You need to get off your high horse and listen to other people.
باید از موضع برتری پایین بیای و به بقیه گوش بدی.👇
باید از موضع برتری پایین بیای و به بقیه گوش بدی.👇
She thinks she's always right. I wish she would get off her high horse.
فکر میکنه همیشه حق با اونه؛ کاش از اون حالت برتری بیاد پایین.👇
فکر میکنه همیشه حق با اونه؛ کاش از اون حالت برتری بیاد پایین.👇
نکته مهم
این اصطلاح معمولاً لحن انتقادی یا عصبی دارد و در موقعیت رسمی کمتر استفاده میشود.👇
این اصطلاح معمولاً لحن انتقادی یا عصبی دارد و در موقعیت رسمی کمتر استفاده میشود.👇
Come down to earth
یعنی واقعبین باش / از حالت خیالپردازی یا برتری پایین بیا
You need to come down to earth and face reality.
باید واقعبین باشی و با واقعیت روبهرو شوی.👇
یعنی واقعبین باش / از حالت خیالپردازی یا برتری پایین بیا
You need to come down to earth and face reality.
باید واقعبین باشی و با واقعیت روبهرو شوی.👇
Stop acting superior
دست از برتر جلوه دادن خودت بردار
Stop acting superior. We're all equal here.
ادای برتری درنیار. اینجا همه برابریم.👇
دست از برتر جلوه دادن خودت بردار
Stop acting superior. We're all equal here.
ادای برتری درنیار. اینجا همه برابریم.👇
Don't be so full of yourself
اینقدر از خودت راضی و مغرور نباش
Don’t be so full of yourself.
اینقدر از خودت متکبر نباش.👇
اینقدر از خودت راضی و مغرور نباش
Don’t be so full of yourself.
اینقدر از خودت متکبر نباش.👇
Get over yourself
خیلی خودتو جدی نگیر / اینقدر خودمحور نباش👇
خیلی خودتو جدی نگیر / اینقدر خودمحور نباش👇
Who do you think you are?
فکر میکنی کی هستی؟ (لحن اعتراضی)👇
فکر میکنی کی هستی؟ (لحن اعتراضی)👇
Step off your pedestal
از اون جایگاه مقدسنمایی بیا پایین
(مشابه high horse ولی کمی رسمیتر)👇
از اون جایگاه مقدسنمایی بیا پایین
(مشابه high horse ولی کمی رسمیتر)👇
Put someone on a pedestal
کسی را بیش از حد بالا بردن / بینقص تصور کردن / تقدیس کردن
She puts her father on a pedestal.
او پدرش را بینقص و بسیار والا میداند.👇
کسی را بیش از حد بالا بردن / بینقص تصور کردن / تقدیس کردن
She puts her father on a pedestal.
او پدرش را بینقص و بسیار والا میداند.👇