃣ كسيكه كلام خدا را تكذيب مي كند يعني به پيامبر ايمان نياورد.
3⃣ كسيكه نگذارد در مساجد ذكر خدا شود و سعي در تخريب مساجد داشته باشد.
4⃣ كسيكه شهادتي از خدا نزد او باشد و كتمان كند. اينرا قرآن به يهود و نصاري نسبت داده كه در كتابشان خبر آمدن محمد آمده و آنان كتمان كردهاند . اشاره كنم كه چنين چيزي در كتب مقدس يهوديان و مسيحيان وجود ندارد. حال فرض مي كنيم ادعاي قرآن درست بوده است.
🌀بالخره چه كسي ستمكارترين است؟! بديهي است كه گناه يا ظلمهاي چهارگانه ي فوق در يك سطح نيستند. قطعا بدترين ظلم مورد اول است چون موجب گمراهي جهاني و تاريخي مي شود با تبعات بسيار زياد آن مثل كشتارها و جنگها. مورد دوم (كسيكه خودش ايمان نمي آورد) از همه ضعيفتر است. واضح است كه نمي توان چند ستمكارترين داشت چون اجتماع نقيضين پيش مي آيد. اگر اولي ستمكارترين است ديگر موارد 2و3و 4نمي توانند ستمكارترين باشندو بعبارت ديگر اين يك اشتباه واضح منطقي است كه در قرآن وجود دارد كه دليل روشني است كه قرآن ممكن نيست از خدا باشد. خدا كه اشتباه نمي كند.
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
#بخش_نوزدهم 【➒➊】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰چه كسي ظالمترين است؟
🌀در قرآن در 15آيه " من اظلم ممن" يعني"چه كسي ظالمتر است از كسيكه" آمده است. در 13مورد بصورت زير ( 9مورد عينا و 3مورد با اندك تفاوت در لفظ) آمده است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴿۲۱، انعام﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بسته يا آيات خدا را تكذيب كرده است (21)
🔺مفهوم اين كلام روشن است يعني كسيكه بر خدا دروغ مي بندد يا آيات او را تکذيب كرده ستمكارترين فرد است. به عبارت ديگر كسي ستمكارتر از او نيست. يعني صفت عالي است كه بالترين يا پائين ترين را نشان ميدهد. اما در دو مورد كسان ديگري را ستمكارترين دانسته است
➖وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا﴿۱۱۴، بقره﴾
ترجمه: و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد(114)
➖ُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۱۴۰، بقره﴾
ترجمه: و كيست ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از خدا را در نزد خويش پوشيده دارد .
در مجموع كسيكه يكي از كارهاي چهار گانه ي فوق را انجام دهد
ستمكارترين است:
1⃣ دروغ بستن به خدا، مثل كسيكه به دروغ ادعاي پيامبري مي كند
2⃣ كسيكه كلام خدا را تكذيب مي كند يعني به پيامبر ايمان نياورد.
3⃣ كسيكه نگذارد در مساجد ذكر خدا شود و سعي در تخريب مساجد داشته باشد.
4⃣ كسيكه شهادتي از خدا نزد او باشد و كتمان كند. اينرا قرآن به يهود و نصاري نسبت داده كه در كتابشان خبر آمدن محمد آمده و آنان كتمان كردهاند . اشاره كنم كه چنين چيزي در كتب مقدس يهوديان و مسيحيان وجود ندارد. حال فرض مي كنيم ادعاي قرآن درست بوده است.
🌀بالخره چه كسي ستمكارترين است؟! بديهي است كه گناه يا ظلمهاي چهارگانه ي فوق در يك سطح نيستند. قطعا بدترين ظلم مورد اول است چون موجب گمراهي جهاني و تاريخي مي شود با تبعات بسيار زياد آن مثل كشتارها و جنگها. مورد دوم (كسيكه خودش ايمان نمي آورد) از همه ضعيفتر است. واضح است كه نمي توان چند ستمكارترين داشت چون اجتماع نقيضين پيش مي آيد. اگر اولي ستمكارترين است ديگر موارد 2و3و 4نمي توانند ستمكارترين باشندو بعبارت ديگر اين يك اشتباه واضح منطقي است كه در قرآن وجود دارد كه دليل روشني است كه قرآن ممكن نيست از خدا باشد. خدا كه اشتباه نمي كند.
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
🔰 منشا خدا
سابقه تفهيمی و ذهنی خدا، چگونگی دوران كودكی و مقام پدر، سلوك عصر بلوغ و پيدايش خدا، مقايسه اين دو دوره، خدا عاملی است كه در بلوغ جانشين پدر در دوران كودكی میشود، نيروی عناصر طبيعی و عجز بشری، خدا به عنوان عامل و گرداننده از انسانی، خدايان انسانی
اما بايستي متوجه بود كه اين مسأله، يعني آفرينش خدا بوسيله انسان موضوعي بي سابقه ذهنی نمـي
باشد و بطور كلي اين مسأله را نمی توان بدون هيچ سابقه قبلي تلقی نمود. نمونه و الگوي خاص اين مفهوم همان زندگانی و سلوك دوره كودكي است كه مرحله بعدی و مورد نظر دنباله آن بشمار می رود .
می توان دوران نخستين زندگی را، يعنی دوران كودكی را با وضـع بشـر در برابـر طبيعـت مقايسـه و سنجش نمود. كودك ناتوان و پا نگرفته در برابر قدرت، نيرومندی، خشم و تحكم پدر همـان حـالتی را دارد كه انسانی تمام و بالغ همان وضع را در برابر توانايي و قدرت طبيعت داراست. كودك در برابـر پـدر تـرس و وحشت دارد، از نيرو و خشم او می هراسد؛ در صورتی كه از سویی ديگر آگاه است كه هم او - يعنـی پـدر او در برابر خطرهای احتمالی و حوادث خارجی حفظ و حراست می نمايد.
