سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان
در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد؛ سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟
گفت : خدا ... خدا...خدا...
او مرا نجات خواهد داد،
وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!
خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت
نوبت به وکیل دادگستری رسید؛
از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟
گفت: من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت میدانم؛
عدالت .. عدالت .. عدالت..
گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.
مردم متعجب، گفتند : آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد
آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛
سؤال شد: آخرین حرفت را بزن
گفت :من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم
اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود
با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،
تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کرد
چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند!
در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد؛ سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟
گفت : خدا ... خدا...خدا...
او مرا نجات خواهد داد،
وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!
خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت
نوبت به وکیل دادگستری رسید؛
از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟
گفت: من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت میدانم؛
عدالت .. عدالت .. عدالت..
گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.
مردم متعجب، گفتند : آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد
آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛
سؤال شد: آخرین حرفت را بزن
گفت :من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم
اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود
با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،
تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کرد
چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند!
۶ درس بزرگ در مورد ثروت که پدرت هیچوقت یادت نداد!
1️⃣درس اول | افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب
درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند
2️⃣_درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند
همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.
3️⃣درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را
اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.
4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟
5️⃣درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند
این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.
6️⃣درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد،اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود
در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میده
1️⃣درس اول | افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب
درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند
2️⃣_درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند
همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.
3️⃣درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را
اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.
4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟
5️⃣درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند
این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.
6️⃣درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد،اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود
در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میده
24 اقدام ساده برای باهوش شدن و موفق شدن..
آیا میخواهید ذهن خود را وسعت دهید و باهوش ترو موفق شوید؟
کمی تلاش روزانه وسعت عظیمی به ذهن شما میدهد. در این پست چند روش ساده به شما پیشنهاد میشود که با انجام آنها میتوانید شخص باهوش تری شوید.
1. هر روز ۱۰ ایده بسازید
2. روزنامه بخوانید
3. نقش یک نویسندهی مخالف را بازی کنید
4. به جای تماشای برنامههای بیفایدهی تلویزیون، فیلمهای آموزشی ببینید
5. در جاهایی که اطلاعات جذاب را منتشر میکنند، مشترک شوید
6. منابع دانش مورد علاقهی خود را بررسی کنید
7. آنچه را آموختهاید، با دیگران به اشتراک بگذارید
8. دو فهرست از کارهای” انجام دادنی” تهیه کنید:
یکی مهارتهای مربوط به کار شما که اکنون میخواهید یاد بگیرید، و دومی چیزهایی که در آینده به آنها دست مییابید
9. فهرست کارهای “انجام دادهام” را تهیه کنید
10. فهرست کارهای “دیگر انجام نمیدهم” را تهیه کنید
11. هر آنچه را میآموزید، بنویسید
12. ذهن خود را تحریک کنید
13. در دورههای آنلاین شرکت کنید
14 با افرادی که برای شما جالب هستند، صحبت کنید
15. وقت خود را با افراد باهوش تر از خودتان بگذرانید
16. به دنبال پاسخ پرسشهای خود باشید
17. از برنامههای آموزشی “هر روز یک کلمه” استفاده کنید
18. با ترسهایتان مواجه شوید
19. عرصههای جدید را کشف کنید
20. به بازیهای فکری بپردازید
21. زمانی را به “هیچ کاری انجام ندادن” اختصاص دهید
22. یک سرگرمی سازنده برای خود انتخاب کنید
23. آنچه را آموختهاید به کار بندید
24. ورزش کنید و یک رژیم.غذایی سالم را در پیش بگیرید.
آیا میخواهید ذهن خود را وسعت دهید و باهوش ترو موفق شوید؟
کمی تلاش روزانه وسعت عظیمی به ذهن شما میدهد. در این پست چند روش ساده به شما پیشنهاد میشود که با انجام آنها میتوانید شخص باهوش تری شوید.
