جماعت دعوت و اصلاح
نقش عبادتهای قلبی در تربیت روحی/ بحث اول: محبّت خداوند و راه رسیدن به دوستی او نویسنده: دکتر اکرم ضیاءالعمری ترجمه: محمدآزاد شافعی خداوند، مؤمن صالح را دوست میدارد و محبّتش را در مردم قرار میدهد: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ…
💢نقش عبادتهای قلبی در تربیت/ بحث دوم: حفاظت خدا از مؤمن
نویسنده: دکتر اکرم ضیاءالعمری
ترجمه: محمدآزاد شافعی
خداوند متعال از مؤمنینی که با ایمان به خدا و رسول به یکتاپرستی گرویدهاند میخواهد که با ادای فرائض و پرهیز از گناهان، تقوای او را رعایت کنند و بنگرند که برای قیامت خود چه عملی فرستادهاند؟ آیا عمل صالح است که نجاتشان دهد؟ یا گناه و عامل هلاکت آنان است؟ خداوند فرموده است:
﴿يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٨ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ١٩﴾ [الحشر: ١٨-١٩].
«ای اهل ایمان، خداترس شوید و هر نفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش میفرستد و از خدا بترسید که او به همه کردارتان به خوبی آگاه است. و مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم (حظّ روحانی و بهره ابدی) نفوس آنها را از یادشان میبرد. آنان به حقیقت بدکاران عالمند»
لازم است در کلمه «لِغَد» که در آیه بالا بهکار رفته دقت شود. این کلمه برای دلالت بر روز قیامت بهکار رفته و نزدیک بودن آن را خبر میدهد، گویا فردا قیامت است.
خداوند متعال بندگان مؤمنش را از مشابهت با فاسقان نهی کرده تا جزو کسانی نباشند که یاد خدا و حقوق او را فراموش کردهاند و خداوند نیز سهم آنان از خیر و اعمال نیکو را، که مایهی اصلی نجاتشان در قیامت است، از یادشان برده است. خداوند فقط کسانی را محافظت میکند که آنان نیز [کرامت و بزرگی] او را حفظ کنند و کسانی را یاد میکند که در یادش باشند و به کسانی میبخشد که از او میطلبند و به کسانی یاری میرساند که از او یاری میجویند. از ابن عباس روایت شده است که گفت: «روزی من پشت سر رسول خدا (ص) بودم، فرمود: ای پسر به تو کلماتی میآموزم: خدا را پاس دار، تا او نیز تو را پاس دارد. خدا را پاس دار تا او را پیش روی خود یابی. هرگاه چیزی خواستی از خدا بخواه و هرگاه کمک طلبیدی از خداوند طلب کن و بدان که اگر تمام امّت جمع گردند تا با چیزی به تو سود رسانند، نمیتوانند مگر با چیزی که خداوند برایت نوشته باشد و اگر همه آنها گرد هم آیند تا با چیزی به تو زیان رسانند، نتوانند مگر با همان چیزی که خداوند به زیان تو نوشته باشد. [تقدیر خداوند پیشتر رقم خورده و] قلمها برداشته شدهاند و جوهر صفحات نوشته شده خشک گردیده است»[١١٨]
👈ادامه: https://goo.gl/dH8NVC
#دین_و_دعوت
@islahweb
https://goo.gl/fNQkVZ
نویسنده: دکتر اکرم ضیاءالعمری
ترجمه: محمدآزاد شافعی
خداوند متعال از مؤمنینی که با ایمان به خدا و رسول به یکتاپرستی گرویدهاند میخواهد که با ادای فرائض و پرهیز از گناهان، تقوای او را رعایت کنند و بنگرند که برای قیامت خود چه عملی فرستادهاند؟ آیا عمل صالح است که نجاتشان دهد؟ یا گناه و عامل هلاکت آنان است؟ خداوند فرموده است:
﴿يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٨ وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ ١٩﴾ [الحشر: ١٨-١٩].
«ای اهل ایمان، خداترس شوید و هر نفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش میفرستد و از خدا بترسید که او به همه کردارتان به خوبی آگاه است. و مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم (حظّ روحانی و بهره ابدی) نفوس آنها را از یادشان میبرد. آنان به حقیقت بدکاران عالمند»
لازم است در کلمه «لِغَد» که در آیه بالا بهکار رفته دقت شود. این کلمه برای دلالت بر روز قیامت بهکار رفته و نزدیک بودن آن را خبر میدهد، گویا فردا قیامت است.
خداوند متعال بندگان مؤمنش را از مشابهت با فاسقان نهی کرده تا جزو کسانی نباشند که یاد خدا و حقوق او را فراموش کردهاند و خداوند نیز سهم آنان از خیر و اعمال نیکو را، که مایهی اصلی نجاتشان در قیامت است، از یادشان برده است. خداوند فقط کسانی را محافظت میکند که آنان نیز [کرامت و بزرگی] او را حفظ کنند و کسانی را یاد میکند که در یادش باشند و به کسانی میبخشد که از او میطلبند و به کسانی یاری میرساند که از او یاری میجویند. از ابن عباس روایت شده است که گفت: «روزی من پشت سر رسول خدا (ص) بودم، فرمود: ای پسر به تو کلماتی میآموزم: خدا را پاس دار، تا او نیز تو را پاس دارد. خدا را پاس دار تا او را پیش روی خود یابی. هرگاه چیزی خواستی از خدا بخواه و هرگاه کمک طلبیدی از خداوند طلب کن و بدان که اگر تمام امّت جمع گردند تا با چیزی به تو سود رسانند، نمیتوانند مگر با چیزی که خداوند برایت نوشته باشد و اگر همه آنها گرد هم آیند تا با چیزی به تو زیان رسانند، نتوانند مگر با همان چیزی که خداوند به زیان تو نوشته باشد. [تقدیر خداوند پیشتر رقم خورده و] قلمها برداشته شدهاند و جوهر صفحات نوشته شده خشک گردیده است»[١١٨]
👈ادامه: https://goo.gl/dH8NVC
#دین_و_دعوت
@islahweb
https://goo.gl/fNQkVZ
😔واقعیاتی تلخ درباره سبک زندگی ایرانی
در نظر داشته باشید که ما به سبک زندگی هیچ ملتی اصالتاً نمی توانیم ایراد بگیریم چون سبک زندگی نتیجه انباشت تجربیات تاریخی یک ملت است. اما می توانیم معیارهایی را مشخص کنیم و از آن زاویه آسیب شناسی کنیم. در اینجا قصد دارم آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی را بر اساس خود فرهنگ ایرانی و فرهنگ دینی مورد خطاب قرار دهم.
مادیات و خودخواهی کانونهای سبک زندگی ما شده است
بر اساس تجربهای که در مشاهدات بینالمللی از جوامعی چون ترکیه، مالزی، کشورهای عربی و اروپایی داشتهام اولین وجه مقایسهای که میتوان در خصوص سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد این است که میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است. علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آنرا استتار میکند. از این دنیا هم، پول، لوازم زندگی، نمایش خانه، ویلا و اتومبیل به دیگران سهم مهمی از دنیادوستی ایرانی دارد. در مقایسه، یک دانمارکی برای نقاشی، موزه، هنر، کتاب، آخرین رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگی، کشف کشورها و فرهنگهای دیگر، جا باز میکند. در سبد کالاهای میانگین ایرانی، این موارد تقریباً تعطیل است. کافی است صورت آرام و خوشرنگ یک شهروند معمولی ترکیه را با یک ایرانی مضطرب و همیشه در حال پول جمع کردن مقایسه کنید.
