وسطاش میگه:
걱정 말아요 그대 모두 잊혀 질 거야
봄 여름 가을 겨울 계절이 지나가면
세월은 치유의 시를 그대에게 보내리
Smile 이젠 웃음 잃지 마요
Don’t worry, you’ll forget everything
When spring, summer, fall and winter pass
Time will heal you
Smile, don’t lose your smile
걱정 말아요 그대 모두 잊혀 질 거야
봄 여름 가을 겨울 계절이 지나가면
세월은 치유의 시를 그대에게 보내리
Smile 이젠 웃음 잃지 마요
Don’t worry, you’ll forget everything
When spring, summer, fall and winter pass
Time will heal you
Smile, don’t lose your smile
جالبه که من ذره ای نمیخوام به روزی که ازدواج کردم یا بچه دار شدم فکر کنما ولی عاشق اون صحنه ایم که مامان بزرگ شدم و به نوه هام از قدیما تعریف میکنم.
مثلا براشون از این بازه زندگیم تعریف میکردم که:
اون زمانا من بحران های زیادی داشتم، درست بعد از تموم شدن درسم که موقع شادی و پایکوبی و سکویی برای پرتاب بود خبر دو تا مرگ شنیدم، بعدش وقتی هنوز بلند نشده بودم هی اتفاقات بد میفتاد، نوه های عزیزم، حتی وضع کشور هم داغون بود، باورتون نمیشه من چطور از همه چیز ناامید بودم و هی میگفتم تو نمیسوزی. از گوشه و کنار یادداشت های مربوط به ماه های گذشته رو میخوندم که چطور میخوام زندگیم رو به جاهای خوبی برای پیشرفت برسونم. اما کی فکر میکرد انقد تهی بشم؟ هر روز صبح به خودم وعده وعید بهتر شدن زندگی میدادم، هر شب با امید «فردا یه روز جدیده» میخوابیدم.
نوه های عزیزم، گاهی وسط زندگی وایمیسادم و با خودم فکر میکردم که «کی فکرشو میکرد؟» برای بعد از آخرین امتحان دوره کارشناسی به هر چیزی فکر میکردم الا این.
مثلا براشون از این بازه زندگیم تعریف میکردم که:
اون زمانا من بحران های زیادی داشتم، درست بعد از تموم شدن درسم که موقع شادی و پایکوبی و سکویی برای پرتاب بود خبر دو تا مرگ شنیدم، بعدش وقتی هنوز بلند نشده بودم هی اتفاقات بد میفتاد، نوه های عزیزم، حتی وضع کشور هم داغون بود، باورتون نمیشه من چطور از همه چیز ناامید بودم و هی میگفتم تو نمیسوزی. از گوشه و کنار یادداشت های مربوط به ماه های گذشته رو میخوندم که چطور میخوام زندگیم رو به جاهای خوبی برای پیشرفت برسونم. اما کی فکر میکرد انقد تهی بشم؟ هر روز صبح به خودم وعده وعید بهتر شدن زندگی میدادم، هر شب با امید «فردا یه روز جدیده» میخوابیدم.
نوه های عزیزم، گاهی وسط زندگی وایمیسادم و با خودم فکر میکردم که «کی فکرشو میکرد؟» برای بعد از آخرین امتحان دوره کارشناسی به هر چیزی فکر میکردم الا این.
من فکر میکنم الان بهترین موقع برای اتفاق افتادن اون جمله ی «یه روز خوب میاد که همه چیز درست میشه»ست.
چون که، دیگه بدتر از این؟
پاسخ آمد که: حالا کجاشو دیدی.
چون که، دیگه بدتر از این؟
پاسخ آمد که: حالا کجاشو دیدی.
Forwarded from Lost Lake
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
story of my life
نوه های عزیزم، اون زمانا که همه چی شیر تو شیر بود ما یه گل به پرتغال زدیم، رونالدو هیچ غلطی نتونست بکنه و من فرداش باید صبح زود بیدار میشدم و خوابمم نمیومد حالا. خلاصه فکر نکنید همه ش سیاهی و ضعف بودها، یه شادی های این چنینی هم داشتیم.