جماعت دعوت و اصلاح
4.63K subscribers
13.2K photos
2.81K videos
351 files
17.2K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
💠انواع تقدیر الهی در زندگی بشر


(نگاهی گذرا به داستان موسی و خضر)

احسان الفقیه

بخش اول


آیا تا به حال ایستاده‌ای و درباره حضرت خضر علیه‌السلام فکرکرده‌ای؟آیا او پیامبر بود، ولیّ خدا بود،دانشمند بود یا چه چیز دیگری؟

آیا هیچ‌گاه از این موضوع شگفت‌زده شده‌ای که خداوند به او دانشی بیشتر و حکمتی عمیق‌تر و رحمتی گسترده‌تر ازیک پیامبرِ فرستاده عطا کرده بود؟

آیا از خود پرسیده‌ای چرا حضرت موسی علیه‌السلام این‌همه اصرار داشت خود را به جایی برساند که قرار بود حضرت خضر علیه‌السلام را در آنجا ملاقات کند؟

﴿و هنگامی که موسی به جوان همراه خود گفت:دست از رفتن نمی‌کشم تا به محل برخورد دو دریا برسم، هرچند سال‌ها به راه رفتن ادامه دهم.﴾

و چرا از میان همه پیامبران،حضرت موسی علیه‌السلام مقدر شد که با حضرت خضر،آن بنده‌ای که از دانش و رحمت بیشتری برخوردار بود،دیدار کند؟

بی‌تردید این داستان با همه داستان‌های دیگر تفاوت دارد. داستان موسی و آن بنده صالح،داستانی معمولی نیست.چرا؟

چون این داستان درباره نوعی از علم است که علم ما نیست؛علمی که بر اساس اسباب و علل ظاهری شکل می‌گیرد.حتی علم پیامبران نیز که بر پایه وحی است، موضوع این داستان نیست.در اینجا با دانشی از جنس دیگری روبه‌رو هستیم؛ دانشی بسیار رازآلود و پوشیده.
این، علمِ تقدیر الهی است؛علمی که پرده‌های ضخیم بر آن کشیده شده است؛همان‌گونه که بر مکان و زمان این دیدار پرده کشیده شده بود و حتی نام آن بنده نیز در پرده‌ای از ابهام قرار داشت:﴿بنده‌ای از بندگان ما﴾.

این دیدار استثنایی بود، زیرا به یکی از دشوارترین پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد که از آغاز آفرینش آدم تا روزی که خداوند زمین و آنچه را بر آن است به ارث برد،در ذهن انسان وجود داشته است:

چرا خداوند شر، فقر،رنج، جنگ وبیماری را آفریده است؟چرا کودکان می‌میرند؟تقدیر چگونه عمل می‌کند؟

برخی بر این باورند که آن بنده صالح، در حقیقت تجسمی از«تقدیرِ سخنگو»بود؛ گویی آمده بود تا ما را با رازتقدیر آشنا کند:

﴿پس بنده‌ای از بندگان خود را یافتند که از جانب خویش رحمتی به اوعطا کرده بودیم و از نزد خود دانشی به او آموخته بودیم.﴾
مهم‌ترین ویژگی این«تقدیر سخنگو»این است که رحیم و داناست؛ یعنی رحمت پیش از علم آمده است.

پس پیامبرِ انسان،موسی، گفت:﴿آیا می‌توانم از تو پیروی کنم تا از آنچه به توآموخته شده، دانشی مایه رشد و هدایت به من بیاموزی؟﴾

و«تقدیر سخنگو»،یعنی خضر، پاسخ داد: ﴿تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی.﴾ ﴿و چگونه می‌توانی بر چیزی شکیبا باشی که از حقیقت آن آگاهی کامل نداری؟﴾

یعنی تقدیرهای الهی فراتر از توان درک عقل بشری است و تو دربرابر تناقض‌هایی که می‌بینی، شکیبایی نخواهی کرد.

اما موسی با همان کنجکاوی انسانی گفت: ﴿اگر خدا بخواهد،مرا شکیبا خواهی یافت و از هیچ فرمان تو سرپیچی نخواهم کرد. ﴾

و از اینجا مهم‌ترین سفر آغاز می‌شود؛ سفری برای اینکه بفهمیم تقدیرچگونه عمل می‌کند.

آن دو سوار کشتی گروهی از مستمندان شدند و خضر کشتی را سوراخ کرد!

تصور کن چه رنج وحشتناکی بر سرنشینان آن کشتیِ سوراخ‌شده آمد؛ رنج، درد، ترس، وحشت و زاری...تا جایی که موسیِ انسان گفت:﴿آیا آن را سوراخ کردی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ واقعاً کار بسیار شگفت و هولناکی انجام دادی!﴾

این همان اعتراضی است که ما انسان‌ها نیز بارها در برابر تقدیر الهی داریم:

«پروردگارا،چرا مرا بدون فرزند قرار دادی تا مردم سرزنشم کنند؟»«چرا شغلم را از من گرفتی تا فقیر شوم؟»«چرا مرا از جایگاه و قدرت کنار زدی تا افراد فرومایه به من بخندند؟»«خدایا، چرا این همه سال باید در زندان باشم؟»«خدایا، آیا واقعاً سزاوار چنین خواری و رنجی هستم؟»

خضر گفت:﴿آیا به تو نگفتم که هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی؟﴾

گویی می‌گوید:«مگر نگفتم که توان درک همه رازهای تقدیر را نداری؟»

آن دو پس از تعهد دوباره موسی به شکیبایی، به راه خود ادامه دادند.

