📌هنرِ تبدیل
زمین گاهی آموزگار تواضع بوده است. بایزید بسطامی میگفت کسی که محبوب خداست سه نشانه دارد، یکی «تواضعی چون تواضع زمین.»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۱۹۰). زمین گاهی آموزگارِ تحمّل بوده است: «صوفی زمینشکل است که بارکشِ همه موجودات بوَد.»(سَرِیِ سقطی: همان، ص۳۴۵). امّا وجهِ سوّمی نیز هست که اینجا مدّ نظر ماست. و آن سخنِ جنید بغدادی است: «صوفی چون زمین باشد همه پلیدها درو درافگنند و همه نیکویی ازو بیرون آید.»(همان، ص۴۵۶)
✔️و گفت: «هیچ چیز صوفی را تیره نکند و همه تیرگیها بدو روشن شود.»(ابوتراب نَخٔشَبی(متوفی ۲۴۵): همان، ص۳۶۸)
✔️و گفت: «عارف آن است که هیچچیز مشربگاهِ او را تیره نگرداند و هر کدورت و تیرگی که به وی رسد صافی شود.»(بایزید بسطامی: همان، ص۱۹۰)
✔️«ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم. چون زندانِ ما بوستان گردد، بنگر که بوستانِ ما خود چه باشد!»(شمس تبریزی: مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۱۰)
شاید ثمرهٔ انس و صحبت با صاحبدلان و اهلِ معنا تولّد این ایمان فرخنده است. ایمان به قدرت شگرف قلب. ایمان به امکانهای بیکرانِ روح. و ضرورت مراقبت از ثروت بزرگ و ناشناختهای که غالباً از آن غفلت میکنیم: «و سخن اوست که «عَلَیکَ بِقَلبِکَ» بر تو باد به دل تو.»(اویس القرنی: تذکرةالاولیاء، ص۲۶)
✍ صدیق قطبی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
زمین گاهی آموزگار تواضع بوده است. بایزید بسطامی میگفت کسی که محبوب خداست سه نشانه دارد، یکی «تواضعی چون تواضع زمین.»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۱۹۰). زمین گاهی آموزگارِ تحمّل بوده است: «صوفی زمینشکل است که بارکشِ همه موجودات بوَد.»(سَرِیِ سقطی: همان، ص۳۴۵). امّا وجهِ سوّمی نیز هست که اینجا مدّ نظر ماست. و آن سخنِ جنید بغدادی است: «صوفی چون زمین باشد همه پلیدها درو درافگنند و همه نیکویی ازو بیرون آید.»(همان، ص۴۵۶)
در این نگاه، وجهِ الهامبخشِ زمین توانایی حیرتانگیز اوست در تبدیلِ پلیدی به نیکی و پاکی. گرفتنِ ناپاکی و آلودگی و بازپس دادنِ جوانهها و میوهها و گلها و هر آنچه از جنس رویش و زندگی است. به ما هنرِ تبدیلگری میآموزد. و جُنید بغدادی انسانِ والا را همنهاد و همپیشهٔ زمین میدید.
این درسی است که از صوفیان میتوان آموخت. در نهادِ ما ظرفیت و توانایی شکوهمندی است. والاترین کیمیا و اکسیری که انسان میتواند به آن دست یابد. قلب ما قادر است تیرگی را به روشنی و صفا مبدل کند. تیرگی و آلودگی که از بیرون ما را نشانه میگیرد میتواند در قلمروِ روح به ضدّ خودش تبدیل شود.
✔️و گفت: «هیچ چیز صوفی را تیره نکند و همه تیرگیها بدو روشن شود.»(ابوتراب نَخٔشَبی(متوفی ۲۴۵): همان، ص۳۶۸)
✔️و گفت: «عارف آن است که هیچچیز مشربگاهِ او را تیره نگرداند و هر کدورت و تیرگی که به وی رسد صافی شود.»(بایزید بسطامی: همان، ص۱۹۰)
✔️«ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم. چون زندانِ ما بوستان گردد، بنگر که بوستانِ ما خود چه باشد!»(شمس تبریزی: مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۱۰)
شاید ثمرهٔ انس و صحبت با صاحبدلان و اهلِ معنا تولّد این ایمان فرخنده است. ایمان به قدرت شگرف قلب. ایمان به امکانهای بیکرانِ روح. و ضرورت مراقبت از ثروت بزرگ و ناشناختهای که غالباً از آن غفلت میکنیم: «و سخن اوست که «عَلَیکَ بِقَلبِکَ» بر تو باد به دل تو.»(اویس القرنی: تذکرةالاولیاء، ص۲۶)
✍ صدیق قطبی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤7
📌ارزش کار در قرآن
تهیه و تنظیم: اصلاحوب
مفهوم «کار» در پارادایم قرآنی فراتر از یک فعالیت اقتصادی صرف برای تأمین معاش است. در واقع، کار در قرآن پیوندی ناگسستنی با «هویت هستیشناختی» انسان دارد.
تحلیل این موضوع را میتوان در چند لایه بررسی کرد:
۱. کار به مثابهی «جوهر وجودی» انسان
در جهانبینی قرآنی، انسان محصولی از عمل خویش است. آیه مشهور سوره نجم این قاعده را تبیین میکند:
«وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. - نجم، ۳۹)
واژهی «سعی» فراتر از کار فیزیکی، به معنای کوششی است که با تمام توان و جهتدار انجام میشود. قرآن مالکیت حقیقی انسان را نه در داراییهای بیرونی، بلکه در «تلاش» او میداند؛ زیرا تنها چیزی که در انتقال از دنیا به آخرت باقی میماند، «اثرِ عمل» است.
۲. کار به عنوان «امتداد خلقت» (آبادگری)
قرآن وظیفه انسان را در زمین با واژه «استعمار» (به معنای طلب آبادانی) توصیف میکند:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا» (اوست که شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست که آن را آباد کنید. - هود، ۶۱)
این آیه نشان میدهد که کار، یک مأموریت الهی برای تکمیل نقشه خلقت است. انسان در اینجا همکار خداوند در تدبیر عالم محسوب میشود.
۳. تفاوت «عمل صالح» با کار عادی
در تحلیل انتقادی آیات، باید میان «عمل» و «عمل صالح» تمایز قائل شد. از منظر قرآن، هر فعالیتی ارزشمند نیست:
اثربخشی و تخصص: قرآن کار را با «قوت» و «امانت» پیوند میزند (مانند توصیف حضرت موسی در سوره قصص: القوی الأمین).
نیت و غایت: کار زمانی ارزش استعلایی پیدا میکند که در مسیر خیر عمومی و تقرب باشد. کاری که با «ریا» یا «فساد» همراه باشد، از نظر قرآن «هَباءً مَنْثُورًا» (گردی پراکنده) و فاقد ارزش واقعی است.
۴. رابطه رزق و تلاش (نقد یک سوءبرداشت)
یک چالش فکری مهم، رابطه میان «ضمانت رزق از سوی خدا» و «وجوب کار» است. قرآن این دو را متناقض نمیبیند:
رزق الهی در دلِ زمین و طبیعت تعبیه شده است («فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ»)، اما دستیابی به آن مستلزم حرکت و «مشی» است.
قرآن با بیکاری و تنپروری به شدت مخالفت میکند. حتی پس از انجام عبادت (نماز جمعه)، دستور به بازگشت سریع به بازار و جستجوی فضل خدا میدهد («فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ»).
۵. ابعاد اخلاقی و حقوقی کار
قرآن در حوزه روابط کارگر و کارفرما نیز استانداردهایی تعیین کرده است:
وفای به عهد: (أوفوا بالعقود)؛ لزوم پایبندی به قراردادهای کاری.
عدالت در سنجش: (أوفوا الکیل و المیزان)؛ که در معنای وسیعتر شامل کمفروشی در وقت و کیفیت کار نیز میشود.
جمعبندی
در منطق قرآن، بیکاری نوعی «عدم» و کار نوعی «وجود» است. کار وسیلهای است که «استعدادهای بالقوه» انسان را به «فعلیت» میرساند و او را از حالت مصرفکننده صرف به مقام «خلیفة اللهی» ارتقا میدهد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
تهیه و تنظیم: اصلاحوب
مفهوم «کار» در پارادایم قرآنی فراتر از یک فعالیت اقتصادی صرف برای تأمین معاش است. در واقع، کار در قرآن پیوندی ناگسستنی با «هویت هستیشناختی» انسان دارد.
