Forwarded from I sing myself
من دلم زندگی کردن میخواد. میدونم چطور باید زندگی کنم، به هیچی هم نیاز ندارما... فقط به خودم احتیاج دارم، ولی خودمو ندارم.
آرزو به دل موندم مغز لامصبم انقد باهام حرف نزنه، لال که نمیشه هیچ! حالا دیگه منم جوابشو میدم، و یکی دیگه که درونمه جواب جفتمونو.
یعنی اول دو نفر بودیم الان سه نفر شدیم نمیفهمم چی دارم میگم. :-|
یعنی اول دو نفر بودیم الان سه نفر شدیم نمیفهمم چی دارم میگم. :-|
Forwarded from Paradoxium
و همچنان، ترجمهی دقیق I miss you، باید باشه «کم دارمت».
برای امشب میگم که برات مهم نباشه اگه میگن هنوز زوده بخندی یا که میگن چرا هنوز ازش رد نشدی. بذار طول بکشه، بذار آرامش راهش رو آهسته آهسته به سمتت باز کنه، خودت رو مجبور نکن، نترس، میگذره، تو اون آدم قبلی نخواهی شد، همون طور که من نشدم. ولی بدون که تو هر وضعیتی از خودت باشی هنوز نور مخصوص به خودت رو خواهی داشت.
تغییرات انقدر آهسته و بی سر و صدا اتفاق میفته که آدم متوجهش نمیشه، فقط یهو میبینه چقدر دلش تنگ شده.
من تو وصیت نامه م هیچیم رو به کسی نمیبخشم، میگم همه رو با خودم بسوزونن، بعدش میگم هیچکدومتون نفهمیدین درونم چی بود، همه کاوری که روم کشیده شده بود رو دیدین و حالا که دیگه تموم شد رفت، دیگه فرصت شناختن من رو نخواهید داشت هر چند چیز خاصی هم نبود ولی شاید کمکی برای من بود.
نوه های عزیزم
پانیذ گفت نمیتونی وصیت به کل اموالت کنی.
پس تا میتونید بخورید و بیاشامید و پولاتونو خرج کنین و وسایلتون رو خراب، چرا که اختیار اموالمونم نداریم بابا همه چی کشکه تا زنده این حالشو ببرین.
😒
پانیذ گفت نمیتونی وصیت به کل اموالت کنی.
پس تا میتونید بخورید و بیاشامید و پولاتونو خرج کنین و وسایلتون رو خراب، چرا که اختیار اموالمونم نداریم بابا همه چی کشکه تا زنده این حالشو ببرین.
😒
Forwarded from I sing myself
من همیشه سعی کردم به کور سوی امیدی که دارم بفهمونم متوهمی بیش نیست در حالی که مخفیانه بغلش کردم و ولشم نمیکنم. یو نو؟
“When a flower doesn’t bloom you fix the environment in which it grows, not the flower.”
Lucky
Jason Mraz
I feel your whisper across the sea
I keep you with me in my heart
You make it easier when life gets hard
I keep you with me in my heart
You make it easier when life gets hard
نیاز دارم برم تو یه اتاق در بسته، چهارزانو بشینم، تو سکوت مطلق چشمام رو ببندم و فکر کنم، سبک سنگین کنم و غیره. بعدش کاسه ی سرم رو نصف کنم، مغز لعنتیم رو دربیارم، پرتش کنم زمین و پام رو روش بذارم و لهش کنم. در اتاق رو باز کنم و به دنیای بیرون با یه نگاه جدید سلام کنم.
دو ساعت حضور در مهمونی همون کاری رو با ذهنت میکنه که اگه دو ساعت سر کلاس انقلاب اسلامی مینشستی.
نوه های عزیزم
تو دنیا ملاک و معیارهایی هست برای اینکه شما رو جذاب نشون بده. مثلا میگن کسی که زیاد کتاب میخونه، کسی که لباسای جذب نمیپوشه، کسی که زیاد آرایش نمیکنه، کسی که همیشه موهاش مرتب و قشنگه، کسی که وقتی میشینه پاهاشو میندازه رو هم، کسی که آروم و نخودی میخنده، کسی که پارتی نمیره و نمیرقصه و بلند بلند نمیخنده، کسی که دوست دختر/پسر نداره و به طور خیلی کلی کسی که متناسب با جنسیتش رفتار میکنه جذابه.
به نظر منم همه ی اینا قشنگه، برعکسشم قشنگه حتی. شما هر جور دوست دارین باشین. مثلا مامان بزرگ من میگفت زمان اونا دخترا روشون نمیشد جلوی باباشون برن دستشویی؛ میبینین؟ بعضی چیزا همینقدر تحت جوّ زمانه ست. بیخیال. مگه چقدر زنده این؟
شما هر طور واقعا هستین باشین، تظاهر به کتاب خون بودن نکنین اگه دوستش ندارین. میگیرین چی میگم؟ نباید مطابق استاندارد زمانه جلو رفت وقتی زندگیتون باهاش شیرین نیست.
تو دنیا ملاک و معیارهایی هست برای اینکه شما رو جذاب نشون بده. مثلا میگن کسی که زیاد کتاب میخونه، کسی که لباسای جذب نمیپوشه، کسی که زیاد آرایش نمیکنه، کسی که همیشه موهاش مرتب و قشنگه، کسی که وقتی میشینه پاهاشو میندازه رو هم، کسی که آروم و نخودی میخنده، کسی که پارتی نمیره و نمیرقصه و بلند بلند نمیخنده، کسی که دوست دختر/پسر نداره و به طور خیلی کلی کسی که متناسب با جنسیتش رفتار میکنه جذابه.
به نظر منم همه ی اینا قشنگه، برعکسشم قشنگه حتی. شما هر جور دوست دارین باشین. مثلا مامان بزرگ من میگفت زمان اونا دخترا روشون نمیشد جلوی باباشون برن دستشویی؛ میبینین؟ بعضی چیزا همینقدر تحت جوّ زمانه ست. بیخیال. مگه چقدر زنده این؟
شما هر طور واقعا هستین باشین، تظاهر به کتاب خون بودن نکنین اگه دوستش ندارین. میگیرین چی میگم؟ نباید مطابق استاندارد زمانه جلو رفت وقتی زندگیتون باهاش شیرین نیست.