شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با اکثریت آرا قطعنامهای تصویب کرد که جمهوری اسلامی را به دلیل گسترش فعالیتهای هستهای و عدم همکاری با آژانس محکوم میکند. این قطعنامه که دومین مورد در پنج ماه اخیر است، خواستار توضیحات شفاف ایران درباره منشأ ذرات اورانیوم کشفشده و نابودی فوری ذخایر اورانیوم غنیشده شده است. تصویب این قطعنامه میتواند فشارهای بینالمللی و تحریمها علیه تهران را تشدید کند.
🔹جزئیات و پیامدهای این قطعنامه را در اسلایدها بخوانید.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔹جزئیات و پیامدهای این قطعنامه را در اسلایدها بخوانید.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6
تصویری از یک پیام به زبان عربی که از سوی حزبالله لبنان همراه با کمکهای مالی به آوارگان جنگی لبنان داده میشود، منتشر شده است. در این پیام خطاب به مخاطبین آن آمده است: «این هدیه مالی را از ملت ایران و حزبالله بپذیرید.»
پیشتر، وئام وهاب، سیاستمدار لبنانی، در گفتگویی تلویزیونی که در ایران بریفینگ نیز منتشر شد، گفته بود: «دولت جمهوری اسلامی به هر خانواده آوارگان حزبالله ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار کمک میکند.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
پیشتر، وئام وهاب، سیاستمدار لبنانی، در گفتگویی تلویزیونی که در ایران بریفینگ نیز منتشر شد، گفته بود: «دولت جمهوری اسلامی به هر خانواده آوارگان حزبالله ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار کمک میکند.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتگران میگویند مردم خرابکار هستند و چپاولگر ، به بانکها ، پمپ بنزینها و اموال شخصی مردم آسیب رساندهاند و مرتکب قتل و غارت و جنایت شده اند، اما آنچه در ویدیوهای #آبان_خونین_۹۸ دیده میشود خلاف آن را اثبات میکند.
جهانیان باید ببینند که این وحوش رژیم هستند که چنین میکنند نه مبارزان و مردم معترض.
۲۹ آبان ۹۸ / فروشگاه رفاه / مهدیه اسلامشهر
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جهانیان باید ببینند که این وحوش رژیم هستند که چنین میکنند نه مبارزان و مردم معترض.
۲۹ آبان ۹۸ / فروشگاه رفاه / مهدیه اسلامشهر
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر دیده نشدهای از #آبان_خونین_۹۸ از آرشیو ایران بریفینگ که به مرور در روزهای آتی خواهیم دید:
#کرمانشاه / ۳۰ آبان ۹۸ / بازداشت و انتقال معترضین با وانت به زور ؛ یک معترض زن را سوار بر وانت میکنند و وقتی یک معترض دیگر اقدامبه فیلم گرفتن میکند سراغ اوهم میروند .
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#کرمانشاه / ۳۰ آبان ۹۸ / بازداشت و انتقال معترضین با وانت به زور ؛ یک معترض زن را سوار بر وانت میکنند و وقتی یک معترض دیگر اقدامبه فیلم گرفتن میکند سراغ اوهم میروند .
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر دیده نشدهای از #آبان_خونین_۹۸ از آرشیو ایران بریفینگ که به مرور در روزهای آتی خواهیم دید:
در آبان۹۸ با تعطیلیهای مدارس به بهانه های آلودگی هوا و کندی رفت و آمد و ... نیروهای امنیتی از مدارس به عنوان بازداشتگاه و مرکز عملیات استفاده می کردند.
برابر گزارش و مشاهدات مخاطبان ایران بریفینگ این استفاده تا جمعه ۱ آذر ادامه داشته .
تصاویر یک مدرسه در منطقه پونک تهران به نام مدرسه راهنمایی شهید باقری را مشاهده می نمایید.
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در آبان۹۸ با تعطیلیهای مدارس به بهانه های آلودگی هوا و کندی رفت و آمد و ... نیروهای امنیتی از مدارس به عنوان بازداشتگاه و مرکز عملیات استفاده می کردند.
برابر گزارش و مشاهدات مخاطبان ایران بریفینگ این استفاده تا جمعه ۱ آذر ادامه داشته .
تصاویر یک مدرسه در منطقه پونک تهران به نام مدرسه راهنمایی شهید باقری را مشاهده می نمایید.
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬4
وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی ایران در واکنش به قطعنامه شورای حکام بیانیه مشترک صادر کردند و خبر دادند که محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دستور انجام اقدامات مؤثر، از جمله راهاندازی مجموعه معتنابهی از سانتریفیوژهای جدید و پیشرفته از انواع مختلف را صادر کرده است.
جمهوری اسلامی پیش از این در آستانه نشست شورای حکام با اعلام محدود کردن تولید اورانیوم و صدور ویزا برای بازرسان آژانس سعی کرد مانع از تصویب این قطعنامه شود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران تهدید کرد اگر قطعنامهای علیه ایران تصویب شود، این کشور مسیر دیگری را دنبال خواهد کرد.
محسن نذیری اصل، سفیر و نماینده ایران در مقر سازمان ملل در وین و آژانس بینالملل انرژی اتمی هم قطعنامه شورای حکام را "غیرسازنده" خواند اما تاکید کرد که ایران "مسئولانه رفتار خواهد کرد " و دست "به اقدامات تحریکآمیز نخواهد زد".
جمهوری اسلامی ایران ادعا میکند که هیچ برنامه هستهای مخفی ندارد و این کشور به دنبال تسلیحات هستهای نیست. اما در روزهای گذشته برخی از نمایندگان مجلس خواستار تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی در مقابله با خواستههای آژانس شدند.
قطعنامه شورای حکام دو ماه قبل از آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ صادر شده است.
ترامپ در دوره قبل ریاست جمهوری خود از برجام خارج شد. او در کارزارهای انتخاباتی خود صراحتا اعلام کرده بود که دوباره سیاست "فشار حداکثری" به ایران را در پیش خواهد گرفت تا جمهوری اسلامی را وادار کند برنامه هستهای خود را متوقف کند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جمهوری اسلامی پیش از این در آستانه نشست شورای حکام با اعلام محدود کردن تولید اورانیوم و صدور ویزا برای بازرسان آژانس سعی کرد مانع از تصویب این قطعنامه شود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران تهدید کرد اگر قطعنامهای علیه ایران تصویب شود، این کشور مسیر دیگری را دنبال خواهد کرد.
محسن نذیری اصل، سفیر و نماینده ایران در مقر سازمان ملل در وین و آژانس بینالملل انرژی اتمی هم قطعنامه شورای حکام را "غیرسازنده" خواند اما تاکید کرد که ایران "مسئولانه رفتار خواهد کرد " و دست "به اقدامات تحریکآمیز نخواهد زد".
جمهوری اسلامی ایران ادعا میکند که هیچ برنامه هستهای مخفی ندارد و این کشور به دنبال تسلیحات هستهای نیست. اما در روزهای گذشته برخی از نمایندگان مجلس خواستار تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی در مقابله با خواستههای آژانس شدند.
قطعنامه شورای حکام دو ماه قبل از آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ صادر شده است.
ترامپ در دوره قبل ریاست جمهوری خود از برجام خارج شد. او در کارزارهای انتخاباتی خود صراحتا اعلام کرده بود که دوباره سیاست "فشار حداکثری" به ایران را در پیش خواهد گرفت تا جمهوری اسلامی را وادار کند برنامه هستهای خود را متوقف کند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬4👍1😁1
اگر میخواهید بدانیدکه دادگاه لاهه چیست و چکاره است کافیست بدانید که از نظر دادگاه لاهه این سه تن مجرم نیستن!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬9👍2
قتلهای زنجیرهای، پروندهای تماما باز است که به کشتار برخی از شخصیتهای سیاسی و اجتماعیِ منتقد نظام جمهوری اسلامی از اواسط دهه ۶۰ خورشیدی تا به امروز ، در داخل و خارج از ایران، اطلاق میشود.
به گفتهٔ بسیاری از منابع موثق و همچنین اسناد غیر قابل کتمان این قتلها با فتوای برخی از روحانیون بلندپایه به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی انجام شده است.
اگرچه این قتلها از سال ۱۳۶۹ آغاز شده است اما در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و وزارت اطلاعات قربانعلی دری نجفآبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) با قتل #داریوش_فروهر و #پروانه_فروهر رسانهای و فراگیر شد.
وزارت اطلاعات در قبال قتلهای پائیز ۱۳۷۷ در اطلاعیهای، عوامل قتلها را شماری از پرسنل وزارت اطلاعات نامید که به گفته آنها «همکاران کجاندیش و خودسر» بودند که «که آلت دست عوامل پنهان و مطامع بیگانگان شدهاند».
سعید امامی که اعلام شده بود که متهم اصلی این پرونده است، به طرز مشکوکی در مدت بازداشت درگذشت.
دومتهم اصلی دیگر «مهرداد عالیخانی و مصطفی کاظمی» کمی بعد از صدور احکام نسبتا سنگین برایشان نه تنها آزاد شدند بلکه به مناصب امنیتیشان بازگشتند.
گرچه در مجموع قتلها در طول چندین سال، اتفاق افتاده، قربانیان این قتلها بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگرایان سیاسی و شهروندان عادی بودند که با روشهای گوناگونی مانند تصادف خودرو، ضربات چاقو، تیراندازی در سرقتهای مسلحانه و تزریق پتاسیم به منظور شبیهسازی حمله قلبی به قتل رسیدند.
مجموعه افشاگریها که در روند قتلهای زنجیرهای در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی رخ داد، منجر به این امر شد که هسته مرکزی قدرت کوشید در فرآیندی چندساله، سازمان اطلاعات سپاه را که مصون از ورود و نظارت دستگاههای انتخابی بود، در بسیاری از موارد جایگزین وزارت اطلاعات کند.
بیش از دو دهه پس از وقوع قتلهای پاییز ۱۳۷۷ در سال ۱۳۹۸ مصطفی پورمحمدی گفت قتلهای زنجیرهای خودسرانه نبوده؛ بلکه از درون نظام جمهوری اسلامی، انجام شده است.از این رو همهٔ متهمان، با وجود گرفتن حکم کیفری، آزاد میباشند.
فراموش نباید کرد که اگر چه اصلاحطلبان نقش اصلی در افشا شدن این قتلها انجام دادند اما از سوی دیگر خود نیز عامل پنهان کردن بخش مهمی از حقیقت قتلهای زنجیرهای شدند و عملاً تمامی جوانب #قتلهای_زنجیره_ای را آشکار نکردند و گستره آن را تا جای ممکن محدود کردند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
به گفتهٔ بسیاری از منابع موثق و همچنین اسناد غیر قابل کتمان این قتلها با فتوای برخی از روحانیون بلندپایه به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی انجام شده است.
اگرچه این قتلها از سال ۱۳۶۹ آغاز شده است اما در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و وزارت اطلاعات قربانعلی دری نجفآبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) با قتل #داریوش_فروهر و #پروانه_فروهر رسانهای و فراگیر شد.
وزارت اطلاعات در قبال قتلهای پائیز ۱۳۷۷ در اطلاعیهای، عوامل قتلها را شماری از پرسنل وزارت اطلاعات نامید که به گفته آنها «همکاران کجاندیش و خودسر» بودند که «که آلت دست عوامل پنهان و مطامع بیگانگان شدهاند».
سعید امامی که اعلام شده بود که متهم اصلی این پرونده است، به طرز مشکوکی در مدت بازداشت درگذشت.
دومتهم اصلی دیگر «مهرداد عالیخانی و مصطفی کاظمی» کمی بعد از صدور احکام نسبتا سنگین برایشان نه تنها آزاد شدند بلکه به مناصب امنیتیشان بازگشتند.
گرچه در مجموع قتلها در طول چندین سال، اتفاق افتاده، قربانیان این قتلها بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگرایان سیاسی و شهروندان عادی بودند که با روشهای گوناگونی مانند تصادف خودرو، ضربات چاقو، تیراندازی در سرقتهای مسلحانه و تزریق پتاسیم به منظور شبیهسازی حمله قلبی به قتل رسیدند.
مجموعه افشاگریها که در روند قتلهای زنجیرهای در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی رخ داد، منجر به این امر شد که هسته مرکزی قدرت کوشید در فرآیندی چندساله، سازمان اطلاعات سپاه را که مصون از ورود و نظارت دستگاههای انتخابی بود، در بسیاری از موارد جایگزین وزارت اطلاعات کند.
بیش از دو دهه پس از وقوع قتلهای پاییز ۱۳۷۷ در سال ۱۳۹۸ مصطفی پورمحمدی گفت قتلهای زنجیرهای خودسرانه نبوده؛ بلکه از درون نظام جمهوری اسلامی، انجام شده است.از این رو همهٔ متهمان، با وجود گرفتن حکم کیفری، آزاد میباشند.
فراموش نباید کرد که اگر چه اصلاحطلبان نقش اصلی در افشا شدن این قتلها انجام دادند اما از سوی دیگر خود نیز عامل پنهان کردن بخش مهمی از حقیقت قتلهای زنجیرهای شدند و عملاً تمامی جوانب #قتلهای_زنجیره_ای را آشکار نکردند و گستره آن را تا جای ممکن محدود کردند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6❤1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روز ۵ بهمن سال ۱۳۷۹ محمدرضا عقیقی، رئیس شعبه پنجم #دادگاه_نظامی_یک_تهران، در محل #سازمان_قضایی_نیروهای_مسلح با اعلام پایان دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای حکمی صادر کرد که به موجب آن متهمان که تماما از مدیران عالی و ماموران ارشد #وزارت_اطلاعات #جمهوری_اسلامی بودند در مجموع به ۴ بار قصاص، ۱۴ فقره حبس ابد و ۴۹ سال زندان محکوم شدند، پس از آن در بهمن ماه سال ۱۳۸۱ دیوان عالی کشور محکومیت۱۱ نفر از ۱۸ متهم را تایید کرد، احکام قصاص به دلیل مخالفت خانوادههای قربانیان با اعدام برداشته شد و چندی بعد خبر رسید تمامی متهمان آزاد شدند و حتی بسیاری بر سر کار امنیتی خود بازگشتند.
#ناصرزرافشان از وکلای خانواده قربانیان میگوید :« کسانیکه در قتلهای زنجیرهای کشته شدند و من برای اثبات آن اسناد و مدرک کافی داشتم، حدود ۶۶ نفر بودند. بعد گفتند شش نفر و بعد هم گفتند چهار نفر .»
هرچند به نظر میرسد که پرونده این قتلها از نظر دستگاه قضایی ایران و متهمان آن بسته شده است، با این وجود وکلا، خانواده قربانیان و افکار عمومی و جامعه مدنی با وجود گذشت ۲۲ سال همچنان بر پیگیری و رفع ابهامات آن پای میفشارند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#ناصرزرافشان از وکلای خانواده قربانیان میگوید :« کسانیکه در قتلهای زنجیرهای کشته شدند و من برای اثبات آن اسناد و مدرک کافی داشتم، حدود ۶۶ نفر بودند. بعد گفتند شش نفر و بعد هم گفتند چهار نفر .»
هرچند به نظر میرسد که پرونده این قتلها از نظر دستگاه قضایی ایران و متهمان آن بسته شده است، با این وجود وکلا، خانواده قربانیان و افکار عمومی و جامعه مدنی با وجود گذشت ۲۲ سال همچنان بر پیگیری و رفع ابهامات آن پای میفشارند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناصر زرافشان از وکلای خانواده کشته شدگان #قتلهای_زنجیره_ای در دهه ۷۰ : در قتلهای زنجیرهای، ۶۶ نفر کشته شدند نه چهارنفر و قتلها خودسرانه هم نبودند.
#ناصر_زرافشان همچنین گفته است: کسانیکه در قتلهای زنجیرهای کشته شدند و من برای اثبات آن اسناد و مدرک کافی داشتم، حدود ۶۶ نفر بودند. بعد گفتند شش نفر و از همان هم چهار نفر را مطرح کردند.
متهمان قتلهای زنجیرهای در دادگاه رسما میگفتند ربودن و حذف این مقتولان، در شرح وظیفه کاری آنها بوده و قتلها برنامهریزی داشت و خودسرانه نبود.
بیست سال بعد #مصطفی_پورمحمدی این اظهارات ناصر زرافشان را تائید کرد؛ در سال ۱۳۹۸ اظهارات تازه مصطفی پورمحمدی و پاسخ محمد نیازی به او، دوباره این ماجرا را به صدر خبرها برد. پورمحمدی، بیست سال بعد از آن زمان مطرح کرد که آن افراد، خودسر نبودهاند، او گفت: قتلهای زنجیرهای خودسرانه نبوده؛ بلکه از درون نظام جمهوری اسلامی، انجام شده است، از این رو همهٔ متهمان، با وجود گرفتن حکم کیفری، آزاد میباشند.
#وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی_ایران #سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#ناصر_زرافشان همچنین گفته است: کسانیکه در قتلهای زنجیرهای کشته شدند و من برای اثبات آن اسناد و مدرک کافی داشتم، حدود ۶۶ نفر بودند. بعد گفتند شش نفر و از همان هم چهار نفر را مطرح کردند.
متهمان قتلهای زنجیرهای در دادگاه رسما میگفتند ربودن و حذف این مقتولان، در شرح وظیفه کاری آنها بوده و قتلها برنامهریزی داشت و خودسرانه نبود.
بیست سال بعد #مصطفی_پورمحمدی این اظهارات ناصر زرافشان را تائید کرد؛ در سال ۱۳۹۸ اظهارات تازه مصطفی پورمحمدی و پاسخ محمد نیازی به او، دوباره این ماجرا را به صدر خبرها برد. پورمحمدی، بیست سال بعد از آن زمان مطرح کرد که آن افراد، خودسر نبودهاند، او گفت: قتلهای زنجیرهای خودسرانه نبوده؛ بلکه از درون نظام جمهوری اسلامی، انجام شده است، از این رو همهٔ متهمان، با وجود گرفتن حکم کیفری، آزاد میباشند.
#وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی_ایران #سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4🤬1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ایران_بریفینگ / محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، اعضای کانوان نویسندگان ایران و داریوش و پروانه فروهر، رهبران حزب ملت ایران، ۴ قربانی قتلهای سیاسی پاییز ۱۳۷۷ در تهران هستند که از سوی رسانه ها به قتلهای زنجیرهای معروف شد.
#وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی_ایران کمی بعد با انتشار بیانیهای اعلام کرد که گروهی از کارکنان "خودسر" این وزارتخانه در قتل این ۴ منتقد و دگراندیش دست داشتهاند.
قتل #مجید_شریف، نویسنده ومترجم و از اعضای دفتر تدوین مجموعه آثار علی شریعتی که ۹ آذر ۷۷ ناپدید و جسد او در ۱۶ آذر همان سال در پزشکی قانونی پیدا شد و همچنین #پیروز_دوانی که سوم شهریور همان سال مفقود شد و هرگز اثری از او پیدا نشد از سوی #جمهوری_اسلامی، جزو پرونده #قتلهای_زنجیره_ای محسوب نشد.
دی ماه ۱۳۷۹ عوامل اجرایی قتل ها در شعبه یک دادسرای نظامی تهران مورد محاکمه قرار گرفتند، اما کسانی که عوامل اجرایی از آنها به عنوان دستور دهنده و آمران قتل ها نام برده بودند و نام شان در پرونده قتل های زنجیره ای ذکر شده بود هرگز به صورت رسمی متهم نشدند و تحت پیگرد قرار نگرفتند.
#سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی_ایران کمی بعد با انتشار بیانیهای اعلام کرد که گروهی از کارکنان "خودسر" این وزارتخانه در قتل این ۴ منتقد و دگراندیش دست داشتهاند.
قتل #مجید_شریف، نویسنده ومترجم و از اعضای دفتر تدوین مجموعه آثار علی شریعتی که ۹ آذر ۷۷ ناپدید و جسد او در ۱۶ آذر همان سال در پزشکی قانونی پیدا شد و همچنین #پیروز_دوانی که سوم شهریور همان سال مفقود شد و هرگز اثری از او پیدا نشد از سوی #جمهوری_اسلامی، جزو پرونده #قتلهای_زنجیره_ای محسوب نشد.
دی ماه ۱۳۷۹ عوامل اجرایی قتل ها در شعبه یک دادسرای نظامی تهران مورد محاکمه قرار گرفتند، اما کسانی که عوامل اجرایی از آنها به عنوان دستور دهنده و آمران قتل ها نام برده بودند و نام شان در پرونده قتل های زنجیره ای ذکر شده بود هرگز به صورت رسمی متهم نشدند و تحت پیگرد قرار نگرفتند.
#سربازان_بدنام_امام_زمان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4🤬1
بیست و ششمین سالگرد #قتلهای_زنجیره_ای با گرامیداشت سالگرد کشته شدن دو تن از اولین آنها گرامیداشته میشود.
سالگرد قتل #داریوش_فروهر و #پروانه_اسکندری رهبران #حزب_ملت_ایران ، که اول آذر سال ۷۷ با ضربات چاقو ماموران #وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی_ایران در منزل مسکونیشان در تهران به قتل رسیدند در حالی است که قتل آنها بخشی از کشتار فعالان سیاسی، نویسندگان و متفکران در دهه ۷۰ موسوم به قتلهای زنجیرهای بود.
چند روز بعد از ترور آنان، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو عضو کانون نویسندگان ایران هم در تهران، ربوده و کشته شدند.
پیش از آنها هم مجید شریف، نویسنده و مترجم و پیروز دوانی، فعال سیاسی، ربوده و کشته شده بودند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سالگرد قتل #داریوش_فروهر و #پروانه_اسکندری رهبران #حزب_ملت_ایران ، که اول آذر سال ۷۷ با ضربات چاقو ماموران #وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی_ایران در منزل مسکونیشان در تهران به قتل رسیدند در حالی است که قتل آنها بخشی از کشتار فعالان سیاسی، نویسندگان و متفکران در دهه ۷۰ موسوم به قتلهای زنجیرهای بود.
چند روز بعد از ترور آنان، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو عضو کانون نویسندگان ایران هم در تهران، ربوده و کشته شدند.
پیش از آنها هم مجید شریف، نویسنده و مترجم و پیروز دوانی، فعال سیاسی، ربوده و کشته شده بودند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4👍2🤬1
#ایران_بریفینگ / روزنامه کیهان، چاپ تهران و به مدیرمسئولی حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه در این روزنامه تایید کرد که #مجید_شریف در جریان #قتلهای_زنجیره_ای کشته شده است.
این روزنامه نوشته که آقای شریف «منتقد نجیب نظام بوده» و در جریان قتلهای زنجیرهای کشته شده است.
کیهان روز پنج شنبه، دهم تیرماه در ستون اخبار ویژه خود، قتل های زنجیره ای را «فتنه» خوانده، قتل مجید شریف را به اسرائیل نسبت داده و نوشته است: «در فتنه قتلهای زنجیرهای، چند منتقد نجیب نظام به قتل رسیدند و فضای تبلیغاتی مسمومی به راه افتاد. یکی از قربانیان این جنایت مشکوک، مرحوم دکتر مجید شریف، مترجم کتاب روشنگرانه و ضد صهیونیستی پروفسور روژه گارودی با نام اسطورههای بنیانگذار سیاست اسرائیل- تاریخ یک ارتداد بود.»
این روزنامه از علی یونسی، #وزیر_اطلاعات دولت محمد خاتمی که پس از افشای قتل های زنجیره ای جایگزین دری نجف آبادی، وزیر وقت شد پرسیده است که او «آیا بررسی مستقلی انجام داد که چرا باید مترجم کتاب ضد صهیونیستی در تهران ترور شود؟»
مجید شریف، نویسنده و مترجم، ۲۸ آبان ماه ۱۳۷۷ با لباس گرمکن از خانه مادرش در یوسفآباد تهران خارج و ربوده شد. شش روز بعد در ۴ آذر ماه پیکرش را در حوالی خانه مادرش در پیادهرو رها کردند و خانوادهاش پیکر بیجان او را در پزشکی قانونی شناسایی کردند.
وزارت اطلاعات مسئولیت قتل آقای شریف را برعهده نگرفت و مهشید شریف، همسرش، نیز چندی پیش در مصاحبه با رادیو فردا گفت: «علت مرگ مجید را نامعلوم اعلام کرده بودند و بعد از آن هم، از زمانی که خانواده پیگیری میکرد که علت این نامعلومی چیست، با مانع تراشیهای خیلی جدی مواجه شد. هرگز حاضر به پذیرش پرونده شکایت نشدند و اصرارشان برای اینکه این قتل را نادیده بگیرند، از سؤالهایی است که برای خانواده مجید شریف و جامعه روشنفکری مطرح است.»
وزارت اطلاعات ایران در جریان قتلهای زنجیرهای فقط قتل چهار منتقد حکومت، داریوش و پروانه فروهر، محمدجعفر پوینده و محمد مختاری را پذیرفت و مسئولیت کشته شدن مجید شریف را گردن نگرفت.
مطلب روزنامه کیهان با عنوان «خدمت ندانسته یونسی به رژیم درمانده اسرائیل» در انتقاد از سخنان علی یونسی، وزیر اسبق اطلاعات ایران است که هشتم تیرماه هشدار داده بود نفوذ سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد، در بخشهای مختلف کشور «نگرانکننده» است و مسئولان باید «نگران جان خود باشند»
#قتلهای_حکومتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این روزنامه نوشته که آقای شریف «منتقد نجیب نظام بوده» و در جریان قتلهای زنجیرهای کشته شده است.
کیهان روز پنج شنبه، دهم تیرماه در ستون اخبار ویژه خود، قتل های زنجیره ای را «فتنه» خوانده، قتل مجید شریف را به اسرائیل نسبت داده و نوشته است: «در فتنه قتلهای زنجیرهای، چند منتقد نجیب نظام به قتل رسیدند و فضای تبلیغاتی مسمومی به راه افتاد. یکی از قربانیان این جنایت مشکوک، مرحوم دکتر مجید شریف، مترجم کتاب روشنگرانه و ضد صهیونیستی پروفسور روژه گارودی با نام اسطورههای بنیانگذار سیاست اسرائیل- تاریخ یک ارتداد بود.»
این روزنامه از علی یونسی، #وزیر_اطلاعات دولت محمد خاتمی که پس از افشای قتل های زنجیره ای جایگزین دری نجف آبادی، وزیر وقت شد پرسیده است که او «آیا بررسی مستقلی انجام داد که چرا باید مترجم کتاب ضد صهیونیستی در تهران ترور شود؟»
مجید شریف، نویسنده و مترجم، ۲۸ آبان ماه ۱۳۷۷ با لباس گرمکن از خانه مادرش در یوسفآباد تهران خارج و ربوده شد. شش روز بعد در ۴ آذر ماه پیکرش را در حوالی خانه مادرش در پیادهرو رها کردند و خانوادهاش پیکر بیجان او را در پزشکی قانونی شناسایی کردند.
وزارت اطلاعات مسئولیت قتل آقای شریف را برعهده نگرفت و مهشید شریف، همسرش، نیز چندی پیش در مصاحبه با رادیو فردا گفت: «علت مرگ مجید را نامعلوم اعلام کرده بودند و بعد از آن هم، از زمانی که خانواده پیگیری میکرد که علت این نامعلومی چیست، با مانع تراشیهای خیلی جدی مواجه شد. هرگز حاضر به پذیرش پرونده شکایت نشدند و اصرارشان برای اینکه این قتل را نادیده بگیرند، از سؤالهایی است که برای خانواده مجید شریف و جامعه روشنفکری مطرح است.»
وزارت اطلاعات ایران در جریان قتلهای زنجیرهای فقط قتل چهار منتقد حکومت، داریوش و پروانه فروهر، محمدجعفر پوینده و محمد مختاری را پذیرفت و مسئولیت کشته شدن مجید شریف را گردن نگرفت.
مطلب روزنامه کیهان با عنوان «خدمت ندانسته یونسی به رژیم درمانده اسرائیل» در انتقاد از سخنان علی یونسی، وزیر اسبق اطلاعات ایران است که هشتم تیرماه هشدار داده بود نفوذ سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد، در بخشهای مختلف کشور «نگرانکننده» است و مسئولان باید «نگران جان خود باشند»
#قتلهای_حکومتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3🤬3
ایران بریفینگ
#اختصاصی_ایران_بریفینگ / #قتل_کشیشهای_مسیحی در ایران، در دهه ۷۰، در فاصله دیماه سال ۱۳۷۲ تا تیر ماه ۱۳۷۳جریان داشت. از جمله کشیشهای مسیحی که در این دوران به قتل رسیدند، #اسقف_هوسپیان_مهر، #کشیش_مهدی_دیباج و #اسقف_تاتائوس_میکائیلیان بودند. #امیرفرشادابراهیمی…
اسقف هایک هوْسِپیان مهر ، متولد ۱۶ دی ۱۳۲۳ در تهراناست.
او کشیش، فعال حقوق بشر، مسیحی ایرانی و ارمنیتبار بود که تا زمان مرگش اسقف کلیسای جماعت ربّانی بود.
وی یکی از شخصیتهای برجسته جامعه ارمنیان ایران بود. سالها برای دفاع از حقوق اقلیتهای دینی و نجات زندانیان سیاسی و عقیدتی تلاش کرد.
وی چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۷۲ ، سه روز پس از به نتیجه رسیدن تلاشهایش برای آزادی مهدی دیباج و در حالی که به فرودگاه مهرآباد میرفت در بین راه ربوده شد چند روز پس از آن پلیس خبر از پیدا شدن جسد وی داد.
چهار سال بعد مشخص شد که وی در جریان #قتلهای_زنجیره_ای توسط مأمورین وزارت اطلاعات کشته شدهاست.
یک نوشتهُ هوسپیانمهر نشان میدهد که او تهدیدهایی را از سوی قاتلان خود حس میکردهاست. در آخرین نامه به جا مانده از اسقف هوسپیانمهر که یک روز پیش از ناپدید شدن نوشته آمدهاست: «من آمادهام که در کلیسا جان خود را تقدیم کنم باشد که دیگران بتوانند در آرامش و صلح، بدون ترس، خداوند خود را نیایش کنند»
هوسپیانمهر قبل از کشته شدنش به خبرنگار یک روزنامه هلندی گفته بود: «ما در حاشیهُ سرکوب غیرقابل تصوری از طرف دولت هستیم».
#قتل_کشیشهای_مسیحی در ایران، در دهه ۷۰، در فاصله دیماه سال ۱۳۷۲ تا تیر ماه ۱۳۷۳جریان داشت.
هوسپیانمهر ۲۱ دی ۱۳۷۲ برای نجات جان یک کشیش ایرانی بنام مهدی دیباج که از سال ۱۳۶۵ محبوس بوده و توسط دادگاه انقلاب اسلامی ساری به اتهام ارتداد حکم مرگ گرفته بود، نامهای به شورای کلیساهای مجامع ربانی، برای فراخوان به یک اقدام بینالمللی نوشته بود. در این نامه آمدهاست:
«قضیه از این قرار است که برادرمان مهدی دیباج توسط قاضی شرع شهر ساری به مرگ محکوم شدهاست. دیباج حکم محکومیت بهمرگ خود را برای من فرستادهاست که سندی روشن و مؤید این است که بهموجب قانون شرع او یک مرتد است و بایستی اعدام شود… آنها میخواهند خود را از چنگ تنها کلیساهای پروتستان خلاص کنند، و ما برایشان تبدیل به بهترین سیبلها شدهایم…
این نامه باعث شد که جمهوری اسلامی ایران حکم اعدام کشیش مهدی دیباج را منتفی کند و مهدی دیباج را در ۲۶ دیماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما سه روز پس از آن اسقف هوسپیانمهر توسط پلیس مخفی جمهوری اسلامی ربوده میشود و در۳۰ دیماه ۱۳۷۲ مصادف با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۴ به قتل میرسد.
#مهدی_دیباج نیز بعدها توسط وزارت اطلاعات کشته شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او کشیش، فعال حقوق بشر، مسیحی ایرانی و ارمنیتبار بود که تا زمان مرگش اسقف کلیسای جماعت ربّانی بود.
وی یکی از شخصیتهای برجسته جامعه ارمنیان ایران بود. سالها برای دفاع از حقوق اقلیتهای دینی و نجات زندانیان سیاسی و عقیدتی تلاش کرد.
وی چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۷۲ ، سه روز پس از به نتیجه رسیدن تلاشهایش برای آزادی مهدی دیباج و در حالی که به فرودگاه مهرآباد میرفت در بین راه ربوده شد چند روز پس از آن پلیس خبر از پیدا شدن جسد وی داد.
چهار سال بعد مشخص شد که وی در جریان #قتلهای_زنجیره_ای توسط مأمورین وزارت اطلاعات کشته شدهاست.
یک نوشتهُ هوسپیانمهر نشان میدهد که او تهدیدهایی را از سوی قاتلان خود حس میکردهاست. در آخرین نامه به جا مانده از اسقف هوسپیانمهر که یک روز پیش از ناپدید شدن نوشته آمدهاست: «من آمادهام که در کلیسا جان خود را تقدیم کنم باشد که دیگران بتوانند در آرامش و صلح، بدون ترس، خداوند خود را نیایش کنند»
هوسپیانمهر قبل از کشته شدنش به خبرنگار یک روزنامه هلندی گفته بود: «ما در حاشیهُ سرکوب غیرقابل تصوری از طرف دولت هستیم».
#قتل_کشیشهای_مسیحی در ایران، در دهه ۷۰، در فاصله دیماه سال ۱۳۷۲ تا تیر ماه ۱۳۷۳جریان داشت.
هوسپیانمهر ۲۱ دی ۱۳۷۲ برای نجات جان یک کشیش ایرانی بنام مهدی دیباج که از سال ۱۳۶۵ محبوس بوده و توسط دادگاه انقلاب اسلامی ساری به اتهام ارتداد حکم مرگ گرفته بود، نامهای به شورای کلیساهای مجامع ربانی، برای فراخوان به یک اقدام بینالمللی نوشته بود. در این نامه آمدهاست:
«قضیه از این قرار است که برادرمان مهدی دیباج توسط قاضی شرع شهر ساری به مرگ محکوم شدهاست. دیباج حکم محکومیت بهمرگ خود را برای من فرستادهاست که سندی روشن و مؤید این است که بهموجب قانون شرع او یک مرتد است و بایستی اعدام شود… آنها میخواهند خود را از چنگ تنها کلیساهای پروتستان خلاص کنند، و ما برایشان تبدیل به بهترین سیبلها شدهایم…
این نامه باعث شد که جمهوری اسلامی ایران حکم اعدام کشیش مهدی دیباج را منتفی کند و مهدی دیباج را در ۲۶ دیماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما سه روز پس از آن اسقف هوسپیانمهر توسط پلیس مخفی جمهوری اسلامی ربوده میشود و در۳۰ دیماه ۱۳۷۲ مصادف با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۴ به قتل میرسد.
#مهدی_دیباج نیز بعدها توسط وزارت اطلاعات کشته شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3❤2🔥2
احمد میرعلائی متولد ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ و از مترجمان پرکار ایرانی بود.
احمد میرعلایی از مترجمانی است که برای نخستین بار فارسی زبانان را با نویسندگان بزرگی همچون بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ آشنا کردهاست. او طبع و ذوق فراوانی در ترجمه شعر داشت و ترجمه کتابهای سنگ آفتاب سرودهٔ اوکتاویو پاز و ایکور سرودهٔ گاوین بنتاک را میتوان از بهترین آثار او در زمینه ترجمه شعر بهشمار آورد.
وی رابط کانون نویسندگان ایران در اصفهان بود و تصمیمات و اخبار اعضای کانون در تهران را به نویسندگان عضو کانون در اصفهان و برعکس منتقل میکرد.
#احمد_میرعلایی از جمله نویسندگان و روشنفکرانی بود که در #قتلهای_زنجیره_ای توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در صبح روز دوم آبان ماه ۱۳۷۴ هنگامی که از منزلش به سوی کتابفروشی محل کارش در حرکت بود ناپدید و جسم بیجان او در حدود ساعت ۱۰ شب در کوچههای خیابان میر اصفهان پیدا شد. پول نسبتا زیادی که قرار بود آن روز در کتابفروشی به کسی بدهد هنوز در جیبش بود. محل پیدا شدن جنازه به خانه زاون قوکاسیان، فیلمساز ارمنی اهل اصفهان و از دوستان میرعلایی خیلی نزدیک بود. سناریوی مدنظر قاتلان احتمالا این بود که میرعلایی به همراه رفیق ارمنیاش بیش از حد الکل مصرف کرده و در پی آن سکته کرده است. مامور پزشکی قانونی رد دو تزریق را روی دست میرعلایی دیده بود و مرگ را مشکوک اعلام کرده بود. حتی از پیکر نمونهبرداری کرده بود و به تهران فرستاده بود. اما نتایج نمونهبرداری هرگز به دست خانواده نرسید.
بعدها معلوم شد که احمد میرعلایی بر اثر تزریق انسولین از ناحیه دست راست دچار ایست قلبی شده بود.
او از امضاکنندگان متن نامه ما نویسندهایم و همچنین متن اعتراض به دستگیری سعیدی سیرجانی بود.
علاوه بر فعالیتهای فرهنگی فوق بسیاری ملاقات او با وی.اس. نایپول نویسنده و روزنامه نگار مشهور بریتانیایی فعال حقوق بشر در سفرش به ایران از جمله دلایل خشم نیروهای امنیتی علیه اوست.
میرعلایی در هفتههای آخر عمرش به پسرعموی پدرش، مودب میرعلایی گفته بود که تهدید میشود و مدام آگهی مرگ سعیدی سیرجانی را برای او میفرستند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
احمد میرعلایی از مترجمانی است که برای نخستین بار فارسی زبانان را با نویسندگان بزرگی همچون بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ آشنا کردهاست. او طبع و ذوق فراوانی در ترجمه شعر داشت و ترجمه کتابهای سنگ آفتاب سرودهٔ اوکتاویو پاز و ایکور سرودهٔ گاوین بنتاک را میتوان از بهترین آثار او در زمینه ترجمه شعر بهشمار آورد.
وی رابط کانون نویسندگان ایران در اصفهان بود و تصمیمات و اخبار اعضای کانون در تهران را به نویسندگان عضو کانون در اصفهان و برعکس منتقل میکرد.
#احمد_میرعلایی از جمله نویسندگان و روشنفکرانی بود که در #قتلهای_زنجیره_ای توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در صبح روز دوم آبان ماه ۱۳۷۴ هنگامی که از منزلش به سوی کتابفروشی محل کارش در حرکت بود ناپدید و جسم بیجان او در حدود ساعت ۱۰ شب در کوچههای خیابان میر اصفهان پیدا شد. پول نسبتا زیادی که قرار بود آن روز در کتابفروشی به کسی بدهد هنوز در جیبش بود. محل پیدا شدن جنازه به خانه زاون قوکاسیان، فیلمساز ارمنی اهل اصفهان و از دوستان میرعلایی خیلی نزدیک بود. سناریوی مدنظر قاتلان احتمالا این بود که میرعلایی به همراه رفیق ارمنیاش بیش از حد الکل مصرف کرده و در پی آن سکته کرده است. مامور پزشکی قانونی رد دو تزریق را روی دست میرعلایی دیده بود و مرگ را مشکوک اعلام کرده بود. حتی از پیکر نمونهبرداری کرده بود و به تهران فرستاده بود. اما نتایج نمونهبرداری هرگز به دست خانواده نرسید.
بعدها معلوم شد که احمد میرعلایی بر اثر تزریق انسولین از ناحیه دست راست دچار ایست قلبی شده بود.
او از امضاکنندگان متن نامه ما نویسندهایم و همچنین متن اعتراض به دستگیری سعیدی سیرجانی بود.
علاوه بر فعالیتهای فرهنگی فوق بسیاری ملاقات او با وی.اس. نایپول نویسنده و روزنامه نگار مشهور بریتانیایی فعال حقوق بشر در سفرش به ایران از جمله دلایل خشم نیروهای امنیتی علیه اوست.
میرعلایی در هفتههای آخر عمرش به پسرعموی پدرش، مودب میرعلایی گفته بود که تهدید میشود و مدام آگهی مرگ سعیدی سیرجانی را برای او میفرستند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5❤2🔥1
علیاکبر سعیدی سیرجانی متولد ۲۰ آذر ۱۳۱۰ ، نویسنده و فعالِ سیاسی ایرانی و از منتقدان نظام جمهوری اسلامی ایران و نظریۀ ولایت فقیه پس از انقلاب اسلامی بود.
او با محمد معین برای لغت نامه دهخدا همکاری میکرد.
#علی_اکبر_سعیدی_سیرجانی از سال ۴۴ تا ۵۷ با بنیاد فرهنگ ایران همکاری و تدوین واژگان بخش حرف میم از لغتنامه را بر عهده داشت.
وی پس از انقلاب۵۷ با فرستادن مقالات فرهنگی در مجلاتی چون نگین و بامشاد به نقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی میپرداخت.
مجموعه مقالات او در کتابهایی با عنوانها شیخ صنعان، در آستین مرقع و ای کوتاه آستینان به چاپ رسید که سپس ممنوع شدند. کتابهای او در حکومت جمهوری اسلامی به جز چندی در شمار کتابهای ضاله (گمراهکننده) درآمدهاند و چاپ-ممنوع بهشمار میروند.
سعیدی سیرجانی سپس با انتقادهای خود از حکومت، مورد غضب حاکمان ایران شد و بیش از پیش، با نامههایی که به علی خامنهای مینوشت، مورد غضب قرار گرفت، تا جایی که حکم ارتداد وی را در پی داشت؛ و سرانجام آنچنانکه خود انتظار داشت توسط حکومت بهطور مرموزی از بین رفت.
وی در نامه مشهور خود خطاب به علی خامنهای از «اختناق تحملناپذیر نامعقولی که مأموران وزارت ارشاد در کار نشر کتاب دارند» برای وی نوشت، خامنهای در اقدامی غیرمعمول نامه را پاسخ داده و از طریق کیومرث صابری فومنی(گل آقا) به وی پیام میدهد که:«دورانتان تمام شده و بهتر است در گوشهای بنشینید و بجای نویسندگی بخاطر ارتدادتان طلب استغفار کنید» این پاسخ #سعیدی_سیرجانی را برآشفته کرده و در نامه تند دیگری برای وی مینویسد:«پیام عتابآمیز جناب عالی را آقای صابری برایم خواند، و متأسف شدم، نه به علت این که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفتهام و به زودی امت همیشه در صحنه حزبالله حسابم را خواهند رسید که مرگ در راه دفاع از حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواستهایم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد رفتهام دربارهٔ سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت. بگذریم از لحن توهین آمیز پیام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوایی بعید مینمود تا چه رسد به رهبر مسلمانان جهان»
کمی بعد وی در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از نه ماه ، در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ و در زندان کشته شد.
اعترافات وی در زندان بعدها در #برنامه_هویت از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.
سیرجانی از معدود کشته شدگانی است که توسط خود #سعید_امامی بازجویی و شکنجه شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او با محمد معین برای لغت نامه دهخدا همکاری میکرد.
#علی_اکبر_سعیدی_سیرجانی از سال ۴۴ تا ۵۷ با بنیاد فرهنگ ایران همکاری و تدوین واژگان بخش حرف میم از لغتنامه را بر عهده داشت.
وی پس از انقلاب۵۷ با فرستادن مقالات فرهنگی در مجلاتی چون نگین و بامشاد به نقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی میپرداخت.
مجموعه مقالات او در کتابهایی با عنوانها شیخ صنعان، در آستین مرقع و ای کوتاه آستینان به چاپ رسید که سپس ممنوع شدند. کتابهای او در حکومت جمهوری اسلامی به جز چندی در شمار کتابهای ضاله (گمراهکننده) درآمدهاند و چاپ-ممنوع بهشمار میروند.
سعیدی سیرجانی سپس با انتقادهای خود از حکومت، مورد غضب حاکمان ایران شد و بیش از پیش، با نامههایی که به علی خامنهای مینوشت، مورد غضب قرار گرفت، تا جایی که حکم ارتداد وی را در پی داشت؛ و سرانجام آنچنانکه خود انتظار داشت توسط حکومت بهطور مرموزی از بین رفت.
وی در نامه مشهور خود خطاب به علی خامنهای از «اختناق تحملناپذیر نامعقولی که مأموران وزارت ارشاد در کار نشر کتاب دارند» برای وی نوشت، خامنهای در اقدامی غیرمعمول نامه را پاسخ داده و از طریق کیومرث صابری فومنی(گل آقا) به وی پیام میدهد که:«دورانتان تمام شده و بهتر است در گوشهای بنشینید و بجای نویسندگی بخاطر ارتدادتان طلب استغفار کنید» این پاسخ #سعیدی_سیرجانی را برآشفته کرده و در نامه تند دیگری برای وی مینویسد:«پیام عتابآمیز جناب عالی را آقای صابری برایم خواند، و متأسف شدم، نه به علت این که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفتهام و به زودی امت همیشه در صحنه حزبالله حسابم را خواهند رسید که مرگ در راه دفاع از حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواستهایم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد رفتهام دربارهٔ سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت. بگذریم از لحن توهین آمیز پیام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوایی بعید مینمود تا چه رسد به رهبر مسلمانان جهان»
کمی بعد وی در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از نه ماه ، در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ و در زندان کشته شد.
اعترافات وی در زندان بعدها در #برنامه_هویت از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.
سیرجانی از معدود کشته شدگانی است که توسط خود #سعید_امامی بازجویی و شکنجه شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7❤4🔥1
سیامک سنجری متولد ۲۶ مرداد ۱۳۴۷ است، در سابقه سنجری چند مقام قهرمانی کشتی کشوری و حضور در جبهه جنگ ایران و عراق ، فعالیت کوتاه مدت در سپاه پاسداران نیز دیده میشود، وی یکی از منابع و خبرچینهای وزارت اطلاعات در معاونت امور اجتماعی این وزارتخانه بوده است که در سن ۲۸ سالگی و در آستانه جشن ازدواج کشته شد.
او تنها قربانی #قتلهای_زنجیره_ای است که به دلایل غیرسیاسی در حالی کشته شده است که یک روز پیش از قتلش برای سعید امامی و دیگر اعضای باند قتلها کارت دعوت به عروسیاش را فرستاده بود.
#سیامک_سنجری در میانه همکاریهایش با وزارت اطلاعات در جریان ارتباطات جنسی #علی_فلاحیان قرار میگیرد، او این ارتباطات را از طریق پسر فلاحیان به اطلاع همسر او میرساند و از طریق یکی از دوستانش در نواری کاست به اطلاع خامنهای نیز میرساند، اما کمی بعد #سعید_امامی نوار را به او داده و او را از خطرات «دهن لقیاش» آگاه میکند، سنجری نیز در ظاهر یا باطن وانمود میکند از پیگیری منصرف شده و قصد دارد به شغل اصلیاش «فروش خودرو» بازگردد و قصد ازدواج دارد.
#خسرو_براتی مامور ارشد وزارت اطلاعات و از اعضای تیم قتلهای زنجیرهای در اعترافاتش که بعدها در «جزوه ۸۸ صفحهای» منتشر شده درباره وی گفته:«سیامک در جاهایی حرفهایی زده بود حتی ماجرای رفتوآمد حاج آقا فلاحیان به سونای زعفرانیه را گفته و از طریق او به بیرون درز کردهاست و قرارشد از او تحقیق شود تا اینکه دو روز مانده به عروسیاش حاج آقا فلاحیان به آقای اسلامی گفتند «کار را باید تمام کرد» چون همسر حاج آقا سوالهایی را از ایشان کرده بود و حاج آقا مطمئن بود این حرفها از طریق سنجری به گوششان رسیده.
آقای اسلامی دلش سوخت به حاج آقا (فلاحیان) تلفن زد که خدا را خوش نمیآید ما را به عروسی اش دعوت کرده اما ظاهرا حاج آقا حاضر به گذشت نبود. آقای اسلامی معذب بود و رفت و حاج علیشیر ، سنگی را به سرش زد و برادران کار را با دشنه تمام کردند و بعد جسد را به زیر پل کاوه انداختند و ماشین را بردند تا به دره بیندازند تا اثری نماند»
سنجری در ۱۳ آبان ۱۳۷۵ کشته شده و جنازهاش ساعاتی پس از قتل در حالی که خودوی او هنوز روشن بود پشت فرمان زیر پل در محله قیطریه تهران کشف میشود، مراسم ختم وی در همان سالنی که قرار بود عروسیاش برگزار شود (سالن سیاره) برگزار شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او تنها قربانی #قتلهای_زنجیره_ای است که به دلایل غیرسیاسی در حالی کشته شده است که یک روز پیش از قتلش برای سعید امامی و دیگر اعضای باند قتلها کارت دعوت به عروسیاش را فرستاده بود.
#سیامک_سنجری در میانه همکاریهایش با وزارت اطلاعات در جریان ارتباطات جنسی #علی_فلاحیان قرار میگیرد، او این ارتباطات را از طریق پسر فلاحیان به اطلاع همسر او میرساند و از طریق یکی از دوستانش در نواری کاست به اطلاع خامنهای نیز میرساند، اما کمی بعد #سعید_امامی نوار را به او داده و او را از خطرات «دهن لقیاش» آگاه میکند، سنجری نیز در ظاهر یا باطن وانمود میکند از پیگیری منصرف شده و قصد دارد به شغل اصلیاش «فروش خودرو» بازگردد و قصد ازدواج دارد.
#خسرو_براتی مامور ارشد وزارت اطلاعات و از اعضای تیم قتلهای زنجیرهای در اعترافاتش که بعدها در «جزوه ۸۸ صفحهای» منتشر شده درباره وی گفته:«سیامک در جاهایی حرفهایی زده بود حتی ماجرای رفتوآمد حاج آقا فلاحیان به سونای زعفرانیه را گفته و از طریق او به بیرون درز کردهاست و قرارشد از او تحقیق شود تا اینکه دو روز مانده به عروسیاش حاج آقا فلاحیان به آقای اسلامی گفتند «کار را باید تمام کرد» چون همسر حاج آقا سوالهایی را از ایشان کرده بود و حاج آقا مطمئن بود این حرفها از طریق سنجری به گوششان رسیده.
آقای اسلامی دلش سوخت به حاج آقا (فلاحیان) تلفن زد که خدا را خوش نمیآید ما را به عروسی اش دعوت کرده اما ظاهرا حاج آقا حاضر به گذشت نبود. آقای اسلامی معذب بود و رفت و حاج علیشیر ، سنگی را به سرش زد و برادران کار را با دشنه تمام کردند و بعد جسد را به زیر پل کاوه انداختند و ماشین را بردند تا به دره بیندازند تا اثری نماند»
سنجری در ۱۳ آبان ۱۳۷۵ کشته شده و جنازهاش ساعاتی پس از قتل در حالی که خودوی او هنوز روشن بود پشت فرمان زیر پل در محله قیطریه تهران کشف میشود، مراسم ختم وی در همان سالنی که قرار بود عروسیاش برگزار شود (سالن سیاره) برگزار شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤2👍2🤯2
سید غفّار حسینی شاعر، مترجم، استاد دانشگاه و از فعالان کانون نویسندگان ایران و متولد ۱۳ فروردین ۱۳۱۳ است.
او در دوران ریاست کوتاه مدت بهرام بیضایی در دپارتمان تئاتر دانشکدهٔ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران مدتی استاد رشتهٔ جامعهشناسی هنر بودکه پس از برکناریاش از دانشگاه مدتی، به لندن و از آنجا به پاریس مهاجرت کرد و اوائل دهه ۷۰ مجددا به ایران بازگشت.
#غفار_حسینی که از جمله نویسندگان دعوت شده به مراسم مشهور ارمنستان بود ، اولین فردی است که از سفر به ارمنستان منصرف میشود و میگوید:«قصد جانمان را دارند»
او در جلسه جمع مشورتی کانون نویسندگان برای سفر به ارمنستان با اتوبوس، ضمن خودداری از پذیرش دعوت برای حضور در این سفر به دیگر اعضا به صراحت هشدار داده بود که «همهتان را میاندازند به ته دره»
پیش بینی او در ماجرای #اتوبوس_ارمنستان درست از آب درآمد.
سیدغفار حسینی، همچنین از امضاءکنندگان متن ۱۳۴ نویسنده معروف به «ما نویسندهایم» نیز بود.
حسینی بیستم آبانماه ۱۳۷۵ در خانه خود در تهران با تزریق آمپول پتاسیم کشته میشود و سه روز بعد همسایگان از مرگ وی در خانهاش در حالی مطلع میشوند که تلویزیون با صدای بلند روشن مانده بود.
محمد محمدعلی نویسنده ، در روایت خود از سفر نویسندگان به ارمنستان میگوید: غفار حسینی هم پیغام داده بود كه به این سفر نروید، ولی نگفت چرا؟
برخی هم معتقد بودند ، چون انجمن نویسندگان ارمنستان چنین بودجههایی ندارد، به احتمال زیاد هزینهی سفر را وزارت ارشاد میپردازد، غفار حسینی بار دیگر و این بار با جملهای واضح و روشن و زنگدار گفت: اگر با اتوبوس بروید پرت میشوید تو درّه... علیاشرف درویشیان هم پس از این حرف خواهش كرد اسمش را خط بزنند.
از مهمترین فعالیتهای فرهنگی غفار حسینی، پیشتازی و پیگیری او در طرح دیدگاههای نو در عرصهی جامعهشناسی هنر و بهویژه جامعهشناسی ادبیات است، او ارتباطی قوی با روزنامههای فرانسوی و بریتانیایی داشت.
در «جزوه ۸۸ صفحهای» نام غفار حسینی بارها در اعترافات متهمان #قتلهای_زنجیره_ای به عنوان جاسوس و خبرچین رسانههای بیگانه همچون ام.آی.سیکس آمده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در دوران ریاست کوتاه مدت بهرام بیضایی در دپارتمان تئاتر دانشکدهٔ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران مدتی استاد رشتهٔ جامعهشناسی هنر بودکه پس از برکناریاش از دانشگاه مدتی، به لندن و از آنجا به پاریس مهاجرت کرد و اوائل دهه ۷۰ مجددا به ایران بازگشت.
#غفار_حسینی که از جمله نویسندگان دعوت شده به مراسم مشهور ارمنستان بود ، اولین فردی است که از سفر به ارمنستان منصرف میشود و میگوید:«قصد جانمان را دارند»
او در جلسه جمع مشورتی کانون نویسندگان برای سفر به ارمنستان با اتوبوس، ضمن خودداری از پذیرش دعوت برای حضور در این سفر به دیگر اعضا به صراحت هشدار داده بود که «همهتان را میاندازند به ته دره»
پیش بینی او در ماجرای #اتوبوس_ارمنستان درست از آب درآمد.
سیدغفار حسینی، همچنین از امضاءکنندگان متن ۱۳۴ نویسنده معروف به «ما نویسندهایم» نیز بود.
حسینی بیستم آبانماه ۱۳۷۵ در خانه خود در تهران با تزریق آمپول پتاسیم کشته میشود و سه روز بعد همسایگان از مرگ وی در خانهاش در حالی مطلع میشوند که تلویزیون با صدای بلند روشن مانده بود.
محمد محمدعلی نویسنده ، در روایت خود از سفر نویسندگان به ارمنستان میگوید: غفار حسینی هم پیغام داده بود كه به این سفر نروید، ولی نگفت چرا؟
برخی هم معتقد بودند ، چون انجمن نویسندگان ارمنستان چنین بودجههایی ندارد، به احتمال زیاد هزینهی سفر را وزارت ارشاد میپردازد، غفار حسینی بار دیگر و این بار با جملهای واضح و روشن و زنگدار گفت: اگر با اتوبوس بروید پرت میشوید تو درّه... علیاشرف درویشیان هم پس از این حرف خواهش كرد اسمش را خط بزنند.
از مهمترین فعالیتهای فرهنگی غفار حسینی، پیشتازی و پیگیری او در طرح دیدگاههای نو در عرصهی جامعهشناسی هنر و بهویژه جامعهشناسی ادبیات است، او ارتباطی قوی با روزنامههای فرانسوی و بریتانیایی داشت.
در «جزوه ۸۸ صفحهای» نام غفار حسینی بارها در اعترافات متهمان #قتلهای_زنجیره_ای به عنوان جاسوس و خبرچین رسانههای بیگانه همچون ام.آی.سیکس آمده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6🔥1
ایران بریفینگ
#ایران_بریفینگ / #امروز_در_تاریخ / ۲۴ دی ۱۳۷۵ مصادف با امروز سالروز قتل احمد تفضلی ایرانشناس برجسته و متخصص زبانهای باستانی ایران است. او را قاتلان #قتلهای_زنجیره_ای که از عوامل #وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی بودهاند کشتند. #احمد_تفضلی ، ایرانشناس و پژوهشگر،…
احمد تفضلی ایرانشناس برجسته و متخصص زبانهای باستانی ایران است.
او را قاتلان #قتلهای_زنجیره_ای که از عوامل #وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی بودهاند کشتهاند.
#احمد_تفضلی ، ایرانشناس و پژوهشگر، ساعت دوازده و نیم روز ۲۴ دیماه ۱۳۷۵ دفتر کارش را در #دانشگاه_تهران ترک کرد تا به منزل خود در شمیران برود اما هیچگاه به منزل نرسید.
او میانهی راه ربوده شد و توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به قتل رسید.
دکتر ژاله آموزگار در اینباره میگوید:«وقتی در ساعت ۱۲:۳۰ روز دوشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۷۵ احمد تفضلی دفتر کارمان را در دانشکده ادبیات ترک میکرد، با اطمینان به این که فردا صبح زود این در را خواهد گشود، بر سر این میز خواهد نشست و کارها را به انجام خواهد رساند، نمونهی چاپی آخرین کتاب در دست انتشارش (تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام) را در کیف چرمی با خود میبرد که چند مورد بازمانده را بازبینی کند تا در قراری که فردای آن روز، یعنی ساعت ۱۰ روز سهشنبه ۲۵ دی، با ناشرش داشت، کار را تمام شده تحویل دهد...
پیکر احمد تفضلی ۲۴ دی ۱۳۷۵ در حالی که در جیب کتش مقداری مواد مخدر جاسازی شده بود در کوچهای در نزدیکی پارک ساعی پیدا شد، قاتلان صحنه سازی کرده بودند تا وی در یک درگیری با مواد فروشان کشته شده است ، او بر اثر خفگی و تزریق سه آمپول به قتل رسید و پزشکی قانونی هرگز دلیل قتل را اعلام نکرد.
همزمان با قتل وی منزل وی نیز توسط عوامل نامعلومی وارسی شده بود و مشخص بود اسناد و دست نوشتههایی از منزل به سرقت رفته، فردای روز قتل او دفتر کارش در دانشگاه تهران پلمپ و پس از مدتی هرآنچه متعلق به وی بود توسط نیروهای امنیتی با خود برده شد.
علی یونسی وزیر وقت اطلاعات در مصاحبهای مفصل قتل او را توسط جمهوری اسلامی تائید کرده اما میگوید «کار وزارت اطلاعاتنبوده» او مدعی است در نخستین دیدارش با خاتمی، وی به او گفتهاست که «من از شما یک سؤال و یک درخواست دارم: سؤال اینکه علت مشکلی که در ماجرای قتلهای زنجیرهای برای وزارت اطلاعات پیش آمد چه بود و چرا وزارت اطلاعات یک دانشمند (احمد تفضلی) را میکشد؟» یونسی علت و مشکل را اینگونه گفته که «نهاد امنیتی است، اما اساس این وزارتخانه یک نهاد نظامی است و از دل نظامیها درآمده است.»
احسان یارشاطر نیز مدعی شده است، احمد تفضلی به دلیل همکاری با بنیاد ایرانیکا (به سرپرستی احسان یارشاطر) به دستور مسئولان جمهوری اسلامی ترور شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او را قاتلان #قتلهای_زنجیره_ای که از عوامل #وزارت_اطلاعات_جمهوری_اسلامی بودهاند کشتهاند.
#احمد_تفضلی ، ایرانشناس و پژوهشگر، ساعت دوازده و نیم روز ۲۴ دیماه ۱۳۷۵ دفتر کارش را در #دانشگاه_تهران ترک کرد تا به منزل خود در شمیران برود اما هیچگاه به منزل نرسید.
او میانهی راه ربوده شد و توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به قتل رسید.
دکتر ژاله آموزگار در اینباره میگوید:«وقتی در ساعت ۱۲:۳۰ روز دوشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۷۵ احمد تفضلی دفتر کارمان را در دانشکده ادبیات ترک میکرد، با اطمینان به این که فردا صبح زود این در را خواهد گشود، بر سر این میز خواهد نشست و کارها را به انجام خواهد رساند، نمونهی چاپی آخرین کتاب در دست انتشارش (تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام) را در کیف چرمی با خود میبرد که چند مورد بازمانده را بازبینی کند تا در قراری که فردای آن روز، یعنی ساعت ۱۰ روز سهشنبه ۲۵ دی، با ناشرش داشت، کار را تمام شده تحویل دهد...
پیکر احمد تفضلی ۲۴ دی ۱۳۷۵ در حالی که در جیب کتش مقداری مواد مخدر جاسازی شده بود در کوچهای در نزدیکی پارک ساعی پیدا شد، قاتلان صحنه سازی کرده بودند تا وی در یک درگیری با مواد فروشان کشته شده است ، او بر اثر خفگی و تزریق سه آمپول به قتل رسید و پزشکی قانونی هرگز دلیل قتل را اعلام نکرد.
همزمان با قتل وی منزل وی نیز توسط عوامل نامعلومی وارسی شده بود و مشخص بود اسناد و دست نوشتههایی از منزل به سرقت رفته، فردای روز قتل او دفتر کارش در دانشگاه تهران پلمپ و پس از مدتی هرآنچه متعلق به وی بود توسط نیروهای امنیتی با خود برده شد.
علی یونسی وزیر وقت اطلاعات در مصاحبهای مفصل قتل او را توسط جمهوری اسلامی تائید کرده اما میگوید «کار وزارت اطلاعاتنبوده» او مدعی است در نخستین دیدارش با خاتمی، وی به او گفتهاست که «من از شما یک سؤال و یک درخواست دارم: سؤال اینکه علت مشکلی که در ماجرای قتلهای زنجیرهای برای وزارت اطلاعات پیش آمد چه بود و چرا وزارت اطلاعات یک دانشمند (احمد تفضلی) را میکشد؟» یونسی علت و مشکل را اینگونه گفته که «نهاد امنیتی است، اما اساس این وزارتخانه یک نهاد نظامی است و از دل نظامیها درآمده است.»
احسان یارشاطر نیز مدعی شده است، احمد تفضلی به دلیل همکاری با بنیاد ایرانیکا (به سرپرستی احسان یارشاطر) به دستور مسئولان جمهوری اسلامی ترور شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5🤬4👍2
ایران بریفینگ
سوم شهریور ۱۳۷۷، #پیروز_دوانی نویسنده و روزنامهنگار، برای رفتن به خانه خواهرش از منزل خارج شد ولی هیچگاه نرسید. این جنایت یکی از سلسله #قتلهای_زنجیرهای سیاسی بود. پیروز دوانی اولین بار در سال ۱۳۶۱ به مدت ۷ ماه در زندان بود. پس از آزادی و در همان سالها…
پیروز دوانی متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۴۰ روزنامهنگار و مترجم است.
دوانی از جمله نویسندگان چپ ایرانی است که فعالیتهای سیاسی نیز داشته و اگر چه وی نیز از جمله مقتولان #قتلهای_زنجیره_ای است اما به نظر میرسد قتل او در بخش دیگری از وزارت اطلاعات و با هدف امنیتی دیگری رقم خورده است.
پیروز دوانی ۳ شهریور ۱۳۷۷ از منزل خود به قصد رفتن به خانهٔ خواهرش خارج شد و دیگر بازنگشت.
او به تازگی از زندان آزاد شده بود و به انتشار جزوهای افشاگرانه مشغول بود.
بازجوی وی در دوران زندانش #محسنی_اژه_ای بوده.
پیروز دوانی از اوائل دهه ۷۰ چرخشی در افکار چپگرانه خود داشت و به دنبال نزدیکتر ساختن جریانات سیاسی و گروههای اپوزیسیون داخل کشور بود.
وی در این راستا میزگردی را در خرداد ۱۳۷۴، پیرامون علل وجود نابسامانیها در جامعه و چگونگی رفع بحران عمومی در جامعه، با شرکت ابراهیم یزدی، عزتالله سحابی و حبیبالله پیمان برگزار کرد و خودش نیز به عنوان یک هوادار جبههٔ چپ و سوسیالیسم در آن شرکت کرد.
خبر مفقود شدن دوانی را اولین بار #داریوش_فروهر به رادیو بی بی سی فارسی داد.
امیرفرشاد ابراهیمی در دی ماه ۱۳۸۲ در دانشگاه علوم پزشکی تهران در جریان سخنرانی که در پاسداشت زندانیان اصلاحطلب دربند برگزار شده بود، اعلام کرد که پیروز دوانی با حکم محسنی اژهای به قتل رسیده است. او در همان سخنرانی شرح میدهد که وی را چگونه از خیابان ربودهاند و به ساختمانی در محله نیاوران منتقل کرده و پس از قتل تکه تکه کردهاند و سوزاندهاند.
فردای این سخنرانی محسنی اژهای در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا موضوع را تکذیب کرد،متعاقب این تکذیب، انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران، محسنی اژهای و امیرفرشاد ابراهیمی را به مناظره دعوت مینماید. امیرفرشاد ابراهیمی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا این مناظره را قبول مینماید، اما از سوی محسنی اژهای خبری دریافت نمیگردد.
ابراهیمی بعدها گفته :«از سوی آقای علی ربیعی برایم پیغام آمد که نزد وی بروم، و وقتی رفتم دفتر ایشان گفتند که موضوع پیروز دوانی پیچیدهتر از این حرفهاست و تو هم به اندازهٔ کافی مشکل برای خودت داری، پایت را از این ماجرا بکش بیرون»
حسین دوانی برادر پیروز دوانی در مصاحبه با بخش فارسی صدای آلمان، بعدها اظهارات ابراهیمی را تائید کرد و میگوید به خانواده وی هم همان پیغام مشابهی را دادهاند که به ابراهیمی دادهاند.
پیکر #پیروز_دوانی هرگز یافت نشد، #خسرو_براتی از عاملان قتلهای زنجیرهای است پیکر تکه تکه شده پیروز دوانی در نقاط مختلف بیابانهای اطراف ورامین رها شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
دوانی از جمله نویسندگان چپ ایرانی است که فعالیتهای سیاسی نیز داشته و اگر چه وی نیز از جمله مقتولان #قتلهای_زنجیره_ای است اما به نظر میرسد قتل او در بخش دیگری از وزارت اطلاعات و با هدف امنیتی دیگری رقم خورده است.
پیروز دوانی ۳ شهریور ۱۳۷۷ از منزل خود به قصد رفتن به خانهٔ خواهرش خارج شد و دیگر بازنگشت.
او به تازگی از زندان آزاد شده بود و به انتشار جزوهای افشاگرانه مشغول بود.
بازجوی وی در دوران زندانش #محسنی_اژه_ای بوده.
پیروز دوانی از اوائل دهه ۷۰ چرخشی در افکار چپگرانه خود داشت و به دنبال نزدیکتر ساختن جریانات سیاسی و گروههای اپوزیسیون داخل کشور بود.
وی در این راستا میزگردی را در خرداد ۱۳۷۴، پیرامون علل وجود نابسامانیها در جامعه و چگونگی رفع بحران عمومی در جامعه، با شرکت ابراهیم یزدی، عزتالله سحابی و حبیبالله پیمان برگزار کرد و خودش نیز به عنوان یک هوادار جبههٔ چپ و سوسیالیسم در آن شرکت کرد.
خبر مفقود شدن دوانی را اولین بار #داریوش_فروهر به رادیو بی بی سی فارسی داد.
امیرفرشاد ابراهیمی در دی ماه ۱۳۸۲ در دانشگاه علوم پزشکی تهران در جریان سخنرانی که در پاسداشت زندانیان اصلاحطلب دربند برگزار شده بود، اعلام کرد که پیروز دوانی با حکم محسنی اژهای به قتل رسیده است. او در همان سخنرانی شرح میدهد که وی را چگونه از خیابان ربودهاند و به ساختمانی در محله نیاوران منتقل کرده و پس از قتل تکه تکه کردهاند و سوزاندهاند.
فردای این سخنرانی محسنی اژهای در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا موضوع را تکذیب کرد،متعاقب این تکذیب، انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران، محسنی اژهای و امیرفرشاد ابراهیمی را به مناظره دعوت مینماید. امیرفرشاد ابراهیمی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا این مناظره را قبول مینماید، اما از سوی محسنی اژهای خبری دریافت نمیگردد.
ابراهیمی بعدها گفته :«از سوی آقای علی ربیعی برایم پیغام آمد که نزد وی بروم، و وقتی رفتم دفتر ایشان گفتند که موضوع پیروز دوانی پیچیدهتر از این حرفهاست و تو هم به اندازهٔ کافی مشکل برای خودت داری، پایت را از این ماجرا بکش بیرون»
حسین دوانی برادر پیروز دوانی در مصاحبه با بخش فارسی صدای آلمان، بعدها اظهارات ابراهیمی را تائید کرد و میگوید به خانواده وی هم همان پیغام مشابهی را دادهاند که به ابراهیمی دادهاند.
پیکر #پیروز_دوانی هرگز یافت نشد، #خسرو_براتی از عاملان قتلهای زنجیرهای است پیکر تکه تکه شده پیروز دوانی در نقاط مختلف بیابانهای اطراف ورامین رها شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6🤬1
ایران بریفینگ
حمید پورحاجی زاده ، شاعر و دبیر ادبیات کرمانی، متخلص به «سحر» بود که از قربانیان سلسله قتلهای سیاسی موسوم به قتلهای زنجیرهای بود. وی در آخرین روز شهریور ماه سال ۱۳۷۷ به همراه پسر ۹ سالهاش «کارون» با ۴۳ ضربه چاقو قطعه قطعه شدند. پزشک قانونی تعداد ضربههای…
حمید پورحاجی زاده ، شاعر و دبیر ادبیات کرمانی، متخلص به «سحر» بود که از قربانیان سلسله قتلهای سیاسی موسوم به #قتلهای_زنجیره_ای است.
وی در آخرین روز شهریور ماه سال ۱۳۷۷ به همراه پسر ۹ سالهاش «کارون» با ۴۳ ضربه چاقو قطعه قطعه شدند.
پزشک قانونی تعداد ضربههای دشنه فرورفته در سینه حمید را ۲۷ از زیر گلو تا زیر ناف و ضربهٔ وارده به سینه کارون را بالغ بر ده ضربه دانسته بود… آثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت، پارگی قلب و ریه و دستگاه گوارش، بریده شدن انگشتان دست راست حمید تا روی پوست»
بنا به نظر پزشک قانونی با هر ضربه کارد #حمید_حاجی_پور تیغه چاقو را میگرفته و قاتل میکشیده و برای باری دیگر فرو میکرده است که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق.
ارس حاجیزاده در مورد پیگیری قتل پدر و برادر خود میگوید «وقتی بازپرس پرونده میگفت این قتل انگیزهای به بزرگی چنار میخواهد و وقتی سرهنگ پوررضاقلی، رئیس وقت آگاهی کرمان در برابر سوالهای ما سرش را پایین میانداخت هنوزم نفهمیده بودیم اصل ماجرا چیست. بیشتر از دوماه از قتل بابا و کارون گذشته بود که گفتند آقای مختاری مفقود شده. او به مراسم ختم بابا آمده بود. چندین روز بعد هم آقای پوینده ناپدید شد و بعد آقای فروهر و خانم اسکندری کشته شدند.» فرخنده حاجیزاده دربارهٔ پرونده برادر و برادرزادهاش میگوید: «تمام این سالها پیگیریهای ما ادامه داشت، همه جا رفتیم، هر کاری هم توانستیم کردیم، از طرفی هم از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار بودیم و احضار و بازجوئی میشدیم در نهایت هم که گفتند یک اشتباه ساده بوده؛ یعنی با ضربات چاقو برادر و برادرزادهام را سلاخی کردند و گفتند اشتباه ساده بوده.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی در آخرین روز شهریور ماه سال ۱۳۷۷ به همراه پسر ۹ سالهاش «کارون» با ۴۳ ضربه چاقو قطعه قطعه شدند.
پزشک قانونی تعداد ضربههای دشنه فرورفته در سینه حمید را ۲۷ از زیر گلو تا زیر ناف و ضربهٔ وارده به سینه کارون را بالغ بر ده ضربه دانسته بود… آثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت، پارگی قلب و ریه و دستگاه گوارش، بریده شدن انگشتان دست راست حمید تا روی پوست»
بنا به نظر پزشک قانونی با هر ضربه کارد #حمید_حاجی_پور تیغه چاقو را میگرفته و قاتل میکشیده و برای باری دیگر فرو میکرده است که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق.
ارس حاجیزاده در مورد پیگیری قتل پدر و برادر خود میگوید «وقتی بازپرس پرونده میگفت این قتل انگیزهای به بزرگی چنار میخواهد و وقتی سرهنگ پوررضاقلی، رئیس وقت آگاهی کرمان در برابر سوالهای ما سرش را پایین میانداخت هنوزم نفهمیده بودیم اصل ماجرا چیست. بیشتر از دوماه از قتل بابا و کارون گذشته بود که گفتند آقای مختاری مفقود شده. او به مراسم ختم بابا آمده بود. چندین روز بعد هم آقای پوینده ناپدید شد و بعد آقای فروهر و خانم اسکندری کشته شدند.» فرخنده حاجیزاده دربارهٔ پرونده برادر و برادرزادهاش میگوید: «تمام این سالها پیگیریهای ما ادامه داشت، همه جا رفتیم، هر کاری هم توانستیم کردیم، از طرفی هم از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار بودیم و احضار و بازجوئی میشدیم در نهایت هم که گفتند یک اشتباه ساده بوده؛ یعنی با ضربات چاقو برادر و برادرزادهام را سلاخی کردند و گفتند اشتباه ساده بوده.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1