💢ایمان و مفهوم ایمان آوردن انسان به خداوند
✍استاد ناصر سبحانی رحمه الله
«إیمان» مصدر باب «إفعال» و ریشهی آن از كلمهی «أمْن» است. هرگاه انسان پس از تجربهی حالت اضطراب، نگرانی و ناآرامی به آرامش برسد، میگویند که به حالت أمن رسیده است. اگر بعد از كلمهی «آمَنَ» حرف جرّ «بـ» بیاید، معنای اعتراف را نیز در خود دارد.
وقتی میگوییم «تُؤمِن بالله»، نشانگر این حالت است که با ایمان آوردن انسان، خداوند آرام میگیرد؛ اما بدیهی است که خداوند نگرانیای ندارد تا از طریق ایمان آوردن انسان برطرف شود و آرام گیرد؛ به تعبیری، هیچ چیزی خداوند را متأثّر نمیکند و احساساتی چون نگرانی را نمیتوان برای خداوند متصوّر بود؛ بنابراین مقصود از آرامگرفتن خداوند در اینجا، نه بیان امری واقعی، بلکه تفهیم موضوع در قالب تصویر است؛ انگار كه خداوند، تحقّق عبودیّت از جانب انسان ـ که هدف اصلی آفرینش است ـ را آنقدر مهم میداند که گویی نگران است این هدف محقّق نشود؛ لذا پس از اعتراف انسان به ایمان به خدا و انجام وظیفهی عبودیّت، خداوند آرام میگیرد.
در قرآن از وظیفهی عبودیّت، به امانت یاد شده، بدان معنا که انگار خداوند نگران است، این مسئولیت را به چه كسی بسپارد، ولی هنگامیکه انسان، ادای این امانت را پذیرفت، خداوند نیز آرام میگیرد.
البته تمام این توصیفات، جهت بیان عظمت عبودیّت برای خداوند است وگرنه خداوند هیچگاه نگران نمیشود؛ بر این اساس، جملهی «آمَنْتُ بِالله» به این معنا است كه انسان، از طریق ایمان به الوهیّت و عبودیّت خداوند، گویی خداوند را آرام میگرداند و این بیانگر ارزش والای ایمان به خداوند است.
برخی از علما معتقدند که كلمهی ایمان دربارهی انسان، به صورت فعل لازم به كار میرود و متعدّی نیست؛ در نتیجه معنای «آمَنَ بِالله»، به امنیت و آرامش رسیدن انسان پس از قلق و نگرانی دوران جاهلیّت، با ایمان آوردن به خداوند و برنامهاش میباشد. هرچند این معنی هم میتواند صحیح باشد اما معنای سابق، با مصادیق ایمان در قرآن متناسبتر است.
موحّد كسی است كه خداوند را هم در ربوبیّت (جالب منافع، دافع مضار و كنترلكنندهی سرانجام و عاقبت) و هم در الوهیّت (فرمانروایی و فریادرسی)، واحد بداند و در زندگی عملی، مطابق این فهم رفتار کند.
اما مشرك، تنها به توحید ربوبیّت ایمان دارد و به توحید الوهیّت معتقد نیست.
📲 منبع: شرح احادیث اربعین
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
✍استاد ناصر سبحانی رحمه الله
«إیمان» مصدر باب «إفعال» و ریشهی آن از كلمهی «أمْن» است. هرگاه انسان پس از تجربهی حالت اضطراب، نگرانی و ناآرامی به آرامش برسد، میگویند که به حالت أمن رسیده است. اگر بعد از كلمهی «آمَنَ» حرف جرّ «بـ» بیاید، معنای اعتراف را نیز در خود دارد.
وقتی میگوییم «تُؤمِن بالله»، نشانگر این حالت است که با ایمان آوردن انسان، خداوند آرام میگیرد؛ اما بدیهی است که خداوند نگرانیای ندارد تا از طریق ایمان آوردن انسان برطرف شود و آرام گیرد؛ به تعبیری، هیچ چیزی خداوند را متأثّر نمیکند و احساساتی چون نگرانی را نمیتوان برای خداوند متصوّر بود؛ بنابراین مقصود از آرامگرفتن خداوند در اینجا، نه بیان امری واقعی، بلکه تفهیم موضوع در قالب تصویر است؛ انگار كه خداوند، تحقّق عبودیّت از جانب انسان ـ که هدف اصلی آفرینش است ـ را آنقدر مهم میداند که گویی نگران است این هدف محقّق نشود؛ لذا پس از اعتراف انسان به ایمان به خدا و انجام وظیفهی عبودیّت، خداوند آرام میگیرد.