ظاهر و باطن میانگین ایرانی بالای ۵۰ درصد شکاف دارد
این یک پارادوکس است چرا که در جامعهای زندگی می کنیم که مباحث دینی و اخلاقی در آن سهم مهمی از تبلیغات و آموزش را دارد. برای نمونه این مباحث توسط رسانهها، از طریق فضای عمومی، از طریق آموزش و از طریق کتب مذهبی طرح و عنوان میشود و آموزش معنوی و دینی جایگاه زیادی دارد اما این بعد دینی به نظر می رسد بیشتر بعدی ذهنی است. یعنی یک مداری در ذهن میانگین ایرانی هست که ارتباط بسیار محدودی با عمل فرد ایرانی دارد. نکته دوم این است که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزههای اخلاقی و دینی است. یعنی شما اگر در طول یک روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید مشاهده خواهید کرد که آنها خیلی تذکر می دهند و نکات اخلاقی را مورد اشاره قرار میدهند و واژگان دینی، معنوی و اخلاقی زیادی را به کار می برند. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که انعکاس این واژهها در زندگی و عمل ما چیست؟ نیم کره ذهنی ما با نیم کره عملی ما تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارند...
👈ادامه: https://goo.gl/LWmUcP
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
در نظر داشته باشید که ما به سبک زندگی هیچ ملتی اصالتاً نمی توانیم ایراد بگیریم چون سبک زندگی نتیجه انباشت تجربیات تاریخی یک ملت است. اما می توانیم معیارهایی را مشخص کنیم و از آن زاویه آسیب شناسی کنیم. در اینجا قصد دارم آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی را بر اساس خود فرهنگ ایرانی و فرهنگ دینی مورد خطاب قرار دهم.
مادیات و خودخواهی کانونهای سبک زندگی ما شده است
بر اساس تجربهای که در مشاهدات بینالمللی از جوامعی چون ترکیه، مالزی، کشورهای عربی و اروپایی داشتهام اولین وجه مقایسهای که میتوان در خصوص سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد این است که میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است. علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آنرا استتار میکند. از این دنیا هم، پول، لوازم زندگی، نمایش خانه، ویلا و اتومبیل به دیگران سهم مهمی از دنیادوستی ایرانی دارد. در مقایسه، یک دانمارکی برای نقاشی، موزه، هنر، کتاب، آخرین رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگی، کشف کشورها و فرهنگهای دیگر، جا باز میکند. در سبد کالاهای میانگین ایرانی، این موارد تقریباً تعطیل است. کافی است صورت آرام و خوشرنگ یک شهروند معمولی ترکیه را با یک ایرانی مضطرب و همیشه در حال پول جمع کردن مقایسه کنید.
ظاهر و باطن میانگین ایرانی بالای ۵۰ درصد شکاف دارد
این یک پارادوکس است چرا که در جامعهای زندگی می کنیم که مباحث دینی و اخلاقی در آن سهم مهمی از تبلیغات و آموزش را دارد. برای نمونه این مباحث توسط رسانهها، از طریق فضای عمومی، از طریق آموزش و از طریق کتب مذهبی طرح و عنوان میشود و آموزش معنوی و دینی جایگاه زیادی دارد اما این بعد دینی به نظر می رسد بیشتر بعدی ذهنی است. یعنی یک مداری در ذهن میانگین ایرانی هست که ارتباط بسیار محدودی با عمل فرد ایرانی دارد. نکته دوم این است که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزههای اخلاقی و دینی است. یعنی شما اگر در طول یک روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید مشاهده خواهید کرد که آنها خیلی تذکر می دهند و نکات اخلاقی را مورد اشاره قرار میدهند و واژگان دینی، معنوی و اخلاقی زیادی را به کار می برند. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که انعکاس این واژهها در زندگی و عمل ما چیست؟ نیم کره ذهنی ما با نیم کره عملی ما تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارند...
👈ادامه: https://goo.gl/LWmUcP
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
جوانی از شیخ محمد غزالی پرسید حکم کسی نماز نمیخواند چیست؟ گفت: «آنست که وی را با خود به مسجد ببری!»
چه زیباست اسلام اگر همراه رفق و مدارا عرضه شود!
دعوتگر باشید، نه داور!
@islahweb
چه زیباست اسلام اگر همراه رفق و مدارا عرضه شود!
دعوتگر باشید، نه داور!