بشر به موجب قياس و قرينه موفق شد تا اين دو وضع را؛ يعنی وضـع بشـر در برابـر طبيعـت و حـال كودك را در قبال پدربه هم نزديك نموده و از آن اصلی بپرد . زدا در اين تأليف و تلفيق ميل بشر عهـده دارنقش اصلي بوده است و ميل در اينجا همان نقشی را داشته كه خواب بينی در خواب ميـل خـود را تحقيـق يافته مشاهده نمايند
خدايان آفريده بشرها، يا عناصر طبيعي كه به صورت افراد بشري درآمده اند - كاملاً منطبق بر الگـوی صوری آدميان نمی باشند بلكه بايستی دارای امتيازها و وجوه متمايزی باشند كـه تـأثيری بـر افـراد داشـته باشند پس افراد بنابر همان الگوی كودكی و بقايای آن بخاطر پر نمودن جای پدر از دست رفته، صـفات او را به خدا می بخشند آن عناصر تجسم يافته انسانی را با صفات يك پدر در هم آميخته و از آن خدا يا خدايانی ميآفرينند. بدين طريق است كه نه تنها بر اينكه ساختن و كار آفرينش خدا را بر الگوی صاحب قدرت دوران كودكی، يعنی بنا می نهند و به اين وسيله يادی از كودكی می نمايند، بلكه با اين ترتيـب حـس كنجكـاوی خود را نيز ارضا نموده اصل و نسبی برای خود می سازد.
در اثر مرو ر زمان، بی شك بر مبنای اصل تكامل و پيشروی هایی در زمينه شناخت طبيعت و روابط و پيوندهای علت و معلول بر بشر كشف و مفهوم می شود. ملاحظات وتجربيـاتی در طـی مـرور ايـام نظـم را نماياند و آنگاه بر اثر همين نظم؛ حوادث كور طبيعی و رويدادهای ترسناك آن كه علت غایی آنهـا خدايانی شناخته شده بودند يكان يكان كشف و شناخته شده و موجب مـي شـوند تـا عناصـر طبيعـی كـه در قالـب خدايان انسانی تجسم يافته بودند – ارزش و اهميت نخستين خود را از دست فرونهـد . امـا ايـن پيشـروي و سستی مقام خدايان كه بر اثر شناخت و دستيابی به مشكلات و ابهام های طبيعت حاصل مـی آيـد يكسـره موجب آن نمی گردد كه خدايان يكباره بی ارج و بی مصرف بمانند – چون هنوز مشكلها و پيچيدگی هـايی هست كه بايستی منتسب به مصادری گردند وانگهی دوستی و علاقه بشر به پـدر و خـدايان همچنـان بـاقی خواهند ماند چون همانگونه كه گفته شد هنوز تمام مشكلات حل نشده و زندگانی همـان سـان آميختـه بـا نوسانهای هول آور طبيعت هماهنگ است به همين جهت خدايان بايستی برقرار بوده و سـه وظيفـه خـود را كه عبارتند از: در بند كردن و آرام نمودن قواي طبيعت، برقراري دوستی و خوش بينی ميان انسان و زندگی، و جبران محروميت ها و ممنوعيت های حاصل از تمدن را انجام دهند.
#آینده_یک_پندار
بخش سوم
تحلیل و منشا عقاید مذهبی
#زیگموند_فروید ✍
🆔 @islie
سابقه تفهيمی و ذهنی خدا، چگونگی دوران كودكی و مقام پدر، سلوك عصر بلوغ و پيدايش خدا، مقايسه اين دو دوره، خدا عاملی است كه در بلوغ جانشين پدر در دوران كودكی میشود، نيروی عناصر طبيعی و عجز بشری، خدا به عنوان عامل و گرداننده از انسانی، خدايان انسانی
اما بايستي متوجه بود كه اين مسأله، يعني آفرينش خدا بوسيله انسان موضوعي بي سابقه ذهنی نمـي
باشد و بطور كلي اين مسأله را نمی توان بدون هيچ سابقه قبلي تلقی نمود. نمونه و الگوي خاص اين مفهوم همان زندگانی و سلوك دوره كودكي است كه مرحله بعدی و مورد نظر دنباله آن بشمار می رود .
می توان دوران نخستين زندگی را، يعنی دوران كودكی را با وضـع بشـر در برابـر طبيعـت مقايسـه و سنجش نمود. كودك ناتوان و پا نگرفته در برابر قدرت، نيرومندی، خشم و تحكم پدر همـان حـالتی را دارد كه انسانی تمام و بالغ همان وضع را در برابر توانايي و قدرت طبيعت داراست. كودك در برابـر پـدر تـرس و وحشت دارد، از نيرو و خشم او می هراسد؛ در صورتی كه از سویی ديگر آگاه است كه هم او - يعنـی پـدر او در برابر خطرهای احتمالی و حوادث خارجی حفظ و حراست می نمايد.
بشر به موجب قياس و قرينه موفق شد تا اين دو وضع را؛ يعنی وضـع بشـر در برابـر طبيعـت و حـال كودك را در قبال پدربه هم نزديك نموده و از آن اصلی بپرد . زدا در اين تأليف و تلفيق ميل بشر عهـده دارنقش اصلي بوده است و ميل در اينجا همان نقشی را داشته كه خواب بينی در خواب ميـل خـود را تحقيـق يافته مشاهده نمايند
خدايان آفريده بشرها، يا عناصر طبيعي كه به صورت افراد بشري درآمده اند - كاملاً منطبق بر الگـوی صوری آدميان نمی باشند بلكه بايستی دارای امتيازها و وجوه متمايزی باشند كـه تـأثيری بـر افـراد داشـته باشند پس افراد بنابر همان الگوی كودكی و بقايای آن بخاطر پر نمودن جای پدر از دست رفته، صـفات او را به خدا می بخشند آن عناصر تجسم يافته انسانی را با صفات يك پدر در هم آميخته و از آن خدا يا خدايانی ميآفرينند. بدين طريق است كه نه تنها بر اينكه ساختن و كار آفرينش خدا را بر الگوی صاحب قدرت دوران كودكی، يعنی بنا می نهند و به اين وسيله يادی از كودكی می نمايند، بلكه با اين ترتيـب حـس كنجكـاوی خود را نيز ارضا نموده اصل و نسبی برای خود می سازد.
