This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رسوایی مک فارلین و اینکه چرا سیدمهدی هاشمی اعدام شد؟
موسوی تبریزی نیز همچون بسیاری از دولتمردان جمهوری اسلامی بر سر ماهیت مک فارلین حرفی نمیزنند و یکراست میروند سراغ «سید مهدی هاشمی» که «خیانت کرده» و این ماجرا را لو داده!
آیت الله منتظری اما به درستی و شفاف ماهیت رسوایی مک فارلین را توضیح می دهد .
#مک_فارلین #آیت_الله_منتظری
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
موسوی تبریزی نیز همچون بسیاری از دولتمردان جمهوری اسلامی بر سر ماهیت مک فارلین حرفی نمیزنند و یکراست میروند سراغ «سید مهدی هاشمی» که «خیانت کرده» و این ماجرا را لو داده!
آیت الله منتظری اما به درستی و شفاف ماهیت رسوایی مک فارلین را توضیح می دهد .
#مک_فارلین #آیت_الله_منتظری
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر چه ضامن نارنجک ایران کنترا توسط سید مهدی هاشمی کشیده شده است،اما این ماجرا در اصل با طغیان منوچهر قربانی فر آغاز میشود.
منوچهر قربانیفر، مدیرعامل شرکت اسرائیلی/ایرانی «استارلاین»، فعال در زمینه حمل و نقل نفتی در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۸ بود. مدیر عامل این شرکت معاون نخست وزیر اسرائیل و اعضای اصلی آن را ۱۵ اسرائیلی دیگر تشکیل میدادند. رئیس هیئتمدیره دفتر این شرکت در ایران «یدالله شهبازی» بود.
یدالله شهبازی، پس از کناره گذارده شدن از ریاست سازمان مرکزی تعاون با منوچهر قربانیفر اقدام به تأسیس یک شرکت حملونقل دریایی میکنند. منوچهر قربانیفر، عضو عالی رتبه ساواک بود،اما در عین حال با بسیاری از آیت الله های انقلابی همچون خمینی،منتظری ،هاشمی رفسنجانی و امید نجفآبادی نماینده دوره نخست مجلس شورای اسلامی و قاضی شرع اصفهان در ارتباط بود. قربانی فر حتی هزینه چاپ چند دوره رساله خمینی را نیز تقبل کرده بود.
پس از انقلاب، «قربانی فر» در هماهنگ سازی روابط جمهوری اسلامی با دولت های آمریکا و اسرائیل و از جمله فروش اسلحه از این کشورها به ایران همچون رسوایی #مک_فارلین نقش کلیدی داشته است.
قربانی فر در ماجرای موسوم به کودتای «نقاب» #کودتای_نوژه در سال ۱۳۵۹ نقشی برجسته داشته و گفته میشود عامل اصلی لو رفتن این کودتا بوده و آن را به #اطلاعات_نخست_وزیری لو داده است.
قربانی فر، بی گمان یکی از کلیدهای اصلی رمزگشایی از واقعیت ماجرای رازآلود انقلاب ۱۳۵۷ و به قدرت رسیدن خمینی و باند تبهکار او در ایران است.
آیتالله منتظری:«در همان روزها که مصادف با افشای جریان مکفارلین بود، روزی مرحوم آقای امید نجفآبادی نزد من آمد و گفت من قبل از انقلاب با شخصی به نام منوچهر قربانیفر دوست بودهام و او در آن زمان برای چاپ تحریرالوسیله و [جزوه]حکومت اسلامی امام (آیتالله خمینی) مبلغ قابلتوجهی کمک کرد؛ او فعلاً دلال اسلحه شده و با مقامات آمریکا و انگلیس نیز رفتوآمد دارد و اوست که واسطه خریدن موشکهای تاو توسط ایران از آمریکا میباشد»
تاکنون در جمهوری اسلامی توضیحاتی درباره این رابطه و دوستی و چرایی و چگونگی شکلگیری آن داده نشده است.
قربانیفر نیز طبق شواهد انکار ناپذیر از سال دوم جنگ ایران و عراق ۱۳۶۱ فروش مخفیانه سلاح و مهمات را به ایران آغاز میکند.
#منوچهر_قربانی_فر با نزدیک بودن به مقامات بلندپایه وقت اسرائیل و آمریکا و همزمان، با نزدیک شدن به افراد مرتبط با آیتالله رفسنجانی در ایران، معاملات پنهانی را انجام میداده.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
منوچهر قربانیفر، مدیرعامل شرکت اسرائیلی/ایرانی «استارلاین»، فعال در زمینه حمل و نقل نفتی در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۸ بود. مدیر عامل این شرکت معاون نخست وزیر اسرائیل و اعضای اصلی آن را ۱۵ اسرائیلی دیگر تشکیل میدادند. رئیس هیئتمدیره دفتر این شرکت در ایران «یدالله شهبازی» بود.
یدالله شهبازی، پس از کناره گذارده شدن از ریاست سازمان مرکزی تعاون با منوچهر قربانیفر اقدام به تأسیس یک شرکت حملونقل دریایی میکنند. منوچهر قربانیفر، عضو عالی رتبه ساواک بود،اما در عین حال با بسیاری از آیت الله های انقلابی همچون خمینی،منتظری ،هاشمی رفسنجانی و امید نجفآبادی نماینده دوره نخست مجلس شورای اسلامی و قاضی شرع اصفهان در ارتباط بود. قربانی فر حتی هزینه چاپ چند دوره رساله خمینی را نیز تقبل کرده بود.
پس از انقلاب، «قربانی فر» در هماهنگ سازی روابط جمهوری اسلامی با دولت های آمریکا و اسرائیل و از جمله فروش اسلحه از این کشورها به ایران همچون رسوایی #مک_فارلین نقش کلیدی داشته است.
