جملات انگلیسی درباره سفارت/ پاسپورت/ ویزا
Embassy/ Passport/ visa
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که برای گرفتن ویزا و پاسپورت مورد استفاده قرار می گیرد، در اختیار زبان آموزان قرار گرفته است.
1- سفارت آمریکا در دبی کجاست؟
Where is the American Embassy in Dubai?
2- باید با سفارت ایران در دبی تماس بگیرید.
You should contact the Iranian Embassy in Dubai?
3- جمعیت زیادی بیرون از سفارت آمریکا تجمع کرده اند.
A large crowd has assembled outside the American Embassy.
4- مشکلتان چیست ؟ دوستان رده بالا و آشنایانی در سفارت آمریکا دارم.
What’s your problem? I have friends in high places and contacts at the the American Embassy.
5- هیچکدام از مقامات سفارت را می شناسی؟
Do you know any of the embassy officials?
6- یکی از دوستانم رابط فرهنگی آنجاست.
One of my friends is a cultural attaché there
7- می خواهم ویزای آمریکا بگیرم.
I want to get/ obtain a visa for the United States.
8- مطمئنم بهت ویزا نمی دهند.
I am sure they’ll refuse you a visa.
9- گرفتن ویزا آنقدر ها هم که تصور می کنی ساده نیست.
Getting a visa isn’t as simple as you might suppose.
10- باید بروی ته صف.
You should join the end of the queue/ line.
11- صف ویزا طولانی است. کاش می توانستم جلو بزنم.
The visa line is long. I wish I could jump the queue.
12- ببخشید آقا، برای گرفتن ویزا چه مدارکی نیاز است؟
Excuse me, sir. What documents do I need to get a visa?
13- گذرنامه، دو قطعه عکس جدید و یک کپی از بلیط باید پیوست فرم درخواست باشد.
Your visa application form should be accompanied by your passport, two recent photographs, and a copy of your ticket.
14- گذر نامه تان را آماده کنید.
Have your passport ready.
15- گذر نامه تان را باید اینجا ارائه کنید.
You should present your passport here.
16- گذرنامه تان کجاست؟
Where is your passport?
17- برای اطمینان، گذرنامه ام را توی جیب داخلی کیفم گذاشته ام.
My passport is in the inner pocket of my bag, for safekeeping.
18- در منزل معمولاً گذرنامه ام را در جای امنی نگهداری می کنم.
At home, I usually keep my passport in a secure place.
19- با گذرنامه من دارد چکار می کند؟
What is he doing with my passport?
20- می خواهد مطمئن شود که گذرنامه شما جعلی نیست.
He wants to make sure your passport is not a forged/ false one.
21- امیدوارم گذرنامه شما معتبر باشد.
I hope your passport is valid.
22- صاحب این گذرنامه کیست؟
Who is the holder of this passport?
23- اینجا بایستید تا پاسپورتتان مهر شود.
Wait here to have your passport stamped.
24- این گذرنامه اعتبار ندارد.
This passport is out-of-date./ this passport has expired.
25- سال آینده باید گذرنامه ام را تعویض کنم.
I need to renew my passport next year.
26- در اختیار داشتن گذرنامه معتبر و هر ویزایی که ممکن است مورد نیاز باشد به عهده شماست.
It is your responsibility to be in possession of a valid passport and any visa which may be necessary.
27- اگر گذرنامه شما مشکلی داشته باشد، گذرنامه تان را گرفته و مانع خروج شما از کشور می شوند.
If there is a problem with your passport, they’ll seize your passport and bar you from leaving the country.
28- مامور گذرنامه را با تعظیم و لبخند به من داد.
The officer handed me the passport with a bow and smile.
40- گذرنامه همه جا باید همراه شما باشد.
You should carry your passport everywhere you go.
41- هنگامی که مهلت ویزای شما تمام شود، شما را به کشور خودتان بر خواهند گرداند.
When your visa expires, they will deport you to your own country.
42- منظور من این است که اگر بیش از اعتبار ویزاییتان بمانید، شما را بازداشت می کنند.
I mean if you overstay your visa, you will be arrested.
43- نمی توانم ویزایم را تمدید کنم؟
Can’t I extend my visa?
44- این ویزا برای یک هفته است اما تا یک ماه قابل تمدید است.
The visa is for 7 days, extendable to one month.
45- کی برای من ویزا صادر می کنید؟
When will you issue a visa for me?
46- رسیدگی به درخواست ویزای شما ممکن است زمان زیادی ببرد.
