جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.2K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠گوهرِ بودن؛ فراتر از خواستن و داشتن


✍🏻صدیق قطبی

مرادِ دل ز تماشایِ باغِ عالم چیست؟
به دستِ مردم چشم از رخِ تو گل چیدن؟
ای بستگانِ تن، به تماشایِ جان روید
کاخر رسول گفت: «تماشا مبارک است»
گوهر و کیانِ معنویت، در گروِ توجه به «بودن» است. در حالی که بیشترینِ تلاشِ آدمیان، مصروفِ «داشتن» و «انجام دادن» است، ما باید بیاموزیم که اگر در چشمِ ما، غنا و پرمایگیِ «بودن» مطلوبیت و ارزندگی دارد، لازم است «خالی و تهی بودن»، «سکوت و خاموشی» و به «تماشا» نشستن و نظاره کردن را تمرین کنیم.
اگر می‌خواهیم بر غنا، ژرفا و پهنایِ بودنِ خود بیفزاییم، باید کاملاً دریچه‌ای گشوده و پذیرنده باشیم؛ گشوده به سویِ روشناییِ هستی که خود، تنها بخشِ کوچکی از آن هستیم؛ و پذیرنده و شنوایِ آنچه «هایدگر»، «ندایِ وجود» می‌خواند. توجه و اهتمام به «بودن»، مهم‌ترین تأکیدِ فرزانگانِ معنوی بوده است. آنچه برایِ اغلبِ ما مهم و اساسی است، دارا شدن و گسترشِ مالکیت، کنشگریِ فراوان و تن دادن به خواسته‌هایِ روزافزون است؛ در حالی که حقیقت در جای دیگری نهفته است.
ما عمدتاً زندگیِ پراکنده و پریشیده‌یِ خود را در کارِ صرفِ سه فعلِ «خواستن»، «داشتن» و «انجام دادن» به پایان می‌رسانیم. ما که در ساحت‌هایِ مادی، سیاسی، اجتماعی، عاطفی، عقلانی و حتی در ساحتِ دینی، خواستار و ارزومند می‌شویم و در جست‌وجویِ به‌چنگ آوردنِ امور هستیم، در بی‌قراریِ مداوم گرفتار شده‌ایم؛ غافل از اینکه هیچ‌یک از این افعال، هیچ گونه اهمیتِ اساسی‌ای ندارند، مگر تا آنجا که فعلِ بنیادیِ «بودن»، آن‌ها را در بر گیرد و معنا بخشد. این «بودن» است که گوهرِ حیاتِ معنوی است، نه خواستن، داشتن و انجام دادن.
هرکس بخواهد حیاتِ خود را نجات دهد، باید آن را [از این دلبستگی‌ها] رها سازد؛ چرا که «هر کس جان خود را در راهِ من فدا کند، آن را نجات داده است». زیرا چه فایده دارد اگر تمامِ جهان از آن شخص باشد، اما نفسِ خود را بر باد دهد یا به آن زیان رساند؟
اکهارت گفته است که «نداشتن» و خود را باز و «تهی» نگاه داشتن و خودپرستی را از خود دور کردن، شرطِ رسیدن به قدرت و غنایِ روحی است. انسان باید کمتر درباره‌یِ این که «چه باید کرد» فکر کند؛ زیرا این چندان مهم نیست، بلکه «چه هستم» اهمیت دارد. چرا که از آدمِ خوب، جز عملِ خوب سر نمی‌زند. اگر تو عادل باشی، عملت نیز عادلانه خواهد بود. این عمل نیست که به ما تقدس می‌بخشد، بلکه این ما هستیم که به اعمالمان تقدس می‌بخشیم. قداست، بر «بودنِ» تو مبتنی است، نه بر اعمالت. اگر می‌خواهی خوبیِ اعمالِ خویش را کشف کنی، ابتدا خوبیِ وجودِ خویش را کشف کن.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠-ابن القيم رحمه الله


‏هر که الله را چنان در قلب خود بزرگ بدارد که از جلال آن نتواند گناه کند، الله چنان او را در قلوب مردمان بزرگ می‌کند که نتوانند ذلیلش کنند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠 وقتی قرآن با تو حرف می‌زند


الحاق جوادی

✓ حتماً برایت پیش آمده یک جمله را بارها شنیده باشی و برایت عادی بوده، اما یک روز درست وسط یک تصمیم سخت، همان جمله ناگهان برایت معنای دیگری پیدا کند.
مثلاً مادرت بارها گفته باشد: «قبل از اینکه جواب بدهی، کمی صبر کن.»
یک روز کسی جلوی جمع حرفی می‌زند که خیلی ناراحتت می‌کند. گوشی را برمی‌داری تا همان لحظه جوابش را بدهی. اما ناگهان همان جمله یادت می‌آید. چند ثانیه صبر می‌کنی، جوابت را پاک می‌کنی و جور دیگری پاسخ می‌دهی.
جمله همان جمله بود؛ اما این بار روی انتخاب تو اثر گذاشت.
✓ قرآن هم قرار نیست فقط چیزی باشد که می‌خوانیم و از کنارش رد می‌شویم؛ قرار است دقیقاً به همین لحظه‌های انتخاب برسد.
خداوند در سوره توبه از واکنش‌های متفاوت انسان‌ها به آیاتش می‌گوید. بعضی با تردید و طعنه برخورد می‌کنند. اما مؤمنان واکنش دیگری دارند:
﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ﴾
📖 توبه: ۱۲۴
«اما کسانی که ایمان آورده‌اند، [هر آیه] بر ایمانشان می‌افزاید و شادمان و امیدوار می‌شوند.»
✓ دقت کن؛ قرآن نمی‌گوید این افراد فقط آیه را می‌شنوند و اطلاعاتشان بیشتر می‌شود. می‌گوید:
﴿فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا﴾
ایمانشان بیشتر می‌شود. یعنی آیه کم‌کم در نگاه و رفتارشان دیده می‌شود، نه فقط در حافظه‌شان.
بیا این را به چند صحنه واقعی زندگی‌ات وصل کنیم:
دوستانت می‌گویند: «ولش کن، کسی نمی‌فهمد.» اما یادت می‌آید خدا از کارت خبر دارد؛ پس کاری را که قرار بود پنهانی انجام بدهی، انجام نمی‌دهی.
کسی حرف زشتی می‌زند و دلت می‌خواهد همان لحظه تلافی کنی. آیه‌ای که درباره فروخوردن خشم خوانده‌ای، یادت می‌آید؛ این بار سکوت می‌کنی یا آرام‌تر جواب می‌دهی.
جمعی دور یک نفر جمع شده‌اند تا مسخره‌اش کنند. می‌توانی همراهشان بخندی، یا کنار بکشی و از او دفاع کنی.
همین‌جاست که معلوم می‌شود آیه فقط در حافظه‌ات مانده یا واقعاً وارد زندگی‌ات شده.
✓ اما چرا این افزایش ایمان با شادی همراه است؟
«استبشار» از ریشه «بَشَرَة» یعنی پوست صورت می‌آید؛ یعنی شادی‌ای که آن‌قدر واقعی است که در چهره‌ات هم پیداست، نه فقط یک حس گذرا در دل.
فکرش را بکن: وسط یک اشتباه بزرگ گیر کرده‌ای و نمی‌دانی چطور با خودت روبه‌رو شوی؛ بعد به آیه‌ای می‌رسی که از توبه و بازگشت حرف می‌زند. یا از یک امتحان یا تصمیم مهم می‌ترسی و آیه‌ای درباره توکل می‌خوانی. آن لحظه یک گره باز می‌شود؛ راهی می‌بینی که قبلش نمی‌دیدی.
این یعنی: من برای این موقعیت، یک راه دارم.
در خشم، یک راه. در وسوسه، یک راه. در ترس، یک راه. در تصمیم سخت، یک راه.
همین حس است که برق شادی را در دل و چهره می‌نشاند.
✓ نکته ظریف آیه اینجاست: می‌گوید ﴿الَّذِينَ آمَنُوا﴾ — کسانی که ایمان آورده‌اند.