قربانی فر در ماجرای موسوم به کودتای «نقاب» #کودتای_نوژه در سال ۱۳۵۹ نقشی برجسته داشته و گفته میشود عامل اصلی لو رفتن این کودتا بوده و آن را به #اطلاعات_نخست_وزیری لو داده است.
قربانی فر، بی گمان یکی از کلیدهای اصلی رمزگشایی از واقعیت ماجرای رازآلود انقلاب ۱۳۵۷ و به قدرت رسیدن خمینی و باند تبهکار او در ایران است.
آیتالله منتظری:«در همان روزها که مصادف با افشای جریان مکفارلین بود، روزی مرحوم آقای امید نجفآبادی نزد من آمد و گفت من قبل از انقلاب با شخصی به نام منوچهر قربانیفر دوست بودهام و او در آن زمان برای چاپ تحریرالوسیله و [جزوه]حکومت اسلامی امام (آیتالله خمینی) مبلغ قابلتوجهی کمک کرد؛ او فعلاً دلال اسلحه شده و با مقامات آمریکا و انگلیس نیز رفتوآمد دارد و اوست که واسطه خریدن موشکهای تاو توسط ایران از آمریکا میباشد»
تاکنون در جمهوری اسلامی توضیحاتی درباره این رابطه و دوستی و چرایی و چگونگی شکلگیری آن داده نشده است.
قربانیفر نیز طبق شواهد انکار ناپذیر از سال دوم جنگ ایران و عراق ۱۳۶۱ فروش مخفیانه سلاح و مهمات را به ایران آغاز میکند.
#منوچهر_قربانی_فر با نزدیک بودن به مقامات بلندپایه وقت اسرائیل و آمریکا و همزمان، با نزدیک شدن به افراد مرتبط با آیتالله رفسنجانی در ایران، معاملات پنهانی را انجام میداده.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍15
دو سال پیش #در_چنین_روزی جنگیدند و در خیابان خون پاکشان معنای شرافت و آزادگی شد، دو چهلم در دیروز و امروز بود؛ #چهلم_حنانه_کیا و #چهلم_حدیث_نجفی در سراسر کشور اعتراضات پرشورتر بود و از همین رو جانباختگان بیشتری را شاهد هستیم.
۱۲ آبان ۱۴۰۱
#پرستو_مرادخانی کرج
#شعیب_درغاله چابهار
#عرفان_زمانی لاهیجان
#محمدامین_حشمتیان سنقر
#محمدرضا_بالی_لاشک نوشهر
#مهدی_حضرتی کرج
#مهدیس_حسینی آمل
#نیما_نوری کرج
#یاسر_نوری زاهدان
#علی_ابومحمد کرج
#علیرضا_کاکا_محمدی هرسین
#علی_بساکی الیگودرز
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۱۲ آبان ۱۴۰۱
#پرستو_مرادخانی کرج
#شعیب_درغاله چابهار
#عرفان_زمانی لاهیجان
#محمدامین_حشمتیان سنقر
#محمدرضا_بالی_لاشک نوشهر
#مهدی_حضرتی کرج
#مهدیس_حسینی آمل
#نیما_نوری کرج
#یاسر_نوری زاهدان
#علی_ابومحمد کرج
#علیرضا_کاکا_محمدی هرسین
#علی_بساکی الیگودرز
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤13👍1🔥1
علی بساکی ، متولد ۲۸ آذر ماه ۱۳۵۸، اهل الیگودرز و ساکن تهران بود.
به موسیقی علاقه جدی داشت و در کنار پدر در یک تولیدی کار میکرد.
#علی_بساکی از آغاز اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی در خیابان بود، دوم آبان حوالی غروب در خیابان جمهوری توسط لباس شخصیهای سپاه پاسداران بازداشت میشود، هشتم آبان به خانوادهاش خبر میدهند که بازداشت شده و برای آزادیاش باید سند بیاورند به دادگاه انقلاب، پدرش فردای آن روز به دادگاه انقلاب میرود اما میگویند سند لازم نیست هنوز و ۱۱ آبان به خانواده اطلاع میدهند که باید به ورزشگاه تختی در شرق تهران بروند ، پدرش به ورزشگاه که میرود پیکرش را برای شناسایی به اونشان میدهند و پس از تعهدهای فراوان به خانوادهاش تحویل داده میشود،
او با حضور نیروهای امنیتی در امامزاده یحیی بادامک شهریار به خاک سپرده شده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
به موسیقی علاقه جدی داشت و در کنار پدر در یک تولیدی کار میکرد.
#علی_بساکی از آغاز اعتراضات به قتل حکومتی مهسا امینی در خیابان بود، دوم آبان حوالی غروب در خیابان جمهوری توسط لباس شخصیهای سپاه پاسداران بازداشت میشود، هشتم آبان به خانوادهاش خبر میدهند که بازداشت شده و برای آزادیاش باید سند بیاورند به دادگاه انقلاب، پدرش فردای آن روز به دادگاه انقلاب میرود اما میگویند سند لازم نیست هنوز و ۱۱ آبان به خانواده اطلاع میدهند که باید به ورزشگاه تختی در شرق تهران بروند ، پدرش به ورزشگاه که میرود پیکرش را برای شناسایی به اونشان میدهند و پس از تعهدهای فراوان به خانوادهاش تحویل داده میشود،
او با حضور نیروهای امنیتی در امامزاده یحیی بادامک شهریار به خاک سپرده شده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤15🕊1
علی ابومحمد ۱۲ آبان ماه چهلم حدیث نجفی در حال کمک به یک بانوی سالخورده در آرامستان بهشت سکینه در حالی که مزدوران سرکوبگر همه را به رگبار بسته بودند از ناحیه کمر و سینه مورد اصابت گلوله جنگی قرار میگیرد.
#علی_ابومحمد از جوانان معترض اسلامشهر بود و برای #چهلم_حدیث_نجفی به کرج آمده بود، پیکر او طبق معمول توسط نیروهای امنیتی به سرقت رفت و یک هفته بعد بدون اطلاع خانواده در دارالسلام اسلامشهر دفن و بعد از آن به اطلاع خانواده میرسد.
علی ۲۵ ساله و فرزند دوم خانواده بود، پدر او راننده اتوبوس واحد است و نیروهای امنیتی او را تهدید میکنند که در صورت برگزاری مراسم و رسانهای کردن خبر قتل فرزندش او را از شرکت واحد اخراج میکنند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#علی_ابومحمد از جوانان معترض اسلامشهر بود و برای #چهلم_حدیث_نجفی به کرج آمده بود، پیکر او طبق معمول توسط نیروهای امنیتی به سرقت رفت و یک هفته بعد بدون اطلاع خانواده در دارالسلام اسلامشهر دفن و بعد از آن به اطلاع خانواده میرسد.
علی ۲۵ ساله و فرزند دوم خانواده بود، پدر او راننده اتوبوس واحد است و نیروهای امنیتی او را تهدید میکنند که در صورت برگزاری مراسم و رسانهای کردن خبر قتل فرزندش او را از شرکت واحد اخراج میکنند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤13🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
«قرار بود ۸۰ سال عمر کنم اما
تو ۱۸ سالگی تو راه آزادی کشته شدم
قول بده بجای منم آزاده زندگی کنی …
پسر ایران نیما نوری»
نیما، تکفرزند، ۱۸ ساله خانواده بود، که برای شرکت در مراسم #چهلم_حدیث_نجفی در حالی که عازم آرامستان بهشت سکینه کرج بود با شلیک دو گلوله به جناغ سینه و ران پایش توسط نیروهای بسیج کشته شد.
نیما ابتدا به درمانگاه وصال کرج منتقل شد. اما پس از آن بهدلیل خونریزی زیاد به بیمارستان مدنی منتقل شد و همان روز در آنجا درگذشت.
«… پدر و مادرش خیلی سعی کردند که او را منصرف کنند که به اعتراضات نرود. اما او گوش نمیکرد و به تجمعات میپیوست. حتی یک روز به خانه که بازگشت پایش توسط نیروهای جمهوری اسلامی تحت ضربات باتوم قرار گفته بود و چند روز به سختی راه میرفت. بالاخره در روز چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست به پدرش گفت میخواهم بروم اعتراضات. باز هم خانوادش اصرار داشتند که او را منصرف کنند. اما نیما تصمیم قطعی داشت که برود. نزدیکی بهشت سکینه که بودند ترافیک و راه بندان شده بود. همانجا نیما به پدرش گفت تو برو من پیاده میروم. شب اون روز به خانواده نوری زنگ زدند که فرزندتان فوت شده...»
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13🔥1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد کشته شدن نیما نوری است از لحظات تیرخوردن و انتقالش به بیمارستان ویدیوکوتاهی وجود دارد، نیما متاسفانه درون همین خودرو به لحظاتی بعد بیهوش میشود.
#نیما_نوری ، ۱۸ ساله و اهل کرج، برای شرکت در مراسم #چهلم_حدیث_نجفی عازم بهشت سکینه بود که در میانه راه قربانی خشونت نیروهای امنیتی به منظور سرکوب اعتراضهای سراسری شد.
یکی از دوستان نیما سال گذشته به ایران بریفینگ گفته : «نیما در راه کمالشهر به سمت بهشت سکینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و ابتدا به درمانگاه وصال در کرج منتقل شده،در درمانگاه وصال گفته بودند خونریزی دارد و کار ما نیست باید به بیمارستان برده شود. به آمبولانس زنگ زده بودند و بعد به بیمارستان شهید مدنی بردند. حدود ساعت ۴-۵ بعداز ظهر بود که خانوادهاش از این با خبر شدند. نخست به آنها گفتند تیر جنگی به ران پایاش برخورد کرده و در اتاق عمل است، به همین دلیل اجازه ورود به بیمارستان را نمیدادند و بعد از چند ساعت حدود ساعت ۱۲ شب گفتند که فوت کرده و مشخص شد گلوله به پهلو و ران پایاش شلیک شده است.»
نیما، متولد ۲۷ فروردین ۱۳۸۳ بود و هنگام مرگ تنها ۱۸ سال و ۶ ماه داشت. او تنها فرزند خانواده بود و هیچ خواهری و برادری نداشت.
نیما، دیپلم داشت و قرار بود برای پایان خدمت درخواست بدهد.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#نیما_نوری ، ۱۸ ساله و اهل کرج، برای شرکت در مراسم #چهلم_حدیث_نجفی عازم بهشت سکینه بود که در میانه راه قربانی خشونت نیروهای امنیتی به منظور سرکوب اعتراضهای سراسری شد.
یکی از دوستان نیما سال گذشته به ایران بریفینگ گفته : «نیما در راه کمالشهر به سمت بهشت سکینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و ابتدا به درمانگاه وصال در کرج منتقل شده،در درمانگاه وصال گفته بودند خونریزی دارد و کار ما نیست باید به بیمارستان برده شود. به آمبولانس زنگ زده بودند و بعد به بیمارستان شهید مدنی بردند. حدود ساعت ۴-۵ بعداز ظهر بود که خانوادهاش از این با خبر شدند. نخست به آنها گفتند تیر جنگی به ران پایاش برخورد کرده و در اتاق عمل است، به همین دلیل اجازه ورود به بیمارستان را نمیدادند و بعد از چند ساعت حدود ساعت ۱۲ شب گفتند که فوت کرده و مشخص شد گلوله به پهلو و ران پایاش شلیک شده است.»