در اثر مرو ر زمان، بی شك بر مبنای اصل تكامل و پيشروی هایی در زمينه شناخت طبيعت و روابط و پيوندهای علت و معلول بر بشر كشف و مفهوم می شود. ملاحظات وتجربيـاتی در طـی مـرور ايـام نظـم را نماياند و آنگاه بر اثر همين نظم؛ حوادث كور طبيعی و رويدادهای ترسناك آن كه علت غایی آنهـا خدايانی شناخته شده بودند يكان يكان كشف و شناخته شده و موجب مـي شـوند تـا عناصـر طبيعـی كـه در قالـب خدايان انسانی تجسم يافته بودند – ارزش و اهميت نخستين خود را از دست فرونهـد . امـا ايـن پيشـروي و سستی مقام خدايان كه بر اثر شناخت و دستيابی به مشكلات و ابهام های طبيعت حاصل مـی آيـد يكسـره موجب آن نمی گردد كه خدايان يكباره بی ارج و بی مصرف بمانند – چون هنوز مشكلها و پيچيدگی هـايی هست كه بايستی منتسب به مصادری گردند وانگهی دوستی و علاقه بشر به پـدر و خـدايان همچنـان بـاقی خواهند ماند چون همانگونه كه گفته شد هنوز تمام مشكلات حل نشده و زندگانی همـان سـان آميختـه بـا نوسانهای هول آور طبيعت هماهنگ است به همين جهت خدايان بايستی برقرار بوده و سـه وظيفـه خـود را كه عبارتند از: در بند كردن و آرام نمودن قواي طبيعت، برقراري دوستی و خوش بينی ميان انسان و زندگی، و جبران محروميت ها و ممنوعيت های حاصل از تمدن را انجام دهند.
#آینده_یک_پندار
بخش سوم
تحلیل و منشا عقاید مذهبی
#زیگموند_فروید ✍
🆔 @islie
🆔 @islie
🔮 #تفکر
می گویند فروید یکی از سه شخصی بود که با سیلی بشر را از خواب چند هزار ساله اش بیدار کردند. اولین ضربه را کوپرنیک نواخت او ثابت کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه سیاره ی کوچکی است که گرد خورشید می گردد. پس از آن نوبت به چارلز داروین رسید تا به اشرف مخلوقات نشان دهد که چندان اختلافی با سایر جانوران ندارد و سر انجام آخرین سیلی را فروید به گوش انسان زد: عقل پادشاه پادشاه انسان نیست؛ رفتار و گفتار بشر سرچشمه ی مهم تری دارد و آن «ناخودآگاه» است.
زیگموند فروید، در سال 1856، در استان موراویا واقع درامپراتوری اتریش-هنگری به دنیا آمد. این سرزمین هم اکنون بخشی از جمهوری چک است. زیگموند چهار ساله بود که خانواده اش به وین مهاجرت کردند. او بسیار شاگرد با استعدادی بود در طی دوران تحصیل معمولاً شاگرد اول می شد. در طول دوره دبیرستان فروید موفق شد بر چند زبان اروپایی: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط پیدا کند.
در سال 1873، تحصیلات دانشگاهی خود را با انتخاب رشته پزشکی در دانشگاه وین شروع کرد و پس از هشت سال فارغ التحصیل شد. در سال 1885، با استفاده از بورس تحصیلی برای یک سال به پاریس رفت و دستیار ژان شارکو شد. شارکو در آن دوران به سبب درمان از طریق هیپنوتیزم و تحقیق درباره ی هیستری شهرت داشت. فروید پس از بازگشت به عنوان متخصص اعصاب مطب باز کرد.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فروید به شدت مورد آزار نازی ها قرار گرفت. در سال 1932 اعضای حزب نازی چندین مرتبه کتاب های فروید را آتش زدند. در سال 1938 پس از اشغال اتریش توسط نیروهای نازی، به انگلیس مهاجرت کرد. فروید از سال 1923 به سرطان گلو و چانه مبتلا شده بود و با این که 33 مرتبه جراحی شده بود عاقبت سرطان بر او فائق شد. او در سال 1939 یک سال پس از مهاجرت به انگلیس درگذشت.
فروید اولین کسی نیست که پی برد روان انسان دارای لایه های ناخودآگاه است بلکه او اولین نفری است که این رشته اطلاعات پراکنده را تبدیل به یک نظریه کرد. بنا بر نظر فروید، رویا شاهراهی است برای دستیابی به ناخودآگاه.
فروید با تفسیر رویا تلاش کرد پی به علت روان رنجوری ببرد. نتیجه ی این پژوهش ها کتاب «تفسیر رویا» شد که از آن به عنوان یکی از دوران سازترین کتاب های قرن بیستم نام می برند.
زندگی پژوهشی فروید سه مرحله داشت. در مرحله ی اول تحقیقات او بیشر جنبه ی بالینی دارد. نتیجه آن آثاری است مانند «تفسیر رویا»در دوره ی دوم بیشتر به مباحث فرهنگی می پردازد که نتیجه ی آن آثاری مانند توتم و تابو است. در سومین دوره تأملات او فلسفی و فرا روانشاختی هستند که از آنها می توان به تمدن و ملالت های آن اشاره کرد.
فروید درباره امکان دستیابی انسان به خوشبختی تردید داشت. او بین غریزه های بشری و نیروی بازدارنده ی جامعه تعارضی جاودانه می دید. اگرچه فروید خوشبختی را هدفی غیر واقع بینانه می دید اما روان کاوی را وسیله ای برای کاهش اضطراب و روان رنجوری بشر می دید.
🆔 @islie
🔮 #تفکر
می گویند فروید یکی از سه شخصی بود که با سیلی بشر را از خواب چند هزار ساله اش بیدار کردند. اولین ضربه را کوپرنیک نواخت او ثابت کرد که زمین مرکز کائنات نیست بلکه سیاره ی کوچکی است که گرد خورشید می گردد. پس از آن نوبت به چارلز داروین رسید تا به اشرف مخلوقات نشان دهد که چندان اختلافی با سایر جانوران ندارد و سر انجام آخرین سیلی را فروید به گوش انسان زد: عقل پادشاه پادشاه انسان نیست؛ رفتار و گفتار بشر سرچشمه ی مهم تری دارد و آن «ناخودآگاه» است.
