جماعت دعوت و اصلاح
4.54K subscribers
13K photos
2.81K videos
343 files
16.6K links
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»

📲 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید: 

🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وب‌سایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb

https://ble.ir/islahweb1979/
Download Telegram
🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
1
1️⃣ سه راهکار مهار تورم

✍️گروه اقتصادی اعتماد

«اعتماد»در گفت‌وگو با كارشناسان بررسی می‌کند
احیای برجام و بازپس‌گیری پول‌های بلوكه‌شده
رفع ناترازی و انضباط دولت
سرمایه‌گذاری خارجی

نامگذاری سال جاری به عنوان «مهار تورم و رونق تولید» فضایی را به وجود آورده كه حالا دولت از برنامه تازه‌ای برای كنترل تورم بالای 46.5 درصدی كشور صحبت می‌كند. در نهم فروردین ماه سال جاری بود كه ابراهیم رییسی در جلسه دولت از تشكیل «كارگروهی» برای آنچه «رصد اقدامات تورم‌زا» خوانده شده، سخن گفت. در پنجم مهرماه سال گذشته نیز كمیته مشابهی با عنوان «كمیته رصد و كنترل تورم» تشكیل شده بود. حالا یك «بسته» ‌بندی جدید دولت تصویب كرده و به گفته وزیر اقتصاد قرار است اجرایی شود.

🔗ادامه


2️⃣ تنگنای عرف به انباشت خشم در اجتماع می‌انجامد

انديشه سياسی هگل در گفت‌وگو با نيما مهدی‌زادگان

گفت‌وگو از: مرتضی ويسی

هگل فیلسوف آلمانی در آغاز زندگی خود قرار بود كشیش باشد و هیچ‌گاه خود فكر نمی‌كرد روزی خالق منظومه‌ای فلسفی باشد كه تا همین امروز مورد ارجاع بسیاری از متفكران و جریان‌های سیاسی فكری باشد. چرا باید امروزه هگل بخوانیم؟ اگر بخواهیم به این سوال پاسخی بدهیم همین بس كه بگوییم اگر هگل را نفهمیم بخش عمده‌ای از نظام فكری و فلسفی جهان معاصر را نخواهیم فهمید و از درك جهان جدید عاجز خواهیم بود. «درآمدی تاریخی به اندیشه اخلاقی هگل» نام اثری است كه اخیرا توسط نیما مهدی‌زادگان تالیف یافته است. نیما مهدی‌زادگان از مولفان و مترجمان خوش‌فكر است كه سعی دارد افق‌های جدیدی را پیش روی مخاطبان فارسی‌زبان در حوزه فكر و اندیشه هگل باز كند. این كتاب را می‌توان یكی از بهترین درآمدهای تالیفی به منظور ورود به كمال‌یافته‌ترین ناحیه ایدئالیسم آلمانی، یعنی اندیشه هگل دانست، هسته اصلی كتاب در معنای دقیق آن خوانش زمانمند آثار هگل و عبور از دوگانه تفاسیر متافیزیكی و غیرمتافیزیكی به منظور فهم خوانش هگل از شرایط فكری و اجتماعی و همچنین مناسبات اقتصادی و سیاسی مسلط در آلمان قرن ۱۸ و ۱۹ است. در این معنا به‌زعم نگارنده سراسر اندیشه هگل را می‌بایستی فلسفه‌ای سیاسی در معنای عام و فلسفه‌ای آلمانی در معنای خاص آن درنظر گرفت. تعبیر «فلسفه آلمانی» نمایانگر به كار گرفتن تمام لوازم تاریخ فلسفه پیش از هگل توسط ایشان به منظور تبیین و تقریر نظامی نوآیین در كشوری تكه پاره كه در آستانه استقرار نظم اجتماعی- اقتصادی بورژوازی می‌باشد. در این دقیقه از نظام هگلی است كه دوگانه تفاسیر متافیزیكی و غیرمتافیزیكی از معنا تهی خواهد شد. گفت‌وگوی حاضر با نیما مهدی‌زادگان درباره این كتاب و اندیشه‌های هگل از نظر می‌گذرد.

🔗ادامه

3️⃣ چگونه فاشیست نباشیم

✍️مجید فنایی

مواجهه ایرانیان با فلسفه ژیل دلوز عمدتاً مواجهه‌ای بر اساس سنت فكری چپ بوده است.دو اثر مهم ژیل دلوز «تفاوت و تكرار» و «منطق معنا» هنوز به فارسی ترجمه نشده اند و عمدتا دلوز به عنوان فیلسوف سیاسی چپگرا در ایران شناخته می‌شود. در این یادداشت سعی می‌كنم نگاهی كوتاه به روند فكری ژیل دلوز بر اساس روش‌شناسی او انداخته و فهمی غیرایدئولوژیك از اندیشه او ارایه كنم.

