📌5 تمرین ساده و عملی برای ایجاد خشوع و خضوع در نماز
اگر بر این تمرینات مداومت داشته باشید، به اذن الله در نماز خشوع و خضوع خواهید داشت.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
اگر بر این تمرینات مداومت داشته باشید، به اذن الله در نماز خشوع و خضوع خواهید داشت.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤14
پریشانیِ شبهایِ دراز...
آوردهاند که یعقوب از یوسف پرسید: برادرانت با تو چه کردند؟ یوسف از بزرگواریِ خود نخواست آن ماجراها را پیش پدر یاد کند، که مبادا اندوهِ آن در دل او تازه شود و برادران از آن خجلتزده شوند.
گفت: ای پدر، اکنون وقتِ شُکر است نه شکایت؛ آنچه بود گذشت، دیگر در آن درنگ نکنیم:
این حکایت نغز یادآور سخنی است از سهل بن عبدالله تُستَری که میگفت وقتی به خدا بازگشتی و نادم شدی، از آن لغزشها که داشتهای یاد مکن:
«... ندانستهای که ذکرِ جفا بر ایّامِ وفا، جفا بوَد؟»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۲۴)
اما فراتر از این هم میتوان رفت. آنجا، در آستان انس و اقلیم راستی، و نزد دوست، آدمی دیگر از آنچه بر او رفته است شکایتی نخواهد داشت. تو گویی محفل انس و اجتماع دوستان چنان بر گذشتهٔ دردآلود او سایه میافکنند که به کلّی از شکایت وامیرهد و به آنچه از سرگذرانده لبخندی شکرآمیز میزند. راضیةً مَرضیّةً.
«و گویند: ستایش از آنِ خدایی است که اندوه را از ما زدود، همانا، پروردگار ما بسی آمرزندهٔ قدرشناس است.»(سوره فاطر، آیه ۳۴)
آن همه ناز و تَنَعُّم که خزان میفرمود
عاقبت در قدمِ بادِ بهار آخر شد
شُکرِ ایزد که به اقبالِ کُلَهگوشهٔ گُل
نخوَتِ بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد
آن پریشانیِ شبهایِ دراز و غمِ دل
همه در سایهٔ گیسویِ نگار آخر شد
(حافظ)
✍صدیق قطبی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
آوردهاند که یعقوب از یوسف پرسید: برادرانت با تو چه کردند؟ یوسف از بزرگواریِ خود نخواست آن ماجراها را پیش پدر یاد کند، که مبادا اندوهِ آن در دل او تازه شود و برادران از آن خجلتزده شوند.
گفت: ای پدر، اکنون وقتِ شُکر است نه شکایت؛ آنچه بود گذشت، دیگر در آن درنگ نکنیم:
«در اخبار است که یعقوب از یوسف پرسید که: برگوی که برادران با تو چه کردند؟ یوسف از کرم خود نیافت آن حالها پیش پدر یاد کردید که آن بر دل وی تازه گشتید و برادران از آن تشویر خوردید. گفت: ای پدر، وقت آن است که به شُکر مشغول باشیم نه به شکایت، آنچه بود و رفت با سر آن نشویم.»(قصص قرآن مجید، برگرفته از تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری، به اهتمام یحیی مهدوی، ص۱۸۴).
این حکایت نغز یادآور سخنی است از سهل بن عبدالله تُستَری که میگفت وقتی به خدا بازگشتی و نادم شدی، از آن لغزشها که داشتهای یاد مکن:
«... ندانستهای که ذکرِ جفا بر ایّامِ وفا، جفا بوَد؟»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۳۲۴)
اما فراتر از این هم میتوان رفت. آنجا، در آستان انس و اقلیم راستی، و نزد دوست، آدمی دیگر از آنچه بر او رفته است شکایتی نخواهد داشت. تو گویی محفل انس و اجتماع دوستان چنان بر گذشتهٔ دردآلود او سایه میافکنند که به کلّی از شکایت وامیرهد و به آنچه از سرگذرانده لبخندی شکرآمیز میزند. راضیةً مَرضیّةً.
«و گویند: ستایش از آنِ خدایی است که اندوه را از ما زدود، همانا، پروردگار ما بسی آمرزندهٔ قدرشناس است.»(سوره فاطر، آیه ۳۴)
آن همه ناز و تَنَعُّم که خزان میفرمود
عاقبت در قدمِ بادِ بهار آخر شد
شُکرِ ایزد که به اقبالِ کُلَهگوشهٔ گُل
نخوَتِ بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد
آن پریشانیِ شبهایِ دراز و غمِ دل
همه در سایهٔ گیسویِ نگار آخر شد
(حافظ)
✍صدیق قطبی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤8
تصور نکنید.
این تصور خطرناک است!
زیرا ذهن پیوسته خواهد کوشید،
این تصویر را کامل کند...!
