I sing myself
1.69K subscribers
1.92K photos
52 videos
4 files
191 links
Download Telegram
نون تست رو بذارین تو توستر و تو این فاصله رو پنیر روغن زیتون و پودر سیاه دونه بریزید، نون ها که با صدای دینگ پریدن بیرون از ناهارتون لذت ببرین.
بله، ناهار :-“
به به 😌
برای امشب
مرسی. آدم هایی که نمیشناسینم، نمیشناسمتون. امشب تاریکم و رنگم معلوم نیست. کاش فردا دوباره حس کنم که میتونم.
Forwarded from lurkupy
• Drawings of the Moon (1610)
• Galileo Galilei

@lurkupy
“بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن”
#رادیو
Forwarded from To believe in hope
و بعد موضوع نگه داشتن امید در روزها نبود.
موضوع نگه داشتن امید در شب‌ها بود.
شب چیزی داشت که روز نداشت. تاریکی. سکوت. تنهایی.
و او می‌دانست که اگر شب‌ها امید را زنده نگه دارد، در روز امید او را زنده نگه خواهد داشت.
برای امشب.
نوه های عزیزم
نشستن جلوی آینه و گریه کردن رو امتحان کنین.
قسمتی از درد و اندوه ما حاصل تناقض است. توی ذهن‌مان دور کلمه‌ی دوست، آشنا، رفیق هاله‌ای است که با صفت‌های مهربان، همدل، همراه، حامی احاطه شده. اما ناگهان می‌بینیم همان آدم با بزرگ‌ترین سایز چاقوی آشپزخانه به سراغ‌مان آمده، پشت و پهلوی‌مان را سوراخ کرده و رفته. آن ذهنیت که مثل بستنی توت‌فرنگی برایمان دلچسب بود ناگهان تبدیل می‌شود به تاریکی. گیج می‌شویم. چطور ممکن است کسی که دوستش داشته‌ایم، پشت سرمان بدگویی کرده باشد، در حالی که تا دیروز به گرمای حضورش امیدوار بودیم؟ معادلات‌مان به‌هم می‌ریزد، دیوار اعتمادمان هم. تناقض تصویرهای ذهنی و عینی از ما آدمی می‌سازد که سخت نزدیک می‌شود، دیوار می‌کشد، ایزوله می‌کند خودش را و دوری را به دوستی ترجیح می‌دهد. زخم از این حقیقت که بعضی آدم‌ها دوست‌مان ندارند، از ما متنفرند و از شکست‌مان شاد می‌شوند، شروع نمی‌شود. چون دوست، دشمن است، شکایت کجا بریم؟ دایره امن‌مان، ناامن می‌شود، از دنیا وحشت می‌کنیم. آدم آشنای نزدیکِ هم‌نشین، تبدیل می‌شود به بیگانه‌ای ناشناس و تا این فاصله معنایی متناقض در ذهن‌مان جا بیفتند درد و اندوه اجتناب‌ناپذیر است.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
چیلدرن آو د سیکرت دانجن!
بی‌پرده حرف زدن یعنی اون چیزی که توی دلت هست رو بگی. اگه توی دلت فحشه بگی اگه عشقه بگی اگه هرچی هست بگی! اگه یه حرفی مثل مثلا «شما اشتباه می‌کنی!» رو با آلات تناسلی و اقوام مونث مخاطب‌تون قاتی کنی و تحویل بدی دیگه بی‌پرده حرف زدن نیست. توهینه. توهین هم عواقب داره. یعنی ممکنه در جواب توهین به‌ات توهین بشه یا حتا قسمت‌هایی از جسمت مورد خشونت فیزیکی قرار بگیره. اینه که خیلی‌ها توهین می‌کنن و بعد برای نپذیرفتن عواقبش پرده‌ی بی‌پرده حرف زدن رو می‌کشن روش! این‌طوری نمی‌شه. تازه خود بی‌پرده حرف زدن یعنی آدم تحمل بی‌پرده حرف شنیدن هم داشته باشه که کار راحتی نیست. عواقب حرف رو پذیرفتن ساده نیست. یهو می‌بینین افتادین تو هزارتوی توضیحات و دلخوریها و قهر و گیس و گیس‌کشی. خیلی راحت خودتون رو به سلاح بی‌پرده حرف زدن مسلح نکنین! چون اصلا سلاح نیست و بیشتر مواقع صلاح هم نیست.


جلسه‌ی بعد درباره‌ی «در لحظه زندگی کردن» حرف می‌زنیم و این که چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست؟
ذکر این روزهام:
“I didn’t go through all that for nothing.”
Forwarded from I sing myself
به این تتو‌ نیاز دارم
I didn’t come this far to only come this far.
Forwarded from lurkupy
• The Parents (1922)
• Käthe Kollwitz

@lurkupy
به د۱
فکر میکنی رفته، ازش خبری نیست و دیگه حضورش رو تجربه نمیکنی، بعد درست وقتی خیلی برای ایستادگی به نیرو نیاز داری میاد، حسش میکنی. تو پیشونیت، و نمیذاره درست فکر کنی. دوباره قدرت وسیع بینی رو از دست میدی و‌ زوم میکنی رو یه نقطه.
از دور ممکنه خیلی ساده ست، اما کی از درون تو خبر داره؟ حتی بخوان هم نمیتونن.
امشب دوباره تک‌تک جملاتت رو خوندم. حالا میفهمم، همه رو.
هیچ سرزنشی متوجه تو نیست، هیچکس حق نداره حتی بپرسه چرا.
امیدوارم خوب باشی، دوست عزیزتر از جانم.
Forwarded from خط سوم
https://t.me/sokhanranihaa/21189
خواندنی‌ست.
این آدمه چایی خوردن منو مسخره و پیف پیف بو میده اعلام کرد؛ حقیقتا خیلی بهم برخورد و عصبانی شدم، بعد در ادامه داشت جاهایی که “لته” خوب دارن رو معرفی میکرد به اون یکی.
گفتم: لته غلطه، لاته. لاته درسته. حداقل اسمشو یاد بگیر.
یعنی دّلم خنک شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Notes
درد اینجاست که هیچکس نمی‌دونه. حتی اونایی که بیشتر از همه می‌دونن هم نمی‌دونن تو واقعا با چی طرفی؛ و اصلا چرا باید بدونن؟ وقتی خودشون هم وسط اندوه‌شون تنهان.