«چیزی که آدمو نکشه، قویترش میکنه» این جملهای است که «علی محمدی»، یکی از آسیبدیدگان چشمی در بالای صفحه اینستاگرام خود نوشته است.این نوشته را میتوان در برخی از پستها و استوریهای او نیز مشاهده کرد.
#علی_محمدی ۳۰شهریور در تجمعات اعتراضی استان همدان از ناحیه سر مورد هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و یک چشم خود را از دست داد. ساچمهای که چشم علی را از او گرفت، آنقدر عمیق به داخل چشم چپاش رفته است که هم بیناییاش را از او گرفت، و هم به گفته پزشکان قابل خارج کردن از چشمانش نیست.
یکی از نزدیکان علی میگوید که خودش به یاد ندارد دقیقا در لحظه واقعه چه اتفاقی برای او افتاد، انگار که یک بمب صوتی کنار سرش منفجر شده باشد، صورتش پر از ساچمه شد و خون از چشم چپاش شره کرد. ساعت ۶ عصر ۳۰شهریور بود؛ همدان، خیابان طالقانی.
علی را برای ۲۴ ساعت در بیمارستان نگه داشتند و انگار که در کما بود. به گفته نزدیکانش، او پس از ۲۴ ساعت متوجه شد که بیناییاش از بین رفته است و دچار چنان شوکی شد که هیچ بهیاد نمیآورد؛ هنوز هم جزییات آن واقعه در یاد علی نیست.
او در ابتدا فکر کرده بود که چشماش ورم کرده است و بعد از مدتی بهبود مییابد، اما خانوادهاش در جریان قرار داشتند. حالا چشم چپ او انحراف پیدا کرده است. مردمک چشماش همیشه باز است و چشم آسیبدیدهاش، کوچکتر از قبل شده است.
علی آرایشگر است و از پانزده سالگی قدم به جهان کار گذاشته. پسری که به تنهایی عادت کرده است و گویی خودساخته بار آمد و حالا هم با آسیبی که به همراه خود دارد، میسازد.
مثل آخرین پستی که در اینستاگرامش گذاشته است: «نور چشم برای رهایی» علامت پیروزی و مشتی گره شده.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#علی_محمدی ۳۰شهریور در تجمعات اعتراضی استان همدان از ناحیه سر مورد هدف نیروهای سرکوب قرار گرفت و یک چشم خود را از دست داد. ساچمهای که چشم علی را از او گرفت، آنقدر عمیق به داخل چشم چپاش رفته است که هم بیناییاش را از او گرفت، و هم به گفته پزشکان قابل خارج کردن از چشمانش نیست.
یکی از نزدیکان علی میگوید که خودش به یاد ندارد دقیقا در لحظه واقعه چه اتفاقی برای او افتاد، انگار که یک بمب صوتی کنار سرش منفجر شده باشد، صورتش پر از ساچمه شد و خون از چشم چپاش شره کرد. ساعت ۶ عصر ۳۰شهریور بود؛ همدان، خیابان طالقانی.
علی را برای ۲۴ ساعت در بیمارستان نگه داشتند و انگار که در کما بود. به گفته نزدیکانش، او پس از ۲۴ ساعت متوجه شد که بیناییاش از بین رفته است و دچار چنان شوکی شد که هیچ بهیاد نمیآورد؛ هنوز هم جزییات آن واقعه در یاد علی نیست.
او در ابتدا فکر کرده بود که چشماش ورم کرده است و بعد از مدتی بهبود مییابد، اما خانوادهاش در جریان قرار داشتند. حالا چشم چپ او انحراف پیدا کرده است. مردمک چشماش همیشه باز است و چشم آسیبدیدهاش، کوچکتر از قبل شده است.
علی آرایشگر است و از پانزده سالگی قدم به جهان کار گذاشته. پسری که به تنهایی عادت کرده است و گویی خودساخته بار آمد و حالا هم با آسیبی که به همراه خود دارد، میسازد.
