و برای امشب، میگم که گاهی ممکنه از موفقیت کوچیکت یهو شرمنده بشی که ای بابا بقیه کجای کارن و من کجای کار. ولی اشکال نداره، تو با دیروزت متفاوت بودی، تا دیروز چنین موفقیتی نداشتی، چنین دستاوردی نداشتی، اما امروز میتونی یه جا ثبتش کنی، که من امروز شجاع بودم، من امروز قوی بودم، من امروز زمین نخوردم، من امروز این موفقیت رو کسب کردم، من امروز طبق برنامه پیش رفتم. ما قراره از خودمون جلوتر بزنیم نه از بقیه.
پس، خسته نباشی. امروز رو با لبخند تموم کن و فردا زیباتر بدرخش.
🍀💚
پس، خسته نباشی. امروز رو با لبخند تموم کن و فردا زیباتر بدرخش.
🍀💚
I sing myself
“행복이 뭐라고 생각하세요?” “그냥 어머니가 해주신 아보카도 비빔밥을 막 엄청 먹고” ‘아배부르다’ 하고 있는데 어머니가 그런 저를 보면서 웃어주시는 거요” Human of Seoul
- به نظرت خوشبختی یعنی چی؟
- یه وقتایی هست که مامانم درحالی که دارم بیبیمباب آواکادویی که خودش درست کرده رو میخورم و میگم ‘آه، سیر شدم’ نگاهم میکنه و لبخند میزنه. همچین چیزی برای من یعنی خوشبختی.
- یه وقتایی هست که مامانم درحالی که دارم بیبیمباب آواکادویی که خودش درست کرده رو میخورم و میگم ‘آه، سیر شدم’ نگاهم میکنه و لبخند میزنه. همچین چیزی برای من یعنی خوشبختی.
شاید بعضی از آدما انقد دنبال چیزای بزرگ رفتن و خوشبختی ای که باید رو بعدش پیدا نکردن حالا دنبال بهونه های کوچک خوشبختین. نه؟
کاش واقعا هر کسی یه ستاره داشت. مشخص هم بود کدوم مال توئه، میدونی؟ اینجوری شاید هر وقت احساس تنهایی میکردی سریع سرتو میگرفتی بالا و ستاره ت رو هنوز سر جاش میدیدی و نور تو دلت پررنگ تر میشد.
وقتی کودکستانی بودم اولین کراشم رو پیدا کردم، البته نمیدونم حسم دقیقا نسبت بهش چی بود ولی از بقیه بیشتر دوستش داشتم و هی میخواستم باهاش بازی کنم. خلاصه خواهرشم اونجا بود ولی با هم دوست نبودیم، حتی با هم تو یه مدرسه هم بودیم ولی نمیدونم طی چه فرآیندی یادم رفت که این خواهر همون پسره ست. چند روز پیش دیدمش و چند روز بعد فهمیدم این خواهر همونه :))
ولی داداششو ندیدم 🤔
ولی داداششو ندیدم 🤔
Forwarded from نگار🌊 (Negar)
به آسمان نگاه مى كردم و منتظر بودم باران بيايد، كه ببارد و روز سرانجام به پايان رسد.
ژان لوك لاگارس
ژان لوك لاگارس
امروز صبح زیر بارون هدفی که از ایجادش دو ماه بیشتر نگذشته بود رو خاک کردم. تو طول روز بارها بارون اومد و هی هدفم رو میدیدم که از زیر خاک داره میاد بیرون، دوباره دفنش میکردم.
امشب نمیتونم به خودم بلند بلند امید بدم که این امید مرد، ولی امیدهای دیگه ای هم اون بیرون منتظرتن.
فقط میگم که آفرین که دلت رو خوش نمیکنی الکی، که واقعیت همیشه بهتر از خیالات محاله.
حالا بخواب و فکر کن همچین چیزی اصلا وجود نداشته.
امشب نمیتونم به خودم بلند بلند امید بدم که این امید مرد، ولی امیدهای دیگه ای هم اون بیرون منتظرتن.
فقط میگم که آفرین که دلت رو خوش نمیکنی الکی، که واقعیت همیشه بهتر از خیالات محاله.
حالا بخواب و فکر کن همچین چیزی اصلا وجود نداشته.
Forwarded from جادوگر عوضی پاییزه (Rozhan)
پروردگارا،
خاک مسموم وجودم را چنان تیمار کن تا دگر بار دانه های امید و بیدهای آرزو، تا آسمان الفتت قد بکشند.
خاک مسموم وجودم را چنان تیمار کن تا دگر بار دانه های امید و بیدهای آرزو، تا آسمان الفتت قد بکشند.