تحلیل این موضوع را میتوان در چند لایه بررسی کرد:
۱. کار به مثابهی «جوهر وجودی» انسان
در جهانبینی قرآنی، انسان محصولی از عمل خویش است. آیه مشهور سوره نجم این قاعده را تبیین میکند:
«وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. - نجم، ۳۹)
واژهی «سعی» فراتر از کار فیزیکی، به معنای کوششی است که با تمام توان و جهتدار انجام میشود. قرآن مالکیت حقیقی انسان را نه در داراییهای بیرونی، بلکه در «تلاش» او میداند؛ زیرا تنها چیزی که در انتقال از دنیا به آخرت باقی میماند، «اثرِ عمل» است.
۲. کار به عنوان «امتداد خلقت» (آبادگری)
قرآن وظیفه انسان را در زمین با واژه «استعمار» (به معنای طلب آبادانی) توصیف میکند:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا» (اوست که شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست که آن را آباد کنید. - هود، ۶۱)
این آیه نشان میدهد که کار، یک مأموریت الهی برای تکمیل نقشه خلقت است. انسان در اینجا همکار خداوند در تدبیر عالم محسوب میشود.
۳. تفاوت «عمل صالح» با کار عادی
در تحلیل انتقادی آیات، باید میان «عمل» و «عمل صالح» تمایز قائل شد. از منظر قرآن، هر فعالیتی ارزشمند نیست:
اثربخشی و تخصص: قرآن کار را با «قوت» و «امانت» پیوند میزند (مانند توصیف حضرت موسی در سوره قصص: القوی الأمین).
نیت و غایت: کار زمانی ارزش استعلایی پیدا میکند که در مسیر خیر عمومی و تقرب باشد. کاری که با «ریا» یا «فساد» همراه باشد، از نظر قرآن «هَباءً مَنْثُورًا» (گردی پراکنده) و فاقد ارزش واقعی است.
۴. رابطه رزق و تلاش (نقد یک سوءبرداشت)
یک چالش فکری مهم، رابطه میان «ضمانت رزق از سوی خدا» و «وجوب کار» است. قرآن این دو را متناقض نمیبیند:
رزق الهی در دلِ زمین و طبیعت تعبیه شده است («فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ»)، اما دستیابی به آن مستلزم حرکت و «مشی» است.
قرآن با بیکاری و تنپروری به شدت مخالفت میکند. حتی پس از انجام عبادت (نماز جمعه)، دستور به بازگشت سریع به بازار و جستجوی فضل خدا میدهد («فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ»).
۵. ابعاد اخلاقی و حقوقی کار
قرآن در حوزه روابط کارگر و کارفرما نیز استانداردهایی تعیین کرده است:
وفای به عهد: (أوفوا بالعقود)؛ لزوم پایبندی به قراردادهای کاری.
عدالت در سنجش: (أوفوا الکیل و المیزان)؛ که در معنای وسیعتر شامل کمفروشی در وقت و کیفیت کار نیز میشود.
جمعبندی
در منطق قرآن، بیکاری نوعی «عدم» و کار نوعی «وجود» است. کار وسیلهای است که «استعدادهای بالقوه» انسان را به «فعلیت» میرساند و او را از حالت مصرفکننده صرف به مقام «خلیفة اللهی» ارتقا میدهد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤7
📌 وقتی مدرسه از زندگی جا می ماند
✓ وقتی دانستن، نه جایگاه میسازد، نه مهارت، و نه معنا، طبیعی است که اشتیاق به آموختن فرو بریزد. مدرک تحصیلی در گذشته نشانهای از تمایز بود؛ امروز اما در جهانی که دانش با یک جستوجوی ساده در دسترس است، ارزش آن بیش از هر چیز به کارکرد واقعیاش وابسته شده، نه به عنوانی که حمل میکند.
✓ تجربهی زیسته نشان میدهد آموزش رسمی الزاماً به پرورش انسان مسئولتر یا اخلاقیتر منتهی نمیشود. فاصلهی میان کلاس درس و زندگی واقعی، چنان گسترش یافته که بسیاری از آموختهها پیش از آنکه به عمل برسند، فراموش میشوند.
✓ در چنین شرایطی، کاهش انگیزهی تحصیلی نه نشانهی ضعف نسل جدید، بلکه واکنشی قابل فهم به نظامی است که هنوز با منطق دنیای دیروز اداره میشود، در حالی که دانشآموز در جهان امروز زندگی میکند.
✓ مسئله، تغییر نسل نیست؛ مسئله، ناتوانی نظام آموزشی در همزمان شدن با تحولات عمیق ارتباطی، شغلی و معرفتی است.
📍 تجویزهای راهبردی:
✓ آموزش باید از نو معنا شود؛ نه بهعنوان انباشت اطلاعات، بلکه بهمثابه توانمند کردن انسان برای زیستن، تصمیم گرفتن و حل مسئله در جهان واقعی.
✓ بازنگری جدی در برنامههای درسی ضروری است؛ حذف واحدهای کماثر و غیرمرتبط، و جایگزینی آنها با آموزشهای مهارتی، تجربی و مسئلهمحور، آموزش را چابک و زنده میکند.
✓ پیوند میان یادگیری و واقعیت زندگی باید تقویت شود؛ دانشآموز باید بداند آنچه میآموزد، کجا و چگونه به کارش خواهد آمد.
✓ نظام آموزشی ناگزیر است خود را با شتاب تحولات ارتباطی و دسترسی آزاد به اطلاعات هماهنگ کند؛ در غیر این صورت، کلاس درس به حاشیهی زندگی رانده خواهد شد.
✍الحاق جوادی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
✓ وقتی دانستن، نه جایگاه میسازد، نه مهارت، و نه معنا، طبیعی است که اشتیاق به آموختن فرو بریزد. مدرک تحصیلی در گذشته نشانهای از تمایز بود؛ امروز اما در جهانی که دانش با یک جستوجوی ساده در دسترس است، ارزش آن بیش از هر چیز به کارکرد واقعیاش وابسته شده، نه به عنوانی که حمل میکند.
✓ تجربهی زیسته نشان میدهد آموزش رسمی الزاماً به پرورش انسان مسئولتر یا اخلاقیتر منتهی نمیشود. فاصلهی میان کلاس درس و زندگی واقعی، چنان گسترش یافته که بسیاری از آموختهها پیش از آنکه به عمل برسند، فراموش میشوند.
✓ در چنین شرایطی، کاهش انگیزهی تحصیلی نه نشانهی ضعف نسل جدید، بلکه واکنشی قابل فهم به نظامی است که هنوز با منطق دنیای دیروز اداره میشود، در حالی که دانشآموز در جهان امروز زندگی میکند.
✓ مسئله، تغییر نسل نیست؛ مسئله، ناتوانی نظام آموزشی در همزمان شدن با تحولات عمیق ارتباطی، شغلی و معرفتی است.
📍 تجویزهای راهبردی:
✓ آموزش باید از نو معنا شود؛ نه بهعنوان انباشت اطلاعات، بلکه بهمثابه توانمند کردن انسان برای زیستن، تصمیم گرفتن و حل مسئله در جهان واقعی.
✓ بازنگری جدی در برنامههای درسی ضروری است؛ حذف واحدهای کماثر و غیرمرتبط، و جایگزینی آنها با آموزشهای مهارتی، تجربی و مسئلهمحور، آموزش را چابک و زنده میکند.
✓ پیوند میان یادگیری و واقعیت زندگی باید تقویت شود؛ دانشآموز باید بداند آنچه میآموزد، کجا و چگونه به کارش خواهد آمد.
✓ نظام آموزشی ناگزیر است خود را با شتاب تحولات ارتباطی و دسترسی آزاد به اطلاعات هماهنگ کند؛ در غیر این صورت، کلاس درس به حاشیهی زندگی رانده خواهد شد.
✍الحاق جوادی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤9
تحلیل تضاد میان «حق تغییر و تحول» و «سوابق و ریشههای تاریخی» در جریانهای سیاسی از منظر قرآن، مستلزم نگاهی اپیستمولوژیک (معرفتشناختی) به مفاهیم هدایت، توبه و سنتهای الهی است. قرآن کریم از سویی بر اصالت تغییر تأکید دارد و از سوی دیگر، هشدار میدهد که گذشتهی یک جریان میتواند چون بندهایی بر پای حرکت امروز آن باشد.