زیگموند فروید، در سال 1856، در استان موراویا واقع درامپراتوری اتریش-هنگری به دنیا آمد. این سرزمین هم اکنون بخشی از جمهوری چک است. زیگموند چهار ساله بود که خانواده اش به وین مهاجرت کردند. او بسیار شاگرد با استعدادی بود در طی دوران تحصیل معمولاً شاگرد اول می شد. در طول دوره دبیرستان فروید موفق شد بر چند زبان اروپایی: انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط پیدا کند.
در سال 1873، تحصیلات دانشگاهی خود را با انتخاب رشته پزشکی در دانشگاه وین شروع کرد و پس از هشت سال فارغ التحصیل شد. در سال 1885، با استفاده از بورس تحصیلی برای یک سال به پاریس رفت و دستیار ژان شارکو شد. شارکو در آن دوران به سبب درمان از طریق هیپنوتیزم و تحقیق درباره ی هیستری شهرت داشت. فروید پس از بازگشت به عنوان متخصص اعصاب مطب باز کرد.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فروید به شدت مورد آزار نازی ها قرار گرفت. در سال 1932 اعضای حزب نازی چندین مرتبه کتاب های فروید را آتش زدند. در سال 1938 پس از اشغال اتریش توسط نیروهای نازی، به انگلیس مهاجرت کرد. فروید از سال 1923 به سرطان گلو و چانه مبتلا شده بود و با این که 33 مرتبه جراحی شده بود عاقبت سرطان بر او فائق شد. او در سال 1939 یک سال پس از مهاجرت به انگلیس درگذشت.
فروید اولین کسی نیست که پی برد روان انسان دارای لایه های ناخودآگاه است بلکه او اولین نفری است که این رشته اطلاعات پراکنده را تبدیل به یک نظریه کرد. بنا بر نظر فروید، رویا شاهراهی است برای دستیابی به ناخودآگاه.
فروید با تفسیر رویا تلاش کرد پی به علت روان رنجوری ببرد. نتیجه ی این پژوهش ها کتاب «تفسیر رویا» شد که از آن به عنوان یکی از دوران سازترین کتاب های قرن بیستم نام می برند.
زندگی پژوهشی فروید سه مرحله داشت. در مرحله ی اول تحقیقات او بیشر جنبه ی بالینی دارد. نتیجه آن آثاری است مانند «تفسیر رویا»در دوره ی دوم بیشتر به مباحث فرهنگی می پردازد که نتیجه ی آن آثاری مانند توتم و تابو است. در سومین دوره تأملات او فلسفی و فرا روانشاختی هستند که از آنها می توان به تمدن و ملالت های آن اشاره کرد.
فروید درباره امکان دستیابی انسان به خوشبختی تردید داشت. او بین غریزه های بشری و نیروی بازدارنده ی جامعه تعارضی جاودانه می دید. اگرچه فروید خوشبختی را هدفی غیر واقع بینانه می دید اما روان کاوی را وسیله ای برای کاهش اضطراب و روان رنجوری بشر می دید.
🆔 @islie
📘اسکن از کتاب روضه المتقین
نوشته علامه محمد تقی مجلسی
جلد ۹ صفحه ۵
در حدیثی صحیح آمده : امام حسن ۵۰ زن طلاق داد سپس امام علی به مردم کوفه گفت به حسن زن ندهید چون بسیار طلاق دهنده است
@islie
نوشته علامه محمد تقی مجلسی
جلد ۹ صفحه ۵
در حدیثی صحیح آمده : امام حسن ۵۰ زن طلاق داد سپس امام علی به مردم کوفه گفت به حسن زن ندهید چون بسیار طلاق دهنده است
@islie
⚜اقوال و احوال علی بن ابیطالب (۲) ؛ (در اثبات برده فروشی علی بن ابیطالب -قسمت ۶)
♦️آیت الله مکارم شیرازی در ادامه مےگوید ( همه را در شگفتی فرو برد که چگونه مےتوان باور کرد انسانی با این عمل بزرگوارانه (منظورش مصقله بن هبیره شیبانی است) به عنصر پلیدی همچون حاکم شام پناهنده شود و همکاری با آن ظالم بیدادگر را بر همکاری با علی ع ترجیح دهد؟ آری ، تحمل عدالت برای همه آسان نیست)(ص۴۹۵)
◾️تذکار/ ظاهراً جناب مکارم فراموش کرده اند که همین انسان بزرگواری چون مصقله ، آنقدر از سوی علی تحت فشار قرار گرفت تا مجبور به فرار شد. اگر جناب مکارم اندک تامل و دقتی در متن نامه علی بن ابیطالب به مصقله بن هبیره مےداشت متوجه این فشار و تهدید میشدند. علی در انتهای نامه اش که پیشتر از نظرها گذشت این چنین آورده است که ( پانصد هزار حق مسلمانان بعهده توست . وقتی فرستاده من پیش تو مےرسد آن را بفرست وگرنه همینکه نامه مرا دیدی بیا که به فرستاده ام گفته ام از آن پس که پیش تو مےرسد نگذاردت بجای مانی مگر آنکه مال را بفرستی)
این مطلب سراسر تهدید ، فقط برای این بوده است که مصقله بن هبیره شیبانی انسان بزرگواری که اسراء را خریده و آزاد نموده است بخشی از مال فروش بردگان و اسراء را به علی بن ابیطالب بدهکار است که مال بیت المال مےباشد.
اما جناب مکارم برای اینکه نشان دهد مصقله اشتباه نموده است او را به خیانت بزرگ (ندادن بخشی از پول اسراء به بیت المال علی ) و همچنین پناه بردن به معاویه که عنصر پلید مینامدش متهم میکند.
در اینجا جمله مصقله را از کتاب ایشان مےآورم و سپس نگاهی به همین عنصر پلید (معاویه بن ابی سفیان ) خواهیم داشت در برخوردی بدتر از این واقعه با حسین بن علی که پیشترها در موردش نوشته بودم.