دو نفر می‌توانند یک آیه را بشنوند. یکی فقط از کنارش رد می‌شود؛ دیگری مکث می‌کند، می‌گذارد آیه در ذهنش بماند و در لحظه انتخاب، آن را به یاد می‌آورد.
تفاوت نتیجه به همین توقف کوچک برمی‌گردد.
✓ پس رشد ایمانی یعنی چه؟
نه اینکه صفحات بیشتری را سریع‌تر ورق بزنی.
ممکن است یک نفر آیات زیادی حفظ باشد، اما وقتی عصبانی می‌شود همان آدم قبلی بماند. و ممکن است دیگری فقط یک آیه را درست بفهمد، اما همان یک آیه، برخوردش با یک دوست یا یک تصمیم مهم را عوض کند.
مسئله مقدار آیاتی که خوانده‌ای نیست؛ مسئله این است که چقدر از قرآن در انتخاب‌های واقعی‌ات زندگی می‌کند.

◻️ یک چالش:
امروز یک آیه را با ترجمه‌اش بخوان. عجله نکن.
از خودت بپرس: «اگر امروز بین دو انتخاب قرار بگیرم، این آیه کدام انتخاب را در من تغییر می‌دهد؟»
بعد منتظر یک موقعیت واقعی باش؛ شاید همان امروز، وسط یک گفت‌وگو، یک وسوسه یا یک ناراحتی، فرصتش پیش بیاید.
👌 قرآن وقتی زندگی‌ات را تغییر می‌دهد که از صفحه عبور کند و به لحظه انتخابت برسد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1
💠صدق و اخلاص در سلوک آدمی


✍🏻صدیق ابراهیمی

در سلوک آدمی، صدق، راستی دل است و اخلاص، راستی مقصد؛ یکی پرده از باطن برمی‌دارد و دیگری عمل را از نگاه خلق می‌رهاند.

«از شیخ ابوالحسن خَرقانی پرسیدند که صدق چیست؟
فرمود: صدق آن است که دل سخن گوید، یعنی آن گوید که در دل باشد.

و از وی پرسیدند که اخلاص چیست؟
فرمود: هرچه برای حقّ کنی اخلاص است و هرچه برای خلق کنی ریا»


صدق، دل بی‌نقاب است؛ اخلاص، عمل رسته از تماشای خلق. صدق، آدمی را با خویش صادق می‌کند؛ اخلاص، او را از خویش عبور می‌دهد.

و شاید نهایت راه همین باشد:
دل آن گوید که هست، و دست آن کند که برای حق است؛ بی‌ریا، بی‌ادعا، فارغ از نگاه خلق.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
💠آرامش یعنی یقین داشتن به حکمت خداوند

🔹‏در مدرسه‌ی تقدیر الهی ما تنها بخشی از تصویر را می‌بینیم، اما خداوند تمام حقیقت را می‌داند ...
‏پس اگر امروز چیزی برخلاف خواسته‌ات رقم خورد، شتاب‌زده قضاوت نکن؛ شاید در پس این رنج، خیری نهفته باشد که هنوز چشمانت توان دیدنش را ندارد.
🌷‏به لطف پنهان پروردگار اعتماد کن؛
‏چه بسیار خیرهایی که خداوند نصیبت کرد و ندیدی، و چه بسیار شرهایی که خداوند بی‌آنکه بدانی از تو دور کرد.
وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
‏و خداوند مى داند و شما نمى دانيد
🔖‏سوره البقره آیه ۲۱۶


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠ضرورت بازاندیشی در تعلیم و تربیت اسلامی:


✍🏻جلیل بهرامی‌نیا


به عنوان کسی که دست‌کم در سطح دلبستگی و باورمندی مسلمان‌ام و سال‌ها در مدارس متوسطه، درس دین و زندگی به دانش‌آموزان گفته و بارها در محافل عمومی درباره موضوعات دارای چاشنی دینی سخن رانده‌ام، احساس می‌کنم آموزش دینی نیازمند بازاندیشی جدی است و آنچه امروز تحت عنوان آموزش دینی داریم عمدتاً محدود به فقه عبادات، احوال شخصیه و آداب است و بخش مبانی نگرش اسلامی، بیشتر پای فشردن بر تاریخ اسلام و پاسداشت هویت/هویت‌هایی است که در درازنای تاریخ اسلام تحت عناوینی چون مذهب، مکتب کلامی، طریقت و اخیراً جریان‌های دعوی و احزاب سیاسی، غالباً حول محور برخی مشاهیر و نخبگان شکل گرفته‌اند و تحت تأثیر عوارض مرحله ضعف تمدن اسلامی و سیطره روحیه دگرهراسی و میل به انزوا، به فرایند تقدیس سپرده شده‌اند!
فروکاستن اسلام به احکام عملی و نصوص گزینشی برکنده از بافت اصلی و گسسته از مقاصد شریعت برای خدمت به اهداف ایدئولوژیک و هویت‌محورانه، که در واقع نه تلاشی اصیل برای شناخت اسلام به مثابه برنامه‌ای الهی برای هدایت دنیوی و نجات اخروی، بلکه نوعی بهره‌برداری سیاسی و مرامی با هدف تراشیدن سایزی پیش‌ساخته از دینداری برای خدمت به اغراض سیاسی و هویتی است، تعلیم و تربیت دینی را از درک نقش اصلی دین که شکوفاگری منش آدمی، معنابخشی به زندگی دنیوی، فعال سازی و تقویت حس خدمت خلق و حمایت از ارزش‌های تمدن‌سازی چون آزادی، عدالت، عمران، همزیستی و امنیت در اجتماع است، غافل ساخته است و با این غفلت یا تغافل سرنوشت‌ساز، اسلام را از محتوای سازنده خویش تهی ساخته و عوارض حضور تاریخی، آن را در سیمایی درآمیخته به جهالت، خشونت، فقر، خودکامگی، ستیزه‌جویی و قشری‌گری در اختیار امپراتوری رسانه‌ای رقبا گذاشته است!
اصرار بر پرورش تک‌بعدی و انزواگرایانه و بی‌اعتنایی به علوم انسانی نوین و نقش مواجهه فرهنگی و مطالعات تطبیقی و میان‌رشته‌ای در گسترش افق دید و در نتیجه افزایش سنجیدگی استنباطات و تقویت خودباوری برای ورود به تعامل و گفت و شنود فکری و تمدنی مبتنی بر احترام و واقع‌نگری، توان درک پیچیدگی جهان جدید و تحولات فکری-فلسفی معاصر و نوع مشارکت مؤثر در سپهر اندیشگی و فرهنگی روزگار کنونی و نیز انتخاب و ابتکار شیوه‌های ارتباطی نوین را تا حد زیادی از دانش‌آموختگان معارف اسلامی ستانده است.
اگر نکته‌دانی و هنرمندی ربعی بن عمار، صحابی پیامبر ﷺ و سفیر اعزامی مسلمانان به ستاد فرماندهی ارتش ساسانی را به یاد آوریم که در پاسخ پرسشی در باب درونمایه اسلام، آن را پیام‌آور رهایی، عدالت و معنویت نامید و با این درک عمیق و تبلیغ حکیمانه و دقیق، فرماندهان یزدگرد را پیش از کمان و سنان، اسیر فهم و بیان خویش کرد، تأیید خواهیم کرد که تعلیم و تربیت اسلامی به صورت جدی نیازمند اولویت‌بخشی به بازیابی سویه‌های انسانی و تمدنی اسلام، تنظیم محتوای آموزشی در پرتو مقاصد کلان شریعت و محوریت‌دادن به ارزش‌های تمدن‌ساز در فرایند تربیت است؛ ارزش‌هایی متعالی همچون تعمیم کرامت به آدمیزادگان، رهایی بشر از چنگال خدایان گوشتین، عدالت حتی با دشمنان، حقیقت‌خواهی حتی به قیمت زیان‌دیدگی خود و نزدیکان، خدمت بی‌منت و فارغ از ملاحظات هویتی و عقیدتی به دیگران، دگرپذیری و آمادگی برای همزیستی صلح آمیز با ناهمکیشان و سرانجام احترام به آزادی دینی و عقیدتی انسان‌ها و همکاری در زمینه مصالح کلان با دیگر گروهها.
تربیت اسلامی در صورت ادامه فروبستگی و پیله‌تنیدن به دور خویش و  اتکا به روش‌های تلقینی و گلخانه‌ای و اکتفا به هویت‌بانی و هویت‌سازی به جای توجه راهبردی به ابعاد انسانی و تمدنی اسلام و گشودگی خودباورانه و انتقادی به روی اندیشه‌ها و منابع متفاوت، افقی امیدوارکننده برای کامیابی در بازیابی نقش‌ پیش‌رو و کارساز در اقناع نسل جدید جوامع اسلامی و حضور اثرگذار در سپهر جهانی، فراروی خویش ندارد.
حتی در گذشته نیز، درخشش اندیشه و تمدن اسلامی مرهون نظام تربیتی حقیقت‌محور و گشوده و دگرپذیر و نقش‌آفرینی شخصیت‌هایی جریان‌ساز بوده است که اسلام را نه به صورت انتفاعی و گزینشی، بلکه در سطح اصیل انسان‌ساز و با نگاه جامع و غنی برآمده از گشودگی فکری و تنوع منابع و بر مبنای ترکیبی از فهم دین، فهم واقع، اولویت‌بندی مقاصدی و پیامدسنجی، معرفی و اجرا می‌کرده‌اند و شرع را پاسبان دیانت، جان، عقل، نسل، کرامت و مال مردم می‌دانستند و هر نوع روش و سازمان مدیریتی را صرف‌نظر از خاستگاه و هویت فرهنگی‌اش و تنها به شرط کارآیی در تأمین منافع جامعه، شرع‌پسند و پذیرفتنی می‌شمردند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1
💠﴿وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَاۚ وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ ١٧﴾

و فرشتگان در اطراف و کناره‌های آسمان (جدید آن روزی) قرار می‌گیرند، و در آن روز، هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود بر می‌دارند.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
#پیام_روز

💠هنرِ هدیه دادن و هدیه گرفتن


یکی از لذت‌هایِ بزرگِ زندگی، هدیه دادن به دیگران است. هدیه دادن، صرفاً صرفِ هزینه‌هایِ سنگین برایِ خریدِ یک شیء نیست؛ هدیه‌ای که انتخاب می‌کنید باید بیانگرِ هدف و منظورِ شما باشد و هنگامِ انتخابِ آن، روحیات و شخصیتِ دریافت‌کننده را مد نظر داشته باشید.
در مقامِ دریافت‌کننده‌یِ هدیه نیز، اهمیت دارد که نیتِ هدیه‌دهنده را ارج بنهید و فراموش نکنید که قدردانیِ خود را بابتِ آنچه دریافت کرده‌اید، ابراز کنید.
حتی اگر آن هدیه دقیقاً همان چیزی نباشد که آرزویش را داشتید، می‌توانید با سپاسگزاری از آن شخص، بزرگواری و ادبِ خود را نشان دهید.

— برگرفته از کتاب «آداب معاشرت به زبان آدمیزاد»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠قواعد قرآنی (53)


✍🏻عبدالظاهر سلطانی

لِلّذينَ أحْسَنُوا في هذِهِ الدنيا حَسَنَةٌ
نحل/30
برای آنان که در این دنیا نیکی کردند، نیکویی است.

پاداش نیکی، قطعا نیکی است. رحمن/60


تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز

(سعدی)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
📌ابتلا میان حکمت تقدیر و مسئولیت انسان

نویسنده:
وصفی عاشور ابوزید
مترجم:
جمال سبحانی

این مقاله با نگاهی شرعی و مقاصدی، مفهوم «ابتلا» را از «عقوبت» و «مصیبت» تفکیک می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که ایمان به قضا و قدر نباید بهانه‌ای برای سلب مسئولیت انسان یا توجیه ظلم و فجایع بشری باشد. نویسنده با تکیه بر قرآن و سنت، ابتلا را بخشی از ساختار زندگی و زمینه‌ای برای تحقق عبودیت، تزکیه، صبر، خودآگاهی، بازنگری در خطاها، شناخت سنن الهی، تقویت همبستگی و اصلاح فرد و جامعه می‌داند. همچنین بر ضرورت تفکیک مسئولیت فردی و اجتماعی و پرهیز از نسبت دادن قطعی هر مصیبت به عقوبت الهی تأکید می‌شود؛ زیرا حکمت کامل تقدیر الهی در بسیاری از حوادث برای انسان آشکار نیست. از این منظر، نگاه درست به محنت، نه تقدیس درد و نه تسلیم در برابر ظلم، بلکه پیوند میان ایمان به حکمت الهی، شناخت اسباب، مسئولیت‌پذیری و عدالت است.


🖇 ادامه‌ی مطلب

#ابتلا #قضا_و_قدر #مسئولیت_انسان #عدالت #فلسفه_ابتلا #اندیشه_اسلامی #اصلاح_اجتماعی #وصفی_عاشور_ابوزید #نگرش_مقاصدی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1🕊1
💠 چهار رکنِ «میانه‌روی» در اندیشه و عمل


✍🏻دبیر کل جماعت دعوت و اصلاح:

میانه‌روی و اعتدال، چهار رکنِ اساسی دارد:


۱. تزکیه‌یِ فردی: بخشی که به درونِ انسان اهمیت می‌دهد و با تزکیه، آن را اصلاح می‌کند. ستونِ این تزکیه، عبادت و بندگیِ خالصانه‌یِ پروردگار است.

۲. اصلاحِ اجتماعی: بخشی که به جامعه توجه دارد و از طریقِ اقامه‌یِ قسط، عدل و مساوات به اصلاح می‌پردازد؛ چنان‌که در قرآن آمده است: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».
یکی از رسالت‌هایِ تمامیِ پیامبران، برپاییِ عدل و قسط بوده است و از وظایفِ هر حرکتِ معتدلی، تلاش و مجاهدت در جهتِ تحققِ عدالت در جامعه است.

۳. اصلاحِ زمامداری: بخشی که به نحوه‌یِ حکمرانی توجه دارد تا از طریقِ حاکمیتِ اصلِ «شورا»، به اصلاحِ آن بپردازد.
حکومت‌ها، جنبش‌ها و هر نهادی که سهمی از قدرت و نفوذ دارد، باید بداند که «شورا»، قاعده‌یِ تصمیم‌گیریِ جمعی و اساسِ کارِ گروهی و اجتماعی است.

۴. توسعه و تمدن‌سازی: بخشی که به زندگی اهمیت می‌دهد و با خلق و گسترشِ تمدن، به اصلاحِ آن می‌پردازد.
نکته‌یِ کلیدی:

اساسِ تمامیِ این بخش‌ها، «تخصص» و «دانش» است. اگر جمعی فاقدِ این دو باشد، نمی‌تواند اهلِ نوگرایی (تجدید) و میانه‌روی (اعتدال) باشد.
همچنین، محوریتِ راهبردها باید بر ارزش‌ها، اصول، حقایقِ شرع و تجربه‌هایِ بشری استوار باشد. افراد، هرچقدر هم بزرگ باشند، محور و مبنا قرار نمی‌گیرند. البته احترام به سابقه، خدمات، تخصص و جایگاهِ آنان امری حتمی است و تعارضی با «عدمِ محوریتِ شخصی» و فراتر رفتن از اندیشه‌ها و اجتهاداتِ آن‌ها ندارد؛ همان‌طور که این رویکرد در موردِ ائمه‌یِ بزرگوار، فقها و مجتهدین نیز صادق بوده است.