در ادامه، این موضوع را در چهار محور تخصصی بررسی میکنیم:
۱. دیالکتیک «تغییر فردی» و «هویت جمعی»
قرآن میان «امکان تغییر برای فرد» و «سختی تغییر برای جریان» تمایز قائل است. اصل قرآنی «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم» (رعد/۱۱) بیانگر این است که زیربنای هر تحول سیاسی-اجتماعی، ارادهی آگاهانه برای گسست از گذشته است.
تضاد: جریانهای سیاسی اغلب به دلیل «چسبندگی به قدرت» یا «تقدسگراییِ سوابق»، دچار جمود میشوند. قرآن این وضعیت را با نقد شعار «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ» (زخرف/۲۲) تحلیل میکند؛ جایی که سوابق تاریخی (سنت پیشینیان) به جای آنکه چراغ راه باشد، به حجابی در برابر حقیقت (تغییر) تبدیل میشود.
۲. سنجهی صداقت در تغییر (اصلاح در برابر نفاق)
یکی از چالشهای جریانهای سیاسی، ادعای «تغییر» برای حفظ بقاست. قرآن برای حل تضاد میان ادعای فعلی و سوابق تاریک، فرمول «تابوا و أصلحوا و بیّنوا» (بقره/۱۶۰) را ارائه میدهد: ۱. توبه: بازگشت قلبی و تئوریک از مسیر غلط. ۲. اصلاح: جبران عملیِ تخریبهای گذشته. ۳. تبيين: شفافسازی صریح دربارهی انحرافات قبلی.
از منظر تفکر انتقادی قرآن، جریانی که سوابق خود را نقد (تبیین) نکند، تغییرش «تاکتیکی» است و نه «ماهوی».
۳. سنت استبدال؛ بنبستِ جریانهای غیرمنعطف
در فلسفه سیاسی قرآن، اگر جریانی نتواند تضاد میان «هویت تاریخی انحرافی» و «نیازهای زمانه برای حقطلبی» را حل کند، مشمول سنت استبدال میشود:
«وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُم» (محمد/۳۸)
این آیه هشدار میدهد که تاریخمندی و سوابق، هیچگونه «حق وتو» یا «مصونیت ابدی» برای هیچ جریان سیاسی (حتی مدعیان دین) ایجاد نمیکند. اگر جریانی نتواند خود را بازسازی کند، از سوی ارادهی الهی در تاریخ حذف و جایگزین میشود.
۴. تضاد اعتبار تاریخی و حقیقت حال
قرآن کریم در برخورد با جریانهای مذهبی/سیاسی (مانند اهل کتاب یا مدعیان ایمان)، بر قاعدهی «تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ» (بقره/۱۳۴) تأکید میکند:
آنچه گذشتگان انجام دادند، برای خودشان است (لَهَا مَا كَسَبَتْ).
شما مسئول کنشهای امروز خود هستید (وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ).
این آیه مستقیماً با «تفاخر به سوابق تاریخی» یا «ارثبریِ فضیلت» مقابله میکند. از این منظر، سوابق درخشان تاریخی نباید مانع نقد وضعیت فعلی یک جریان شود؛ همانطور که سوابق منفی نباید راه را بر تحول و پذیرش حق در زمان حال ببندد.
نتیجهگیری: تضاد میان حق تغییر و سوابق تاریخی در قرآن از طریق «اصالت حال» و «مسئولیت کنونی» حل میشود. قرآن به جریانهای سیاسی اجازه نمیدهد پشت سوابق (چه خوب و چه بد) پنهان شوند. تغییر تنها زمانی واقعی تلقی میشود که با «تبیین» صریح گذشته و «اصلاح» ساختاری همراه باشد.
✍اصلاحوب
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
در ادامه، این موضوع را در چهار محور تخصصی بررسی میکنیم:
۱. دیالکتیک «تغییر فردی» و «هویت جمعی»
قرآن میان «امکان تغییر برای فرد» و «سختی تغییر برای جریان» تمایز قائل است. اصل قرآنی «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم» (رعد/۱۱) بیانگر این است که زیربنای هر تحول سیاسی-اجتماعی، ارادهی آگاهانه برای گسست از گذشته است.
تضاد: جریانهای سیاسی اغلب به دلیل «چسبندگی به قدرت» یا «تقدسگراییِ سوابق»، دچار جمود میشوند. قرآن این وضعیت را با نقد شعار «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ» (زخرف/۲۲) تحلیل میکند؛ جایی که سوابق تاریخی (سنت پیشینیان) به جای آنکه چراغ راه باشد، به حجابی در برابر حقیقت (تغییر) تبدیل میشود.
۲. سنجهی صداقت در تغییر (اصلاح در برابر نفاق)
یکی از چالشهای جریانهای سیاسی، ادعای «تغییر» برای حفظ بقاست. قرآن برای حل تضاد میان ادعای فعلی و سوابق تاریک، فرمول «تابوا و أصلحوا و بیّنوا» (بقره/۱۶۰) را ارائه میدهد: ۱. توبه: بازگشت قلبی و تئوریک از مسیر غلط. ۲. اصلاح: جبران عملیِ تخریبهای گذشته. ۳. تبيين: شفافسازی صریح دربارهی انحرافات قبلی.
از منظر تفکر انتقادی قرآن، جریانی که سوابق خود را نقد (تبیین) نکند، تغییرش «تاکتیکی» است و نه «ماهوی».
۳. سنت استبدال؛ بنبستِ جریانهای غیرمنعطف
در فلسفه سیاسی قرآن، اگر جریانی نتواند تضاد میان «هویت تاریخی انحرافی» و «نیازهای زمانه برای حقطلبی» را حل کند، مشمول سنت استبدال میشود:
«وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُم» (محمد/۳۸)
این آیه هشدار میدهد که تاریخمندی و سوابق، هیچگونه «حق وتو» یا «مصونیت ابدی» برای هیچ جریان سیاسی (حتی مدعیان دین) ایجاد نمیکند. اگر جریانی نتواند خود را بازسازی کند، از سوی ارادهی الهی در تاریخ حذف و جایگزین میشود.
۴. تضاد اعتبار تاریخی و حقیقت حال
قرآن کریم در برخورد با جریانهای مذهبی/سیاسی (مانند اهل کتاب یا مدعیان ایمان)، بر قاعدهی «تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ» (بقره/۱۳۴) تأکید میکند:
آنچه گذشتگان انجام دادند، برای خودشان است (لَهَا مَا كَسَبَتْ).
شما مسئول کنشهای امروز خود هستید (وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ).
این آیه مستقیماً با «تفاخر به سوابق تاریخی» یا «ارثبریِ فضیلت» مقابله میکند. از این منظر، سوابق درخشان تاریخی نباید مانع نقد وضعیت فعلی یک جریان شود؛ همانطور که سوابق منفی نباید راه را بر تحول و پذیرش حق در زمان حال ببندد.
نتیجهگیری: تضاد میان حق تغییر و سوابق تاریخی در قرآن از طریق «اصالت حال» و «مسئولیت کنونی» حل میشود. قرآن به جریانهای سیاسی اجازه نمیدهد پشت سوابق (چه خوب و چه بد) پنهان شوند. تغییر تنها زمانی واقعی تلقی میشود که با «تبیین» صریح گذشته و «اصلاح» ساختاری همراه باشد.
✍اصلاحوب
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤7
📌زیباترین چیزی که میشود با آن به استقبال رمضان رفت.
♦️بخاطر اینکه گناهان مانع توفیق عبد خواهند شد.
♦️و بخاطر اینکه قلبی که خود را ملزم به استغفار میکند پاک و طاهر میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار ضعیف، قوی میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مریض، شفا می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار گرفتار، گرفتاریش رفع میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار سرگردان و حیران، هدایت می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مضطرب زده و نگران، آرامش و سکون می یابد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
از عالمِ عارفی پرسیده شد به چه چیزی ما را نصیحت میکنی که به استقبال فصل طاعات(رمضان) برویم؟فرمود: بهترین چیزی که میشود انسان با آن به استقبال فصل طاعات برود : ( كثرت استغفار است )
♦️بخاطر اینکه گناهان مانع توفیق عبد خواهند شد.
