I sing myself
1.69K subscribers
1.92K photos
52 videos
4 files
191 links
Download Telegram
در مورد دایانا اگه بخوام بگم...
خیلی مهربونه، وقتی سفر بودم برام آهنگای مخصوص جنوب فرستاد، وقتی رفت سفر برام کلللی عکس از جاهایی که آرزوی دیدنش رو داشتم فرستاد، میخواست برام یه چیزیم بخره تازه. یا بهم فیلماشو بده، کتاب معرفی کنه و حتی حاضر شد باهام درمورد مسائل شخصیش حرف بزنه درحالی که من هیچ حرفی درمورد خودم بهش نمیزدم. کلی عکسای فان از خودش برام فرستاد، صداشم خیلی خوبه تازه :-“
اولین باری که سنش رو گفت خیلی تعجب کردم. چون افکار و حرفاش اصلا شبیه به سنش نبود، یه وقتایی کاملا یادم میرفت که همسن من نیست حتی. :)) خلاصه خیلی دوست خوبیه.
خلاصه هی میگفتم کانال بذار هی میگفت من نمیتونم مثل خفنا بنویسم، منم میگفتم حالا انگار مثلا من خیلی دارم چیزای خفن و ژذاب میگم. :)) اولش نمیخواست ادامه بده ولی دارم یکم امیدوار میشم... 😈

https://t.me/idontknowyet
think of something else, kid. Think, or fear will take over your whole being.
Forwarded from Paradoxium
حین چرخیدن تو گودریدز، دیدم که «کلبه‌ی نحس» آنتونی هوروویتس، اسم اصلیش Twist Cottage بوده و با یادآوری داستان و خوندن ری‌ویوِ یکی که گفته بود «توییست‌هاش نسبت به کارای دیگه‌ش بهتر بود» فهمیدم که توی عنوان عمداً از Twist، با جناس تام، استفاده کرده به عنوان یه اشاره به اینکه داستان Plot Twist داره. به قول آرمینا، از چیزایی که تو ترجمه از دست می‌ره.
و تازه الان که فکرش رو می‌کنم، شاید دیکنز هم برای همین اسم الیور توییست رو انتخاب کرده. یا حداقل، از اونجایی که محبوب‌ترین نویسنده‌ی آنتونی هوروویتس، دیکنزه، شاید همین نکته تو ذهنش بوده.
ایرانیا که با فینگلیش تایپ کردن حوصله ی آدم رو‌ سر میبرن. کره ای ها هم اصلااا اعتقادی به فاصله بین حروفشون ندارن. یعنی پدر چشمام درمیاد قشنگ. :-<
سعی نکن بعضی چیزها را تعریف کنی. هر چه بیش‌تر ازشان حرف بزنی، بنویسی‌شان، توضیح‌شان بدهی گنگ‌تر می‌شوند، دورتر، ناگفتنی‌تر.
مدتیه گوشیم رو حالت پروازه. وقتی بهم زنگ میزنن و میگن کی میای قراره چی کار کنی و این حرف ها اذیت میشم. گاهی دوست دارم از نو شروع کنم... اگه از نو شروع کنم با کسی دوست نمیشم. یا نهایتا چهار/پنج نفر.
Forwarded from که به رؤیا دیدم (ماهی گُلی)
ضربه ی سخت فصل ۱۰
من :))
Forwarded from Fatì
해가 지고 달이 뜨면
희미하던 추억이 별처럼 내려와

وقتی خورشید غروب میکنه و ماه طلوع، خاطراتی که تا اونموقع محو بودن مثل ستاره ها ظاهر میشن
Forwarded from دیالوگـرام
بجنگید می‌میرید و فرار کنید زنده می‌مونید. حداقل برای مدتی. ولی چند سال بعد توی رختخواب‌هاتون می‌میرید. کدوم رو انتخاب می‌کنید... حاضرین تمام روزها رو از امروز تا لحظه‌ی مرگ حسرت بخورید که چرا نجنگیدین و چرا این جمله رو نگفتید که می‌تونن جان ما رو بگیرن ولی آزادیِ ما رو هرگز!


"شجاع‌دل (Braveheart) / مل گیبسون"
#فیلم
@Dialoguegram