@islahweb
پیامبر-صلی الله علیه وسلم - میفرماید: دعای ظهر الغیب مسلمان برای برادر مسلمانش استجابت میشود
@islahweb
@islahweb
بیرم له ئیحرامی حهج دهكردهوه ، دوو پارچه له قوماشی سپی بێ فیز، به سادهیی و یهكسانیهك دوورابوون كه وێنا نهدهكرا . وێنهیهكی خهیاڵیانهی وای ههبوو وهكو ئهوهی له جیهانێكی تردا بێت ، ههر له ئهزهلهوه خهڵكی له هیچ شتێكدا جیاوازنین جگه له جل و بهرگیان نهبێت كه گهورهترین روخساری جیاوازی سامانداری و چینایهتی و پیشهوهری و نهتهوایهتی له خۆگرتووه
/ علی عیزهت بیگۆڤیج /
بە احرام حج میاندیشیدم، دو تکە پارچەی سفید کە بسیار سادە و بە صورت تساوی دوختە شدەاند کە قابل تجسم نبود، آنچنان تصویری خیالیی داشت کە گویی در جهانی دیگر باشد... از ازل، مردم در هیچ چیزی جز در لباسهایشان متفاوت نیستند و فرقی ندارند کە [لباس] بزرگترین سیمای اختلاف، متمول بودن، طبقاتی بودن، صنعتی و ناسیونالیسم را در برگرفتە است.
#علی_عزت_بگوویچ
@islahweb
/ علی عیزهت بیگۆڤیج /
بە احرام حج میاندیشیدم، دو تکە پارچەی سفید کە بسیار سادە و بە صورت تساوی دوختە شدەاند کە قابل تجسم نبود، آنچنان تصویری خیالیی داشت کە گویی در جهانی دیگر باشد... از ازل، مردم در هیچ چیزی جز در لباسهایشان متفاوت نیستند و فرقی ندارند کە [لباس] بزرگترین سیمای اختلاف، متمول بودن، طبقاتی بودن، صنعتی و ناسیونالیسم را در برگرفتە است.
#علی_عزت_بگوویچ
@islahweb
ئەخلاق وەک بنەمایەكی گەورەی ئیسلام
http://yon.ir/nf34a
نووسەر: د.عەلی محێدین قەرەداغی
سەرۆکی یەکیەتیی زانایانی مسوڵمان
#بانگەواز
#کوردی
#قەرەداغی
@islahweb
http://yon.ir/nf34a
نووسەر: د.عەلی محێدین قەرەداغی
سەرۆکی یەکیەتیی زانایانی مسوڵمان
#بانگەواز
#کوردی
#قەرەداغی
@islahweb
⚫️جلال طالبانی درگذشت
1396/07/11
جلال طالبانی (جلال حسامالدین نورالله طالبانی) رهبر حزب اتّحادیّه میهنی کردستان (یهکێتیی نیشتمانیی کوردستان) و رئیس جمهور سابق عراق، عصر امروز سهشنبه ١١ مهرماه ١٣٩٦ در سن ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
https://goo.gl/wfdqoF
#خبرهای_اصلاحوب
@islahweb
https://goo.gl/tww3QW
1396/07/11
جلال طالبانی (جلال حسامالدین نورالله طالبانی) رهبر حزب اتّحادیّه میهنی کردستان (یهکێتیی نیشتمانیی کوردستان) و رئیس جمهور سابق عراق، عصر امروز سهشنبه ١١ مهرماه ١٣٩٦ در سن ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.