It can take a long time for your visa application to be processed.
47- میانگین زمان مورد نیاز برای رسیدگی به درخواست گذرنامه شش روز کاری است.
The average turnaround for a passport application is six working days?
48- این ویزا قابل تمدید است؟
Is this visa renewable?
49- برای اینکه ویزایت را به موقع بگیری باید از هفت خوان رستم بگذری.
You have to jump through hoops to get your visa in time.
Embassy/ Passport/ visa
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که برای گرفتن ویزا و پاسپورت مورد استفاده قرار می گیرد، در اختیار زبان آموزان قرار گرفته است.
1- سفارت آمریکا در دبی کجاست؟
Where is the American Embassy in Dubai?
2- باید با سفارت ایران در دبی تماس بگیرید.
You should contact the Iranian Embassy in Dubai?
3- جمعیت زیادی بیرون از سفارت آمریکا تجمع کرده اند.
A large crowd has assembled outside the American Embassy.
4- مشکلتان چیست ؟ دوستان رده بالا و آشنایانی در سفارت آمریکا دارم.
What’s your problem? I have friends in high places and contacts at the the American Embassy.
5- هیچکدام از مقامات سفارت را می شناسی؟
Do you know any of the embassy officials?
6- یکی از دوستانم رابط فرهنگی آنجاست.
One of my friends is a cultural attaché there
7- می خواهم ویزای آمریکا بگیرم.
I want to get/ obtain a visa for the United States.
8- مطمئنم بهت ویزا نمی دهند.
I am sure they’ll refuse you a visa.
9- گرفتن ویزا آنقدر ها هم که تصور می کنی ساده نیست.
Getting a visa isn’t as simple as you might suppose.
10- باید بروی ته صف.
You should join the end of the queue/ line.
11- صف ویزا طولانی است. کاش می توانستم جلو بزنم.
The visa line is long. I wish I could jump the queue.
12- ببخشید آقا، برای گرفتن ویزا چه مدارکی نیاز است؟
Excuse me, sir. What documents do I need to get a visa?
13- گذرنامه، دو قطعه عکس جدید و یک کپی از بلیط باید پیوست فرم درخواست باشد.
Your visa application form should be accompanied by your passport, two recent photographs, and a copy of your ticket.
14- گذر نامه تان را آماده کنید.
Have your passport ready.
15- گذر نامه تان را باید اینجا ارائه کنید.
You should present your passport here.
16- گذرنامه تان کجاست؟
Where is your passport?
17- برای اطمینان، گذرنامه ام را توی جیب داخلی کیفم گذاشته ام.
My passport is in the inner pocket of my bag, for safekeeping.
18- در منزل معمولاً گذرنامه ام را در جای امنی نگهداری می کنم.
At home, I usually keep my passport in a secure place.
19- با گذرنامه من دارد چکار می کند؟
What is he doing with my passport?
20- می خواهد مطمئن شود که گذرنامه شما جعلی نیست.
He wants to make sure your passport is not a forged/ false one.
21- امیدوارم گذرنامه شما معتبر باشد.
I hope your passport is valid.
22- صاحب این گذرنامه کیست؟
Who is the holder of this passport?
23- اینجا بایستید تا پاسپورتتان مهر شود.
Wait here to have your passport stamped.
24- این گذرنامه اعتبار ندارد.
This passport is out-of-date./ this passport has expired.
25- سال آینده باید گذرنامه ام را تعویض کنم.
I need to renew my passport next year.
26- در اختیار داشتن گذرنامه معتبر و هر ویزایی که ممکن است مورد نیاز باشد به عهده شماست.
It is your responsibility to be in possession of a valid passport and any visa which may be necessary.
27- اگر گذرنامه شما مشکلی داشته باشد، گذرنامه تان را گرفته و مانع خروج شما از کشور می شوند.
If there is a problem with your passport, they’ll seize your passport and bar you from leaving the country.
28- مامور گذرنامه را با تعظیم و لبخند به من داد.
The officer handed me the passport with a bow and smile.
40- گذرنامه همه جا باید همراه شما باشد.
You should carry your passport everywhere you go.
41- هنگامی که مهلت ویزای شما تمام شود، شما را به کشور خودتان بر خواهند گرداند.
When your visa expires, they will deport you to your own country.
42- منظور من این است که اگر بیش از اعتبار ویزاییتان بمانید، شما را بازداشت می کنند.
I mean if you overstay your visa, you will be arrested.
43- نمی توانم ویزایم را تمدید کنم؟
Can’t I extend my visa?
44- این ویزا برای یک هفته است اما تا یک ماه قابل تمدید است.
The visa is for 7 days, extendable to one month.
45- کی برای من ویزا صادر می کنید؟
When will you issue a visa for me?
46- رسیدگی به درخواست ویزای شما ممکن است زمان زیادی ببرد.
It can take a long time for your visa application to be processed.
47- میانگین زمان مورد نیاز برای رسیدگی به درخواست گذرنامه شش روز کاری است.
The average turnaround for a passport application is six working days?
48- این ویزا قابل تمدید است؟
Is this visa renewable?
49- برای اینکه ویزایت را به موقع بگیری باید از هفت خوان رستم بگذری.
You have to jump through hoops to get your visa in time.
Hotel clerk: “You’re in Room 175; here’s your key and mousetrap!
Clerk
کارمند
Mousetrap
تله موش
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Jokes
Clerk
کارمند
Mousetrap
تله موش
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Jokes
Be in great/ perfect shape
در وضعیت خوب، خوش هیکل و قوی
A: I go to the gym and work out 3 days a week.
B: it really shows. You’re in great shape.
- من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.
- کاملا معلوم است، هیکلت عالی است.
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Idioms
در وضعیت خوب، خوش هیکل و قوی
A: I go to the gym and work out 3 days a week.
B: it really shows. You’re in great shape.
- من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.
- کاملا معلوم است، هیکلت عالی است.
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Idioms
می تونی یک تعمیرکار خوب برای بام به من پیشنهاد کنی؟
Can you recommend a good roofer?
بام چکه می کنه
The roof is leaking
نقاش ساختمان
House painter
دیوار ترک خورده
The wall is cracked
رنگ سقف پوسته داده
The roof paint is peeling
—---------------------------------------
@irlanguagecom
#Everyday_English
Can you recommend a good roofer?
بام چکه می کنه
The roof is leaking
نقاش ساختمان
House painter
دیوار ترک خورده
The wall is cracked
رنگ سقف پوسته داده
The roof paint is peeling
—---------------------------------------
@irlanguagecom
#Everyday_English
Fabricate
ساختن، سرهم کردن
The executive fabricated the story about the merger
مدیر داستانی را در مورد ادغام دو شرکت سرهم کرد
Syn. invent
—------------------------------------—
@irlanguagecom
#TOEFL
ساختن، سرهم کردن
The executive fabricated the story about the merger
مدیر داستانی را در مورد ادغام دو شرکت سرهم کرد
Syn. invent
—------------------------------------—
@irlanguagecom
#TOEFL
Daze
گیج کردن، مبهوت کردن
The blow he received on the head dazed him for a while.
ضربه ای که به سرش وارد شد تا مدتی او را گیج کرد.
He was dazed after the crash.
او بعد از تصادف مات و مبهوت شد.
—------------------------------—
@irlanguagecom
#IELTS
گیج کردن، مبهوت کردن
The blow he received on the head dazed him for a while.
ضربه ای که به سرش وارد شد تا مدتی او را گیج کرد.
He was dazed after the crash.
او بعد از تصادف مات و مبهوت شد.
—------------------------------—
@irlanguagecom
#IELTS
Hardship:
سختی، دشواری
The fighter had to face many hardships before he became champion.
جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.
—------------------------------
@irlanguagecom
#504Vocab
سختی، دشواری
The fighter had to face many hardships before he became champion.
جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.
—------------------------------
@irlanguagecom
#504Vocab
15. Tongue-in-cheek
از روی شوخی، به شوخی، با طعنه، با ریشخند، طعنه آمیز
—-------------
a. He made a tongue-in-cheek remark about the food.
او در مورد غذا اظهار نظر طعنه آمیزی کرد.
b. She said it with tongue-in-cheek, she was not serious and meant it as a joke.
او از روی شوخی این حرف را زد، جدی نمی گفت و می خواست شوخی کند.
@irlanguagecom
#American_English_Idioms
از روی شوخی، به شوخی، با طعنه، با ریشخند، طعنه آمیز
—-------------
a. He made a tongue-in-cheek remark about the food.
او در مورد غذا اظهار نظر طعنه آمیزی کرد.
b. She said it with tongue-in-cheek, she was not serious and meant it as a joke.
او از روی شوخی این حرف را زد، جدی نمی گفت و می خواست شوخی کند.
@irlanguagecom
#American_English_Idioms
فیلم های آموزش گرامر ضروری زبان انگلیسی -استاد فرامرزی فر
ٍEssential Grammar in Use
http://www.irlanguage.com/887/
@irlanguagecom
#Website
ٍEssential Grammar in Use
http://www.irlanguage.com/887/
@irlanguagecom
#Website
Thought - اندیشه
Wind - باد
Knowledge - دانش
Sail- بادبان
Mankind - بشریت
Vessel - کشتی
@irlanguagecom #Quote
Wind - باد
Knowledge - دانش
Sail- بادبان
Mankind - بشریت
Vessel - کشتی
@irlanguagecom #Quote
Thought is the Wind, Knowledge the sail, and mankind the vessel.
اندیشه به مانند باد، دانش به مانند بادبان و بشریت به مانند کشتی است.
@ Augustus Hare
اندیشه به مانند باد، دانش به مانند بادبان و بشریت به مانند کشتی است.
@ Augustus Hare
اصطلاحات آمریکایی
16. Pull someone’s leg
سر به سر کسی گذاشتن، کسی را دست انداختن
—---
a. He takes everything so seriously; I can’t resist pulling his leg.
او همه چیز را خیلی جدی می گیرد؛ نمی توانم سر به سر بگذارم.
b. He always pull someone’s leg he finds simple.
او همیشه وقتی فرد ساده ای را می یابد سربه سرش می گذارد.
c. Is he really angry with me or do you think he’s just pulling my leg?
او واقعاً از دست من عصابی نیست یا فکر می کنی فقط دارد سر به سر من می گذارد؟
@irlanguagecom #American_English_Idioms
16. Pull someone’s leg
سر به سر کسی گذاشتن، کسی را دست انداختن
—---
a. He takes everything so seriously; I can’t resist pulling his leg.
او همه چیز را خیلی جدی می گیرد؛ نمی توانم سر به سر بگذارم.
b. He always pull someone’s leg he finds simple.
او همیشه وقتی فرد ساده ای را می یابد سربه سرش می گذارد.
c. Is he really angry with me or do you think he’s just pulling my leg?
او واقعاً از دست من عصابی نیست یا فکر می کنی فقط دارد سر به سر من می گذارد؟
@irlanguagecom #American_English_Idioms
جملات انگلیسی درباره شخصیت افراد
Peoples Character
در این پست اصلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است.
1- نسبتاً اجتماعی است.
He‘s quite sociable.
2- نسبتاً گوشه گیر است.
He’s rather unsociable.
3- من مهربان و صمیمی هستم.
I’m kind and friendly.
4- خودم را مهربان و صمیمی می دانم.
I consider myself kind and friendly.
5- او راستگو(درستکار)/ نادرست است.
He’s honest/ dishonest.
6- او آرام/ عصبی است.
He’s calm/nervy.
7- او اجتماعی(زود جوش) / گوشه کیر(دیر جوش) است.
He’s sociable/unsociable.
8- او خوش اخلاق/ بد اخلاق است.
He’s good-tempered/bad-tempered.
9- او صمیمی(خوش برخورد) است/ او چندان صمیمی نیست.
He’s friendly/ rather unfriendly.
10- او خنده رو/افسرده است.
He’s cheerful/depressed.
11- او پر حرف/ کم حرف است.
He’s talkative/quiet.
12- او خوش صحبت/ کسل کننده است.
He’s entertaining/boring.
13- او خجالتی/پررو است.
He’s shy/ cheeky.
14- او مودب/ بی ادب است.
He’s polite/impolite.
15- او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است.
He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class.
16- او مودب/ بی ادب است.
He’s polite/ impolite (rude).
17- او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است.
He’s reliable/unreliable.
18- او باهوش/ کودن است.
He’s smart (clever, intelligent)/stupid.
19- او پر کار/ تنبل است.
He’s hard- working/ lazy.
20- او صبور / عجول است.
He’s patient/ impatient.
21- او فعال/ کم تحرک است.
He’s active/ inactive.
22- او عاطفی/ غیر عاطفی است.
He’s emotional/ unemotional (cool).
23- او آگاه (معقول)/ ناآگاه است.
He’s sensible/ insensible.
24- او خوش بین/ بدبین است.
He’s optimistic /pessimistic.
25- او شجاع(با شهامت)/ بزدل است.
He’s brave(courageous)/chicken-hearted(a coward).
26- او جدی/ بی خیال است.
He’s serious/ easygoing.
27- او سخاوتمند/ خسیس است.
He’s generous/ mean.
28- او صرفه جو/ ولخرج است.
He’s economical/extravagant.
29- او با تدبیر/ بی تدبیر است.
He’s tactful/tactless.
30- او دارای اعتماد بهنفس/ فاقد اعتماد به نفس(متزلزل) است.
He’s self-confident/ insecure.
31- او مهربان/ نامهربان است.
He’s kind/ unkind.
32- او متواضع/ متکبر است.
He’s down- to-earth (humble)/arrogant.
33- او عاقل/ ابله است.
He’s wise/ a fool (foolish).
34- او قاطع/ بی اراده است.
He’s decisive/ indecisive.
35- او روشنفکر/امّل است.
He’s intellectual/ fanatic.
36- او مسئول/ غیر مسئول است.
He’s responsible/irresponsible.
37- او خلاق/ فاقد خلاقیت است.
He’s creative/unimaginative.
38- او خود خواه نیست/ خود خواه است.
He’s unselfish/ selfish.
39- او آزاد اندیش/ کوته فکر است.
He’s broad-minded/ narrow- minded.
40- او با سلیقه/ شلخته است.
He’s tidy(neat)/ messy(untidy).
41- او حس همکاری دارد/ حس همکاری ندارد.
He’s cooperative/uncooperative.
42- او با ملاحظه/ بی ملاحظه است.
He’s considerate/inconsiderate.
43- او قابل انعطاف/ لجباز است.
He’s flexible/stubborn.
44- او یک آقای به تمام معنی است.
He’s a real gentleman.
45- او یک خانم به تمام معنی است.
She’s a real lady.
46- او با نشاط و پر انرژی است.
He’s lively and energetic.
47- او مبتکر و خلاق است.
He’s innovative and creative.
48- او متفکر و آزاد اندیش است.
He’s thoughtful and open-minded.
49- او خود ساخته و متکی به نفس است.
He’s self- made and independent.
50- او با سواد و با مطالعه است.
He’s knowledgeable and well- read.
51- او با شخصیت و قابل احترام است.
He’s dignified and respectable.
52- او سخاوتمند و مهمان نواز است.
He’s generous and hospitable.
53- او سخت کوش و درس خوان است.
He’s hard-working and studious.
54- او متظاهر است.
He’s showy (a show-off).
55- او خسیس است.
He’s stingy (a miser).
56- او حسود است.
He’s jealous.
57- او دو رو است.
He’s two-faced.
58- او حساس است.
He’s sensitive (touchy).
59- او احساساتی است.
He’s sentimental.
60- او لوس است.
He’s spoiled.
61- او کنجکاو(فضول) است.
He’s curious (nosy/nosey).
62- او زود از کوره در می رود.
He’s quick-tempered./he loses his temper quickly.
63- همیشه پشت سر(من ) حرف می زند.
He’s always talking behind (my) back.
64- او اعتماد به نفس ندارد.
He lacks self-confidence.
65- نسبت به انتقاد حساسیت دارد.
He’s rather sensitive to criticism.
66- هرگز غیبت نمی کند.
He never backbites.
67- همیشه سر به سر دوستانش می گذارد.
He always teases his friends.
68- معمولا با دیگران قاطی نمی شود.
He doesn’t usually mix with others.
Peoples Character
در این پست اصلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است.
1- نسبتاً اجتماعی است.
He‘s quite sociable.
2- نسبتاً گوشه گیر است.
He’s rather unsociable.
3- من مهربان و صمیمی هستم.
I’m kind and friendly.
4- خودم را مهربان و صمیمی می دانم.
I consider myself kind and friendly.
5- او راستگو(درستکار)/ نادرست است.
He’s honest/ dishonest.
6- او آرام/ عصبی است.
He’s calm/nervy.
7- او اجتماعی(زود جوش) / گوشه کیر(دیر جوش) است.
He’s sociable/unsociable.
8- او خوش اخلاق/ بد اخلاق است.
He’s good-tempered/bad-tempered.
9- او صمیمی(خوش برخورد) است/ او چندان صمیمی نیست.
He’s friendly/ rather unfriendly.
10- او خنده رو/افسرده است.
He’s cheerful/depressed.
11- او پر حرف/ کم حرف است.
He’s talkative/quiet.
12- او خوش صحبت/ کسل کننده است.
He’s entertaining/boring.
13- او خجالتی/پررو است.
He’s shy/ cheeky.
14- او مودب/ بی ادب است.
He’s polite/impolite.
15- او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است.
He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class.
16- او مودب/ بی ادب است.
He’s polite/ impolite (rude).
17- او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است.
He’s reliable/unreliable.