♦️و بخاطر اینکه قلبی که خود را ملزم به استغفار میکند پاک و طاهر میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار ضعیف، قوی میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مریض، شفا می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار گرفتار، گرفتاریش رفع میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار سرگردان و حیران، هدایت می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مضطرب زده و نگران، آرامش و سکون می یابد.
🤲🏻از خداوند متعال طلب مغفرت می کنم.و تکرار میکنم استغفرالله العظیم❤️📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤15
📌 رسیدن به ماه رمضان و توفیق روزه و نماز شب، از بزرگترین نعمتها ست باید خود را برای آن آماده کنیم.
اللهم بلغنا رمضان و بارک لنا فیه
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
در آغاز ماه رمضان، باید نیتهای خود را خالص کنیم و با وجود تلاشهای بیشتر برای انجام عبادت، بر تمایل خالصانه برای ترک حرامها و تغییر آداب و رسوم بد اصرار ورزیم، در کنار بهرهگیری از ماه رمضان، باید به زیباترین شکل ممکن سرمایهگذاری شود
با نیت خالص برای هجرت از محل گناه، و غفلت نکردن از قرآن کریم در این ماه مبارک، به استقبال ماه رمضان میرویم.
با استغفار فراوان، توبه خالصانه و روی آوردن به سوی خدا، به استقبال ماه رمضان میرویم.
با یادگیری آنچه که باید قبل از ورود به ماه رمضان در مورد احکام روزه بیاموزیم، به استقبال ماه رمضان میرویم.
با رفع موانع و فعالیتهایی که روزه گرفتن را قبل از فرا رسیدن ماه رمضان دشوار میکند، به اندازه توان خود، به استقبال ماه رمضان میرویم.
با دعا، نیایش، تضرع و التجا به درگاه خداوند، به استقبال ماه رمضان میرویم تا او ما را با سلامت، ایمان و اعتقاد به ماه رمضان برساند.
با خرید مایحتاج ماه رمضان، تعطیلات و لوازم منزل قبل از فرا رسیدن ماه رمضان، به استقبال ماه رمضان میرویم تا این ماه و شبهای مبارک آن در ترافیک بازارها و مراکز خرید تلف نشود.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤12
روزهای من در ماه مبارک رمضان.pdf
1.2 MB
بیایید امسال رمضانی متفاوت را تجربه کنیم
راز موفقیت در هر کاری داشتن برنامهریزی درست برای آن است و تضمین پایبند بودن به این برنامهریزی ثبت آن روی کاغذ است.
بیایید امسال با پایبند بودن به جدول رمضانی «روزهای من در ماه مبارک رمضان» رمضانی متفاوت را تجربه کنیم.
تنها کاری که باید انجام دهیم تهیه یک کپی از این جدول و ثبت اعمال رمضانی خود در آن است.
یادتان باشد اگر در انتشار این جدول رمضانی سهیم باشید در پاداش کسانی که به این برنامه پایبند خواهند بود نیز سهیم خواهید بود.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
راز موفقیت در هر کاری داشتن برنامهریزی درست برای آن است و تضمین پایبند بودن به این برنامهریزی ثبت آن روی کاغذ است.
بیایید امسال با پایبند بودن به جدول رمضانی «روزهای من در ماه مبارک رمضان» رمضانی متفاوت را تجربه کنیم.
تنها کاری که باید انجام دهیم تهیه یک کپی از این جدول و ثبت اعمال رمضانی خود در آن است.
یادتان باشد اگر در انتشار این جدول رمضانی سهیم باشید در پاداش کسانی که به این برنامه پایبند خواهند بود نیز سهیم خواهید بود.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤9👏1
📌عوامل کامیابی در اصلاح اجتماعی
✍️فرزان خاموشی
اصلاح اجتماعی نه یک وظیفهی صنفی، بلکه یک مسئولیت عمومی و برخاسته از «حقِ ولایت متقابل» در جامعه است. طبق مدل استخراج شده از آیات سورهی طه، موفقیت در این مسیر بر چهار رکن استوار است: ۱. گذار از نظر به عمل (اذهب): خروج از دایرهی گلایه و ایدهپردازی صرف و ورود به میدان مجاهدت؛ ۲. همافزایی و ساختارسازی (أنت و أخوک): عبور از فعالیتهای پراکندهی فردی به سمت تشکلهای منسجم برای مقابله با باطلِ سازمانیافته؛ ۳. مهندسی مسیر (بآیاتی): حرکت بر مبنای نقشه، برنامه و متدولوژی مشخص برای جلوگیری از هدررفت منابع؛ و ۴. صیانت از انگیزه (و لا تنیا فی ذکری): استمرار در مسیر و پیشگیری از فرسایش روحی از طریق اتصال به منبع لایزال الهی. در واقع، اصلاحگری ترکیبی است از «آگاهیِ دردآلود» و «ارادهی معطوف به تغییر».
🖇 ادامهی مطلب
#اصلاح_اجتماعی #مسئولیت_همگانی #تفکر_تشکیلاتی #مدیریت_جهادی #روششناسی_دینی #اراده_و_عمل #مصلحان_اجتماعی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
✍️فرزان خاموشی
اصلاح اجتماعی نه یک وظیفهی صنفی، بلکه یک مسئولیت عمومی و برخاسته از «حقِ ولایت متقابل» در جامعه است. طبق مدل استخراج شده از آیات سورهی طه، موفقیت در این مسیر بر چهار رکن استوار است: ۱. گذار از نظر به عمل (اذهب): خروج از دایرهی گلایه و ایدهپردازی صرف و ورود به میدان مجاهدت؛ ۲. همافزایی و ساختارسازی (أنت و أخوک): عبور از فعالیتهای پراکندهی فردی به سمت تشکلهای منسجم برای مقابله با باطلِ سازمانیافته؛ ۳. مهندسی مسیر (بآیاتی): حرکت بر مبنای نقشه، برنامه و متدولوژی مشخص برای جلوگیری از هدررفت منابع؛ و ۴. صیانت از انگیزه (و لا تنیا فی ذکری): استمرار در مسیر و پیشگیری از فرسایش روحی از طریق اتصال به منبع لایزال الهی. در واقع، اصلاحگری ترکیبی است از «آگاهیِ دردآلود» و «ارادهی معطوف به تغییر».
🖇 ادامهی مطلب
#اصلاح_اجتماعی #مسئولیت_همگانی #تفکر_تشکیلاتی #مدیریت_جهادی #روششناسی_دینی #اراده_و_عمل #مصلحان_اجتماعی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
👏4❤1
نوجوانان(۳٠)
🔖 سورهی فاتحه و ده کد روشنگر برای زندگی
✓ تا حالا فکر کردهای چرا در هر نماز، چند بار سورهی فاتحه را میخوانیم؟
فاتحه فقط یک متن برای خواندن نیست…
یک نقشهی راه زندگی است؛
مثل یک دستهکلید که درهای فهم، آرامش و رشد را باز میکند.
✓ برخی از مفسرین گفتهاند:
فاتحه خلاصهی قرآن است؛
انگار همهی قرآن، توضیح همین چند آیهی کوتاه است.
در همین سورهی کوچک، خدا برنامهی یک زندگی مؤمنانه و زیبا را به ما یاد داده است.
✓ وقتی فاتحه را میخوانیم، حداقل ده حقیقت مهم را مرور میکنیم:
۱✓ اول یاد میگیریم به خدا پناه ببریم؛
چون در مسیر زندگی، وسوسهها و صداهای گمراهکننده کم نیست.
۲✓ بعد یاد میگیریم همهچیز را با نام خدای مهربان شروع کنیم؛
با این باور که بهترین کمک و بهترین راهحل دست اوست.
۳✓ میفهمیم که باید خدا را شکر کنیم؛
چون هر خوبیای که داریم، از او رسیده است.
۴✓ یادمان میآید که خدا بینهایت مهربان است؛
و ما هم باید مهربانی را تمرین کنیم.
۵✓ باور میکنیم که روزی برای حسابوکتاب هست؛
روزی که نتیجهی انتخابهایمان را میبینیم.
۶✓ با خدا یک پیمان مهم میبندیم:
فقط او را بپرستیم و فقط از او کمک بخواهیم.
۷✓ از او میخواهیم راه درست را نشانمان بدهد؛
راهی کوتاه، روشن و مطمئن.
۸✓ آرزو میکنیم همراه آدمهای خوب باشیم؛
همانهایی که خدا دوستشان دارد.