https://goo.gl/wfdqoF
#خبرهای_اصلاحوب
@islahweb
https://goo.gl/tww3QW
🥀بدرود پيشمرگه
✍️با يادداشتهايي از فريدون مجلسي، جلال جلاليزاده و ناظم دباغ
«با وجود آنکه در اسناد رسمی تاریخ تولدش را سال ١٩٣٤ نوشتهاند؛ اما فرزند شیخ حسام با اندکی تردید بر این باور است که در سال ١٩٣٣ در روستای «کلکان» از توابع شهرستان «کویه» به دنیا آمده است. موقعیت پدر و خانواده، اوضاع شکننده عراقِ بعد از استقلال از همان کودکی او را به وادی سیاست کشاند و زمانی که هنوز دانشآموز کلاس چهارم ابتدایی بود، اشعاری را خلاف جریانات رسمی در مدرسه قرائت كرد. خودش بر این باور است که از سال ١٩٤٧ وارد اولین تشکل دانشآموزی شده و متعاقبا در سال ١٩٤٨ وارد تشکیلات دهقانان کردستان میشود. ثمره این جنبوجوشهای سیاسی اولین دستگیری و تبعید به موصل و محرومیت از ثبتنام در دانشکده پزشکی در سال ١٩٥١ بود و این تقدیر ناخواسته او را به ثبتنام در دانشکده حقوق بغداد کشاند. در دوران دانشجویی نیز سیاست و عشق را با هم آزمود؛ در مجموعه مصاحبههایی که بهتازگی به زبان کردی با عنوان «دیداری تهمهن» از او منتشر شده است، مامجلال روزی را به یاد میآورد که به جای دیدار معشوقهاش، مأموران در همان ساعت و همان محل دستگیرش میکنند». (آزاد حاجیآقایی، روزنامه «شرق»). جلال طالبانی بعد از عمری طولانی و پرفرازونشیب دیروز ۱۱ مهر سال ۱۳۹٦ در آلمان درگذشت. او در ۸۴ سال زندگی خود نقشهای متعددی را ایفا کرد؛ از فرماندهی مبارزات مسلحانه تا دیدارهای دیپلماتیک و نشستن بر کرسی ریاستجمهوری عراق. او در ۱۸سالگی عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان به رهبری ملامصطفی بارزانی شد و چندی بعد هم رهبر مقاومت مناطق کردنشین شد تا در برابر حملات دولت مرکزی به این مناطق مقاومت کند...
👈ادامه: https://goo.gl/rYc8ec
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
https://goo.gl/jkTX8K
✍️با يادداشتهايي از فريدون مجلسي، جلال جلاليزاده و ناظم دباغ
«با وجود آنکه در اسناد رسمی تاریخ تولدش را سال ١٩٣٤ نوشتهاند؛ اما فرزند شیخ حسام با اندکی تردید بر این باور است که در سال ١٩٣٣ در روستای «کلکان» از توابع شهرستان «کویه» به دنیا آمده است. موقعیت پدر و خانواده، اوضاع شکننده عراقِ بعد از استقلال از همان کودکی او را به وادی سیاست کشاند و زمانی که هنوز دانشآموز کلاس چهارم ابتدایی بود، اشعاری را خلاف جریانات رسمی در مدرسه قرائت كرد. خودش بر این باور است که از سال ١٩٤٧ وارد اولین تشکل دانشآموزی شده و متعاقبا در سال ١٩٤٨ وارد تشکیلات دهقانان کردستان میشود. ثمره این جنبوجوشهای سیاسی اولین دستگیری و تبعید به موصل و محرومیت از ثبتنام در دانشکده پزشکی در سال ١٩٥١ بود و این تقدیر ناخواسته او را به ثبتنام در دانشکده حقوق بغداد کشاند. در دوران دانشجویی نیز سیاست و عشق را با هم آزمود؛ در مجموعه مصاحبههایی که بهتازگی به زبان کردی با عنوان «دیداری تهمهن» از او منتشر شده است، مامجلال روزی را به یاد میآورد که به جای دیدار معشوقهاش، مأموران در همان ساعت و همان محل دستگیرش میکنند». (آزاد حاجیآقایی، روزنامه «شرق»). جلال طالبانی بعد از عمری طولانی و پرفرازونشیب دیروز ۱۱ مهر سال ۱۳۹٦ در آلمان درگذشت. او در ۸۴ سال زندگی خود نقشهای متعددی را ایفا کرد؛ از فرماندهی مبارزات مسلحانه تا دیدارهای دیپلماتیک و نشستن بر کرسی ریاستجمهوری عراق. او در ۱۸سالگی عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان به رهبری ملامصطفی بارزانی شد و چندی بعد هم رهبر مقاومت مناطق کردنشین شد تا در برابر حملات دولت مرکزی به این مناطق مقاومت کند...