در قرآن از وظیفهی عبودیّت، به امانت یاد شده، بدان معنا که انگار خداوند نگران است، این مسئولیت را به چه كسی بسپارد، ولی هنگامیکه انسان، ادای این امانت را پذیرفت، خداوند نیز آرام میگیرد.
البته تمام این توصیفات، جهت بیان عظمت عبودیّت برای خداوند است وگرنه خداوند هیچگاه نگران نمیشود؛ بر این اساس، جملهی «آمَنْتُ بِالله» به این معنا است كه انسان، از طریق ایمان به الوهیّت و عبودیّت خداوند، گویی خداوند را آرام میگرداند و این بیانگر ارزش والای ایمان به خداوند است.
برخی از علما معتقدند که كلمهی ایمان دربارهی انسان، به صورت فعل لازم به كار میرود و متعدّی نیست؛ در نتیجه معنای «آمَنَ بِالله»، به امنیت و آرامش رسیدن انسان پس از قلق و نگرانی دوران جاهلیّت، با ایمان آوردن به خداوند و برنامهاش میباشد. هرچند این معنی هم میتواند صحیح باشد اما معنای سابق، با مصادیق ایمان در قرآن متناسبتر است.
موحّد كسی است كه خداوند را هم در ربوبیّت (جالب منافع، دافع مضار و كنترلكنندهی سرانجام و عاقبت) و هم در الوهیّت (فرمانروایی و فریادرسی)، واحد بداند و در زندگی عملی، مطابق این فهم رفتار کند.
اما مشرك، تنها به توحید ربوبیّت ایمان دارد و به توحید الوهیّت معتقد نیست.
📲 منبع: شرح احادیث اربعین
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
👍2
معنای هوی پرستی:
هرگاه انسان بدون علم به مصالح حقیقیاش بخواهد كاری را انجام دهد یا از انجام كاری امتناع كند، به این عمل، «هوی پرستی» گفته میشود.
فرق هوی پرستی انسان عادی و انسان به اصطلاح دانشمند، در این است كه ضرر هوی پرستی انسان عادی، تنها متوجه خودش میباشد، اما ضرر هوی پرستی علما و دانشمندان، دایرهی وسیعتری از انسانها را دربر میگیرد.
✍استاد ناصر سبحانی رحمه الله
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
هرگاه انسان بدون علم به مصالح حقیقیاش بخواهد كاری را انجام دهد یا از انجام كاری امتناع كند، به این عمل، «هوی پرستی» گفته میشود.
فرق هوی پرستی انسان عادی و انسان به اصطلاح دانشمند، در این است كه ضرر هوی پرستی انسان عادی، تنها متوجه خودش میباشد، اما ضرر هوی پرستی علما و دانشمندان، دایرهی وسیعتری از انسانها را دربر میگیرد.
✍استاد ناصر سبحانی رحمه الله
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
❤2
قرآن کتاب مطالعه نیست، بلکه کتاب پرورش و تربیت جامعهی بشریت است تا آنها را از رذائل و صفات زشت نجات دهد و فضائل انسان را تقویت کند تا از هوی و هوس نجات یابد و بندهی خدا شود.
✍استاد ناصر سبحانی رحمه الله
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
✍استاد ناصر سبحانی رحمه الله
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
👍3
💢«نرمال» بودن
يکی از اشکالاتی که بر مکتبهای جديد خودشناسی، از قبيل "روانکاوی"، روانشناسی و نظائر آنها وارد است اين است که اينها موضوع خودشناسی را سطحی و محدود کردهاند. موضوع توجه آنها فقط افرادی است که در اجتماع خاص آنها رفتار غيرعادی يا به قول خودشان غيرنرمال دارند. و ضابطۀ آنها برای غيرعادی بودن يک ضابطۀ سطحی و محدود است. مثلاً اگر در جامعۀ خاص روانشناس همۀ افراد پرخاشگر، خشن و منتقم، خودخواه، بیمحبت يا حتی حقهباز و شارلاتان باشند و يک نفر اينطور نباشد، به نظر آنها اين يک نفر غيرنرمال است. مطابق نرم و مثل سايرين نيست و بايد پيش روانشناس و روانکاو درمان بشود. منظورم از ضابطۀ محدود، سطحی و اعتباری اين است.
