موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
316 subscribers
299 photos
17 videos
7 files
167 links
Download Telegram
Forwarded from ماحوزی
فارابی در محافل علمی و دانشگاه‌های اروپایی قرون سیزدهم تا پانزدهم میلادی
رضا ماحوزی
عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی
سخنرانی ارائه شده در نخستین کنگره جهانی فارابی و فرهنگ و تمدن اسلامی
(به نقل از سایت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی)
ماحوزی در کارگروه چهارم این کنگره بیان داشت: ما درباره نقش و جایگاه فارابی در فکر و تمدن اسلامی زیاد گفته‌ایم اما درباره حضور و نفوذ فکر او در جهان یهودی و مسیحی کمتر گفته‌ایم. با این حال، نقطه تمرکز من البته این نیست و می‌خواهم از این موضوع برای بیان نقش فارابی در هویت‌دهی به دانشگاه‌های اروپایی قرون سیزدهم تا پانزدهم خصوصا دانشگاه پاریس استفاده کنم.
او با بیان اینکه تفکر فلسفی عمدتا در جهان اسلام و ایران ذیل سه جریان تقسیم‌بندی شده بیان کرد: من با جریان اول یعنی مشایی سر و کار دارم که نمایندگانش در ایران فارابی و ابن‌سینا و در اسپانیا ابن‌رشد است. دو جریان دیگر در ایران اشراقی و صدرایی است که در اینجا با آنها کاری ندارم.
او درباره زمینه‌های تاریخی و اجتماعی شکل گیری دلنشگاه‌های اروپایی در قرن ۱۳ بیان داشت: قرن سیزدهم مقارن با ظهور قدرت جدیدی با عنوان نهاد کلیسا از یکسو و قدرت‌یابی دولت‌ها و شاهان محلی از سوی دیگر است؛ هویت‌هایی که چند قرن بعد و پس از فروپاشی امپراتوری روم در هیئت دولت‌- ملت‌های جدید اروپایی ظهور کردند. تقاطع این دو اتفاق در قرن سیزدهم منجر به تاسیس دانشگاه شد. قبل از آن مدارسی بود که به صورت جزئی کار می‌کردند و آموزه‌هایی را آموزش می‌دادند اما یک هویت متمرکز که آن اجزا و مقدمات را به هم متصل سازد و ذیل عنوان آموزش‌های دانشگاهی مطرح کند و آموزش دهد وجود نداشت.
در اینجا دو اتفاق در قرن دوازدهم بر تأسيس نهاد دین، با موافقت امپراتور روم اثر گذاشت؛ یکی رشد جریان‌های الحادی کلامی و فرقه‌های عرفانی است که ذیل پرچم مسیحیت و در جهان مسیحی روز به روز قوت می‌یافت و لازم بود حتنا کنترل و حتی سرکوب شود. و دیگری پاک کردن بقایای مسلمان‌ها و فرهنگ عربی- اسلامی در اسپانیا و سرزمین‌های تحت سلطه پیشین مسلمان‌ها بعد از جنگ‌های صلیبی است. برای مسیحیان پیروز در میدان مبارزه، لازم بود به جای مدارس اسلامی، تفکرات آگوستینی و دومینکنی در این سرزمین‌ها مستقر شود. به همین دلیل امپراتور مجوز تأسيس نهاد دین و راه‌اندازی دانشگاه‌ها را صادر کرد.
در دانشگاه‌ها مقرر بود ذیل زعامت نهاد کلیسا، سه دانشکده الهیات، حقوق و صناعت راه‌اندازی شوند تا هم دو غائله فوق خوابانده شود و هم بکمک دانشکده حقوق، امپراتوری بتواند بنحو علمی‌تری مقررات حقوقی وضع کند و آن گستره را اداره کند.
