مرجع آموزش زبان ایرانیان
19.8K subscribers
1.89K photos
474 videos
27 files
1.18K links
ارتباط با ادمین:
@irlanguage_com
مرجع زبان ایرانیان
جامع ترین وب سایت زبان کشور

www.irLanguage.com

@irLanguagecom
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
13-
No offense?
دلخور که نشدی؟ (قصد توهین نداشتم)
101 اصطلاح کاملا ضروری
#101_Absolutely_Essential_Idioms
@irlanguagecom

شماره 2

2. right away
فوراً، فوری، بلافاصله، همین الان
👉🏻Def: very soon; immediately (also: at once)

a. Can William come to my office right away?
آیا ویلیام می تواند فوراً به دفتر من بیایید؟
b. Dinner will be ready right away
شام فوراً آماده خواهد شد.
c. Phone the doctor right away.
فوراً به دکتر تلفن بزنید.
d. you must go at once.
باید فوراً بروی.

@irlanguagecom
اصطلاحات رایج در درک فیلم های آمریکایی
#Expressions_in_Americans_Movies
@irlanguagecom

شماره 14
Get out of here!
شوخی می کنی! (من که باور نمی کنم)


- It's a love memento, the most beautiful woman alive. I drove her to the airport. Sparks flew. Emotions ran high. She actually talked to me man.
این یه یادگاری عاشقانه است. قشنگ ترین زنی که وجود دارد (زنده است). من او را با اتومبیل به فروشگاه رسوندم. جرقه ها پرواز می کردند. احساسات اوج گرفته بودن. او واقعا با من صحبت کرد! مَرد.
- Get out of here!
شوخی می کنی! (من که باور نمی کنم).
- Oh, yeah.
اوه بله (اینطور بود).

@irlanguagecom
مرجع زبان ایرانیان
مشاهده کلیپ این فیلم
👇🏻👇🏻👇🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
14.
Get out of here!
شوخی می کنی! (من که باور نمی کنم)
اصطلاحات رایج در درک فیلم های آمریکایی
#Expressions_in_Americans_Movies
@irlanguagecom

شماره 15
bury the hatchet
عداوت و دشمنی را تمام کردن – آشتی کردن

I just want to apologize for that unpleasant scene a little earlier. My friend Harry and I would like to buy you guys a round of beers just to bury the hatchet.
من فقط می خواهم به خاطر اون صحنه ناخوشایند که چند لحظه قبل رخ داد عذر خواهی کنم. دوست من هری و من تمایل داریم تا برای شما دوستان (رفقا) یک دور آبجو بخریم تا با هم آشتی کنیم.

@irlanguagecom
مرجع زبان ایرانیان
مشاهده کلیپ این فیلم
👇🏻👇🏻👇🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
15.
bury the hatchet
عداوت و دشمنی را تمام کردن – آشتی کردن
101 اصطلاح کاملا ضروری
#101_Absolutely_Essential_Idioms
@irlanguagecom

شماره 3

3. sooner or later
دیر یا زود
👉🏻 Def: eventually, after a period of time.

a. if you study English seriously, sooner or later you’ll become fluent.
اگر به طور جدی انگلیسی را بخوانی، دیر یا زود روان خواهی شد.
b. if you work hard, you’ll buy a car sooner or later.
اگر سخت کار کنی، دیر یا زود یک اتومبیل می خری.

@irlanguagecom
اصطلاحات رایج در درک فیلم های آمریکایی
#Expressions_in_Americans_Movies
@irlanguagecom

شماره 16
put it on somebody’s tab
به حساب کسی گذاشتن

- Excuse me, Sea Bass and the fellows offered to pick up our check. They said just put it on their tab. They're very nice.
ببخشید، «سی بس» و رفقاش پیشنهاد دادن تا صورتحساب ما رو پرداخت کنن. اونها گفتن که فقط به حسابشون بزنید. اونها خیلی مهربون هستند.
- Sea Bass said that?
«سی بس» اون رو گفت؟!!

@irlanguagecom
مرجع زبان ایرانیان
مشاهده کلیپ این فیلم
👇🏻👇🏻👇🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
16.
put it on somebody’s tab
به حساب کسی گذاشتن
اصطلاحات رایج در درک فیلم های آمریکایی
#Expressions_in_Americans_Movies
@irlanguagecom

شماره 17
do time
آب خنک خوردن (دوران زندان را سپری کردن)

- What do you expect from your time here at the castle?
توقع داری که زمانت رو اینجا تو قلعه (منظور زندان) چطور بگذارنی؟
- Nothing. Just to do my time and go home.
هیچی، فقط آب خنکم رو بخورم (دوران زندان را سپری کنم) و برم خونه.

@irlanguagecom
مرجع زبان ایرانیان
مشاهده کلیپ این فیلم
👇🏻👇🏻👇🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
17.
do time
آب خنک خوردن (دوران زندان را سپری کردن)
دانلود رایگان مجموعه جدید تصویری آموزش زبان انگلیسی با اخبار BBC Lingohack
http://www.irlanguage.com/928/Lingohack
@irlanguagecom
اصطلاحات رایج در درک فیلم های آمریکایی
#Expressions_in_Americans_Movies
@irlanguagecom

شماره 18
go blank
مغز کسی کار نکردن- یک مرتبه همه چیز را فراموش کردن

-How are you Rosy?
حالت چطوره «رزی»؟
-Um .. look, Dad ...
اوم، ببین بابا.
-Uh-oh. "Look, Dad."
اوووه، ببین بابا !
-I can't do this. I can't do this small-talk thing with you. The whole drive over here, I was trying to think what... what am I going to say? What can we talk about beyond the weather and how's Ben, and I just went blank.
من نمی تونم این کار رو بکنم! من نمی تونم این صحبت های کوتاه الکی رو با تو داشته باشم. در تمام طول رانندگی به این اینجا سعی می کردم که فکر کنم، که در مورد چه چیزی ... چه چیزی قصد دارم صحبت کنم؟ در مورد چه چیزهایی به غیر از آب و هوا و اینکه بن چطوره است، صحبت کنیم؟ اما یک مرتبه همه چیز از ذهنم رفت.
Small Talk :
صحبت در مورد چیزهایی که مهم نیستند، معمولا بین افرادی که همدیگر رو به خوبی نمی شناسند.
مثال:
I don't enjoy parties where I have to make small talk with complete strangers.

@irlanguagecom
مرجع زبان ایرانیان
مشاهده کلیپ این فیلم
👇🏻👇🏻👇🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
18.
go blank
مغز کسی کار نکردن- یک مرتبه همه چیز را فراموش کردن
اصطلاحات رایج در درک فیلم های آمریکایی
#Expressions_in_Americans_Movies
@irlanguagecom

شماره 19
not the other way around
نه بر عکس

- I don't care what you've heard, Yates. They kept me alive. Not the other way around.
برای من مهم نیست که چی شنیدی، ییتز. اونها من رو زنده نگه داشتن، نه برعکس.
مثال :
If it isn't working, try turning the battery the other way round.
اگر کار نمی کند، باطری رو بچرخون و برعکسش رو امتحان کن.

@irlanguagecom
مرجع زبان ایرانیان
مشاهده کلیپ این فیلم
👇🏻👇🏻👇🏻
101 اصطلاح کاملا ضروری
#101_Absolutely_Essential_Idioms
@irlanguagecom

شماره 4
4. at first
در ابتدا، اول
👉🏻 Def: in the beginning, originally

a. At first, English was difficult for me, but later he made great progress.
در ابتدا زبان انگلیسی برای او مشکل بود، ولی بعداً پیشرفت بسیار خوبی کرد.
b. At first, I didn’t know him well.
در ابتدا او را نمی شناختم.

@irlanguagecom
101 اصطلاح کاملا ضروری
#101_Absolutely_Essential_Idioms
@irlanguagecom

شماره 5
5. at last
بالاخره، سرانجام، عاقبت
👉🏻 Def: finally, after a long time

a. We waited for hours and then the train arrived at last.
ما برای ساعت ها منتظر ماندیم و در بالاخره قطار رسید.
b. Now that I am sixteen, at last I can drive my parent’s car.
اکنون که شانزده سال دارم، بالاخره می توانم با ماشین والدینم رانندگی کنم.

@irlanguagecom
101 اصطلاح کاملا ضروری
#101_Absolutely_Essential_Idioms
@irlanguagecom

شماره 6
6. as usual
طبق معمول، مثل همیشه
👉🏻 Def: as is the general case, as is typical

a. Henry is late for class again as usual.
هنری دوباره طبق معمول دیر به کلاس آمده است.
b. As usual Helen won the first prize in the swimming contest.
هلن مثل همیشه جایزه اول را در مسابقه شنا برنده شد.

@irlanguagecom
Learning to play musical instrument or a new language slowdown the process of human brain aging.

فراگیری یک ساز یا یک زبان جدید فرایند پیر شدن مغز انسان را بسیار کند می کند.
@irlanguagecom
#Qoute
کارهای کوچک و مداوم به نتایج بزرگ ختم می شوند.
Ongoing : مدام، پیوسته
Lead: هدایت کردن، سوق دادن
@irlanguagecom
#Qoute