Don’t sell the skin till you have caught the bear
ترجمه: تا وقتی که خرس را نگرفتی، پوستش را نفروش
مفهوم: پیش از اینکه کاری انجام شود، بر روی آن حساب نکن
معادل: خر نخریده را آخور مبند.
—-------------------------------------------
@irlanguagecom
#Proverbs
ترجمه: تا وقتی که خرس را نگرفتی، پوستش را نفروش
مفهوم: پیش از اینکه کاری انجام شود، بر روی آن حساب نکن
معادل: خر نخریده را آخور مبند.
—-------------------------------------------
@irlanguagecom
#Proverbs
Editor
سردبیر، ویراستار، تدوین کننده
It’s undeniable that the magazine has gotten better since Ellis became editor
بدون شک، از وقتی که الیس سردبیر شد، مجله بهتر شده است.
—---------------------------—
@irlanguagecom
#504Vocab
سردبیر، ویراستار، تدوین کننده
It’s undeniable that the magazine has gotten better since Ellis became editor
بدون شک، از وقتی که الیس سردبیر شد، مجله بهتر شده است.
—---------------------------—
@irlanguagecom
#504Vocab
Develop
رشد کردن، توسعه یا گسترش دادن
Some children develop more slowly than others
بعضی از کودکان کندتر از بعضی دیگر رشد می کنند.
Syn. evolve
—------------------------------
@irlanguagecom
#TOEFL
رشد کردن، توسعه یا گسترش دادن
Some children develop more slowly than others
بعضی از کودکان کندتر از بعضی دیگر رشد می کنند.
Syn. evolve
—------------------------------
@irlanguagecom
#TOEFL
Bulk
قسمت عمده، بزرگی، مقدار زیاد، انبوه
Its bulk is twice that of an elephant.
بزرگی آن دو برابر فیل است.
The bulk of his money was spent on gambling.
قسمت اعظم (بیشتر) پول او صرف قمار شد.
—-------------------------------------
@irlanguagecom
#IELTS
قسمت عمده، بزرگی، مقدار زیاد، انبوه
Its bulk is twice that of an elephant.
بزرگی آن دو برابر فیل است.
The bulk of his money was spent on gambling.
قسمت اعظم (بیشتر) پول او صرف قمار شد.
—-------------------------------------
@irlanguagecom
#IELTS
داروخانه
Pharmacy
سوء هاضمه
Indigestion
یبوست
Constipation
اسهال
Diarrhea
تب
A fever
تهوع
Nausea
دل درد
Stomachache
سرما خوردگی
A cold
آفتاب سوختگی
Sunburn
آسپرین
Aspirins
قرص سرفه
Cough drops
قطره
Drops
—-------------------------------
@irlanguagecom
#Everyday_English
Pharmacy
سوء هاضمه
Indigestion
یبوست
Constipation
اسهال
Diarrhea
تب
A fever
تهوع
Nausea
دل درد
Stomachache
سرما خوردگی
A cold
آفتاب سوختگی
Sunburn
آسپرین
Aspirins
قرص سرفه
Cough drops
قطره
Drops
—-------------------------------
@irlanguagecom
#Everyday_English
جملات انگلیسی درباره سفارت/ پاسپورت/ ویزا
Embassy/ Passport/ visa
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که برای گرفتن ویزا و پاسپورت مورد استفاده قرار می گیرد، در اختیار زبان آموزان قرار گرفته است.
1- سفارت آمریکا در دبی کجاست؟
Where is the American Embassy in Dubai?
2- باید با سفارت ایران در دبی تماس بگیرید.
You should contact the Iranian Embassy in Dubai?
3- جمعیت زیادی بیرون از سفارت آمریکا تجمع کرده اند.
A large crowd has assembled outside the American Embassy.
4- مشکلتان چیست ؟ دوستان رده بالا و آشنایانی در سفارت آمریکا دارم.
What’s your problem? I have friends in high places and contacts at the the American Embassy.
