https://t.me/thethirdhandwriting/4510
[سایه بازی]
دونقطه کمبود عکس مرتبط با سایه و سوء استفاده از عکس ملت :-“
[سایه بازی]
دونقطه کمبود عکس مرتبط با سایه و سوء استفاده از عکس ملت :-“
ببینید، هر کسی تا یه جایی تلاش میکنه، امید میگیره، امید میده، نور میتابونه و صدباره از جاش بلند میشه. هر کسی تا یه جایی. هر ک س ی تا یه ج ا ی ی.
اگه حس کردین اون نقطه برای یکی رسیده روضه نخونین براش.
نور بتابونین بهشا، آدما نیاز دارن به نور. ولی روضه؟ نه.
و اگه بدونید تفاوت نور و روضه رو.
اگه حس کردین اون نقطه برای یکی رسیده روضه نخونین براش.
نور بتابونین بهشا، آدما نیاز دارن به نور. ولی روضه؟ نه.
و اگه بدونید تفاوت نور و روضه رو.
سیلویا تو یکی از نوشته هاش اینطور شروع کرده:
Can you understand? Someone, somewhere, can you understand me a little.
آره، اون بُعد اجتماعی آدمیزاد دلش میخواد درک بشه، درک پلاستیکی نه، درک واقعی. عیناً عین خودش.
Can you understand? Someone, somewhere, can you understand me a little.
آره، اون بُعد اجتماعی آدمیزاد دلش میخواد درک بشه، درک پلاستیکی نه، درک واقعی. عیناً عین خودش.
Audio
After all this time
I think I'm getting used to having you around
I think I'm getting used to having you around
بین شافل آهنگای “انگلیسی” یه آهنگ “فارسی” پخش شد که توسط یکی از کراشام گرفته بودم و انقد عاشقانه بود که فکر میکردم حالا چون اون اصرار داشته بلوتوثت رو باز کن برات آهنگ بفرستم یعنی میخواسته غیرمستقیم بگه ازم خوشش میاد. 🤦🏻♀️
بعد یه تیکه ش میگه همه ش تو فکر اینم که چطور دستت رو بگیرم، منم دفعات بعدی دستشو بی هوا میگرفتم که از این دغدغه بیرون بیاد. =))
میخوام بگم منم یه زمانی توهم دوست داشته شدن میگرفتتم اینطوری بی پایه و اساس. :))
بعد یه تیکه ش میگه همه ش تو فکر اینم که چطور دستت رو بگیرم، منم دفعات بعدی دستشو بی هوا میگرفتم که از این دغدغه بیرون بیاد. =))
میخوام بگم منم یه زمانی توهم دوست داشته شدن میگرفتتم اینطوری بی پایه و اساس. :))
نوه های عزیزم
وقتی شرایط خوب نیست و احساس تنهایی میکنید و آدما هم نتونن کمکتون کنن رو بیارین به طبیعت، به اشیاء، به موسیقی.
به وزیدن باد بین درختا، به رد شدن آب رودخونه از گوشه کنارای سنگا، به صدای ریختن چای تو قوری، به تاریک روشن شدن هوا، به سکوت مطلق و شنیدن جیرجیرک ها، به صدای پارس سگا، به نگاه کردن مورچه ها، به تماشای ماه، به دنبال ستاره ها گشتن، به ابرای سفید، به غروب، به سکوت و غم شش صبح، به نور افتاده رو در و دیوار، به خورشید حتی.
چیکار کنیم خب نوه ها؟
وقتی شرایط خوب نیست و احساس تنهایی میکنید و آدما هم نتونن کمکتون کنن رو بیارین به طبیعت، به اشیاء، به موسیقی.
به وزیدن باد بین درختا، به رد شدن آب رودخونه از گوشه کنارای سنگا، به صدای ریختن چای تو قوری، به تاریک روشن شدن هوا، به سکوت مطلق و شنیدن جیرجیرک ها، به صدای پارس سگا، به نگاه کردن مورچه ها، به تماشای ماه، به دنبال ستاره ها گشتن، به ابرای سفید، به غروب، به سکوت و غم شش صبح، به نور افتاده رو در و دیوار، به خورشید حتی.
چیکار کنیم خب نوه ها؟
Forwarded from ردپای آبی
99% of my motivation to do stuff comes from me, trying very hard to deny sadness.
نوه های عزیزم
برای اولین بار از گاز دادن و سرعت خوشم اومد. شخصیتی نو در وجودم به دنیا اومده که از اینطور چیزها خوشش میاد.
برای اولین بار از گاز دادن و سرعت خوشم اومد. شخصیتی نو در وجودم به دنیا اومده که از اینطور چیزها خوشش میاد.
د۲ گفت داری سعی میکنی چیزی رو ثابت کنی درسته که خودتم مطمئنی نیستی ازش نه؟
پسر، لعنت بهت که باعث شدی گاز بدم و یه شخصیت دیگه اضافه بشه به احمقای درونم.
نه، لعنت به من.
پسر، لعنت بهت که باعث شدی گاز بدم و یه شخصیت دیگه اضافه بشه به احمقای درونم.
نه، لعنت به من.
لابد از این به بعد هر کی بخواد به روم بیاره تندش میکنم. مثلا تندتر میخورم، تندتر راه میرم، تندتر حرف میزنم، تندتر مینویسم. که حواسمون پرت بشه.