18- او باهوش/ کودن است.
He’s smart (clever, intelligent)/stupid.
19- او پر کار/ تنبل است.
He’s hard- working/ lazy.
20- او صبور / عجول است.
He’s patient/ impatient.
21- او فعال/ کم تحرک است.
He’s active/ inactive.
22- او عاطفی/ غیر عاطفی است.
He’s emotional/ unemotional (cool).
23- او آگاه (معقول)/ ناآگاه است.
He’s sensible/ insensible.
24- او خوش بین/ بدبین است.
He’s optimistic /pessimistic.
25- او شجاع(با شهامت)/ بزدل است.
He’s brave(courageous)/chicken-hearted(a coward).
26- او جدی/ بی خیال است.
He’s serious/ easygoing.
27- او سخاوتمند/ خسیس است.
He’s generous/ mean.
28- او صرفه جو/ ولخرج است.
He’s economical/extravagant.
29- او با تدبیر/ بی تدبیر است.
He’s tactful/tactless.
30- او دارای اعتماد بهنفس/ فاقد اعتماد به نفس(متزلزل) است.
He’s self-confident/ insecure.
31- او مهربان/ نامهربان است.
He’s kind/ unkind.
32- او متواضع/ متکبر است.
He’s down- to-earth (humble)/arrogant.
33- او عاقل/ ابله است.
He’s wise/ a fool (foolish).
34- او قاطع/ بی اراده است.
He’s decisive/ indecisive.
35- او روشنفکر/امّل است.
He’s intellectual/ fanatic.
36- او مسئول/ غیر مسئول است.
He’s responsible/irresponsible.
37- او خلاق/ فاقد خلاقیت است.
He’s creative/unimaginative.
38- او خود خواه نیست/ خود خواه است.
He’s unselfish/ selfish.
39- او آزاد اندیش/ کوته فکر است.
He’s broad-minded/ narrow- minded.
40- او با سلیقه/ شلخته است.
He’s tidy(neat)/ messy(untidy).
41- او حس همکاری دارد/ حس همکاری ندارد.
He’s cooperative/uncooperative.
42- او با ملاحظه/ بی ملاحظه است.
He’s considerate/inconsiderate.
43- او قابل انعطاف/ لجباز است.
He’s flexible/stubborn.
44- او یک آقای به تمام معنی است.
He’s a real gentleman.
45- او یک خانم به تمام معنی است.
She’s a real lady.
46- او با نشاط و پر انرژی است.
He’s lively and energetic.
47- او مبتکر و خلاق است.
He’s innovative and creative.
48- او متفکر و آزاد اندیش است.
He’s thoughtful and open-minded.
49- او خود ساخته و متکی به نفس است.
He’s self- made and independent.
50- او با سواد و با مطالعه است.
He’s knowledgeable and well- read.
51- او با شخصیت و قابل احترام است.
He’s dignified and respectable.
52- او سخاوتمند و مهمان نواز است.
He’s generous and hospitable.
53- او سخت کوش و درس خوان است.
He’s hard-working and studious.
54- او متظاهر است.
He’s showy (a show-off).
55- او خسیس است.
He’s stingy (a miser).
56- او حسود است.
He’s jealous.
57- او دو رو است.
He’s two-faced.
58- او حساس است.
He’s sensitive (touchy).
59- او احساساتی است.
He’s sentimental.
60- او لوس است.
He’s spoiled.
61- او کنجکاو(فضول) است.
He’s curious (nosy/nosey).
62- او زود از کوره در می رود.
He’s quick-tempered./he loses his temper quickly.
63- همیشه پشت سر(من ) حرف می زند.
He’s always talking behind (my) back.
64- او اعتماد به نفس ندارد.
He lacks self-confidence.
65- نسبت به انتقاد حساسیت دارد.
He’s rather sensitive to criticism.
66- هرگز غیبت نمی کند.
He never backbites.
67- همیشه سر به سر دوستانش می گذارد.
He always teases his friends.
68- معمولا با دیگران قاطی نمی شود.
He doesn’t usually mix with others.
Advice
توصیه، سفارش، نصیحت
I took my father’s advice and went to the station early
به توصیه پدرم گوش کردم و زود به ایستگاه رفتم.
Syn. Suggestion
—---------------------
@irlanguagecom
#TOEFL
توصیه، سفارش، نصیحت
I took my father’s advice and went to the station early
به توصیه پدرم گوش کردم و زود به ایستگاه رفتم.
Syn. Suggestion
—---------------------
@irlanguagecom
#TOEFL