و میدونی، زخم دلتنگی گاهی یهو سر باز میکنه انگار. یهو تا حد مرگ دلت برای یه چیزیش تنگ میشه. مثلا صداش، با تمام وجود میخوای یه حرف تازه ازش بشنوی. حرف تازه، هی تکرار میکنی، تجسم میکنی و جستجو میکنی، پیدا نمیکنی، خواسته ت برآورده نمیشه.
باید کنار بیای، انگار بخشی از زندگیه.
دلتنگی هایی که جوابی براش نیست و خواسته هایی که خواستنشون مسخره ست.
باید کنار بیای، انگار بخشی از زندگیه.
دلتنگی هایی که جوابی براش نیست و خواسته هایی که خواستنشون مسخره ست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی کیم عزیز و صدای نرمش. دیانا فرستاد 3>
Forwarded from For Now I'm Winter
آدمهایی که بهشون جایگاه بالا و اشتباهی توی زندگیت دادی رو برمیداری میذاری توو جایگاههای پایینتر، توو جایگاه درستشون. کار مفیدیه. لازمه. "باید"ه.
ولی بعدش با اون جایگاههای بالا و ارزشمند که اکثرشون خیلی وقته خالی موندن چیکار میکنی؟
ولی بعدش با اون جایگاههای بالا و ارزشمند که اکثرشون خیلی وقته خالی موندن چیکار میکنی؟
مثلا یکی از آرزوهای من اینه که با تمام وجود و صادقانه یه روز بیام بنویسم: آخیش.
آدمیزاد بیچاره ست جداً.
آدمیزاد بیچاره ست جداً.
تو تاکسی یکی دقیقه ها بود که داشت حرف میزد با راننده ولی من گوش نمیدادم. آخرش شنیدم که گفت:
چرا از دست میدهیم
که در پی او بیفتیم
چرا از دست میدهیم
که در پی او بیفتیم
The Paper Kites - Bloom
@moozikestan_bot
In the morning when I wake
And the sun is coming through,
Oh, you fill my lungs with sweetness,
And you fill my head with you
Shall I write it in a letter?
Shall I try to get it down?
And the sun is coming through,
Oh, you fill my lungs with sweetness,
And you fill my head with you
Shall I write it in a letter?
Shall I try to get it down?
Forwarded from ردپای آبی
You learn to talk less, because no one cares.
And the ones who do, are seeking something, other than you, from you.
And the ones who do, are seeking something, other than you, from you.
In silence, I've found the ones dearest.نوه های عزیزم
زندگی درست عین بازی helix jump میمونه، همه ی مراحل عین همن و هیچ پیشرفت و تغییری توش نیست، میگی ول کن بذار پاکش کنم بعد میگی یعنی سازنده ش انقد بیکار بوده که همچین بازی بی پایان و بی تغییری بسازه، حالا بازم برو جلو شاید چیز جدیدی باشه.
درست مثل زندگی.
زندگی درست عین بازی helix jump میمونه، همه ی مراحل عین همن و هیچ پیشرفت و تغییری توش نیست، میگی ول کن بذار پاکش کنم بعد میگی یعنی سازنده ش انقد بیکار بوده که همچین بازی بی پایان و بی تغییری بسازه، حالا بازم برو جلو شاید چیز جدیدی باشه.
درست مثل زندگی.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
آنوقت ترس آنقدر زیاد میشود که دیگر به آینده فکر نمیکنی، به حال هم. سرت را میکنی توی گذشته و همانجا میمانی. نه ترسی هست، نه انتظاری هست و نه شکستی.
That's all folks!
آنوقت ترس آنقدر زیاد میشود که دیگر به آینده فکر نمیکنی، به حال هم. سرت را میکنی توی گذشته و همانجا میمانی. نه ترسی هست، نه انتظاری هست و نه شکستی.
این کانال اینقدر خوبه که هی میگم یه روز بشینم فقططط برم آرشیوش رو بخونم، هی وقت نمیشه.
ولی ذوقشو دارم با خودم هر بار که تلگرام رو باز میکنم :))
ولی ذوقشو دارم با خودم هر بار که تلگرام رو باز میکنم :))