1. هر روز ۱۰ ایده بسازید
2. روزنامه بخوانید
3. نقش یک نویسندهی مخالف را بازی کنید
4. به جای تماشای برنامههای بیفایدهی تلویزیون، فیلمهای آموزشی ببینید
5. در جاهایی که اطلاعات جذاب را منتشر میکنند، مشترک شوید
6. منابع دانش مورد علاقهی خود را بررسی کنید
7. آنچه را آموختهاید، با دیگران به اشتراک بگذارید
8. دو فهرست از کارهای” انجام دادنی” تهیه کنید:
یکی مهارتهای مربوط به کار شما که اکنون میخواهید یاد بگیرید، و دومی چیزهایی که در آینده به آنها دست مییابید
9. فهرست کارهای “انجام دادهام” را تهیه کنید
10. فهرست کارهای “دیگر انجام نمیدهم” را تهیه کنید
11. هر آنچه را میآموزید، بنویسید
12. ذهن خود را تحریک کنید
13. در دورههای آنلاین شرکت کنید
14 با افرادی که برای شما جالب هستند، صحبت کنید
15. وقت خود را با افراد باهوش تر از خودتان بگذرانید
16. به دنبال پاسخ پرسشهای خود باشید
17. از برنامههای آموزشی “هر روز یک کلمه” استفاده کنید
18. با ترسهایتان مواجه شوید
19. عرصههای جدید را کشف کنید
20. به بازیهای فکری بپردازید
21. زمانی را به “هیچ کاری انجام ندادن” اختصاص دهید
22. یک سرگرمی سازنده برای خود انتخاب کنید
23. آنچه را آموختهاید به کار بندید
24. ورزش کنید و یک رژیم.غذایی سالم را در پیش بگیرید.
✨ بدن ما تو مواقع ضروری با نشونههای جسمانی به ما هشدار میده که از لحاظ روانی نیاز به رسیدگی و استراحت داریم؛ مثل:
1. نسبت به قبل سریع تر عصبانی میشید و کنترلتون و از دست میدید.
2. بدون دلیل دچار #اضطراب یا حملات پانیک میشید.
3. نسبت به مواردی که قبلا ازشون لذت میبردید، بیعلاقه میشید و انگیزهای برای انجام دادن حتی کارای معمولی ندارید.
4. نمیتونید به راحتی بخوابید و یا بیشتر از زمان معمول طول میکشه تا خوابتون ببره.
دقیقا انگار بدنتون داره بهتون میگه: بسه دیگه!
اینجور مواقع نباید با روح و جسمتون بجنگید و فقط باید استراحت کنید.
#روانشناسی
@Irpdf
1. نسبت به قبل سریع تر عصبانی میشید و کنترلتون و از دست میدید.
2. بدون دلیل دچار #اضطراب یا حملات پانیک میشید.
3. نسبت به مواردی که قبلا ازشون لذت میبردید، بیعلاقه میشید و انگیزهای برای انجام دادن حتی کارای معمولی ندارید.
4. نمیتونید به راحتی بخوابید و یا بیشتر از زمان معمول طول میکشه تا خوابتون ببره.
دقیقا انگار بدنتون داره بهتون میگه: بسه دیگه!
اینجور مواقع نباید با روح و جسمتون بجنگید و فقط باید استراحت کنید.
#روانشناسی
@Irpdf
Forwarded from Proxy MTProto | پروکسی
🌵 New MTProto Proxy!
