I sing myself
1.69K subscribers
1.92K photos
52 videos
4 files
191 links
Download Telegram
بعضی وقتا رفتن دیگری رو میبینی و خودت رو آماده میکنی و بعدش هم قبول میکنی که دیگه رفته.
قسمت سختش موندن خودته. میدونی؟

و همین خودخواهیمون رو میرسونه وقتی میگیم من اول از همه برم، میدونی؟
بذارید به عنوان کسی که مدت هاست تنفر لونه کرده تو قلبش بگم، تنفر میتونه ذره ذره وجودتون رو بخوره و در آخر نابودتون کنه. متنفر نشید، امیدوارم قلب بزرگی داشته باشید و بتونید فراموش کنید.
تنفر اولاش بهت حس قدرت میده، بهت سیخونک میزنه که این یکی از برترین حس هاست، باهاش نقشه بکش و انتقام بگیر، بهت میگه این مقدار تنفر کافی نیست، بیشترش کن، یه فندک میزنی و تنفر تمام وجودتو میگیره، اول چنگ میزنه و تمام قلبت رو تصرف میکنه، صبح هات دیگه قشنگ شروع نمیشه، تنفر تو فکرتم نفوذ میکنه و نمیذاره به هیچ احساس دیگه ای فکر کنی، حتی جایی هم براش نمیذاره، یه مدت که ازش لذت بردی و یکی یکی اعضای بدنت رو تسخیر کرد تازه به خودت میای و میبینی که یادت نمیاد چی شده، از کجا شروع شده و آخرش که چی؟
وقتی میخوای تمومش کنی نمیتونی، بهت میگه که قلب تو شده خونه ش.
شوخی نمیکنم، بزرگ نمایی نمیکنم. واقعا تنفر خطرناکه، اگه بذاری پیشرفت کنه مثل بختک میفته تو جونت و نمیدونم آخرش چی میشه. هنوز به آخرش نرسیدم.
Forwarded from که به رؤیا دیدم (ماهی گُلی)
How do I know that I’m not dead?
نسترن یه روز یه آهنگ گذاشت از ویلیام نمیدونم چی چی به اسم I don’t feel it anymore.
و این شد بلای جون من :)) نیم ساعت خوابیدم و وقتی بیدار شدم حس کردم حین خواب داشتم این آهنگ رو گوش میدادم.
نمیدونم چرا انقد تو ذهنم تکرار میشه. :-|
آدما تو محیط خانواده ای که بزرگ شدن یه سری قوانین و رسم و رسومات چه بخوان چه نخوان براشون تعریف میشه. و اگه یه روز بخوای بشکونیش، اگه واقعا به نظرت دیگه نسل بعد از تو نیازی به این قانون نداره، پس بشکونش.
وقتی خونه تنهایی و توهمی شدی.
Some days I don’t know what to feel
شامپوی باباریا، با طعم(!) نارگیل بگیرید (مناسب تمام موهاست) بهشته!
هر کی کنارم میشینه میگه چه بوی خوبی میدی 😊
طعم نه، اسانس. اسانس نارگیل. با تشکر از اصلاح ناشناس :دی
بریم یقه زندگی رو بگیریم تکونش بدیم بگیم پس بهار ما کی میرسه؟ یا زوده؟
Forwarded from Lost Lake
i would like to give up.
i want to.
but i won't.. no matter how much i bleed, how much it absorbs the life outta me, i won't quit.
cause how the hell am i gonna believe in myself after that? how am i gonna rely on myself?
no. i won't.
شاید بدون خوشحالی دووم بیارم اما وقتیکه دیگه نتونم به خودم تکیه کنم، مُرده‌م.
ولی شما یاد نگیرید
“some days I want to fade away
set free from gravity
slipping into deep space
set free from matter
becoming pure energy
set free from this dimension
my body disappearing into the unknown”

Drifting toward nothingness, dissolved into the light. How we all end up anyway. - Maria Popova
دیگه میشه هر وقت، هر کجا، بی وقفه خورد!
حتی با هم، حتی جلوی هم
تو کره آمار خودکشی خیلیه، و معمولا یه پلی هست که همه خودشونو ازون پرت میکنن پایین، روی اون پل این چنین تلفنی هست که اونموقعی که کاملا از همه چیز ناامیدی زنگ بزنی و‌ یکی هست که یا منصرفت کنه یا نتونه.