در مکتبهای قديم ضابطه بسيار باز و وسيع است؛ و اصولا خودشناسی معنایی بسيار آبرومندانهتر، عميقتر و بنيادیتر از رنگآميزی و روتوش شخصيت دارد. ضابطۀ غيرنرمال بودن، عدم انطباق با نرمهای جامعۀ خاصی نيست، بلکه عدم انطباق با معيارهای اصيل انسانی، مثلاً عشق است، آگاهی است، خير است، پاکی و دستیابی به کيفيات منزه است، سازگاری انسان با انسان و با مجموعه زندگی است، نه با جامعه خاص يا افراد خاص.
غرض از اين توضيح آن است که من و تو نگوئيم خدا را شکر که در اين جامعۀ خاص من کاملاً نرمالم و احتياجی به خودشناسی ندارم. اگر ضابطۀ غيرنرمال بودن را کمی وسيعتر بگيريم میبينيم من و شما جزو هر گروهی که هستيم - خواه مذهبی يا غيرمذهبی، خداپرست يا غيرخداپرست، ماترياليست يا غيرماترياليست، متعلق به اين جامعه يا آن جامعه - در هر حال احتياج به خودشناسی داريم. اينکه گفته میشود "خودت را بشناس تا خدا را بشناسی"، تنها يک فايده و يک جنبه از موضوع است. بايد گفت خودت را بشناس تا از پوچی برهی، خودت را بشناس تا زندگی را نو به نو ببينی نه چنين کهنه و ملالتبار، خودت را بشناس تا آگاه و آزاد باشی، خودت را بشناس تا از يک گنداب متعفن خارج بشوی و از هزار رنج و مسأله ديگر رهایی يابی. پس تو اگر به خدا هم معتقد نسيتی لااقل به خاطر اين مسائل لازم است خودت را بشناسی.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
يکی از اشکالاتی که بر مکتبهای جديد خودشناسی، از قبيل "روانکاوی"، روانشناسی و نظائر آنها وارد است اين است که اينها موضوع خودشناسی را سطحی و محدود کردهاند. موضوع توجه آنها فقط افرادی است که در اجتماع خاص آنها رفتار غيرعادی يا به قول خودشان غيرنرمال دارند. و ضابطۀ آنها برای غيرعادی بودن يک ضابطۀ سطحی و محدود است. مثلاً اگر در جامعۀ خاص روانشناس همۀ افراد پرخاشگر، خشن و منتقم، خودخواه، بیمحبت يا حتی حقهباز و شارلاتان باشند و يک نفر اينطور نباشد، به نظر آنها اين يک نفر غيرنرمال است. مطابق نرم و مثل سايرين نيست و بايد پيش روانشناس و روانکاو درمان بشود. منظورم از ضابطۀ محدود، سطحی و اعتباری اين است.
در مکتبهای قديم ضابطه بسيار باز و وسيع است؛ و اصولا خودشناسی معنایی بسيار آبرومندانهتر، عميقتر و بنيادیتر از رنگآميزی و روتوش شخصيت دارد. ضابطۀ غيرنرمال بودن، عدم انطباق با نرمهای جامعۀ خاصی نيست، بلکه عدم انطباق با معيارهای اصيل انسانی، مثلاً عشق است، آگاهی است، خير است، پاکی و دستیابی به کيفيات منزه است، سازگاری انسان با انسان و با مجموعه زندگی است، نه با جامعه خاص يا افراد خاص.
غرض از اين توضيح آن است که من و تو نگوئيم خدا را شکر که در اين جامعۀ خاص من کاملاً نرمالم و احتياجی به خودشناسی ندارم. اگر ضابطۀ غيرنرمال بودن را کمی وسيعتر بگيريم میبينيم من و شما جزو هر گروهی که هستيم - خواه مذهبی يا غيرمذهبی، خداپرست يا غيرخداپرست، ماترياليست يا غيرماترياليست، متعلق به اين جامعه يا آن جامعه - در هر حال احتياج به خودشناسی داريم. اينکه گفته میشود "خودت را بشناس تا خدا را بشناسی"، تنها يک فايده و يک جنبه از موضوع است. بايد گفت خودت را بشناس تا از پوچی برهی، خودت را بشناس تا زندگی را نو به نو ببينی نه چنين کهنه و ملالتبار، خودت را بشناس تا آگاه و آزاد باشی، خودت را بشناس تا از يک گنداب متعفن خارج بشوی و از هزار رنج و مسأله ديگر رهایی يابی. پس تو اگر به خدا هم معتقد نسيتی لااقل به خاطر اين مسائل لازم است خودت را بشناسی.
کتاب «تفکر زائد»
محمدجعفر مصفا
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
👍2
💢پنج معنای «ربّ» و موضعگیری درست برابر آن، و ارتباط آن با معنای ٳله
✍️ استاد ناصر سبحانی
✔️برای درک معنی کلمهی إله، باید به معنی کلمهی ربّ رجوع کرد.
«ربّ» دربرگیرندهی پنج معنی است:
١ـ فراهمآوردن امکانات (جلب منافع) برای مخلوقات
٢ـ رفع موانع و مشكلات (دفع مضرّات)
٣ـ کنترل امور و سرانجام مخلوقات در حال و آینده
٤ـ فرمانروایی
۵ـ فریادرسی.
✔️رحمت دارای دو ویژگی است:
١ـ تهیهی امكانات
٢ـ رفع موانع.
رحمان، صفت مشبّهه است و بهمعنی ذاتی است كه همهی وجودش متّصف به رحمت است؛ اما این كلمه، معنی اعطای رحمت به مخلوقات را در خود ندارد و برای این معنی از كلمهی رحیم كه صیغهی مبالغه است، استفاده شده است.
✔️ موضعگیری در برابر معانی ربّ:
١) ایجاد رغبت شدید پس از شناخت صفت رحمان و رحیم بودن یا جالب منافع و دافع مضار بودن خداوند.
٢) ایجاد رهبت شدید پس از شناخت مالکبودن یا بهعبارتی، مسلّطبودن بر سرانجام مخلوقات توسط خداوند.
٣) دریافت برنامهی زندگی از خداوند بهعنوان تنها معبود و فرمانروای انسان.
۴) بهفریادخواندن خداوند در تمامی کارها، جهت تحقّق نتایج امور بهعنوان تنها فریادرس انسان.
▪️موضعگیری اول و دوم، درونی و قلبی و موضعگیری سوم و چهارم، بیرونی و عملی است.
▪️معنی إله در اصل بر دو معنی اخیر (معبود و معینبودن خداوند) دلالت دارد؛ اما بهشرطی كه سه معنای اول نیز در آن (إله) موجود باشد.
▪️در كلمهی ربّ، هر پنج معنا، مدلول مستقیم هستند؛ اما در كلمهی إله، سه معنای اول شرط و دو معنای اخیر شطر میباشند.
▪️ بهعبارت دیگر، الوهیّت، بدون رحمان و رحیم و مالكیّت تحقّق نمییابد و چون تنها خداوند، رحمان، رحیم و مالک است، پس تنها إلهِ حق، خداوند است و سایر آلهه ـ نظیر حاکمان و شیوخ ـ باطل هستند.
▪️بدینسان، توحید الوهیّت، بهمعنی اطاعت کامل از فرمان خداوند در زندگی عملی و تنها او را به فریادطلبیدن است.
📚منبع: شرح اربعین
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
✍️ استاد ناصر سبحانی
✔️برای درک معنی کلمهی إله، باید به معنی کلمهی ربّ رجوع کرد.
«ربّ» دربرگیرندهی پنج معنی است:
١ـ فراهمآوردن امکانات (جلب منافع) برای مخلوقات
٢ـ رفع موانع و مشكلات (دفع مضرّات)
٣ـ کنترل امور و سرانجام مخلوقات در حال و آینده
٤ـ فرمانروایی
۵ـ فریادرسی.
✔️رحمت دارای دو ویژگی است:
١ـ تهیهی امكانات
٢ـ رفع موانع.
رحمان، صفت مشبّهه است و بهمعنی ذاتی است كه همهی وجودش متّصف به رحمت است؛ اما این كلمه، معنی اعطای رحمت به مخلوقات را در خود ندارد و برای این معنی از كلمهی رحیم كه صیغهی مبالغه است، استفاده شده است.
✔️ موضعگیری در برابر معانی ربّ:
١) ایجاد رغبت شدید پس از شناخت صفت رحمان و رحیم بودن یا جالب منافع و دافع مضار بودن خداوند.
٢) ایجاد رهبت شدید پس از شناخت مالکبودن یا بهعبارتی، مسلّطبودن بر سرانجام مخلوقات توسط خداوند.
٣) دریافت برنامهی زندگی از خداوند بهعنوان تنها معبود و فرمانروای انسان.
۴) بهفریادخواندن خداوند در تمامی کارها، جهت تحقّق نتایج امور بهعنوان تنها فریادرس انسان.
▪️موضعگیری اول و دوم، درونی و قلبی و موضعگیری سوم و چهارم، بیرونی و عملی است.
▪️معنی إله در اصل بر دو معنی اخیر (معبود و معینبودن خداوند) دلالت دارد؛ اما بهشرطی كه سه معنای اول نیز در آن (إله) موجود باشد.
▪️در كلمهی ربّ، هر پنج معنا، مدلول مستقیم هستند؛ اما در كلمهی إله، سه معنای اول شرط و دو معنای اخیر شطر میباشند.
▪️ بهعبارت دیگر، الوهیّت، بدون رحمان و رحیم و مالكیّت تحقّق نمییابد و چون تنها خداوند، رحمان، رحیم و مالک است، پس تنها إلهِ حق، خداوند است و سایر آلهه ـ نظیر حاکمان و شیوخ ـ باطل هستند.
▪️بدینسان، توحید الوهیّت، بهمعنی اطاعت کامل از فرمان خداوند در زندگی عملی و تنها او را به فریادطلبیدن است.
📚منبع: شرح اربعین
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
👍2
💢رسالت قرآن
رسالت قرآن، هدایت انسان در زمینهی جهانبینی، اصول اخلاقی و احكام ثابت و متغیّر است، نه بیان جزئیات علوم تجربی.
بیان این جمله كه قرآن حاوی همه چیز است، بدان معنا است كه هر آنچه در زمینهی هدایت، مورد نیاز انسان است، در آن وجود دارد.
قرآن غیر از موضوع هدایت ـ به طور مستقل ـ به امری دیگر نپرداخته است و بقیهی امور (علوم تجربی) را به دست بشر سپرده است.
لازم به ذكر است، هنگامی كه علوم تجربی به كشف مسألهای میرسد كه قبلاً در قرآن بیان شده، نباید گفت كه آن كشف علمی، قرآن را تأیید كرده است؛ زیرا این گفته، بیادبی به ساحت مقدّس قرآن است؛ صحیح آن است كه گفته شود، قرآن قرنها قبل از این، آن موضوع را بیان داشته است؛ به عبارت دیگر، باید قرآن را مؤیّد علوم تجربی تلقّی نمود نه بالعكس.
✍کاک ناصر سبحانی
📚منبع: درسگفتار عقیده
www.islahweb.org
t.me/islahweb
رسالت قرآن، هدایت انسان در زمینهی جهانبینی، اصول اخلاقی و احكام ثابت و متغیّر است، نه بیان جزئیات علوم تجربی.
بیان این جمله كه قرآن حاوی همه چیز است، بدان معنا است كه هر آنچه در زمینهی هدایت، مورد نیاز انسان است، در آن وجود دارد.
قرآن غیر از موضوع هدایت ـ به طور مستقل ـ به امری دیگر نپرداخته است و بقیهی امور (علوم تجربی) را به دست بشر سپرده است.
لازم به ذكر است، هنگامی كه علوم تجربی به كشف مسألهای میرسد كه قبلاً در قرآن بیان شده، نباید گفت كه آن كشف علمی، قرآن را تأیید كرده است؛ زیرا این گفته، بیادبی به ساحت مقدّس قرآن است؛ صحیح آن است كه گفته شود، قرآن قرنها قبل از این، آن موضوع را بیان داشته است؛ به عبارت دیگر، باید قرآن را مؤیّد علوم تجربی تلقّی نمود نه بالعكس.
✍کاک ناصر سبحانی
📚منبع: درسگفتار عقیده
www.islahweb.org
t.me/islahweb
Telegram
جماعت دعوت و اصلاح
✳️ کانال رسمی تشکل مدنی «جماعت دعوت و اصلاح»
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید:
🔸 اینستاگرام https://www.instagram.com/islahweb
🔸 وبسایت https://www.islahweb.org/fa
🔸 آپارات https://www.aparat.com/islahweb
https://ble.ir/islahweb1979/
👍3
💢یاد بازگشت به سوی خدا
✍عبدالعلی بازرگان
باور به آخرت، مشابه آنچه همه ساله در رستاخیز بهاران شاهد هستیم، و تصور زندگی ابدی توأم با سعادت یا محرومیت، هر خردمند مآلاندیشی را به تأمل و تدارک آینده بینهایت خود وا میدارد. قرآن از ابراهیم خلیل، فرزند و نوهاش (اسحق و یعقوب) که خالصانه به فکر خانه (ابدی) بودند، یاد کرده و مؤمنین را به پرهیز خدایی و آینده نگری و تدارک فردای قیامت هشدار داده است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (الحشر:۱۸)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، پروای خدایی داشته باشید و هر نفسی باید بیندیشد که برای فردا چه پیش فرستاده است و پروای خدا پیشه کنید که مسلّماً خدا به آنچه میکنید کاملاً با خبر است».
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
✍عبدالعلی بازرگان
باور به آخرت، مشابه آنچه همه ساله در رستاخیز بهاران شاهد هستیم، و تصور زندگی ابدی توأم با سعادت یا محرومیت، هر خردمند مآلاندیشی را به تأمل و تدارک آینده بینهایت خود وا میدارد. قرآن از ابراهیم خلیل، فرزند و نوهاش (اسحق و یعقوب) که خالصانه به فکر خانه (ابدی) بودند، یاد کرده و مؤمنین را به پرهیز خدایی و آینده نگری و تدارک فردای قیامت هشدار داده است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (الحشر:۱۸)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، پروای خدایی داشته باشید و هر نفسی باید بیندیشد که برای فردا چه پیش فرستاده است و پروای خدا پیشه کنید که مسلّماً خدا به آنچه میکنید کاملاً با خبر است».
🌐 www.islahweb.org
🆔 @islahweb
👍3
💢معرفی کتاب «به رنگ زیتون»
نوشته: دکتر ایوب الایوب
برگردان: جهاندار امینی – وفا حسنپور
فراوان در مورد فلسطین شنیدهایم و خواندهایم و بیشتر خواندهها و شنیدهها روایت جنگ و کشتار و محنت مردمان این سرزمین بوده است؛ اما کمتر کتابی یا نوشتهای به زوایای دیگر زندگی این مردمان مقاوم پرداخته است؛ کتاب «به رنگ زیتون»به زیبایی خاصی به گوشههای جذاب از زندگی یک خانواده فلسطینی ساکن در سوئد میپردازد. زوج جوانی که پس از سپری سختترین شرایط در اردوگاههای آوارگان فلسطینی در لبنان، با جهد و تلاشی مثال زدنی و البته با نیروی توکل بر خدا، مسیر رشد و پیشرفت را سپری و به دانشگاههای معتبر سوئد راه میابند. عشق به سرزمین فلسطین به واقع در خون و رگ این خانواده عزتمند هم دیده میشود و تلاش برای تربیت فرزندانی با چنین عشقی و پایبندی به اصول اخلاقی و ارزشهای والای دینی در دیار غربت از پندهای این کتاب است؛ التزام و اهتمام به خانواده در معنای واقعی کلمه، محبت و صمیمیت، مشارکت و مشورت، مسئولیتپذیری، حمایت و احترام به کودکان از دیگر درسهای «به رنگ زیتون» است.
#معرفی_کتاب
www.islahweb.org
🆔 @islahweb
نوشته: دکتر ایوب الایوب
برگردان: جهاندار امینی – وفا حسنپور
فراوان در مورد فلسطین شنیدهایم و خواندهایم و بیشتر خواندهها و شنیدهها روایت جنگ و کشتار و محنت مردمان این سرزمین بوده است؛ اما کمتر کتابی یا نوشتهای به زوایای دیگر زندگی این مردمان مقاوم پرداخته است؛ کتاب «به رنگ زیتون»به زیبایی خاصی به گوشههای جذاب از زندگی یک خانواده فلسطینی ساکن در سوئد میپردازد. زوج جوانی که پس از سپری سختترین شرایط در اردوگاههای آوارگان فلسطینی در لبنان، با جهد و تلاشی مثال زدنی و البته با نیروی توکل بر خدا، مسیر رشد و پیشرفت را سپری و به دانشگاههای معتبر سوئد راه میابند. عشق به سرزمین فلسطین به واقع در خون و رگ این خانواده عزتمند هم دیده میشود و تلاش برای تربیت فرزندانی با چنین عشقی و پایبندی به اصول اخلاقی و ارزشهای والای دینی در دیار غربت از پندهای این کتاب است؛ التزام و اهتمام به خانواده در معنای واقعی کلمه، محبت و صمیمیت، مشارکت و مشورت، مسئولیتپذیری، حمایت و احترام به کودکان از دیگر درسهای «به رنگ زیتون» است.
#معرفی_کتاب
www.islahweb.org
🆔 @islahweb
👍6