🔗ادامه

#گزیده #اندیشه #اقتصاد #تورم

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
2
ارزش‌ها را بازاری نکنیم!

در امور مادی مسئله‌ی داد و ستد، خرید و فروش، تبادله و معاوضه مطرح است، و اما ارزش‌های معنوی را نمی‌توان مثل مادیات معامله نمود، ارزش‌ها و اصول را نمی‌توان قیمت‌گذاری کرد.
اگر چه متأسفانه امروزه معاش معلمان، فیس داکتران، معاش امامان مساجد، معاش سازندگان طرح‌های اقتصادی و عمرانی و امتیاز نویسندگان و مترجمان را با مقیاس‌های مادی می‌سنجند؛ اما حقیقت این است که این امور ارزش‌های اند که باید به خاطر امرار معیشت و پیشبرد بهتر این امور، برای آنان معاش به حیث امتیاز و جایزه پرداخت گردد.
آیا می‌توان خدمات معلم را که سازندگی نسل آینده است، به پول سنجش کرد؟ آیا می‌توان امامت امام مسجد را که ادای فریضه‌ی الهی است به پول و مادیات سنجید؟ آیا می‌توان خدمات داکتران متخصص را که نجات انسان‌هاست، به پول سنجش کرد؟ آیا می‌توان اختراع دانشمندان بزرگ را به پول سنجش کرد؟ آیا می‌توان طرح‌های بزرگ اقتصادی و عمرانی و سازندگی و آبادی کشور را به پول سنجش کرد؟ واضح است که پاسخ منفی میباشد.
بنابرین بایسته است که معیارها را جابجا نکنیم و برای این بزرگ‌مردان که همیشه مصدر خدمت اند، امتیاز و جایزه بدهیم نه معاش، نباید حق آنان را به معیارهای مادی بسنجیم؛ چون درین صورت به خدمات ارزنده‌ی شان ستم کرده‌ایم.
اگر چه متأسفانه برخی از دارندگان اصول و ارزش‌ها به این امور بی‌توجهی کرده و ارزش‌ها را وارونه جلوه دادند و یا ارزش‌های بزرگ خویش را به مادیات ناچیز معامله نمودند و یا این که شایستگی این مقام بزرگ را نداشته و به عبارتی « نیم‌چه» بودند، نیم‌چه ملا، نیم‌چه داکتر، نیم‌چه معلم، نیم‌چه انجینیر، نیم‌چه نویسنده، نیم‌چه مترجم و نیم‌چه‌های دیگر.
و از میان نیم‌چه‌ها، نیم‌چه داکتر و نیم‌چه ملا، خیلی خطرناک اند؛ چون نیم‌چه داکتر بلای جان بوده و نیم‌چه ملا، بلای ایمان است.
بنابرین بایسته است که دوجانبه به این قضیه‌ی مهم و حیاتی توجه صورت گیرد، و دارندگان این اصول و ارزش‌ها جایگاه واقعی خود را بشناسند و قدر خویش را بدانند و ارزش‌های خویش بازاری نکرده و به نرخ روز نفروشند و دیگران نیز به این قشر احترام قایل شده و همراه شان تعامل بازاری نکنند و بلکه به عوض معاش و با مقیاس مادی، برای شان امتیاز و جایزه بدهد، تا در پیشبرد اهداف بزرگ خویش به مشکل و چالشی مواجه نشوند.

نوشته: عبدالخالق احسان

در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه بشریت را از پیشروی باز داشته و بین او و پیشرفتش مانع ایجاد نموده است، تسلیم شدن در برابر استبداد است، چه این  استبداد، استبداد و ظلم حاکمان و رؤسا باشد و چه استبداد دینی و ظلم روحانیون و دین‌پردازان.

در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
ما همه یک گوهریم

صدیق قطبی

«از مولانا به یادگار دارم از شانزده سال که می‌گفت که خلایق همچو اعداد انگورند. عدد از روی صورت است، چون بیفشاری در کاسه، آنجا هیچ عدد هست؟ این سخن هر که را معامله شود کار او تمام شود.»
(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۹۰)

بعید می‌دانم بتوان به چنین نگاهی از راه تحقیق و استدلال رسید. انگار تجربه‌ای باید اتفاق بیفتد تا چنین کیفیتی را به چشم و دل ما ببخشد. تا چنین آگاهی شگرفی از اتصال و اتحاد جان‌ها پیدا کنیم. چه فرخنده است این تجربه و درک و دریافت که ما، به رغم همهٔ تفاوت‌ها و تنوع‌ها، به‌رغم تفاوت در مرتبهٔ اجتماعی، وضعیت مالی، سطح دانایی، طهارت اخلاقی، حتی به رغم آنکه یکی ستمگر و دیگری ستم‌دیده است، از حقیقتی یگانه برخورداریم. پیوندی ناگسستنی با هم داریم و با هزار رشتهٔ پیدا و پنهان به یکدیگر متصلیم. اگر به آن ودیعهٔ مشترک آگاه شویم، کمتر از هم می‌رمیم، بیشتر به یکدیگر انس می‌گیریم و برای خاتمه‌‌ دادن به انواع تبعیض‌ها، خوارداشت‌ها و رفتارهای طردآمیز، مُجاب‌تر می‌شویم.

به تعبیر مولانا با خیز برداشتن از «من» که خود را با تمایزات و تفاوت‌ها معنا می‌کند هم‌آمیزی و الفت‌پذیری در ما بالیدن می‌گیرد و از خودبرتربینی و فاصله‌‌افکنی در امان می‌مانیم. به بیان او در حقیقت من و تویی در کار نیست. من توام و تو منی. ما در بودن یکدیگر شریکیم:

من و تو بی‌من و تو جمع شویم از سَرِ ذوق
خوش و فارغ زِ خُرافاتِ پَریشانْ من و تو
غزلیات شمس

پیش‌تَر آ پیش‌تَر، چند ازین رَهْ زَنی؟
چون تو مَنی من تواَم، چند توییّ و مَنی؟
 
نورِ حَقیم و زُجاج، با خود چندین لَجاج؟
از چه گُریزَد چُنین روشنی از روشنی؟
 
ما همه یک کامِلیم، از چه چُنین اَحْوَلیم؟
خوار چرا بِنْگَرد سویِ فقیرانْ غَنی؟
 
راست چرا بِنْگَرَد سویِ چپِ خویش خوار
هر دو چو دست تواَند، چه یَمَنی چه دَنی
 
ما همه یک گوهریم، یک خِرَد و یک سَریم
لیک دوبین گشته‌ایم، زین فَلَکِ مُنْحنی
 
رَخْت ازین پنج و شش، جانبِ توحید کَش
عَرعَرِ توحید را چند کُنی مُنْثَنی؟
 
هین زِ مَنی خیز کُن، با همه آمیز کُن
با خودِ خود حَبّه‌یی، با همه چون مَعدنی
 
روحْ یکی دان و، تَنْ گشته عَدَد صد هزار
همچو که بادام‌ها، در صفتِ روغنی
غزلیات شمس

در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍2
بسم الله الرحمن الرحیم
📗 #روزی_یک_صفحه_قرآن #صفحه_388
1
عبرتی از گذر زندگی

هیوا راشدی

دیروز پنجشنبه ٢١ اردیبهشت‌ماه ١۴٠٢، با جمعی از دوستان و خانواده‌هایشان برای گشتی یک‌روزه و کامیابی از بهار زیبا و طبیعت دلربای مریوان به یک سیاحتگاه بیرون رفتیم.

🔗ادامه‌ی مطلب

#دین #اندیشه #مریوان

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
😢43👍1👎1
بسم الله الرحمن الرحیم
📗 #روزی_یک_صفحه_قرآن #صفحه_389
1👍1
اردوغان و اسلامگرایان مخالف!

صابر گل‌عنبری

رجب طیب اردوغان عقبه اخوانی دارد؛ اما بر خلاف تصور خیلی‌ها، حزب عدالت و توسعه اخوانی نیست و بیشتر ملی ـ مذهبی است و اتفاقاً حزبی که تا حدود زیادی به عنوان اخوان‌المسلمین ترکیه و یا نزدیک به آن مطرح است، حزب «سعادت» می‌باشد که سال‌هاست با اردوغان و آک پارتی اختلاف نظر داشته و در انتخابات پیش رو نیز در ائتلاف «ملت» رقیب ائتلاف حاکم حضوری قوی دارد.

ادامه‌ی مطلب

#اردوغان #اخوان‌المسلمین #صابر_گل‌عنبری

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍1
انتخابات ترکیه و چند سناریو!

صابر گل‌عنبری

پس از تبلیغات سهمگین و بی‌سابقه دو اردوگاه رقیب، از ساعت شش عصر سکوت انتخاباتی در ترکیه آغاز شده است و بیش از چند ساعت نفس‌گیر تا آغاز رای گیری در فردا صبح یکشنبه باقی نمانده است.

ادامه‌ی مطلب

#اردوغان #اخوان‌المسلمین #صابر_گل‌عنبری

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👍2
بسم الله الرحمن الرحیم
📗 #روزی_یک_صفحه_قرآن #صفحه_390
1
مولانا در نقد فقیهان

صدیق قطبی



تصریحات مولانا در نقدِ فقیهان، کم‌شمار است. اما در همان موارد، فشرده‌ی ارزیابی او را می‌شود یافت:

ای فقیه از بهرِ لِللّه علمِ عشق آموز تو
ز آنکه بعد از مرگ حلّ و حُرمت و ایجاب کو؟

خطاب او نکوهش‌گرانه نیست. دعوتی نیک‌خواهانه است. ترغیب می‌کند تا دانش عشق را فراگیرند. چرا که به باورِ او تمام دانش‌های ناظر به حلال و حرام و ایجاب و قبول، تا قبل از مرگ کارآمدند و به کار تمشیت و به‌سامان شدنِ کارِ این جهان می‌آیند. بسته به حیات این‌جهانی‌اند. به باور او آنچه در حیات ابدی سودمند است، دانش عشق است. گر چه این نوع دانش از مقوله ورزیدن و مهارت یافتن، از جنسِ چشم یافتن و بینا شدن است؛ نه انباشتن معلومات. ببینید نظر مولانا را درباره همه‌ی دانش‌های بشری:

«جمله‌ٔ علومِ عُلمای جهان که در عالَم کسب می‌کند تا لبِ گور است، دیگر پیشتر نمی‌گذرد.

چو مالْ این عِلم مانَد مُردِریگَت
نه تو مانی نه علمی که گزیدی

اما اعتقاد آن است که از آن عالم آمده است باز بدآن عالَم به‌هم می‌رود.»
(مناقب العارفین، به کوشش تحسین یازیجی، جلد اول، ص ۳۰۰، نشر دنیای کتاب، ۱۳۶۲)

می‌گوید علم نیز سرآخر مُرده‌ریگ و میراث تو می‌شود. در نظرِ او، هر دانشی جز دانشِ عشق، سرنوشتی همانندِ اموال دارد. با ما نمی‌آید، از ما به جا می‌مانَد. مانندِ تن ما که برجای می‌مانَد. آنچه با ما در ابدیت می‌مانَد چیزی است که سرشت ابدی دارد. چیزی است که با جانِ ما می‌آمیزد. رابیندرانات تاگور می‌گفت:

«روزی این را خواهم دانست
که مرگ را
هرگز
یارای آن نیست
که آن چه را روان‌مان یافته
از ما برباید،
چراکه یافته‌هایش با او یگانه‌اند.»

آیا به به همین دلیل نبود که شمس تبریزی می‌گفت:

«خاکِ کفشِ کهنِ یک عاشق راستین را ندهم به سرِ عاشقان و مشایخ روزگار.»(مقالات، تصحیح محمدعلی موحد، ص۹۱)

تعابیر مولانا در ارزیابی هر دانشی جز دانشِ عشق، گاهی گزنده و تحقیرآمیز است. می‌گوید همه علوم عقلی و نقلی، در خدمت سامان یافتن این جهانند. و این جهان در نظر او کفِ دریاست. طبیعی است که ارزیابی او هم از دانش‌های مرتبط به این کف، قرین تخفیف باشد. می‌گوید همه این علوم، علمِ «بنایِ آخور» اند و به کار «استبقای حیوان» می‌آیند. برای بقای بُعد حیوانی ما خوبند. برای حیات این‌جهانی ما. ارتباطی به ابدیت ندارند. به حیات‌های دیگر راهی نمی‌بَرند:

که تَعَلُّق با همین دنیاسْتَش
رَهْ به هفتم آسْمان بر نیسْتَش
(مثنوی، دفتر چهارم)

داوری او در گوش ما که در این روزگار زندگی می‌کنیم طنین خوبی ندارد. ما که می‌دانیم چقدر دانش‌های معمول و رایج بشری به کار می‌آیند. اما از منظر او نباید ساده گذشت و به بهانه‌ی طنین و تعبیرِ درشت، به آن اعتنا نکرد. اگر ابدیتی در پیش است، اگر جان ما در تمنّای حیاتی دیگر و برتر است، آن وقت می‌توانیم به منظر مولانا نزدیک شویم و دریابیم که چرا دانش‌های رایج، نردبانی به حیات‌ دیگر نیستند و به تعبیر دقیقِ او تنها نردبان این جهانند:

حسِّ دنیا نردبانِ این جهان
حسِّ دینی نردبانِ آسْمان
(مثنوی، دفتر اول)

تذکّر مولانا را باید به گوشِ جان شنید و ارج نهاد. دانشی که تنها تا لبِ گور می‌آید، هم‌ارزشِ دیگر داشته‌های عاریتی و وانهادنی ماست.