#روان_سالم
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤10💯2
456NN يا رسول الله "Ya Rasulullah" Türkçe Altyazılı Nasheed ᴴᴰ
شریعت محمدﷺ بر تمام جهان حاکم خواهد شد«اﻟﻟَّﻫُﻣَّ ﺻﻟﯽ ﻭﺳَﻟَّﻢ ﻋﻟَﯽ نـَبـِیـنـَا ﻣُﺣﻣﺩﷺ»
چون که با عقل و منطق سازگار است
•تولستوی
آنچه به اسلام قدرت بخشید،شمشیر نبود
بلکه اخلاق زیبای محمدﷺ بود
•گاندی
محمدﷺ پیامبر،فیلسوف،سخنران، جنگاور و قانون گذار و از بین برنده ی هوا و هوس است
جای سؤال است آیا در تاریخ بشریت عظیم تر از او وجود دارد؟
•لامارتین
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤11🥰2
Audio
#سلسله_مباحث_أسماء_الحسنی
قسمت هفتم:
«الرقیب»
سخنران: بانو جهان آفتابی
⏱زمان: 12دقیقه
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
قسمت هفتم:
«الرقیب»
سخنران: بانو جهان آفتابی
⏱زمان: 12دقیقه
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤6
♦️ سری نکات تربیتی نوجوانان شماره ۲
📌 قانون کم، ولی قاطع
قوانین زیاد = لجبازی بیشتر
چند قانون مشخص، منطقی و ثابت داشته باشید.
✅ ثبات شما به نوجوان احساس امنیت میدهد.
#روان_سالم
✍جهاندار امینی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
📌 قانون کم، ولی قاطع
قوانین زیاد = لجبازی بیشتر
چند قانون مشخص، منطقی و ثابت داشته باشید.
✅ ثبات شما به نوجوان احساس امنیت میدهد.
#روان_سالم
✍جهاندار امینی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤8
📌تلاوتی بسیار دلنشین از آیات 84 تا 87 سوره یوسف
قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
🥰4❤2
📌غبار بر آینه؛ بازخوانی حقیقت در گیرودار روایتهای متخاصم
نویسنده:
دکتر علی محمد صلابی
مترجم:
حمزه خانبیگی – اشنویه
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به واکاوی تقابل روایتهای متخاصم و منصفانه در تاریخنگاری دولت عثمانی میپردازد و ریشههای سیاهنمایی علیه این خلافت را در پیشفرضهای سیاسی، زخمهای کهن صلیبی و جریانهای غربزده جستوجو میکند. نویسنده ضمن بازخوانی آرای مورخان مخالف و موافق، بر ضرورت بازگشت به اسناد متقن برای خروج از سیطره روایتهای بیگانه تأکید ورزیده و فروپاشی تمدنی را نتیجه گسست از هویت و معنا میداند.
🖇 ادامهی مطلب
#تاریخ_عثمانی #خلافت_اسلامی #علی_محمد_الصلابی #تاریخنگاری_نقادانه #هویت_اسلامی #جنگ_روایتها #تمدن_اسلامی #نقد_مستشرقین
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
نویسنده:
دکتر علی محمد صلابی
مترجم:
حمزه خانبیگی – اشنویه
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به واکاوی تقابل روایتهای متخاصم و منصفانه در تاریخنگاری دولت عثمانی میپردازد و ریشههای سیاهنمایی علیه این خلافت را در پیشفرضهای سیاسی، زخمهای کهن صلیبی و جریانهای غربزده جستوجو میکند. نویسنده ضمن بازخوانی آرای مورخان مخالف و موافق، بر ضرورت بازگشت به اسناد متقن برای خروج از سیطره روایتهای بیگانه تأکید ورزیده و فروپاشی تمدنی را نتیجه گسست از هویت و معنا میداند.
🖇 ادامهی مطلب
#تاریخ_عثمانی #خلافت_اسلامی #علی_محمد_الصلابی #تاریخنگاری_نقادانه #هویت_اسلامی #جنگ_روایتها #تمدن_اسلامی #نقد_مستشرقین
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤4👏1
📌کودکان گرفتار در سوگ جمعی
✍️نیلوفر حامدی
«نورا» دو هفتهای میشود که با هر صدای کوچکی از وحشت به آغوش مادرش پناه میبرد. «شیرین» از شب نوزدهم دیماه، دیگر نمیتواند زنگ آیفون را بشنود و دچار هراس نشود. «رادمان» هر روز از پدرش میپرسد که آیا قرار است بمیرد؟ «ماهور» حتی برای چند دقیقه نمیتواند در خانه تنها بماند و «نویان» هنوز به شرایط عادی برنگشته که به مدرسه برود؛ آنقدر که شبها کابوس میبیند. تجربه شبهای هجدهم و نوزدهم دیماه 1404 از یک سو و اخبار پیرامون همان دو شب، تأثیرات عمیقی بر جان و روان جامعه ایرانی حک کرده است.
🖇 ادامهی مطلب
#کودکان_و_نوجوانان #سوگ_جمعی #سلامت_روان #ترومای_کودکی #حق_آگاهی #امنیت_روانی #حقوق_کودک #پیماننامه_حقوق_کودک #اضطراب_کودکان #مراقبت_از_کودک #تاثیرات_اخبار_بر_کودکان #آموزش_و_پرورش #والدگری_در_بحران #روایت_خانوادهها #جامعه_ایرانی #گزیده
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
✍️نیلوفر حامدی
«نورا» دو هفتهای میشود که با هر صدای کوچکی از وحشت به آغوش مادرش پناه میبرد. «شیرین» از شب نوزدهم دیماه، دیگر نمیتواند زنگ آیفون را بشنود و دچار هراس نشود. «رادمان» هر روز از پدرش میپرسد که آیا قرار است بمیرد؟ «ماهور» حتی برای چند دقیقه نمیتواند در خانه تنها بماند و «نویان» هنوز به شرایط عادی برنگشته که به مدرسه برود؛ آنقدر که شبها کابوس میبیند. تجربه شبهای هجدهم و نوزدهم دیماه 1404 از یک سو و اخبار پیرامون همان دو شب، تأثیرات عمیقی بر جان و روان جامعه ایرانی حک کرده است.