نیما، متولد ۲۷ فروردین ۱۳۸۳ بود و هنگام مرگ تنها ۱۸ سال و ۶ ماه داشت. او تنها فرزند خانواده بود و هیچ خواهری و برادری نداشت.
نیما، دیپلم داشت و قرار بود برای پایان خدمت درخواست بدهد.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤9🔥4🤬2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهناز قدیانی، مادر #نیما_نوری، از جوانان کشتهشده در اعتراضات #زن_زندگی_آزادی در دومین سالگرد کشتهشدن او ویدئویی از حضور خود بر آرامگاه فرزندش منتشر کرده و نوشته است: «نیمای عزیزم بیگناه رفتی و مثل فرشتهها پر کشیدی».
نیما نوری، متولد ۱۳۸۳، در مراسم چهلم #حدیث_نجفی، دیگر معترض کشتهشده در اعتراضات، که ۱۲ آبان با حضور گسترده معترضان در کرج برگزار شد، با شلیک نیروهای حکومتی جان باخت.
سازمان حقوق بشر ایران کشتهشدن ۵۵۱ معترض ازجمله ۶۸ کودک را در جریان #اعتراضات_سراسری_۱۴۰۱ تأیید کرده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیما نوری، متولد ۱۳۸۳، در مراسم چهلم #حدیث_نجفی، دیگر معترض کشتهشده در اعتراضات، که ۱۲ آبان با حضور گسترده معترضان در کرج برگزار شد، با شلیک نیروهای حکومتی جان باخت.
سازمان حقوق بشر ایران کشتهشدن ۵۵۱ معترض ازجمله ۶۸ کودک را در جریان #اعتراضات_سراسری_۱۴۰۱ تأیید کرده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤12👍1🔥1🤬1
مهدیس حسینی دخترکی ۱۶ سالهِ ساکن آمل بود. بعد از قتل مهسا امینی به میدان آمد تا آزادی را فریاد بزند. پس از گلوله خوردن مداوا شد و به خانه برگشت. تمام مدت توسط مزدوران حکومت تحت فشار بود. حتی به تنهایی به حمام نمیرفت. مادرش برای این که کنارش باشد مرخصی گرفته بود
تا این که مادر مجبور میشود دختر نوجوان مظلومش را تنها بگذارد و سر کار برگردد. وقتی به خانه برگشت دخترش را مُرده در خانه یافت. او را سنگدلانه مجبور کردند تا بگوید دخترش خودکشی کرده.
مهدیس (محدثه) در روز دوازده آبان ۱۴۰۱ بر اثر جراحات ناشی از شلیک گلوله توسط سرکوبگران خامنهای جان باخته است.
در مورد نحوه کشته شدن او دو روایت متفاوت وجود دارد، یکی اینکه او در روز سی شهریور در انقلاب مردم آمل، شرکت کرد و سرکوبگران او را هدف گرفتند، مهدیس بهشدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما بعد از چندین روز، در روز دوازده آبان جان باخت.
در روایت دیگری، او بعد از معالجه و انتقال به خانه تحت نظر بود و ماموران از سازمان اطلاعات آمل مرتب با او تماس میگرفتند و او را تهدید میکردند.
مادر #مهدیس_حسینی بخاطر استرسهای زیادی که به دخترش وارد شده بود او را تنها نمیگذاشت.
در اولین فرصتی که مادر مهدیس در خانه نبود، اطلاعاتیهای سپاه وارد خانه میشوند و مهدیس را به قتل میرسانند و از خانواده مهدیس با تهدید و فشار، اعتراف اجباری با سناریو خودکشی میگیرند.
هر دو روایت یک واقعیت تلخ را میگوید، اینکه مزدوران آدمکش خامنهای یک دختر نوجوان را به قتل رساندند.
پس از ۴ روز از قتل مهدیس بلاخره با گرفتن اعتراف اجباری از مادر مهدیس، اجازه دادند مهدیس در فضایی امنیتی و فقط با حضور خانواده درجه یک به خاک سپرده شود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
تا این که مادر مجبور میشود دختر نوجوان مظلومش را تنها بگذارد و سر کار برگردد. وقتی به خانه برگشت دخترش را مُرده در خانه یافت. او را سنگدلانه مجبور کردند تا بگوید دخترش خودکشی کرده.
مهدیس (محدثه) در روز دوازده آبان ۱۴۰۱ بر اثر جراحات ناشی از شلیک گلوله توسط سرکوبگران خامنهای جان باخته است.
در مورد نحوه کشته شدن او دو روایت متفاوت وجود دارد، یکی اینکه او در روز سی شهریور در انقلاب مردم آمل، شرکت کرد و سرکوبگران او را هدف گرفتند، مهدیس بهشدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما بعد از چندین روز، در روز دوازده آبان جان باخت.
در روایت دیگری، او بعد از معالجه و انتقال به خانه تحت نظر بود و ماموران از سازمان اطلاعات آمل مرتب با او تماس میگرفتند و او را تهدید میکردند.
مادر #مهدیس_حسینی بخاطر استرسهای زیادی که به دخترش وارد شده بود او را تنها نمیگذاشت.
در اولین فرصتی که مادر مهدیس در خانه نبود، اطلاعاتیهای سپاه وارد خانه میشوند و مهدیس را به قتل میرسانند و از خانواده مهدیس با تهدید و فشار، اعتراف اجباری با سناریو خودکشی میگیرند.
هر دو روایت یک واقعیت تلخ را میگوید، اینکه مزدوران آدمکش خامنهای یک دختر نوجوان را به قتل رساندند.
پس از ۴ روز از قتل مهدیس بلاخره با گرفتن اعتراف اجباری از مادر مهدیس، اجازه دادند مهدیس در فضایی امنیتی و فقط با حضور خانواده درجه یک به خاک سپرده شود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10
ایران بریفینگ
در کمال تاسف باخبر شدیم عبدالله حسینی، پدر #مهدیس_حسینی، نوجوان ۱۶ سالهای که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ در آمل به دست سرکوبگران خامنهای کشته شده بود، هفته گذشته، ۲۷ شهریور ۱۴۰۳ ، دوسال پس از فرزند دلیرش بهدلیل سکته مغزی درگذشت. فشارهای روحی ناشی از فقدان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدیس (محدثه) حسینی، متولد ۹ تیر ۱۳۸۵ در شهر آمل است. او جوان شجاع و پرانرژی بود و علاقه زیادی به شعر و موسیقی داشت، آرزوی بزرگش خواننده شدن بود و چندین ویدیوکلیپ از خوانندگی وی در فضای مجازی موجود است.
بعد از قتل مهسا امینی به میدان آمد تا آزادی را فریاد بزند. پس از گلوله خوردن مداوا شد و به خانه برگشت. تمام مدت توسط مزدوران حکومت تحت فشار بود.
مادرش برای این که کنارش باشد مرخصی گرفته بود، تا این که مادر مجبور میشود دختر نوجوان مظلومش را تنها بگذارد و سر کار برگردد.
وقتی به خانه برگشت دخترش را مُرده در خانه یافت.
او پس از آنکه به پایش گلوله شلیک کرده بودند به بیمارستانی که یک پزشک آشنا در آنجا بود مراجعه کرد، شبانه اورا عمل کردند وگلوله را از پایش خارج ساختند و از بیم شناسایی و بازداشت به خانه فرستادند، در چند روزی که او در خانه بستری بود، یکی از همسایگان که از اعضای بسیج بود متوجه رفت و آمد پرستارهایی که برای تعویض پانسمان و سرم او میآمدند شده و به نیروهای امنیتی گزارش میدهد.
از این زمان به بعد ماموران از سازمان اطلاعات آمل مرتب با او تماس میگرفتند و او را تهدید میکردند.
مادر #مهدیس_حسینی بخاطر استرسهای زیادی که به دخترش وارد شده بود او را تنها نمیگذاشت.
در اولین فرصتی که مادر مهدیس در خانه نبود، اطلاعاتیهای سپاه وارد خانه میشوند و مهدیس را به قتل میرسانند و از خانواده مهدیس با تهدید و فشار، اعتراف اجباری با سناریو خودکشی میگیرند.
پس از ۴ روز از قتل مهدیس بلاخره با گرفتن اعتراف اجباری از مادر مهدیس، اجازه دادند مهدیس در فضایی امنیتی و فقط با حضور خانواده درجه یک به خاک سپرده شود.
متاسفانه با خبر شدیم پدر مهدیس بر اثر تألمات روحی فوت کرده است.
#علیه_فراموشی #سرکوب_دادخواهان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بعد از قتل مهسا امینی به میدان آمد تا آزادی را فریاد بزند. پس از گلوله خوردن مداوا شد و به خانه برگشت. تمام مدت توسط مزدوران حکومت تحت فشار بود.
مادرش برای این که کنارش باشد مرخصی گرفته بود، تا این که مادر مجبور میشود دختر نوجوان مظلومش را تنها بگذارد و سر کار برگردد.
وقتی به خانه برگشت دخترش را مُرده در خانه یافت.
او پس از آنکه به پایش گلوله شلیک کرده بودند به بیمارستانی که یک پزشک آشنا در آنجا بود مراجعه کرد، شبانه اورا عمل کردند وگلوله را از پایش خارج ساختند و از بیم شناسایی و بازداشت به خانه فرستادند، در چند روزی که او در خانه بستری بود، یکی از همسایگان که از اعضای بسیج بود متوجه رفت و آمد پرستارهایی که برای تعویض پانسمان و سرم او میآمدند شده و به نیروهای امنیتی گزارش میدهد.
از این زمان به بعد ماموران از سازمان اطلاعات آمل مرتب با او تماس میگرفتند و او را تهدید میکردند.
مادر #مهدیس_حسینی بخاطر استرسهای زیادی که به دخترش وارد شده بود او را تنها نمیگذاشت.
در اولین فرصتی که مادر مهدیس در خانه نبود، اطلاعاتیهای سپاه وارد خانه میشوند و مهدیس را به قتل میرسانند و از خانواده مهدیس با تهدید و فشار، اعتراف اجباری با سناریو خودکشی میگیرند.
پس از ۴ روز از قتل مهدیس بلاخره با گرفتن اعتراف اجباری از مادر مهدیس، اجازه دادند مهدیس در فضایی امنیتی و فقط با حضور خانواده درجه یک به خاک سپرده شود.
متاسفانه با خبر شدیم پدر مهدیس بر اثر تألمات روحی فوت کرده است.
#علیه_فراموشی #سرکوب_دادخواهان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤12
دوستش برای تولد او نوشت: «امروز ۲۵ مهر ۱۴۰۲، تولد کسی است که میخواست اسم دخترش رو بزاره روشنا، بهش تیر زدن انقد بالا سرش وایسادن تا جون بده، اگه عرفان زمانی کشته نمیشد، ۲۵ ساله میشد.»
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط »
این آخرین جملهای بود که #عرفان_زمانی، معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
منبعی آگاه از روز حادثه ۱۲ آبان ۱۴۰۱ اینگونه تعریف میکند: «عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
عرفان اهل سیاهکل بود و برای شرکت در اعتراضها به لاهیجان میرفت. وقتی سه ساله بود، پدرش آنها را ترک کرد و او همراه مادرش از تهران به ولایت اجدادی کوچ کردند. از نوجوانی اهل کار بود و از کابینتسازی تا ساختمانسازی، شغلهای مختلفی را تجربه کرده بود. همزمان درس هم میخواند و دانشجو بود.»
عرفان قبل از کشتهشدن، اسم دخترش را انتخاب کرده بود، «روشنا»، اما به او اجازه ندادند که پدر شود.
یکی از مخاطبان ایران بریفینگ درباره عرفان میگوید: «از سمیه ابراهیمپور، مادر عرفان بنویسید، او در در تنهایی عظیمی فرو رفته است که با تنهایی خود در تمام سالهای بزرگ کردن عرفان بدون پدر، قابل مقایسه نیست. مثل یک کشتی بیلنگر، مثل غریقی در دل اقیانوس، سمیه با موجها میرود و از درون مویه میکند.»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط »
این آخرین جملهای بود که #عرفان_زمانی، معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
منبعی آگاه از روز حادثه ۱۲ آبان ۱۴۰۱ اینگونه تعریف میکند: «عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
عرفان اهل سیاهکل بود و برای شرکت در اعتراضها به لاهیجان میرفت. وقتی سه ساله بود، پدرش آنها را ترک کرد و او همراه مادرش از تهران به ولایت اجدادی کوچ کردند. از نوجوانی اهل کار بود و از کابینتسازی تا ساختمانسازی، شغلهای مختلفی را تجربه کرده بود. همزمان درس هم میخواند و دانشجو بود.»
عرفان قبل از کشتهشدن، اسم دخترش را انتخاب کرده بود، «روشنا»، اما به او اجازه ندادند که پدر شود.
یکی از مخاطبان ایران بریفینگ درباره عرفان میگوید: «از سمیه ابراهیمپور، مادر عرفان بنویسید، او در در تنهایی عظیمی فرو رفته است که با تنهایی خود در تمام سالهای بزرگ کردن عرفان بدون پدر، قابل مقایسه نیست. مثل یک کشتی بیلنگر، مثل غریقی در دل اقیانوس، سمیه با موجها میرود و از درون مویه میکند.»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤12🤬1
امروز دومین سالگرد قتل ظالمانه عرفان زمانی است؛ جنایتکاران یگان ویژه نیروی انتظامی عرفان رو با تیر زدند و بعد بالای سرش ایستادند تا جان دهد و نگذاشتند کسی برای کمک جلو بیاید، از مردنش که مطمئن سدند، آمبولانس خبر کردند و جنازهاش را دزدیدند.
#عرفان_زمانی قهرمانی از #لاهیجان بود، در دقایقی قبل از کشته شدنش در اینستاگرام نوشته بود :«بجنگ مثل آب جاری، تو راهت شک نکنی میشه صخره هم سوراخ کرد»، او در حالی در خیابان جان داد که تا فردایش هزاران نفر استوری اورا دیدند و خواندند و دیگر صفحهاش نیز خاموش ماند…
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#عرفان_زمانی قهرمانی از #لاهیجان بود، در دقایقی قبل از کشته شدنش در اینستاگرام نوشته بود :«بجنگ مثل آب جاری، تو راهت شک نکنی میشه صخره هم سوراخ کرد»، او در حالی در خیابان جان داد که تا فردایش هزاران نفر استوری اورا دیدند و خواندند و دیگر صفحهاش نیز خاموش ماند…
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه ۱۲ آبان ۱۴۰۱ در #لاهیجان #عرفان_زمانی به ضرب گلوله شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر در دم کشته شد.
صحنههایی از لحظه شهادت عرفان زمانی در لاهیجان
ماموران جنایتکار پس از شلیک به او آنقدر ایستادند تا عرفان جان سپارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صحنههایی از لحظه شهادت عرفان زمانی در لاهیجان
ماموران جنایتکار پس از شلیک به او آنقدر ایستادند تا عرفان جان سپارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤12🔥1
امروز دومین سالگرد روزی است که قهرمان ایران سپهر اعظمی در خیزش سراسری در #چهلم_حدیث_نجفی در کرج با دهها گلوله ساچمه ای بشدت مجروح شد و از شدت جراحات به کما رفت.
#سپهر_اعظمی قهرمان پس از روزها رنج و درد و جراحت عاقبت ۱۵ آذر ۱۴۰۱ به جاودانه های راه آزادی پیوست.
سپهر دلیر روزی که به خیابان میرفت در استوری نوشت:
«ای تاریخ ما را به یاد داشته باش...»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#سپهر_اعظمی قهرمان پس از روزها رنج و درد و جراحت عاقبت ۱۵ آذر ۱۴۰۱ به جاودانه های راه آزادی پیوست.
سپهر دلیر روزی که به خیابان میرفت در استوری نوشت:
«ای تاریخ ما را به یاد داشته باش...»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤14👍2🤯2🔥1
کمتر از ۵۰ روز بعد از کشته شدن مهسا امینی، در میانه آبان که سراسر کشور با اعتراضهای روزانه و تظاهرات علیه حکومت روبهرو بود، در چهلم حدیث نجفی ویدئوی کشته شدن یک جوان ۱۸ ساله و دقایق طولانی رها شدن پیکر بیجانش در خیابان، بسیاری را شوکه کرد.
نام این جوان مهدی حضرتی بود.
در ویدئوی نخست، یک نفر از طبقات بالای ساختمانی مشرف به خیابان، از لحظه گلوله خوردن مهدی حضرتی فیلم گرفته بود.
اما آنچه برای بسیاری تکان دهنده بود، ویدئوی دومی که از یکی از بالکانهای همان ساختمان ضبط شده بود. این بار فیلمبردار به مهدی نزدیکتر بود و از لحظاتی فیلم گرفته بود که پیکر #مهدی_حضرتی در خیابان رها شده است.
گویی او در میدان جنگ رها شده بود و راهی برای کمک رساندن به او وجود نداشت. در ویدئو به روشنی هویدا بود که از مغز و تن مهدی خون بسیاری خارج شده است. و او با کفشهای سفید ورزشی، شلوار جین آبی و پیراهنی سیاه، بر روی زمین بیحرکت افتاده است.
این اتفاق در روز ۱۲ آبانماه در خرمدشت کرج رخ داد؛ روز #چهلم_حدیث_نجفی که به تظاهرات بزرگی در این منطقه منجر شد. مهدی حضرتی از جمله معترضانی بود که از زمان کشته شدن مهسا امینی برای دهها روز در خیابان به شکل مسالمتآمیز شعار داده بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نام این جوان مهدی حضرتی بود.
در ویدئوی نخست، یک نفر از طبقات بالای ساختمانی مشرف به خیابان، از لحظه گلوله خوردن مهدی حضرتی فیلم گرفته بود.
اما آنچه برای بسیاری تکان دهنده بود، ویدئوی دومی که از یکی از بالکانهای همان ساختمان ضبط شده بود. این بار فیلمبردار به مهدی نزدیکتر بود و از لحظاتی فیلم گرفته بود که پیکر #مهدی_حضرتی در خیابان رها شده است.
گویی او در میدان جنگ رها شده بود و راهی برای کمک رساندن به او وجود نداشت. در ویدئو به روشنی هویدا بود که از مغز و تن مهدی خون بسیاری خارج شده است. و او با کفشهای سفید ورزشی، شلوار جین آبی و پیراهنی سیاه، بر روی زمین بیحرکت افتاده است.
این اتفاق در روز ۱۲ آبانماه در خرمدشت کرج رخ داد؛ روز #چهلم_حدیث_نجفی که به تظاهرات بزرگی در این منطقه منجر شد. مهدی حضرتی از جمله معترضانی بود که از زمان کشته شدن مهسا امینی برای دهها روز در خیابان به شکل مسالمتآمیز شعار داده بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬11❤6🔥3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظهی شلیک وحوش جنایتکار خامنه ای در خرمدشت کرج به #مهدی_حضرتی، جوان ١٧ ساله که در روز چهلم حدیث نجفی در خرمدشت کرج به شهادت رسید و بعد پیکر او را در پشت وانت انداخته و ربودند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬19❤1👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی کامل لحظه کشته شدن #مهدی_حضرتی
او را با خونسردی کامل به پشت وانت میاندازند و حرکت میکنند
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او را با خونسردی کامل به پشت وانت میاندازند و حرکت میکنند
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬20👍1🔥1
مأموران جمهوری اسلامی، #مهدی_حضرتی نوجوان ۱۷ ساله را که در این نقطه از خیابان در #خرمدشت ایستاده بود، کشتند و بعد جسدش را پشت وانت انداختند و با خود بردند.
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤14🕊2🔥1
#شناسایی_شد : بخاطر میسپاریم که آمنه حمیدی نیا متولد ۱۳۴۴ صادره از شیراز
مدیر دبیرستان دخترانه امین لاری ناحیه یک آموزش و پرورش #شیراز در جریان اعتراض دانش آموزان در چهلم حنانه کیا ۱۱ آبان ۱۴۰۱ با سپاه شیراز تماس میگیرد و تصاویر و پرونده دانش آموزان را در اختیار ماموران امنیتی قرار میدهد.
به واسطه این مزدوری و آدمفروشی پنج دانش آموز که فقط نام یکی از آنها را میدانیم به نام لیلا ضابطی بازداشت میشوند.
شیراز فرهنگ شهر کوچه جنب آتش نشانی سجادیه دوم خیابان بهاران دبیرستان امین لاری
۶۲۴۴۱۵۴ یا ۳۶۳۸۹۲۵۴ (پیششماره: ۰۷۱)
#شناسایی_مزدوران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
مدیر دبیرستان دخترانه امین لاری ناحیه یک آموزش و پرورش #شیراز در جریان اعتراض دانش آموزان در چهلم حنانه کیا ۱۱ آبان ۱۴۰۱ با سپاه شیراز تماس میگیرد و تصاویر و پرونده دانش آموزان را در اختیار ماموران امنیتی قرار میدهد.
به واسطه این مزدوری و آدمفروشی پنج دانش آموز که فقط نام یکی از آنها را میدانیم به نام لیلا ضابطی بازداشت میشوند.
شیراز فرهنگ شهر کوچه جنب آتش نشانی سجادیه دوم خیابان بهاران دبیرستان امین لاری
۶۲۴۴۱۵۴ یا ۳۶۳۸۹۲۵۴ (پیششماره: ۰۷۱)
#شناسایی_مزدوران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬17👍2❤1
امروز ۱۲ آبان، دومین سالگرد مهدی حضرتی، معترض نوجوان، که از فاصله ۴۰ متری هدف گلولههای شاتگان ماموران قرار گرفت.
روز ۱۲ آبان ۱۴۰۱، وقتی سیل عظیمی از جمعیت در مراسم #چهلم_حدیث_نجفی و پارسا رضادوست حضور داشتند، خرمدشت کرج، خیابان میثم، مقابل فروشگاه شهروند شاهد جنایتی فراموشنشدنی بود.
#مهدی_حضرتی ، نوجوان ۱۷ ساله، در همین خیابان، وقتی در خیابان با دستان خالی، اعتراض میکرد، نیروهای یگان ویژه شاتگان به دست به سمتش شلیک میکنند، از فاصله ۴۰ متری، گلوله تن مهدی را میشکافد و او مظلومانه در اوج تنهایی بر زمین میافتد.
ماموران به مهدی شلیک میکنند، اما این برایشان کافی نبود، به او نزدیک میشوند، به تن بیجانش لگد میزنند، پیکر مهدی را سوار وانتی میکنند، آخر آمبولانسی در دسترس نیست چرا که آن روز نیروهای امنیتی با آمبولانس در سطح شهر نیروهای سرکوب را جابجا میکردند، روی مهدی را با بنری تبلیغاتی میپوشانند و او را میبرند تا در این مرحله سناریو جنازهدزدی را بازی کنند.
پس از چند روز بیخبری، نیمهشب به خانواده مهدی میگویند پسرتان را در روستایتان خاک کردیم، خانواده به طرف روستا راهی میشود و در میانه راه گروگانگیران زنگ میزنند، برگردید او را در کرج خاک کردهایم.
تا مدتها محل جانسپردن و خون مهدی با گل پوشانده میشد، نام مهدی را نکند فراموش کنیم. او جانش را برای آزادی داد.
خواهر مهدی میگوید: «این کودک،چشم چراغ خانواده اش بود!
خدا بیامرز مادرم نمیگذاشت آب توی دلش تکان بخورد.اجازه نمیداد خاری دست بچهاش را بخراشد،یا حتی گزندی به پسر دردانه اش برسد.
خدا بیامرز مادرم، «مهدی جانم» از دهنش نمی افتاد، هول شد واز جایش بلند شد و آماده بود که با کوچکترین اتفاقی خودش را سپر مهدی کند
چهار چشمی مراقبش بود و شش دانگ هوایش را داشت
کم و کسری برای مهدی وجود نداشت
نور چشمان خدا بیامرز مادرم
خدا بیامرز مادر وقتی که فوت شد
دست مهدی را به دست ما داد
(چه بد امانت داری بودیم ما)
خدا بیامرز چه خوب وقتی فوت شد
ندیدشلیک مستقیم بر پیشانی مهدی جانش را»
این تصاویر سند جنایتی است که باید به خاطر بسپاریم.
نامش را صدا بزنیم و علیه فراموش بپاخیزیم.
#دادخواهی #علیه_فراموشی #خامنه_ای_کودک_کش
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
روز ۱۲ آبان ۱۴۰۱، وقتی سیل عظیمی از جمعیت در مراسم #چهلم_حدیث_نجفی و پارسا رضادوست حضور داشتند، خرمدشت کرج، خیابان میثم، مقابل فروشگاه شهروند شاهد جنایتی فراموشنشدنی بود.
#مهدی_حضرتی ، نوجوان ۱۷ ساله، در همین خیابان، وقتی در خیابان با دستان خالی، اعتراض میکرد، نیروهای یگان ویژه شاتگان به دست به سمتش شلیک میکنند، از فاصله ۴۰ متری، گلوله تن مهدی را میشکافد و او مظلومانه در اوج تنهایی بر زمین میافتد.
ماموران به مهدی شلیک میکنند، اما این برایشان کافی نبود، به او نزدیک میشوند، به تن بیجانش لگد میزنند، پیکر مهدی را سوار وانتی میکنند، آخر آمبولانسی در دسترس نیست چرا که آن روز نیروهای امنیتی با آمبولانس در سطح شهر نیروهای سرکوب را جابجا میکردند، روی مهدی را با بنری تبلیغاتی میپوشانند و او را میبرند تا در این مرحله سناریو جنازهدزدی را بازی کنند.
پس از چند روز بیخبری، نیمهشب به خانواده مهدی میگویند پسرتان را در روستایتان خاک کردیم، خانواده به طرف روستا راهی میشود و در میانه راه گروگانگیران زنگ میزنند، برگردید او را در کرج خاک کردهایم.
تا مدتها محل جانسپردن و خون مهدی با گل پوشانده میشد، نام مهدی را نکند فراموش کنیم. او جانش را برای آزادی داد.
خواهر مهدی میگوید: «این کودک،چشم چراغ خانواده اش بود!
خدا بیامرز مادرم نمیگذاشت آب توی دلش تکان بخورد.اجازه نمیداد خاری دست بچهاش را بخراشد،یا حتی گزندی به پسر دردانه اش برسد.
خدا بیامرز مادرم، «مهدی جانم» از دهنش نمی افتاد، هول شد واز جایش بلند شد و آماده بود که با کوچکترین اتفاقی خودش را سپر مهدی کند
چهار چشمی مراقبش بود و شش دانگ هوایش را داشت
کم و کسری برای مهدی وجود نداشت
نور چشمان خدا بیامرز مادرم
خدا بیامرز مادر وقتی که فوت شد
دست مهدی را به دست ما داد
(چه بد امانت داری بودیم ما)
خدا بیامرز چه خوب وقتی فوت شد
ندیدشلیک مستقیم بر پیشانی مهدی جانش را»
این تصاویر سند جنایتی است که باید به خاطر بسپاریم.
نامش را صدا بزنیم و علیه فراموش بپاخیزیم.
#دادخواهی #علیه_فراموشی #خامنه_ای_کودک_کش
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤15👍1🔥1