به گفته عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، آن زمان یعنی در انتهای قرن دوازدهم و ابتدای قرن سبزدهم، جریان اندلسی یا همان ابن‌رشدی بر مدارس منطقی و فلسفی وقت حاکم بود و لذا در دانشکده صناعت- که می‌بایست مقدمات تحصیل الهیات و حقوق را به دانشجويان تعلیم دهد- مدرسه ابن‌رشدی‌های لاتینی تاسیس شد. این جریان به شدت ارسطویی بود و طبیعت‌گرایی را در مقابل ایمان‌گرایی برجسته می‌کرد. این موضوع مسببات نگرانی و اعتراض اصحاب دومینیکنی کلیسا را فراهم آورد و لذا از دانشکده صناعت، به غده سرطانی در بطن مسیحیت تعبیر شد. گویی دوگانه ایمان گرایی آگوستینی و ابن رشدی‌های لاتینی در ابتدای تأسيس دانشگاه پاریس نمی‌توانست از در گفتگو درآید و بالاجبار ابن‌رشدی‌های دانشگاه پاریس مجبور به ترک این مرکز آموزشی بودند.
از جدال میان این دو جریان، سنتز جریان آلبرتی- توماسی به وجود آمد تا این جریان به کمک خوانش فلسفی فارابی و ابن سینا، بین ایمان‌گرایی و عقل‌گرایی آشتی به وجود بیاورد. در این دوره، آثار فارابی و ابن سینا ابزاری برای این آشتی بود.
ماحوزی ادامه داد: با تضعیف و اندکی بعد حذف دانشکده صناعت از دانشگاه و صدور احکام تندی علیه دانشکده الهیات که حالا به روایت مشائی ایدانی- اسلامی (فارابی و ابن سینا) مجهز شده بود، فضایی برای قوت یافتن دانشکده حقوق در قرن چهاردهم فراهم آمد. در این قرن، قوت یافتن حکومت‌های محلی نیازمند تدوین رساله‌های حقوقی متعدد و متمایزی بود که می‌توانست قدرت و منزلت دانشکده حقوق را که این بار از ضعف دو دانشکده دیگر نهایت استفاده را می‌برد، فراهم سازد. در همین قرن است که ده‌ها مدرسه و دانشکده حقوق در جای جای امپراتوری رو به زوال روم تأسيس می‌شود تا بتدریج راه فروپاشی این ابرقدرت باستانی بروی دولت ملت‌های جدید باز شود.
توسعه دانشکده حقوق و قوت یافتن آن و التفات امپراتور و شاهان محلی به این دانشکده خیلی زود به نزاع میان این دانشکده و دانشکده الهیات و درواقع به نزاع میان امپراتور و شاهان محلی با پاپ و اسقف‌ها منجر شد.
Forwarded from ماحوزی
بنابراین نهادی که یک قرن قبل با اجازه امپراتور تأسيس شده بود حالا به میدان جنگ و نزاع نهاد سیاست و نهاد دین تبدیل شده بود. طبیعی بود که کلیسا هرگز مایل به عقب‌نشینی نبود و همواره می‌خواست دانشگاه را تحت سلطه و نفوذ خود نگه دارد هرچند دانشکده حقوق به سمت نهاد سیاست متمایل شده بود.
این جدال در دراز مدت به نفع دانشگاه تمام شد زیرا می‌توانست در کشاکش رقابت دولت و کلیسا مجالی برای نهادسازی و توسعه خود به دست آورد.
