من هیچوقت نتونستم از این مجموعه کراش پیدا کنم، حتی کلاوس یا ویولت. ولی اولین کراشم “آرتمیس فاول” بود. چقدر دلم میخواست این پسر واقعی بود برمیداشتم میذاشتمش تو جیبم. :))
بذارید با روش پویا یه تصمیمی رو بگیرم حالا که مغزم عرضه ی انتخاب نداره. بگید ۱ یا ۲.
Final Results
40%
۱
60%
۲
Smother
Daughter
اگه صدام خوب بود این رو برای خودم میخوندم و برای آیندگان به جا میذاشتم به عنوان داستان زندگیم.
Forwarded from خط سوم
https://t.me/isingmyself/3070
غیر مستقیم بهم گفت مغزم عرضه انتخاب نداره. :)))))
غیر مستقیم بهم گفت مغزم عرضه انتخاب نداره. :)))))
I sing myself
بذارید با روش پویا یه تصمیمی رو بگیرم حالا که مغزم عرضه ی انتخاب نداره. بگید ۱ یا ۲.
خدایی چرا من نباید برم سفر؟ اصن چرا انقد علاقه به دو دارین وقتی اول یک بوده بعد دو :))
نمیرم دیگه، خودش خشک میشه میفته :-|
-استیکر زدن زیر میز و از صحنه خارج شدن-
نمیرم دیگه، خودش خشک میشه میفته :-|
-استیکر زدن زیر میز و از صحنه خارج شدن-
میدونین از چی به شدت بیزارم؟ اینکه تمام تمرکز و حواسم پرت فقط یک قضیه بشه انگار که کل وجود من، کل زندگی من فقط به اون قضیه وابسته ست. حالا چه اون قضیه خوب باشه چه بد نمیخوام تک بعدی باشم.
نمیخوام وقتی یه مشکلی هست فقط و فقط زوم کنم رو اون مشکل و به خودم بیام ببینم دارم غذا نمیخورم چون فلان مشکل رو دارم؛ دارم که دارم، تمام زندگی من فقط این مشکل که نیست.
برای همین واقعا دارم زحمت میکشم که خودم رو تغییر بدم، یه کوچولو درست شدم ولی بیشتر لازمه.
نمیخوام وقتی یه مشکلی هست فقط و فقط زوم کنم رو اون مشکل و به خودم بیام ببینم دارم غذا نمیخورم چون فلان مشکل رو دارم؛ دارم که دارم، تمام زندگی من فقط این مشکل که نیست.
برای همین واقعا دارم زحمت میکشم که خودم رو تغییر بدم، یه کوچولو درست شدم ولی بیشتر لازمه.
نصف کسایی که تلفنی باهاشون حرف میزنم اینطوری مکالمه رو تموم میکنن
-کاری نداری؟ سلام برسون، قربونت، خدافظ.
حالا طوری که من تموم میکنم
-خدافظ.
:-|
-کاری نداری؟ سلام برسون، قربونت، خدافظ.
حالا طوری که من تموم میکنم
-خدافظ.
:-|
دلم میخواد بهش بگم: هی! من کنجکاوتم. بذار یه کم کنجکاوی کنم بعدش قول میدم برم. بذار یکم ببینم وقتی دستات رو میگیرم گرمن یا مثل دستای من سردن، بذار مستقیم بدون عذاب وجدان چشم هات رو نگاه کنم و ببینم توشون چه خبره، بذار گوش بشم برای هر چی که میخوای بگی. بذار دقیق بررسی کنم ببینم صدات چه فرقی داره از پشت خط با وقتی دارم میبینمت. بذار ببینم قهوه بیشتر میخوری یا چایی، بذار از ذائقه ت تو غذا سر دربیارم، بذار ببینم تو هم عاشق عکس گرفتنی یا بیشتر ترجیح میدی حس کنی، بذار ازت بپرسم کارتن مورد علاقه بچگیات چی بوده، بذار خیلی ازت بپرسم. بذار یه روزه کل بیست و اندی سالگیت رو بفهمم. بذار زمستون پیشت باشم ببینم سرمایی هستی یا گرمایی، عادت به شالگردن و کلاه داری؟ بذار تو اتاقت رو ببینم، بذار ببینم پنجره بیشتر دوست داری یا تراس، بذار آلبوم بچگیاتو ببینم، بذار ببینم اونموقع ها هم اندازه الانت قشنگ بودی، بذار یه گوش هندزفریتو من بردارم ببینم وقتی تنهایی چی گوش میدی. اگه بذاری، وقتی کنجکاویم تموم شد، دیگه آروم میشم. احتمالا.