تاریخ نشان می‌دهد که ائمه و فقیهانِ هر عصر، نظرات و اجتهاداتِ تازه‌ای مطرح کرده‌اند که در واقع عبور از آرا و اجتهاداتِ پیشینیان محسوب می‌شود؛ زیرا هدفِ آنان، کشفِ مقاصدِ دین و سازگاریِ آن با مقتضیاتِ زمان بوده است و این کار، هرگز به شأن و جایگاهِ بزرگانِ پیشین لطمه‌ای وارد نکرده است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
#پیام_قرآنی

💠قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِي

«(قارون)گفت: این ثروت را تنها به سبب دانشی که نزد خود دارم به دست آورده‌ام.»
🔖سوره القصص آیه۷۸
⛔️ این جمله از خطرناک‌ترین سخنانی است که نعمت را نابود و زمینه هلاکت را فراهم می‌کند.
هر خیر، موفقیت و نعمتی که به تو می‌رسد، آن را به صاحب اصلی فضل و نعمت، یعنی خداوند بزرگ و آفریدگارت نسبت بده؛ زیرا اوست که اسباب، توانایی، فرصت و توفیق را در اختیار انسان قرار می‌دهد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍2👏1
Audio
💠پایداری بر اصول یا ذوب در واقعیت؟


✍️ریان توفیق

▷ ◉───────── ۱۵:۱۹

در زمانه‌ای که ارزش‌ها با مصالح سنجیده می‌شوند، ثبات بر مبدأ ضرورتی انکارناپذیر است. مبدأ، قطب نمای انسان در دریای زندگی است؛ خواه عدالت باشد یا امانت. مبدأگرایی به معنای گسست از واقعیت نیست، بلکه سنجش واقعیت با ترازوی ثوابت است. نباید متغیرها، اصول را دگرگون کنند. ارزش‌هایی چون پاکی، علم و نظم، با تغییر زمان باطل نمی‌شوند. امتحانِ حقیقیِ مبدأها در دشواری‌هاست، نه آسایش.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۹

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
💠آسیب شناسی کار جمعی



آفت چهارم: عجله و شتاب در چیدن نتیجه دعوت


✍🏻فرزان خاموشی


گاهی کسانی که در یک مجموعه حضور دارند، فراموش می‌کنند که زیرمجموعه‌ی جماعتی هستند که از امکانات محدودی برخوردار است. ازاین‌رو، بدون توجه به توان و امکانات جمع و تنها با تکیه بر کثرت نیروی انسانی، می‌گویند: «وقتی تعداد ما زیاد است، پس چرا پیروز نمی‌شویم؟»

در حالی که موفقیت هر مجموعه، پس از توفیق و عنایت الهی، در گرو دو عامل اساسی است:

اول: وجود نیروی انسانی متعهد، دلسوز و توانمند.

دوم: وجود امکانات مادی، تجهیزات و ابزارهایی که مجموعه بتواند به وسیله‌ی آن، رسالت و دعوت خود را به مردم برساند.

گاهی این حقیقت از نگاه برخی از اعضای جماعت پنهان می‌ماند؛ ازاین‌رو دچار نوعی تعارض و تناقض ذهنی می‌شوند و با خود می‌گویند:
«با وجود این همه نیروی انسانی، چرا پیروز نمی‌شویم؟»


امام حسن البنّا در کنگره‌ی پنجم، خطاب به برادران ایمانی که می‌خواستند میوه‌ی دعوت را پیش از رسیدن بچینند، چنین می‌گوید:

«برادران، به‌ویژه شما برادران پرشور و احساساتی که می‌خواهید شتاب‌زده عمل کنید؛ راهی که در پیش گرفته‌اید، گام‌به‌گام ترسیم شده و حدود آن مشخص است. بنابراین، هر کس بخواهد میوه‌ی درخت دعوت را پیش از رسیدن بچیند، یا گل آن را پیش از شکفتن برچیند، هرگز انتظار تأیید و حمایت مرا نداشته باشد. برای او بهتر است که از این نهضت و دعوت جدا شود و به گروه‌ها و جماعت‌های دیگر بپیوندد. اما هر کس تا زمان روییدن بذری که کاشته شده، رشد نهالی که در زمین نشانده شده و فرا رسیدن فصل برداشت محصول، همراه ما صبر و شکیبایی پیشه کند، پاداش او بر عهده‌ی خداوند خواهد بود.»
(اخوان‌المسلمین؛ هفتاد سال دعوت و جهاد، یوسف قرضاوی، ترجمه‌ی عبدالعزیز سلیمی، ص ۱۷۸)

در میدان فعالیت‌های دعوتی و اجتماعی، برای آنکه بتوانیم فردی اثرگذار و فعال باشیم و دچار دلسردی نشویم و با امید و انگیزه به فعالیت خود ادامه دهیم، توجه به دو اصل ضروری است که از آن‌ها با عنوان دو «دایره» یاد می‌کنیم:

۱. دایره‌ی اهتمام‌ها، دغدغه‌ها و نیازمندی‌ها

۲. دایره‌ی تأثیرگذاری

منظور از دایره‌ی اهتمام‌ها، مجموعه‌ی فعالیت‌ها و کمبودهایی است که در جامعه وجود دارد و شایسته است برای رفع آن‌ها اقدام شود. این دایره ناظر به کارهایی است که باید انجام گیرد.

اما دایره‌ی تأثیرگذاری، به توانمندی‌ها، ظرفیت‌ها و امکاناتی اشاره دارد که فرد یا مجموعه برای انجام آن فعالیت‌ها در اختیار دارد.

اگر کسی همه‌ی توجه خود را معطوف به دایره‌ی اهتمام‌ها کند و همواره به کمبودها و کارهای انجام‌نشده بیندیشد، اما به دایره‌ی تأثیرگذاری و توان واقعی خود توجه نکند، چه‌بسا پس از مدتی دچار دلسردی، فرسودگی و سرخوردگی شود و حتی دعوت و جماعت را رها کند.

از همین رو، خداوند متعال پیامبر خویش را نیز به این اصل مهم توجه داده و در سه موضع از قرآن کریم می‌فرماید:

﴿فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا﴾
(سوره‌ی کهف، آیه‌ی ۶)

﴿لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ﴾
(سوره‌ی شعراء، آیه‌ی ۳)

﴿أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا ۖ فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ﴾
(سوره‌ی فاطر، آیه‌ی ۸)