👈ادامه: https://goo.gl/rYc8ec
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
https://goo.gl/jkTX8K
🖊پیام دبیرکل جماعت به مناسبت درگذشت جلال طالبانی
1396/07/12
دکتر عبدالرحمن پیرانی، دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح، در پیامی ضمن تسلیت درگذشت جلال طالبانی، او را چریک، سیاستمدار و روشنفکری موفّق و شایسته دانست و از فقدان وی اظهار تأسّف کرد.
به گزارش اصلاحوب، متن پیام دبیرکل به شرح زیر است:
https://goo.gl/ArH4dH
#اخبار_جماعت
#دبیرکل
#استاد_پیرانی
#تهران - پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
@islahweb
https://goo.gl/Tohjdh
1396/07/12
دکتر عبدالرحمن پیرانی، دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح، در پیامی ضمن تسلیت درگذشت جلال طالبانی، او را چریک، سیاستمدار و روشنفکری موفّق و شایسته دانست و از فقدان وی اظهار تأسّف کرد.
به گزارش اصلاحوب، متن پیام دبیرکل به شرح زیر است:
https://goo.gl/ArH4dH
#اخبار_جماعت
#دبیرکل
#استاد_پیرانی
#تهران - پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
@islahweb
https://goo.gl/Tohjdh
🌀دلآشوب پاشنه آشيل اصلاحطلبيام/ محمدرضا تاجيك در گفتوگو با «اعتماد»
آيا دانش اصلاحطلبان در حوزه سياسي از سال ٧٦ تا به امروز افزايش يافته است؟
قاعدتا همراه و همسو با افزونشدنِ تجربه سياسي، بر عمق و گستره دانش اصلاحطلبان نيز افزوده شده است. اما آنچه بيشتر محل نزاع (پرسش و نقد) است، اين مهم است كه آيا اين افزايش دانش و تجربه آنگونه كه بايد و شايد در پراتيك سياسي اصلاحطلبان نقش داشته است؟ يا به بيان ديگر، آيا اين دانش، پراتيك سياسي آنان را به پراكسيس تبديل كرده و چراغ راه آينده آنان شده است؟ آيا اين دانش ممد حيات و مفرح ذات آنان شده است؟ و آيا اين دانش به عنوان «سرمايه نمادين» جريان اصلاحطلبي به نسل بعد انتقال داده شده است؟
علت اصلي تولد احزاب جديد در اردوگاه اصلاحات را چه ميدانيد؟
👈ادامه: https://goo.gl/tAZsH5
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
آيا دانش اصلاحطلبان در حوزه سياسي از سال ٧٦ تا به امروز افزايش يافته است؟
قاعدتا همراه و همسو با افزونشدنِ تجربه سياسي، بر عمق و گستره دانش اصلاحطلبان نيز افزوده شده است. اما آنچه بيشتر محل نزاع (پرسش و نقد) است، اين مهم است كه آيا اين افزايش دانش و تجربه آنگونه كه بايد و شايد در پراتيك سياسي اصلاحطلبان نقش داشته است؟ يا به بيان ديگر، آيا اين دانش، پراتيك سياسي آنان را به پراكسيس تبديل كرده و چراغ راه آينده آنان شده است؟ آيا اين دانش ممد حيات و مفرح ذات آنان شده است؟ و آيا اين دانش به عنوان «سرمايه نمادين» جريان اصلاحطلبي به نسل بعد انتقال داده شده است؟
علت اصلي تولد احزاب جديد در اردوگاه اصلاحات را چه ميدانيد؟
👈ادامه: https://goo.gl/tAZsH5
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
🔹جلال طالبانی در هشتصد کلمه / صلاح الدین خدیو