مکارم مےآورد ( شاهد سخن اینکه ... (مصقله به ذهل بن حارث گفته است) اگر طلبکار من عثمان یا معاویه بود غمی نداشتم ، مےدانستم که به آسانی حق بیت المال را بر من مےبخشند)
حال عمل بزرگوارانه مصقله را با عمل حسین بن علی مقایسه میکنیم در برخورد با بیت المال که امیدوارم بر دانش جناب مکارم از همان معاویه بیافزاید. متن ذیل را از جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید صفحه ۴۲۶ و۴۲۷ که در باب سعه صدر است مےآورم.
(مالی از یمن سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد (غارت کرد) و آن را گرفت ، و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد( دوستان دقت بفرمایند که جناب حسین بن علی مال بیت المال را غارت نموده و برخلاف مصقله بین خانواده خویش تقسیمش کرده است) و برای معاویه نوشت ، از حسین بن علی به معاویه بن ابی سفیان ، اما بعد ، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت که مال و زیور آلات و عنبر و عطر سوی تو مےآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهی ، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازی ، و من بدان ها نیاز داشتم ، پس آنها را گرفتم ، والسلام⁉️‼️ ( میبینیم جناب حسین بن علی سرور آزادگان جهان از نظر جناب مکارم چون به مال نیاز داشته کاروان بیت المال معاویه را مورد غارت و دزدی قرار میدهد) و در ادامه معاویه همان عنصر پلید در جواب حسین مینویسد ( ای حسین بن علی ، آنچه بعنوان علت آوردی ( نیاز داشتم و گرفتم) روزی روا و جایز نباشد ، گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی . همانا این از سوی حسین شتاب است . همانا آنرا اجازت دادیم و برای آن به خشم نیامدیم و از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم)
پس میبینیم که معاویه با سعه صدر، غارت بیت المال توسط حسین بن علی را با گذشت پاسخ میدهد. نکته اینکه بذل و بخشش از بیت المال در مواقع لزوم ، از اختیارات حاکم بوده است و در قسمت بعد شواهدی از پیامبر اسلام را ارائه خواهیم نمود. بنابراین دیدیم آنچه مصقله از علی توقع داشته ، نکته غامض و غریبی نبوده است و علی نیز میتوانسته از آنچه مصقله متعهد آن بوده است گذشت نماید ، نکته اصلی اینکه مصقله اسراء را به ملکیت خویش و خانواده اش درنیاورده بود ، بلکه آنها را آزاد نموده و از اموال خود متعهد شده بود. (ادامه دارد)
🖊ایمان سلیمانی امیری
♦️آیت الله مکارم شیرازی در ادامه مےگوید ( همه را در شگفتی فرو برد که چگونه مےتوان باور کرد انسانی با این عمل بزرگوارانه (منظورش مصقله بن هبیره شیبانی است) به عنصر پلیدی همچون حاکم شام پناهنده شود و همکاری با آن ظالم بیدادگر را بر همکاری با علی ع ترجیح دهد؟ آری ، تحمل عدالت برای همه آسان نیست)(ص۴۹۵)
◾️تذکار/ ظاهراً جناب مکارم فراموش کرده اند که همین انسان بزرگواری چون مصقله ، آنقدر از سوی علی تحت فشار قرار گرفت تا مجبور به فرار شد. اگر جناب مکارم اندک تامل و دقتی در متن نامه علی بن ابیطالب به مصقله بن هبیره مےداشت متوجه این فشار و تهدید میشدند. علی در انتهای نامه اش که پیشتر از نظرها گذشت این چنین آورده است که ( پانصد هزار حق مسلمانان بعهده توست . وقتی فرستاده من پیش تو مےرسد آن را بفرست وگرنه همینکه نامه مرا دیدی بیا که به فرستاده ام گفته ام از آن پس که پیش تو مےرسد نگذاردت بجای مانی مگر آنکه مال را بفرستی)
این مطلب سراسر تهدید ، فقط برای این بوده است که مصقله بن هبیره شیبانی انسان بزرگواری که اسراء را خریده و آزاد نموده است بخشی از مال فروش بردگان و اسراء را به علی بن ابیطالب بدهکار است که مال بیت المال مےباشد.
اما جناب مکارم برای اینکه نشان دهد مصقله اشتباه نموده است او را به خیانت بزرگ (ندادن بخشی از پول اسراء به بیت المال علی ) و همچنین پناه بردن به معاویه که عنصر پلید مینامدش متهم میکند.
در اینجا جمله مصقله را از کتاب ایشان مےآورم و سپس نگاهی به همین عنصر پلید (معاویه بن ابی سفیان ) خواهیم داشت در برخوردی بدتر از این واقعه با حسین بن علی که پیشترها در موردش نوشته بودم.
مکارم مےآورد ( شاهد سخن اینکه ... (مصقله به ذهل بن حارث گفته است) اگر طلبکار من عثمان یا معاویه بود غمی نداشتم ، مےدانستم که به آسانی حق بیت المال را بر من مےبخشند)
حال عمل بزرگوارانه مصقله را با عمل حسین بن علی مقایسه میکنیم در برخورد با بیت المال که امیدوارم بر دانش جناب مکارم از همان معاویه بیافزاید. متن ذیل را از جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید صفحه ۴۲۶ و۴۲۷ که در باب سعه صدر است مےآورم.