Server: Unknown
Port:
Secret:
• More: @TelMTProto
Server: Unknown
Port:
443Secret:
7gARIjNEVWZ3iJmqu8zd7v93d3cucnViaWthLmFicmlrYS5hbXJpY2EuZnVu• More: @TelMTProto
قضیهی قورباغهی سربریده
یک آزمایش در زیستشناسی هست که این روزها خیلی بهش فکر میکنم. آزمایشیه که در کلاس فیزیولوژی جانوری اون رو درس میدن و شگفتآوره. (البته پیشنهاد نمیکنم اون رو انجام بدید.) در این آزمایش شما سر یک قورباغه رو با قیچی از توی دهانش میبرید و جدا میکنید
در واقع با اینکار مغزش رو جدا میکنید اما بدنش کاملا باقی میمونه و به حیاتش ادامه میده. سلولها در خدمت بدن همچنان کار میکنن. چون قورباغه برای تنفس به دماغ نیاز نداره و از طریق پوستش تنفس میکنه. در واقع قورباغه تبدیل میشه به یک زامبی.
حیات قورباغه ادامه پیدا میکنه اما چطور؟
اون دیگه قدرت فکر کردن و تشخیص هیچی رو نداره. مثلا در این وضعیت اگه بندازیدش توی آب شنا میکنه. طبق چیزی که بدنش بلده. نه چیزی که مغزش میدونه. یا اگر بزنید توی کمرش میپره جلوتر.
قورباغهی زامبی که دیگه مغز نداره، هیچ ابتکاری عملی نداره و تماما واکنش نشون میده.
نمیدونه از چی داره فرار میکنه. هر حرکت بیرونی رو یک عامل اذیتکننده تشخیص میده و در ازاش یک رفتار متقابل انجام میده که رفلکس بدنشه و همیشه انجامش داده.
حالا چرا این روزها به یاد این آزمایش میافتم؟
چون نیروی مقابل ما به این وضعیت رسیده. تمام رفتارهاش واکنشه و ابتکار عمل نداره
شما مینویسی، دستگیرت میکنه. شما املت میخوری دستگیرت میکنه. زور میگه. شلیک میکنه. چیزهایی که بلده. حتی وقتی شما موسیقی میسازی میاد روی همون موسیقی کلیپ میسازه! طبیعیه. این بخشی از خصلت زامبیه. بیبرنامگی و بیهدفی. فقط چون هنوز زنده است یک کارهایی میکنه.
ها این رو یادم رفت بگم. قورباغه در نهایت میمیره. چندمدت بعد از گشنگی، یا ضعف تنفس، یا تموم شدن یک چیز دیگهش میمیره. سلولهاش دیگه همه در یک جهت و یک فرمان حرکت نمیکنن و در این وضعیت مرگ ناگزیره.
یک آزمایش در زیستشناسی هست که این روزها خیلی بهش فکر میکنم. آزمایشیه که در کلاس فیزیولوژی جانوری اون رو درس میدن و شگفتآوره. (البته پیشنهاد نمیکنم اون رو انجام بدید.) در این آزمایش شما سر یک قورباغه رو با قیچی از توی دهانش میبرید و جدا میکنید
در واقع با اینکار مغزش رو جدا میکنید اما بدنش کاملا باقی میمونه و به حیاتش ادامه میده. سلولها در خدمت بدن همچنان کار میکنن. چون قورباغه برای تنفس به دماغ نیاز نداره و از طریق پوستش تنفس میکنه. در واقع قورباغه تبدیل میشه به یک زامبی.
حیات قورباغه ادامه پیدا میکنه اما چطور؟
اون دیگه قدرت فکر کردن و تشخیص هیچی رو نداره. مثلا در این وضعیت اگه بندازیدش توی آب شنا میکنه. طبق چیزی که بدنش بلده. نه چیزی که مغزش میدونه. یا اگر بزنید توی کمرش میپره جلوتر.
قورباغهی زامبی که دیگه مغز نداره، هیچ ابتکاری عملی نداره و تماما واکنش نشون میده.
نمیدونه از چی داره فرار میکنه. هر حرکت بیرونی رو یک عامل اذیتکننده تشخیص میده و در ازاش یک رفتار متقابل انجام میده که رفلکس بدنشه و همیشه انجامش داده.
