نوه های عزیزم
یادم میاد که ۱۳/۱۴ ساله بودم که با مامان و بابام دعوام شد، انقد تو بدنم انرژی داشتم که نمیدونستم چیکار کنم، اگه میموندم شاید میزدم همه چیز رو میشکستم، یا شایدم کارای بدتر.
پس در خونه رو باز کردم و گذاشتم رفتم، با همون لباسا. وقتی الان بهش فکر میکنم خیلی برام عجیبه، این اولین و آخرین باری بود که اینطوری میزدم بیرون و دیگران فرار تلقی میکردنش.
رفتم پارکی که با خونه یک ربع پیاده روی داشت، یه مخفیگاهی داشتم اونجا برای استراحت. تا غروب موندم و هیچکاری نکردم.
وقتی برگشتم خونه انرژیم تخلیه شده بود، ولی حالا یکی باید انرژی مامان بابا رو خالی میکرد.
یادم میاد که ۱۳/۱۴ ساله بودم که با مامان و بابام دعوام شد، انقد تو بدنم انرژی داشتم که نمیدونستم چیکار کنم، اگه میموندم شاید میزدم همه چیز رو میشکستم، یا شایدم کارای بدتر.
پس در خونه رو باز کردم و گذاشتم رفتم، با همون لباسا. وقتی الان بهش فکر میکنم خیلی برام عجیبه، این اولین و آخرین باری بود که اینطوری میزدم بیرون و دیگران فرار تلقی میکردنش.
رفتم پارکی که با خونه یک ربع پیاده روی داشت، یه مخفیگاهی داشتم اونجا برای استراحت. تا غروب موندم و هیچکاری نکردم.
وقتی برگشتم خونه انرژیم تخلیه شده بود، ولی حالا یکی باید انرژی مامان بابا رو خالی میکرد.
I was powerless to do anything. People came & went, but once gone, they never came back.
بعضی دلتنگی ها به نظر من خالص نیستن.
مثلا مثل الان که دلتنگم، دلتنگیم خالص نیست. دلتنگتم چون نیاز دارم برات تعریف کنم که چطور دوباره امیدوار شدم یه روز صبح و چطور دوباره امیدم ناامید شد. بهت میگفتم چرا هی نمیشه؟ و چرا عادت نمیکنم به این تو ذوق خوردنا.
مثلا مثل الان که دلتنگم، دلتنگیم خالص نیست. دلتنگتم چون نیاز دارم برات تعریف کنم که چطور دوباره امیدوار شدم یه روز صبح و چطور دوباره امیدم ناامید شد. بهت میگفتم چرا هی نمیشه؟ و چرا عادت نمیکنم به این تو ذوق خوردنا.
Forwarded from خط سوم
رفتم توی اتاق آقای معاون پژوهش، کار داشتم باهاش. با نفر قبلی حرفش تموم نشده بود، منتظر ایستاده بودم. دیدم داره بهش میگه «آرزوهای محال رو بریز دور، حتی روی طاقچه، یه گوشه خونه هم نگه ندار، بریز دور. برای آرامش آدم لازمه که بریزه دور».
نوه های عزیزم؛
What lasts, lasts; what doesn’t, doesn’t.
بدونید تا دیگه زجر نکشین.
What lasts, lasts; what doesn’t, doesn’t.
بدونید تا دیگه زجر نکشین.
خدا، من ازت سوالای خیلی زیادی دارم. سوالام دسته بندی شده ست، مرتب و شماره گذاری شده ست. یه دسته ی مهمش که امشب میخوام بهت معرفی کنم دسته ی “اورژانسیها”ست. یعنی اینکه واقعا به شنیدن جوابشون نیاز دارم، خیلی هم زود. انگار که مسئله ی مرگ و زندگی وسط باشه، اون مدلی.
جواب هر چی که هست مهم نیست، چه جواب دلخواه من چه جوابی که ازش میترسم. فقط به جواب نیاز دارم.
یکی از سوالاش اینه، آیا من ارزشش رو دارم؟
میدونی منظورم رو، همون.
جواب هر چی که هست مهم نیست، چه جواب دلخواه من چه جوابی که ازش میترسم. فقط به جواب نیاز دارم.
یکی از سوالاش اینه، آیا من ارزشش رو دارم؟
میدونی منظورم رو، همون.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
و گفت هرچیز را زکاتی است و زکاتِ عقل اندوه طویل است.
تذکرة الاولیاء
ذکر فضیل عیاض
تذکرة الاولیاء
ذکر فضیل عیاض
Forwarded from «برای تو در اینجا نوشتهام»
لیستی وجود داره از رفتارهایی که من با همه یه مدلم اما با تو مدل دیگهای بودم.
رفتم باغ کتاب تا یه تغییری تو فضای خوندن ایجاد کنم و باید بگم علاوه بر دیدن پسرای درحال گیتار زدن، پسرای در حال مطالعه هم ژذابن.
خسته که میشدم میرفتم دور میزدم و نگاهشون میکردم. مثلا لم داده بودن رو زمین، یا رو صندلیا سخت مشغول خوندن و سرچ و نوشتن بودن و اصلا حواسشون به محیط اطراف نبود.
بسی تفریح بین درسی خوبی بود. *_*
خسته که میشدم میرفتم دور میزدم و نگاهشون میکردم. مثلا لم داده بودن رو زمین، یا رو صندلیا سخت مشغول خوندن و سرچ و نوشتن بودن و اصلا حواسشون به محیط اطراف نبود.
بسی تفریح بین درسی خوبی بود. *_*
Forwarded from Pigeonova (Pani)
میدونین جدیدا به کانالامون به چشم کشور نگاه میکنم؟
هر کدوم دولت مستقلی هستیم که توابع خودمون رو داریم. یکی مثل For Now I'm Winter یه کشور وسیع پرجمعیته، یکی مثل من یه میکروکشور کوچولوی خلوت. هر کشوری مواضع خاص خودش رو نسبت به دنیای اطرفا داره که طی پستاش، موضع رسمی خودش رو اعلام میکنه. اما خب مشمول قاعدهی استاپل نیست و بعدا میتونه نقض یا اصلاحش کنه یا حرفشو پس بگیره.
هر دولتی سیاستها و علائق خاصی داره، و با یه سری دولتا روابطش دوستانهست با یه عده خصمانه. مثلا من و I Sing Myself معاهدهی مَوِدت داریم و خیلی کشورای رفیقی هستیم و از اتباع هم ویزا نمیخوایم و اینا. اما با بعضی دولتا ارتباط خوبی ندارم و روابط دیپلماتیک و کنسولیم رو قطع کردم. با این حال، به مرحلهی تنش و مخاصمه هم نمیرسیم. با بعضی از دولتا قطع رابطه کرده بودم که باز طی چندتا اعلامیه سفارتخونه و کنسلوگریامون تو کشور هم بازگشایی شدن.
گاهی بعضی از اتباعمون از سیاستامون خوششون نمیاد و از کشور و شاید از تبعیتمون خارج میشن. جالب اینه که تو روابط ما، چند تابعیتی یا آپاترید (بیتابعیت) بودن معضل نیست اصلا.
اون دولتایی که خیلی دموکراتن، لینک درد دل دارن که نظرات ملت به گوششون برسه، و اون نظرات رو یه اشتراک میذارن. بعضیام مثل من دیکتاتورای شیرینین که میگن همینه که هست! 😁
کلا خیلی تحت تاثیر رشتهم قرار گرفتم.
هر کدوم دولت مستقلی هستیم که توابع خودمون رو داریم. یکی مثل For Now I'm Winter یه کشور وسیع پرجمعیته، یکی مثل من یه میکروکشور کوچولوی خلوت. هر کشوری مواضع خاص خودش رو نسبت به دنیای اطرفا داره که طی پستاش، موضع رسمی خودش رو اعلام میکنه. اما خب مشمول قاعدهی استاپل نیست و بعدا میتونه نقض یا اصلاحش کنه یا حرفشو پس بگیره.
هر دولتی سیاستها و علائق خاصی داره، و با یه سری دولتا روابطش دوستانهست با یه عده خصمانه. مثلا من و I Sing Myself معاهدهی مَوِدت داریم و خیلی کشورای رفیقی هستیم و از اتباع هم ویزا نمیخوایم و اینا. اما با بعضی دولتا ارتباط خوبی ندارم و روابط دیپلماتیک و کنسولیم رو قطع کردم. با این حال، به مرحلهی تنش و مخاصمه هم نمیرسیم. با بعضی از دولتا قطع رابطه کرده بودم که باز طی چندتا اعلامیه سفارتخونه و کنسلوگریامون تو کشور هم بازگشایی شدن.
گاهی بعضی از اتباعمون از سیاستامون خوششون نمیاد و از کشور و شاید از تبعیتمون خارج میشن. جالب اینه که تو روابط ما، چند تابعیتی یا آپاترید (بیتابعیت) بودن معضل نیست اصلا.
اون دولتایی که خیلی دموکراتن، لینک درد دل دارن که نظرات ملت به گوششون برسه، و اون نظرات رو یه اشتراک میذارن. بعضیام مثل من دیکتاتورای شیرینین که میگن همینه که هست! 😁
کلا خیلی تحت تاثیر رشتهم قرار گرفتم.