ماحوزی افزود: در نتیجه این نزاع‌ها و افول دانشگاه در انتهای قرن ۱۴ و ابتدای قرن ۱۵، زعمای دانشگاه تصمیم گرفتند روحیه آگوستینی- دومنیکنی دانشکده الهیات را حفظ کنند و عقلانیت پیشنهادی توماس آکوئیناسی را در دانشکده جدیدی به نام دانشکده فلسفه دنبال کنند؛ دانشکده‌ای برای تنظیم و تنسیق و راهنمای عمل دانشکده‌های الهیات و حقوق. به زعم مدیران دانشگاه در قرن پانزدهم، دانشکده فلسفه می‌تواند عقل گرایی و ایمان گرایی و تعادل و هماهنگی آن دو را زنده نگه دارد. مقرر بود این تعادل، نظام‌های حقوقی را در سرزمین‌های خودمختار جدید پشتیبانی کند و مانع از رشد فرقه‌گرایی عرفانی و الحاد دینی شود. بنابراین طی ۳۰۰ سال دانشگاه پنج موج آگوستینی، ابن‌رشدی، توماسی، ضدتوماسی و در نهایت بازگشت به توماس‌گرایی و تأسيس دانشکده فلسفه را پشت سر گذاشت. اما در این ۳۰۰ سال، منابع علمی و فلسفی جریان توماسی از چه راه‌هایی به دست مدرسان پاریسی دانشکده الهیات و دانشکده بعدی فلسفه رسید؟ و این مدرسان منابع علمی خود را از کجا به دست می‌آوردند؟
از آنجا که تأسیس دانشکده الهیات و فلسفه با منش توماسی در این سه قرن نیازمند منابع و متن‌های دقیق فارابی و ابن‌سینا بود باید دانست که کتاب‌ها و شروح و تفاسیر این دو فیلسوف چگونه به دست مدرسان پاریسی دانشکده‌های الهیات و فلسفه می‌رسید.
عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با بیان اینکه اولین مکانی که باعث انتقال دانش مسلمانان به اروپا شد شهر بغداد به‌عنوان پایتخت علمی و فرهنگی روزگار خود بود گفت: بغداد قرون یازده تا سیزده میلادی مسافران زیادی را می‌پذیرفت و در این شهر یهودی‌ها و مسیحی‌های زیادی با مسلمانان در ارتباط بودند. در این شهر فارابی لزومی نمی‌دید خیلی به دردسر بیفتد تا استادان مسلمان و غیرمسلمان موردنیازش را بیابد و یا شاگردانی مسلمان و غیرمسلمان داشته باشد. ارتباط علمی بین شهرهای حوزه بین‌النهرین باعث شده بود که یهودی‌ها و مسیحیان زبان عربی را فرا بگیرندو حتی به این زبان کتابت کنند. از سوی دیگر در اسپانیا دو مرکز علمی و دارالترجمه وجود داشتند که در این دو شهر برخی از دانشمندان یهودی بودند و زبان‌های چندگانه‌ای را می‌دانستند.
ماحوزی با اشاره به الگوی شایع مهاجرت علما گفت: در نتیجه جنگ‌های صلیبی برخی از علما و کتابخانه‌ها از سرزمینی به سرزمین دیگر کوچ کردند که این خود سبب جابجایی‌های علمی گسترده‌ای در غرب آسیا و در اروپای شرقی و غربی شده بود. در نتیجه جنگ‌های صلیبی برخی از علمای یهودی و مسیحی که تا قبل از این در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کردند به شهرهای اروپایی امپراتوری روم رفتند و آنجا مدارس جدیدی را بنا گذاشتند.
ماحوزی در ادامه گفت: در مسیحیت نهضت ترجمه بسیار قوی‌ای را ر قرن‌های دوازدهم تا چهاردهم شاهد هستیم که طی آن، مترجمان مختلفی آثار فارابی و ابن سینا را به زبان‌های عبری و لاتینی ترجمه می‌کردند. به طور مثال فردی به نام دومنیکوس گوندیسالوی وجود دارد که به حدی در ترجمه و شرح آثار فارابی شهره شده بود که به وی "الفاربیوس" می‌گفتند. همچنین می‌توان به پیروان ابن میمون و افراد مشهوری همچون جرارد سرمونا، آبراهام بارحیه، موسی بن عزرا، آبراهام آویگدور، فلقوره، قالونیموس بن قالونیموس، یهوه بن عقنین، پتروس هیسپانسوس و دیگران اشاره کرد.