۹✓ و دعا میکنیم مثل کسانی نشویم که حقیقت را فهمیدند اما لج کردند.
۱٠✓ و نه مثل کسانی که بدون فکر، راه اشتباه را ادامه دادند.
✓ اینها فقط جملههایی برای نماز نیست…
ده کد واقعی برای یک زندگی قوی و پاک و مومنانه است.
ما هر روز آنها را تکرار میکنیم؛
اما سؤال مهم این است:
آیا واقعاً به آنها فکر میکنیم؟
آیا در زندگیمان اجرا میکنیم؟
◻️ یک چالش:
اگر بخواهی فقط یکی از پیامهای فاتحه را
امروز در رفتارت اجرا کنی…
کدام را انتخاب میکنی؟
شاید همین انتخاب کوچک،
شروع یک تغییر بزرگ باشد…
✍ الحاق جوادی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
🔖 سورهی فاتحه و ده کد روشنگر برای زندگی
✓ تا حالا فکر کردهای چرا در هر نماز، چند بار سورهی فاتحه را میخوانیم؟
فاتحه فقط یک متن برای خواندن نیست…
یک نقشهی راه زندگی است؛
مثل یک دستهکلید که درهای فهم، آرامش و رشد را باز میکند.
✓ برخی از مفسرین گفتهاند:
فاتحه خلاصهی قرآن است؛
انگار همهی قرآن، توضیح همین چند آیهی کوتاه است.
در همین سورهی کوچک، خدا برنامهی یک زندگی مؤمنانه و زیبا را به ما یاد داده است.
✓ وقتی فاتحه را میخوانیم، حداقل ده حقیقت مهم را مرور میکنیم:
۱✓ اول یاد میگیریم به خدا پناه ببریم؛
چون در مسیر زندگی، وسوسهها و صداهای گمراهکننده کم نیست.
۲✓ بعد یاد میگیریم همهچیز را با نام خدای مهربان شروع کنیم؛
با این باور که بهترین کمک و بهترین راهحل دست اوست.
۳✓ میفهمیم که باید خدا را شکر کنیم؛
چون هر خوبیای که داریم، از او رسیده است.
۴✓ یادمان میآید که خدا بینهایت مهربان است؛
و ما هم باید مهربانی را تمرین کنیم.
۵✓ باور میکنیم که روزی برای حسابوکتاب هست؛
روزی که نتیجهی انتخابهایمان را میبینیم.
۶✓ با خدا یک پیمان مهم میبندیم:
فقط او را بپرستیم و فقط از او کمک بخواهیم.
۷✓ از او میخواهیم راه درست را نشانمان بدهد؛
راهی کوتاه، روشن و مطمئن.
۸✓ آرزو میکنیم همراه آدمهای خوب باشیم؛
همانهایی که خدا دوستشان دارد.
۹✓ و دعا میکنیم مثل کسانی نشویم که حقیقت را فهمیدند اما لج کردند.
۱٠✓ و نه مثل کسانی که بدون فکر، راه اشتباه را ادامه دادند.
✓ اینها فقط جملههایی برای نماز نیست…
ده کد واقعی برای یک زندگی قوی و پاک و مومنانه است.
ما هر روز آنها را تکرار میکنیم؛
اما سؤال مهم این است:
آیا واقعاً به آنها فکر میکنیم؟
آیا در زندگیمان اجرا میکنیم؟
◻️ یک چالش:
اگر بخواهی فقط یکی از پیامهای فاتحه را
امروز در رفتارت اجرا کنی…
کدام را انتخاب میکنی؟
شاید همین انتخاب کوچک،
شروع یک تغییر بزرگ باشد…
✍ الحاق جوادی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤5👍4
♦️ سری نکات تربیتی نوجوانان | شماره ۳
📌 گوش کن، قضاوت نکن
گاهی والدین بدون اینکه نوجوان را کامل بشنوند، سریع نصیحت یا قضاوت میکنند.
به جای این کار، اول گوش کنید، احساسات و نظراتش را بشنوید و سپس راهنمایی کنید.
✅ وقتی نوجوان احساس کند شنیده میشود، اعتمادش افزایش مییابد و راحتتر مسئولیتپذیری نشان میدهد.
قانون طلایی: شنیدن قبل از نصیحت، کلید ارتباط مؤثر است.
#روان_سالم
✍جهاندار امینی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
📌 گوش کن، قضاوت نکن
گاهی والدین بدون اینکه نوجوان را کامل بشنوند، سریع نصیحت یا قضاوت میکنند.
به جای این کار، اول گوش کنید، احساسات و نظراتش را بشنوید و سپس راهنمایی کنید.
✅ وقتی نوجوان احساس کند شنیده میشود، اعتمادش افزایش مییابد و راحتتر مسئولیتپذیری نشان میدهد.
قانون طلایی: شنیدن قبل از نصیحت، کلید ارتباط مؤثر است.
#روان_سالم
✍جهاندار امینی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤9
رمضان، فرصتی برای تغییر
خطبه 24 بهمن 1404 - شیخ سعدالدین صدیقی
🎙 سعدالدین صدیقی
📌 موضوع: رمضان، فرصتی برای تغییر
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
📌 موضوع: رمضان، فرصتی برای تغییر
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤7
📌ژنو؛ میدان مدیریت تنش میان ایران و آمریکا
مذاکرات پیشروی ایران و ایالات متحده در ژنو را باید بیش از آنکه تلاشی برای دستیابی فوری به توافق نهایی دانست، کوششی برای مدیریت تنش و جلوگیری از تشدید بحران تلقی کرد. این گفتوگوها ظاهرا بهصورت غیرمستقیم برگزار میشود؛ به این معنا که نمایندگان دو کشور در اتاقهای جداگانه حضور دارند و پیامها از طریق واسطه منتقل میشود. چنین قالبی خود نشاندهنده سطح بالای بیاعتمادی سیاسی میان دو طرف و در عین حال تمایل به حفظ کانال دیپلماسی است.
روابط ایران و آمریکا از سال ۱۳۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به قطع ارتباطات رسمی انجامید. پرونده هستهای ایران از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شد و سالها موضوع مذاکرات چندجانبه بود. توافق برجام در سال ۲۰۱۵ نقطه اوج این تلاشها بود، اما خروج یکجانبه آمریکا در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، دوباره بحران را تشدید کرد. از آن زمان، تلاشهای دیپلماتیک برای احیای توافق یا رسیدن به چارچوبی جدید همواره با موانع جدی روبهرو بوده است.
محور اصلی مذاکرات همچنان پرونده هستهای ایران و مسئله تحریمهاست. ایران بهدنبال کاهش فشارهای اقتصادی و بهرسمیت شناختهشدن حقوق هستهای خود، بهویژه در حوزه غنیسازی است؛ در مقابل، ایالات متحده تلاش میکند دامنه و سرعت برنامه هستهای ایران را محدود کرده و سطح نظارتهای بینالمللی را افزایش دهد. اختلاف بنیادین در این نقطه شکل میگیرد: تهران رفع مؤثر تحریمها را پیششرط هر توافقی میداند، در حالی که واشینگتن خواهان اقدامات هستهای ملموس پیش از کاهش فشارهاست. علاوه بر مسئله هستهای، موضوعات منطقهای نیز بهصورت غیرمستقیم بر این مذاکرات سایه افکنده است. نقش حمایتی ایران در منطقه، تنشهای مربوط به موشکی، امنیت دریایی در خلیجفارس و تنگه هرمز، بخشی از نگرانیهای آمریکایی را تشکیل میدهد.
نقشآفرینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در این دور از گفتوگوها اهمیت دارد، زیرا بسیاری از اختلافات فنی، از سطح غنیسازی تا دسترسی بازرسان به تأسیسات، در چارچوب این نهاد تعریف میشود. گزارشهای آژانس درباره میزان ذخایر اورانیوم غنیشده ایران همواره نقطه اتکای مواضع غربی بوده است. از این رو، حتی اگر توافق سیاسی اولیهای حاصل شود، اجرای آن بدون همکاری فنی با آژانس دشوار خواهد بود.
