رفتیم خونه خالم بابام دم در بهم گفت یادت باشه تو چارچوب شوخی کنی ، شوهرخالم منو دید گفت بهبه علی آقا امسال دوست پارسال آشماس رفتم تو چارچوب در وایسادم با خنده گفتم حبیب کیرم تو مزه هات اولین بار بود جیغ کشیدن بابامو میدیدم
خیلی دوست داشتم منم صبح که بیدار میشم با انرژی مثبت به اطرافیانم صبح بخیر بگم ، ولی متاسفانه تا یکی دوساعت بعد بیدار شدنم جز صدای هاپ هاپ ازم چیزی شنیده نمیشه