(مالی از یمن سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد (غارت کرد) و آن را گرفت ، و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد( دوستان دقت بفرمایند که جناب حسین بن علی مال بیت المال را غارت نموده و برخلاف مصقله بین خانواده خویش تقسیمش کرده است) و برای معاویه نوشت ، از حسین بن علی به معاویه بن ابی سفیان ، اما بعد ، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت که مال و زیور آلات و عنبر و عطر سوی تو مےآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهی ، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازی ، و من بدان ها نیاز داشتم ، پس آنها را گرفتم ، والسلام⁉️‼️ ( میبینیم جناب حسین بن علی سرور آزادگان جهان از نظر جناب مکارم چون به مال نیاز داشته کاروان بیت المال معاویه را مورد غارت و دزدی قرار میدهد) و در ادامه معاویه همان عنصر پلید در جواب حسین مینویسد ( ای حسین بن علی ، آنچه بعنوان علت آوردی ( نیاز داشتم و گرفتم) روزی روا و جایز نباشد ، گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی . همانا این از سوی حسین شتاب است . همانا آنرا اجازت دادیم و برای آن به خشم نیامدیم و از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم)
پس میبینیم که معاویه با سعه صدر، غارت بیت المال توسط حسین بن علی را با گذشت پاسخ میدهد. نکته اینکه بذل و بخشش از بیت المال در مواقع لزوم ، از اختیارات حاکم بوده است و در قسمت بعد شواهدی از پیامبر اسلام را ارائه خواهیم نمود. بنابراین دیدیم آنچه مصقله از علی توقع داشته ، نکته غامض و غریبی نبوده است و علی نیز میتوانسته از آنچه مصقله متعهد آن بوده است گذشت نماید ، نکته اصلی اینکه مصقله اسراء را به ملکیت خویش و خانواده اش درنیاورده بود ، بلکه آنها را آزاد نموده و از اموال خود متعهد شده بود. (ادامه دارد)
🖊ایمان سلیمانی امیری
#تناقضات_قران
#بخش_بیستم 【⑳】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰انسان از چه چیز افریده شد ؟؟
🔻از علق🔻
➖خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲، علق﴾
انسان را از لخته خون آفريد (۲)
🔻از آب🔻
➖وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿۵۴، فرقان﴾
و اوست كسى كه از آب بشرى آفريد و او را [داراى خويشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست (۵۴)
➖أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ﴿۳۰، انبیا﴾
آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى آورند (۳۰)
🔻از خاک 🔻
➖وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ﴿۱۱، فاطر﴾
ترجمه و خدا[ست كه] شما را از خاكى آفريد (11)
➖وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ﴿۲۰، روم﴾
و از نشانه هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد پس بناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراكنده شديد (۲۰)
➖إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۵۹، ال عمران﴾
در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت (۵۹)
🌀بحث ما تناقض است، پس از غلط های علمی این ایات چشم پوشی میکنیم ولی چطور میشود سخنان خدا تناقض به این واضحی داشته باشند؟
معقول ترین توجیه این است که محمد نویسنده قران، است و به مرور زمان با اطلاع یافتن از نظر دانشمندان قبل از خودش نظرش تغییر کرده است
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
#بخش_بیستم 【⑳】
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
🔰انسان از چه چیز افریده شد ؟؟
🔻از علق🔻
➖خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲، علق﴾
انسان را از لخته خون آفريد (۲)
🔻از آب🔻
➖وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿۵۴، فرقان﴾
و اوست كسى كه از آب بشرى آفريد و او را [داراى خويشاوندى] نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست (۵۴)
➖أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ﴿۳۰، انبیا﴾
آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى آورند (۳۰)
🔻از خاک 🔻
➖وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ﴿۱۱، فاطر﴾
ترجمه و خدا[ست كه] شما را از خاكى آفريد (11)
➖وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ﴿۲۰، روم﴾
و از نشانه هاى او اين است كه شما را از خاك آفريد پس بناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراكنده شديد (۲۰)
➖إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۵۹، ال عمران﴾
در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت (۵۹)
🌀بحث ما تناقض است، پس از غلط های علمی این ایات چشم پوشی میکنیم ولی چطور میشود سخنان خدا تناقض به این واضحی داشته باشند؟
معقول ترین توجیه این است که محمد نویسنده قران، است و به مرور زمان با اطلاع یافتن از نظر دانشمندان قبل از خودش نظرش تغییر کرده است
➬➬ ▒░ @ISLIE ░▒
ادامه دارد ....
📘اسکن از کتاب المحاسن
نوشته البرقی
جلد ۲ صفحه ۴۳۶
⬅️امام علی به شخصی تصریح می کند که دخترت را به حسن نده که در آن خیر نیست زیرا بسیار طلاق دهنده است.
@islie
نوشته البرقی
جلد ۲ صفحه ۴۳۶
⬅️امام علی به شخصی تصریح می کند که دخترت را به حسن نده که در آن خیر نیست زیرا بسیار طلاق دهنده است.
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱اسلامگرایان خوردن گوشت آتئیستها را جایز می دانند😳😱
✍شافعی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای اهل سنت می گوید : خوردن گوشت انسان جایز است...قتل انسان حربی و زناکار و خوردن گوشت آن جایز است.
@islie
✍شافعی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای اهل سنت می گوید : خوردن گوشت انسان جایز است...قتل انسان حربی و زناکار و خوردن گوشت آن جایز است.
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱اسلامگرایان خوردن گوشت آتئیستها را جایز می دانند 😱😳(قسمت دوم)
✍شهید ثانی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای شیعه فتوا و جواز قتل و خوردن گوشت شخص مرتد را می دهد.
@islie
✍شهید ثانی از علمای بزرگ و معروف اسلامگرای شیعه فتوا و جواز قتل و خوردن گوشت شخص مرتد را می دهد.