فراتر از بحثهای سیاسی، نتیجه این مذاکرات بیواسطه بر زندگی روزمره میلیونها ایرانی تأثیر میگذارد. تحریمهای اقتصادی به افزایش چشمگیر نرخ ارز، تورم سرسامآور، کاهش قدرت خرید و محدودیت در واردات کالاهای اساسی و دارو منجر شده است. بسیاری از کسبوکارها با مشکلات جدی در تأمین مواد اولیه، انتقال پول و دسترسی به بازارهای جهانی روبهرو هستند. هر خبر مثبت از مذاکرات با کاهش موقت نرخ دلار همراه میشود، در حالی که شکست گفتوگوها فوراً به افزایش نگرانیها و نوسانات شدید اقتصادی میانجامد. برای مردم عادی، این مذاکرات تعیینکننده قیمت نان، دارو و آموزش فرزندانشان است.
در داخل ایران، بخشی از افکار عمومی نسبت به نتایج مذاکرات با آمریکا بدبین است و تجربه شکست برجام باعث شده تا اعتماد عمومی به توافقات بینالمللی کاهش یابد. در عین حال، فشارهای اقتصادی انتظارات برای بهبود شرایط معیشتی را افزایش داده است. در آمریکا نیز افکار عمومی و جریانهای سیاسی نسبت به مذاکره با ایران دیدگاههای متفاوتی دارند. رسانهها در هر دو کشور نقش مهمی در شکلدادن به دیدگاه عمومی دارند و میتوانند هم به آگاهی کمک کنند و هم باعث پلاریزه شدن بیشتر افکار شوند.
با توجه به تجربه مذاکرات سالهای گذشته، محتملترین سناریو ادامه گفتوگوها بدون دستیابی به توافق جامع در کوتاهمدت است. دو طرف احتمالاً میکوشند از طریق اقدامات محدود و تدریجی، تنش را کنترل کرده و از ورود به مرحله تقابل حاد جلوگیری کنند. سناریوی خوشبینانه میتواند شکلگیری یک توافق موقت یا گامبهگام باشد که در آن برخی فعالیتهای حساس هستهای مهار شود و در مقابل، بخشی از فشارهای اقتصادی کاهش یابد. در مقابل، شکست مذاکرات میتواند به تشدید تحریمها، افزایش فشار سیاسی و بالا رفتن سطح تنشهای منطقهای و حتی جنگ بینجامد.
در مجموع، مذاکرات ژنو را باید تلاشی برای «خرید زمان» و جلوگیری از بدتر شدن وضعیت دانست، نه نقطه پایان اختلافات. ادامه تماسها خود نشانهای از آن است که هیچیک از طرفین گزینه تقابل مستقیم را ترجیح نمیدهد، اما فاصله مواضع همچنان دستیابی سریع به توافقی پایدار را بسیار دشوار میکند. آینده این گفتوگوها به انعطافپذیری دو طرف، فشارهای داخلی و بینالمللی، و تحولات منطقهای بستگی دارد. راهحل نهایی نیازمند صبر، واقعگرایی و تمایل به سازش است؛ چیزی که تاکنون بهندرت در روابط ایران و آمریکا دیده شده است.
✍️محمدعلی سوره
مذاکرات پیشروی ایران و ایالات متحده در ژنو را باید بیش از آنکه تلاشی برای دستیابی فوری به توافق نهایی دانست، کوششی برای مدیریت تنش و جلوگیری از تشدید بحران تلقی کرد. این گفتوگوها ظاهرا بهصورت غیرمستقیم برگزار میشود؛ به این معنا که نمایندگان دو کشور در اتاقهای جداگانه حضور دارند و پیامها از طریق واسطه منتقل میشود. چنین قالبی خود نشاندهنده سطح بالای بیاعتمادی سیاسی میان دو طرف و در عین حال تمایل به حفظ کانال دیپلماسی است.
روابط ایران و آمریکا از سال ۱۳۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به قطع ارتباطات رسمی انجامید. پرونده هستهای ایران از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شد و سالها موضوع مذاکرات چندجانبه بود. توافق برجام در سال ۲۰۱۵ نقطه اوج این تلاشها بود، اما خروج یکجانبه آمریکا در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، دوباره بحران را تشدید کرد. از آن زمان، تلاشهای دیپلماتیک برای احیای توافق یا رسیدن به چارچوبی جدید همواره با موانع جدی روبهرو بوده است.
محور اصلی مذاکرات همچنان پرونده هستهای ایران و مسئله تحریمهاست. ایران بهدنبال کاهش فشارهای اقتصادی و بهرسمیت شناختهشدن حقوق هستهای خود، بهویژه در حوزه غنیسازی است؛ در مقابل، ایالات متحده تلاش میکند دامنه و سرعت برنامه هستهای ایران را محدود کرده و سطح نظارتهای بینالمللی را افزایش دهد. اختلاف بنیادین در این نقطه شکل میگیرد: تهران رفع مؤثر تحریمها را پیششرط هر توافقی میداند، در حالی که واشینگتن خواهان اقدامات هستهای ملموس پیش از کاهش فشارهاست. علاوه بر مسئله هستهای، موضوعات منطقهای نیز بهصورت غیرمستقیم بر این مذاکرات سایه افکنده است. نقش حمایتی ایران در منطقه، تنشهای مربوط به موشکی، امنیت دریایی در خلیجفارس و تنگه هرمز، بخشی از نگرانیهای آمریکایی را تشکیل میدهد.
نقشآفرینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در این دور از گفتوگوها اهمیت دارد، زیرا بسیاری از اختلافات فنی، از سطح غنیسازی تا دسترسی بازرسان به تأسیسات، در چارچوب این نهاد تعریف میشود. گزارشهای آژانس درباره میزان ذخایر اورانیوم غنیشده ایران همواره نقطه اتکای مواضع غربی بوده است. از این رو، حتی اگر توافق سیاسی اولیهای حاصل شود، اجرای آن بدون همکاری فنی با آژانس دشوار خواهد بود.
فراتر از بحثهای سیاسی، نتیجه این مذاکرات بیواسطه بر زندگی روزمره میلیونها ایرانی تأثیر میگذارد. تحریمهای اقتصادی به افزایش چشمگیر نرخ ارز، تورم سرسامآور، کاهش قدرت خرید و محدودیت در واردات کالاهای اساسی و دارو منجر شده است. بسیاری از کسبوکارها با مشکلات جدی در تأمین مواد اولیه، انتقال پول و دسترسی به بازارهای جهانی روبهرو هستند. هر خبر مثبت از مذاکرات با کاهش موقت نرخ دلار همراه میشود، در حالی که شکست گفتوگوها فوراً به افزایش نگرانیها و نوسانات شدید اقتصادی میانجامد. برای مردم عادی، این مذاکرات تعیینکننده قیمت نان، دارو و آموزش فرزندانشان است.
در داخل ایران، بخشی از افکار عمومی نسبت به نتایج مذاکرات با آمریکا بدبین است و تجربه شکست برجام باعث شده تا اعتماد عمومی به توافقات بینالمللی کاهش یابد. در عین حال، فشارهای اقتصادی انتظارات برای بهبود شرایط معیشتی را افزایش داده است. در آمریکا نیز افکار عمومی و جریانهای سیاسی نسبت به مذاکره با ایران دیدگاههای متفاوتی دارند. رسانهها در هر دو کشور نقش مهمی در شکلدادن به دیدگاه عمومی دارند و میتوانند هم به آگاهی کمک کنند و هم باعث پلاریزه شدن بیشتر افکار شوند.
با توجه به تجربه مذاکرات سالهای گذشته، محتملترین سناریو ادامه گفتوگوها بدون دستیابی به توافق جامع در کوتاهمدت است. دو طرف احتمالاً میکوشند از طریق اقدامات محدود و تدریجی، تنش را کنترل کرده و از ورود به مرحله تقابل حاد جلوگیری کنند. سناریوی خوشبینانه میتواند شکلگیری یک توافق موقت یا گامبهگام باشد که در آن برخی فعالیتهای حساس هستهای مهار شود و در مقابل، بخشی از فشارهای اقتصادی کاهش یابد. در مقابل، شکست مذاکرات میتواند به تشدید تحریمها، افزایش فشار سیاسی و بالا رفتن سطح تنشهای منطقهای و حتی جنگ بینجامد.