🔸جلال طالبانی یکی از آخرین بازماندگان نسل رهبران کلاسیک کرد بود که امروز درگذشت. نسلی که مشروعیتشان مدیون انقلابیگری و سالهای متمادی حضور در مبارزات چریکی بود. طالبانی البته در میان این نسل هم استثنایی مهم محسوب می شود. وی به عنوان جوانترین عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان عراق در دهه 50، همزمان نمادی از ورود نمایندگان طبقه متوسط و تحصیلکردگان کرد به درون جنبش کردستان هم بود. نیمه دوم قرن بیست زمانی است که جبر ژئوپولتیک محصول جنگ سرد و گفتمان غالب زمانه جنبش کردستان را به درون چارچوبی راند که شعار خودمختاری اصلی ترین راهبرد آن شد. غلبه گفتمان چپ مارکسیستی در فضاهای فکری و سیاسی باعث شد که کم کم نقش شیوخ و روحانیون و سران عشایر در جنبش کردستان کمرنگ شده و زمام کار دست روشنفکران مبارزه جو بیفتد. نسلی که هم احزاب مدل لنینی - احزابی که بر اساس الگوی موسوم به سانترالیسم دمکراتیک سازماندهی شدند - را تاسیس کردند و هم نسخه چپ گفتمان حق تعیین سرنوشت ویلسونی را وارد جنبش کردستان نمودند. یک دوجین از این دسته افراد دور و بر ملا مصطفی بارزانی بودند که عمدتا سکان دفتر سیاسی حزب دمکرات را در دست داشتند. در میانه دهه شصت بالاخره میان اینان و بارزانی بزرگ اصطکاک رخ داد و جنبش دوپاره شد. نخستین بار این زمان بود که نام طالبانی بر سر زبانها افتاد. جناح متبوع وی خوش داشتند این دوپارگی را به شورش پسران رادیکال علیه پدران محافظه کار نسبت دهند. کاریزمای بی چون و چرای بارزانی پدر اما نگذاشت که رشته کار تمام از دست برود و کار جوانان شورشی حزب بگیرد. هر چند جنبش دوپاره شد و کردستان عراق نخستین بخش کردستان بود که با مساله تعدد و چندسری جنبش کردی مواجه گردید...
👈ادامه: https://goo.gl/awpfZW
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb
🔸جلال طالبانی یکی از آخرین بازماندگان نسل رهبران کلاسیک کرد بود که امروز درگذشت. نسلی که مشروعیتشان مدیون انقلابیگری و سالهای متمادی حضور در مبارزات چریکی بود. طالبانی البته در میان این نسل هم استثنایی مهم محسوب می شود. وی به عنوان جوانترین عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان عراق در دهه 50، همزمان نمادی از ورود نمایندگان طبقه متوسط و تحصیلکردگان کرد به درون جنبش کردستان هم بود. نیمه دوم قرن بیست زمانی است که جبر ژئوپولتیک محصول جنگ سرد و گفتمان غالب زمانه جنبش کردستان را به درون چارچوبی راند که شعار خودمختاری اصلی ترین راهبرد آن شد. غلبه گفتمان چپ مارکسیستی در فضاهای فکری و سیاسی باعث شد که کم کم نقش شیوخ و روحانیون و سران عشایر در جنبش کردستان کمرنگ شده و زمام کار دست روشنفکران مبارزه جو بیفتد. نسلی که هم احزاب مدل لنینی - احزابی که بر اساس الگوی موسوم به سانترالیسم دمکراتیک سازماندهی شدند - را تاسیس کردند و هم نسخه چپ گفتمان حق تعیین سرنوشت ویلسونی را وارد جنبش کردستان نمودند. یک دوجین از این دسته افراد دور و بر ملا مصطفی بارزانی بودند که عمدتا سکان دفتر سیاسی حزب دمکرات را در دست داشتند. در میانه دهه شصت بالاخره میان اینان و بارزانی بزرگ اصطکاک رخ داد و جنبش دوپاره شد. نخستین بار این زمان بود که نام طالبانی بر سر زبانها افتاد. جناح متبوع وی خوش داشتند این دوپارگی را به شورش پسران رادیکال علیه پدران محافظه کار نسبت دهند. کاریزمای بی چون و چرای بارزانی پدر اما نگذاشت که رشته کار تمام از دست برود و کار جوانان شورشی حزب بگیرد. هر چند جنبش دوپاره شد و کردستان عراق نخستین بخش کردستان بود که با مساله تعدد و چندسری جنبش کردی مواجه گردید...
👈ادامه: https://goo.gl/awpfZW
#گزیده_اخبار_و_مقالات
@islahweb