I sing myself
1.69K subscribers
1.92K photos
52 videos
4 files
191 links
Download Telegram
Spotlight
Photo
یکی از فانتزیای من این بود مثلا.
البته صدسال پیش.
نوه های عزیزم
کنار غرغراتون همواره سپاس گزار سلامتی خانواده، دوستان و خودتون باشین؛ چونکه مهمه. خیلی.
دیدی نیم ساعت از یه فیلمو میبینی یا قسمتی از یه کتاب رو‌ میخونی و به دلایلی مجبور میشی وقفه بندازی بینش ولی قسمتی از حواست پیش اون فیلم/کتابه؟
منم همیشه قسمتی از حواسم پیش ادامه ی دوستیمونه، که چه ها که درآینده میتونست پیش بیاد.
نوه های عزیزم
۴ آبان ۹۷، دوستی که از سیاره ای غریب آمده بود، حقایقی از مغز فرازمینیش افشا کرد که ذهن را توان باور و تصور نبود.
به شما نمیگم تا خرده عقلی که دارید براتون بمونه.
:محوشدن‌در‌افق
Forwarded from That's all folks! (Nima)
همه‌چیز را که نمی‌شود نامه کرد؛ تمام روز را کار کرده‌ام جوری که ماهیچه‌هایم می‌سوزند و تیر می‌کشند و له‌ و لورده شده‌ام. توی اشتیلر ترکیب «خر لجباز» را کشف کرده‌ام و هی می‌خندم. یادم آمد کسی – شاید گلستان بود - فعل «ریختن» را به جای «باریدن» برای باران استفاده کرده و کیف کردم. حالا هم چراغ‌ها را خاموش کرده‌ام و در بالکن را باز کرده‌ام و باران بر خیابان ریخته است و بوی خوبی می‌دهد و سه لیوان چای پشت هم خورده‌ام و زیر نور تلویزیون نشسته‌ام و همه دارند می‌میرند و همه گرسنه‌اند و نان ندارند بخورند و یک عده‌ای پشت درهای سفارتند و یک عده‌ای پشت درهای بیمارستان و بقیه توی خیابان دنبال چیزهایی می‌گردند که دیگر یادشان هم نمی‌آید و از چیزهایی می‌ترسند که نمی‌دانند کجاست و روزهای مانده از عمرشان را تخمین می‌زنند. من اما مثل خری لجباز چسبیده‌ام به این آخرین قطره‌های زندگی که راستش را بخواهی هرکاری می‌کنم می‌بینم نمی‌شود نامه‌شان کرد!
پ.ن: مثل چنگالی در قلبم دستت را می‌گیرم و می‌چرخانمت! چه دردی! چه دردی!


نیما
خسته نباشی، برای تمام زحمتایی که برای خودت میکشی تا پیش خودت شرمنده نشی. حتی اگه به دلایلی موفق نشی و شکست بخوری.
صدای هوهوی باد سکسی نیست؟!
هر چقدر از صبح دور و برت رو شلوغ کنی، سرت رو گرم کنی، از خونه بزنی بیرون و خودت رو درگیر شهر و‌ آدماش کنی، مشکلاتت و دغدغه های ذهنیت همونجاست، نه از بین رفتن نه حل شدن فقط گوشه ی ذهنت موقتا هلش دادی عقب و با چیزای دیگه خودت رو سرگرم کردی. فقط کافیه شب برگردی خونه و چند دقیقه با خودت خلوت کنی، همه ی اون دغدغه ها دوباره میان جلو.
Forwarded from Spotlight (ZOHA)
براش مینویسی «تسادف کردم، خونریزی شدید داشتم، مرگو با چشمام دیدمو الانم درد دارم.» در جواب همه‌ی حرفات میگه «عزیزم تصادف درسته نه تسادف» یعنی میخوام بگم بعضیها در این حد متوجه اولویت‌بندیها تو برخورد با مسائل نیستن.
داشتم غصه میخوردم گفتم چیکار کنم چیکار نکنم پاشدم رفتم یه کاسه ترشی آوردم با بقیه غصه م خوردم.
:-|
Forwarded from در جاده هاى دور
اومدم دريا بازى و رنگ بازى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
من بهت اجازه دادم که بشناسیم، درهای زیادی رو برات باز کردم و البته که چیزی فراتر از چیزهایی که بقیه درونشون دارن نیست که شاید هم کمتر باشه، ولی به روی هر کسی باز نمیکنم، چون وقتی باز میکنم هم سیاهی ها هم سفیدی ها رو نشونت میدم، زخم های جدید و جای زخم های قدیمی، گاهی بهت اجازه دادم به جای زخم هام دست بزنی و بپرسی که چی شد که اینطور شد و میدونی برای کسی که داره به جای زخم هاش نگاه میکنه درخواست یادآوری اون لحظات چقدر سخته. بعضی وقتا نقطه ضعف ها رو و جاهایی که به نظر هر کسی جالب نمیاد و ریسک پذیره. من بهت اجازه دادم بیشتر وارد زندگیم بشی و با داستانم درگیر بشی.
و اگه جای من بودی میدونستی همه ی این نمایان بودن ها چه جنگ درونی و چه انرژی ای برده. اگه جای من بودی میدونستی که اگه پشیمون بشم کسی که ازش بیزار میشم تو نیستی، خودمم.
امیدوارم این زمستون ازونایی باشه براتون که
Cold outside, warm inside.
Forwarded from I sing myself
به جای گفتن «امروزم سخت بود» بهتره بگم «امروزم مقاوم بودی» | از سری حرف هایی که باید پایان یک روز سخت بهت بگن.
دیدی کف دستت میخاره ولی هر‌ چی میخارونی قانع نمیشی و‌ حتی نمیدونی دقیقا کدوم قسمتش میخاره؟
اثر این موضوع رو چین و چروکای مغز من همینه، میخارونه، نمیدونم کجای مغزم رو.
میای درمورد یه چیزی با یکی حرف میزنی و چه زیبا قضاوتت میکنه.
آدم لال میشه.
دیگه یه گفتگوی ساده رو‌ هم میترسم داشته باشم باهات.
سایه بازی