این بار خضر ـ همان کسی که پروردگار پیش از علم، او را با رحمت توصیف کرده بود ـ کودکی را کشت و به راه خود ادامه داد.

موسی، که پیامبر و دریافت‌کننده وحی بود، خشمگین‌تر شد و با لحنی شدیدتر اعتراض کرد:﴿آیا انسانی پاک و بی‌گناه را بدون آنکه کسی را کشته باشد،کشتی؟! واقعاً کار بسیار ناپسند و هولناکی انجام دادی!﴾
اعتراض او از «امراً» به «نُکراً» شدیدتر شد.

و این سخن از زبان پیامبری صادر می‌شد که به او وحی می‌رسید؛ اما او نیز انسانی بود مانند ما و همان حیرت وپرسش‌های انسانی را تجربه می‌کرد.

☆ ادامه دارد ☆

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠انواع تقدیر الهی در زندگی بشر


(نگاهی گذرا به داستان موسی و خضر)

احسان الفقیه

ادامه بخش اول


اینجا دیگر موسی نتوانست تحمل کند و اعتراض کرد. آنگاه خضر، که خداوند او را برای بیان حکمت تقدیر مأمور کرده بود، گفت:

﴿این، زمان جدایی من و توست. اکنون تو را از راز و حقیقت کارهایی که نتوانستی در برابرشان شکیبایی کنی، آگاه خواهم کرد.﴾

اینجاست که بخشی از حکمت الهی آشکار می‌شود؛ حکمتی که شاید برخی از ابعاد آن را حتی تا روز قیامت هم درک نکنیم.

شر، امری نسبی است و برداشت ما انسان‌ها از شر، محدود است؛ زیرا ما همه تصویر را نمی‌بینیم.

تقدیر را می‌توان در سه نوع تصور کرد:

نوع اول: چیزی که آن را شر می‌بینی و گمان می‌کنی واقعاً شر است، اما خداوند بعداً برایت آشکار می‌کند که در حقیقت خیر بوده است.

آنچه برای سرنشینان کشتی در ظاهر شر بود، در نهایت به خیر آنان انجامید. این اتفاق را در زندگی روزمره بسیار می‌بینیم و هر کدام از ما ده‌ها نمونه از آن داریم.

نوع دوم: چیزی که آن را شر می‌بینی و گمان می‌کنی شر است، اما در حقیقت خیر است؛ با این تفاوت که خداوند ممکن است هرگز در طول زندگی‌ات حقیقت آن را برایت آشکار نکند و تو تمام عمر، آن را شر تصور کنی.

مانند ماجرای کشته شدن آن کودک.

آیا مادر آن کودک هرگز حقیقت ماجرا را فهمید؟ آیا خضر به او گفت چرا فرزندش کشته شد؟ پاسخ: خیر.

به احتمال زیاد قلب آن مادر شکست و شب‌های طولانی را در اندوه فرزندی سپری کرد که سال‌ها او را در آغوش خود پرورش داده بود و ناگهان مردی غریبه آمد، او را کشت و رفت.

او هرگز نمی‌دانست که خداوند فرزند دیگری را جایگزین او خواهد کرد و اینکه فرزند نخست، اگر زنده می‌ماند، ممکن بود باعث طغیان و کفر پدر و مادرش شود: ﴿و ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد.﴾

اینجا با شری بسیار بزرگ روبه‌رو هستیم که بر آن مادر وارد شد؛ اما او هرگز نتوانست حقیقتش را بفهمد و تا روز قیامت نیز حقیقت کامل آنچه رخ داده بود برایش آشکار نخواهد شد.

ما از کنار این صحنه به‌سادگی عبور می‌کنیم، چون می‌دانیم چرا خضر آن کار را انجام داد؛ اما آن مادر نمی‌دانست و هرگز هم نمی‌دانست.

نوع سوم: و این مهم‌ترین نوع تقدیر است:

شرّی که خداوند آن را از تو دور می‌کند، بدون اینکه خودت متوجه شوی؛ لطف پنهان خداوند.

خیری که خداوند به سوی تو می‌آورد، اما تو آن را نمی‌بینی، شاید هرگز نبینی و حتی از وجودش آگاه نشوی.

آیا آن دو یتیم می‌دانستند که دیوار در آستانه فروریختن است؟ خیر.

آیا می‌دانستند خداوند کسی را فرستاده تا آن دیوار را برای حفظ گنجشان بسازد؟ خیر.

آیا لطف پنهان خداوند را مشاهده کردند؟ قطعاً نه.

آیا موسی راز ساختن آن دیوار را درک کرد؟ خیر!

پس بیایید دوباره به نخستین سخن خضر، یعنی همان «تقدیر سخنگو»، بازگردیم:

﴿تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی.﴾

یعنی: ای انسان، تو نمی‌توانی همه تقدیرهای الهی را درک کنی؛ تصویر بسیار بزرگ‌تر از ظرفیت عقل توست.

برای شکیبایی در برابر تقدیرهایی که دلیلشان را نمی‌فهمی، به لطف پنهان خداوند تکیه کن و به پروردگارت اعتماد داشته باش؛ زیرا تقدیر خدا برای تو، در نهایت خیر است.

با خودت بگو:

«من راز همه تقدیرهای الهی را نمی‌فهمم؛ اما با این حقیقت که نمی‌توانم آنها را بفهمم، کنار آمده‌ام. با این حال، مانند استواران در علم یقین دارم که همه آنها از جانب پروردگار ماست.»

اگر به این مرحله برسی، به یکی از والاترین مراحل ایمان، یعنی آرامش و اطمینان قلبی، خواهی رسید؛ حالتی که در آن انسان در برابر هیچ‌یک از تقدیرهای خداوند، چه در ظاهر خیر باشند و چه شر، متزلزل نمی‌شود و در هر حال خدا را سپاس می‌گوید.

آن‌گاه است که این سخن خداوند درباره تو صدق می‌کند:

﴿ای جانِ آرام‌یافته!﴾

تا آنجا که می‌فرماید: ﴿و وارد بهشت من شو.﴾

و توجه کن که خداوند برای «نفس مطمئنه» نه از حسابی سخن گفته و نه از عذابی.

این واقعاً تأمل زیبایی است؛ به‌ویژه برای دل‌هایی که ناامیدی آنها را فرسوده و یأس و دلسردی از پا انداخته است.

خدایا، آنچه برای ما سودمند است به ما بیاموز و ما را از آنچه آموخته‌ایم بهره‌مند ساز.

خدایا، ما را از کسانی قرار ده که به تو گمان نیک دارند و به هر تقدیری که برایشان رقم زده‌ای، راضی و خشنودند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
8👏1
#حدیث
💠امام ابن قیم رحمه‌الله


اگر می‌خواهی بدانی که محبتِ الله در دل تو و دیگران تا چه اندازه است، به میزان محبتِ قرآن در قلبت بنگر؛ و ببین لذت و شادمانی تو از شنیدن قرآن، از لذتی که اهل سرگرمی‌ها و آوازهای طرب‌انگیز هنگام شنیدن آوازشان می‌برند، بیشتر است یا نه.

زیرا روشن است که هر کس چیزی را دوست داشته باشد، سخن و گفتارِ محبوبش محبوب‌ترین چیز نزد او خواهد بود.

📚 الداء والدواء ص (549)

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
#پیام_قرآنی

💠‏إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ

‏بهشتیان در آن روز، سرگرم خوشی و شادمانی هستند❤️
‏سوره یس آیه ۵۵

‏یک روز در بهشت یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد
‏لبخند خواهیم زد و خواهیم گفت:
‏تمام آن زحمت‌ها و تلاش‌هایمان در دنیا ارزشش را داشت
••

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
9😍2🥰1
💠﴿فَيَوۡمَئِذٖ وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ ١٥﴾


بدان هنگام است که آن واقعه (بزرگ قیامت در جهان) رخ می‌دهد (و رستاخیز بر پا می‌شود).‏

#تقویم


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5
#پیام_روز

💠چگونه با احترام به تفاوت‌ها، به رشد فکری و اجتماعی دست یابیم؟

همه ما گاهی در دامِ تاییدِ خودمان می‌افتیم. ناخودآگاه اطلاعاتی را که با باورهایمان جور در می‌آید، باور می‌کنیم و از اطلاعاتِ متناقض چشم می‌پوشیم. این عادتِ ذهنی نه تنها در روابطمان، بلکه در همه‌ی جنبه‌هایِ زندگی‌مان تاثیر می‌گذارد.
وقتی دیگران را سیاه یا سفید می‌بینیم، از درکِ پیچیدگیِ شخصیتِ آن‌ها باز می‌مانیم و روابطمان آسیب می‌بیند.
خوشبختانه، می‌توانیم این الگویِ فکری را تغییر دهیم. تواناییِ گوش دادنِ فعال، همدلی با دیگران و بیانِ صریحِ احساسات‌مان، کلیدِ ایجادِ روابطِ سالم و قوی است. وقتی یاد می‌گیریم که با دیدگاه‌هایِ متفاوت روبرو شویم و به آن‌ها احترام بگذاریم، به رشدِ شخصیِ خود کمک می‌کنیم و به جامعه‌ای سالم‌تر دست می‌یابیم.

- برگرفته از کتاب «۱۰۰ چیزی که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود» درک کنید


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍3
📌آرامش و سکینه در قرآن کریم

نویسنده:
وصفی عاشور ابوزید
مترجم:
جمال سبحانی

این مقاله «سکینه» را در قرآن کریم، نه به‌معنای انفعال و کناره‌گیری، بلکه به‌عنوان عطایی الهی برای استواری قلب، افزایش یقین، مهار هیجان و تدبیر درست در شرایط دشوار بررسی می‌کند. نویسنده با بازخوانی شش مورد کاربرد «سکینه» در قرآن، جلوه‌های گوناگون آن را در یقین، توکل، پایداری، صدق، فرمان‌پذیری و خویشتن‌داری نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که سکینه در دل فرد آغاز می‌شود، اما آثار آن به خانواده، جامعه و ملت گسترش می‌یابد. بر این اساس، سکینه تنها آرامش روانی نیست، بلکه نیرویی ایمانی و اخلاقی است که انسان را در برابر ترس، شکست، تعصب و فتنه‌انگیزی متعادل نگه می‌دارد و زمینه‌ساز تصمیم‌گیری خردمندانه، انسجام اجتماعی و بلوغ جمعی می‌شود.

🖇 ادامه‌ی مطلب

#سکینه #آرامش #قرآن_کریم #یقین #توکل #خویشتن‌داری #اخلاق #جامعه #ایمان #تدبر_در_قرآن

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1👏1
💠مسیرِ بندگی و رشدِ انسان


✍🏻استاد ناصر سبحانی

انتخابِ مسیرِ بندگیِ خدا مستلزم این است که انسان از خواسته‌هایِ نفسانی و اوامرِ شیطانی دوری کند.
اگر انسان بتواند با عزمِ راسخ راهی را انتخاب کند که به خوشبختیِ واقعی منتهی شود، تنها مشکل در این راه (بندگیِ خدا) انتخابِ آن است؛ این انتخاب، گامِ اول و سخت‌ترین مرحله است، اما گام‌هایِ بعدی بسیار آسان است. هرچند راه و مسیرِ بندگیِ خدا مملو از سختی‌هاست، اما با برداشتنِ گامِ نخست، طی کردنِ مسیرِ بندگیِ خدا آن‌قدر برایش لذت‌بخش است که حاضر است با جان و دل، سختی‌هایِ موجود را تحمل کند.
انسان تنها زمانی می‌تواند در مسیرِ بندگیِ خدا قرار گیرد و بنده‌یِ خدا باشد که به روزِ «قیامت» ایمان داشته باشد. اگر انسان به روزِ قیامت ایمان نداشته باشد یا ایمانش ناقص و واقعی نباشد، هرگز نمی‌تواند بنده‌یِ خدا باشد یا آن‌گونه که شایسته است برای خدا بندگی کند. به همین دلیل در قرآن از قیامت و رویدادهایِ آن بسیار بحث شده و به آن اهمیتِ زیادی داده شده است.
انسان در همان آغازِ آفرینش، مخلوقی است که آمادگی و استعدادِ شکوفایی و رشد را دارد. او هم‌چون دانه، هسته یا نهالی است که در صورتِ فراهم شدنِ شرایط و زمینه‌یِ مناسب برای رشد، می‌تواند رشد کند و کامل شود.
خداوندِ متعال شرایطِ رشد به سویِ کمال را برای انسان فراهم کرده و هرآن‌چه را که او در مسیر به آن نیاز دارد، در اختیارش قرار داده است. انسان اگر از این امکانات و شرایط به خوبی استفاده کند، می‌تواند در مسیرِ رشد قرار گیرد و به کمالِ مطلوب و به جایی برسد که خداوند می‌خواهد. اما اگر از این امکانات درست استفاده نکند، از بین خواهد رفت و امکانات سببِ نابودیِ او خواهند شد.
پس قدم در مسیرِ کمال گذاشتن و رسیدن به رشدِ مطلوب، تنها در گروِ استفاده‌یِ درست و صحیح از امکانات و نعمت‌هایی است که خداوند در اختیارِ انسان قرار داده است.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏2
💠ثمره اخلاص


مدتی بود که عده‌ای از بنی‌اسرائیل درختی را عبادت می‌کردند. عابدی که در آن نزدیکی سکونت داشت، روزی متوجه این موضوع شد؛ تبری برداشت و به طرفِ آن درخت رفت تا آن را قطع کند.
شیطان جلویِ راهش را گرفت و گفت: «چرا می‌خواهی عملی انجام دهی که برایت سودی ندارد؟ چرا برای کاری بی‌فایده، دست از عبادتِ خود کشیده‌ای؟» شیطان پیوسته او را وسوسه کرد تا عابد را منصرف کند.
بالاخره کار به جدال کشید. عابد و شیطان با یکدیگر گلاویز شدند و پس از مختصر کشمکشی، شیطان مغلوب شد و بر زمین افتاد. عابد رویِ سینه‌اش نشست. شیطان گفت: «مرا رها کن تا پیشنهادی بدهم؛ اگر نپسندیدی، آن‌گاه هرچه خواستی انجام بده!»
عابد گفت: «بگو!»
شیطان گفت: «تو مردی مستمند هستی؛ من روزی دو دینار برایت می‌آورم تا صرفِ مخارجِ خود و دیگر مستمندان کنی. این کار برایِ تو از قطع کردنِ درخت بهتر است. اگر موافقت کنی، هر روز دو دینار از زیرِ بالشِ خود برمی‌داری.»
عابد پیشنهادِ شیطان را پذیرفت و از تصمیمِ خود منصرف شد. روزِ اول و دوم، همان‌طور که قرار بود، دو دینار را زیرِ بالشِ خود یافت؛ ولی روزِ سوم هرچه جست‌وجو کرد، چیزی نیافت.
عابد برایِ مرتبه دوم تبر را برداشت تا درخت را قطع کند. او در بینِ راه دوباره با شیطان برخورد کرد. این بار نیز کار به جدال کشید، ولی برعکسِ بارِ اول، عابد مغلوب شد و بر زمین افتاد. شیطان بر رویِ سینه‌اش نشست و گفت: «اگر از قطع کردنِ درخت منصرف نشوی، هم‌اکنون تو را می‌کشم!»
عابد درخواست کرد او را رها کند و پرسید: «چه شد که مرتبه اول مغلوب شدی و بار دوم غالب گردیدی؟»


شیطان گفت: «چون مرتبه اول برایِ خدا و با نیتی پاک آمدی، مرا مغلوب نمودی. ما را بر کسانی که برایِ خدا عملی انجام دهند، راهی نیست؛ اما مرتبه دوم برایِ دینارها آمدی و این بود که مغلوب شدی.»


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
👍54
💠 وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ

هر کسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردا (ی قیامت خود) پیشاپیش فرستاده است ...
🔖سوره الحشر آیه ۱۸

اگر غم و مشکلات دنیا بر قلبت سنگینی کرد... لحظه‌ای در میان قبرها بایست.
آنجاست که... دشمنی‌ها کوچک می‌شوند، کینه و حسادت‌ها رنگ می‌بازند و مقایسه‌ها فرو می‌ریزند و هیاهوی مسابقه‌ی دنیا آرام می‌گیرد.
و تنها یک پرسش باقی می‌ماند:
برای دیدار با  پروردگارت چه توشه‌ای آماده کرده‌ای؟


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
4👍1
Audio
💠مهندسی ارواح در معماری خانواده مدرن


✍️وصفی ابو زید

▷ ◉───────── ۳۰:۱۴

این پادکست به بررسی مفهوم «مهندسی ارواح» بر پایه آموزه‌های قرآنی برای بازسازی ساختار خانواده در مقابل بحران‌های دنیای مدرن می‌پردازد. نویسنده معتقد است پیوند خانوادگی فراتر از یک قرارداد مدنی، نهادی عبادی است که بر پنج ستون اصلی شامل آرامش روانی، پوشش اخلاقی، تداوم نسل، امنیت تربیتی و نیکوکاری در روابط استوار می‌باشد. متن هشدار می‌دهد که خانواده مسلمان امروزه با تهدیدهایی جدی مانند فردگرایی مفرط، مادی‌گرایی و گسست دیجیتال روبروست که هویت آن را هدف قرار داده‌اند. برای مقابله با این چالش‌ها، نویسنده بر ضرورت احیای فقه مقاصد تأکید می‌کند تا حقوق و تکالیف از حالت خشک قانونی به رفتارهای اخلاقی و معنوی تبدیل شوند. در نهایت، تمسک به این ارزش‌های وحیانی تنها راه نجات خانواده و حفظ نقش تمدن‌ساز آن در جوامع معاصر معرفی شده است.

#پادکست_آوای_اصلاح۴۸

💢تهیه شده با هوش مصنوعی

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠﴿وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِيَ يَوۡمَئِذٖ وَاهِيَةٞ ١٦﴾


و آسمان از هم می‌شکافد و می‌پراکند، و در آن روز سست و نااستوار می‌گردد.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6
#پیام_روز

💠 درکِ هنرِ دوستی‌ها و روابط


یکی از عواملِ کلیدیِ شادی، داشتنِ روابطِ خوب و مناسب است. پس از پیوندهایِ خانوادگی، نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین پیمان‌هایی که می‌بندید، با دوستانتان است.
هر نوع دوستی که در زندگی دارید — از بهترین دوستان و دوستانِ دورانِ گذشته گرفته تا کسانی که با آن‌ها رابطه‌ای عمیق یا سطحی دارید — در طولِ این مسیرِ پر از چالش و هراس‌انگیزِ زندگی، بسیار به کارتان خواهد آمد.
از آنجایی که هیچ‌کس با دوستانش به دنیا نمی‌آید، ناچاریم یاد بگیریم که چگونه با دیگران دوست شویم و باید برای حفظِ روابطِ دوستانه، انرژی بگذاریم. چه خود را فردی درون‌گرا بدانید، چه برون‌گرا و چه مابینِ این دو، همواره می‌توانید یاد بگیرید که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنید و دوستانتان را حفظ نمایید.
قرار ملاقات گذاشتن، یکی از روش‌هایِ درست برای درکِ اهمیتِ ایجاد و حفظِ روابط است و آدابِ معاشرت در دنیایِ روابط، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. در دهه‌های اخیر، تغییراتِ عمیقی در جامعه ایجاد شده و قواعدِ بسیاری در موردِ رفتارِ مردان و زنان با یکدیگر شکل گرفته است؛ اما آنچه تغییر نکرده، اهمیتِ ایجادِ آرامش و احساسِ راحتی در دیگران است؛ یعنی اینکه با توجه به نیازها و علایقِ آن‌ها، به آن‌ها اطمینان خاطر بدهیم.


— برگرفته از کتاب «آداب معاشرت به زبان آدمیزاد»



📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍2
💠گوهرِ بودن؛ فراتر از خواستن و داشتن


✍🏻صدیق قطبی

مرادِ دل ز تماشایِ باغِ عالم چیست؟
به دستِ مردم چشم از رخِ تو گل چیدن؟
ای بستگانِ تن، به تماشایِ جان روید
کاخر رسول گفت: «تماشا مبارک است»
گوهر و کیانِ معنویت، در گروِ توجه به «بودن» است. در حالی که بیشترینِ تلاشِ آدمیان، مصروفِ «داشتن» و «انجام دادن» است، ما باید بیاموزیم که اگر در چشمِ ما، غنا و پرمایگیِ «بودن» مطلوبیت و ارزندگی دارد، لازم است «خالی و تهی بودن»، «سکوت و خاموشی» و به «تماشا» نشستن و نظاره کردن را تمرین کنیم.
اگر می‌خواهیم بر غنا، ژرفا و پهنایِ بودنِ خود بیفزاییم، باید کاملاً دریچه‌ای گشوده و پذیرنده باشیم؛ گشوده به سویِ روشناییِ هستی که خود، تنها بخشِ کوچکی از آن هستیم؛ و پذیرنده و شنوایِ آنچه «هایدگر»، «ندایِ وجود» می‌خواند. توجه و اهتمام به «بودن»، مهم‌ترین تأکیدِ فرزانگانِ معنوی بوده است. آنچه برایِ اغلبِ ما مهم و اساسی است، دارا شدن و گسترشِ مالکیت، کنشگریِ فراوان و تن دادن به خواسته‌هایِ روزافزون است؛ در حالی که حقیقت در جای دیگری نهفته است.
ما عمدتاً زندگیِ پراکنده و پریشیده‌یِ خود را در کارِ صرفِ سه فعلِ «خواستن»، «داشتن» و «انجام دادن» به پایان می‌رسانیم. ما که در ساحت‌هایِ مادی، سیاسی، اجتماعی، عاطفی، عقلانی و حتی در ساحتِ دینی، خواستار و ارزومند می‌شویم و در جست‌وجویِ به‌چنگ آوردنِ امور هستیم، در بی‌قراریِ مداوم گرفتار شده‌ایم؛ غافل از اینکه هیچ‌یک از این افعال، هیچ گونه اهمیتِ اساسی‌ای ندارند، مگر تا آنجا که فعلِ بنیادیِ «بودن»، آن‌ها را در بر گیرد و معنا بخشد. این «بودن» است که گوهرِ حیاتِ معنوی است، نه خواستن، داشتن و انجام دادن.
هرکس بخواهد حیاتِ خود را نجات دهد، باید آن را [از این دلبستگی‌ها] رها سازد؛ چرا که «هر کس جان خود را در راهِ من فدا کند، آن را نجات داده است». زیرا چه فایده دارد اگر تمامِ جهان از آن شخص باشد، اما نفسِ خود را بر باد دهد یا به آن زیان رساند؟
اکهارت گفته است که «نداشتن» و خود را باز و «تهی» نگاه داشتن و خودپرستی را از خود دور کردن، شرطِ رسیدن به قدرت و غنایِ روحی است. انسان باید کمتر درباره‌یِ این که «چه باید کرد» فکر کند؛ زیرا این چندان مهم نیست، بلکه «چه هستم» اهمیت دارد. چرا که از آدمِ خوب، جز عملِ خوب سر نمی‌زند. اگر تو عادل باشی، عملت نیز عادلانه خواهد بود. این عمل نیست که به ما تقدس می‌بخشد، بلکه این ما هستیم که به اعمالمان تقدس می‌بخشیم. قداست، بر «بودنِ» تو مبتنی است، نه بر اعمالت. اگر می‌خواهی خوبیِ اعمالِ خویش را کشف کنی، ابتدا خوبیِ وجودِ خویش را کشف کن.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👍1
💠-ابن القيم رحمه الله


‏هر که الله را چنان در قلب خود بزرگ بدارد که از جلال آن نتواند گناه کند، الله چنان او را در قلوب مردمان بزرگ می‌کند که نتوانند ذلیلش کنند.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
7👍1
💠 وقتی قرآن با تو حرف می‌زند


الحاق جوادی

✓ حتماً برایت پیش آمده یک جمله را بارها شنیده باشی و برایت عادی بوده، اما یک روز درست وسط یک تصمیم سخت، همان جمله ناگهان برایت معنای دیگری پیدا کند.
مثلاً مادرت بارها گفته باشد: «قبل از اینکه جواب بدهی، کمی صبر کن.»
یک روز کسی جلوی جمع حرفی می‌زند که خیلی ناراحتت می‌کند. گوشی را برمی‌داری تا همان لحظه جوابش را بدهی. اما ناگهان همان جمله یادت می‌آید. چند ثانیه صبر می‌کنی، جوابت را پاک می‌کنی و جور دیگری پاسخ می‌دهی.
جمله همان جمله بود؛ اما این بار روی انتخاب تو اثر گذاشت.
✓ قرآن هم قرار نیست فقط چیزی باشد که می‌خوانیم و از کنارش رد می‌شویم؛ قرار است دقیقاً به همین لحظه‌های انتخاب برسد.
خداوند در سوره توبه از واکنش‌های متفاوت انسان‌ها به آیاتش می‌گوید. بعضی با تردید و طعنه برخورد می‌کنند. اما مؤمنان واکنش دیگری دارند:
﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ﴾
📖 توبه: ۱۲۴
«اما کسانی که ایمان آورده‌اند، [هر آیه] بر ایمانشان می‌افزاید و شادمان و امیدوار می‌شوند.»
✓ دقت کن؛ قرآن نمی‌گوید این افراد فقط آیه را می‌شنوند و اطلاعاتشان بیشتر می‌شود. می‌گوید:
﴿فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا﴾
ایمانشان بیشتر می‌شود. یعنی آیه کم‌کم در نگاه و رفتارشان دیده می‌شود، نه فقط در حافظه‌شان.
بیا این را به چند صحنه واقعی زندگی‌ات وصل کنیم:
دوستانت می‌گویند: «ولش کن، کسی نمی‌فهمد.» اما یادت می‌آید خدا از کارت خبر دارد؛ پس کاری را که قرار بود پنهانی انجام بدهی، انجام نمی‌دهی.
کسی حرف زشتی می‌زند و دلت می‌خواهد همان لحظه تلافی کنی. آیه‌ای که درباره فروخوردن خشم خوانده‌ای، یادت می‌آید؛ این بار سکوت می‌کنی یا آرام‌تر جواب می‌دهی.
جمعی دور یک نفر جمع شده‌اند تا مسخره‌اش کنند. می‌توانی همراهشان بخندی، یا کنار بکشی و از او دفاع کنی.
همین‌جاست که معلوم می‌شود آیه فقط در حافظه‌ات مانده یا واقعاً وارد زندگی‌ات شده.
✓ اما چرا این افزایش ایمان با شادی همراه است؟
«استبشار» از ریشه «بَشَرَة» یعنی پوست صورت می‌آید؛ یعنی شادی‌ای که آن‌قدر واقعی است که در چهره‌ات هم پیداست، نه فقط یک حس گذرا در دل.
فکرش را بکن: وسط یک اشتباه بزرگ گیر کرده‌ای و نمی‌دانی چطور با خودت روبه‌رو شوی؛ بعد به آیه‌ای می‌رسی که از توبه و بازگشت حرف می‌زند. یا از یک امتحان یا تصمیم مهم می‌ترسی و آیه‌ای درباره توکل می‌خوانی. آن لحظه یک گره باز می‌شود؛ راهی می‌بینی که قبلش نمی‌دیدی.
این یعنی: من برای این موقعیت، یک راه دارم.
در خشم، یک راه. در وسوسه، یک راه. در ترس، یک راه. در تصمیم سخت، یک راه.
همین حس است که برق شادی را در دل و چهره می‌نشاند.
✓ نکته ظریف آیه اینجاست: می‌گوید ﴿الَّذِينَ آمَنُوا﴾ — کسانی که ایمان آورده‌اند.

دو نفر می‌توانند یک آیه را بشنوند. یکی فقط از کنارش رد می‌شود؛ دیگری مکث می‌کند، می‌گذارد آیه در ذهنش بماند و در لحظه انتخاب، آن را به یاد می‌آورد.
تفاوت نتیجه به همین توقف کوچک برمی‌گردد.
✓ پس رشد ایمانی یعنی چه؟
نه اینکه صفحات بیشتری را سریع‌تر ورق بزنی.
ممکن است یک نفر آیات زیادی حفظ باشد، اما وقتی عصبانی می‌شود همان آدم قبلی بماند. و ممکن است دیگری فقط یک آیه را درست بفهمد، اما همان یک آیه، برخوردش با یک دوست یا یک تصمیم مهم را عوض کند.
مسئله مقدار آیاتی که خوانده‌ای نیست؛ مسئله این است که چقدر از قرآن در انتخاب‌های واقعی‌ات زندگی می‌کند.

◻️ یک چالش:
امروز یک آیه را با ترجمه‌اش بخوان. عجله نکن.
از خودت بپرس: «اگر امروز بین دو انتخاب قرار بگیرم، این آیه کدام انتخاب را در من تغییر می‌دهد؟»
بعد منتظر یک موقعیت واقعی باش؛ شاید همان امروز، وسط یک گفت‌وگو، یک وسوسه یا یک ناراحتی، فرصتش پیش بیاید.
👌 قرآن وقتی زندگی‌ات را تغییر می‌دهد که از صفحه عبور کند و به لحظه انتخابت برسد.

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👏1
💠صدق و اخلاص در سلوک آدمی


✍🏻صدیق ابراهیمی

در سلوک آدمی، صدق، راستی دل است و اخلاص، راستی مقصد؛ یکی پرده از باطن برمی‌دارد و دیگری عمل را از نگاه خلق می‌رهاند.

«از شیخ ابوالحسن خَرقانی پرسیدند که صدق چیست؟
فرمود: صدق آن است که دل سخن گوید، یعنی آن گوید که در دل باشد.

و از وی پرسیدند که اخلاص چیست؟
فرمود: هرچه برای حقّ کنی اخلاص است و هرچه برای خلق کنی ریا»


صدق، دل بی‌نقاب است؛ اخلاص، عمل رسته از تماشای خلق. صدق، آدمی را با خویش صادق می‌کند؛ اخلاص، او را از خویش عبور می‌دهد.

و شاید نهایت راه همین باشد:
دل آن گوید که هست، و دست آن کند که برای حق است؛ بی‌ریا، بی‌ادعا، فارغ از نگاه خلق.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
2👏1
💠آرامش یعنی یقین داشتن به حکمت خداوند

🔹‏در مدرسه‌ی تقدیر الهی ما تنها بخشی از تصویر را می‌بینیم، اما خداوند تمام حقیقت را می‌داند ...
‏پس اگر امروز چیزی برخلاف خواسته‌ات رقم خورد، شتاب‌زده قضاوت نکن؛ شاید در پس این رنج، خیری نهفته باشد که هنوز چشمانت توان دیدنش را ندارد.
🌷‏به لطف پنهان پروردگار اعتماد کن؛
‏چه بسیار خیرهایی که خداوند نصیبت کرد و ندیدی، و چه بسیار شرهایی که خداوند بی‌آنکه بدانی از تو دور کرد.
وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
‏و خداوند مى داند و شما نمى دانيد
🔖‏سوره البقره آیه ۲۱۶


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
5👍1
💠ضرورت بازاندیشی در تعلیم و تربیت اسلامی:


✍🏻جلیل بهرامی‌نیا


به عنوان کسی که دست‌کم در سطح دلبستگی و باورمندی مسلمان‌ام و سال‌ها در مدارس متوسطه، درس دین و زندگی به دانش‌آموزان گفته و بارها در محافل عمومی درباره موضوعات دارای چاشنی دینی سخن رانده‌ام، احساس می‌کنم آموزش دینی نیازمند بازاندیشی جدی است و آنچه امروز تحت عنوان آموزش دینی داریم عمدتاً محدود به فقه عبادات، احوال شخصیه و آداب است و بخش مبانی نگرش اسلامی، بیشتر پای فشردن بر تاریخ اسلام و پاسداشت هویت/هویت‌هایی است که در درازنای تاریخ اسلام تحت عناوینی چون مذهب، مکتب کلامی، طریقت و اخیراً جریان‌های دعوی و احزاب سیاسی، غالباً حول محور برخی مشاهیر و نخبگان شکل گرفته‌اند و تحت تأثیر عوارض مرحله ضعف تمدن اسلامی و سیطره روحیه دگرهراسی و میل به انزوا، به فرایند تقدیس سپرده شده‌اند!
فروکاستن اسلام به احکام عملی و نصوص گزینشی برکنده از بافت اصلی و گسسته از مقاصد شریعت برای خدمت به اهداف ایدئولوژیک و هویت‌محورانه، که در واقع نه تلاشی اصیل برای شناخت اسلام به مثابه برنامه‌ای الهی برای هدایت دنیوی و نجات اخروی، بلکه نوعی بهره‌برداری سیاسی و مرامی با هدف تراشیدن سایزی پیش‌ساخته از دینداری برای خدمت به اغراض سیاسی و هویتی است، تعلیم و تربیت دینی را از درک نقش اصلی دین که شکوفاگری منش آدمی، معنابخشی به زندگی دنیوی، فعال سازی و تقویت حس خدمت خلق و حمایت از ارزش‌های تمدن‌سازی چون آزادی، عدالت، عمران، همزیستی و امنیت در اجتماع است، غافل ساخته است و با این غفلت یا تغافل سرنوشت‌ساز، اسلام را از محتوای سازنده خویش تهی ساخته و عوارض حضور تاریخی، آن را در سیمایی درآمیخته به جهالت، خشونت، فقر، خودکامگی، ستیزه‌جویی و قشری‌گری در اختیار امپراتوری رسانه‌ای رقبا گذاشته است!
اصرار بر پرورش تک‌بعدی و انزواگرایانه و بی‌اعتنایی به علوم انسانی نوین و نقش مواجهه فرهنگی و مطالعات تطبیقی و میان‌رشته‌ای در گسترش افق دید و در نتیجه افزایش سنجیدگی استنباطات و تقویت خودباوری برای ورود به تعامل و گفت و شنود فکری و تمدنی مبتنی بر احترام و واقع‌نگری، توان درک پیچیدگی جهان جدید و تحولات فکری-فلسفی معاصر و نوع مشارکت مؤثر در سپهر اندیشگی و فرهنگی روزگار کنونی و نیز انتخاب و ابتکار شیوه‌های ارتباطی نوین را تا حد زیادی از دانش‌آموختگان معارف اسلامی ستانده است.
اگر نکته‌دانی و هنرمندی ربعی بن عمار، صحابی پیامبر ﷺ و سفیر اعزامی مسلمانان به ستاد فرماندهی ارتش ساسانی را به یاد آوریم که در پاسخ پرسشی در باب درونمایه اسلام، آن را پیام‌آور رهایی، عدالت و معنویت نامید و با این درک عمیق و تبلیغ حکیمانه و دقیق، فرماندهان یزدگرد را پیش از کمان و سنان، اسیر فهم و بیان خویش کرد، تأیید خواهیم کرد که تعلیم و تربیت اسلامی به صورت جدی نیازمند اولویت‌بخشی به بازیابی سویه‌های انسانی و تمدنی اسلام، تنظیم محتوای آموزشی در پرتو مقاصد کلان شریعت و محوریت‌دادن به ارزش‌های تمدن‌ساز در فرایند تربیت است؛ ارزش‌هایی متعالی همچون تعمیم کرامت به آدمیزادگان، رهایی بشر از چنگال خدایان گوشتین، عدالت حتی با دشمنان، حقیقت‌خواهی حتی به قیمت زیان‌دیدگی خود و نزدیکان، خدمت بی‌منت و فارغ از ملاحظات هویتی و عقیدتی به دیگران، دگرپذیری و آمادگی برای همزیستی صلح آمیز با ناهمکیشان و سرانجام احترام به آزادی دینی و عقیدتی انسان‌ها و همکاری در زمینه مصالح کلان با دیگر گروهها.
تربیت اسلامی در صورت ادامه فروبستگی و پیله‌تنیدن به دور خویش و  اتکا به روش‌های تلقینی و گلخانه‌ای و اکتفا به هویت‌بانی و هویت‌سازی به جای توجه راهبردی به ابعاد انسانی و تمدنی اسلام و گشودگی خودباورانه و انتقادی به روی اندیشه‌ها و منابع متفاوت، افقی امیدوارکننده برای کامیابی در بازیابی نقش‌ پیش‌رو و کارساز در اقناع نسل جدید جوامع اسلامی و حضور اثرگذار در سپهر جهانی، فراروی خویش ندارد.
حتی در گذشته نیز، درخشش اندیشه و تمدن اسلامی مرهون نظام تربیتی حقیقت‌محور و گشوده و دگرپذیر و نقش‌آفرینی شخصیت‌هایی جریان‌ساز بوده است که اسلام را نه به صورت انتفاعی و گزینشی، بلکه در سطح اصیل انسان‌ساز و با نگاه جامع و غنی برآمده از گشودگی فکری و تنوع منابع و بر مبنای ترکیبی از فهم دین، فهم واقع، اولویت‌بندی مقاصدی و پیامدسنجی، معرفی و اجرا می‌کرده‌اند و شرع را پاسبان دیانت، جان، عقل، نسل، کرامت و مال مردم می‌دانستند و هر نوع روش و سازمان مدیریتی را صرف‌نظر از خاستگاه و هویت فرهنگی‌اش و تنها به شرط کارآیی در تأمین منافع جامعه، شرع‌پسند و پذیرفتنی می‌شمردند.


📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
6👍1
💠﴿وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَاۚ وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ ١٧﴾

و فرشتگان در اطراف و کناره‌های آسمان (جدید آن روزی) قرار می‌گیرند، و در آن روز، هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود بر می‌دارند.‏

#تقویم

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وب‌سایت 🔸 آپارات
3👍1