نوه های عزیزم
مگه چی میشه آدما با هم مثل کف دست باشن و از این کف دست نشون دادن سوء استفاده هم نکنن؟
چی؟ اشکال نداره؟ آره؛ اشکال نداره. ولی وقتی بزرگتر بشین ممکنه مامان باباهاتون موافق این حرکت نباشن.
مگه چی میشه آدما با هم مثل کف دست باشن و از این کف دست نشون دادن سوء استفاده هم نکنن؟
چی؟ اشکال نداره؟ آره؛ اشکال نداره. ولی وقتی بزرگتر بشین ممکنه مامان باباهاتون موافق این حرکت نباشن.
Forwarded from کلمهبازی (Maryam)
حمید عنایت معادل self contradiction که معمولاً خودمتناقض ترجمه میکنند، نوشته «باخودستیز».
#انگلیسی
#ترجمه
@kalamebazi
#انگلیسی
#ترجمه
@kalamebazi
آرمینا یه توئیتی نوشته بود که دلش میخواد بره تو جمعی که لازم نباشه برای خودش بودن بجنگه، لازم نباشه توضیحی بده، همینطوری که هستی بخوانت و بشناسنت. که از اول شروع نکنی.
همین، که از اول شروع نکنی. من حوصله ی از اول شروع کردن رو ندارم و دیگه کسی منو نمیشناسه، کسایی که منو میشناختن هم آهسته و پیوسته رفتن.
همین، که از اول شروع نکنی. من حوصله ی از اول شروع کردن رو ندارم و دیگه کسی منو نمیشناسه، کسایی که منو میشناختن هم آهسته و پیوسته رفتن.
من وقتی به مدت طولانی به چیزی چنگ میندازم و اصرار بر خواستنش میکنم و شب و روز خودم رو اذیت میکنم، یهو یه موجی هم میاد و این “خواستن” رو از درونم با خودش میبره. نمیدونم چطوری، چه موقع و به چه دلیل یهو دیگه نمیخوام.
تمام وجودم از تماماً خواستن میشه تماماً بیتفاوت.
فکر کنم خواستن زیاد زده م میکنه.
تمام وجودم از تماماً خواستن میشه تماماً بیتفاوت.
فکر کنم خواستن زیاد زده م میکنه.
هر یه دونه آروزیی که ولش میکنیم
هر یه دونه راهی که طی نمیکنیم
هر یه دونه دستی که نمیگیریم
هر یه دونه موقعیتی که به ف*ک میدیم
همه ی اینا فکر نکنیم ول شدن، بلکه تو یه دنیای موازی طی شدن.
هر یه دونه راهی که طی نمیکنیم
هر یه دونه دستی که نمیگیریم
هر یه دونه موقعیتی که به ف*ک میدیم
همه ی اینا فکر نکنیم ول شدن، بلکه تو یه دنیای موازی طی شدن.
رفتم تو کانال بچه ها ببینم پارسال چنین روزی چی نوشتن تو کانالاشون.
تو کانال من هنوز ماه رمضون بود پارسال چنین روزی و من نون رو تو مترو از رو پیکسل کیفش شناسایی کرده بودم.
لیلی:
https://t.me/epouvantaiil/6251
آرمینا:
https://t.me/c/1096674184/11990
پانیذ:
هنوز کانالش یه عالمه ادمین داشت :))
این پست خودش بود
https://t.me/c/1055063445/19127
پویا:
بازنشر یکی از پست هاش «اللهم فک کل اسیر»
#میرحسین”
روژان:
https://t.me/apirateslife/9832
موژان:
“چرا هیچی راضیم نمیکنه؟”
غزال:
https://t.me/notthebrightsideofthemoon/2309
احمد:
اون روز چیزی ننوشته، خسته بوده. :دی
تو کانال من هنوز ماه رمضون بود پارسال چنین روزی و من نون رو تو مترو از رو پیکسل کیفش شناسایی کرده بودم.
لیلی:
https://t.me/epouvantaiil/6251
آرمینا:
https://t.me/c/1096674184/11990
پانیذ:
هنوز کانالش یه عالمه ادمین داشت :))
این پست خودش بود
https://t.me/c/1055063445/19127
پویا:
بازنشر یکی از پست هاش «اللهم فک کل اسیر»
#میرحسین”
روژان:
https://t.me/apirateslife/9832
موژان:
“چرا هیچی راضیم نمیکنه؟”
غزال:
https://t.me/notthebrightsideofthemoon/2309
احمد:
اون روز چیزی ننوشته، خسته بوده. :دی