🔖پیوست:

«در این شک نیست که این فقیهان، زیرک‌اند و دَه اندر دَه[کامل و تمام‌عیار] می‌بینند در فن خود. ولیکن میان ایشان و آن عالَم، دیواری کشیده‌اند برای نظامِ یَجُوز ولایَجُوز! که اگر آن دیوار، حجاب‌شان نشود، هیچ آن را نخوانند و آن کار معطّل مانَد. و نظیر این، مولانای بزرگ[بهاءولد] فرموده است که آن عالَم به مانندِ دریایی است و این عالم، مثالِ کف. و خدای خواست که کف را معمور دارد، قومی را پشت به دریا کرد برای عمارت کفک. اگر ایشان به این مشغول نشوند، خلق یکدیگر را فنا کنند و از آن، خرابیِ کفک لازم آید.

پس خیمه‌ای است که زده‌اند برای شاه، و قومی را در عمارت این خیمه مشغول گردانیده. یکی می‌گوید که اگر من طناب نساختمی، خیمه چون راست آمدی؟! و آن دیگر می‌گوید که: اگر من میخ نسازم، طناب از کجا بندند؟! همه کس دانند که این‌همه، بندگان آن شاه‌اند که در خیمه خواهد نشستن و تفرّج معشوق خواهد کردن. پس اگر جولاه[بافنده]، ترکِ جولاهی کند برای طلب وزیری، همه‌ی عالَم برهنه و عور بمانند! پس او را در آن شیوه ذوقی بخشیدند که خرسند شده است.

پس این قوم را برای نظامِ عالَم کفک آفریده‌اند و عالم برای نظام آن ولی. خُنُک آن را که عالَم را برای نظام او آفریده باشند نه او را برای نظام عالم! پس هر یکی را در آن کار، خدای خرسندی و خوشی می‌بخشد که اگر او را صدهزار سال عمر باشد همان کار می‌کند و هر روز عشق او در آن کار بیشتر می‌شود و وی را در آن پیشه دقیقه‌ها می‌زاید و لذت‌ها و خوشی‌ها از آن می‌گیرد که: وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ[اسراء، ۴۴].
👍1
طناب‌کُن را تسبیحی دیگر، درودگر[نجّار] را که عمودهای خیمه می‌سازد تسبیحی دیگر، و میخ‌ساز را تسبیحی دیگر و جامه‌باف را که جامه‌ی خیمه می‌بافد، تسبیحی دیگر و اولیا را که در خیمه نشسته‌اند و تفرّج و عیش و عشرت می‌کنند، تسبیحی دیگر.»

(فیه ما فیه، شرح کریم زمانی، ص ۲۶۴_ ۲۶۵، نشر معین)

.🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
👏2
برگزاری اردوی یک‌روزه‌ی جماعت در مریوان

مریوان-پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

اردوی یک‌روزه‌ی اعضای جماعت دعوت و اصلاح شهرستان‌های مریوان، پاوه و سروآباد در ٢١ اردیبهشت‌ماه جاری برگزار شد.

🔗ادامه‌ی خبر

#اخبار_جماعت #مریوان #شعبه‌_کردستان

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
2👍2👏1
بهار فصل تغییر

✍️آیسو عزیزی

بوی بهار می‌آید... درختان شگوفه می‌کنند گل‌ها می‌رویند کوه‌ها و دشت‌ها سبز می‌شوند گیاهان زنده می‌شوند. همه‌ی اینها لباسی سبز و رنگارنگ به تن می‌کنند. حیوانات و حشراتی که به خواب زمستانی رفته بودند با آمدن بهار از خواب بیدار می‌شوند. دنیا رنگ جدیدی به خود می‌گیرد و دوباره زنده می‌شود.

🔗ادامه‌‌ی مطلب

#دین #فرهنگ #بهار

🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه ما باشید:‌

🔸
Instagram🔸Telegram 🌐Web 🔸Aparat
6👍1