لاک اسکرینم یه صفحه ی خط کشی شده ست که وسطش نوشته “힘내” که یعنی “قوی باش”
گذاشتمش که هر صبحی که دکمه پاور رو میزنم تا ساعت رو چک کنم چشمم بهش بیفته و قبل از اینکه هر آدمی بهم بگه، قوی باشم. یا وقتی میخوام از در محیط کار وارد بشم دوباره ساعت رو چک کنم این کلمه رو ببینم و بتونم با اتفاقاتی که تو طول روز میفته دست و پنجه نرم کنم. یا بعضی وقتا حتی شبا، که هر از چند گاهی خوابم نمیبره و ساعت رو چک میکنم با دیدن اون کلمه یادم بیفته که اون روز رو دووم آوردم و تا شبش پیش رفتم و فردا یه روز جدیده.
گذاشتمش که هر صبحی که دکمه پاور رو میزنم تا ساعت رو چک کنم چشمم بهش بیفته و قبل از اینکه هر آدمی بهم بگه، قوی باشم. یا وقتی میخوام از در محیط کار وارد بشم دوباره ساعت رو چک کنم این کلمه رو ببینم و بتونم با اتفاقاتی که تو طول روز میفته دست و پنجه نرم کنم. یا بعضی وقتا حتی شبا، که هر از چند گاهی خوابم نمیبره و ساعت رو چک میکنم با دیدن اون کلمه یادم بیفته که اون روز رو دووم آوردم و تا شبش پیش رفتم و فردا یه روز جدیده.
باید بخشی از خودم که با تو بود رو فراموش کنم تا بتونم دوباره یه روح بی خط و خش داشته باشم. فکر کنم.
I sing myself
“언제 제일 행복하세요?” “(여자) 맛있는 거 먹을 때요.” “(남자) 저는 얘 웃는거 볼 때요.” “(여자) 그럼 내가 뭐가돼. 저 바꿀게요. 오빠랑 맛있는 거 먹을 때로요.” Humans of Seoul
«چه موقع خوشبخت ترینین؟»
زن: وقتی یه چیز خوشمزه میخورم
مرد: وقتی خنده هاش رو میبینم
زن: یه کار کردی خودخواه به نظر بیام! نظرم عوض شد. وقتی با هم داریم یه چیز خوشمزه میخوریم.
زن: وقتی یه چیز خوشمزه میخورم
مرد: وقتی خنده هاش رو میبینم
زن: یه کار کردی خودخواه به نظر بیام! نظرم عوض شد. وقتی با هم داریم یه چیز خوشمزه میخوریم.
برگردیم به اون روزایی که با دارن شان و آرتمیس فاول و هوروویتس و رولد دال و تری دیری و لمونی اسنیکت شب میشد؟ حتی با مسخره بازیای آر.ال.استاین.
Forwarded from هنوز اسم نداره (گربه سان)
I often think about that final touch, the last thing you are going to experience as a living being.
That last smell, last sight, last taste, last touch.
Is the bed soft? Am I scared? Am I alone? Am I in pain? What's the last thing I'm going to feel? Anger? Relief? Sorrow?
Last smoke, when it's gonna be?
What's the brand? Is it something I love or I'm smoking it just because there's no other cigarette around?
At some point one song is going to be your last song, one smoke is going your last one, one book is going to be your last book.
Isn't it wonderful? Knowing these details in your last breath?
That last smell, last sight, last taste, last touch.
Is the bed soft? Am I scared? Am I alone? Am I in pain? What's the last thing I'm going to feel? Anger? Relief? Sorrow?
Last smoke, when it's gonna be?
What's the brand? Is it something I love or I'm smoking it just because there's no other cigarette around?
At some point one song is going to be your last song, one smoke is going your last one, one book is going to be your last book.
Isn't it wonderful? Knowing these details in your last breath?
Forwarded from I sing myself
There will come a time when everybody will know why, for what purpose, there is all this suffering, and there will be no more mysteries. But now we must live ... we must work, just work!
#AntonChekhov
#AntonChekhov