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱جواز کشتن زن و بچه مخالفین محمد به دستور او
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۲ و مختصر آن روایت ۱۲۸۰ در صفحه ۶۳۹
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی آموخته؟
@islie
📗صحیح بخاری روایت ۳۰۱۲ و مختصر آن روایت ۱۲۸۰ در صفحه ۶۳۹
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی آموخته؟
@islie
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🌱جواز کشتن زن و بچه مخالفین محمد به دستور او
📗صحیح مسلم روایت ۱۷۴۵
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی جنایات و آدم کشی را آموخته؟
@islie
📗صحیح مسلم روایت ۱۷۴۵
⁉️حال پی بردید داعش از چه کسی جنایات و آدم کشی را آموخته؟
@islie
⚜اقوال و احوال علی بن ابیطالب (۲) ؛ ( در اثبات برده فروشی علی بن ابیطالب - قسمت ۷)
🔍در قسمت پیشین دیدیم که نگرانی جناب مکارم شیرازی از این بوده است که عدم پرداخت بخشی از پول بیت المال که حاصل برده فروشی علی بن ابیطالب بوده را خیانت بزرگی از سوی مصقله منظور داشته ، حال آنکه نشان دادیم ، حسین بن علی ، بیت المال متعلق به مسلمین را در زمان معاویه غارت نموده و آن اموال و زیورآلات را بین خانواده خویش تقسیم نموده است ، نه اینکه همانند مصقله از روی انسانیت و وارستگی ، اسراء را آزاد نموده باشد و دیدیم که همان معاویه که جناب مکارم او را عنصر پلید دانسته ، از این سرقت و غارت حسین چشم پوشی نموده است. حال در این قسمت باز هم شواهدی ارائه میکنیم تا نشان دهیم بذل و بخشش از بیت المال در زمان خلفاء و رسول اسلام نیز امری غیر معمول و غیر عادی نبوده است و سهل است که همین علی بن ابیطالب نیز از این بخششهای زمان عثمان نصیبی داشته است. حال چگونه وقتی خود به ریاست و خلافت میرسد از بدهی مردی وارسته از بیت المال چشم پوشی نمیکند و پول فروش اسراء و بردگان را مطالبه میکند. این امرنشان دهنده نوعی بی سیاستی و از همه مهمتر سختگیری بلاوجه اوست که آزادی زنان و کودکان اسیر در نظرش کاری بزرگ نبوده است که او بخواد وارستگی مصقله را با بخششی نیکو پاسخ دهد.
🔹در اینجا از طبقات ابن سعد مطلبی از مواجهه همین امام برده فروشان با دریافت بذل و بخششهای عثمانی را نشان میدهیم تا درسی برای جناب مکارم شیرازی و بچه شیعیان باشد. ابن سعد مےآورد عبدالله بن عامر که پسردایی عثمان نیز محسوب میشد و والی بصره بود و در جنگهای زیادی از ایران غنایم زیادی بدست آورده بود به مدینه میآید ، و ادامه از متن چنین است که ( و چون ابن عامر پیش عثمان رسید عثمان به او گفت ، برای قوم خود که از قریش هستند پیشکش بفرست . او همینگونه عمل کرد و برای علی بن ابیطالب سه هزار درهم و جامه ای فرستاد ، و چون آن را حضور علی آوردند ، فرمود : « خدا را شکر که مےبینم میراث محمد را کس دیگری غیر از ما مےخورد » ، چون این سخن به اطلاع عثمان رسید به ابن عامر گفت ، خداوند این اندیشه تو را زشت فرماید ، آیا باید برای علی سه هزار درهم بفرستی؟ ، گفت (ابن عامر) مےخواستم بسیار بیشتر بفرستم ، نمےدانستم عقیده تو چیست. عثمان گفت : جبران کن ، و او بیست هزار درهم و لوازمی دیگر برای علی فرستاد.
گویند علی بن ابیطالب به مسجد رفت و به گروهی که گرد هم نشسته بودند رسید که از پیشکشها و صله های ابن عامر سخن مےگفتند ، علی فرمود « بدون هیچ گفتگو او (ابن عامر) سالار جوانمردان قریش است») و در ادامه مےآورد ( گویند انصار هم در این باره سخن گفتند و اظهار داشتند این آزادشدگان در فتح مکه (منظورشان به ابن عامر است) چیزی جز دشمنی با ما نمےخواهند. چون این سخن به اطلاع عثمان رسید ابن عامر را احضار کرد و به او گفت ، ای ابوعبدالرحمان ، آبروی خود را حفظ کن و با انصار مدارا کن که بر زبان ایشان سخنانی رفته است که مےدانی. ابن عامر برای آنان هم پول و جامه فرستاد و آنان هم او را ستودند (طبقات ،ابن سعد، جلد ۵، ص۱۶۷ ،۱۶۸)
◾️تذکار/ پس اگر جناب آیت الله مکارم شیرازی و بچه شیعیان دقت بفرمایند مےبینند علی بن ابیطالب نیز از خوان گسترده بذل و بخششهای عثمانی نصیب برده و به وجد آمده و دهان به تمجید عمال اموی نیز گشوده اند ، هر کجا هم که نیازی داشته اند بشکل غارت و سرقت ، اموال بیت المال را تصاحب نموده اند. حال چگونه کسی فقط،نسبت به بیت المال ، در زمان خودش سختگیر است ، ولی در زمان دیگران تقاضای بذل و بخشش دارد؟ این داستان را از آنرو ذکر کردیم تا این گفته مصقله بن هبیره بهتر در اذهان نقش بندد که چرا گفته اگر عثمان و معاویه خلیفه بودند از فشار آنان ایمن بوده و آنها بر من نےبخشودند.
حال سعی مےکنیم چند شاهد نیز از بخشش اسراء و بیت المال از سوی پیامبر اسلام در وقت مصلحت ذکر کنیم تا مشخص شود علی میتوانسته راه دیگری را نیز برگزیند.
🔸ابن سعد در جلد هشتم کتاب طبقات مےآورد ( وقتی محمد با جویریه ازدواج کرد ، اسیران بنی مصطلق را آزاد کرد ، بسیاری از مسلمانان نیز بخاطر ازدواج محمد با جویریه اسیران او را آزاد کردند ، پیامبر به جویریه میگوید: مگر من مهریه تو را سنگین قرار ندادم ، مگر من چهل تن از قوم تو را از بردگی آزاد نساختم؟ ص۱۲۱) و همان منبع ذکر مےکند که ( رسول خدا جویریه دختر حارث را نخست از بردگی آزاد کرد و سپس او را به همسری گرفت و مهریه او را آزادکردن همه اسیران -بردگان جنگی- بنی مصطلق قرار داد ، ص۱۲۲)
◾️تذکار/ پس در اینجا مےبینیم محمد بن عبدالله ، بخاطر یک همسرش اسرای بنی مصطلق را مهریه قرار داده و آزاد نموده است ، یعنی وقتی منافع اقتضاء میکرده حکم و سفارش جهت آزادی اسراء میداده است که مهریه همسرش باشد. ( ادامه دارد)
🖊 ایمان سلیمانی
🔍در قسمت پیشین دیدیم که نگرانی جناب مکارم شیرازی از این بوده است که عدم پرداخت بخشی از پول بیت المال که حاصل برده فروشی علی بن ابیطالب بوده را خیانت بزرگی از سوی مصقله منظور داشته ، حال آنکه نشان دادیم ، حسین بن علی ، بیت المال متعلق به مسلمین را در زمان معاویه غارت نموده و آن اموال و زیورآلات را بین خانواده خویش تقسیم نموده است ، نه اینکه همانند مصقله از روی انسانیت و وارستگی ، اسراء را آزاد نموده باشد و دیدیم که همان معاویه که جناب مکارم او را عنصر پلید دانسته ، از این سرقت و غارت حسین چشم پوشی نموده است. حال در این قسمت باز هم شواهدی ارائه میکنیم تا نشان دهیم بذل و بخشش از بیت المال در زمان خلفاء و رسول اسلام نیز امری غیر معمول و غیر عادی نبوده است و سهل است که همین علی بن ابیطالب نیز از این بخششهای زمان عثمان نصیبی داشته است. حال چگونه وقتی خود به ریاست و خلافت میرسد از بدهی مردی وارسته از بیت المال چشم پوشی نمیکند و پول فروش اسراء و بردگان را مطالبه میکند. این امرنشان دهنده نوعی بی سیاستی و از همه مهمتر سختگیری بلاوجه اوست که آزادی زنان و کودکان اسیر در نظرش کاری بزرگ نبوده است که او بخواد وارستگی مصقله را با بخششی نیکو پاسخ دهد.
🔹در اینجا از طبقات ابن سعد مطلبی از مواجهه همین امام برده فروشان با دریافت بذل و بخششهای عثمانی را نشان میدهیم تا درسی برای جناب مکارم شیرازی و بچه شیعیان باشد. ابن سعد مےآورد عبدالله بن عامر که پسردایی عثمان نیز محسوب میشد و والی بصره بود و در جنگهای زیادی از ایران غنایم زیادی بدست آورده بود به مدینه میآید ، و ادامه از متن چنین است که ( و چون ابن عامر پیش عثمان رسید عثمان به او گفت ، برای قوم خود که از قریش هستند پیشکش بفرست . او همینگونه عمل کرد و برای علی بن ابیطالب سه هزار درهم و جامه ای فرستاد ، و چون آن را حضور علی آوردند ، فرمود : « خدا را شکر که مےبینم میراث محمد را کس دیگری غیر از ما مےخورد » ، چون این سخن به اطلاع عثمان رسید به ابن عامر گفت ، خداوند این اندیشه تو را زشت فرماید ، آیا باید برای علی سه هزار درهم بفرستی؟ ، گفت (ابن عامر) مےخواستم بسیار بیشتر بفرستم ، نمےدانستم عقیده تو چیست. عثمان گفت : جبران کن ، و او بیست هزار درهم و لوازمی دیگر برای علی فرستاد.
گویند علی بن ابیطالب به مسجد رفت و به گروهی که گرد هم نشسته بودند رسید که از پیشکشها و صله های ابن عامر سخن مےگفتند ، علی فرمود « بدون هیچ گفتگو او (ابن عامر) سالار جوانمردان قریش است») و در ادامه مےآورد ( گویند انصار هم در این باره سخن گفتند و اظهار داشتند این آزادشدگان در فتح مکه (منظورشان به ابن عامر است) چیزی جز دشمنی با ما نمےخواهند. چون این سخن به اطلاع عثمان رسید ابن عامر را احضار کرد و به او گفت ، ای ابوعبدالرحمان ، آبروی خود را حفظ کن و با انصار مدارا کن که بر زبان ایشان سخنانی رفته است که مےدانی. ابن عامر برای آنان هم پول و جامه فرستاد و آنان هم او را ستودند (طبقات ،ابن سعد، جلد ۵، ص۱۶۷ ،۱۶۸)
◾️تذکار/ پس اگر جناب آیت الله مکارم شیرازی و بچه شیعیان دقت بفرمایند مےبینند علی بن ابیطالب نیز از خوان گسترده بذل و بخششهای عثمانی نصیب برده و به وجد آمده و دهان به تمجید عمال اموی نیز گشوده اند ، هر کجا هم که نیازی داشته اند بشکل غارت و سرقت ، اموال بیت المال را تصاحب نموده اند. حال چگونه کسی فقط،نسبت به بیت المال ، در زمان خودش سختگیر است ، ولی در زمان دیگران تقاضای بذل و بخشش دارد؟ این داستان را از آنرو ذکر کردیم تا این گفته مصقله بن هبیره بهتر در اذهان نقش بندد که چرا گفته اگر عثمان و معاویه خلیفه بودند از فشار آنان ایمن بوده و آنها بر من نےبخشودند.
حال سعی مےکنیم چند شاهد نیز از بخشش اسراء و بیت المال از سوی پیامبر اسلام در وقت مصلحت ذکر کنیم تا مشخص شود علی میتوانسته راه دیگری را نیز برگزیند.
🔸ابن سعد در جلد هشتم کتاب طبقات مےآورد ( وقتی محمد با جویریه ازدواج کرد ، اسیران بنی مصطلق را آزاد کرد ، بسیاری از مسلمانان نیز بخاطر ازدواج محمد با جویریه اسیران او را آزاد کردند ، پیامبر به جویریه میگوید: مگر من مهریه تو را سنگین قرار ندادم ، مگر من چهل تن از قوم تو را از بردگی آزاد نساختم؟ ص۱۲۱) و همان منبع ذکر مےکند که ( رسول خدا جویریه دختر حارث را نخست از بردگی آزاد کرد و سپس او را به همسری گرفت و مهریه او را آزادکردن همه اسیران -بردگان جنگی- بنی مصطلق قرار داد ، ص۱۲۲)
◾️تذکار/ پس در اینجا مےبینیم محمد بن عبدالله ، بخاطر یک همسرش اسرای بنی مصطلق را مهریه قرار داده و آزاد نموده است ، یعنی وقتی منافع اقتضاء میکرده حکم و سفارش جهت آزادی اسراء میداده است که مهریه همسرش باشد. ( ادامه دارد)
🖊 ایمان سلیمانی