در مجموع، مذاکرات ژنو را باید تلاشی برای «خرید زمان» و جلوگیری از بدتر شدن وضعیت دانست، نه نقطه پایان اختلافات. ادامه تماسها خود نشانهای از آن است که هیچیک از طرفین گزینه تقابل مستقیم را ترجیح نمیدهد، اما فاصله مواضع همچنان دستیابی سریع به توافقی پایدار را بسیار دشوار میکند. آینده این گفتوگوها به انعطافپذیری دو طرف، فشارهای داخلی و بینالمللی، و تحولات منطقهای بستگی دارد. راهحل نهایی نیازمند صبر، واقعگرایی و تمایل به سازش است؛ چیزی که تاکنون بهندرت در روابط ایران و آمریکا دیده شده است.
✍️محمدعلی سوره
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
❤5😱1
کودک که بودم خوشبختی برایم در یک نانِ قیفیِ ترد و یک گوی سردِ بستنی وانیلی خلاصه میشد. اما عجیب بود... همیشه در اوجِ آن خنکای شیرین، یک اضطرابِ داغ در دلم جوانه میزد. خوب به یاد دارم ظهرهای گرمِ تابستان، وقتی بستنی را در دست میگرفتم هنوز زبانم با اولین سردیِ لطیفش آشنا نشده بود که نگاهم به قطرهای میافتاد که از گوشهی نانِ قیفی بستنی سُر میخورد و روی دستم میچکید.
من، با همان گازِ نخستین، دیگر فقط به طعم وانیلی و شکلاتیاش فکر نمیکردم تمامِ فکر و ذکرم این بود که «دارد تمام میشود» انگار آن شیرینی، پیغامی پنهان داشت که میگفت: «من ماندنی نیستم».
من با هر چشیدنی، نه فقط طعم بستنی سرد، که طعمِ فقدان را مزه میکردم. گویی مسابقهای بود میانِ من و گرمای آفتاب ...
و من همیشه میدانستم که تهِ این ماجرا، یک نانِ خالیست و دستهایی که چسبناک شدهاند و دلی که هنوز سیر نشده، حسرتِ تمام شدن را میخورد.
آن روزها فکر میکردم این فقط حکایتِ بستنیهای تابستانی است. اما بزرگتر که شدم دیدم زندگی، ویترینِ بزرگی است پر از همین «داشتنها» و «از دست دادنها». فهمیدم که چه چیزهای خوب و خواستنی، چه لحظاتِ ناب و عزیزی در زندگی هست که ماهیتشان مثل همان بستنی، لغزنده و گریزپاست. انگار تقدیرِ هر چیزِ لطیف، گذرا بودن است. شادیهای عمیق، جمعهای صمیمی، جوانی، و حتی حضورِ عزیزان؛ همه چیز از بینِ پنجههای آدمی سر میخورد و میلغزد و ما باید درست در لحظهی وصل، نگرانِ فصل و جدایی باشیم.
و حال دراین روزها که عطرِ ضیافت رمضان در هوا پیچیده، دوباره همان حسِ کودکی، اما با بلوغی غمگینتر سراغم آمده است.
رمضان، همان بستنیِ روح است؛ همان خنکای گوارا در تابستانِ سوزانِ دنیا. اما نمیدانم چرا این دلِ دردمند هنوز سفره پهن نشده، هنوز هلالِ ماه رویت نشده، نگرانِ تمام شدن مهمانی است.
هنوز «اللهم بلغنا رمضان» را تمام نکرده تهِ دلم میلرزد برای آن غروبِ آخر که باید بخوانیم «الوداع یا شهر رمضان ».
شاید این دلتنگیِ پیش از موعد؛ نشانهی فهمیدنِ ارزشِ حضور است. و همین داناییست که ما را وا میدارد تا برای تاب آوردنِ این گذر، دست به دامانِ" آن معبود یگانه "شویم و صدایش بزنیم:
خدایا! حالِ ما، حالِ همان کودکی است که بستنیاش را سفت چسبیده تا آب نشود، اما میداند که آب میشود.
خدایا ما را به رمضان برسان...
اما دعای اصلیمان چیز دیگریست:
خداوندا
اگر رسمِ این ضیافت، رفتنی بودن است و اگر قرار است این روزهای مهمانیات مثل برق و باد بگذرد
نگذار مثل کودکیهایمان، تنها با دستهای چسبناک و حسرتِ یک نانِ خالی بمانیم؛ بگذار طعمِ شیرینِ بندگیات، آنچنان در جانمان نفوذ کند که هیچ گرمای گناهآلودی، توانِ ذوب کردنش را نداشته باشد.
خدایا ما را به رمضانت برسان
و
اگر رفتنیست،
کاری کن
ما «سیر» از آن نرفته باشیم.
✍شایسته احمدی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
من، با همان گازِ نخستین، دیگر فقط به طعم وانیلی و شکلاتیاش فکر نمیکردم تمامِ فکر و ذکرم این بود که «دارد تمام میشود» انگار آن شیرینی، پیغامی پنهان داشت که میگفت: «من ماندنی نیستم».
من با هر چشیدنی، نه فقط طعم بستنی سرد، که طعمِ فقدان را مزه میکردم. گویی مسابقهای بود میانِ من و گرمای آفتاب ...
و من همیشه میدانستم که تهِ این ماجرا، یک نانِ خالیست و دستهایی که چسبناک شدهاند و دلی که هنوز سیر نشده، حسرتِ تمام شدن را میخورد.
آن روزها فکر میکردم این فقط حکایتِ بستنیهای تابستانی است. اما بزرگتر که شدم دیدم زندگی، ویترینِ بزرگی است پر از همین «داشتنها» و «از دست دادنها». فهمیدم که چه چیزهای خوب و خواستنی، چه لحظاتِ ناب و عزیزی در زندگی هست که ماهیتشان مثل همان بستنی، لغزنده و گریزپاست. انگار تقدیرِ هر چیزِ لطیف، گذرا بودن است. شادیهای عمیق، جمعهای صمیمی، جوانی، و حتی حضورِ عزیزان؛ همه چیز از بینِ پنجههای آدمی سر میخورد و میلغزد و ما باید درست در لحظهی وصل، نگرانِ فصل و جدایی باشیم.
و حال دراین روزها که عطرِ ضیافت رمضان در هوا پیچیده، دوباره همان حسِ کودکی، اما با بلوغی غمگینتر سراغم آمده است.
رمضان، همان بستنیِ روح است؛ همان خنکای گوارا در تابستانِ سوزانِ دنیا. اما نمیدانم چرا این دلِ دردمند هنوز سفره پهن نشده، هنوز هلالِ ماه رویت نشده، نگرانِ تمام شدن مهمانی است.
هنوز «اللهم بلغنا رمضان» را تمام نکرده تهِ دلم میلرزد برای آن غروبِ آخر که باید بخوانیم «الوداع یا شهر رمضان ».
شاید این دلتنگیِ پیش از موعد؛ نشانهی فهمیدنِ ارزشِ حضور است. و همین داناییست که ما را وا میدارد تا برای تاب آوردنِ این گذر، دست به دامانِ" آن معبود یگانه "شویم و صدایش بزنیم:
خدایا! حالِ ما، حالِ همان کودکی است که بستنیاش را سفت چسبیده تا آب نشود، اما میداند که آب میشود.
خدایا ما را به رمضان برسان...
اما دعای اصلیمان چیز دیگریست:
خداوندا
اگر رسمِ این ضیافت، رفتنی بودن است و اگر قرار است این روزهای مهمانیات مثل برق و باد بگذرد
نگذار مثل کودکیهایمان، تنها با دستهای چسبناک و حسرتِ یک نانِ خالی بمانیم؛ بگذار طعمِ شیرینِ بندگیات، آنچنان در جانمان نفوذ کند که هیچ گرمای گناهآلودی، توانِ ذوب کردنش را نداشته باشد.
خدایا ما را به رمضانت برسان
و
اگر رفتنیست،
کاری کن
ما «سیر» از آن نرفته باشیم.
✍شایسته احمدی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤7
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا )
قال سعيد بن جبير: يسلبه القناعة حتى لا يشبع.
📚تفسير البغوي
این انتخاب از تفسیر بغوی و کلام سعید بن جبیر، لایهی عمیقی از «تحلیل روانشناختی-اجتماعی» را به بحث اصلاحگری اضافه میکند. در واقع با این آیه، ریشهی بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی را نشانه گرفتهایم.