مثل آخرین پستی که در اینستاگرامش گذاشته است: «نور چشم برای رهایی» علامت پیروزی و مشتی گره شده.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6👍1
«حصین عابدینی»یک دهه هشتادی و یکی از صدها معترضی که طی اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در پی قتل «مهسا امینی»، یک چشم خود را از دست داده است. چشم نابینای او تنها چیزی نیست که او در این مدت از دست داده است؛ او را از دانشگاه هم اخراج کردند، در خیابان کتک زدند، بازداشتش کردند و به زندان «فشافویه» انداختند. او یکی از دهها آسیبدیده از ناحیه چشم است که سکوت نکرد و به افشاگری کور کردن هدفمند و گسترده معترضان پرداخت و از دیگر آسیب دیدهها نوشت.
سیام شهریور بود. نخستین روزهای شکلگیری اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در ایران. ساعت هشتونیم شب بود که حصین عابدینی همراه با تعدادی از دوستانش به قصد پیوستن به معترضان، قدم به خیابان گذاشت. شاید او هم مثل صدها معترض دیگر، هیچگاه فکر نمیکرد که نیروهای جمهوری اسلامی چشم او را هدف قرار دهند و زیبایی، تحصیل و کارش را از او بگیرند.
بعدازظهر بود و هستههای نخست اعتراضات در یکی از مناطق تهران شکل میگرفت.حصین میان معترضان بود و شعار میداد.
موتورهای یگانویژه از راه رسیدند.چشمهایش رو موتورسواری که ترکنشین بود، خیره ماند. سلاح ساچمهای با لیزر سبز، از سمت چپ حصین، سر او را نشانه گرفته بود. صدای شلیک آمد و ناگهان انگار که تمام چراغهای شهر خاموش شود، جهان سیاه شد.
صورت حصین غرق خون شده بود. سه ساچمه به چشم حصین برخورد کرد. دوتا از آنها که کره چشم را شکافت و باعث از بین رفتن شبکیه چشمش شد، هنوز در سر حصین قرار دارند و یکی دیگر روی پلکش گیر کرد. یک ساچمه در پیشانی، دو ساچمه در گردن، سه ساچمه در کتف و دو تا هم ساعد دستش را شکافت.
حصین با همان وضعیت به کوچهای پناه برد. هرچه در میزد، کسی به او پناه نمیداد. مجبور شد خودش را به خانه برساند. کل لباسهایش، صورت و موهایش خونی شده بود. مادرش را در بالکن خانه دید و به زمین افتاد، اما جمهوری اسلامی به این هم بسنده نکرد، ۲۴ آبان، یعنی چهارده روز پس از انجام اولین جراحی،وقتی حصین برای خرید قطرههای درمان چشمش به داروخانههای مختلف مراجعه کرده بود در میدان صادقیه دو موتور، با چهار سرنشین که لباس شخصی بودند به او حمله کردند و حصین را مورد ضربوشتم قرار دادند، بیهوش شد،حصین را به داخل ون انداختند و به زندان «تهران بزرگ»منتقل کردند. ضربوشتم در زندان هم ادامه پیدا کرد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سیام شهریور بود. نخستین روزهای شکلگیری اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در ایران. ساعت هشتونیم شب بود که حصین عابدینی همراه با تعدادی از دوستانش به قصد پیوستن به معترضان، قدم به خیابان گذاشت. شاید او هم مثل صدها معترض دیگر، هیچگاه فکر نمیکرد که نیروهای جمهوری اسلامی چشم او را هدف قرار دهند و زیبایی، تحصیل و کارش را از او بگیرند.
بعدازظهر بود و هستههای نخست اعتراضات در یکی از مناطق تهران شکل میگرفت.حصین میان معترضان بود و شعار میداد.
موتورهای یگانویژه از راه رسیدند.چشمهایش رو موتورسواری که ترکنشین بود، خیره ماند. سلاح ساچمهای با لیزر سبز، از سمت چپ حصین، سر او را نشانه گرفته بود. صدای شلیک آمد و ناگهان انگار که تمام چراغهای شهر خاموش شود، جهان سیاه شد.