حالا چرا این روزها به یاد این آزمایش میافتم؟
چون نیروی مقابل ما به این وضعیت رسیده. تمام رفتارهاش واکنشه و ابتکار عمل نداره
شما مینویسی، دستگیرت میکنه. شما املت میخوری دستگیرت میکنه. زور میگه. شلیک میکنه. چیزهایی که بلده. حتی وقتی شما موسیقی میسازی میاد روی همون موسیقی کلیپ میسازه! طبیعیه. این بخشی از خصلت زامبیه. بیبرنامگی و بیهدفی. فقط چون هنوز زنده است یک کارهایی میکنه.
ها این رو یادم رفت بگم. قورباغه در نهایت میمیره. چندمدت بعد از گشنگی، یا ضعف تنفس، یا تموم شدن یک چیز دیگهش میمیره. سلولهاش دیگه همه در یک جهت و یک فرمان حرکت نمیکنن و در این وضعیت مرگ ناگزیره.
در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎی ﺳﻴﺎسی،
ﺁن که ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ
ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک تر ﺍﺳﺖ!
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی بهشت ﺑﺮ زمین
همیشه جهنم به بار آورده ...
کارل پوپر
ﺁن که ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ
ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک تر ﺍﺳﺖ!
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی بهشت ﺑﺮ زمین
همیشه جهنم به بار آورده ...
کارل پوپر
ویلیام فلور میگه در دوران قاجار، در ارومیه، وقتی وبا شایع شد، مسیحیها فهمیده بودن آب رو بجوشونن و بعد مصرف کنن تا بیمار نشن. ولی مسلمانان فکر میکردن عزراییل بین اونها و مسیحیها فرق گذاشته. بهخاطر همین روی در خونهشون علامت صلیب گذاشته بودن تا عزراییل گمراه بشه
از طرفی فکر میکردند این بیماری بهخاطر غلبه طبع گرم هست و عدهای از مبتلایان رو در دیگهای آب سرد میانداختند. در کازرون هم با شلیک گلوله و ایجاد سر و صدا تلاش میکردند که بیماری رو بترسونن و فراری بدند تا سراغشون نیاد.
(نقل از کتاب علم و شبه علم دکتر کیارش آرامش)
از طرفی فکر میکردند این بیماری بهخاطر غلبه طبع گرم هست و عدهای از مبتلایان رو در دیگهای آب سرد میانداختند. در کازرون هم با شلیک گلوله و ایجاد سر و صدا تلاش میکردند که بیماری رو بترسونن و فراری بدند تا سراغشون نیاد.
(نقل از کتاب علم و شبه علم دکتر کیارش آرامش)
كاملترين انقلاب، انقلابیست كه در آن، آخرين پادشاه با رودههاى آخرين كشيش به دار آويخته شود.
#آناتول_فرانس
#آناتول_فرانس
صحبت از جامعهایست که نیمی از آن خوابند و نیمی دیگر در حال فرارند؛
ما اول باید آن خوابیدهها را بیدار کنیم تا بایستند و بعد آن فراریها را واداریم که بمانند!!
ما اول باید آن خوابیدهها را بیدار کنیم تا بایستند و بعد آن فراریها را واداریم که بمانند!!
نمی دانم شما چطور فکر می کنید آقا، اما از نظر من کشور متمدن کشوری است که مردمش مجبور نباشند وقت خود را برای سیاست تلف کنند...
«سربازان سالامیس»
#خاویر_سرکاس
«سربازان سالامیس»
#خاویر_سرکاس
مارها قورباغهها را میخوردند و قورباغهها از این نا به سامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغهها علیه مارها به لکلکها شکایت کردند.
لکلکها تعدادی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغهها از این حمایت شادمان شدند!
طولی نکشید که لکلکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها.
قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند!
عدهای از آنها با لکلکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار، همپایِ لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند!
حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمدهاند!
ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است، اینکه نمیدانند توسط دوستانشان خورده میشوند یا دشمنانشان؟!
#رساله_دلگشا
#عبید_زاكانی
لکلکها تعدادی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغهها از این حمایت شادمان شدند!