🖇 ادامهی مطلب
#کودکان_و_نوجوانان #سوگ_جمعی #سلامت_روان #ترومای_کودکی #حق_آگاهی #امنیت_روانی #حقوق_کودک #پیماننامه_حقوق_کودک #اضطراب_کودکان #مراقبت_از_کودک #تاثیرات_اخبار_بر_کودکان #آموزش_و_پرورش #والدگری_در_بحران #روایت_خانوادهها #جامعه_ایرانی #گزیده
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
😢6
بررسی موضوع «ترجیح دنیا بر آخرت» در قرآن نیازمند نگاهی فراتر از پندهای اخلاقی ساده است. در هستیشناسی قرآن، این ترجیح صرفاً یک اشتباه رفتاری نیست، بلکه یک خطای شناختی و محاسباتی تلقی میشود.
در ادامه، تحلیل ساختاری این موضوع را از منظر آیات قرآن بررسی میکنیم:
۱. تضاد ماهوی: فانی در برابر باقی
قرآن تفاوت دنیا و آخرت را در دو مولفه «زمان» و «کیفیت» تبیین میکند. واژهی «دنیا» از ریشه «دنو» به معنای نزدیکتر و پستتر است.
خطای برآورد: قرآن در آیه ۱۶ و ۱۷ سوره اعلی به صراحت این جابجایی اولویت را بیان میکند:
«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَىٰ»
(بلکه شما زندگی دنیا را برمیگزینید، در حالی که آخرت بهتر و پایندهتر است.)
تحلیل: از دیدگاه قرآن، انتخاب دنیا به جای آخرت، ترجیح «امر محدود و متغیر» بر «امر نامحدود و ثابت» است که از نظر منطقی یک خسارت (زیان در اصل سرمایه) محسوب میشود.
۲. دنیا به مثابه «عرض» و «متاع»
قرآن برای توصیف دنیا از واژگانی استفاده میکند که بار معنایی «ابزاری» دارند:
عَرَض: (بر وزن غرض) به معنای چیزی است که عارضی و زودگذر است و ثبات ندارد. (سوره نساء، آیه ۹۴).
متاع الغرور: کالا یا وسیلهای که فریبنده است. (سوره آلعمران، آیه ۱۸۵). در اینجا دنیا نفی نمیشود، بلکه «اصالت دادن» به آن به عنوان هدف غایی، نوعی توهم تلقی میشود که مانع از درک واقعیت بزرگتر میگردد.
۳. ریشههای روانی ترجیح دنیا (حب عاجله)
قرآن ریشه این ترجیح را در طبیعت شتابزده انسان میداند:
«کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ» (سوره قیامت، آیات ۲۰-۲۱)
نقد تخصصی: انسان به دلیل ساختار حسی خود، به پاداشهای فوری (نقد) گرایش دارد و از پاداشهای غایب (نسیه) میگریزد. قرآن این گرایش غریزی را عامل کوری نسبت به پیامدهای بلندمدت معرفی میکند.
٤. نگاهی نقادانه: آیا دنیا در قرآن کاملاً مذموم است؟
یک سوءبرداشت رایج این است که قرآن دنیا را ذاتاً شر میداند. اما با تحلیل دقیقتر مشخص میشود که:
نفی رهبانیت: قرآن دنیا را بستر رشد میداند («فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً»).
نکوهش در «دلبستگی» است، نه «بهرهمندی»: آنچه مذموم است «اطمینان» یافتن به دنیا (سوره یونس، آیه ۷) و رضایت دادن به سقف کوتاه زندگی مادی است، به طوری که افق دید انسان را از ابدیت محروم کند.
جمعبندی تخصصی
از منظر قرآن، کسی که دنیا را بر آخرت ترجیح میدهد، مانند کسی است که در یک سفر، «مسافرخانه» را به جای «خانه اصلی» اشتباه گرفته و تمام دارایی خود را صرف تزیین اتاقی میکند که فردا باید آن را تحویل دهد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
در ادامه، تحلیل ساختاری این موضوع را از منظر آیات قرآن بررسی میکنیم:
۱. تضاد ماهوی: فانی در برابر باقی
قرآن تفاوت دنیا و آخرت را در دو مولفه «زمان» و «کیفیت» تبیین میکند. واژهی «دنیا» از ریشه «دنو» به معنای نزدیکتر و پستتر است.
خطای برآورد: قرآن در آیه ۱۶ و ۱۷ سوره اعلی به صراحت این جابجایی اولویت را بیان میکند:
«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَىٰ»
(بلکه شما زندگی دنیا را برمیگزینید، در حالی که آخرت بهتر و پایندهتر است.)
تحلیل: از دیدگاه قرآن، انتخاب دنیا به جای آخرت، ترجیح «امر محدود و متغیر» بر «امر نامحدود و ثابت» است که از نظر منطقی یک خسارت (زیان در اصل سرمایه) محسوب میشود.
۲. دنیا به مثابه «عرض» و «متاع»
قرآن برای توصیف دنیا از واژگانی استفاده میکند که بار معنایی «ابزاری» دارند:
عَرَض: (بر وزن غرض) به معنای چیزی است که عارضی و زودگذر است و ثبات ندارد. (سوره نساء، آیه ۹۴).
متاع الغرور: کالا یا وسیلهای که فریبنده است. (سوره آلعمران، آیه ۱۸۵). در اینجا دنیا نفی نمیشود، بلکه «اصالت دادن» به آن به عنوان هدف غایی، نوعی توهم تلقی میشود که مانع از درک واقعیت بزرگتر میگردد.