5- هیچکدام از مقامات سفارت را می شناسی؟
Do you know any of the embassy officials?
6- یکی از دوستانم رابط فرهنگی آنجاست.
One of my friends is a cultural attaché there
7- می خواهم ویزای آمریکا بگیرم.
I want to get/ obtain a visa for the United States.
8- مطمئنم بهت ویزا نمی دهند.
I am sure they’ll refuse you a visa.
9- گرفتن ویزا آنقدر ها هم که تصور می کنی ساده نیست.
Getting a visa isn’t as simple as you might suppose.
10- باید بروی ته صف.
You should join the end of the queue/ line.
11- صف ویزا طولانی است. کاش می توانستم جلو بزنم.
The visa line is long. I wish I could jump the queue.
12- ببخشید آقا، برای گرفتن ویزا چه مدارکی نیاز است؟
Excuse me, sir. What documents do I need to get a visa?
13- گذرنامه، دو قطعه عکس جدید و یک کپی از بلیط باید پیوست فرم درخواست باشد.
Your visa application form should be accompanied by your passport, two recent photographs, and a copy of your ticket.
14- گذر نامه تان را آماده کنید.
Have your passport ready.
15- گذر نامه تان را باید اینجا ارائه کنید.
You should present your passport here.
16- گذرنامه تان کجاست؟
Where is your passport?
17- برای اطمینان، گذرنامه ام را توی جیب داخلی کیفم گذاشته ام.
My passport is in the inner pocket of my bag, for safekeeping.
18- در منزل معمولاً گذرنامه ام را در جای امنی نگهداری می کنم.
At home, I usually keep my passport in a secure place.
19- با گذرنامه من دارد چکار می کند؟
What is he doing with my passport?
20- می خواهد مطمئن شود که گذرنامه شما جعلی نیست.
He wants to make sure your passport is not a forged/ false one.
21- امیدوارم گذرنامه شما معتبر باشد.
I hope your passport is valid.
22- صاحب این گذرنامه کیست؟
Who is the holder of this passport?
23- اینجا بایستید تا پاسپورتتان مهر شود.
Wait here to have your passport stamped.
24- این گذرنامه اعتبار ندارد.
This passport is out-of-date./ this passport has expired.
25- سال آینده باید گذرنامه ام را تعویض کنم.
I need to renew my passport next year.
26- در اختیار داشتن گذرنامه معتبر و هر ویزایی که ممکن است مورد نیاز باشد به عهده شماست.
It is your responsibility to be in possession of a valid passport and any visa which may be necessary.
27- اگر گذرنامه شما مشکلی داشته باشد، گذرنامه تان را گرفته و مانع خروج شما از کشور می شوند.
If there is a problem with your passport, they’ll seize your passport and bar you from leaving the country.
28- مامور گذرنامه را با تعظیم و لبخند به من داد.
The officer handed me the passport with a bow and smile.
40- گذرنامه همه جا باید همراه شما باشد.
You should carry your passport everywhere you go.
41- هنگامی که مهلت ویزای شما تمام شود، شما را به کشور خودتان بر خواهند گرداند.
When your visa expires, they will deport you to your own country.
42- منظور من این است که اگر بیش از اعتبار ویزاییتان بمانید، شما را بازداشت می کنند.
I mean if you overstay your visa, you will be arrested.
43- نمی توانم ویزایم را تمدید کنم؟
Can’t I extend my visa?
44- این ویزا برای یک هفته است اما تا یک ماه قابل تمدید است.
The visa is for 7 days, extendable to one month.
45- کی برای من ویزا صادر می کنید؟
When will you issue a visa for me?
46- رسیدگی به درخواست ویزای شما ممکن است زمان زیادی ببرد.
It can take a long time for your visa application to be processed.
47- میانگین زمان مورد نیاز برای رسیدگی به درخواست گذرنامه شش روز کاری است.
The average turnaround for a passport application is six working days?
48- این ویزا قابل تمدید است؟
Is this visa renewable?
49- برای اینکه ویزایت را به موقع بگیری باید از هفت خوان رستم بگذری.
You have to jump through hoops to get your visa in time.
Embassy/ Passport/ visa
در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که برای گرفتن ویزا و پاسپورت مورد استفاده قرار می گیرد، در اختیار زبان آموزان قرار گرفته است.
1- سفارت آمریکا در دبی کجاست؟
Where is the American Embassy in Dubai?
2- باید با سفارت ایران در دبی تماس بگیرید.
You should contact the Iranian Embassy in Dubai?
3- جمعیت زیادی بیرون از سفارت آمریکا تجمع کرده اند.
A large crowd has assembled outside the American Embassy.
4- مشکلتان چیست ؟ دوستان رده بالا و آشنایانی در سفارت آمریکا دارم.
What’s your problem? I have friends in high places and contacts at the the American Embassy.
5- هیچکدام از مقامات سفارت را می شناسی؟
Do you know any of the embassy officials?
6- یکی از دوستانم رابط فرهنگی آنجاست.
One of my friends is a cultural attaché there
7- می خواهم ویزای آمریکا بگیرم.
I want to get/ obtain a visa for the United States.
8- مطمئنم بهت ویزا نمی دهند.
I am sure they’ll refuse you a visa.
9- گرفتن ویزا آنقدر ها هم که تصور می کنی ساده نیست.
Getting a visa isn’t as simple as you might suppose.
10- باید بروی ته صف.
You should join the end of the queue/ line.
11- صف ویزا طولانی است. کاش می توانستم جلو بزنم.
The visa line is long. I wish I could jump the queue.
12- ببخشید آقا، برای گرفتن ویزا چه مدارکی نیاز است؟
Excuse me, sir. What documents do I need to get a visa?
13- گذرنامه، دو قطعه عکس جدید و یک کپی از بلیط باید پیوست فرم درخواست باشد.
Your visa application form should be accompanied by your passport, two recent photographs, and a copy of your ticket.
14- گذر نامه تان را آماده کنید.
Have your passport ready.
15- گذر نامه تان را باید اینجا ارائه کنید.
You should present your passport here.
16- گذرنامه تان کجاست؟
Where is your passport?
17- برای اطمینان، گذرنامه ام را توی جیب داخلی کیفم گذاشته ام.
My passport is in the inner pocket of my bag, for safekeeping.
18- در منزل معمولاً گذرنامه ام را در جای امنی نگهداری می کنم.
At home, I usually keep my passport in a secure place.
19- با گذرنامه من دارد چکار می کند؟
What is he doing with my passport?
20- می خواهد مطمئن شود که گذرنامه شما جعلی نیست.
He wants to make sure your passport is not a forged/ false one.
21- امیدوارم گذرنامه شما معتبر باشد.
I hope your passport is valid.
22- صاحب این گذرنامه کیست؟
Who is the holder of this passport?
23- اینجا بایستید تا پاسپورتتان مهر شود.
Wait here to have your passport stamped.
24- این گذرنامه اعتبار ندارد.
This passport is out-of-date./ this passport has expired.
25- سال آینده باید گذرنامه ام را تعویض کنم.
I need to renew my passport next year.
26- در اختیار داشتن گذرنامه معتبر و هر ویزایی که ممکن است مورد نیاز باشد به عهده شماست.
It is your responsibility to be in possession of a valid passport and any visa which may be necessary.
27- اگر گذرنامه شما مشکلی داشته باشد، گذرنامه تان را گرفته و مانع خروج شما از کشور می شوند.
If there is a problem with your passport, they’ll seize your passport and bar you from leaving the country.
28- مامور گذرنامه را با تعظیم و لبخند به من داد.
The officer handed me the passport with a bow and smile.
40- گذرنامه همه جا باید همراه شما باشد.
You should carry your passport everywhere you go.
41- هنگامی که مهلت ویزای شما تمام شود، شما را به کشور خودتان بر خواهند گرداند.
When your visa expires, they will deport you to your own country.
42- منظور من این است که اگر بیش از اعتبار ویزاییتان بمانید، شما را بازداشت می کنند.
I mean if you overstay your visa, you will be arrested.
43- نمی توانم ویزایم را تمدید کنم؟
Can’t I extend my visa?
44- این ویزا برای یک هفته است اما تا یک ماه قابل تمدید است.
The visa is for 7 days, extendable to one month.
45- کی برای من ویزا صادر می کنید؟
When will you issue a visa for me?
46- رسیدگی به درخواست ویزای شما ممکن است زمان زیادی ببرد.
It can take a long time for your visa application to be processed.
47- میانگین زمان مورد نیاز برای رسیدگی به درخواست گذرنامه شش روز کاری است.
The average turnaround for a passport application is six working days?
48- این ویزا قابل تمدید است؟
Is this visa renewable?
49- برای اینکه ویزایت را به موقع بگیری باید از هفت خوان رستم بگذری.
You have to jump through hoops to get your visa in time.
Hotel clerk: “You’re in Room 175; here’s your key and mousetrap!
Clerk
کارمند
Mousetrap
تله موش
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Jokes
Clerk
کارمند
Mousetrap
تله موش
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Jokes
Be in great/ perfect shape
در وضعیت خوب، خوش هیکل و قوی
A: I go to the gym and work out 3 days a week.
B: it really shows. You’re in great shape.
- من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.
- کاملا معلوم است، هیکلت عالی است.
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Idioms
در وضعیت خوب، خوش هیکل و قوی
A: I go to the gym and work out 3 days a week.
B: it really shows. You’re in great shape.
- من هفته ای سه روز در باشگاه بدنسازی می کنم.
- کاملا معلوم است، هیکلت عالی است.
—---------------------------—
@irlanguagecom
#Idioms
می تونی یک تعمیرکار خوب برای بام به من پیشنهاد کنی؟
Can you recommend a good roofer?
بام چکه می کنه
The roof is leaking
نقاش ساختمان
House painter
دیوار ترک خورده
The wall is cracked
رنگ سقف پوسته داده
The roof paint is peeling
—---------------------------------------
@irlanguagecom
#Everyday_English
Can you recommend a good roofer?
بام چکه می کنه
The roof is leaking
نقاش ساختمان
House painter
دیوار ترک خورده
The wall is cracked
رنگ سقف پوسته داده
The roof paint is peeling
—---------------------------------------
@irlanguagecom
#Everyday_English
Fabricate
ساختن، سرهم کردن
The executive fabricated the story about the merger
مدیر داستانی را در مورد ادغام دو شرکت سرهم کرد
Syn. invent
—------------------------------------—
@irlanguagecom
#TOEFL
ساختن، سرهم کردن
The executive fabricated the story about the merger
مدیر داستانی را در مورد ادغام دو شرکت سرهم کرد
Syn. invent
—------------------------------------—
@irlanguagecom
#TOEFL
Daze
گیج کردن، مبهوت کردن
The blow he received on the head dazed him for a while.
ضربه ای که به سرش وارد شد تا مدتی او را گیج کرد.
He was dazed after the crash.
او بعد از تصادف مات و مبهوت شد.
—------------------------------—
@irlanguagecom
#IELTS
گیج کردن، مبهوت کردن
The blow he received on the head dazed him for a while.
ضربه ای که به سرش وارد شد تا مدتی او را گیج کرد.
He was dazed after the crash.
او بعد از تصادف مات و مبهوت شد.
—------------------------------—
@irlanguagecom
#IELTS
Hardship:
سختی، دشواری
The fighter had to face many hardships before he became champion.
جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.
—------------------------------
@irlanguagecom
#504Vocab
سختی، دشواری
The fighter had to face many hardships before he became champion.
جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.
—------------------------------
@irlanguagecom
#504Vocab