I sing myself
1.69K subscribers
1.92K photos
52 videos
4 files
191 links
Download Telegram
دوست عزیزم
شاید ماه هاست که غمگینم و نمیتونم قبول کنم و گاه و بی گاه دلم برات تنگ میشه. گاهی از سر عصبانیت میگفتم کاش فقط تو مهمونی ها میدیدمت و صمیمی نمیشدیم، کاش اینقدر باهام مهربون نبودی و حرف هات بهم آرامش نمیداد، کاش دست های تو هم مثل دست های من همیشه سرد بود و قلبت مهربون نبود. ولی میدونی که همه ش فقط از سر عصبانیت و دلتنگیه نه؟
اتفاقا من خوشبخت بودم که شناختمت، که من رو تشویق کردی تو خیلی چیزها، گذاشتی بهت نزدیک بشم و بیشتر از سال ها قبل بشناسمت. تو باعث شدی تو زندگیم کسی باشه که ازم انتظاری جز دوست بودن نداشته باشه و حتی با هم گریه کنیم.
شاید ماه هاست که غمم گینه و برعکس چیزی که ازم خواسته بودی دارم درجا میزنم ولی بهت قول میدم یه روزی زندگی رو از سر میگیرم، یه روزی میتونم همه جای تهران خاطره های جدید بسازم درحالی که خاطراتی که با تو داشتم همیشه هست.
یه روز معنای زندگی رو میفهمم و برای خواستنی های زندگیم عمیقا تلاش میکنم.
نه، بهت قول نمیدم، چون شاید فردا این حس ها رو نداشته باشم ولی بدون این حرف ها واقعیت منه.
اما هیچ تضمینی نمیتونم بدم، همونطور که شاید تو نمیدونستی زندگی قراره به کجا ببرت.
و میدونی، زخم دلتنگی گاهی یهو سر باز میکنه انگار. یهو تا حد مرگ دلت برای یه چیزیش تنگ میشه. مثلا صداش، با تمام وجود میخوای یه حرف تازه ازش بشنوی. حرف تازه، هی تکرار میکنی، تجسم میکنی و جستجو میکنی، پیدا نمیکنی، خواسته ت برآورده نمیشه.
باید کنار بیای، انگار بخشی از زندگیه.
دلتنگی هایی که جوابی براش نیست و خواسته هایی که خواستنشون مسخره ست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی کیم عزیز و‌ صدای نرمش. دیانا فرستاد 3>
Forwarded from For Now I'm Winter
آدم‌هایی که بهشون جایگاه بالا و اشتباهی توی زندگیت دادی رو برمیداری میذاری توو جایگاه‌های پایین‌تر، توو جایگاه درستشون. کار مفیدیه. لازمه. "باید"ه.
ولی بعدش با اون جایگاه‌های بالا و ارزشمند که اکثرشون خیلی وقته خالی موندن چیکار میکنی؟
مثلا یکی از آرزوهای من اینه که با تمام وجود و صادقانه یه روز بیام بنویسم: آخیش.
آدمیزاد بیچاره ست جداً.
آیا آخر این قصه آخر غصه ست؟
وقتی همه چیز غیرعادی بشه دلت برای عادی ترین جزئیات زندگی هم تنگ میشه.
“Stars die. But their light always lingers.”
l.z
Feel this one soooo much
تو تاکسی یکی دقیقه ها بود که داشت حرف میزد با راننده ولی من گوش نمیدادم. آخرش شنیدم که گفت:

چرا از دست میدهیم
که در پی او بیفتیم
منتظر اسنپ بودم که دیدم یه پسره اومد جلو گفت بیا این مال تو، منم با تعجب گرفتمش و رفت. =))))
The Paper Kites - Bloom
@moozikestan_bot
In the morning when I wake
And the sun is coming through,
Oh, you fill my lungs with sweetness,
And you fill my head with you
Shall I write it in a letter?
Shall I try to get it down?
Forwarded from ردپای آبی
You learn to talk less, because no one cares.
And the ones who do, are seeking something, other than you, from you.
In silence, I've found the ones dearest.
نوه های عزیزم
زندگی درست عین بازی helix jump میمونه، همه ی مراحل عین همن و‌ هیچ پیشرفت و تغییری توش نیست، میگی ول کن بذار پاکش کنم بعد میگی یعنی سازنده ش انقد بیکار بوده که همچین بازی بی پایان و ‌بی تغییری بسازه، حالا بازم برو جلو شاید چیز جدیدی باشه.
درست مثل زندگی.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
آن‌وقت ترس آن‌قدر زیاد می‌شود که دیگر به آینده فکر نمی‌کنی، به حال هم. سرت را می‌کنی توی گذشته و همان‌جا می‌مانی. نه ترسی هست، نه انتظاری هست و نه شکستی.
That's all folks!
آن‌وقت ترس آن‌قدر زیاد می‌شود که دیگر به آینده فکر نمی‌کنی، به حال هم. سرت را می‌کنی توی گذشته و همان‌جا می‌مانی. نه ترسی هست، نه انتظاری هست و نه شکستی.
این کانال اینقدر خوبه که هی میگم یه روز بشینم فقططط برم آرشیوش رو بخونم، هی وقت نمیشه.
ولی ذوقشو دارم با خودم هر بار که تلگرام رو باز میکنم :))
دومین ماه از فصل دلنشین سال. 🍂🍁