🔆 بومي سازی بیماری هلندی و تضعیف سیمرغ توسعه🔆
در حال حاضر، تب بورس بسیار شدید است و افراد زیادی نقدینگی خود را وارد بورس میکنند. بدون توجه به ماهیت این اتفاق و پیشفرضهای راستکارکردی بورس، توسعه بازار مالی، قوه ایستای سیمرغ توسعه را بهبود میبخشد اما این پیشفرضها و ماهیت چیست؟
نگاهی به اوضاع بازارهای مالی جهانی نشان میدهد که بازار سهام ایران در کنار بازار سهام کشورهایی مانند ونزوئلا و زمیباوه، بالاترین نرخ رشد را دارد! نکته مشترک این سه کشور چیست؟ تورم بالا. در واقع نگاه ریزبینانهتر به بورس نشان میدهد که در کنار سیاست دولت برای مدیریت نقدینگی به سمت بورس و با ابزارهایی نظیر آزادسازی سهام عدالت و عرضه بخشی از سهام شستا، تورم عاملی مهم در رونق شاخص بورس و افزایش گرایش به بورس است در حالی که طبق گفته یکی از مقامات بورس در اوایل اردیبهشتماه سال جاری، بررسی بیش از 400 شرکت بورسی دال بر عدم همخوانی بین رشد قیمت سهام با وضعیت فروش و سودآوری آنهاست! این گزاره، تامل جدی روی تحقق پیشفرضهای مهم فروش سهام شرکتهای بزرگ در بورس از جمله شفافیت و رابطه بین مالکیت و مدیریت را برجسته میسازد.
مهمترین نکته در ورود یک شرکت به بورس این است که مالکیت و مدیریت جدا میشود و از اینروی حاکمیت شرکتی و منافع سهامداران اقلیت مورد تهدید قرار میگیرد. در صورتی که برای تامین حقوق سهامداران اقلیت، سازوکاری وجود نداشته باشد، شفافیت و حاکمیت قانون، ضعیف باشد و حق آگاهی شهروندان، بهخصوص مالکان خرد، ضمانت اجرایی نداشته باشد آنگاه این فرایند خصوصیسازی فقط در ظاهر اتفاق میافتد و ممکن است مسیر مدیریت آن اصلاح نشود؛ ضمن اینکه معضل کژمنشی و کژگزینی در رابطه بین مالک و کارگزار (مدیران) نیز همواره فرصت بروز خواهد داشت.
در واقع، رونق بورس بدون تقویت بنیه تولید بدین معناست که نسخه جدیدی از بیماری هلندی ظهور کرده است که در قالب آن، همه از تورم سود مقطعی میبرند و با توجه به مشکلات بسیار زیاد در بخشهای تولیدی، درباره تداوم این رونق، تردید جدی وجود دارد؛ چون رونق ناشی از افزایش تولید یا رشد تولید ناخالص داخلی واقعی نیست! روند بدون مهار تورم و بازی سوداگرانه با قوانین برای انتشار اطلاعاتی برای محدودیت واردات و سپس گرانکردن کالاها، گرانی مستمر و بدون توقف کالاها از جمله مصادیق این رونق کاذب است. در واقع، بخش مالی سوار یک موج تورم شده و سودی که از این مسیر برای خردهسرمایهگذاران به دست میآید نیز صرف پوشش افزایش مستمر قیمت میشود!
افزون بر این، اگر شرکتهای بورسی، دچار مشکل شوند آنگاه سهامداران، فقط مالک چند برگ کاغذ خواهند بود مگر اینکه برای تقویت بنیه تولید نیز فکری شود و سرمایه مالی به رقیبی برای سرمایه واقعی (مولد و بخش تولیدی) تبدیل نگردد. بهویژه در شرایطی که سناریوهای کاهش تحریمهای بینالمللی، احتمال بسیار اندکی دارند، دغدغه این شرکتها و شرکتهای زیرمجموعه آنها فقط تامین منابع مالی نیست و کل فرایند عملیاتی آنها در معرض ریسک عملیاتی ناشی از عدم امکان انجام سرمایهگذاریها، مبادلات و عقد قراردادهای کاری لازم قرار دارد که به مروز زمان، جدیتر میشود. اما اگر به عنوان یک سناریوی بدیل، سهام برخی از شرکتهای کوچک و زیرمجموعه شرکتهای مادر یا هولدینگ، در ابتدا عرضه میشد تا هم مساله تامین مالی حل شود و هم سهم بیشتری به افراد تعلق یابد آنگاه تا زمان تامین پیشنیازهای کلیدی در بلندمدت، روند خصوصیسازی و مشارکت عمومی نیز به صورت جدیتری تحقق مییافت. بنابراین انتقال مالکیت بدون انتقال مدیریت یا حفظ سهم پررنگ از مدیریت (به صورت صریح یا ضمنی) یا تضمین سهام اقلیت، امکان تامین مالی موقتی برای دولت را فراهم میسازد اما تحقق ارزش انتظاری خریداران سهام در بلندمدت، محل تردید است.
📌منبع : گزارشهای سیمرغ توسعه/ اندیشگاه طرح هزاره پاسارگاد
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
Https://t.me/isiew
در حال حاضر، تب بورس بسیار شدید است و افراد زیادی نقدینگی خود را وارد بورس میکنند. بدون توجه به ماهیت این اتفاق و پیشفرضهای راستکارکردی بورس، توسعه بازار مالی، قوه ایستای سیمرغ توسعه را بهبود میبخشد اما این پیشفرضها و ماهیت چیست؟
نگاهی به اوضاع بازارهای مالی جهانی نشان میدهد که بازار سهام ایران در کنار بازار سهام کشورهایی مانند ونزوئلا و زمیباوه، بالاترین نرخ رشد را دارد! نکته مشترک این سه کشور چیست؟ تورم بالا. در واقع نگاه ریزبینانهتر به بورس نشان میدهد که در کنار سیاست دولت برای مدیریت نقدینگی به سمت بورس و با ابزارهایی نظیر آزادسازی سهام عدالت و عرضه بخشی از سهام شستا، تورم عاملی مهم در رونق شاخص بورس و افزایش گرایش به بورس است در حالی که طبق گفته یکی از مقامات بورس در اوایل اردیبهشتماه سال جاری، بررسی بیش از 400 شرکت بورسی دال بر عدم همخوانی بین رشد قیمت سهام با وضعیت فروش و سودآوری آنهاست! این گزاره، تامل جدی روی تحقق پیشفرضهای مهم فروش سهام شرکتهای بزرگ در بورس از جمله شفافیت و رابطه بین مالکیت و مدیریت را برجسته میسازد.
مهمترین نکته در ورود یک شرکت به بورس این است که مالکیت و مدیریت جدا میشود و از اینروی حاکمیت شرکتی و منافع سهامداران اقلیت مورد تهدید قرار میگیرد. در صورتی که برای تامین حقوق سهامداران اقلیت، سازوکاری وجود نداشته باشد، شفافیت و حاکمیت قانون، ضعیف باشد و حق آگاهی شهروندان، بهخصوص مالکان خرد، ضمانت اجرایی نداشته باشد آنگاه این فرایند خصوصیسازی فقط در ظاهر اتفاق میافتد و ممکن است مسیر مدیریت آن اصلاح نشود؛ ضمن اینکه معضل کژمنشی و کژگزینی در رابطه بین مالک و کارگزار (مدیران) نیز همواره فرصت بروز خواهد داشت.
در واقع، رونق بورس بدون تقویت بنیه تولید بدین معناست که نسخه جدیدی از بیماری هلندی ظهور کرده است که در قالب آن، همه از تورم سود مقطعی میبرند و با توجه به مشکلات بسیار زیاد در بخشهای تولیدی، درباره تداوم این رونق، تردید جدی وجود دارد؛ چون رونق ناشی از افزایش تولید یا رشد تولید ناخالص داخلی واقعی نیست! روند بدون مهار تورم و بازی سوداگرانه با قوانین برای انتشار اطلاعاتی برای محدودیت واردات و سپس گرانکردن کالاها، گرانی مستمر و بدون توقف کالاها از جمله مصادیق این رونق کاذب است. در واقع، بخش مالی سوار یک موج تورم شده و سودی که از این مسیر برای خردهسرمایهگذاران به دست میآید نیز صرف پوشش افزایش مستمر قیمت میشود!
افزون بر این، اگر شرکتهای بورسی، دچار مشکل شوند آنگاه سهامداران، فقط مالک چند برگ کاغذ خواهند بود مگر اینکه برای تقویت بنیه تولید نیز فکری شود و سرمایه مالی به رقیبی برای سرمایه واقعی (مولد و بخش تولیدی) تبدیل نگردد. بهویژه در شرایطی که سناریوهای کاهش تحریمهای بینالمللی، احتمال بسیار اندکی دارند، دغدغه این شرکتها و شرکتهای زیرمجموعه آنها فقط تامین منابع مالی نیست و کل فرایند عملیاتی آنها در معرض ریسک عملیاتی ناشی از عدم امکان انجام سرمایهگذاریها، مبادلات و عقد قراردادهای کاری لازم قرار دارد که به مروز زمان، جدیتر میشود. اما اگر به عنوان یک سناریوی بدیل، سهام برخی از شرکتهای کوچک و زیرمجموعه شرکتهای مادر یا هولدینگ، در ابتدا عرضه میشد تا هم مساله تامین مالی حل شود و هم سهم بیشتری به افراد تعلق یابد آنگاه تا زمان تامین پیشنیازهای کلیدی در بلندمدت، روند خصوصیسازی و مشارکت عمومی نیز به صورت جدیتری تحقق مییافت. بنابراین انتقال مالکیت بدون انتقال مدیریت یا حفظ سهم پررنگ از مدیریت (به صورت صریح یا ضمنی) یا تضمین سهام اقلیت، امکان تامین مالی موقتی برای دولت را فراهم میسازد اما تحقق ارزش انتظاری خریداران سهام در بلندمدت، محل تردید است.