نکته‌ی تربیتی قابل استنباط از این آیات آن است که پیامبر اکرم ﷺ با همه‌ی وجود آرزو داشت همه‌ی مردم هدایت شوند و دعوت او را بپذیرند؛ اما خداوند متعال به ایشان یادآوری می‌کند که هدایت مردم تنها در اختیار او نیست و تحقق آن به عوامل متعددی وابسته است. ازاین‌رو، توجه به ظرفیت و توان خویش، از لوازم اساسی کار دعوت است؛ اصلی که همه‌ی دعوتگران و مصلحان اجتماعی باید همواره آن را مدنظر داشته باشند.
یکی از عواملی که سبب می‌شود فرد در یک مجموعه برای چیدن ثمره‌ی دعوت شتاب کند، شناخت نادرست یا ناقص از اهداف جمع است.
هنگامی که کسی به جمعی می‌پیوندد، اما اهداف آن برای او به‌درستی روشن نشده باشد، به‌تدریج جماعت را به ناتوانی در تحقق اهداف متهم می‌کند؛ به‌ویژه زمانی که سال‌های زیادی از عمر آن مجموعه گذشته باشد. در چنین شرایطی، شخص می‌خواهد میوه‌ی دعوت را پیش از موعد برداشت کند، در حالی که از این حقیقت غافل است که رسیدن به هر مرحله، مستلزم تکمیل مرحله‌ی پیش از آن است. (نقاط قوت و ضعف در فعالیت‌های جمعی، الدیلمی، ترجمه‌ی جبروتی، ص ۶۴، با اندکی تصرف)

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍1
💠آسیب شناسی کار جمعی


ادامه آفت چهارم: عجله و شتاب در چیدن نتیجه دعوت


✍🏻فرزان خاموشی


از جمله عواملی که در مسیر دعوت و همراهی با یک مجموعه به انسان کمک می‌کند، شناخت یکی از سنت‌های الهی، یعنی سنت تدرج است.
سنت تدرج به ما می‌آموزد که رسیدن انسان‌ها به سعادت و هدایت، جز از مسیر حرکت تدریجی امکان‌پذیر نیست. افزون بر این، به دلیل تفاوت انسان‌ها از نظر استعدادها و توانایی‌ها، نمی‌توان انتظار داشت که همه‌ی افراد هم‌زمان و با یک سرعت به مراتب رشد و کمال دست یابند.

مقصود از تدرج آن است که هدف به‌روشنی مشخص شود، برای رسیدن به آن نقشه‌ای دقیق ترسیم گردد و مراحل اجرای آن با هوشیاری، صداقت و برنامه‌ریزی کامل طراحی شود؛ به‌گونه‌ای که انتقال از هر مرحله به مرحله‌ی بعد، آگاهانه، هدفمند و بر اساس برنامه باشد تا حرکت، سرانجام به نقطه‌ی مطلوب خود برسد؛ مرحله‌ای که در آن، قوانین و ارزش‌های اسلامی به‌طور کامل تحقق یابد.
(اولویت‌های دینی در پرتو قرآن و سنت، یوسف قرضاوی، ترجمه‌ی ابوبکر حسن‌زاده، ص ۱۱۶)

سید قطب در این‌باره می‌گوید:

«تربیت و شکوفایی استعدادهای نهفته‌ی انسان، نیازمند گذشت زمان است و جز با حرکتی تدریجی نمی‌توان به مقصد رسید؛ زیرا رشد و تحول روحی انسان و دست‌یابی به کمالات اخلاقی و انسانی، امری نیست که یک‌شبه یا تنها با مطالعه‌ی یک کتاب تربیتی و اخلاقی حاصل شود.» (فی ظلال القرآن، ج ۵، ص ۲۵۶۲)

ازاین‌رو، دعوتگران و مصلحان اجتماعی باید این سنت الهی را در اصلاح جامعه، تعامل با مردم، اداره‌ی امور و نیز در تصمیم‌گیری برای اجرای نظام اسلامی و ارائه‌ی یک زندگی اسلامیِ کامل و متوازن، همواره مدنظر قرار دهند.

بنابراین، اگر خواهان برپایی جامعه‌ای اسلامی و راستین هستیم، نباید تصور کنیم که این هدف با حرکت یک قلم، صدور یک فرمان، تصویب یک قطعنامه یا تصمیم یک حاکم، شورا یا پارلمان محقق خواهد شد؛ بلکه تحقق آن، در گرو به‌کارگیری شیوه‌ی تدریجی، آماده‌سازی فکری و ذهنی جامعه، فراهم ساختن بسترهای روانی، اخلاقی و اجتماعی و ایجاد زمینه‌های مناسب برای پذیرش آن است. (ویژگی‌های کلی اسلام، یوسف قرضاوی، ص ۲۸۵)

کسانی که انتظار دارند یک جماعت، با وجود امکانات محدود و ظرفیت اندک، راه صدساله را یک‌شبه بپیماید، به‌تدریج از همراهی با آن خسته خواهند شد و سرانجام راهی جز نقد اشخاص، تخریب مجموعه و ترک آن نخواهند یافت.

کار دعوت و اصلاح اجتماعی، نفسی بلند می‌طلبد، نه شور و هیجان زودگذر.

از نمونه‌های بسیار لطیف و آموزنده در این زمینه، روایتی است که مورخان از عمر بن عبدالعزیز نقل کرده‌اند. عمر بن عبدالعزیز، که بسیاری از علمای اسلام او را «پنجمین خلیفه‌ی راشد» و «عمر دوم» نامیده‌اند، به سبب پیروی از سیره‌ی جدش، عمر فاروق، جایگاهی ممتاز در تاریخ اسلام دارد.

نقل کرده‌اند که عبدالملک، فرزند عمر بن عبدالعزیز، که جوانی پرشور و پرهیزگار بود، روزی به پدرش گفت:

«پدر! چرا همه‌ی احکام و قوانین اسلام را یکباره اجرا نمی‌کنی؟ به خدا سوگند، برای من مهم نیست که در راه اجرای حق، من و تو را در دیگی بجوشانند.»

عمر بن عبدالعزیز در پاسخ فرمود:

«فرزندم! شتاب مکن. خداوند متعال شراب را در قرآن کریم در دو مرحله نکوهش کرد و در مرحله‌ی سوم آن را حرام گردانید. من بیم آن دارم که اگر همه‌ی حقایق را یکباره بر مردم تحمیل کنم، آنان نیز یکباره آن را رها کنند و این، خود منشأ فتنه و فاجعه خواهد بود.»

(الموافقات، شاطبی، ج ۲، ص ۹۴؛ به نقل از: اولویت‌های دینی در پرتو قرآن و سنت، یوسف قرضاوی، ص ۱۱۷)

تعجیل و شتاب‌زدگی، حرکت‌های اسلامی را وارد میدان‌هایی می‌کند که هنوز زمان ورود به آن‌ها فرا نرسیده است و آنان را درگیر رویارویی با قدرت‌هایی می‌سازد که توان و امکاناتشان بسیار فراتر از ظرفیت آن‌هاست.
چنین شتابی، مجموعه را وارد عرصه‌هایی می‌کند که توان خروج از آن را ندارد؛ در حالی که خداوند متعال، هیچ‌کس را بیش از توانش مکلف نساخته و روا ندانسته است که انسان خود را آگاهانه در معرض آزمون‌ها و فتنه‌هایی قرار دهد که خارج از توان اوست.

اشارات قرآن کریم در نکوهش شتاب‌زدگی و بیان آثار زیان‌بار آن، و نیز تأکید بر ارزش صبر و بردباری، برای اهل دعوت و اصلاح، درس‌آموز و راهگشاست.

منتظر بخش های بعدی باشید.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
💠﴿يَوۡمَئِذٖ تُعۡرَضُونَ لَا تَخۡفَىٰ مِنكُمۡ خَافِيَةٞ ١٨﴾


در آن روز (برای حساب و کتاب، به خدا) نموده می‌شوید، و (چه رسد به کارهای آشکارتان) چیزی از کارهای نهانیتان مخفی و پوشیده نمی‌ماند.‏

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠تحرک؛ درمانِ ملال و راهِ تعالی


✍🏻صدیق قطبی

خواجه شیراز به نکته‌یِ ظریفی اشاره می‌کند و می‌گوید بی‌عملی و فقدانِ تحرک و جنب‌وجوش، موجبِ ملال و دل‌زدگی می‌شود؛ عالمان و دانایانِ جهان، از این‌روی ملول و غم‌زده‌اند که خیزش و جوششی ندارند:
نه من ز بی‌عملی در جهان ملولم و بس
ملالتِ علما هم ز علمِ بی‌عمل است
جویباری که توقف کند، در زمین فرو می‌رود و رودِ روان، به دریا می‌رسد:
آبی که براسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
به تماشایِ بهارِ جهان نشستن و پنجره‌یِ دل را به هوایِ بهاری گشودن، می‌تواند آرام‌آرام ما را به آن بهارِ جان و نهان رهنمون کند؛ چرا که مصاحبت و معاشرت با هر چیزی، کم‌وبیش اوصاف و خصالِ آن را در اندرونه‌یِ فرد می‌نشاند. در هر چیزی که نظر کنی، همان می‌شوی. به گفته‌یِ بسیار دقیقِ شمسِ تبریزی: «همنشین، تو را در عالمِ خویشتن کشد.»
شمسِ تبریزی همچنین می‌گوید:
«لاشک با هرچه نشینی و با هرچه باشی، خویِ او گیری. در گل که نگری، تازگی در تو می‌آید؛ در پژمردگی که نگری، قبض و دل‌گرفتگی در تو درآید؛ زیرا همنشین، تو را در عالمِ خویشتن کشد.»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1
💠 آنچه بکاری، درو می‌کنی


الحاق جوادی

◻️ دو نفر در یک محله زندگی می‌کردند، با شرایطی تقریباً یکسان. یکی هر روز صبح به همسایه‌اش سلام می‌داد و لبخندی ردوبدل می‌شد. دیگری با سری فروافتاده و دلی پر از گلایه از روزگار، همان مسیر را می‌رفت. سال‌ها گذشت. اولی محله را جایی پر از آدم‌های خوب می‌دید و دومی همان محله را سرد و بی‌روح توصیف می‌کرد. هیچ‌کدام دروغ نمی‌گفتند. هرکدام بخشی از جهانی را می‌دیدند که خودشان در ساختنش سهم داشتند.

◻️ زندگی همیشه آن چیزی نیست که بر سر ما می‌آورد، بخشی از آن چیزی است که ما هر روز به آن اضافه می‌کنیم. یک سلام، یک لبخند، یک تشکر یا یک کلام تلخ، شاید کوچک به نظر برسد، اما همین چیزهای کوچک فضای خانه، محل کار و روابط ما را شکل می‌دهند. هرچه بیشتر در خلق زیبایی سهیم باشیم، زیبایی بیشتری در اطرافمان می‌بینیم.

◻️ البته این به معنای انکار سختی‌های واقعی زندگی نیست. همه چیز در اختیار ما نیست، اما در برابر بسیاری از آنچه در اطرافمان می‌گذرد، دست ما خالی نیست. می‌توانیم انتخاب کنیم چه چیزی به این زندگی اضافه کنیم: کینه یا گذشت، گلایه یا گفت‌وگو، تلخی یا مهربانی.

◻️ شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های زندگی همین باشد: «من هر روز چه چیزی به جهان اطرافم اضافه می‌کنم؟» چون بسیاری از چیزهایی که از دیگران می‌خواهیم، همان چیزهایی است که باید از خودمان آغاز کنیم.

◻️ راهبردها:
✓ به‌جای گلایه از سردی دیگران، خودت اولین قدم گرمی باش.
✓ وقتی فضا کدر شد، از خودت بپرس: رفتار من چه سهمی در این حال و هوا داشته است؟
✓ منتظر مهربانی نمان، خودت آغازگر آن باش.
✓ در روزهای سخت، مراقب باش تلخی را به دیگران منتقل نکنی.
✓ هر شب از خودت بپرس: امروز چه چیزی در اطرافم کاشتم؟

◻️ زمین، هیچ‌گاه دانه‌ای را بی‌جواب نمی‌گذارد؛ زندگی هم همین‌طور.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠 از سنگ‌ریزهٔ غفلت تا قلهٔ قرب


✍🏻حمزه خان‌بیگی

«تأملی در راز گناهان کوچک، مراقبت دل و اخلاص در سلوک الهی»


در سیر تربیت الهی، یکی از خطرناک‌ترین خطاهای انسان، نه ارتکاب گناهان بزرگ، بلکه احساس امنیت در برابر گناهان کوچک است. بسیاری از مردم هنگامی که از سقوط سخن می‌گویند، ذهنشان به لغزش‌های آشکار، انحراف‌های بزرگ و خطاهای سنگین معطوف می‌شود؛ اما سنت الهی در تربیت انسان نشان می‌دهد که فروپاشی‌های بزرگ غالباً از روزنه‌هایی بسیار کوچک آغاز می‌شوند. درختی سترگ در یک روز خشک نمی‌شود، بلکه بیماری آن از ریشه‌هایی آغاز می‌گردد که مدت‌ها از چشم پنهان بوده‌اند. به همین سان، انحراف روح نیز اغلب از غفلتی جزئی، عادتی کوچک، نگاهی بی‌محابا یا کلمه‌ای به ظاهر بی‌اهمیت آغاز می‌شود.
التعثر لن يكون بالجبل بل بالحجر الصغير
لغزش با کوه رخ نمی‌دهد، با سنگ‌ریزه‌ای کوچک آغاز می‌شود
چه بسا انسان از کوه‌های بزرگ بیم داشته باشد و خود را برای رویارویی با آنها آماده کند، اما از سنگ‌ریزه‌ای کوچک که در مسیرش افتاده است غافل بماند؛ و همین غفلت، سرآغاز لغزشی شود که هرگز گمانش را نمی‌برد. حقیقت آن است که بسیاری از شکست‌ها و سقوط‌های معنوی، نه از امور آشکار و بزرگ، بلکه از همان ریزه‌کاری‌هایی آغاز می‌شوند که ناچیز شمرده می‌شوند و به چشم نمی‌آیند.
گاه یک سخنِ نسنجیده است که بی‌تأمل بر زبان جاری می‌شود؛ گاه نگاهی است که تکرارش عادی پنداشته می‌شود؛ گاه گناهی کوچک است که توبه از آن به فردا و فرداهای دیگر واگذار می‌گردد؛ و گاه عادتی است که انسان به آن مجال رشد می‌دهد و هر روز اندکی بر آن می‌افزاید. آنگاه پس از گذشت زمان، با شگفتی درمی‌یابد آنچه روزی بی‌اهمیت می‌نمود، اکنون باری سنگین بر جان او نهاده و رهایی از آن به آسانی ممکن نیست.
بسیاری از سقوط‌ها از لحظه‌ای غفلت آغاز می‌شوند؛ غفلتی که اگر مهار نشود، روزگار آن را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند و از جرقه‌ای کوچک، آتشی گسترده می‌سازد.
📖از همین رو، رسول رحمت ﷺ با هشداری سرشار از شفقت فرمودند:
قال ﷺ: (إيّاكم ومُحقَّراتِ الذنوب فإنهنَّ يجتمعنَ على الرجلِ حتى يُهلكنه.)
«از گناهان کوچک و ناچیز انگاشته‌شده بپرهیزید؛ زیرا آنها بر انسان گرد می‌آیند تا سرانجام او را به هلاکت افکنند.»
این سخن، دعوتی است به بیداری دل و مراقبت دائمی از خویشتن. هیچ خطایی را کوچک مشمار؛ زیرا گناه کوچک، هنگامی که با بی‌اعتنایی همراه شود، راه رشد می‌یابد و به عادتی ریشه‌دار تبدیل می‌گردد. همان‌گونه که قطره‌های پی‌درپی می‌توانند سنگی سخت را فرسوده سازند، لغزش‌های ظاهراً ناچیز نیز می‌توانند آرام‌آرام بنای ایمان و استواری روح را آسیب رسانند.
فلا تحتقر شيئًا من الخطأ كما لا تحتقر شيئًا من الخير؛ فقد يكون الصغير عند الله عظيمًا بنيتك وصدقك.
و در همان حال، هیچ عمل خیری را نیز ناچیز مدار. چه‌بسا لبخندی از سر اخلاص، سخنی از روی مهربانی، دستیگیری پنهان از نیازمندی، یا ذکری که تنها خداوند از آن آگاه است، در ترازوی الهی ارزشی بس عظیم بیابد.
اهل معرفت گفته‌اند که عظمت اعمال، تنها به ظاهر آنها نیست، بلکه به صدق نیت، پاکی دل و میزان حضور خداوند در آن وابسته است.
از این رو، سالک راه خدا هم از لغزش‌های کوچک هراس دارد و هم به نیکی‌های کوچک امید می‌بندد؛ زیرا می‌داند آنچه در نگاه انسان خرد و ناچیز جلوه می‌کند، ممکن است در پیشگاه پروردگار بزرگ و سرنوشت‌ساز باشد.
پس پیش از آنکه به سنگ‌ریزه‌ای کوچک گرفتار شوی، راه خویش را با چراغ مراقبت روشن دار، و پیش از آنکه خطایی اندک به زخمی عمیق بدل شود، آن را با توبه و بازگشت درمان کن. چه بسیار کسانی که با کوهی عظیم زمین نخوردند، اما از سنگی کوچک که آن را جدی نگرفتند، لغزیدند و آسیب دیدند؛ و چه بسیار بندگانی که با نیکی‌ای کوچک، اما آمیخته به اخلاص و صدق، به مقامی بلند در قرب الهی دست یافتند.
در ساحت تربیت ایمانی، هیچ چیز را نباید کم‌ارزش پنداشت؛ نه گناهی را که می‌تواند آغاز دوری از خدا باشد، و نه کار خیری را که می‌تواند سرآغاز راهی به سوی رضوان و رحمت او گردد. زیرا در میزان الهی، گاه کوچک‌ترین امور، بزرگ‌ترین آثار را در سرنوشت انسان رقم می‌زنند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
1👍1
💠اگر می‌خواهیم انسان‌های بزرگی تربیت کنیم.

✍🏻امام مصلح، ابن باديس

باید مادرانی دیندار و مؤمن تربیت کنیم؛ و این کار جز با آموزش دینی دختران و پرورش آنان بر اساس آموزه‌های اسلامی امکان‌پذیر نیست.

اگر دختران را با همین ناآگاهی و بی‌خبری از دین رها کنیم، هرگز نمی‌توانیم امیدوار باشیم که از دامان آنان، مردان و شخصیت‌های بزرگی تربیت شوند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4