صورت حصین غرق خون شده بود. سه ساچمه به چشم حصین برخورد کرد. دوتا از آنها که کره چشم را شکافت و باعث از بین رفتن شبکیه چشمش شد، هنوز در سر حصین قرار دارند و یکی دیگر روی پلکش گیر کرد. یک ساچمه در پیشانی، دو ساچمه در گردن، سه ساچمه در کتف و دو تا هم ساعد دستش را شکافت.
حصین با همان وضعیت به کوچهای پناه برد. هرچه در میزد، کسی به او پناه نمیداد. مجبور شد خودش را به خانه برساند. کل لباسهایش، صورت و موهایش خونی شده بود. مادرش را در بالکن خانه دید و به زمین افتاد، اما جمهوری اسلامی به این هم بسنده نکرد، ۲۴ آبان، یعنی چهارده روز پس از انجام اولین جراحی،وقتی حصین برای خرید قطرههای درمان چشمش به داروخانههای مختلف مراجعه کرده بود در میدان صادقیه دو موتور، با چهار سرنشین که لباس شخصی بودند به او حمله کردند و حصین را مورد ضربوشتم قرار دادند، بیهوش شد،حصین را به داخل ون انداختند و به زندان «تهران بزرگ»منتقل کردند. ضربوشتم در زندان هم ادامه پیدا کرد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5
#پرویز_یاری در ۱۹ آذر ۱۴۰۱ در جریان برپایی تجمع اعتراضی در شهرک «دره دریژ» در کرمانشاه، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از سوی مأموران امنیتی، بینایی چشم چپ خود را از دست داد.
هیچ بیمارستانی در کرمانشاه وی را پذیرش نکرد و او در نهایت مجبور شد با فروش پراید خود در تهران در یک بیمارستان خصوصی عمل تخلیه چشم چپش را انجام دهد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
صادق صوفی ، ۲۶ سال دارد و کارشناس تربیت بدنی و شهروند اهل بوکان است.
#صادق_صوفی در روز چهارم آبان ۱۴۰۱ و همزمان با چهلم مهسا امینی، در بوکان هدف شلیک سلاحهای ساچمهزن نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته و چشم چپ خود را از دست داد.
صادق پس از آسیب دیدگی و جراحت بجای درمان بازداشت میشود، او پس از آنکه هر دو چشمش عفونت میکند با وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد و مستقیما در بیمارستان بستری میشود، پزشکان معتقد بودند امکان بازیابی چشم او در صورت بستری شدن در زمان مفید میرفت.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#صادق_صوفی در روز چهارم آبان ۱۴۰۱ و همزمان با چهلم مهسا امینی، در بوکان هدف شلیک سلاحهای ساچمهزن نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته و چشم چپ خود را از دست داد.
صادق پس از آسیب دیدگی و جراحت بجای درمان بازداشت میشود، او پس از آنکه هر دو چشمش عفونت میکند با وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد و مستقیما در بیمارستان بستری میشود، پزشکان معتقد بودند امکان بازیابی چشم او در صورت بستری شدن در زمان مفید میرفت.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4
#حسین_کارگر بعد از درمان و تخلیه چشمش از ماموران نیروی انتظامی شکایت کرده است اما تاکنون وبا گذشت بیش از یکسال حتی اورا برای توضیح شکایتش هم نخواستهاند.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
او اواخر شهریور ۱۴۰۱ در حالی که به عنوان سرباز وظیفه به مرخصی رفته بود، در ایستگاه اتوبوس در حالی که عازم خانه بود در جریان حمله مأموران امنیتی به تجمعات مردمی در سقز، و گلوله باران ساچمهای بر اثر اصابت گلوله ساچمهای، بینایی یک چشم خود را از دست داد.
