ایران بریفینگ
7.4K subscribers
21.3K photos
28.1K videos
37.2K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
ایران بریفینگ
قسمت سوم / او در خاطراتش آورده در یکی از صحنه‌های درگیری، نیروهایش قصد تیراندازی به‌سمت افراد یک‌گروه ضد انقلاب را داشتند که با فریادهای آن‌ها مواجه شدند. افراد روبرو فریاد می‌زدند «نزنید! از خودتان هستیم!» با جلوتر رفتن و تحقیق بیشتر، صیاد شیرازی متوجه می…
قسمت چهارم / به ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت معرفی شده بود، با این‌جمله او روبرو شد که «از سنندج شروع کنید!»
صیاد شیرازی در آن‌برهه، ۲۰۰ تن از پاسداران سپاه را در پادگان اصفهان سامان داده بود. او در ادامه برای شروع کارِ متمرکز در کردستان، ۴۰ افسر نخبه را از بین افسران مرکز توپخانه اصفهان انتخاب می کند که این‌افراد به‌طور یکپارچه به استخوان‌بندی لشکر ۲۸ کردستان اضافه شدند و موجب تقویت لشکر مذکور شدند.
در حالی‌که همه راه‌های زمینی بسته بودند، صیاد شیرازی خود را از راه هوا به پادگان سنندج رساند و به‌محض پیاده‌شدن از هواپیما، با آتش خمپاره ضدانقلاب که روی فرودگاه شهر آتش می‌ریخت، مواجه شد. او در حالی‌که حلقه محاصره دشمن را تنگ می‌دید، بین نیروهای سپاه و ارتش ارتباط برقرار کرد. در آن‌لحظات نیروهای ارتش در محاصره معروف ۴۴ روزه خود در باشگاه افسران پادگان گرفتار بودند.
با ورود به حلقه محاصره سنندج، صیاد شیرازی شروع به هدایت آتش توپخانه روی سر ضدانقلاب کرد و توپخانه ارتش تا حدودی از فشارهای دشمن کاست. او در آن‌لحظات با دو پاسدار دیگر یعنی علی موحد دانش و حسین همدانی آشنا می شود.
صیاد شیرازی روایت می‌کند «آن‌وقت‌ها، بچه‌های نیروی هوایی ارتش هم از پادگان نوژه داوطلب آمده بودند و با بچه‌های سپاه کار می‌کردند. لباس پاسداری داشتند. این‌ها هم آمدند و با هم تلفیق شدیم. ترکیب جالبی پیش آمده بود.» (صفحه ۴۱)
همچنین می‌گوید «در آنجا، ترکیب مقدسی بود که با هم آشنا شده بودیم؛ ارتشی، پاسدار، پیشمرگان مسلمان کرد، نیروهای ژاندارمری و شهربانی. همه با هم یکپارچه بودند و خیلی زود ضابطه و مقررات به وجود آمد.» (صفحه ۴۴)
سرگرد علی صیاد شیرازی سوار نفربر زرهی ارتش شد و جلوتر از نیروهای خود حرکت کرد تا خیال خودی‌ها راحت باشد و دلشان قرص شود.
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت چهارم / به ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت معرفی شده بود، با این‌جمله او روبرو شد که «از سنندج شروع کنید!» صیاد شیرازی در آن‌برهه، ۲۰۰ تن از پاسداران سپاه را در پادگان اصفهان سامان داده بود. او در ادامه برای شروع کارِ متمرکز در کردستان، ۴۰ افسر نخبه را…
قسمت پنجم/ پایه حرکت ضربتی و منسجم جمهوری اسلامی علیه کردهای ضد انقلاب از سنندج شروع شد که به‌تعبیر صیاد شیرازی مرکز ثقل تمرکز ضدانقلاب بود. او روایت می‌کند پس از پاکسازی مناطقی که آلوده به حضور ضدانقلاب بودند، در بعضی از سنگرها، قرص‌های ضدحاملگی پیدا می‌شد که حاکی از فساد شدید جنسیتی ضدانقلاب بود(در خاطرات صیاد شیرازی از این جمله اغراق ها و مطالب احتمالا کذب بسیار است او در جای دیگری در کنار قرص ضد حاملگی به مشروبات الکلی و در جای دیگر به کاندوم هم اشاره می کند او حتی در کتابش وجود پتو و تشک دونفره در خانه های تیمی کومله یا دموکرات را نشانه فساد ضد انقلاب می داند که به نظر نمی آید با واقعیت نزدیک باشد)
همین رفتارهای صیاد شیرازی است که باعث می شود سرگرد علی صیاد شیرازی فرمانده منطقه غرب نیروی زمینی ارتش شود، اما چون نمی‌شد با درجه سرگردی بر منطقه غرب و شمال‌غرب فرماندهی کرد، با گرفتن دو درجه تشویقی توسط بنی‌صدر، سرهنگ شد.
این‌کار برای اولین‌بار در این‌مقطع انجام شد وشاید اولین درجه تشویقی در جمهوری اسلامی بود که فرمانده کل قوا به یک ارتشی اعطا کرده بود.
حالا سرهنگ صیاد شیرازی قرارگاه منطقه غرب و شمال‌غرب را در کرمانشاه دایر کرد.
ستاد این‌قرارگاه هم از ترکیب نیروهای سپاه و ارتش تشکیل شد که به‌گفته او، نیروهای قرارگاه بسیار خوب با یکدیگر کار می‌کردند. در آن‌روزها ناصر کاظمی، فرماندار پاوه و فرمانده سپاه این‌شهر بود و ماجرای اختلافش با سرهنگ شهرام رامتین، یکی از خاطرات صیاد شیرازی است که با وساطت نیروهای سپاه و ارتش رفع شد.
با همراهی این‌نیروها بود که صیاد موفق شد در قرارگاه مورد اشاره، یک‌فرماندهی عملیاتی محور به وجود آوَرَد. او می‌گوید تشکیلات مقدسی در قرارگاه به وجود آمده بود که اولین تلفیق نیروهای ارتشی و سپاهی با فرماندهی واحد محسوب می‌شد.
‏ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8
ایران بریفینگ
قسمت پنجم/ پایه حرکت ضربتی و منسجم جمهوری اسلامی علیه کردهای ضد انقلاب از سنندج شروع شد که به‌تعبیر صیاد شیرازی مرکز ثقل تمرکز ضدانقلاب بود. او روایت می‌کند پس از پاکسازی مناطقی که آلوده به حضور ضدانقلاب بودند، در بعضی از سنگرها، قرص‌های ضدحاملگی پیدا می‌شد…
قسمت ششم/ مرحله بعدی، اجرای عملیات در مریوان بود که صیاد ناچار شد به‌دلیل کمبود وسیله نقلیه، نیروها را با کامیون کمپرسی منتقل کند. تدبیر مهم در این‌عملیات، به‌کارگیری توپخانه سبک در عملیات چریکی بود که با توجه به تخصص صیاد شیرازی در امر توپخانه، کارساز شد و دورتادور منطقه هدف، «نقاشی‌وار و تمیز» با دیده‌بانی و هدایت صیاد و آتش چندگلوله توپخانه مورد حمله قرار گرفت.
روش کلی در پاکسازی شهرها و روستاهای کردستان این بود که پس از آزادسازی، سپاه پاسداران مسئول کنترل شهر می‌شد.
در این مقطع صیاد شیرازی در نبرد مریوان با احمد متوسلیان آشنا می شود با اشاره به خدمات احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی و دیگر خلبانان هوانیروز، می‌گوید «از اول که آمدیم، گفتم که باید در جنگ با ضدانقلاب این تاکتیک را رعایت کنیم و بی‌خود متکی به هوا نباشیم. باید با ضدانقلاب مثل خودش جنگید. توی کوهستان دنبالش دوید و پاکسازی کرد. با تفنگ خوب کار کرد و از زمین استفاده کرد. این‌ها را گفتیم و عمل هم کردیم. این بود که همیشه این‌ها را در احتیاط نگه می‌داشتیم تا اگر گیر کردیم، بیایند.» (صفحه ۶۴)
ستون‌کشی نیروهای صیاد شیرازی از سنندج به مریوان و به‌تعبیر خودش «ستون به این‌گردن‌کلفتی» انعکاس خوبی در کردستان داشت.(اگرچه صیادشیرازی در خاطراتش این روزها را پرغرور می نامد اما در تهران زمزمه ها علیه بی کفایتی او کم کم بیشتر و بیشتر شنیده می شد در حدی که روزنامه کیهان نوشته بود در حالی که در نبرد آزادسازی مریوان بیش از ۸۰ کشته ارتش داده است، صیاد شیرازی تلفات را به تهران ۲ شهید و حدود ۸ مجروح عنوان کرده است)
نکته جالب در این‌بخش از خاطرات صیاد شیرازی، البته مربوط به اعتراض نیروهای ارتشی به نیروهای سپاه است: «کم‌کم زمزمه‌ای بین ارتشی‌ها شنیدم که معترض می‌شدند چرا بیشتر از برادران سپاه استفاده می‌کنید؟»
صیاد شیرازی با اشاره به این تبعیضات بین ارتش و سپاه اما می گوید :«این قلب من را روشن کرد. رقابت به وجود آمده بود و این‌ها می‌خواستند بیشتر بجنگند.» (صفحه ۷۱)
او در عین‌حال که منکر تخصص نیروهای ارتش و بی اطلاعی نیروهای سپاه نمی شود اما می‌گوید «اگر به تخصص اتکا داشتیم، فقط باید دور تا دور پادگان‌ها را کانال می‌کشیدیم و دفاع می‌کردیم. حرکتی به وجود نمی‌آمد. انگیزه چاشنی حرکت بود. از طرفی نمی‌توانستیم تنها به انگیزه متکی باشیم.»
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍62👏1🤬1
ایران بریفینگ
قسمت ششم/ مرحله بعدی، اجرای عملیات در مریوان بود که صیاد ناچار شد به‌دلیل کمبود وسیله نقلیه، نیروها را با کامیون کمپرسی منتقل کند. تدبیر مهم در این‌عملیات، به‌کارگیری توپخانه سبک در عملیات چریکی بود که با توجه به تخصص صیاد شیرازی در امر توپخانه، کارساز شد…
قسمت هفتم/با تشکل قرارگاه شمال غرب، فرماندهی مناطق آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه در حیطه مسئولیت فرماندهی عملیاتی غرب گذاشته شد.
صیاد شیرازی می‌گوید وقتی کاری که تقریباً بی‌سروصدا انجام می‌دادیم، به یک کار رسمی تبدیل شد، آثار توطئه را در روند کار دیدیم در نتیجه به‌طور صریح از بنی صدر دعوت کرد به غرب کشور آمده و شرایط را با چشم خود ببیند. بنی‌صدر با حضور در منطقه، از نزدیک شرایط را دید و مطمئن شد نیروهای بعثی و ضدانقلاب در مرز ایران مشغول تحرک و شیطنت هستند.
در همین سفر هلی‌کوپتر حامل او و بنی‌صدر دچار سانحه شد و زمین خورد. پس از نجات جان سرنشینان و بیرون‌کشیدن بنی صدر از هلی‌کوپتر توسط صیاد شیرازی، علاقه بنی‌صدر به او بیشتر شد.
سپاه پاسداران که همکاری نزدیک بنی صدر و صیاد شیرازی را می دید آن‌روزها در تهران به‌شدت علیه صیاد شیرازی کار می کردند و گزارش‌های نادرستی از او به گوش بنی‌صدر می‌رساندند.
در آن‌شرایط بنا بود ارتش از بانه به‌سمت سردشت حرکت کند؛ در حالی‌که شهر در دست نیروهای کومله بود و فقط پادگان در اختیار نیروهای خودی بود.
در این مقطع درگیری با نیروهای کومله در منطقه ساوین به‌حدی شدید شد که صیاد شیرازی می‌گوید در یک‌لحظه احساس کرد کشته خواهد شد.
او روایت می‌کند نزدیک بود خود را باخته و مایوس شود اما فتح‌الله جعفری که آن‌زمان از رزمندگان سپاهی همراهش بود ببه او می گوید «برادر شیرازی، من تا به حال شما را در این‌وضعیت ندیده بودم.» صیاد اولین‌صحنه از ترس نیروها و اصطلاحاً کُپ‌کردن را در آن‌لحظات دید. اما با کمک جعفری به این‌جمع‌بندی رسید که تا آخر فشنگ‌هایمان را شلیک می‌کنیم. دیگر هرچه خدا خواست! با بیان این‌جملات، صیاد شیرازی، به‌تعبیر خودش، خود را پیدا کرد.(صفحه ۱۱۹)
تا این‌جای کار ستون صیاد شیرازی ۷۰ تا ۸۰ کشته و حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر مجروح تلفات داده بود. در واقع چیزی از ستون باقی نمانده بود. به‌همین‌دلیل روز بعد از این‌درگیری شدید، ۶۰ نفر از نیروهای اراک از طرف سپاه وارد منطقه شده و به اعضای ستون پیوستند. در درگیری‌های سردشت به بانه بود که در سنگر یکی از تیربارچی‌های ضدانقلاب، کارت عضویت و کتابهای چریک‌های فدایی خلق پیدا می شود.
(این همکاری بین سازمان چریکهای فدایی خلق و کومله در آن زمان از سوی هر دو طرف تکذیب می شد اما بعدها هر دو بدون توضیحی بر صحت آن تائید کردند)
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت هفتم/با تشکل قرارگاه شمال غرب، فرماندهی مناطق آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه در حیطه مسئولیت فرماندهی عملیاتی غرب گذاشته شد. صیاد شیرازی می‌گوید وقتی کاری که تقریباً بی‌سروصدا انجام می‌دادیم، به یک کار رسمی تبدیل شد، آثار توطئه را در روند کار دیدیم…
قسمت هشتم / پس از نجات ستون، یک‌روز به صیاد شیرازی اطلاع دادند بنی‌صدر به کرمانشاه آمده و با او کار فوری دارد. صیاد نیز در حالی‌که از نجات ستون خوشحال بود و می‌خواست خبر نجات آن را پس از محاصره ۸ روزه به بنی‌صدر برساند، متعجب شد.
چون بنی‌صدر چنین‌خبر و دیگر حرف‌های صیاد را باور نمی‌کرد. علت این‌وضعیت هم تبلیغات منفی و سم‌پراکنی‌های افرادی چون سرهنگ هوشنگ عطاریان بود.
صیاد شیرازی می‌گوید گفتگویش با بنی‌صدر و تعجب رئیس‌جمهور وقت باعث شد از صیاد بخواهد چند روز دیگر به تهران بیاید و با او جلسه داشته باشد. با ورود به تهران، صیاد شیرازی متوجه جبهه‌بندی داخلی دولت شد و دانست یک‌جبهه متعلق به بنی‌صدر و جبهه دیگر متعلق به سپاه و بهشتی (حزب جمهوری اسلامی) است
به این‌ترتیب بنی‌صدر که در ابتدا می‌گفت صیاد شیرازی را کشف و از او حمایت کرده، تصمیم گرفت او را برکنار کند.
صیاد شیرازی در این مقطع از خاطراتش بدون اشاره به بدگویی های فرماندهان سپاه از او نزد بنی صدر ، درباره بنی‌صدر می‌گوید «آدم دهان‌بینی بود و به هریک از مشاورانش که کمی اعتماد داشت، حرفش را ملاک قرار می‌داد.»
در بحث و گفتگو با بنی‌صدر، صیاد شیرازی به او گفت نیروهای ما تفنگ ندارند. من تقاضای ۱۰۰۰ تفنگ از شما کردم. شما هنوز لجستیک ما را تامین نکرده‌اید و انتظار دیگری دارید.
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍71
ایران بریفینگ
قسمت هشتم / پس از نجات ستون، یک‌روز به صیاد شیرازی اطلاع دادند بنی‌صدر به کرمانشاه آمده و با او کار فوری دارد. صیاد نیز در حالی‌که از نجات ستون خوشحال بود و می‌خواست خبر نجات آن را پس از محاصره ۸ روزه به بنی‌صدر برساند، متعجب شد. چون بنی‌صدر چنین‌خبر و دیگر…
قسمت نهم/ شب ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ نامه‌ای به‌دست سرهنگ صیاد شیرازی رسید که فرماندهی قرارگاه غرب را در اختیار سرهنگ عطاریان قرار دهد و به فرماندهی کردستان منصوب شود. این‌نامه به این‌معنا بود که او باید به سنندج برود. خود صیاد شیرازی روایت می‌کند بدون این‌که از صحنه نبرد معذورش کنند، کنار گذاشته شد. او اعلام کرد حاضر است به مریوان برود و ادامه مقابله با ضد انقلاب را از آن‌جا پیگیری کند. نیرو هم نمی‌خواهد. اما پاسخی دریافت نکرد.
در ادامه روند حوادث، خودروی صیاد شیرازی در جاده سرپل‌ذهاب _ کرمانشاه دچار سانحه تصادف شد و با هلی‌کوپتر به بیمارستانی در کرمانشاه منتقل شد. سپس با هلی‌کوپتری دیگر به تهران فرستاده شد.
صیاد شیرازی ۲۵ روز را در بیمارستان بستری بود و می‌گوید در این‌بازه زمانی، بخشی از اقدامات بدخواهان اتحاد ارتش و سپاه در کردستان، اجرا شد. او سپس با آمبولانسی که در اختیارش گذاشته شد، راهی منطقه شد.( سرهنگ ستاد موسی هوشمند معتقد است این تصادف یا عمدی و برای مظلوم نمایی صیاد شیرازی بوده و یا اساسا از اساس یک سانحه عادی بوده اما صیاد تا توانست از آن بهره برداری سیاسی کرد)
اتفاق بعدی این بود که نامه‌ای به دست صیاد شیرازی رسید. «نامه‌ای آمد که به من ابلاغ شد قرارگاه را به هم بزنم و به عنوان مشاور فرمانده لشکر کردستان، در امر عملیات نامنظم کار کنم؛ یعنی مسپولیت من از فرماندهی منطقه کرمانشاه و کردستان، محدود به کردستان شد. از آنجا هم محدود به مشاوره شد. تمام یگان‌هایی که تحت اختیار من بود، از کنترل من درآوردند.» (صفحه ۱۳۲) سرهنگ علی صیاد شیرازی در جواب ابلاغیه مورد اشاره، می نویسد: «ما به دستور مرکز آمدیم و به دستور مرکز خواهیم رفت. باید شورای عالی دفاع دستور بدهد تا ما برویم و گرنه همین‌جا هستیم.»
صیاد شیرازی خود در کتابش معترف می شود که تمرد کرده :« در آن‌مقطع از این‌مساله غفلت کردم که پاسخ‌ام از نظر نظامی، حالت طغیان و سرپیچی دارد. بنی‌صدر هم همین‌نامه را به‌طور مستقیم نزد امام خمینی برد و گفت صیاد شیرازی از دستور تمرد کرده است»
خمینی نیز پس از تمرد صیاد شیرازی دستور می دهد با او طبق مقررات رفتار شود. پس از این‌دستور، نامه‌ای به دست صیاد شیرازی رسید که به‌طور مختصر به او ابلاغ می‌کرد از آن‌روز برکنار است و باید از منطقه خارج شود.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8
ایران بریفینگ
قسمت نهم/ شب ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ نامه‌ای به‌دست سرهنگ صیاد شیرازی رسید که فرماندهی قرارگاه غرب را در اختیار سرهنگ عطاریان قرار دهد و به فرماندهی کردستان منصوب شود. این‌نامه به این‌معنا بود که او باید به سنندج برود. خود صیاد شیرازی روایت می‌کند بدون این‌که از صحنه…
قسمت دهم/ بنی‌صدر نامه تمرد صیاد را به‌طور مستقیم نزد خمینی برد و گفت صیاد شیرازی از دستور تمرد کرده است»
خمینی نیز پس از تمرد صیاد شیرازی دستور می دهد با او طبق مقررات رفتار شود. پس از این‌دستور، نامه‌ای به دست صیاد شیرازی رسید که به‌طور مختصر به او ابلاغ می‌کرد از آن‌روز برکنار است و باید از منطقه خارج شود.
در واقع صیاد شیرازی نه توسط بنی صدر که با فرمان خمینی برکنار می شود ، اما صیاد شیرازی که با این برکناری و اخراج آبروی خود را از دست رفته می دید و از سویی پی به اختلافات موجود بین بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی برده بود با زیرکی تمام به خامنه‌ای نامه ای می نویسد و با اشاره به سانحه رانندگی و برکناری اش می گوید بنی صدر نه تنها مرا از ارتش اخراج کرده بلکه کشتن مرا هم دارد.
خامنه‌ای اما به صیاد شیرازی می گوید با خونسردی خود را به ستاد مشترک معرفی کند.
خامنه ای از سوی دیگر ماجرا را به بهشتی می گوید و بهشتی نیز به هاشمی رفسنجانی منتقل می کند ، آنها درصدد بودند تا از ماجرای اخراج صیاد شیرازی علیه بنی صدر اهرم فشاری درست کنند ، اما هاشمی به آنها می گوید چون اخراج صیادشیرازی در اصل توسط خمینی انجام شده باید جلسه ای بین صیاد شیرازی و خمینی ترتیب داد و :«ماجرا را باید از جایی که خراب شده سامان داد »
اینگونه است که هاشمی‌رفسنجانی به صیاد شیرازی تلفن و به او پیشنهاد می کند نزد خمینی بیاید و ماجرا را برای او توضیح دهد. با تعیین زمان ملاقات، فرمانده برکنارشده به جماران رفت و به‌گفته خودش از ۱۷ دقیقه مدت‌دیدار، ۱۶ دقیقه را او صحبت کرد و گزارش داد.
خمینی پس از شنیدن سخنان صیاد شیرازی، به او گفت بنی‌صدر نماینده من در ارتش است و بناست تا دقایقی دیگر بیاید. بمانید و با او صحبت کنید!
اما صیاد که می دانست اگر بنی صدر بیاید شاید کارش سخت شودبه خمینی می گوید«ما هرچه اشکال داریم از خود ایشان است. ایشان نه فکر نظامی دارد نه مشاوران درستی دارد. در نتیجه ما اصلاً نسبت به ایشان اشکال داریم.»
به این‌ترتیب خمینی به صیاد می گوید برود تا خودش به‌تنهایی با بنی‌صدر صحبت کند.
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
قسمت یازدهم/ سه ماه بعد بنی صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی برکنار می شود ، فردای برکناری بنی صدر ابلاغیه‌ای به صیاد شیرازی رسید که در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کند.
یک‌روز بعد نیز مجددا نامه دیگری به دست صیاد شیرازی رسید که ۱- از طرف شورای عالی دفاع درجات شما دوباره اعطا شد
۲- به غرب مراجعه کنید و فرماندهی‌تان را دوباره تشکیل دهید
۳- هرچه زودتر طرح والعادیات را آماده اجرا کنید.
به دنبال برکناری بنی صدر و آغاز ریاست‌جمهوری محمدعلی رجایی ، رجایی صیاد شیرازی را احضار و از او می خواهد به هر ترتیب که شده باید دو شهر اشنویه و بوکان را از تسلط کومله آزاد کند.
صیاد شیرازی در همان جلسه به رجایی می گوید تنها در شرایطی حاضر است این کار را انجام دهد که از سوی وی به عنوان وزیر دفاع معرفی شود!
رجایی وقتی زیاده خواهی صیادشیرازی را میبیند نه تنها با وزارت او مخالفت می کند بلکه از اعطای آن ماموریت به او نیز منصرف می شود، صیاد شیرازی مجددا به رجایی می گوید در حالی این ماموریت را انجام می دهد که خمینی به او دستور دهد ، که چنین نیز می شود و او پیش از حرکت به سمت بوکان و اشنویه،با تماس تلفنی سید احمد راضی به حرکت می گردد.
اوایل مهرماه سال ۱۳۶۰ بود که سرهنگ علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد. او در خاطراتش در این‌باره گفته واقعاً سخت بود یک عنصر آمیخته با روحیه انقلابی بخواهد بر ارگانی حاکم شود که سال‌ها، در زمان طاغوت، فرهنگ دیگری داشته و مشکل‌تر از این کار، اتصال این ارگان به یک ارگان انقلابی مثل سپاه بود. در نتیجه صیاد شیرازی دریافت باید به‌صورت رسمی قرارگاه مشترک سپاه و ارتش را دایر و تجربه کردستان را هم به آن منتقل کنند. یکی از اقدامات سرهنگ صیاد شیرازی پس از رسیدن به سمت فرماندهی نیروی زمینی، انتصاب سرهنگ حسین حسنی‌سعدی به‌عنوان فرمانده لشکر ۲۱ حمزه بود،لشکری که پیش از انقلاب به لشکر گارد مشهور بود و قوی ترین سازمان رزم نیروی زمینی ارتش بود.
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت یازدهم/ سه ماه بعد بنی صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی برکنار می شود ، فردای برکناری بنی صدر ابلاغیه‌ای به صیاد شیرازی رسید که در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کند. یک‌روز بعد نیز مجددا نامه دیگری به دست صیاد شیرازی رسید که ۱- از طرف شورای عالی…
قسمت دوازدهم / پیش از انتصاب صیاد به فرماندهی نیروی زمینی ارتش، او مرکز قرارگاه عملیاتی شمال غرب را در ارومیه تشکیل داد. در آن روزها مهدی باکری فرمانده عملیات منطقه ارومیه بود. وضع امنیتی این شهر نیز به‌دلیل فعالیت‌های حزب دموکرات و کومله ملتهب بود، صیاد، ۳ محور را برای کار شناسایی و فعالیت‌های پاکسازی را در آن‌ها تقسیم کرد. محور شمال به نیروهای سپاه و نیروهای بارزانی سپرده شد که فرماندهی آن با باکری بود. محور بعدی جاده نقده اشنویه بود که به ژاندارمری سپرده شدو جلدیان صوفیان به‌طرف اشنویه هم به‌عنوان محور سوم به لشکر ۶۴ ارتش واگذار شد.
همین‌زمان بود که به صیاد شیرازی خبر رسید فرمانده نیروی زمینی شده است. علت این انتصاب هم این بود که همزمان با اجرای عملیات ثامن‌الائمه که هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه ؛ فلاحی، فکوری، کلاهدوز، نامجو و جهان‌آرا سقوط کرد، جایگاه رئیس ستاد مشترک ارتش خالی ماند. در نتیجه تیمسار قاسمعلی ظهیرنژاد به‌عنوان رئیس ستاد و سرهنگ علی صیاد شیرازی به‌عنوان فرمانده نیروی زمینی معرفی شد.
عملیات منطقه شمال غرب کشور، ۴۴ روز طول کشید و در نتیجه آن دو شهر اشنویه و بوکان آزاد شدند. به این ترتیب دو استان کشور از طریق میاندوآب، بوکان و سقر به یکدیگر متصل شدند.
با آزادسازی این‌دوشهر و بازپس‌گیری‌شان از کردهای مسلح ، این گروه ها از مرز عبور کرده و با رساندن خود به کردستان عراق، عملا با فرماندهی ارتش بعث عراق، ارتباط مستقیم برقرار کردند.
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت دوازدهم / پیش از انتصاب صیاد به فرماندهی نیروی زمینی ارتش، او مرکز قرارگاه عملیاتی شمال غرب را در ارومیه تشکیل داد. در آن روزها مهدی باکری فرمانده عملیات منطقه ارومیه بود. وضع امنیتی این شهر نیز به‌دلیل فعالیت‌های حزب دموکرات و کومله ملتهب بود، صیاد،…
قسمت سیزدهم/ یکی از اشتباهات فاحشی که صیاد شیرازی هم در خاطراتش به آن اشاره کرده و دست بر قضا همچنان به آن افتخار می کند نبرد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی با تانک‌های عراقی است!
او روایت می‌کند «(عراق) چندبار هم سعی کرده بود از رودخانه کرخه بگذرد و به شوش و پل نادری دزفول بیاید و تنها جاده مهم ارتباطی خوزستان را، که جاده اندیمشک اهواز است، قطع کند. اگر این کار را کرده بود، سقوط خوزستان حتمی بود. ولی خداوند کمک کرد. نیروی هوایی در پل نادری دزفول، با هواپیما به جنگ تانک رفت و چندین هواپیماهم سقوط کرد و از بین رفتند؛ برای این‌که دشمن نتواند از پل بگذرد. اگر گذشته بود، جاده اندیمشک اهواز قطع می‌شد. حتی یک‌بار مجبور شدند پایگاه هوایی دزفول را تخلیه کنند.» (صفحه ۱۷۶ به ۱۷۷)
او درخاتمه بدون اشاره به اینکه در رزم ارزش یک جنگنده و هواپیما چه حد است و ارزش یک تانک چقدر نتیجه گیری می کند که :«در نتیجه ایثارگری‌های نیروی هوایی بود که نیروی زمینی ارتش موفق شد آن‌طرف پل نادری دزفول، اول جاده دهلران را که ارتفاعات سپتون در آنجا است، پس بگیرد»
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت سیزدهم/ یکی از اشتباهات فاحشی که صیاد شیرازی هم در خاطراتش به آن اشاره کرده و دست بر قضا همچنان به آن افتخار می کند نبرد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی با تانک‌های عراقی است! او روایت می‌کند «(عراق) چندبار هم سعی کرده بود از رودخانه کرخه بگذرد و به شوش…
قسمت چهاردهم /برای اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای سپاه به عمل در ۴ محور باور داشتند اما نیروهای ارتش می‌گفتند منطقی‌تر است تمرکز نیرو در ۲ محور باشد. چندروز پیش از آغاز عملیات، دشمن شروع به تحرک کرد و از ۴ محوری که درباره‌شان بحث و گفتگو بود، تنها ۲ محور باقی‌ماند که این‌دومحور هم به هیچ ترتیب با محاسبات و برآوردهای عملیاتی و معیارهای تخصصی همخوانی نداشتند. در نتیجه سپاه و ارتش در موقعیتی سخت و فشاری زیاد گرفتار شدند. آخرین بررسی‌های مشترک فرمانده نیروی زمینی ارتش و فرمانده سپاه به این‌جا رسید که باید هرچه سریع‌تر نزد خمینی رفته و شرایط را ترسیم و از وضعیت نگران‌کننده جبهه ایران صحبت کنند.
طبق روایت علی صیاد شیرازی، یکی از خلبان‌ها به‌نام محمد حق‌شناس اعلام آمادگی کرد محسن رضایی را سوار F۵ کند و او را ۲۰ دقیقه‌ای از دزفول به تهران برساند.
صیاد به فشار شدید پرواز به بدن رضایی اشاره کرده و گفته وقتی رضایی دوباره با F5 به دزفول بازگشت، حال عادی نداشت.
خمینی اما پس از گفته های رضایی به او می گوید :«بروید خدا پشت و پناهتان»
به این ترتیب عملیات فتح‌المبین در شرایط خوف و رجا، خلاف قوانین و مقررات جنگی در طراحی، از ۲ محور شروع شد که این مساله نه برای ایرانی‌ها و نه دشمن قابل درک نبود. در این عملیات، لحظاتی پیش آمد که ایرانی‌ها متوجه شدند دشمن از سمت تنگه ابوقریب آمده و یال ۲۵۱ در حال سقوط است. به‌همین‌دلیل صیاد شیرازی به‌سرعت تیپ ۲ زرهی دزفول را که یک‌تیپ زرهی متحرک محسوب می‌شد به‌سمت تنگه اعزام کرد. در ادامه عملیات، او خود را با هلی‌کوپتر به دشت‌عباس رساند و دید تانک‌های خودی در حال عقب‌نشینی هستند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش متوجه شد فرمانده تانک‌ها ترسیده و دستور عقب‌نشینی داده است. در نتیجه فرماندهی تیپ زرهی را به افسری لرستانی به‌نام لهراسبی که فرمانده‌گردان بود سپرد!
اگرچه صیاد این اقدام را در خاطراتش یک اقدام انقلابی می خواند اما در عمل با این تعویض، تیپ زرهی مذکور عملا از هم پاشید و اگر حضور لشکر ۲۷ محمد رسول الله نبود سقوط تنگه حتمی بود اگر چه بیش از ۲۸ تانک ارتش به دلیل نداشتن آرایش لازم و بی کفایتی ستوان لهراسبی منهدم شد.
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4
ایران بریفینگ
قسمت چهاردهم /برای اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای سپاه به عمل در ۴ محور باور داشتند اما نیروهای ارتش می‌گفتند منطقی‌تر است تمرکز نیرو در ۲ محور باشد. چندروز پیش از آغاز عملیات، دشمن شروع به تحرک کرد و از ۴ محوری که درباره‌شان بحث و گفتگو بود، تنها ۲ محور…
قسمت پانزدهم/ صیاد شیرازی می‌گوید پس از پیروزی بزرگ در عملیات بیت‌المقدس، فریب خورده و دچار لغزش غرور ناشی از پیروزی شدیم. به همین‌دلیل نیروهایمان را به سوریه بردیم. در حالی‌که پس از رسیدن این خبر به خمینی ایشان دستور داد «به نیروها بگویید سریع برگردند.»
(صیاد شیرازی عملا در این بخش مهم از خاطراتش دروغ می گوید ، او در حالی خمینی را بی اطلاع از اعزام نیروهای ارتشی و سپاهی به سوریه می خواند که نه تنها با اجازه مستقیم خمینی نیروها به سوریه رفتند بلکه حتی انتخاب فرماندهان نیز برای اعزام به سوریه با خود خمینی بوده است ( در این مورد در ایران بریفینگ مفصلا نوشته‌ایم)
۱۶ خرداد ۱۳۶۱، تنها ۱۳ روز پس از آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس، ارتش اسرائیل با هدف خارج کردن نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان خاک آن کشور را هدف تهاجم نظامی گسترده قرار می دهد.
صدام نیز نامه ای به خمینی نوشته و تقاضای آتش بس می کند و از خمینی می خواهد که همه باهم در یک جبهه عربی اسلامی با اسرائیل بجنگیم.
بلافاصله پس از این نامه، فرماندهان سپاه و ارتش و مسئولان ارشد سه قوه، که کار جنگ با عراق را تمام شده فرض می کنند، در جلسه شورای عالی دفاع تصمیم به حضور نظامی در سوریه برای مقابله با اسرائیل می گیرند.
چنانکه حسین علایی نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه، در کتاب “تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق“ نوشته، این جلسه در روز ۱۶ خرداد ۶۱ برگزار می شود. در جلسه شورای عالی دفاع، ازجمله به تصویب می رسد که روز بعد، هیاتی با حضور محمد سلیمی وزیر دفاع، محسن رضایی فرمانده کل سپاه، محسن رفیق دوست مسئول تدارکات سپاه (که چند ماه بعد “وزیر سپاه“ می شود)، علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش و احمد متوسلیان فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله (مهمترین واحد رزمی سپاه که بعدها به لشکر ارتقا می یابد) عازم دمشق شود.
در همان روز، علی خامنه ای، رئیس جمهور وقت و رئیس شورای عالی دفاع، رسما از تصمیم ایران برای اعزام نیرو به مرزهای اسرائیل خبر می دهد و اعلام می کند: “بخشی از نیروهای پیاده و زرهی خود را برای این منظور آماده کرده ایم.
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👏4👍2
ایران بریفینگ
قسمت پانزدهم/ صیاد شیرازی می‌گوید پس از پیروزی بزرگ در عملیات بیت‌المقدس، فریب خورده و دچار لغزش غرور ناشی از پیروزی شدیم. به همین‌دلیل نیروهایمان را به سوریه بردیم. در حالی‌که پس از رسیدن این خبر به خمینی ایشان دستور داد «به نیروها بگویید سریع برگردند.» (صیاد…
قسمت شانزدهم/ حسین علایی در کتاب “تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق“ می نویسد که اعزام نیرو به سوریه “با هماهنگی شورای عالی دفاع“ و با “اطلاع و اجازه“ آیت الله خمینی صورت گرفته بود. این روایت، در سال های گذشته در جاهای مختلف تکرار شده و به نظر می رسد منبع اولیه آن، کتاب خاطرات علی صیاد شیرازی که حکایت دارد وقتی او و محسن رضایی از دمشق باز می گردند و برای گزارش وضعیت نزد آقای خمینی می روند، از او می‌شنوند: “این نیروهایی که بردید آنجا، اگر خون از دماغشان بیاید، مسئولیتش را قبول نمی کنم. بگویید سریع برگردند.“
حسین علایی هم آنجا می گوید اینکه خمینی بی اطلاع بوده فقط در خاطرات صیاد آمده است.
مطابق روایت صیاد شیرازی، موضع گیری فوق باعث می شود تا نیروهای ایرانی، ظرف ۴۸ ساعت از سوریه بازگردند. در بخش دیگری از همین روایت آمده که با مشخص شدن نظر آیت الله خمینی، محمد ابراهیم همت جانشین فرمانده تیپ ۲۷ محمدرسول الله در ۲۶ خرداد ۶۱ به ایران بر می گردد. محسن رضایی هم، در اظهاراتی در مجموعه “ایستاده در غبار“ (در مورد زندگی احمد متوسلیان) می گوید: “در اعزام نیروها به لبنان، من مستقیما نظر امام را نگرفته بودم، نظر شورای عالی دفاع را گرفتیم. بعد که برگشتم احساس کردم امام ابهاماتی داشته، و نظر امام این بوده که ما باید اول جبهه ایران را به نتیجه برسانیم و بعد برویم سراغ جاهای دیگر.“
با وجود این، مرور دقیق تر مستندات آن مقطع حاکی از آن است که اگرچه آقای خمینی به طور قطع دستور بازگرداندن نیروها از سوریه را داده، ولی چنین نبوده که به محض اطلاع از اعزام نیروهای ایرانی فرمان بازگشت داده باشد.
پیش از هر چیز نباید فراموش کرد که در همان روز ۱۶ خرداد که شورای عالی دفاع تصمیم به کمک نظامی به دمشق می گیرد، علی خامنه ای رئیس شورا علنا از آمادگی ایران برای اعزام نیرو به سوریه خبر می دهد و اعلام می کند که “بخشی از نیروهای پیاده و زرهی خود را برای این منظور آماده کرده ایم.
درنتیجه آیت الله خمینی، در همان روز تصویب ارسال نیرو به سوریه، حداقل از طریق سخنرانی رئیس جمهور وقت در جریان چنان تصمیمی قرار می‌گیرد.
خمینی همچنین در ۱۷ خرداد ۶۱، یک روز بعد از حمله اسرائیل به لبنان، با صدور پیامی به تخطئه شدید “بی‌تفاوتی کشورهای اسلامی“ نسبت به آن حمله می پردازد و همزمان، به‌تلخی از وارد شدن “اتهام دروغین دریافت اسلحه از اسرائیل“ توسط ایران انتقاد می کند -اتهامی که در آن مقطع، از سوی برخی مدافعان صدام حسین در جهان عرب مطرح شده بود.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
ایران بریفینگ
قسمت شانزدهم/ حسین علایی در کتاب “تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق“ می نویسد که اعزام نیرو به سوریه “با هماهنگی شورای عالی دفاع“ و با “اطلاع و اجازه“ آیت الله خمینی صورت گرفته بود. این روایت، در سال های گذشته در جاهای مختلف تکرار شده و به نظر می رسد منبع اولیه…
قسمت هفدهم/ اعزام نیروهای ایرانی برای جنگ با اسرائیل، بعد از جلسه ۲۰ خرداد شورای عالی دفاع صورت گرفته که تصمیمات آن، با تایید آیت الله خمینی گرفته شده است.
اما در این زمانی که نیروها و فرماندهان ایرانی در سوریه معطل نظر صدام بودند و پس از مدتی فهمیدند بازی صدام و حافظ اسد را خورده اند و بازگشتند اما بدون احمد متوسلیان صدام فرصت داشت تا تمام مواضع قابل نفوذ را بروی ایران ببندد.
عملیات برون‌مرزی و بزرگ رمضان، پس از بازگشت نیروهای اعزامی به سوریه، کلید خورد. صیاد شیرازی هم روایت می‌کند که نیروهای ایرانی در این عملیات، برای اولین‌بار به دام سیستم خاکریزهای مثلثی دشمن افتادند که نمونه‌اش را تا آن زمان ندیده بودند. رزمنده‌ها پس از ورود به این‌خاکریزها سرگردان شده، ضربه می‌خوردند و دوباره برمی‌گشتند.
در عملیات رمضان ایران بزرگترین شکست را از نظر نظامی متحمل شد و بیشترین تلفات را نیز در این عملیات تا آن زمان داد در حدی که تمامی آرایش رزم زمینی سپاه و ارتش از هم پاشید و دو لشکر سپاه و چهار لشکر ارتش بطور کل استعداد خود را از دست داد.
اما از نظر صیاد شیرازی این شکست و عدم موفقیت عملیات رمضان،آن است که «هوای نفس برما غالب شده بود و ما پس از فتح خرمشهر دچار کبر و غرور شده بودیم»
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍1
ایران بریفینگ
قسمت هفدهم/ اعزام نیروهای ایرانی برای جنگ با اسرائیل، بعد از جلسه ۲۰ خرداد شورای عالی دفاع صورت گرفته که تصمیمات آن، با تایید آیت الله خمینی گرفته شده است. اما در این زمانی که نیروها و فرماندهان ایرانی در سوریه معطل نظر صدام بودند و پس از مدتی فهمیدند بازی…
قسمت هجدهم/ آخرین‌صفحات از خاطرات مندرج در کتاب «ناگفته‌های جنگ» مربوط به دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک هستند.
صیاد شیرازی درباره والفجر مقدماتی و چگونه اتصالش به والفجر یک می‌گوید: «عملیات والفجر مقدماتی، عملیاتی بود که یک شبه وضعیتش مشخص شد. تا ساعت هفت هشت صبح معلوم شد که عملیات ناکام مانده و ادامه آن امکان‌پذیر نیست. این بود که با یک جلسه فوری و فوق‌العاده در قرارگاه کربلا به دنبال عملیات بعدی رفتیم و اسمش را هم والفجر ۱ گذاشتیم. والفجر ۱ از سری طرح‌های کربلاست. منطقه این عملیات از نظر عرض وسیع بود. از شرق رودخانه تیب شروع می‌شد تا فکه. پیش‌بینی کرده بودیم که ارتفاعات جبل فوقی را بگیریم و به طرف بزرگان و چاه‌های نفت برویم و بر حسب موفقیت، تک را به طرف جنوب، العماره و رودخانه دجله ادامه دهیم.» (صفحه ۳۰۶ به ۳۰۷)
راوی «ناگفته‌های جنگ» می‌گوید عملیات والفجر یک برای نیروهای ایرانی لازم بود تا وضعیت خط خود را تصحیح کنند چون عملیات محرم در موقعیت خوبی تثبیت نشده بود. در والفجر یک، اولین‌بار بود سپاه پاسداران از رده نظامی سپاه استفاده می‌کرد. نکته مهم هم درباره این عملیات این بود که اصل غافلگیری در آن امکان‌پذیر نبود. به این ترتیب با توجه به این‌که والفجر مقدماتی با طرح و نقشه سپاه و اجرای مشترک ارتش و سپاه اجرا شده بود، بنا شد در والفجر یک، خلاف اصل غافلگیری، در یک لحظه آتش روی دشمن باز کنیم.
صیاد شیرازی طرح خود برای این عملیات را «آتش به‌جای خون» نامید و معتقد بود چون منطقه عملیات ارتفاع داشت، می‌شد زیر آتش حرکت کرد. سپس نیروها با حمایت آتش خودی به‌سمت دشمن حرکت کنند. پیش از اجرای والفجر یک، ۱۱ مانور تمرینی برای نیروهای مشترک ارتش و سپاه اجرا شد.
برای اجرای مانور عملیات والفجر یک، تک رخنه‌ای در نظر گرفته شده بود و بنا بر این بود که نقاط دیگر فقط مقاومت یا تظاهر به تک کنند. صیاد شیرازی می‌گوید بچه‌های سپاه در این عملیات مایل نبودند جزء نیروهای احتیاط باشند و همین‌حالت‌ها باعث شد طرح او را در قرارگاه به زانو درآورند. به این ترتیب ۲ نقطه‌ای که برای رخنه در خط دشمن در نظر گرفته شده بودند، ابتدا تبدیل به ۳ رخنه شدند. سپس این رقم به ۴ و سپس به ۸ رسید. در نتیجه تک والفجر یک از حالت رخنه‌ای درآمده و تبدیل به تک جبهه‌ای شد.
مطابق معمول حدس و گمان صیاد شیرازی درست نبود و عملا این دو عملیات بجای «آتش به جای خون» تبدیل شد به «آتش بر روی خون»
این شکست و دیگر شکستهای صیاد حالا فرماندهان جنگ را بر آن داشت که صیاد شیرازی را برکنار کنند .
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت هجدهم/ آخرین‌صفحات از خاطرات مندرج در کتاب «ناگفته‌های جنگ» مربوط به دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک هستند. صیاد شیرازی درباره والفجر مقدماتی و چگونه اتصالش به والفجر یک می‌گوید: «عملیات والفجر مقدماتی، عملیاتی بود که یک شبه وضعیتش مشخص شد. تا ساعت…
قسمت نوزدهم/ صیاد شیرازی در تمامی خاطراتش به برکناری اش از فرماندهی نیروی زمینی اشاره ای نمی کند و در کمتر سطوری درباره جنگ هم مستقیما به برکناری صیاد شیرازی از فرماندهی ارتش اشاره شده .
تا اینکه برای اولین بار در بیانیه ارتش جمهوری اسلامی به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد ترورسپهبد علی صیاد شیرازی تلویحا به آن اشاره ای شده است.
ارتش در بیانیه خود آورده است: «مبارزه با ضدانقلاب در شمال غرب و کردستان هم‌دوش با شهید مصطفی چمران، نمایندگی حضرت امام خمینی در شورای عالی دفاع و مشارکت همدلانه با سپاه در عملیات‌های پیروزمند متعدد از جمله طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس، بخشی از کارنامه مجاهدت برآمده از روح الهی و نبوغ نظامی این بزرگ‌مرد است.
در ادامه این بیانیه آمده است: فرماندهی مکتبی که نقش تعیین کننده وی در عملیات مرصاد، نقشه خیالی پیروزی منافقین را ناکام گذاشت و کینه‌ای ماندگار را در دل کوردلان خائن، از این فرمانده دلیر ایجاد کرد و همین کینه برآمده از خیانت و خباثت، خون پاکش را در ۲۱ فروردین ماه ۱۳۷۸ به زمین ریخت و نامش را برای همیشه ماندگار کرد.
متعاقب آن سرتیپ کیومرث حیدری همان روز در مراسم بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد علی صیاد شیرازی یادآور شد: شهید صیاد شیرازی تحت فرمان بنی‌صدر برای مقابله با ضد انقلاب به غرب کشور اعزام و در سخت‌ترین شرایط، موفق و سربلند شد؛ اما با وجود تمامی موفقیت‌هایش، بنی‌صدر به دلیل تفکراتی که داشت، ایشان را برکنار کرد و این یعنی اوج مظلومیت یک فرمانده.
فرمانده نیروی زمینی ارتش توضیح نمی دهد که اگر برکناری صیادشیرازی در زمان درگیری با گروه های کرد ضد انقلاب آن هم با موافقت خمینی اوج مظلومیت یک فرمانده است برکناری وی در حساس ترین سالهای جنگ ایران و عراق (۱۳۶۵ ) آن هم باز به دستور خمینی نشانه و اوج چیست ؟
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
ایران بریفینگ
قسمت نوزدهم/ صیاد شیرازی در تمامی خاطراتش به برکناری اش از فرماندهی نیروی زمینی اشاره ای نمی کند و در کمتر سطوری درباره جنگ هم مستقیما به برکناری صیاد شیرازی از فرماندهی ارتش اشاره شده . تا اینکه برای اولین بار در بیانیه ارتش جمهوری اسلامی به مناسبت بیست و…
قسمت بیستم/ ساعت ۶ و نیم صبح شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ صیاد شیرازی جانشین ستاد کل نیروهای مسلح هنگام خروج از منزل هدف سه گلوله قرار گرفت و در دم جان سپرد.
هر سه گلوله از پنجره‌ی سمت راننده به سر و گردن او اصابت کرد. خبرنگار کیهان که به محض دریافت این خبر در جلوی منزل صیاد شیرازی حضور یافت به نقل از شاهدان عینی گزارش داد که تروریست در پوشش رفتگر اقدام به این جنایت کرده است. پس از وقوع این حادثه پیکر صیاد شیرازی به‌سرعت توسط مردم به بیمارستان منتقل شد اما شدت جراحات وارده کار پزشکان را بی‌نتیجه گذاشت.
یکی از شاهدان عینی که از جوانان همسایه بود، به خبرنگار کیهان گفت: «سرلشکر همیشه بدون محافظ و با اتومبیل که خود آن را هدایت می‌کرد، رفت و آمد می‌کرد و امروز نیز ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه‌ی بامداد در حالی که با یک اتومبیل تویوتا سفیدرنگ قصد داشت از منزل خارج شود، هدف سه گلوله‌ی کلت قاتل قرار گرفت و به شهادت رسید.»
او در پاسخ به این‌ پرسش که آیا به مورد مشکوکی برخورده‌اند یا خیر گفت: «دیروز مرد جوانی در لباس رفتگر شهرداری که برای اولین بار در این محل دیده شده و مرتبا از مقابل منزل شهید عبور می‌کرد شک کرده بودم.» (کیهان، ۲۱ فروردین، ۷۸)
در ظهر روز ترور صیاد شیرازی، نشریه «مجاهد» ارگان سازمان مجاهدین خلق که در عراق تهیه و در لندن به چاپ می‌رسید، تیتر زد: «سرلشکر بسیجی صیاد شیرازی کیفر یافت» و گزیده‌ای از سخنان وی را که در مرداد سال ۷۷ درباره‌ی عملیات مرصاد از تلویزیون پخش شده بود منتشر کرد.
فردای آن روز نیز خبرگزاری جمهوری اسلامی خبر داد که «گروهک تروریستی منافقین» در ظهر روز ترور مسئولیت آن را بر عهده گرفته است.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی اعلام کرد «یک سخن‌گوی تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیکوزیا مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت. شبکه‌ی تلویزیونی ای‌.ان‌.ان نیز از منابع خبری خود گزارش داد که گروهک منافقین مسئولیت ترور سپهبد علی صیاد شیرازی را بر عهده گرفته است.»
(اطلاعات، ۲۲ فروردین ۷۸، ص ۲)
توضیح آنکه اگرچه نشریه مجاهد از کیفر یافتن صیادشیرازی سخن گفته اما گفته خبرگزاری جمهوری اسلامی یعنی قبول مسئولیت این سازمان صحت ندارد و چنین خبری در آرشیو خبرگزاری فرانسه وجود ندارد)
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍81
ایران بریفینگ
قسمت بیستم/ ساعت ۶ و نیم صبح شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ صیاد شیرازی جانشین ستاد کل نیروهای مسلح هنگام خروج از منزل هدف سه گلوله قرار گرفت و در دم جان سپرد. هر سه گلوله از پنجره‌ی سمت راننده به سر و گردن او اصابت کرد. خبرنگار کیهان که به محض دریافت این خبر در جلوی…
قسمت بیست و‌یکم / جمهوری اسلامی معتقد است ترور #علی_صیاد_شیرازی کار مجاهدین خلق بوده و‌فرد ترور کننده هم یک زن بوده که در پادگان اشرف کشته شده است، اما در بیست و دومین سال از ترور صیاد فرزند وی مصاحبه‌ای با خبرگزاری جمهوری اسلامی کرد که اگر چه ساعاتی بعد از خروجی این خبرگزاری حذف شد اما همچنان در سایتهایی همچون سایت تابناک قابل دسترسی است.
در این مصاحبه آمده است :
«  ۲۲سال از اعلام دستگیری قاتلین شهید صیاد گذشت.قاتلین چه شدند؟
بیست ویکم فروردین ۱۳۷۸سرلشکر علی صیاد شیرازی ازفرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح درمقابل منزلش ترور شد.
۷۰ روز بعد یعنی یکم تیرماه ۱۳۷۸ علی یونسی وزیر اطلاعات خبراز” دستگیری تروریستهای صیاد شیرازی ”داد.
دقت شود ازدستگیری قاتلان ونه شناسایی آنها!
وزیر اطلاعات ضمن اعاتم خبر بازداشت قاتل و تروریست صیاد شیرازی حتی خبر از اعترافات مهم قاتلین صیاد داد.البته سرنوشت واسامی این ”قاتلان دستگیرشده”هیچگاه دیگراطلاع رسانی نشد.
 فرزند شهید صیادشیرازی یازده سال پس از مصاحبه یونسی، درمصاحبه ای که درتاریخ ۱۹فروردین ۱۳۸۹درتابناک به نقل ازپایگاه اینترنتی قربانیان ترور منتشرشده درباره پیگیری پرونده ترور ایشان می گوید:
س- در مورد پیگیری پرونده ایشان چه مراحلی توسط خانواده، وکلای شما و دولت طی شده است؟
– باید عرض کنم که در حال حاضر پرونده ترور صیاد شیرازی در حال بررسی است و بنده نیز به عنوان شاکی و شاهد دنبال این کار هستم و همه نهادهای قضایی از جمله قوه قضائیه،زحمت کشیده ‌اند.در حال حاضر این پرونده به فضای بین ‌المللی و در یک دادگاه بی‌طرف در کشور فرانسه هم پیگیر می‌شود و طرح دعوا و شکایت  خانواده را مطرح کردم و چگونگی به وقوع پیوستن را هم برای مسئولان این دادگاه شرح دادم و اسناد و مدارکی را در اختیار آنها گذاشتم ولی همچنان نتیجه قطعی برای بیان حاصل نشده است.»
درادامه ازایشان درباره برخورد و حرفهایش با عامل ترور  درصورت مواجه می گوید:
س- اگر روزی با ضارب صیاد شیرازی مواجه شوید چه حرفهایی می‌زنید؟
– ما همین روحیه‌ای که امروز داریم، در همان روز هم تلاش می‌کنیم با روحیه تعقل از این فرد اهدافش را سوال کنیم و از رفتارهای غیرمنطقی خودداری خواهیم کرد و تنها به دنبال اجرای حکم قانون شرع و اسلام مانند امروز خواهیم بود و اینگونه برخورد کردن اشتباهات فرد را به وی متذکر می‌شود.»
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ایران بریفینگ
قسمت بیست و‌یکم / جمهوری اسلامی معتقد است ترور #علی_صیاد_شیرازی کار مجاهدین خلق بوده و‌فرد ترور کننده هم یک زن بوده که در پادگان اشرف کشته شده است، اما در بیست و دومین سال از ترور صیاد فرزند وی مصاحبه‌ای با خبرگزاری جمهوری اسلامی کرد که اگر چه ساعاتی بعد از…
آنچه از مصاحبه و گفته های فرزند صیاد شیرازی در کنار سایر شواهد برمی آید این است که قاتلان صیاد شیرازی هرگز دستگیرنشده اند و خبر دستگیری قاتلین در یکم تیرماه ۱۳۷۸ توسط علی یونسی وزیر اطلاعات حقیقت نداشته است و بالطبع گزارش های پراز هیجان روزنامه کیهان درباره تلاش «سربازان گمنام امام زمان» از تهران تا خوزستان و تعقیب و گریزها و در نتیجه بازداشت تروریستها در نقطه صفر مرزی از اساس کذب محض بوده است!
چرا علی یونسی چنین خبری را بیان کرده است؟
هدف از این دروغ بزرگ چه بوده است؟
بسیاری بر این باورند نقش اصلاح‌طلبان در ترور #علی_صیاد_شیرازی از نقاط سیاه و‌ سر به مهر جمهوری اسلامی است، و از همین رو‌ برای لاپوسانی این نقش وزیر اطلاعات خاتمی به دروغ و‌حعل خبر رو‌می‌آورد.
در زمانی که صیاد شیرازی ترور شد و در روز تشییع پیکر وی شعار عجیبی از سوی حاضران و گردانندگان سر داده شد :«مطبوعات بی بنیاد شریک قتل صیاد» هیچگاه این شعار علت آن و یا سازندگان آن مشخص نشدند ، همچنانکه مشخص نشد نقش روزنامه های زنجیره ای و یا مدافع اصلاحات خاتمی که عمدتا با گردانندگی نیروهای چپ سنتی همچون محسن سازگارا (به عنوان ناشر اغلب این روزنامه ها در شرکت انتشاراتی جامعه روز) و یا بهزاد نبوی و محمد عطریانفر به عنوان سرمایه گذار و تئوریسین اغلب این روزنامه ها در این ترور اتهامی ثابت نشده و برچسبی دروغ است یا ردی که همه ترجیح دادند سربه مهر باقی بماند.
در خاتمه باید اضافه کرد از دومین سال ترور صیاد شیرازی به بعد سازمان مجاهدین خلق هم به یکباره تغییر فاز داده و از محکومیت صیاد شیرازی و ستایش به هلاکت رسیدنش به خلق داستانهای محیر العقول از چگونگی شناسایی منزل وی و کمین و مراقبت و نحوه ترور و فرار بعد از آن روی آوردند.
#ترور_صیاد_شیرازی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍12👏1😁1
تصویر بالا گوینده خبر نیمروزی شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی است که از استودیوی تهران خیابان جام جم طبقه سوم ساختمان پخش مشهور به ساختمان شیشه‌ای پخش می‌شود.
تصویر پایین گوینده خبر تلویزیون العالم است که از همان تهران، خیابان جام جم طبقه پنجم ساختمان پخش مشهور به ساختمان شیشه‌ای برای جهان عرب پخش می‌شود!
گوینده خبر تلویزیون داخلی پوشیده در چادر سیاه. گوینده خبر تلویزیون برای عراق و سوریه و لبنان، با مانتوی تنگ رنگی و یقه کاملا باز که طبق قانون جدید عفاف پوشیدنش ۳ تا ۶ ماه زندان یا ۱۰ میلیون جریمه دارد، این تناقض بین ۲ طبقه در «سیمای جمهوری اسلامی» را چه کسی پاسخ می‌دهد؟
#جمهوری_متناقض_اسلامی


🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬20👍5
زهرا، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیان‌جو از شهیدان راه آزادی در ایذه در جریان خیزش سراسری ۱۴۰۱، ضمن به اشتراک گذاشتن تصاویری از خواهرش نرجس، نوشت:«امروز ۲۱ فروردین، حوالی ساعت ۱۹:۳۰، خواهرم نرجس در حال عبور از کوچه‌ای در محله اشکبوس نادری، خیابان بابادی بود.
موتورسوار ناشناسی که نه پلاک داشت و نه چهره‌اش مشخص بود (ماسک زده بود)، او را صدا می‌زند.
وقتی خواهرم برمی‌گردد تا ببیند چه کسی صدایش کرده، آن فرد با ضربه‌ای محکم به صورتش می‌زند.
برای چند دقیقه بی‌هوش می‌شود و وقتی به هوش می‌آید، موتورسوار متواری شده است.
این یک حادثه نیست. این حمله است و متأسفانه، این اولین بار هم نیست که خانواده ما‌ در این شهر قربانی آزار و خشونت می‌شوند.
در کشوری که باید خانه‌مان باشد،حتی امنیتِ ساده عبور از یک کوچه را نداریم...»
#سرکوب_دادخواهان #دادخواهی #میلاد_سعیدیان_جو

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬61