هر بار میبینم یکی تو اینستاگرام درخواست داده که نمیشناسم/نمیشناستم تعجب میکنم. کلا ۱۷ تا عکس گذاشتم تعداد فالویینگ و فالوورزم هم جداً کمه. یعنی یه غریبه بخواد پیجم رو ببینه (که همینم سواله که اصلا از کجا پیدام میکنن) بیشتر باید فکر کنه که من فعالیتی ندارم و اصلا به چی فکر میکنن که درخواست میدن. :-|
همیشه به این فکر میکنیم که کاش میشد فلان لحظه ی خوشایند زندگی تکرار میشد تا مزه ش رو دوباره بچشیم. ولی آیا واقعا بار دوم همون حس بار اول رو داره؟
فکر کنم امثال آدمایی مثل من که از تکرار بیزارن اگر همچین قابلیتی هم بود هرگز این گزینه رو انتخاب نمیکردن.
ولی دیدم بعضی آدم ها با دیدن صحنه ی تکراری فیلمی همون ابراز احساساتی رو از خودشون نشون میدن که برای بار اول دیده بودن؛ شاید اونا حاضر باشن برای چندباره به اون لحظه ی زندگی برگردن.
فکر کنم امثال آدمایی مثل من که از تکرار بیزارن اگر همچین قابلیتی هم بود هرگز این گزینه رو انتخاب نمیکردن.
ولی دیدم بعضی آدم ها با دیدن صحنه ی تکراری فیلمی همون ابراز احساساتی رو از خودشون نشون میدن که برای بار اول دیده بودن؛ شاید اونا حاضر باشن برای چندباره به اون لحظه ی زندگی برگردن.
رادیو میگفت: اولش شوک میشه، بعدش میره تو انکار، بعدش افسردگی میگیره، بعدش آروم میشه، بعدش همه چیز رو می پذیره.
چشمام رو باز کردم، تو فضای اتاقم صدای خودم رو شنیدم که گفت “منو میگی؟”
آره نوه های عزیزم. پروسه هرطوری هم که طی بشه، آخرش پذیرشه. آخرش می پذیریم. می پذیرید، می پذیرند.
چشمام رو باز کردم، تو فضای اتاقم صدای خودم رو شنیدم که گفت “منو میگی؟”
آره نوه های عزیزم. پروسه هرطوری هم که طی بشه، آخرش پذیرشه. آخرش می پذیریم. می پذیرید، می پذیرند.
نوه های عزیزم
میدونید رنجیدن از حرف کسی شبیه چی میمونه؟
انگار که یه قسمتی از دلم هست که توش بندهایی از این سر تا اون سر به دیواره های دل بسته شده، هر بار که رنجیده خاطر میشم، این بندها از دو طرف کش میان و پاره میشن.
میدونید رنجیدن از حرف کسی شبیه چی میمونه؟
انگار که یه قسمتی از دلم هست که توش بندهایی از این سر تا اون سر به دیواره های دل بسته شده، هر بار که رنجیده خاطر میشم، این بندها از دو طرف کش میان و پاره میشن.
نوه های عزیزم
در بهاری که گذشت، درس بزرگی گرفتم.
“نو که بیاد به بازار کهنه میشه دل آزار”
در بهاری که گذشت، درس بزرگی گرفتم.
“نو که بیاد به بازار کهنه میشه دل آزار”
فکر کنم خستگیم از تلاش برای رفع این مشکل (و شکست هر باره) رو فقط یه طور بتونم مشخص کنم که از چه نوعیه.
خستگی ناشی از دل زدگی.
خستگی ناشی از دل زدگی.
و باز هم یکشنبه قراره تلاش کنم.
به کسی که میدونه با تلاشش بازم شکست میخوره چی میگن؟
به کسی که میدونه با تلاشش بازم شکست میخوره چی میگن؟
Fragile (Ft Wrenn)
Gnash @lfragilel
I've got no one to hold me
Cause I, I turn them all away
I don't wanna be alone
But I'm better on my own
Cause I, I turn them all away
I don't wanna be alone
But I'm better on my own
در جواب آرمینا:
من فکر کنم در فرد مورد نظر دنبال یه ویژگی دقیقا برعکس خودم میگردم، “آروم بودن”. منظورم از آروم بودن فقط به ساکت و کم حرف بودن ختم نمیشه، خیلی گسترده تر از همه ی اینا. “آروم بودن” به معنای کل. یعنی کل وجود اون آدم پر از آرامش باشه، مثل وقتی عصبانیه، در عین عصبانیت آروم باشه، وقتی نگاهت میکنه یه حس آرامش یا اطمینان بهت دست بده. وقتی کنارش نشستی اون انرژی ای که ازش دریافت میکنی آرامش باشه. میدونید چی میگم؟ آدم در برخورد اول یه انرژی ای از اون آدم میگیره. انرژی های مثبت زیادن، من “آرامش” رو میخوام، چون شاید خودم هیچوقت همچین چیزی رو نداشتم، و همیشه بهش نیاز داشتم.
دوبار آدمی رو پیدا کردم که “آروم بودن” از ویژگی های بارزش بوده و هر دو بار نتونستم اون طور که میخوام داشته باشمش.
من فکر کنم در فرد مورد نظر دنبال یه ویژگی دقیقا برعکس خودم میگردم، “آروم بودن”. منظورم از آروم بودن فقط به ساکت و کم حرف بودن ختم نمیشه، خیلی گسترده تر از همه ی اینا. “آروم بودن” به معنای کل. یعنی کل وجود اون آدم پر از آرامش باشه، مثل وقتی عصبانیه، در عین عصبانیت آروم باشه، وقتی نگاهت میکنه یه حس آرامش یا اطمینان بهت دست بده. وقتی کنارش نشستی اون انرژی ای که ازش دریافت میکنی آرامش باشه. میدونید چی میگم؟ آدم در برخورد اول یه انرژی ای از اون آدم میگیره. انرژی های مثبت زیادن، من “آرامش” رو میخوام، چون شاید خودم هیچوقت همچین چیزی رو نداشتم، و همیشه بهش نیاز داشتم.
دوبار آدمی رو پیدا کردم که “آروم بودن” از ویژگی های بارزش بوده و هر دو بار نتونستم اون طور که میخوام داشته باشمش.
از بچگی عادت داشتم چیزهایی که خیلی دوست دارم رو استفاده نکنم، بلکه بذارم جلوی چشمم و ازشون انرژی بگیرم. مثل امروز که دوناتم رو گذاشته بودم کنار مانیتور و نمیخوردمش، کار میکردم و هر از گاهی یه نگاهی بهش مینداختم و انرژی میگرفتم.
گاهی با بعضی آدم ها هم همینکارو میکنم.
گاهی با بعضی آدم ها هم همینکارو میکنم.
“شجاعت
نترسیدن نیست
ترسیدن و پیش رفتن است
قدرت
رویینتن بودن نیست
شکستنی بودن و ادامه دادن است
حالا تو تلاش کن نترسی
جان بکن نشکنی
موجودیتت را نفی کن
قوانین عوض نمیشود “
نمیدونم از کیه، ولی به موقع و زیبا بود.
نترسیدن نیست
ترسیدن و پیش رفتن است
قدرت
رویینتن بودن نیست
شکستنی بودن و ادامه دادن است
حالا تو تلاش کن نترسی
جان بکن نشکنی
موجودیتت را نفی کن
قوانین عوض نمیشود “
نمیدونم از کیه، ولی به موقع و زیبا بود.
یه مریم نامی هست، امشب برام نوشت “از اولی که باهات آشنا شدم بوی غریبی نمیدادی.”
خواستم دقیق تر بفهمم منظورش رو ولی حیفم اومد، این عبارت “بوی غریبه ندادن” احتمالا شبیه همون “امن بودن” باشه.
خواستم دقیق تر بفهمم منظورش رو ولی حیفم اومد، این عبارت “بوی غریبه ندادن” احتمالا شبیه همون “امن بودن” باشه.
نوه های عزیزم
گاهی زندگی آدم هایی با گذشته تاریک مشترک رو، رو به روی هم قرار میده.
گاهی زندگی آدم هایی با گذشته تاریک مشترک رو، رو به روی هم قرار میده.