طولی نکشید که لکلکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها.
قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند!
عدهای از آنها با لکلکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار، همپایِ لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند!
حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمدهاند!
ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است، اینکه نمیدانند توسط دوستانشان خورده میشوند یا دشمنانشان؟!
#رساله_دلگشا
#عبید_زاكانی
در میکده گفتند خدا نیست ولی بود
در صومعه گفتند ریا نیست ولی بود
گفتند که چرک کف دست است زر و سیم
بر زخم دل ریش دوا نیست ولی بود
گفتند که شیطان لعین را سر و سری
با قاری قرآن و دعا نیست ولی بود
گفتند که با عشوه گر و رشوه گر و دزد
هم کاسگی اهل قضا نیست ولی بود
گفتند که منظور خدا از سفر و سیر
هر گز سفر آنتالیا نیست ولی بود
گفتند که این سیستم بانکی که نجیب است
سودش همه پاک است و ربا نیست ولی بود
گفتند که مرد عملیم و سخن ما
نفخ شکم و باد هوا نیست ولی بود
گفتند ره ما و علی حیدر کرار
اندازه ی یک موی جدا نیست ولی بود
گفتند در این مملکت از فرط عدالت
دیگر خبر از شاه و گدا نیست ولی بود
گفتند و شنیدیم و با تجربه دیدیم
هر آنچه که گفتند روا نیست ولی بود
گفتند که بیرنگ به آیینه نزن سنگ
آیینه تر از دولت ما نیست ولی بود
در صومعه گفتند ریا نیست ولی بود
گفتند که چرک کف دست است زر و سیم
بر زخم دل ریش دوا نیست ولی بود
گفتند که شیطان لعین را سر و سری
با قاری قرآن و دعا نیست ولی بود
گفتند که با عشوه گر و رشوه گر و دزد
هم کاسگی اهل قضا نیست ولی بود
گفتند که منظور خدا از سفر و سیر
هر گز سفر آنتالیا نیست ولی بود
گفتند که این سیستم بانکی که نجیب است
سودش همه پاک است و ربا نیست ولی بود
گفتند که مرد عملیم و سخن ما
نفخ شکم و باد هوا نیست ولی بود
گفتند ره ما و علی حیدر کرار
اندازه ی یک موی جدا نیست ولی بود
گفتند در این مملکت از فرط عدالت
دیگر خبر از شاه و گدا نیست ولی بود
گفتند و شنیدیم و با تجربه دیدیم
هر آنچه که گفتند روا نیست ولی بود
گفتند که بیرنگ به آیینه نزن سنگ
آیینه تر از دولت ما نیست ولی بود
احمد کسروی تو کتاب مشروطه میگه،
ماه محرم بود و سرباز های روسی در تبریز چوبه دار برپا کرده بودند و مشغول دار زدن آزادیخواهان بودند ولی یک مشت آدم لات و لوت و چاقو کش و پا منبری عین خیالشون هم نبود.
برای کشتار آزادیخواهان که جلو چشمشون کشته می شدند جشن می گرفتند و به اونا لعنت میفرستادن و برای امام حسینی که هزار سال قبل مرده بود عزا و علم و طبق راه انداخته بودند و سینه می زدند که داد از ظلم یزید و حسین مظلوم.
و این، تا به امروز و زمانه ما ادامه داره...
ماه محرم بود و سرباز های روسی در تبریز چوبه دار برپا کرده بودند و مشغول دار زدن آزادیخواهان بودند ولی یک مشت آدم لات و لوت و چاقو کش و پا منبری عین خیالشون هم نبود.
برای کشتار آزادیخواهان که جلو چشمشون کشته می شدند جشن می گرفتند و به اونا لعنت میفرستادن و برای امام حسینی که هزار سال قبل مرده بود عزا و علم و طبق راه انداخته بودند و سینه می زدند که داد از ظلم یزید و حسین مظلوم.
و این، تا به امروز و زمانه ما ادامه داره...