#نچیروان_معروفی اکنون پس از از دست دادن بینایی یک چشم خود دچار بیماری افسردگی و روحی شده است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
فیروز هنرمند است و شهروند اهل پاوه، او یکی از دهها معترضی است که بر اثر اصابت گلولههای ساچمهای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مصدوم شده و هر دو چشم خود را از دست داده است.
#فیروز_میرانی روز ۹ آذر ۱۴۰۱ ، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از سوی مأموران امنیتی به شدت آسیب دید بینایی یک چشم خود را از دست داده است و در انتظار است تا چشم راست خود را نیز به دلیل عفونت شدید تخلیه نماید.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#فیروز_میرانی روز ۹ آذر ۱۴۰۱ ، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای از سوی مأموران امنیتی به شدت آسیب دید بینایی یک چشم خود را از دست داده است و در انتظار است تا چشم راست خود را نیز به دلیل عفونت شدید تخلیه نماید.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4
#علی_محمد_رضایی در تهران شبگرد و نگهبان منازل است، اولرای ملاقات با خانواده خود به آبدانان رفته بود که در روز ۲۷ آبان ۱۴۰۱ مقابل خانه خود هدف گلوله ساچمهای مأموران امنیتی قرار گرفت و یک چشم خود را ازدست داد.
او بصورت تعمدی مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و از فاصله بسیار نزدیک به صورت و شکم او شلیک شده است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2🕊2
به آنها دستور میدهند به روی مردم معترض تیراندازی کنند اما #متین_نصری سرباز میزند و اسلحه را زمین میگذارد و به میان مردم معترض میرود، ساعاتی بعد او با اصابت سه گلوله به گردنوسینهاش در ۱۸آبان ۱۴۰۱ در سنندج به قتل می رسد.
درست یک روز بعد از سالگرد تولدش.
درود به شرفت پسر ایران
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10
سید احمد شکراللهی، در دی ۱۳۷۷ متولد شده، جوانی ۲۴ ساله از اهالی کردآباد اصفهان که در جریان اعتراضات خیابانی سال ۱۴۰۱ در حالی که صرفا در پیاده رو نظاره گر حضور سنگبن نیروهای امنیتی بود، در میدان آزادی اصفهان دروازهی شیراز مورد اصابت دو گلوله نظامی قرار گرفت و در دمجان سپرد.
احمد شکراللهی در روز حادثه و در حالی که به همراه مادرش عازم بیمارستان شریعتی بود پس از مواجهه با تظاهر کنندگانی که بر علیه رژیم حاکم دست به اعتراض زده بودند در حالی که موبایل در دستش بود نیروهای امنیتی از ترس ضبط تصاویرشان توسط او دوگلوله به سینه وقلبش شلیک کردند.
طبق معمول پیکر اوتوسط نیروهای سپاه پاسداران ربوده شد و ماموران حکومتی جسد را به بیمارستان الزهرا منتقل کرده و بدون هماهنگی با خانوادهی وی قصد خاکسپاری در باغ رضوان اصفهان داشتند.
اما بستگان #احمد_شکرالهی ایستادگی کرده و زیر بار نرفتند و پیکر را از باغ رضوان با کمک جمعیت چند هزار نفری به امامزاده محمد باقر خیادان واقع در خوراسگان منتقل کردند.
اگر چه خاکسپاری احمد در محل مورد علاقهشان انجام شد اما خانواده احمد در اثر فشارهای ماموران حکومت اجازه برگزاری مراسم نیافته و به ناچار جسد او را بی سر و صدا به خاک سپردند، مراسم هفتم و چهلم اواما صحنه درگیری مردمونیروهای امنیتی شد که منجر به کشته شدنچند هموطن نیز گردید.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
احمد شکراللهی در روز حادثه و در حالی که به همراه مادرش عازم بیمارستان شریعتی بود پس از مواجهه با تظاهر کنندگانی که بر علیه رژیم حاکم دست به اعتراض زده بودند در حالی که موبایل در دستش بود نیروهای امنیتی از ترس ضبط تصاویرشان توسط او دوگلوله به سینه وقلبش شلیک کردند.
طبق معمول پیکر اوتوسط نیروهای سپاه پاسداران ربوده شد و ماموران حکومتی جسد را به بیمارستان الزهرا منتقل کرده و بدون هماهنگی با خانوادهی وی قصد خاکسپاری در باغ رضوان اصفهان داشتند.
اما بستگان #احمد_شکرالهی ایستادگی کرده و زیر بار نرفتند و پیکر را از باغ رضوان با کمک جمعیت چند هزار نفری به امامزاده محمد باقر خیادان واقع در خوراسگان منتقل کردند.
اگر چه خاکسپاری احمد در محل مورد علاقهشان انجام شد اما خانواده احمد در اثر فشارهای ماموران حکومت اجازه برگزاری مراسم نیافته و به ناچار جسد او را بی سر و صدا به خاک سپردند، مراسم هفتم و چهلم اواما صحنه درگیری مردمونیروهای امنیتی شد که منجر به کشته شدنچند هموطن نیز گردید.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5
در مراسم چهلم «احمد شکراللهی» از کشتههای این اعتراضات، با شلیک مستقیم به چشمهای «سید جواد موسوی»، او را نابینا کردند و سپس کشتند.
#سید_جواد_موسوی یکی از معترضانی است که هم به چشمهایش شلیک شد و هم جانش را از دست داد. پیکرش را هم کنار کانال آب انداختند و موتورسواران دور پیکرش خندهها کردند.
پیکری با دستهای باز و چشمهایی بسته شده روی زمین افتاده است؛ این تنها تصویر از «سید جواد موسوی» پس از شلیک به چشمهایش است. در ویدیویی که منتشر شده است، صدای موتورسواران به گوش میرسد که در نزدیکی پیکر بیجان سید جواد موسوی میرانند و میخندند.
سرکوبگران جواد را در ۲۶آبان، همزمان با مراسم چهلم «احمد شکراللهی» دنبال کردند، در حیاط خانهای که پناه گرفته بود، با بالا رفتن از در حیاط، چشمهایش را هدف گرفتند و کشتند.
سید جواد موسوی متولد بهمن ۱۳۶۱، مسوول بهداشت کارخانه «پروفیل سپاهان» بود. او که از ابتدای اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در تجمعات معترضان شرکت میکرد، برای مراسم چهلم احمد شکراللهی زودتر از کارخانه برگشت، ناهاری خورد و به حسینیهای که مراسم در آن برگزار شده بود، رفت.
صبح همان روز، پیش از رفتن به سر کار، در اینستاگرام خود استوریای درباره آن مراسم منتشر کرد و از دیگر معترضان دعوت کرد که در آن مراسم، خانواده همشهریشان را همراهی کنند. مراسم از ساعت ۲.۵ تا ۵ بعدازظهر برگزار میشد.
درباره جواد میگویند که او به گفتوگو معتقد بود.جواد در منطقه «خوراسگان» اصفهان شناخته شده بود. با بسیجی و سپاهی هم به بحث مینشست تا بلکه بتواند چشمهای بسته و مغزهای شستوشو داده آنها را به حقیقت بگشاید. اما انگار آنها اینبار در سرکوب مصممتر از همیشه بودند، و شناخته شده بودن یا نبودن قربانی، فرقی به حالشان نداشت.
برخی از حاضران در خانهای که آنها پس از فرار در آن مخفی شده بودند روایت کردهاند که جواد وقتی صدای بسیجیان را میشنود حتی به دیگران گفته بود: «نترسید [سید مجید] است، میشناسمش.»
اما دقایقی بعد در حالیکه آنها در پارکینگآنخانه بودند وی در پی شلیک مستقیم به چشمهایش توسط همان بسیجیان کشته شد.
از ۲۶آبان که جواد کشته شد، تا صبح روز ۲۹آبان، که پیکر سید جواد موسوی با حضور پرشمار نیروهای امنیتی و لباس شخصیها به خاک سپرده به خانواده اجازه ندادند پیکر فرزندشان را ببینند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#سید_جواد_موسوی یکی از معترضانی است که هم به چشمهایش شلیک شد و هم جانش را از دست داد. پیکرش را هم کنار کانال آب انداختند و موتورسواران دور پیکرش خندهها کردند.
پیکری با دستهای باز و چشمهایی بسته شده روی زمین افتاده است؛ این تنها تصویر از «سید جواد موسوی» پس از شلیک به چشمهایش است. در ویدیویی که منتشر شده است، صدای موتورسواران به گوش میرسد که در نزدیکی پیکر بیجان سید جواد موسوی میرانند و میخندند.
سرکوبگران جواد را در ۲۶آبان، همزمان با مراسم چهلم «احمد شکراللهی» دنبال کردند، در حیاط خانهای که پناه گرفته بود، با بالا رفتن از در حیاط، چشمهایش را هدف گرفتند و کشتند.
سید جواد موسوی متولد بهمن ۱۳۶۱، مسوول بهداشت کارخانه «پروفیل سپاهان» بود. او که از ابتدای اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در تجمعات معترضان شرکت میکرد، برای مراسم چهلم احمد شکراللهی زودتر از کارخانه برگشت، ناهاری خورد و به حسینیهای که مراسم در آن برگزار شده بود، رفت.
صبح همان روز، پیش از رفتن به سر کار، در اینستاگرام خود استوریای درباره آن مراسم منتشر کرد و از دیگر معترضان دعوت کرد که در آن مراسم، خانواده همشهریشان را همراهی کنند. مراسم از ساعت ۲.۵ تا ۵ بعدازظهر برگزار میشد.
درباره جواد میگویند که او به گفتوگو معتقد بود.جواد در منطقه «خوراسگان» اصفهان شناخته شده بود. با بسیجی و سپاهی هم به بحث مینشست تا بلکه بتواند چشمهای بسته و مغزهای شستوشو داده آنها را به حقیقت بگشاید. اما انگار آنها اینبار در سرکوب مصممتر از همیشه بودند، و شناخته شده بودن یا نبودن قربانی، فرقی به حالشان نداشت.
برخی از حاضران در خانهای که آنها پس از فرار در آن مخفی شده بودند روایت کردهاند که جواد وقتی صدای بسیجیان را میشنود حتی به دیگران گفته بود: «نترسید [سید مجید] است، میشناسمش.»
اما دقایقی بعد در حالیکه آنها در پارکینگآنخانه بودند وی در پی شلیک مستقیم به چشمهایش توسط همان بسیجیان کشته شد.
از ۲۶آبان که جواد کشته شد، تا صبح روز ۲۹آبان، که پیکر سید جواد موسوی با حضور پرشمار نیروهای امنیتی و لباس شخصیها به خاک سپرده به خانواده اجازه ندادند پیکر فرزندشان را ببینند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🕊1
#شیرزاد_احمدی_نژاد دهمین شهروند است که در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ زیر شکنجهی نیروهای جمهوریاسلامی کشته شده است، در اعتراضات سال گذشته تاکنون ۳۴ معترض شناسایی شدهاند که پس از بازداشت هرکدام به نحویی در زندانهای جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
#کمال_فقهی از ناحیه سر هدف قرار گرفته بود و در برگه پزشک قانونی دلیل مرگ وی اصابت جسم سخت عنوان شده است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
آیتالله حبیبالله آشوری متولد ۱۳۱۵ گناباد، روحانی سادهزیست و خطیبی روشنفکر و مترقی بود.
او با نگاه سنتی به اسلام مخالف بود و کتابی تحقیقی به نام «توحید» را منتشر کرد. او و خامنهای دوستان صمیمی بودند، خامنهای البته بعد از مرگ وی مدعی شد نویسنده کتاب توحید اوست و آن کتاب را به نام خود منتشر کرده است.
در سال ۵۵ آخوندهای مرتجع برای جمعآوری کتاب به او فشار آوردند اما #حبیب_الله_آشوری با استدلال و قاطعیت در برابرشان ایستادگی نمود.
او با کنایه به آخوندهای مرتجع و بیعمل گفته بود: نمیشود مثل ابوسفیان زندگی کرد اما دم از ابوذر زد!
پس از پیروزی انقلاب ۵۷ و با شروع سرکوب آزادیها و جریانات سیاسی، حبیبالله آشوری به مخالفت با اختناق و سرکوب برخاست و به همین دلیل دستگیر و در ۲۷ شهریور ۶۰ به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی اعدام شد،تا سالها جمهوری اسلامی درباره علت بازداشت و اعدام او سکوت کرده بود اما در ابتدای دهه ۷۰ و مطرح شدن مجدد نام وی در رسانههای اینترنتی ، به طور غیر رسمی در چند رسانه هوادار جمهوری اسلامی عنوان شد که آشوری وابستگیای به سازمان مجاهدین خلق داشته ، در حالیکه پیش از دهه ۵۰ بسیاری از رهبران جمهوری اسلامی از جمله علی خامنهای در عضویت این سازمان بودند اما پس از آن و با تغییر مشی این سازمان از آن خارج شدهاند.
در نتیجه اعدام آشوری تنها دلیلی که داشته است اختلاف عقیده وی با خامنهای بوده است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2
#مهراب_نجفی پس از کشته شدن مطابق معمول پیکرش به سرقت رفته و سه روز بعد در بیابانهای نزدیک ذوب آهن رها میشود، در حالی که جای گلولهها بر روی بدن وی مشهود بود ، در برگه جواز دفن علت فوت نامعلوم ذکر میشود، تصاویری از آخرین لحظات زندگی وی وتیر خوردن وی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1🕊1
حکومت نیز متقابلا نیروهای بازنشسته سپاه، نیروهای مسلح، نیروهای بسیج روستایی را به صحنه آورد. آنها با شلیک مستقیم به مردم و استفاده از سلاح شاتگان تعدادی از مردم را کشته و بسیاری از را زخمی کردند.
در همان شب ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۱، ۸ مرد و یک زن که بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شده بودند، به سردخانه اسلام آباد غرب منتقل شدند.
یکی از جانباختگان راه آزادی آن شب در شهر اسلام آباد غرب #ایمان_محمدی است که هنوز جنازه اش را به خانواده تحویل نداده اند. نیروهای امنیتی پنجاه میلیون پول از خانواده طلب میکنند که پیکر ایمان محمدی را به خانواده تحویل بدهند، خانواده نیز از پرداخت این مبلغ عاجز بودهاند.
فیلمی از ایمان محمدی در شامگاه ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۱، منتشر شده است که از پشت به سر او شلیک شده و او را به قتل رساندهاند.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3🕊1
#سعید_محمدی جوان ۲۱ سالهای است که روز ۳۰ شهریور۱۴۰۱در اعتراضات شهر اسلام آباد غرب با شلیک ماموران امنیتی کشته شد.
۳۰ و ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در اسلام آباد یکی از خونین ترین روزهای اعتراضات سال گذشته بود که در آن بیش از ۱۵ معترض به ضرب گلولههای نظامی و عمدتا در دم کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۳۰ و ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در اسلام آباد یکی از خونین ترین روزهای اعتراضات سال گذشته بود که در آن بیش از ۱۵ معترض به ضرب گلولههای نظامی و عمدتا در دم کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5🕊1
#امیرعلی_فولادی نوجوان ۱۶ ساله ای بود که روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در اعتراضات شهر اسلام آباد غرب با شلیک ماموران امنیتی کشته شد.
۳۰ و ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در اسلام آباد یکی از خونین ترین روزهای اعتراضات سال گذشته بود که در آن بیش از ۱۵ معترض به ضرب گلولههای نظامی و عمدتا در دم کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۳۰ و ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در اسلام آباد یکی از خونین ترین روزهای اعتراضات سال گذشته بود که در آن بیش از ۱۵ معترض به ضرب گلولههای نظامی و عمدتا در دم کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6
محمد مام صالح ۲۸ ساله روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در اعتراضات شهر اسلام آباد غرب با شلیک ماموران امنیتی کشته شد.