📌منبع : گزارشهای سیمرغ توسعه/ اندیشگاه طرح هزاره پاسارگاد
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
Https://t.me/isiew
Telegram
مدرسه اقتصاد نهادگرا
آشنایی با اقتصاد نهادی و تحلیل های نهادی اقتصاد ایران
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
📚 انتشارات نهادگرا وابسته به موسسه مطالعات دین و اقتصاد منتشر میکند
📑نشر نهادگرا/ هم گام با مطالعات توسعه
🖋 ترجمه: علی خالندی
🖋ویراستاری علمی: عباس منوچهری، نسیبه بهزادیان نژاد
📍با مقدمه فرشاد مومنی
هم گام با مطالعات توسعه| واندانا دسای، رابرت ب.پارتر
📲برای تهیه کتاب به تلگرام و یا واتس آپ شماره 09228574572 پیغام دهید.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
@isiew
📑نشر نهادگرا/ هم گام با مطالعات توسعه
🖋 ترجمه: علی خالندی
🖋ویراستاری علمی: عباس منوچهری، نسیبه بهزادیان نژاد
📍با مقدمه فرشاد مومنی
هم گام با مطالعات توسعه| واندانا دسای، رابرت ب.پارتر
📲برای تهیه کتاب به تلگرام و یا واتس آپ شماره 09228574572 پیغام دهید.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
@isiew
🔴حمایت از گروههای آسیب پذیر با استفاده از مزایای اضطراری
برای کاهش تأثیرات اجتماعی بحران کرونا، تعداد قابل توجهی از کشورها، موضوع نقل و انتقالات نقدی موقت به گروەهای جمعیتی در فقر یا در معرض خطر را عنوان کردەاند. این پرداخت ها به نیازهای خاص این گروەهای آسیب پذیر که بلافاصله تحت تأثیر کاهش فرصت های شغلی یا درآمد ناشی از بحران قرار گرفتهاند پاسخ داده است.
علاوه بر حمایت از خانواده های کم درآمد ، پرداختهای مذکور در جهت کمک به کودکان، کارمندان بخش غیررسمی یا افراد مسن با درآمد بازنشستگی کم یا فاقد درآمد، انجام شده است.
📎متن کامل این خبر را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3fHGeox
👈با مدرسه اقتصادنهادگرا همواه شويد .
@isiew
برای کاهش تأثیرات اجتماعی بحران کرونا، تعداد قابل توجهی از کشورها، موضوع نقل و انتقالات نقدی موقت به گروەهای جمعیتی در فقر یا در معرض خطر را عنوان کردەاند. این پرداخت ها به نیازهای خاص این گروەهای آسیب پذیر که بلافاصله تحت تأثیر کاهش فرصت های شغلی یا درآمد ناشی از بحران قرار گرفتهاند پاسخ داده است.
علاوه بر حمایت از خانواده های کم درآمد ، پرداختهای مذکور در جهت کمک به کودکان، کارمندان بخش غیررسمی یا افراد مسن با درآمد بازنشستگی کم یا فاقد درآمد، انجام شده است.
📎متن کامل این خبر را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3fHGeox
👈با مدرسه اقتصادنهادگرا همواه شويد .
@isiew
www.ssor.ir
: COVID-19 حمایت از گروه های آسیب پذیر با استفاده از مزایای اضطراری
Forwarded from انتشارات نهادگرا
📖 برشی از کتاب بزرگ زیباست / اسطوره زدایی از کسب و کارهای کوچک
📕 نویسندگان کتاب حاضر استدلال میکنند که کسب و کارهای کوچک بسیاری از کارکردهایی که مدتهاست تبلیغ مینمایند را ندارند. در واقع کسب و کارهای کوچک نه عامل رفاه هستند، نه مبنای دموکراسی، نه مولد شغل فراوان و نه تاثیر چندانی بر نوآوری و در نهایت نه بهرهوری مناسبی دارند. آنها با تکیه بر شواهد آماری در اقصی نقاط دنیا بیان میدارند:
چه چیزی میتواند همبستگی قابلتوجه میان پنج عامل بهظاهر غیر مرتبط در میان کشورها یعنی نرخهای خوداشتغالی، درآمد سرانه، ترکیب و نوع صادرات، نابرابری درآمدی و نرخهای استارت آپ را توضیح دهد؟ جواب کسبوکار بزرگ است.
#بزرگ_زیباست | رابرت اتکینسون، مایکل لیند
📍نشر نهادگرا/ بزرگ زیباست/ ترجمه: حمید پاداش، علی نیکو نسبتی، بهمن خداپناه / قیمت: شصت هزارتومان
📍برای تهیه کتاب به تلگرام و یا واتس آپ شماره 09228574572 پیغام دهید
🆔 @nashr_nahadgara
🆔 @dinoeqtesad
📕 نویسندگان کتاب حاضر استدلال میکنند که کسب و کارهای کوچک بسیاری از کارکردهایی که مدتهاست تبلیغ مینمایند را ندارند. در واقع کسب و کارهای کوچک نه عامل رفاه هستند، نه مبنای دموکراسی، نه مولد شغل فراوان و نه تاثیر چندانی بر نوآوری و در نهایت نه بهرهوری مناسبی دارند. آنها با تکیه بر شواهد آماری در اقصی نقاط دنیا بیان میدارند:
چه چیزی میتواند همبستگی قابلتوجه میان پنج عامل بهظاهر غیر مرتبط در میان کشورها یعنی نرخهای خوداشتغالی، درآمد سرانه، ترکیب و نوع صادرات، نابرابری درآمدی و نرخهای استارت آپ را توضیح دهد؟ جواب کسبوکار بزرگ است.
#بزرگ_زیباست | رابرت اتکینسون، مایکل لیند
📍نشر نهادگرا/ بزرگ زیباست/ ترجمه: حمید پاداش، علی نیکو نسبتی، بهمن خداپناه / قیمت: شصت هزارتومان
📍برای تهیه کتاب به تلگرام و یا واتس آپ شماره 09228574572 پیغام دهید
🆔 @nashr_nahadgara
🆔 @dinoeqtesad
به كدام كشورها بدون رواديد مي توان سفر كرد؟
منبع: مردم سالاري
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشيد
@isiew
منبع: مردم سالاري
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشيد
@isiew
قدرت های بزرگ لوطی محله نیستند‼️ دکتر فرشاد مومنی:
📌حواسمان باید باشد که برای قدرتهای بزرگ به طور خاص و تمام کشورها بطور عام، متحد استراتژیک کشورشان منافع ملی آنها است. اینکه انتظاراتی از کسانی داریم که سابق بر این از لوطیهای محله داشتیم درست نیست. باید توجه داشت که هیچ کشوری لوطی محله نیست. آنها بو میکشند تا به جایی بروند که منافع ملی در آنجا باشد و در این زمینه چینیها از آلمانیها، فرانسویها، انگلیسیها و آمریکاییها چیزی کم ندارند. بنابراین نباید سهل انگارانه با این موضوع برخورد کنیم این که بخواهیم کشوری برای ما فداکاری کند در دنیای واقعی اصلا از این خبرها نیست. و ما باید اصل همه کارها را بر اتکا به سرمایههای انسانی و مادی خود بگذاریم و در جهت اعتلای آنها سرمایه گذاری کنیم.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشید
@isiew
📌حواسمان باید باشد که برای قدرتهای بزرگ به طور خاص و تمام کشورها بطور عام، متحد استراتژیک کشورشان منافع ملی آنها است. اینکه انتظاراتی از کسانی داریم که سابق بر این از لوطیهای محله داشتیم درست نیست. باید توجه داشت که هیچ کشوری لوطی محله نیست. آنها بو میکشند تا به جایی بروند که منافع ملی در آنجا باشد و در این زمینه چینیها از آلمانیها، فرانسویها، انگلیسیها و آمریکاییها چیزی کم ندارند. بنابراین نباید سهل انگارانه با این موضوع برخورد کنیم این که بخواهیم کشوری برای ما فداکاری کند در دنیای واقعی اصلا از این خبرها نیست. و ما باید اصل همه کارها را بر اتکا به سرمایههای انسانی و مادی خود بگذاریم و در جهت اعتلای آنها سرمایه گذاری کنیم.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشید
@isiew
🔴 موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار میکند:
🎙 سخنرانی دکتر محمود صادقی و دکتر فرشاد مومنی
◀️ تحت عنوان : ارزیابی لایحه دولت با عنوان مقابله با فساد و ارتقا نظام اداری- مالی
🕑 سخنرانی روز پنج شنبه ۲ مرداد از ساعت ۱۴ الی ۱۵:۳۰ به صورت لایو و از طریق پیج اینستاگرام موسسه دین و اقتصاد برگزار خواهد شد.
📌جهت حضور آنلاین در سخنرانی لینک زیر را دنبال کنید
https://www.instagram.com/p/CC7xmvrprK1/?igshid=1hwlgntxwmkoi
آدرس پیج اینستاگرام موسسه مطالعات دین و اقتصاد:
🆔 din_o_eqtesad
👈با مدرسه اقتصادنهادگرا همراه شويد.
@isiew
🎙 سخنرانی دکتر محمود صادقی و دکتر فرشاد مومنی
◀️ تحت عنوان : ارزیابی لایحه دولت با عنوان مقابله با فساد و ارتقا نظام اداری- مالی
🕑 سخنرانی روز پنج شنبه ۲ مرداد از ساعت ۱۴ الی ۱۵:۳۰ به صورت لایو و از طریق پیج اینستاگرام موسسه دین و اقتصاد برگزار خواهد شد.
📌جهت حضور آنلاین در سخنرانی لینک زیر را دنبال کنید
https://www.instagram.com/p/CC7xmvrprK1/?igshid=1hwlgntxwmkoi
آدرس پیج اینستاگرام موسسه مطالعات دین و اقتصاد:
🆔 din_o_eqtesad
👈با مدرسه اقتصادنهادگرا همراه شويد.
@isiew
🔶امکانناپذیری کنترل تورم بدون انباشت سرمایه قوی
🖋علی دینی ترکمانی
تورم ساختاری همراه با رکود جدی، ناشی از عملکرد بسیار ضعیف فرایند انباشت سرمایه و رشد اقتصادی در چهار دههی گذشته است. این تورم ساختاری همراه با انتظارات تورمی ناشی از شرایط جنگی و شبه جنگی موجب افزایش نرخ دلار (و طلا) میشود. افزایش نرخ دلار، از طریق ساز و کار شاخصبندی نرخ ارز با قیمتها و دستمزدها، خود، موجب تشدید تورم از این محل میشود.
عملکرد ضعیف انباشت سرمایه در بخش واقعی اقتصاد، موجب تبدیل شدن بازارهای مالی و مستغلات به موتور مکنده جذب نقدینگی میشود. این نیز از طریق دمیدن به تنور قیمت مستغلات و افزایش قیمت آن، تورم را به سهم خود، تشدید میکند.
دولت و بانک مرکزی با استفاده از چند سیاست مکمل هم در پی کنترل تورم هستند. سیاست اول، "هدایت نقدینگی" به بازار بورس است. سیاست دوم، فروش اوراق بدهی است. سیاست سوم، کاهش نرخ سود بانکی است؛ و سیاست چهارم، فروش اموال مازاد مستغلاتی دولت و نهادهای عمومی حاکمیتی به ارزش برآورد شده حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان است.
آیا امیدی به این اقدامات در کنترل تورم هست؟ در غیاب انباشت سرمایه قوی، پاسخ منفی است.
اولا، هر چند با رونق بازار بورس و جذب بخشی از نقدینگی جاری در اقتصاد امکان تعدیل فشار تقاضا در سایر بازارها وجود دارد، اما، تاثیر آن بر تورم در میانمدت تحت تاثیر برآیند دو متغیر "اثر ثروت" و رابطهی میان بازار ثانویه سهام و بازار اولیه آن است.
افزایش ارزش صاحبان دارایی سهامداران به معنای رشد ثروت آنان و در نتیجه ایجاد تقاضا برای کالاها و خدمات از این محل هست. به بیانی سادهتر، به ازای گردش مالی و سودی که در بازار بورس بوجود میآید تقاضایی هم برای کالاها و خدمات در بخش حقیقی خلق میشود. اگر، بخش غیرمالی یا حقیقی (واقعی) اقتصاد، توانایی تامین این تقاضا به علاوهی تقاضایی که از محل این بخش ایجاد میشود را نداشته باشد، در اینصورت، فشارهای تورمی بوجود می آید.
بخش حقیقی اقتصاد زمانی میتواند این تقاضا را پاسخ بدهد که رشدی خوب داشته باشد. رشد سالهای ۹۷ و ۹۸ منفی بوده و سال جاری نیز منفی است. نه تنها از رشد خوب خبری نیست که از حداقل رشد نیز نشانهای دیده نمیشود.
به این اعتبار، رشد بازار ثانویه سهام نمیتواند به معنای رشد بازار اولیه همراه با انباشت سرمایه باشد. یعنی منابع حاصله از فروش اولیه سهام به احتمال زیاد صرف تامین هزینههای جاری و جبران استهلاک سرمایه میشود. در نتیجه، باید انتظار افزایش شکاف میان منحنی های عرضه و تقاضای کل و تشدید تورم از محل اثر ثروت را داشت.
ثانیا، رشد منفی سرمایه گذاری خالص در سال ۱۳۹۸ دالّ بر این است که حتی به میزان جبران استهلاک سرمایه، سرمایهگذاری صورت نگرفته است. این نشاندهندهی رکود عمیق ناشی از افت شدید درآمدهای ارزی نفتی و تبدیل بودجهی دولت به بودجه صرفا مصرفی از سویی و افزایش شدید نااطمینانی به آینده و افت شدید سرمایهگذاری بخش خصوصی از سوی دیگر است.
در این شرایط، به نظر میرسدکاهش نرخ سود بانکی، از منظر اثرگذاری بر سرمایهگذاری و بخش حقیقی اقتصاد، نمیتواند چندان کارساز باشد. رابطهی میان نرخ سود بانکی و سرمایه گذاری، بخاطر تنشهای سیاسیِ بسیار بالا و نااطمینانیِ زیاد به آینده، ضعیف است (به زبان اقتصادی کشش سرمایهگذاری نسبت به نرخ بهره بسیار کم است). بنابراین، از این محل، نیز انتظار به حرکت درآمدن چرخ سرمایه گذاری موجّه به نظر نمیرسد.
ثالثا، تلاش برای پوشش کسری بودجه دولت از طریق فروش اوراق بدهی، در صورت تحقق هدف، موجب تشدید رکود خواهد شد. چرخ سرمایهگذاری در بخش حقیقی اقتصاد را بیش از پیش در باتلاق رکود فرو خواهد برد. در نتیجه، بدلیل همزاد بودن تورم با رکود در اقتصاد ایران، تعمیق رکود، در معنای کوچکتر شدن منحنی عرضه کل، میتواند تاثیر تورمی هم داشته باشد.
رابعا، عرضهی داراییهای مستغلاتی دولت و نهادهای عمومی میتواند این تصویر را تا حدی تغییر دهد به این شرط مهم که منابع حاصله از این محل تبدیل به انباشت سرمایه با بهره وری بالا و رشد قوی بشود. با عرضه مستغلات، انتظار میرود که قیمت مستغلات به عنوان بخش غیرقابل مبادله و با وزن بیش از ۳۰ درصدی در شاخص کل تورم، تورم را تا حدی کنترل کند. اما، اگر منابع مالی از این محل به انباشت سرمایه تبدیل نشوند، داستان رابطهی میان بازار ثانویه و بازار اولیهِ معطوف به انباشت سرمایه، در اینجا تکرار میشود.
رشد بخش حقیقی مستغلاتی بدون رشد بخش حقیقی قابل مبادله (صنعت و کشاورزی و صنعت - خدمات)، به معنای افزایش فشارهای تورمی و کاهش شاخص نرخ واقعی ارز است.
📌خلاصه کلام. اصل بحث بر سر فرآیند انباشت سرمایه در بخش حقیقی قابل مبادله است.
👈با كانال مدرسه اقتصادنهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
🖋علی دینی ترکمانی
تورم ساختاری همراه با رکود جدی، ناشی از عملکرد بسیار ضعیف فرایند انباشت سرمایه و رشد اقتصادی در چهار دههی گذشته است. این تورم ساختاری همراه با انتظارات تورمی ناشی از شرایط جنگی و شبه جنگی موجب افزایش نرخ دلار (و طلا) میشود. افزایش نرخ دلار، از طریق ساز و کار شاخصبندی نرخ ارز با قیمتها و دستمزدها، خود، موجب تشدید تورم از این محل میشود.
عملکرد ضعیف انباشت سرمایه در بخش واقعی اقتصاد، موجب تبدیل شدن بازارهای مالی و مستغلات به موتور مکنده جذب نقدینگی میشود. این نیز از طریق دمیدن به تنور قیمت مستغلات و افزایش قیمت آن، تورم را به سهم خود، تشدید میکند.
دولت و بانک مرکزی با استفاده از چند سیاست مکمل هم در پی کنترل تورم هستند. سیاست اول، "هدایت نقدینگی" به بازار بورس است. سیاست دوم، فروش اوراق بدهی است. سیاست سوم، کاهش نرخ سود بانکی است؛ و سیاست چهارم، فروش اموال مازاد مستغلاتی دولت و نهادهای عمومی حاکمیتی به ارزش برآورد شده حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان است.
آیا امیدی به این اقدامات در کنترل تورم هست؟ در غیاب انباشت سرمایه قوی، پاسخ منفی است.
اولا، هر چند با رونق بازار بورس و جذب بخشی از نقدینگی جاری در اقتصاد امکان تعدیل فشار تقاضا در سایر بازارها وجود دارد، اما، تاثیر آن بر تورم در میانمدت تحت تاثیر برآیند دو متغیر "اثر ثروت" و رابطهی میان بازار ثانویه سهام و بازار اولیه آن است.
افزایش ارزش صاحبان دارایی سهامداران به معنای رشد ثروت آنان و در نتیجه ایجاد تقاضا برای کالاها و خدمات از این محل هست. به بیانی سادهتر، به ازای گردش مالی و سودی که در بازار بورس بوجود میآید تقاضایی هم برای کالاها و خدمات در بخش حقیقی خلق میشود. اگر، بخش غیرمالی یا حقیقی (واقعی) اقتصاد، توانایی تامین این تقاضا به علاوهی تقاضایی که از محل این بخش ایجاد میشود را نداشته باشد، در اینصورت، فشارهای تورمی بوجود می آید.
بخش حقیقی اقتصاد زمانی میتواند این تقاضا را پاسخ بدهد که رشدی خوب داشته باشد. رشد سالهای ۹۷ و ۹۸ منفی بوده و سال جاری نیز منفی است. نه تنها از رشد خوب خبری نیست که از حداقل رشد نیز نشانهای دیده نمیشود.
به این اعتبار، رشد بازار ثانویه سهام نمیتواند به معنای رشد بازار اولیه همراه با انباشت سرمایه باشد. یعنی منابع حاصله از فروش اولیه سهام به احتمال زیاد صرف تامین هزینههای جاری و جبران استهلاک سرمایه میشود. در نتیجه، باید انتظار افزایش شکاف میان منحنی های عرضه و تقاضای کل و تشدید تورم از محل اثر ثروت را داشت.
ثانیا، رشد منفی سرمایه گذاری خالص در سال ۱۳۹۸ دالّ بر این است که حتی به میزان جبران استهلاک سرمایه، سرمایهگذاری صورت نگرفته است. این نشاندهندهی رکود عمیق ناشی از افت شدید درآمدهای ارزی نفتی و تبدیل بودجهی دولت به بودجه صرفا مصرفی از سویی و افزایش شدید نااطمینانی به آینده و افت شدید سرمایهگذاری بخش خصوصی از سوی دیگر است.
در این شرایط، به نظر میرسدکاهش نرخ سود بانکی، از منظر اثرگذاری بر سرمایهگذاری و بخش حقیقی اقتصاد، نمیتواند چندان کارساز باشد. رابطهی میان نرخ سود بانکی و سرمایه گذاری، بخاطر تنشهای سیاسیِ بسیار بالا و نااطمینانیِ زیاد به آینده، ضعیف است (به زبان اقتصادی کشش سرمایهگذاری نسبت به نرخ بهره بسیار کم است). بنابراین، از این محل، نیز انتظار به حرکت درآمدن چرخ سرمایه گذاری موجّه به نظر نمیرسد.
ثالثا، تلاش برای پوشش کسری بودجه دولت از طریق فروش اوراق بدهی، در صورت تحقق هدف، موجب تشدید رکود خواهد شد. چرخ سرمایهگذاری در بخش حقیقی اقتصاد را بیش از پیش در باتلاق رکود فرو خواهد برد. در نتیجه، بدلیل همزاد بودن تورم با رکود در اقتصاد ایران، تعمیق رکود، در معنای کوچکتر شدن منحنی عرضه کل، میتواند تاثیر تورمی هم داشته باشد.
رابعا، عرضهی داراییهای مستغلاتی دولت و نهادهای عمومی میتواند این تصویر را تا حدی تغییر دهد به این شرط مهم که منابع حاصله از این محل تبدیل به انباشت سرمایه با بهره وری بالا و رشد قوی بشود. با عرضه مستغلات، انتظار میرود که قیمت مستغلات به عنوان بخش غیرقابل مبادله و با وزن بیش از ۳۰ درصدی در شاخص کل تورم، تورم را تا حدی کنترل کند. اما، اگر منابع مالی از این محل به انباشت سرمایه تبدیل نشوند، داستان رابطهی میان بازار ثانویه و بازار اولیهِ معطوف به انباشت سرمایه، در اینجا تکرار میشود.
رشد بخش حقیقی مستغلاتی بدون رشد بخش حقیقی قابل مبادله (صنعت و کشاورزی و صنعت - خدمات)، به معنای افزایش فشارهای تورمی و کاهش شاخص نرخ واقعی ارز است.
📌خلاصه کلام. اصل بحث بر سر فرآیند انباشت سرمایه در بخش حقیقی قابل مبادله است.
👈با كانال مدرسه اقتصادنهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
Telegram
مدرسه اقتصاد نهادگرا
آشنایی با اقتصاد نهادی و تحلیل های نهادی اقتصاد ایران
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
🔴 نرخ بیکاری در بهار کرونایی 1399 از 10.9 درصد به 9.8 درصد کاهش یافت!
🖋 علي چشمي
مرکز آمار ایران در سه گام، نرخ بیکاری را با وجود کرونا و رکود اقتصادی کاهش داده:
📌گام یک
با این که جمعیت 15 ساله و بیشتر از 61 میلیون و 415 هزار تن به 62 میلیون و 182 هزار تن افزایش یافته یعنی 767 هزار تن، اما جمعیت فعال از 27 میلیون و 460 هزار تن به 25 میلیون 467 هزار نفر کاهش یافته یعنی 1 میلیون 992 هزار تن.
📌گام دوم
جمعیت شاغل از 24 میلیون 461 هزا نفر به 22 میلیون و 962 هزار تن کاهش یافته. یعنی 1 میلیون و 500 هزار نفر شغلشون رو از دست دادند.
📌گام سوم
کل جمعیت شاغل (که 1.5 میلیون کاهش یافته) را وقتی از کل جمعیت فعال (که تقریبا 2 میلیون کاهش یافته) کسر کنیم نشان میدهد که کل بیکاران 500 هزار نفر کم شده پس نرخ بیکاری نیز 1.1 درصد کم شده
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد .
@isiew
🖋 علي چشمي
مرکز آمار ایران در سه گام، نرخ بیکاری را با وجود کرونا و رکود اقتصادی کاهش داده:
📌گام یک
با این که جمعیت 15 ساله و بیشتر از 61 میلیون و 415 هزار تن به 62 میلیون و 182 هزار تن افزایش یافته یعنی 767 هزار تن، اما جمعیت فعال از 27 میلیون و 460 هزار تن به 25 میلیون 467 هزار نفر کاهش یافته یعنی 1 میلیون 992 هزار تن.
📌گام دوم
جمعیت شاغل از 24 میلیون 461 هزا نفر به 22 میلیون و 962 هزار تن کاهش یافته. یعنی 1 میلیون و 500 هزار نفر شغلشون رو از دست دادند.
📌گام سوم
کل جمعیت شاغل (که 1.5 میلیون کاهش یافته) را وقتی از کل جمعیت فعال (که تقریبا 2 میلیون کاهش یافته) کسر کنیم نشان میدهد که کل بیکاران 500 هزار نفر کم شده پس نرخ بیکاری نیز 1.1 درصد کم شده
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد .
@isiew
Telegram
attach 📎
‼️ بانک جهانی درباره فقر ناشی از کرونا در شرق آسیا هشدار داد
🔸بانک جهانی درباره تبعات اقتصادی شیوع کرونای ۲۰۱۹ در شرق آسیا و منطقه اقیانوس آرام هشدار داده و گفته حدود ۲۴ میلیون نفر در این منطقه نخواهند توانست خود را از فقر نجات دهند.
🔸در گزارش بانک جهانی به افراد "آسیبپذیر" اشاره شده که برای امرار معاش به صنایعی وابسته هستند که شیوع این ویروس تحت تاثیر قرار داده؛ بعنوان مثال صنعت توریسم در تایلند و یا بخشهای تولیدی در ویتنام و کامبوج.
🔸در این گزارش آمده "بنظر میرسد دشواری بارز اقتصادی در تمام کشورها قابل اجتناب نباشد" و دو سناریو مطرح شده، در سناریوی اول ممکن است در این منطقه ۲۴ میلیون نفر نتوانند خود را از فقر رها کنند و در سناریوی دوم، بدترین حالت، حدود ۳۵ میلیون نفر ممکن است در فقر بمانند که ۲۵ میلیون نفرشان در چین هستند.
🔸خط فقر بر اساس دستمزد روزانه ۵/۵ دلار یا کمتر تعیین شده است.
منبع: روزنامه ارمغان بيداري
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
🔸بانک جهانی درباره تبعات اقتصادی شیوع کرونای ۲۰۱۹ در شرق آسیا و منطقه اقیانوس آرام هشدار داده و گفته حدود ۲۴ میلیون نفر در این منطقه نخواهند توانست خود را از فقر نجات دهند.
🔸در گزارش بانک جهانی به افراد "آسیبپذیر" اشاره شده که برای امرار معاش به صنایعی وابسته هستند که شیوع این ویروس تحت تاثیر قرار داده؛ بعنوان مثال صنعت توریسم در تایلند و یا بخشهای تولیدی در ویتنام و کامبوج.
🔸در این گزارش آمده "بنظر میرسد دشواری بارز اقتصادی در تمام کشورها قابل اجتناب نباشد" و دو سناریو مطرح شده، در سناریوی اول ممکن است در این منطقه ۲۴ میلیون نفر نتوانند خود را از فقر رها کنند و در سناریوی دوم، بدترین حالت، حدود ۳۵ میلیون نفر ممکن است در فقر بمانند که ۲۵ میلیون نفرشان در چین هستند.
🔸خط فقر بر اساس دستمزد روزانه ۵/۵ دلار یا کمتر تعیین شده است.
منبع: روزنامه ارمغان بيداري
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
Telegram
مدرسه اقتصاد نهادگرا
آشنایی با اقتصاد نهادی و تحلیل های نهادی اقتصاد ایران
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
🔷معماي دولتهاي دوم
✍🏼 علي چشمي
📌 شاخصهايي مانند نقدينگي، تورم، بيكاري، نرخ ارز، رشد اقتصادي و... در دو دوره يك رئیسجمهور، اعداد و ارقام متفاوتي داشته است. جز دولت دوم آقاي خاتمي، دولت دوم تمام روساي جمهور ايران عملكرد ضعيفتري نسبت به دولتهاي اول خود داشتهاند.
به عنوان مثال در دولتهاي دوم (به جز اصلاحات) شاهد جهشهاي ارز و تورم بالا بودهايم. به نظر ميرسد، دليل اين شرايط را بايد در عملكرد اقتصاد سياسي حاكم بر اين دورهها مشاهده كرد. براي ناكامي دوره دوم 3 دولت پس از انقلاب ميتوان 4 دلیل را برشمرد كه سياسي هستند اما تاثيرات بسيار زيادي بر اقتصاد دارند.
1⃣ دليل اول اين است كه بروكرواتها يا مديران مياني كه در دولتها مشغول به كار ميشوند چون ميدانند دور دوم دولتها در واقع آخرين دور حضور آنها در قدرت است، ممكن است با روشهاي گوناگون نظم سياسي و در نهايت اقتصادي دولت را تغيير دهند و به شدت در جهت كاركردهاي رانتي از فرصت باقي مانده، استفاده كنند.
2⃣ دليل ديگر اين است كه سال آخر دولتها، دورهاي است كه فشار از جانب منتقدان عملكرد دولتها كه عمدتا تجميع شده در «دولت در سايه» هستند؛ بر بخش دموكراتيك كشور كه همان رييسجمهور است، بيشتر ميشود و دخالتهاي نيروهاي بازدارنده در انتخاب وزرا و كابينه در دور دوم بيشتر ميشود. اين روند موجب ميشود تا اختيارات رييسجمهور در عمل كمتر شود.
3⃣ دليل سوم نيز روابط خارجي است. به صورت اتفاقي مشاهده ميشود در دور دوم روساي جمهور پس از جنگ، شرايط ديپلماسي كشور دگرگون شده است. در دور دوم رياستجمهوري مرحوم هاشمي، حاشيههايي در خصوص دادگاه ميكونوس شكل گرفت كه بر روابط اقتصادي ايران با اروپاييها تاثير گذاشت. در دور دوم دولتهاي آقايان خاتمي و احمدينژاد نيز مسائلي همچون انرژي هستهاي و اعمال شديدترين تحريمها و به تبع آن كاهش يا قطع همكاري بسياري از كشورها با ايران را شاهد بوديم.
4⃣ دليل ديگر، نبود احزاب متشكل و تاثيرگذار در جغرافياي سياسي-اقتصادي كشور است. به عنوان مثال اگر رييسجمهوري نتايج قابل قبولي كسب نكند به وجهه خودش و سرمايههاي اجتماعي كه به واسطه عملكرد خود جمع كرده، آسيب ميزند و در نهايت سبد راي خود و اطرافيان و معتمدان خود را خاليتر ميكند. اما اگر احزاب سياسي در كشور وجود داشته باشند، عملكرد يك رييسجمهور توسط آن حزب مورد كنكاش قرار ميگيرد؛ چراكه عملكرد يك رييسجمهور و تيم اقتصادي او در قالب «حزب» ديده ميشود.
🗞 متن کامل را (اینجا) در روزنامه اعتماد بخوانید.
👈با كانال مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
@isiew
✍🏼 علي چشمي
📌 شاخصهايي مانند نقدينگي، تورم، بيكاري، نرخ ارز، رشد اقتصادي و... در دو دوره يك رئیسجمهور، اعداد و ارقام متفاوتي داشته است. جز دولت دوم آقاي خاتمي، دولت دوم تمام روساي جمهور ايران عملكرد ضعيفتري نسبت به دولتهاي اول خود داشتهاند.
به عنوان مثال در دولتهاي دوم (به جز اصلاحات) شاهد جهشهاي ارز و تورم بالا بودهايم. به نظر ميرسد، دليل اين شرايط را بايد در عملكرد اقتصاد سياسي حاكم بر اين دورهها مشاهده كرد. براي ناكامي دوره دوم 3 دولت پس از انقلاب ميتوان 4 دلیل را برشمرد كه سياسي هستند اما تاثيرات بسيار زيادي بر اقتصاد دارند.
1⃣ دليل اول اين است كه بروكرواتها يا مديران مياني كه در دولتها مشغول به كار ميشوند چون ميدانند دور دوم دولتها در واقع آخرين دور حضور آنها در قدرت است، ممكن است با روشهاي گوناگون نظم سياسي و در نهايت اقتصادي دولت را تغيير دهند و به شدت در جهت كاركردهاي رانتي از فرصت باقي مانده، استفاده كنند.
2⃣ دليل ديگر اين است كه سال آخر دولتها، دورهاي است كه فشار از جانب منتقدان عملكرد دولتها كه عمدتا تجميع شده در «دولت در سايه» هستند؛ بر بخش دموكراتيك كشور كه همان رييسجمهور است، بيشتر ميشود و دخالتهاي نيروهاي بازدارنده در انتخاب وزرا و كابينه در دور دوم بيشتر ميشود. اين روند موجب ميشود تا اختيارات رييسجمهور در عمل كمتر شود.
3⃣ دليل سوم نيز روابط خارجي است. به صورت اتفاقي مشاهده ميشود در دور دوم روساي جمهور پس از جنگ، شرايط ديپلماسي كشور دگرگون شده است. در دور دوم رياستجمهوري مرحوم هاشمي، حاشيههايي در خصوص دادگاه ميكونوس شكل گرفت كه بر روابط اقتصادي ايران با اروپاييها تاثير گذاشت. در دور دوم دولتهاي آقايان خاتمي و احمدينژاد نيز مسائلي همچون انرژي هستهاي و اعمال شديدترين تحريمها و به تبع آن كاهش يا قطع همكاري بسياري از كشورها با ايران را شاهد بوديم.
4⃣ دليل ديگر، نبود احزاب متشكل و تاثيرگذار در جغرافياي سياسي-اقتصادي كشور است. به عنوان مثال اگر رييسجمهوري نتايج قابل قبولي كسب نكند به وجهه خودش و سرمايههاي اجتماعي كه به واسطه عملكرد خود جمع كرده، آسيب ميزند و در نهايت سبد راي خود و اطرافيان و معتمدان خود را خاليتر ميكند. اما اگر احزاب سياسي در كشور وجود داشته باشند، عملكرد يك رييسجمهور توسط آن حزب مورد كنكاش قرار ميگيرد؛ چراكه عملكرد يك رييسجمهور و تيم اقتصادي او در قالب «حزب» ديده ميشود.
🗞 متن کامل را (اینجا) در روزنامه اعتماد بخوانید.
👈با كانال مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
@isiew
روزنامه اعتماد
معماي دولتهاي دوم
علي چشمي
Forwarded from انتشارات نهادگرا
📖 گزیده ای از کتاب بزرگ زیباست / اسطوره زدایی از کسب و کارهای کوچک
📌 بروس بارتون، مدیر بازاریابی که طرفدار شرکتهای بزرگ بود، در اجلاس انجمن ملی تولیدکنندگان در سال ۱۹۳۵ صحبت کرد و گفت «اگر هر تولیدکننده بگوید که من به آنچه توده مردم در مورد کسب و کار من فکر میکنند، چه محبوب چه منفور، اهمیتی نمیدهم، آن فرد یک بدهی برای تمام صنایع است. هیچ صنعت عمدهای هیچ حقی ندارد که خود را توصیف نشده، اشتباه درک شده یا غیرقابل اعتماد باقی بگذارد، چرا که با منفور بودن خود برکهای که همه ما میخواهیم از آن ماهی بگیریم را مسموم میکند»
بزرگ_زیباست | رابرت اتکینسون، مایکل لیند
📍نشر نهادگرا/ بزرگ زیباست/ ترجمه: حمید پاداش، علی نیکو نسبتی، بهمن خداپناه / قیمت: شصت هزارتومان
📍برای تهیه کتاب به تلگرام و یا واتس آپ شماره 09228574572 پیغام دهید
🆔 @nashr_nahadgara
🆔 @dinoeqtesad
📌 بروس بارتون، مدیر بازاریابی که طرفدار شرکتهای بزرگ بود، در اجلاس انجمن ملی تولیدکنندگان در سال ۱۹۳۵ صحبت کرد و گفت «اگر هر تولیدکننده بگوید که من به آنچه توده مردم در مورد کسب و کار من فکر میکنند، چه محبوب چه منفور، اهمیتی نمیدهم، آن فرد یک بدهی برای تمام صنایع است. هیچ صنعت عمدهای هیچ حقی ندارد که خود را توصیف نشده، اشتباه درک شده یا غیرقابل اعتماد باقی بگذارد، چرا که با منفور بودن خود برکهای که همه ما میخواهیم از آن ماهی بگیریم را مسموم میکند»
بزرگ_زیباست | رابرت اتکینسون، مایکل لیند
📍نشر نهادگرا/ بزرگ زیباست/ ترجمه: حمید پاداش، علی نیکو نسبتی، بهمن خداپناه / قیمت: شصت هزارتومان
📍برای تهیه کتاب به تلگرام و یا واتس آپ شماره 09228574572 پیغام دهید
🆔 @nashr_nahadgara
🆔 @dinoeqtesad
🔴 قرارداد ایران و چین: از کدام موضع؟
✍🏼️علي ديني تركماني
📎(بخش اول)
🔻 قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین یکی از موضوعات داغ این روزهاست. بدون ورود به جزییات این قرارداد، به چند نکتهی کلی اشاره میکنم که میتوان بر مبنای آنها در بارهی خروجی این قرارداد از منظر منافع ملی به ارزیابی پرداخت.
📌 نکتهی اول:
چین و ایران دارای دو الگوی متفاوت در تعامل با جهان هستند. چین که در زمان مائو، معتقد بود آمریکا "ببر کاغذی" است و اسرائیل را به رسمیت نمیشناخت، بعدها، با درک اهمیت توسعه اقتصادی، از در سازش با آمریکا درآمد و اسرائیل را نیز به رسمیت شناخت. به اینصورت، توانست، رشد سالیانهی حول و حوش ۸ درصد طی دورهی ۱۹۵۰-۱۹۸۰، را در دورهی دانگ شیائوپینگ و رهبران بعدی، تکرار کند و به معجزهی نوین شرق آسیا معروف شود.
سیاست خارجی ایران بر مبنای ستیز با اسرائیل و آمریکا شکل گرفته و در گذر زمان قوام یافته است. تغییرات بوجود آمده در گفتمان حاکم بر سیاست خارجی در این حد است که اعلام شود "منظور ما از حذف اسرائیل ملت اسرائیل نیست دولت صهیونیستی آن است".
تعاملات با آمریکا، نیز همراه با افت و خیزهای فراوانی بوده است. از تلاشها برای برقراری مناسبات کمتنش گرفته تا خط و نشان کشیدنهای تند و تیز همراه با وقایع ماههای اخیر که گاهی به رودرویی نظامی کشیده شده است.
📌 نکتهی دوم:
چین، در حال حاضر، در نقش ابرقدرت اقتصادی جهان، در کنار آمریکا و اروپا، در حال ایفای نقش خود است. در کشورهای مختلف جهان دست به سرمایهگذاری مستقیم میزند تا همان مسیر نئواستعماری قدرتهای بزرگ پیشین در دورهی بعد از جنگ جهانی دوم را تکرار و کشورهایی را به خود وابسته کند.
در همین راستا، در پی جااندازی یوان به عنوان ارز معتبر در گوشه و کنار جهان هست. با قراردادهای دو جانبه با کشورهای مختلف، از چند سال پیش، اقدامات لازم برای امکان پذیر شدن استفاده گردشگران و سرمایهگذاران چینیاز یوان، به جای دلار یا یورو، در کشورهای طرف قرارداد را فراهم کرده است. با افزایش تعداد کشورها، عملا، قلمروی جغرافیایی استفاده از یوان جهانی میشود.
اقتصاد ایران نه تنها توان رقابت با اقتصاد چین را ندارد بلکه در سالهای اخیر، بر اثر تحریمها، از نفسافتاده است. میانگین میزان رشد اقتصادی سالهای ۱۳۹۰-۱۳۹۹، برابر صفر است. یعنی، دههی از دسترفته ۱۳۹۰ به دههی جنگ با متوسط رشد منفی ۱/۶درصد در سال اضافه میشود. خروجی این موقعیت، تشدید فشارهای تورمی و تعمیق رکود و در نهایت کاهش شدید ارزش پول ملی است.
📌 نکتهی سوم:
چین طی سالهای ۱۹۸۰-۱۹۹۴، نرخ یک دلار را از ۱/۵ یوان به حدود ۹ یوان افزایش و سپس از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ در حد ۸/۵ یوان تثبیت و از ۲۰۰۵ به بعد به کانال ۶ یوان به ازای یک دلار رساند.
یعنی، بعد از یک سیاست کاهش ارزش پول ملی، توانست با اتکاء به بنیانهای اقتصادی قوی، دست به تقویت ارزش پول ملی بزند.
در حال حاضر، این توانایی را با اتکا به ذخایر ارزی بیش از ۳۰۰۰ میلیادر دلاری دارد که ارزش یوان را دوباره تقویت و به نیاز آمریکا و اروپا پاسخ مثبت بدهد.
تقویت ارزش یوان موجب ارزانتر شدن صادرات آمریکا و اروپا در بازار چین و گرانتر شدن صادرات چین در بازارهای این کشورها و در نتیجه بهبود تراز تجاری آنها با چین میشود.
به احتمال زیاد، چین، زمانی دست به چنین سیاستی خواهد زد که امتیازهای مهمی در حوزه فناوریهای پیشرو از این کشورها بگیرد تا مسیر ابرقدرتی و راه نیل به اهداف جاهطلبانه در سالهای آینده را هموارتر کند.
ایران در موقعیتی نیست که بتواند نقطهی اتکایی برای رهایی اقتصاد غرب از چالش های اقتصادی محسوب بشود. نه تنها، امکانی برای تقویت ارزش پول ملی وجود ندارد که لحظه به لحظه ارزش آن
فرو میریزد.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
✍🏼️علي ديني تركماني
📎(بخش اول)
🔻 قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین یکی از موضوعات داغ این روزهاست. بدون ورود به جزییات این قرارداد، به چند نکتهی کلی اشاره میکنم که میتوان بر مبنای آنها در بارهی خروجی این قرارداد از منظر منافع ملی به ارزیابی پرداخت.
📌 نکتهی اول:
چین و ایران دارای دو الگوی متفاوت در تعامل با جهان هستند. چین که در زمان مائو، معتقد بود آمریکا "ببر کاغذی" است و اسرائیل را به رسمیت نمیشناخت، بعدها، با درک اهمیت توسعه اقتصادی، از در سازش با آمریکا درآمد و اسرائیل را نیز به رسمیت شناخت. به اینصورت، توانست، رشد سالیانهی حول و حوش ۸ درصد طی دورهی ۱۹۵۰-۱۹۸۰، را در دورهی دانگ شیائوپینگ و رهبران بعدی، تکرار کند و به معجزهی نوین شرق آسیا معروف شود.
سیاست خارجی ایران بر مبنای ستیز با اسرائیل و آمریکا شکل گرفته و در گذر زمان قوام یافته است. تغییرات بوجود آمده در گفتمان حاکم بر سیاست خارجی در این حد است که اعلام شود "منظور ما از حذف اسرائیل ملت اسرائیل نیست دولت صهیونیستی آن است".
تعاملات با آمریکا، نیز همراه با افت و خیزهای فراوانی بوده است. از تلاشها برای برقراری مناسبات کمتنش گرفته تا خط و نشان کشیدنهای تند و تیز همراه با وقایع ماههای اخیر که گاهی به رودرویی نظامی کشیده شده است.
📌 نکتهی دوم:
چین، در حال حاضر، در نقش ابرقدرت اقتصادی جهان، در کنار آمریکا و اروپا، در حال ایفای نقش خود است. در کشورهای مختلف جهان دست به سرمایهگذاری مستقیم میزند تا همان مسیر نئواستعماری قدرتهای بزرگ پیشین در دورهی بعد از جنگ جهانی دوم را تکرار و کشورهایی را به خود وابسته کند.
در همین راستا، در پی جااندازی یوان به عنوان ارز معتبر در گوشه و کنار جهان هست. با قراردادهای دو جانبه با کشورهای مختلف، از چند سال پیش، اقدامات لازم برای امکان پذیر شدن استفاده گردشگران و سرمایهگذاران چینیاز یوان، به جای دلار یا یورو، در کشورهای طرف قرارداد را فراهم کرده است. با افزایش تعداد کشورها، عملا، قلمروی جغرافیایی استفاده از یوان جهانی میشود.
اقتصاد ایران نه تنها توان رقابت با اقتصاد چین را ندارد بلکه در سالهای اخیر، بر اثر تحریمها، از نفسافتاده است. میانگین میزان رشد اقتصادی سالهای ۱۳۹۰-۱۳۹۹، برابر صفر است. یعنی، دههی از دسترفته ۱۳۹۰ به دههی جنگ با متوسط رشد منفی ۱/۶درصد در سال اضافه میشود. خروجی این موقعیت، تشدید فشارهای تورمی و تعمیق رکود و در نهایت کاهش شدید ارزش پول ملی است.
📌 نکتهی سوم:
چین طی سالهای ۱۹۸۰-۱۹۹۴، نرخ یک دلار را از ۱/۵ یوان به حدود ۹ یوان افزایش و سپس از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ در حد ۸/۵ یوان تثبیت و از ۲۰۰۵ به بعد به کانال ۶ یوان به ازای یک دلار رساند.
یعنی، بعد از یک سیاست کاهش ارزش پول ملی، توانست با اتکاء به بنیانهای اقتصادی قوی، دست به تقویت ارزش پول ملی بزند.
در حال حاضر، این توانایی را با اتکا به ذخایر ارزی بیش از ۳۰۰۰ میلیادر دلاری دارد که ارزش یوان را دوباره تقویت و به نیاز آمریکا و اروپا پاسخ مثبت بدهد.
تقویت ارزش یوان موجب ارزانتر شدن صادرات آمریکا و اروپا در بازار چین و گرانتر شدن صادرات چین در بازارهای این کشورها و در نتیجه بهبود تراز تجاری آنها با چین میشود.
به احتمال زیاد، چین، زمانی دست به چنین سیاستی خواهد زد که امتیازهای مهمی در حوزه فناوریهای پیشرو از این کشورها بگیرد تا مسیر ابرقدرتی و راه نیل به اهداف جاهطلبانه در سالهای آینده را هموارتر کند.
ایران در موقعیتی نیست که بتواند نقطهی اتکایی برای رهایی اقتصاد غرب از چالش های اقتصادی محسوب بشود. نه تنها، امکانی برای تقویت ارزش پول ملی وجود ندارد که لحظه به لحظه ارزش آن
فرو میریزد.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
Telegram
مدرسه اقتصاد نهادگرا
آشنایی با اقتصاد نهادی و تحلیل های نهادی اقتصاد ایران
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
مدرسه اقتصاد نهادگرا
🔴 قرارداد ایران و چین: از کدام موضع؟ ✍🏼️علي ديني تركماني 📎(بخش اول) 🔻 قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین یکی از موضوعات داغ این روزهاست. بدون ورود به جزییات این قرارداد، به چند نکتهی کلی اشاره میکنم که میتوان بر مبنای آنها در بارهی خروجی این قرارداد از منظر…
🔴قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین: از کدام موضع؟
✍🏼️علي ديني تركماني
📎(قسمت دوم)
📌 جمعبندی:
1️⃣چین به عنوان یک بازیگر مهم جهانی در حال ظهور هست. نمیتواند قواعد مهم بازیگری جهانی از جمله تامین امنیت برای تولید و سرمایه خارجی را نادیده بگیرد. نمیتواند بدون همکاری با غرب به فناوریهای پیشرو دست یابد. از این رو، منافعش، در محکم کردم میخ قدرت نئواستعماری در حال ظهور خود هست که لازمهی آن همکاری با قدرتهای بزرگ جهانی است. یعنی، برای چین، یک کشور خاص، فرع بر مساله هست. آنچه اهمیت دارد، تاثیر تعاملات با چنین کشوری بر کلیت تعاملاتش با جهان هست. اگر، تاثیر منفی بگذارد، به احتمال زیاد، از آن پس میکشد. اگر در راستای منافعش باشد، بازی را به گونهای پیش میبرد که دیگران را در خدمت تامین منافع خود قرار دهد
2️⃣نتیجهی همکاری یا منازعه میان دو طرف با قدرت خیلی نابرابر از قبل مشخص است. نتیجهی منازعه، حذف سریع طرف ضعیف از صحنه هست. نتیجهی همکاری نیز شکلگیری بازی با توزیع نابرابر منافع حاصله هست. در جایی که قدرت چانه زنی طرفین برابر نیست، امکان شکل گیری بازی برد - برد با توزیع منصفانه وجود ندارد. طرف ضعیف، برای جلب همکاری طرف قویتر، ناچار از پرداخت امتیازهای خاص هست. این قاعدهی کلی در هر رابطه ایست. از رابطهی میان دو فرد و دو شرکت گرفته تا دو کشور.
3️⃣اگر مسیری که چین در چند دههی اخیر طی کرده است، اقتصاد ایران نیز تجربه میکرد، امروز نیازی به چنین قرادادی پیش نمیامد تا چین تامینکننده ی فناوری و سرمایه مالی در حوزه های کلیدی از جمله نفت و گاز و شیلات و غیره باشد. با ادامهی روندهای گذشته در عرصهی سیاست خارجی، چنین قراردادی مانع از بدتر شدن شرایط نمیشود. چین، در چارچوب قدرت چانهزنی نابرابر طرفین، با اقتصاد ایران همان کاری را خواهد کرد که نظریه پردازانی چون پاول باران و پاول سویزی در کتاب "اقتصاد سیاسی رشد" از آن به عنوان "انتقال مازاد" از کشورهایی پیرامونی به کشورهای مرکز نام میبرند. یعنی، وابستگی فناورانه و مالی و سیاسی به چین با پیامد منطقی توزیع نابرابر منافع. در تحلیل نهایی یعنی "توسعهی توسعه نیافتگی". راه کار اساسی برای پرهیز از تشدید وضعیت، درک جهانبینی است که چینیها به آن رسیدند. توسعه مقدم بر هر چیزی است.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
✍🏼️علي ديني تركماني
📎(قسمت دوم)
📌 جمعبندی:
1️⃣چین به عنوان یک بازیگر مهم جهانی در حال ظهور هست. نمیتواند قواعد مهم بازیگری جهانی از جمله تامین امنیت برای تولید و سرمایه خارجی را نادیده بگیرد. نمیتواند بدون همکاری با غرب به فناوریهای پیشرو دست یابد. از این رو، منافعش، در محکم کردم میخ قدرت نئواستعماری در حال ظهور خود هست که لازمهی آن همکاری با قدرتهای بزرگ جهانی است. یعنی، برای چین، یک کشور خاص، فرع بر مساله هست. آنچه اهمیت دارد، تاثیر تعاملات با چنین کشوری بر کلیت تعاملاتش با جهان هست. اگر، تاثیر منفی بگذارد، به احتمال زیاد، از آن پس میکشد. اگر در راستای منافعش باشد، بازی را به گونهای پیش میبرد که دیگران را در خدمت تامین منافع خود قرار دهد
2️⃣نتیجهی همکاری یا منازعه میان دو طرف با قدرت خیلی نابرابر از قبل مشخص است. نتیجهی منازعه، حذف سریع طرف ضعیف از صحنه هست. نتیجهی همکاری نیز شکلگیری بازی با توزیع نابرابر منافع حاصله هست. در جایی که قدرت چانه زنی طرفین برابر نیست، امکان شکل گیری بازی برد - برد با توزیع منصفانه وجود ندارد. طرف ضعیف، برای جلب همکاری طرف قویتر، ناچار از پرداخت امتیازهای خاص هست. این قاعدهی کلی در هر رابطه ایست. از رابطهی میان دو فرد و دو شرکت گرفته تا دو کشور.
3️⃣اگر مسیری که چین در چند دههی اخیر طی کرده است، اقتصاد ایران نیز تجربه میکرد، امروز نیازی به چنین قرادادی پیش نمیامد تا چین تامینکننده ی فناوری و سرمایه مالی در حوزه های کلیدی از جمله نفت و گاز و شیلات و غیره باشد. با ادامهی روندهای گذشته در عرصهی سیاست خارجی، چنین قراردادی مانع از بدتر شدن شرایط نمیشود. چین، در چارچوب قدرت چانهزنی نابرابر طرفین، با اقتصاد ایران همان کاری را خواهد کرد که نظریه پردازانی چون پاول باران و پاول سویزی در کتاب "اقتصاد سیاسی رشد" از آن به عنوان "انتقال مازاد" از کشورهایی پیرامونی به کشورهای مرکز نام میبرند. یعنی، وابستگی فناورانه و مالی و سیاسی به چین با پیامد منطقی توزیع نابرابر منافع. در تحلیل نهایی یعنی "توسعهی توسعه نیافتگی". راه کار اساسی برای پرهیز از تشدید وضعیت، درک جهانبینی است که چینیها به آن رسیدند. توسعه مقدم بر هر چیزی است.
👈با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
https://t.me/isiew
Telegram
مدرسه اقتصاد نهادگرا
آشنایی با اقتصاد نهادی و تحلیل های نهادی اقتصاد ایران
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
Isiew.ir
.
ارتباط با مدیر کانال:
@Hossein_Rajabpour
🔷 رویا و توسعه
✍🏼محسن رناني
✔️گزیدههایی از متن:
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
☑️ انسان بی رویا انسان بی سرنوشتی است: سرگردان و معلق و بی معنا. رویا به فرد معنا میدهد، انگیزه میدهد، اراده میدهد و انرژی میدهد. همه معناهایی که در زندگی ما وجود دارد حاصل رویاهای ماست. ثروت، عدالت، علم، عشق، بهشت، دموکراسی، وصال، شهرت، موفقیت، قدرت، آرمانشهر، قرب الهی، اعتماد، احترام و بیشمار مفاهیم دیگر، یک واژه نیستند بلکه هر کدام یک رویا هستند. در واقع هر کدام یک «داستان رویایی» هستند که شخصیت و هویت ما را شکل میدهند. حتی لباس و غذا و انگشتر و کاشی و آینه و آب و آتش هم یک واژه نیستند یک «داستان»اند، که معمولا بیرویا هستند ولی گاهی نیز به رویای شخصی و در مواردی اندکی نیز به رویای جمعی تبدیل میشوند.
☑️ بخش اعظم زندگی اجتماعی ما نیز پیرامون رویاهای جمعی شکل گرفته است. مذهب، سنت، هنر، دولت، علم، حزب، شرکت، وقف، ارث، خانواده، نوروز، عاشورا، پول، بانک و هزاران مفهوم دیگر که زندگی اجتماعی ما بر اساس آنها سامان گرفته اند نیز رویاهایی جمعی ما در حوزه های مختلف بودهاند که امروز به ابزاری برای نظم بخشیدن به مناسبات اجتماعی ما تبدیل شدهاند. پس جامعه بی رویا هم جامعه آشفته و بی سرانجامی است. تنها جوامعی توسعه می یابند که رویا دارند. رویا یعنی افق مشترک، درد مشترک، امید مشترک، انگیزه مشترک و انرژی مشترک.
☑️ راستی ما ایرانیان اکنون کدام رویای ملی وحدت بخش و معنیبخش را داریم؟ می خواهیم تمدن هخامنشیان را احیا کنیم؟ می خواهیم مدینه نبوی بسازیم؟ می خواهیم حکومت علوی داشته باشیم؟ می خواهیم ژاپن اسلامی بشویم؟ می خواهیم یک جامعه عادلانه بسازیم یا یک جامعه دموکراتیک؟ یا میخواهیم به حکومت سلطنتی بازگردیم؟ واقعیت اینست که دیرزمانی است که ایرانیان رویای ملی معنیبخش ندارند؛ و تا زمانی که رویای ملی معنی بخش نداشته باشیم سخن گفتن از توسعه بیمعنا خواهد بود. از نظر من یکی از شروط اولیه توسعهخواه بودن حکومت این است که هم اجازه بدهد جامعه دست به تولید انبوه رویا بزند و هم خودش اراده و برنامه برای خلق، حفاظت و تکثیر بیشمار رویای جمعی در سطوح مختلف ملی، منطقهای، محلی و حرفهای را داشته باشد و مهمتر از همه این که بتواند دستکم یک رویای ملی معنیبخش و وحدت آفرین، خلق کند.
☑️ انقلاب اسلامی محصول خلق یک رویای ملی وحدت بخش توسط روحانیان بود. جمهوری اسلامی نیز تنها در دوران طلایی جنگ توانست رویای ملی وحدت بخش خلق کند. پس از جنگ ما دیگر رویای ملی وحدت بخش نداشته ایم و اکنون نیز حکومت چنان ناهمگون و پراکنده و شرحه شرحه شده است که دیگر توان خلق رویای ملی وحدت بخش ندارد. حتی می خواهم ادعا کنم که حکومت از یک زمانی به بعد حتی از خلق رویاهای جمعی معمولی نیز عاجز شده است، یعنی حتی دیگر نمیتواند در حوزه سادهای مثل ترافیک و رانندگی شهری هم یک رویای جمعی خلق کند. البته هر جا لازم باشد با سرنیزه و هزینه زیاد می تواند نظم کوتاه مدتی برقرار کند، چه در اقتصاد، چه در سیاست، و چه در جامعه؛ اما هنر این است که حکومت بتواند با ساختن رویاهای جمعی، جامعه را ساماندهی ومدیریت کند و نظم بلندمدت و کمهزینه برقرار کند.
☑️ شکل دادن به یک رویای جمعی از پرتاپ موشک به فضا، هم مهمتر است و هم سختتر. موشک را می توان با پول نفت و سرهمکردن قطعاتی که از خارج به صورت قاچاقی خریداری شده است و تنها به کمک چند مهندس، به فضا پرتاپ کرد؛ اما ساختن رویای جمعی کاری بسیار ظریف و دقیق است و نیازمند آن است که نخست، مردم به حکومت اعتماد داشته باشند و سپس حکومت بتواند بخش بزرگی از جامعه را به گونهای مدیریت کند که بتوانند در یک همکاری جمعی بلندمدت، با صبر، خوشبینی، اعتماد، گذشت، گفتوگو، همشنوی و مشارکت عقلانی و اخلاقی، یک رویای جمعی را شکل بدهند. و متاسفانه حکومت ما هم فاقد چنین مهارتی است و هم دغدغهای برای آن نداشته است.
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید: 👇👇👇
https://telegra.ph/-06-26-671
👈با كانال اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
@isiew
✍🏼محسن رناني
✔️گزیدههایی از متن:
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
☑️ انسان بی رویا انسان بی سرنوشتی است: سرگردان و معلق و بی معنا. رویا به فرد معنا میدهد، انگیزه میدهد، اراده میدهد و انرژی میدهد. همه معناهایی که در زندگی ما وجود دارد حاصل رویاهای ماست. ثروت، عدالت، علم، عشق، بهشت، دموکراسی، وصال، شهرت، موفقیت، قدرت، آرمانشهر، قرب الهی، اعتماد، احترام و بیشمار مفاهیم دیگر، یک واژه نیستند بلکه هر کدام یک رویا هستند. در واقع هر کدام یک «داستان رویایی» هستند که شخصیت و هویت ما را شکل میدهند. حتی لباس و غذا و انگشتر و کاشی و آینه و آب و آتش هم یک واژه نیستند یک «داستان»اند، که معمولا بیرویا هستند ولی گاهی نیز به رویای شخصی و در مواردی اندکی نیز به رویای جمعی تبدیل میشوند.
☑️ بخش اعظم زندگی اجتماعی ما نیز پیرامون رویاهای جمعی شکل گرفته است. مذهب، سنت، هنر، دولت، علم، حزب، شرکت، وقف، ارث، خانواده، نوروز، عاشورا، پول، بانک و هزاران مفهوم دیگر که زندگی اجتماعی ما بر اساس آنها سامان گرفته اند نیز رویاهایی جمعی ما در حوزه های مختلف بودهاند که امروز به ابزاری برای نظم بخشیدن به مناسبات اجتماعی ما تبدیل شدهاند. پس جامعه بی رویا هم جامعه آشفته و بی سرانجامی است. تنها جوامعی توسعه می یابند که رویا دارند. رویا یعنی افق مشترک، درد مشترک، امید مشترک، انگیزه مشترک و انرژی مشترک.
☑️ راستی ما ایرانیان اکنون کدام رویای ملی وحدت بخش و معنیبخش را داریم؟ می خواهیم تمدن هخامنشیان را احیا کنیم؟ می خواهیم مدینه نبوی بسازیم؟ می خواهیم حکومت علوی داشته باشیم؟ می خواهیم ژاپن اسلامی بشویم؟ می خواهیم یک جامعه عادلانه بسازیم یا یک جامعه دموکراتیک؟ یا میخواهیم به حکومت سلطنتی بازگردیم؟ واقعیت اینست که دیرزمانی است که ایرانیان رویای ملی معنیبخش ندارند؛ و تا زمانی که رویای ملی معنی بخش نداشته باشیم سخن گفتن از توسعه بیمعنا خواهد بود. از نظر من یکی از شروط اولیه توسعهخواه بودن حکومت این است که هم اجازه بدهد جامعه دست به تولید انبوه رویا بزند و هم خودش اراده و برنامه برای خلق، حفاظت و تکثیر بیشمار رویای جمعی در سطوح مختلف ملی، منطقهای، محلی و حرفهای را داشته باشد و مهمتر از همه این که بتواند دستکم یک رویای ملی معنیبخش و وحدت آفرین، خلق کند.
☑️ انقلاب اسلامی محصول خلق یک رویای ملی وحدت بخش توسط روحانیان بود. جمهوری اسلامی نیز تنها در دوران طلایی جنگ توانست رویای ملی وحدت بخش خلق کند. پس از جنگ ما دیگر رویای ملی وحدت بخش نداشته ایم و اکنون نیز حکومت چنان ناهمگون و پراکنده و شرحه شرحه شده است که دیگر توان خلق رویای ملی وحدت بخش ندارد. حتی می خواهم ادعا کنم که حکومت از یک زمانی به بعد حتی از خلق رویاهای جمعی معمولی نیز عاجز شده است، یعنی حتی دیگر نمیتواند در حوزه سادهای مثل ترافیک و رانندگی شهری هم یک رویای جمعی خلق کند. البته هر جا لازم باشد با سرنیزه و هزینه زیاد می تواند نظم کوتاه مدتی برقرار کند، چه در اقتصاد، چه در سیاست، و چه در جامعه؛ اما هنر این است که حکومت بتواند با ساختن رویاهای جمعی، جامعه را ساماندهی ومدیریت کند و نظم بلندمدت و کمهزینه برقرار کند.
☑️ شکل دادن به یک رویای جمعی از پرتاپ موشک به فضا، هم مهمتر است و هم سختتر. موشک را می توان با پول نفت و سرهمکردن قطعاتی که از خارج به صورت قاچاقی خریداری شده است و تنها به کمک چند مهندس، به فضا پرتاپ کرد؛ اما ساختن رویای جمعی کاری بسیار ظریف و دقیق است و نیازمند آن است که نخست، مردم به حکومت اعتماد داشته باشند و سپس حکومت بتواند بخش بزرگی از جامعه را به گونهای مدیریت کند که بتوانند در یک همکاری جمعی بلندمدت، با صبر، خوشبینی، اعتماد، گذشت، گفتوگو، همشنوی و مشارکت عقلانی و اخلاقی، یک رویای جمعی را شکل بدهند. و متاسفانه حکومت ما هم فاقد چنین مهارتی است و هم دغدغهای برای آن نداشته است.
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید: 👇👇👇
https://telegra.ph/-06-26-671
👈با كانال اقتصاد نهادگرا همراه شويد.
@isiew
Telegraph
رویا و توسعه
تفاوت اصلی انسان و سایرموجودات زنده دارای هوش، قدرت داستان پردازی و ظرفیت رویا اندیشی اوست. قدرت نطق یعنی منطق ذهنی و مهارت گفتار تنها زمانی ممکن می شود که انسان قدرت داستان پردازی و تخیل و قصهگویی و مهمتر از آنها قدرت رویاپردازی داشته باشد. به همین خاطر…
این نمودار نشان میدهد بیشترین نگرانی قشر جوان در اقتصادهای پیشرفته یا غیر پیشرفته درباره آثار کرونا برای سلامت روحی، اشتغال و درآمد است.
با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشید
@isiew
با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشید
@isiew
◽️موسسه Business Insider در گزارشی بهترین و بدترین کشورها برای خانوادهها را اعلام کرد.
بر اساس این گزارش که پنج کشور ایده آل و پنج کشور نامناسب برای زندگی معرفی شدند، ایسلند و نروژ جزو بهترین کشورها و مکزیک و آمریکا جزو بدترین کشورها برای خانوادهها هستند.
👈بامدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشيد
@isiew
بر اساس این گزارش که پنج کشور ایده آل و پنج کشور نامناسب برای زندگی معرفی شدند، ایسلند و نروژ جزو بهترین کشورها و مکزیک و آمریکا جزو بدترین کشورها برای خانوادهها هستند.
👈بامدرسه اقتصاد نهادگرا همراه باشيد
@isiew