او ادامه داد: آنچه که به آن اشاره شد گویای خط سیر تأسيس سه دانشکده و بعد سرکوب دانشکده صناعت، دومنیکنی شدن دانشکده الهیات و بعد ترجمه و تدریس آثار فارابی و ابن سینا حتی به زبان عربی و از روی متون اصلی در دانشکده الهیات و بعد سرکوب دوباره این جریان موسوم به جریان توماسی و در نهایت تولد دانشکده فلسفه در دانشگاه پاریس است. بنابراین غرب یک دوره ۳۰۰ ساله را طی کرده تا فلسفه به دانشکده‌ای ویژه خود دست یافته است. از این تاریخ به بعد یعنی از قرن پانزدهم به بعد، در بازی و جدال دانشکده‌ها در میدان دانشگاه، دانشکده فلسفه هم حضور دارد؛ جدالی که تا قرن نوزدهم یک پیروز همیشگی داشت که تلاش می‌کرد دانشکده فلسفه و دیگر دانشکده‌ها را به انقیاد خود درآورد؛ یعنی دانشکده الهیات که قدرت خود را از نهاد دین و کلیسا می‌گرفت.
Forwarded from ماحوزی
به این معنا، نزاع نامشروعی که کانت بین دانشکده‌ها معرفی کرده است، نزاع میان ایمان و عقل یعنی نزاع میان الهیات و فلسفه بوده است که در سیصد سال بعد بگونه‌ای آزاردهنده فضا را بر فلسفه تنگ کرده بود و فیلسوفان را به محدود کردن میدان فلسفه‌ورزی‌شان در محدوده‌های الهیات مجبور می‌ساخت.
این کانت بود که برای نخستین بار راه حلی ارائه داد تا دانشکده فلسفه از کنیزی دانشکده الهیات خارج شود و از وضعیت فرودستی به فرادستی منتقل شود.
http://iscs.ac.ir/content/15854/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
Forwarded from ماحوزی
به یاد استاد سید عبدالله انوار
رضا ماحوزی

در پنج سال اخیر چهار نوبت با مرحوم انوار گفتگوی معطوف به تولید برنامه داشتم که یکی از آن‌ها با عنوان "روزگار" زمستان سال نود و شش در شبکه چهار سیما پخش شد و دیگری به مناسبت کنگره جهانی فارابی و فرهنگ و تمدن اسلامی حدود سه هفته قبل ضبط و روز پنج شنبه یازدهم اسفند پخش و منتشر شد.
قرار شد از ایشان در بخش اختتامیه همین کنگره نیز به عنوان فارابی‌شناس برجسته تقدیر شود که تلفنی گفت بیمارم و نمی‌توانم بیایم اما مشتاق بود هدیه کنگره را ببیند. قرار شد هدیه را به خانه‌اش ببرم که خیلی زود، دیر شد.
در همان تماس تلفنی و تماسی که چند روز قبل از آن با او داشتم و فرایند برگزاری کنگره را خدمتشان توضیح می‌دادم، از یکی از چند کتابی که دفعه قبل به رسم هدیه خانه‌شان برده بودم، یعنی از کتاب "نعاملات فلسفی ایران و یونان" که درواقع گفتگویی است بین استاد منوچهر صدوقی سها، دکتر سعید بینای مطلق، دکتر نصرالله حکمت و من، بسیار تعریف و تمجید کرد و تفقدی داشت.

در آخرین گفتگو از اینکه بحث ما به رابطه ریاضیات و هندسه و موسیقی نزد فارابی و ابن‌سینا کشیده شده بود بسیار مبتهج بود و احتیاط ما را برای رعایت حال جسمی‌اش برنمی‌تافت و مایل بود بیشتر صحبت کنیم و بگوییم. این ویدئو به صورت کامل در آپارات و سایت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی بارگزاری شده است.

درباره بزرگی او و آثار و پژوهش‌هایش بسیار گفته‌اند. با اینحال برای خود من جالب بود که او چگونه از ریاضیات قدیم در تمدن ایرانی به راسل و ویتگنشتاین هم سر زده و با عظمت از آثار ویتگنشتاین یاد می‌کند.
یادش گرامی

http://iscs.ac.ir/content/15859/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
Forwarded from ماحوزی
http://iscs.ac.ir/tv

شبکه تلوزیونی اینترنتی دانشگاه ایرانی
مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با هدف توسعه ادبیات تخصصی مطالعات آموزش عالی، علم و فناوری، این شبکه تلوزیونی را به تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۲ افتتاح و رونمایی کرد.
Channel name was changed to «پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی(پمفات)»