#محمد_مام_صالح پدر دوفرزند بود.
۳۰ و ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در اسلام آباد یکی از خونین ترین روزهای اعتراضات سال گذشته بود که در آن بیش از ۱۵ معترض به ضرب گلولههای نظامی و عمدتا در دم کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#محمد_مام_صالح پدر دوفرزند بود.
۳۰ و ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در اسلام آباد یکی از خونین ترین روزهای اعتراضات سال گذشته بود که در آن بیش از ۱۵ معترض به ضرب گلولههای نظامی و عمدتا در دم کشته شدهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5🕊2
روز دوشنبه ششم فروردین، در پی «شلیک مستقیم نیروهای انتظامی» به یک خودرو تحت تعقیب «به ظن حمل مواد مخدر» در شهرک وحدت در روز شنبه چهارم فروردین، یک شهروند با هویت «سهند کارگر، ۲۵ ساله» کشته شد و فرد همراه او به نام «پیمان» نیز «به شدت مجروح» شد.
شهرک وحدت، در جنوبشرقی شهر کرج در استان البرز است.
بر اساس این گزارش، شلیک به خودرو حامل این دو شهروند «در جریان تعقیب و گریز» رخ داده است.
در این گزارش عنوان شده که سهند کارگر اهل شهرستان صحنه در استان کرمانشاه است و فرد مجروح نیز از اقوام او بوده است.
اتومبیل مذکور در بلوار پاسگاه شهرک وحدت کرج توسط نیروهای انتظامی به رگبار بسته شد و سهند کارگر از ناحیه سر هدف مستقیم گلوله این نیروها قرار گرفت» و پیمان نیز «مورد اصابت سه گلوله قرار گرفت و به شدت مجروح شده است و هماینک تحت مراقبتهای پزشکی قرار دارد.
این نخستین بار نیست که مأموران حکومتی به بهانه «مشکوک بودن» به خودروهای شهروندان به طور مستقیم تیراندازی میکنند. شلیک شتابزده مأموران به خودروها پیش از این نیز موجب جان باختن شماری از شهروندان، از جمله کودکان شده است.
همچنین، در خبری دیگر دوشنبه ششم فروردین گزارش در پی «تیراندازی بیضابطه نیروهای امنیتی» در کرمانشاه، به دورهمی «رقص و شادی» گروهی از جوانان، دو تن زخمی شدند.
بر اساس این گزارش، غروب پنجشنبه دوم فروردین، «دورهمی گروهی از شهروندان در پارک شرقی در محله ظفر کرمانشاه» با دخالت مأموران یک نهاد اطلاعاتی به «اعتراض و درگیری» کشیده شد و «در واکنش به اعتراض این شهروندان» نیروهای حکومتی «به تیراندازی علیه آنان پرداختند.»
هویت شهروندان زخمی شده در این گزارش «محمد احمدیانی و آرمان بصیری، شهروندان ساکن کرمانشاه» عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، این دو شهروند مجروح «هماکنون در بیمارستان بیستون کرمانشاه زیر نظر نیروهای امنیتی بستری هستند» و «وضعیت آرمان بصیری وخیم» است.
در این گزارش همچنین عنوان شده که مقامات اطلاعاتی به خانواده این دو شهروند مجروحشده گفتهاند برای آنها پروندهای قضایی با عنوان «توهین و تهدید علیه نیروهای امنیتی» تشکیل خواهد شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🔥3❤1🕊1
روز ۲۸ شهریور وی را با شلیک گلوله به سرش به قتل رساندند، پیکرش را به شرط رسانەای نکردن این جنایت به خانواده تحویل دادند.
بارها مادر پیرش را تهدید کردند که اگر رسانه ای کند تنها پسرش را از او میگیرند.
#ایمان_بهزاد_پور نیز از گمنام ترین کشته شدگان انقلاب مهساست.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🕊2