۳. ریشههای روانی ترجیح دنیا (حب عاجله)
قرآن ریشه این ترجیح را در طبیعت شتابزده انسان میداند:
«کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ» (سوره قیامت، آیات ۲۰-۲۱)
نقد تخصصی: انسان به دلیل ساختار حسی خود، به پاداشهای فوری (نقد) گرایش دارد و از پاداشهای غایب (نسیه) میگریزد. قرآن این گرایش غریزی را عامل کوری نسبت به پیامدهای بلندمدت معرفی میکند.
٤. نگاهی نقادانه: آیا دنیا در قرآن کاملاً مذموم است؟
یک سوءبرداشت رایج این است که قرآن دنیا را ذاتاً شر میداند. اما با تحلیل دقیقتر مشخص میشود که:
نفی رهبانیت: قرآن دنیا را بستر رشد میداند («فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً»).
نکوهش در «دلبستگی» است، نه «بهرهمندی»: آنچه مذموم است «اطمینان» یافتن به دنیا (سوره یونس، آیه ۷) و رضایت دادن به سقف کوتاه زندگی مادی است، به طوری که افق دید انسان را از ابدیت محروم کند.
جمعبندی تخصصی
از منظر قرآن، کسی که دنیا را بر آخرت ترجیح میدهد، مانند کسی است که در یک سفر، «مسافرخانه» را به جای «خانه اصلی» اشتباه گرفته و تمام دارایی خود را صرف تزیین اتاقی میکند که فردا باید آن را تحویل دهد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤3👏1😍1💯1
📌هنرِ تبدیل
زمین گاهی آموزگار تواضع بوده است. بایزید بسطامی میگفت کسی که محبوب خداست سه نشانه دارد، یکی «تواضعی چون تواضع زمین.»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۱۹۰). زمین گاهی آموزگارِ تحمّل بوده است: «صوفی زمینشکل است که بارکشِ همه موجودات بوَد.»(سَرِیِ سقطی: همان، ص۳۴۵). امّا وجهِ سوّمی نیز هست که اینجا مدّ نظر ماست. و آن سخنِ جنید بغدادی است: «صوفی چون زمین باشد همه پلیدها درو درافگنند و همه نیکویی ازو بیرون آید.»(همان، ص۴۵۶)
✔️و گفت: «هیچ چیز صوفی را تیره نکند و همه تیرگیها بدو روشن شود.»(ابوتراب نَخٔشَبی(متوفی ۲۴۵): همان، ص۳۶۸)
✔️و گفت: «عارف آن است که هیچچیز مشربگاهِ او را تیره نگرداند و هر کدورت و تیرگی که به وی رسد صافی شود.»(بایزید بسطامی: همان، ص۱۹۰)
✔️«ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم. چون زندانِ ما بوستان گردد، بنگر که بوستانِ ما خود چه باشد!»(شمس تبریزی: مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۱۰)
شاید ثمرهٔ انس و صحبت با صاحبدلان و اهلِ معنا تولّد این ایمان فرخنده است. ایمان به قدرت شگرف قلب. ایمان به امکانهای بیکرانِ روح. و ضرورت مراقبت از ثروت بزرگ و ناشناختهای که غالباً از آن غفلت میکنیم: «و سخن اوست که «عَلَیکَ بِقَلبِکَ» بر تو باد به دل تو.»(اویس القرنی: تذکرةالاولیاء، ص۲۶)
✍ صدیق قطبی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
زمین گاهی آموزگار تواضع بوده است. بایزید بسطامی میگفت کسی که محبوب خداست سه نشانه دارد، یکی «تواضعی چون تواضع زمین.»(تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۱۹۰). زمین گاهی آموزگارِ تحمّل بوده است: «صوفی زمینشکل است که بارکشِ همه موجودات بوَد.»(سَرِیِ سقطی: همان، ص۳۴۵). امّا وجهِ سوّمی نیز هست که اینجا مدّ نظر ماست. و آن سخنِ جنید بغدادی است: «صوفی چون زمین باشد همه پلیدها درو درافگنند و همه نیکویی ازو بیرون آید.»(همان، ص۴۵۶)
در این نگاه، وجهِ الهامبخشِ زمین توانایی حیرتانگیز اوست در تبدیلِ پلیدی به نیکی و پاکی. گرفتنِ ناپاکی و آلودگی و بازپس دادنِ جوانهها و میوهها و گلها و هر آنچه از جنس رویش و زندگی است. به ما هنرِ تبدیلگری میآموزد. و جُنید بغدادی انسانِ والا را همنهاد و همپیشهٔ زمین میدید.
این درسی است که از صوفیان میتوان آموخت. در نهادِ ما ظرفیت و توانایی شکوهمندی است. والاترین کیمیا و اکسیری که انسان میتواند به آن دست یابد. قلب ما قادر است تیرگی را به روشنی و صفا مبدل کند. تیرگی و آلودگی که از بیرون ما را نشانه میگیرد میتواند در قلمروِ روح به ضدّ خودش تبدیل شود.
✔️و گفت: «هیچ چیز صوفی را تیره نکند و همه تیرگیها بدو روشن شود.»(ابوتراب نَخٔشَبی(متوفی ۲۴۵): همان، ص۳۶۸)
✔️و گفت: «عارف آن است که هیچچیز مشربگاهِ او را تیره نگرداند و هر کدورت و تیرگی که به وی رسد صافی شود.»(بایزید بسطامی: همان، ص۱۹۰)
✔️«ما آنیم که زندان را بر خود بوستان گردانیم. چون زندانِ ما بوستان گردد، بنگر که بوستانِ ما خود چه باشد!»(شمس تبریزی: مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۱۰)
شاید ثمرهٔ انس و صحبت با صاحبدلان و اهلِ معنا تولّد این ایمان فرخنده است. ایمان به قدرت شگرف قلب. ایمان به امکانهای بیکرانِ روح. و ضرورت مراقبت از ثروت بزرگ و ناشناختهای که غالباً از آن غفلت میکنیم: «و سخن اوست که «عَلَیکَ بِقَلبِکَ» بر تو باد به دل تو.»(اویس القرنی: تذکرةالاولیاء، ص۲۶)
✍ صدیق قطبی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤6
📌ارزش کار در قرآن
تهیه و تنظیم: اصلاحوب
مفهوم «کار» در پارادایم قرآنی فراتر از یک فعالیت اقتصادی صرف برای تأمین معاش است. در واقع، کار در قرآن پیوندی ناگسستنی با «هویت هستیشناختی» انسان دارد.
تحلیل این موضوع را میتوان در چند لایه بررسی کرد:
۱. کار به مثابهی «جوهر وجودی» انسان
در جهانبینی قرآنی، انسان محصولی از عمل خویش است. آیه مشهور سوره نجم این قاعده را تبیین میکند:
«وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. - نجم، ۳۹)
واژهی «سعی» فراتر از کار فیزیکی، به معنای کوششی است که با تمام توان و جهتدار انجام میشود. قرآن مالکیت حقیقی انسان را نه در داراییهای بیرونی، بلکه در «تلاش» او میداند؛ زیرا تنها چیزی که در انتقال از دنیا به آخرت باقی میماند، «اثرِ عمل» است.
۲. کار به عنوان «امتداد خلقت» (آبادگری)
قرآن وظیفه انسان را در زمین با واژه «استعمار» (به معنای طلب آبادانی) توصیف میکند:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا» (اوست که شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست که آن را آباد کنید. - هود، ۶۱)
این آیه نشان میدهد که کار، یک مأموریت الهی برای تکمیل نقشه خلقت است. انسان در اینجا همکار خداوند در تدبیر عالم محسوب میشود.
۳. تفاوت «عمل صالح» با کار عادی
در تحلیل انتقادی آیات، باید میان «عمل» و «عمل صالح» تمایز قائل شد. از منظر قرآن، هر فعالیتی ارزشمند نیست:
اثربخشی و تخصص: قرآن کار را با «قوت» و «امانت» پیوند میزند (مانند توصیف حضرت موسی در سوره قصص: القوی الأمین).
نیت و غایت: کار زمانی ارزش استعلایی پیدا میکند که در مسیر خیر عمومی و تقرب باشد. کاری که با «ریا» یا «فساد» همراه باشد، از نظر قرآن «هَباءً مَنْثُورًا» (گردی پراکنده) و فاقد ارزش واقعی است.
۴. رابطه رزق و تلاش (نقد یک سوءبرداشت)
یک چالش فکری مهم، رابطه میان «ضمانت رزق از سوی خدا» و «وجوب کار» است. قرآن این دو را متناقض نمیبیند:
رزق الهی در دلِ زمین و طبیعت تعبیه شده است («فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ»)، اما دستیابی به آن مستلزم حرکت و «مشی» است.
قرآن با بیکاری و تنپروری به شدت مخالفت میکند. حتی پس از انجام عبادت (نماز جمعه)، دستور به بازگشت سریع به بازار و جستجوی فضل خدا میدهد («فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ»).
۵. ابعاد اخلاقی و حقوقی کار
قرآن در حوزه روابط کارگر و کارفرما نیز استانداردهایی تعیین کرده است:
وفای به عهد: (أوفوا بالعقود)؛ لزوم پایبندی به قراردادهای کاری.
عدالت در سنجش: (أوفوا الکیل و المیزان)؛ که در معنای وسیعتر شامل کمفروشی در وقت و کیفیت کار نیز میشود.
جمعبندی
در منطق قرآن، بیکاری نوعی «عدم» و کار نوعی «وجود» است. کار وسیلهای است که «استعدادهای بالقوه» انسان را به «فعلیت» میرساند و او را از حالت مصرفکننده صرف به مقام «خلیفة اللهی» ارتقا میدهد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
تهیه و تنظیم: اصلاحوب
مفهوم «کار» در پارادایم قرآنی فراتر از یک فعالیت اقتصادی صرف برای تأمین معاش است. در واقع، کار در قرآن پیوندی ناگسستنی با «هویت هستیشناختی» انسان دارد.
تحلیل این موضوع را میتوان در چند لایه بررسی کرد:
۱. کار به مثابهی «جوهر وجودی» انسان
در جهانبینی قرآنی، انسان محصولی از عمل خویش است. آیه مشهور سوره نجم این قاعده را تبیین میکند:
«وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ» (و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. - نجم، ۳۹)
واژهی «سعی» فراتر از کار فیزیکی، به معنای کوششی است که با تمام توان و جهتدار انجام میشود. قرآن مالکیت حقیقی انسان را نه در داراییهای بیرونی، بلکه در «تلاش» او میداند؛ زیرا تنها چیزی که در انتقال از دنیا به آخرت باقی میماند، «اثرِ عمل» است.
۲. کار به عنوان «امتداد خلقت» (آبادگری)
قرآن وظیفه انسان را در زمین با واژه «استعمار» (به معنای طلب آبادانی) توصیف میکند:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا» (اوست که شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست که آن را آباد کنید. - هود، ۶۱)
این آیه نشان میدهد که کار، یک مأموریت الهی برای تکمیل نقشه خلقت است. انسان در اینجا همکار خداوند در تدبیر عالم محسوب میشود.
۳. تفاوت «عمل صالح» با کار عادی
در تحلیل انتقادی آیات، باید میان «عمل» و «عمل صالح» تمایز قائل شد. از منظر قرآن، هر فعالیتی ارزشمند نیست:
اثربخشی و تخصص: قرآن کار را با «قوت» و «امانت» پیوند میزند (مانند توصیف حضرت موسی در سوره قصص: القوی الأمین).
نیت و غایت: کار زمانی ارزش استعلایی پیدا میکند که در مسیر خیر عمومی و تقرب باشد. کاری که با «ریا» یا «فساد» همراه باشد، از نظر قرآن «هَباءً مَنْثُورًا» (گردی پراکنده) و فاقد ارزش واقعی است.
۴. رابطه رزق و تلاش (نقد یک سوءبرداشت)
یک چالش فکری مهم، رابطه میان «ضمانت رزق از سوی خدا» و «وجوب کار» است. قرآن این دو را متناقض نمیبیند:
رزق الهی در دلِ زمین و طبیعت تعبیه شده است («فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ»)، اما دستیابی به آن مستلزم حرکت و «مشی» است.
قرآن با بیکاری و تنپروری به شدت مخالفت میکند. حتی پس از انجام عبادت (نماز جمعه)، دستور به بازگشت سریع به بازار و جستجوی فضل خدا میدهد («فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ»).
۵. ابعاد اخلاقی و حقوقی کار
قرآن در حوزه روابط کارگر و کارفرما نیز استانداردهایی تعیین کرده است:
وفای به عهد: (أوفوا بالعقود)؛ لزوم پایبندی به قراردادهای کاری.
عدالت در سنجش: (أوفوا الکیل و المیزان)؛ که در معنای وسیعتر شامل کمفروشی در وقت و کیفیت کار نیز میشود.
جمعبندی
در منطق قرآن، بیکاری نوعی «عدم» و کار نوعی «وجود» است. کار وسیلهای است که «استعدادهای بالقوه» انسان را به «فعلیت» میرساند و او را از حالت مصرفکننده صرف به مقام «خلیفة اللهی» ارتقا میدهد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤6
📌 وقتی مدرسه از زندگی جا می ماند
✓ وقتی دانستن، نه جایگاه میسازد، نه مهارت، و نه معنا، طبیعی است که اشتیاق به آموختن فرو بریزد. مدرک تحصیلی در گذشته نشانهای از تمایز بود؛ امروز اما در جهانی که دانش با یک جستوجوی ساده در دسترس است، ارزش آن بیش از هر چیز به کارکرد واقعیاش وابسته شده، نه به عنوانی که حمل میکند.
✓ تجربهی زیسته نشان میدهد آموزش رسمی الزاماً به پرورش انسان مسئولتر یا اخلاقیتر منتهی نمیشود. فاصلهی میان کلاس درس و زندگی واقعی، چنان گسترش یافته که بسیاری از آموختهها پیش از آنکه به عمل برسند، فراموش میشوند.
✓ در چنین شرایطی، کاهش انگیزهی تحصیلی نه نشانهی ضعف نسل جدید، بلکه واکنشی قابل فهم به نظامی است که هنوز با منطق دنیای دیروز اداره میشود، در حالی که دانشآموز در جهان امروز زندگی میکند.
✓ مسئله، تغییر نسل نیست؛ مسئله، ناتوانی نظام آموزشی در همزمان شدن با تحولات عمیق ارتباطی، شغلی و معرفتی است.
📍 تجویزهای راهبردی:
✓ آموزش باید از نو معنا شود؛ نه بهعنوان انباشت اطلاعات، بلکه بهمثابه توانمند کردن انسان برای زیستن، تصمیم گرفتن و حل مسئله در جهان واقعی.
✓ بازنگری جدی در برنامههای درسی ضروری است؛ حذف واحدهای کماثر و غیرمرتبط، و جایگزینی آنها با آموزشهای مهارتی، تجربی و مسئلهمحور، آموزش را چابک و زنده میکند.
✓ پیوند میان یادگیری و واقعیت زندگی باید تقویت شود؛ دانشآموز باید بداند آنچه میآموزد، کجا و چگونه به کارش خواهد آمد.
✓ نظام آموزشی ناگزیر است خود را با شتاب تحولات ارتباطی و دسترسی آزاد به اطلاعات هماهنگ کند؛ در غیر این صورت، کلاس درس به حاشیهی زندگی رانده خواهد شد.
✍الحاق جوادی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
✓ وقتی دانستن، نه جایگاه میسازد، نه مهارت، و نه معنا، طبیعی است که اشتیاق به آموختن فرو بریزد. مدرک تحصیلی در گذشته نشانهای از تمایز بود؛ امروز اما در جهانی که دانش با یک جستوجوی ساده در دسترس است، ارزش آن بیش از هر چیز به کارکرد واقعیاش وابسته شده، نه به عنوانی که حمل میکند.
✓ تجربهی زیسته نشان میدهد آموزش رسمی الزاماً به پرورش انسان مسئولتر یا اخلاقیتر منتهی نمیشود. فاصلهی میان کلاس درس و زندگی واقعی، چنان گسترش یافته که بسیاری از آموختهها پیش از آنکه به عمل برسند، فراموش میشوند.
✓ در چنین شرایطی، کاهش انگیزهی تحصیلی نه نشانهی ضعف نسل جدید، بلکه واکنشی قابل فهم به نظامی است که هنوز با منطق دنیای دیروز اداره میشود، در حالی که دانشآموز در جهان امروز زندگی میکند.
✓ مسئله، تغییر نسل نیست؛ مسئله، ناتوانی نظام آموزشی در همزمان شدن با تحولات عمیق ارتباطی، شغلی و معرفتی است.
📍 تجویزهای راهبردی:
✓ آموزش باید از نو معنا شود؛ نه بهعنوان انباشت اطلاعات، بلکه بهمثابه توانمند کردن انسان برای زیستن، تصمیم گرفتن و حل مسئله در جهان واقعی.
✓ بازنگری جدی در برنامههای درسی ضروری است؛ حذف واحدهای کماثر و غیرمرتبط، و جایگزینی آنها با آموزشهای مهارتی، تجربی و مسئلهمحور، آموزش را چابک و زنده میکند.
✓ پیوند میان یادگیری و واقعیت زندگی باید تقویت شود؛ دانشآموز باید بداند آنچه میآموزد، کجا و چگونه به کارش خواهد آمد.
✓ نظام آموزشی ناگزیر است خود را با شتاب تحولات ارتباطی و دسترسی آزاد به اطلاعات هماهنگ کند؛ در غیر این صورت، کلاس درس به حاشیهی زندگی رانده خواهد شد.
✍الحاق جوادی
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤6
تحلیل تضاد میان «حق تغییر و تحول» و «سوابق و ریشههای تاریخی» در جریانهای سیاسی از منظر قرآن، مستلزم نگاهی اپیستمولوژیک (معرفتشناختی) به مفاهیم هدایت، توبه و سنتهای الهی است. قرآن کریم از سویی بر اصالت تغییر تأکید دارد و از سوی دیگر، هشدار میدهد که گذشتهی یک جریان میتواند چون بندهایی بر پای حرکت امروز آن باشد.
در ادامه، این موضوع را در چهار محور تخصصی بررسی میکنیم:
۱. دیالکتیک «تغییر فردی» و «هویت جمعی»
قرآن میان «امکان تغییر برای فرد» و «سختی تغییر برای جریان» تمایز قائل است. اصل قرآنی «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم» (رعد/۱۱) بیانگر این است که زیربنای هر تحول سیاسی-اجتماعی، ارادهی آگاهانه برای گسست از گذشته است.
تضاد: جریانهای سیاسی اغلب به دلیل «چسبندگی به قدرت» یا «تقدسگراییِ سوابق»، دچار جمود میشوند. قرآن این وضعیت را با نقد شعار «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ» (زخرف/۲۲) تحلیل میکند؛ جایی که سوابق تاریخی (سنت پیشینیان) به جای آنکه چراغ راه باشد، به حجابی در برابر حقیقت (تغییر) تبدیل میشود.
۲. سنجهی صداقت در تغییر (اصلاح در برابر نفاق)
یکی از چالشهای جریانهای سیاسی، ادعای «تغییر» برای حفظ بقاست. قرآن برای حل تضاد میان ادعای فعلی و سوابق تاریک، فرمول «تابوا و أصلحوا و بیّنوا» (بقره/۱۶۰) را ارائه میدهد: ۱. توبه: بازگشت قلبی و تئوریک از مسیر غلط. ۲. اصلاح: جبران عملیِ تخریبهای گذشته. ۳. تبيين: شفافسازی صریح دربارهی انحرافات قبلی.
از منظر تفکر انتقادی قرآن، جریانی که سوابق خود را نقد (تبیین) نکند، تغییرش «تاکتیکی» است و نه «ماهوی».
۳. سنت استبدال؛ بنبستِ جریانهای غیرمنعطف
در فلسفه سیاسی قرآن، اگر جریانی نتواند تضاد میان «هویت تاریخی انحرافی» و «نیازهای زمانه برای حقطلبی» را حل کند، مشمول سنت استبدال میشود:
«وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُم» (محمد/۳۸)
این آیه هشدار میدهد که تاریخمندی و سوابق، هیچگونه «حق وتو» یا «مصونیت ابدی» برای هیچ جریان سیاسی (حتی مدعیان دین) ایجاد نمیکند. اگر جریانی نتواند خود را بازسازی کند، از سوی ارادهی الهی در تاریخ حذف و جایگزین میشود.
۴. تضاد اعتبار تاریخی و حقیقت حال
قرآن کریم در برخورد با جریانهای مذهبی/سیاسی (مانند اهل کتاب یا مدعیان ایمان)، بر قاعدهی «تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ» (بقره/۱۳۴) تأکید میکند:
آنچه گذشتگان انجام دادند، برای خودشان است (لَهَا مَا كَسَبَتْ).
شما مسئول کنشهای امروز خود هستید (وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ).
این آیه مستقیماً با «تفاخر به سوابق تاریخی» یا «ارثبریِ فضیلت» مقابله میکند. از این منظر، سوابق درخشان تاریخی نباید مانع نقد وضعیت فعلی یک جریان شود؛ همانطور که سوابق منفی نباید راه را بر تحول و پذیرش حق در زمان حال ببندد.
نتیجهگیری: تضاد میان حق تغییر و سوابق تاریخی در قرآن از طریق «اصالت حال» و «مسئولیت کنونی» حل میشود. قرآن به جریانهای سیاسی اجازه نمیدهد پشت سوابق (چه خوب و چه بد) پنهان شوند. تغییر تنها زمانی واقعی تلقی میشود که با «تبیین» صریح گذشته و «اصلاح» ساختاری همراه باشد.
✍اصلاحوب
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
در ادامه، این موضوع را در چهار محور تخصصی بررسی میکنیم:
۱. دیالکتیک «تغییر فردی» و «هویت جمعی»
قرآن میان «امکان تغییر برای فرد» و «سختی تغییر برای جریان» تمایز قائل است. اصل قرآنی «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم» (رعد/۱۱) بیانگر این است که زیربنای هر تحول سیاسی-اجتماعی، ارادهی آگاهانه برای گسست از گذشته است.
تضاد: جریانهای سیاسی اغلب به دلیل «چسبندگی به قدرت» یا «تقدسگراییِ سوابق»، دچار جمود میشوند. قرآن این وضعیت را با نقد شعار «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ» (زخرف/۲۲) تحلیل میکند؛ جایی که سوابق تاریخی (سنت پیشینیان) به جای آنکه چراغ راه باشد، به حجابی در برابر حقیقت (تغییر) تبدیل میشود.
۲. سنجهی صداقت در تغییر (اصلاح در برابر نفاق)
یکی از چالشهای جریانهای سیاسی، ادعای «تغییر» برای حفظ بقاست. قرآن برای حل تضاد میان ادعای فعلی و سوابق تاریک، فرمول «تابوا و أصلحوا و بیّنوا» (بقره/۱۶۰) را ارائه میدهد: ۱. توبه: بازگشت قلبی و تئوریک از مسیر غلط. ۲. اصلاح: جبران عملیِ تخریبهای گذشته. ۳. تبيين: شفافسازی صریح دربارهی انحرافات قبلی.
از منظر تفکر انتقادی قرآن، جریانی که سوابق خود را نقد (تبیین) نکند، تغییرش «تاکتیکی» است و نه «ماهوی».
۳. سنت استبدال؛ بنبستِ جریانهای غیرمنعطف
در فلسفه سیاسی قرآن، اگر جریانی نتواند تضاد میان «هویت تاریخی انحرافی» و «نیازهای زمانه برای حقطلبی» را حل کند، مشمول سنت استبدال میشود:
«وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُم» (محمد/۳۸)
این آیه هشدار میدهد که تاریخمندی و سوابق، هیچگونه «حق وتو» یا «مصونیت ابدی» برای هیچ جریان سیاسی (حتی مدعیان دین) ایجاد نمیکند. اگر جریانی نتواند خود را بازسازی کند، از سوی ارادهی الهی در تاریخ حذف و جایگزین میشود.
۴. تضاد اعتبار تاریخی و حقیقت حال
قرآن کریم در برخورد با جریانهای مذهبی/سیاسی (مانند اهل کتاب یا مدعیان ایمان)، بر قاعدهی «تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ» (بقره/۱۳۴) تأکید میکند:
آنچه گذشتگان انجام دادند، برای خودشان است (لَهَا مَا كَسَبَتْ).
شما مسئول کنشهای امروز خود هستید (وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ).
این آیه مستقیماً با «تفاخر به سوابق تاریخی» یا «ارثبریِ فضیلت» مقابله میکند. از این منظر، سوابق درخشان تاریخی نباید مانع نقد وضعیت فعلی یک جریان شود؛ همانطور که سوابق منفی نباید راه را بر تحول و پذیرش حق در زمان حال ببندد.
نتیجهگیری: تضاد میان حق تغییر و سوابق تاریخی در قرآن از طریق «اصالت حال» و «مسئولیت کنونی» حل میشود. قرآن به جریانهای سیاسی اجازه نمیدهد پشت سوابق (چه خوب و چه بد) پنهان شوند. تغییر تنها زمانی واقعی تلقی میشود که با «تبیین» صریح گذشته و «اصلاح» ساختاری همراه باشد.
✍اصلاحوب
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤4
📌زیباترین چیزی که میشود با آن به استقبال رمضان رفت.
♦️بخاطر اینکه گناهان مانع توفیق عبد خواهند شد.
♦️و بخاطر اینکه قلبی که خود را ملزم به استغفار میکند پاک و طاهر میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار ضعیف، قوی میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مریض، شفا می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار گرفتار، گرفتاریش رفع میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار سرگردان و حیران، هدایت می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مضطرب زده و نگران، آرامش و سکون می یابد.
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
از عالمِ عارفی پرسیده شد به چه چیزی ما را نصیحت میکنی که به استقبال فصل طاعات(رمضان) برویم؟فرمود: بهترین چیزی که میشود انسان با آن به استقبال فصل طاعات برود : ( كثرت استغفار است )
♦️بخاطر اینکه گناهان مانع توفیق عبد خواهند شد.
♦️و بخاطر اینکه قلبی که خود را ملزم به استغفار میکند پاک و طاهر میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار ضعیف، قوی میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مریض، شفا می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار گرفتار، گرفتاریش رفع میشود.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار سرگردان و حیران، هدایت می یابد.
♦️و بخاطر اینکه با استغفار مضطرب زده و نگران، آرامش و سکون می یابد.
🤲🏻از خداوند متعال طلب مغفرت می کنم.و تکرار میکنم استغفرالله العظیم❤️📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
❤5