اگر بخواهیم با همان نگاه تخصصی و انتقادی به این گزاره بنگریم، میتوان آن را به شکل زیر تبیین کرد:
تحلیل ساختاری «معیشت ضنک» (زندگی سخت)
بسیاری تصور میکنند «معیشت ضنک» صرفاً به معنای فقر مادی یا کمبود منابع است؛ اما سعید بن جبیر با نگاهی دقیق، ریشهی این سختی را در «فقدان قناعت» میبیند. از این دیدگاه، فقر واقعی نه در «نداشتن»، بلکه در «سیریناپذیری» است.
ارتباط با اصلاح اجتماعی:
۱. بحران مصرفگرایی و حرص:
وقتی جامعه از «ذکر» (به معنای آگاهی و خدامحوری) اعراض کند، دچار خلأ معنوی میشود. این خلأ با مصرفگراییِ افراطی پر نمیشود؛ نتیجه این است که فرد هرچه بیشتر به دست میآورد، کمتر احساس رضایت میکند. مصلح اجتماعی باید بداند که بخشی از اصلاح، تغییر سبک زندگی و بازگرداندن «معنا» به زیست مردم است.
۲. فساد اداری و مالی:
ریشهی بسیاری از آسیبهایی که مصلحان با آن میجنگند (مثل اختلاس یا بیعدالتی)، همین «عدم شبع» (سیر نشدن) است. کسی که «ذکر» را فراموش کرده، در یک چرخهی باطل از تکاثر قرار میگیرد که هرگز او را به آرامش نمیرساند.
۳. تضاد با آرامش مصلح:
در مقابل، آن «ذکری» که در آیه ۴۲ سوره طه به موسی (ع) فرمان داده شد (ولا تنیا فی ذکری)، دقیقاً همان پادزهری است که به مصلح «غنای نفسی» میدهد. مصلح چون با ذکر خدا اشباع شده، در مسیر اصلاحِ جامعه چشمداشتی به منابع مادی ندارد و همین امر، قدرت نفوذ کلام او را بالا میبرد.
نتیجهگیری انتقادی:
اصلاح اجتماعی بدون «اصلاح نگاه به دنیا» ناقص است. اگر جامعهای در رفاه باشد اما «قناعت» (به معنای بهرهوری درست و رضایت درونی) را از دست بدهد، همچنان در «معیشت ضنک» دستوپا میزند.
نکته تخصصی: ابنقیم معتقد است «فقرِ قلب» بسیار خطرناکتر از «فقرِ دست» است؛ چرا که فقرِ دست با مال درمان میشود، اما فقرِ قلب با تمام گنجهای زمین هم پر نخواهد شد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤4
📌چگونه به استقبال ماه مبارک رمضان برویم؟
استقبال از رمضان فراتر از یک تغییر در برنامه غذایی، نوعی بازآفرینی ذهنی و معنوی است. با توجه به رویکرد تحلیلی و انتقادی شما، میتوان این آمادگی را در سه سطح ساختاری، ذهنی و فیزیولوژیک بررسی کرد:
۱. بازنگری در اولویتها (آمادگی ذهنی و تحلیلی)
بجای نگاه سنتی و صرفاً تکلیفی، میتوان رمضان را به مثابه یک «دوره بازآموزی» برای اراده در نظر گرفت:
تعریف هدف (Goal Setting): مشخص کنید امسال قصد دارید روی کدام ویژگی اخلاقی یا فکری تمرکز کنید؟ (مثلاً تمرین سکوت، مطالعه عمیق یک متن فلسفی/دینی، یا کنترل خشم).
حذف زوائد فکری: رمضان فرصتی برای «روزه دیجیتال» یا کاهش نویزهای اطلاعاتی است. از پیش تصمیم بگیرید که چه ورودیهای ذهنی غیرضروری را در این ماه فیلتر خواهید کرد.
۲. تنظیمات بیولوژیک (آمادگی جسمانی)
برای جلوگیری از شوک به بدن و حفظ کارایی ذهنی در طول روز، باید از همین حالا تغییرات تدریجی ایجاد کنید:
تعدیل وابستگی به کافئین: اگر مصرف قهوه یا چای بالایی دارید، از همین امروز دوز آن را کاهش دهید تا با سردردهای روزهای اول مواجه نشوید.
تغییر ساعت بیولوژیک: سعی کنید کمی زودتر بیدار شوید تا بدن با فضای «سحرخیزی» بیگانه نباشد.
هیدراتاسیون پیشدستانه: افزایش مصرف آب در روزهای منتهی به ماه رمضان به بافتهای بدن کمک میکند تا دوره گذار را راحتتر طی کنند.
۳. انضباط عملی و لجستیک
برنامهریزی دقیق باعث میشود معنویت تحتالشعاع دغدغههای روزمره قرار نگیرد:
مدیریت زمان: با توجه به افت احتمالی انرژی در ساعات بعدازظهر، کارهای سنگین فکری یا جلسات مهم خود را به ساعات اولیه صبح منتقل کنید.
تسویه حسابهای مالی و اخلاقی: در سنت اسلامی، استقبال از رمضان با «استغفار» و حلالیت همراه است. از دیدگاه روانشناختی، این کار به معنای تخلیه بارهای عاطفی منفی و ورود به ماه با ذهنی آزاد (Tabula Rasa) است.
نکته تخصصی: مطالعات نشان میدهد که تغییر ناگهانی عادات بدون آمادگی قبلی، منجر به افزایش سطح کورتیزول (هورمون استرس) میشود. بنابراین، "استقبال" در واقع یک استراتژی علمی برای کاهش تنش بیولوژیک در شروع یک تغییر بزرگ است.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
استقبال از رمضان فراتر از یک تغییر در برنامه غذایی، نوعی بازآفرینی ذهنی و معنوی است. با توجه به رویکرد تحلیلی و انتقادی شما، میتوان این آمادگی را در سه سطح ساختاری، ذهنی و فیزیولوژیک بررسی کرد:
۱. بازنگری در اولویتها (آمادگی ذهنی و تحلیلی)
بجای نگاه سنتی و صرفاً تکلیفی، میتوان رمضان را به مثابه یک «دوره بازآموزی» برای اراده در نظر گرفت:
تعریف هدف (Goal Setting): مشخص کنید امسال قصد دارید روی کدام ویژگی اخلاقی یا فکری تمرکز کنید؟ (مثلاً تمرین سکوت، مطالعه عمیق یک متن فلسفی/دینی، یا کنترل خشم).
حذف زوائد فکری: رمضان فرصتی برای «روزه دیجیتال» یا کاهش نویزهای اطلاعاتی است. از پیش تصمیم بگیرید که چه ورودیهای ذهنی غیرضروری را در این ماه فیلتر خواهید کرد.
۲. تنظیمات بیولوژیک (آمادگی جسمانی)
برای جلوگیری از شوک به بدن و حفظ کارایی ذهنی در طول روز، باید از همین حالا تغییرات تدریجی ایجاد کنید:
تعدیل وابستگی به کافئین: اگر مصرف قهوه یا چای بالایی دارید، از همین امروز دوز آن را کاهش دهید تا با سردردهای روزهای اول مواجه نشوید.
تغییر ساعت بیولوژیک: سعی کنید کمی زودتر بیدار شوید تا بدن با فضای «سحرخیزی» بیگانه نباشد.
هیدراتاسیون پیشدستانه: افزایش مصرف آب در روزهای منتهی به ماه رمضان به بافتهای بدن کمک میکند تا دوره گذار را راحتتر طی کنند.
۳. انضباط عملی و لجستیک
برنامهریزی دقیق باعث میشود معنویت تحتالشعاع دغدغههای روزمره قرار نگیرد:
مدیریت زمان: با توجه به افت احتمالی انرژی در ساعات بعدازظهر، کارهای سنگین فکری یا جلسات مهم خود را به ساعات اولیه صبح منتقل کنید.
تسویه حسابهای مالی و اخلاقی: در سنت اسلامی، استقبال از رمضان با «استغفار» و حلالیت همراه است. از دیدگاه روانشناختی، این کار به معنای تخلیه بارهای عاطفی منفی و ورود به ماه با ذهنی آزاد (Tabula Rasa) است.
نکته تخصصی: مطالعات نشان میدهد که تغییر ناگهانی عادات بدون آمادگی قبلی، منجر به افزایش سطح کورتیزول (هورمون استرس) میشود. بنابراین، "استقبال" در واقع یک استراتژی علمی برای کاهش تنش بیولوژیک در شروع یک تغییر بزرگ است.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات