ایران بریفینگ
7.47K subscribers
21.5K photos
28.4K videos
37.9K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
🔖حدیث نجفی، زن ۲۲ ساله اهل مهرشهر کرج بود که بر اساس شواهد و قرائن، روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در اعتراضات به کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، هدف گلوله ماموران انتظامی - امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
روایت‌هایی که از محل و زمان وقوع حادثه کشته شدن او ارائه شده، با گزارش‌هایی که از ناآرامی‌های مهرشهر مخابره شده همخوانی دارد.
خانواده #حدیث_نجفی تصویری از گواهی فوت، برگه دادگستری، مدرک پزشکی قانونی، او‌منتشر کرده‌اند که علت فوت وی را بر اثر اصابت گلوله ثابت می‌کند.
از حدیث‌ویدیوهای بسیاری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که وی از خودش منتشر کرده ، او نوجوانی شاد و سرزنده بود که جز آزادی و زندگی بهتر در طلب چیز دیگری نبود.
او در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
9🕊6
🔖محسن شکاری⁩ ۲۳ ساله در کافه‌ای در هفت‌حوض تهران کار میکرد و او در ابتدا به عنوان مفسد فی الارض و حمله مسلحانه به نیروهای بسیج و بستن خیابان به اعدام محکوم شد، بعد در دیوان عالی کشور تنها به آتش زدن یک سطل زباله و تخریب اموال عمومی متهم شد که به آن نیز اعتراض کردند، خانواده‌اش هنوز منتظر نتیجه‌ی فرجام‌خواهی حکم او بودند که خبر اعدام فرزندشان را بهشان دادند.
به خانواده‌ی #محسن_شکاری گفته بودند اگر اطلاع‌رسانی نکنید او به زودی آزاد میشود.
او اولین اعدامی اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊16👍2
🔖الهه سعیدی یکی از صدها جانباختگان راه آزادی ایران ، دختر مبارزی از سقز که بر اثر شلیک مستقیم توسط مأموران سرکوبگر خامنه‌ای در روز ۱۸ مهرماه۱۴۰۱ با شلیک ۳ گلوله به سینه و گردنش در سقز جان باخت، #الهه_سعیدی ۱۷ ساله و تنها فرزند خانواده‌اش بود.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊12
🔖 هشتم آذر ۱۴۰۱، مجیدرضا رهنورد در دادگاهی ناعادلانه به اعدام محکوم شد.
هادی منصوری، رئیس شعبه چهارم دادگاه انقلاب اسلامی مشهد، نماینده دادستان موسوم به «قاضی قناد» و محمدحسین درودی، دادستان عمومی و انقلاب مشهد از مقامات قضایی حاضر در دادگاه او بودند.
مجید رضا، دومین معترض اعدام‌شده خیزش سراسری ۱۴۰۱ است، مراحل دادرسی او نیز مانند دیگر معترضانی که اعدام شدند، بسیار ناعادلانه بود.
‏خانواده او وکیلی به نام «افخم» استخدام کردند، اما دادگاه آن وکیل را برکنار و وکیل تسخیری امنیتی برای مجید در نظر گرفت. از ‎مجیدرضا رهنورد اعتراف گرفتند که «برای اجرای مجازات، عجله دارم.»
دادگاه او ۸ آذر ۱۴۰۱ برگزار و ۱۳ روز بعد اعدام شد.
روز پنجشنبه ۲۶ آبان در خیابان حرعاملی مشهد، عده‌ای بسیجی مقابل خانه ‎مجیدرضا اقدام به فحاشی و ایجاد رعب‌ و‌وحشت کردند، ماموران لباس شخصی به داخل خانه‌ها و مغازه‌های مردم گاز اشک‌آور شلیک کردند. خواهر و مادر ‎مجیدرضا در خانه به شدت ترسیده بودند. مجید از پنجره اعتراض می‌کند اما بسیجیان باز هم فحاشی کردند و این بار به مادر مجید فحش دادند که #مجید_رضا_رهنورد دیگر نتوانست تحمل کند و به خیابان آمد و با آن‌ها درگیر شد، بعد از حادثه، مغازه‌دارهای اطراف را تا ساعتهای طولانی در مغازه‌هایشان حبس کردند.
برخی مغازه‌داران تا روزهای منتهی به حکم نیز تحت فشار و بازداشت بودند. تمام تصاویر دوربین‌های مداربسته را که نشان می‌داد قبل حادثه چه اتفاقاتی رخ داده، جمع کردند.
وکیل تسخیری مجیدرضا هم به جای دفاع از او در کنار نهادهای امنیتی ایستاد و گفت: «موکل در آن روز به دلایل مختلف شرایط روحی مناسبی نداشته و چاقو را در آستین خود پنهان می‌کند، چاقو حدود ۳۰ سانتی‌متر بوده است و در این پرونده مسلم است که متهم ۲ نفر را به شهادت رسانده و ۴ نفر دیگر را مجروح کرده است، مستندات پرونده کامل است اما متهم با چاقوی آشپزخانه این اقدام را انجام داده است.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊104
🔖امید نارویی یکی از ده‌ها کودک کشته شده در اعتراضات سال ۱۴۰۱ است.
کودک ۱۶ ساله‌ای که ۶ آبان، وقتی برای خرید نان به نانوایی رفته بود، ماموران جانش را گرفتند.
پدرش درباره نحوه قتل پسرش گفته است: «پسرم رفته‌بود به نانوایی که نان بگیرد، در صف نانوایی بود که سه تیر به سرش شلیک کردند، مردم او را به جای بیمارستان به مسجد مکی زاهدان بردند و پس از آن به بیمارستان تامین‌اجتماعی منتقل شد.»
پدر #امید_نارویی می‌گوید: «قبل از نانوایی رفته بود عکسش را بگیرد، عکس‌هایی که پسرم برای شناسنامه گرفته بود، هنوز در جیبش بود.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
8🕊2
🔖دکتر مسعود احمدزاده، دندانپزشک‌ در #مهاباد بود که روز ۵ آبان ۱۴۰۱، زخمی شد از ترس بازداشت او‌ را به بیمارستان نمی‌برند و در خانه زخمهایش را توسط یکی از همکاران شریفش پانسمان می‌کنند، اما گلوله دیگری شاهرگ حیاتی‌اش را قطع کرده بود که آنها متوجه نشده بودند.
#مسعود_احمد_زاده فردای آن روز ۶ آبان بر اثر شدت جراحات و خون‌ریزی جلوی چشم مادرش از دنیا رفت.
مسعود سرپرست پدر و مادر پیرش و تنها نان آور خانواده بود.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6👍41🔥1
🔖کومار یکی از ده‌ها نوجوانی است که در اعتراضات سال ۱۴۰۱ کشته شده است، او با ۱۶ گلوله تیر جنگی کلاش و ده‌ها ساچمه اسلحه‌های سپاه پاسداران به قتل رسیده، در سویشرتی که از کومار برجای مانده، و‌ لحظه جان باختن برتنش بوده ، هنوز جای خون و بیش از پنجاه گلولەهای ساچمه‌ای و ۱۶ گلوله کلاش بصورت واضح دیده می‌شود.
خانواده #کومار_درافتاده از همان لحظات اولیه قتل او تحتفشار بودند، پدرش پس از خاکسپاری بیش از یکماه در بازداشت بود، و در اولین سالگرد کشته‌شدن او، درحالی که به ‌شدت تحت فشار نهادهای امنیتی جهت ممانعت از برگزاری هرگونه مراسمی بودند اما با روشن‌کردن شمع روبروی قطعه عکس از او و لباس‌های پر از جای ساچمه پسر ۱۶ ساله‌اشان یادش را گرامی داشتند.»
این نوجوان شانزده ساله پیرانشهری در هشتم آبان سال گذشته در پیرانشهر کشته شد.
یک شاهد عینی درباره نحوه کشته شدن کومار گفته است: «دو سمند سبز و سفید بدون پلاک پس از توقف با اسلحه ته‌پر و از فاصله سه متری به سوی کومار تیراندازی کردند» و «دو نوجوان دیگر همراه کومار بوده‌اند که یکی از آنها نیز همان‌زمان توسط نیروهای حکومتی ربوده شد.»
کومار درافتاده در آخرین پست اینستاگرامی خود ترجمه‌ای شعری را بازنشر کرده بود: «ما مردم خاورمیانه هستیم، بعضی‌ھامان در جنگ كشته می‌شويم، بعضی در زندان، بعضی در جاده، بعضی در دريا، حتی بلندترين كوه‌ها هم انتقام تنهايی‌شان را از ما می‌گيرند، چرا كه ما شغل‌مان مردن است.»
پدر کومار در مراسم خاک‌سپاری او گفت: «این پسرم ٢٥ مرداد به دنیا آمد اسمش را کومار گذاشتم، خوشبختم که در راه آزادی و وطن شهید شده است، خوشبختم که شهید شد، از دیشب جگرم تکه تکه شده اما فدای این خاک و آزادی شد، به خدا همه ما را خواهند کشت، به خدا بیگناه بود.»
پدر کومار ادامه داد : «پسرم در بچگی شهید شد، بالغ نشده، کومار پسر من نیست، پسر تمام ملت‌های تحت ستم است، کومار خیلی بی‌گناه بود، به اندازه سن کم‌اش، مامورها فکرکردند دیو بزرگی است، من بعدا فهمیدم چقدر کومار بزرگ بود، اگر دیکتاتورها پسر خودشان این‌طور به ناحق کشته‌می‌شد حاضر بودند خون هزار بچه دیگر را بریزند، خون ما را بی‌دلیل می‌ریزند تا خودشان را بی‌گناه نشان دهند.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5👍31
🔖شهریار محمدی در روز ۲۵ آبان رفیقش محمد حسن‌زاده را از دست داد. محمد در اعتراض‌ها کشته شده بود. شهریار تا صبح در کنار پیکر محمد نشست تا جنازه را ندزدند. بعد از خاکسپاری، شهریار خشمگین از کشته شدن رفیقش، در اعتراض‌های بوکان شرکت کرد و خیلی زود، او هم کشته شد.
تصویری از #شهریار_محمدی قبل از کشته شدنش در شبکه‌های اجتماعی دست به دست چرخیده بود؛ عکسی که در آن، شهریار در کنار پیکر دوست قدیمی‌اش محمد حسن زاده نشسته بود. وقتی در فاصله دو روز از محمد کشته شد، معترضان در شبکه‌های اجتماعی هشتگ زدند: #رفاقت_تا_پای_جان
به گفته یکی از نزدیکان خانواده، شهریار «مخالف سرسخت حجاب اجباری بود. ورزش می‌کرد و به دوستاش گفته بود اگه رژیم عوض بشه باشگاه می‌زنه.»
این منبع درباره کشته شدن شهریار محمدی می‌گوید: «۲۵ آبان محمد کشته شد. شهریار رفت از سردخونه پیکر محمد رو برداشت. مجلس ختم محمد در مسجد برگزار شد و از همونجا شهریار رو تعقیب کردن. در مراسم خاکسپاری و بعد از اون در شهر اعتراضها ادامه پیدا کرد، معترضا نزدیک فرمانداری رفتن و فروشگاه کوروش رو آتیش زدن.»
به گفته این منبع نزدیک غروب، شهریار به همراه چند نفر از دوستانش، با چند خودرو به سمت خانه نماینده بوکان حرکت کردند، اما در راه در محله علی‌آباد، ماموران حکومت جلوی خودروی شهریار را گرفتند.
این منبع می‌گوید: «به لاستیک‌های پشت ماشینش شلیک کردند و کنترل ماشین از دست شهریار خارج شد. ماشین شهریار رو محاصره کردن و به رگبار بستند. همسایه‌ها صدای ناله‌های شهریار رو شنیدن ولی جرات نکردن برن نجاتش بدن. شهریار جون و پیکر خیلی‌ها رو نجات داد اما کسی به داد پیکر نیمه ‌جونش نرسید.»
این منبع نزدیک به خانواده می‌گوید که سرانجام دوستان شهریار موفق شدند او را به بیمارستان برسانند. در بیمارستان او را به اتاق عمل بردند، اما او جانش را از دست داد.
در گواهی فوت شهریار محمدی نوشته شده او بر اثر عملکرد وسایل جنگی در خارج از جنگ کشته شده است؛ کشته شدن او خانواد‌ه‌اش را با درد و رنج زیادی روبه‌رو کرده است:
«۱۵ سال بدون پدر و در رنج و سختی زیاد بزرگ شد. سرپرست مادر زحمتکش‌اش بود. مادر شهریار ۱۵ سال بدون هیچ حمایتی سه فرزندش رو با چنگ و دندون بزرگ کرد. شهریار کشته شد، برادرش میلاد زندگیش نابود شد. مادرش دچار مشکلات روحی شده.»
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
🔖هژار مام‌ خسروی همیشه می‌گفت «کاش ایران آزاد بشه و زن‌ها هر طور که دلشان خواست لباس بپوشند». ۲۰ سالش بود و تازه از سربازی برگشته بود. در اعتراض‌های بوکان، با ۱۹ گلوله ساچمه‌اش کشته شد.
یک فرد نزدیک به خانواده او درباره نحوه کشته شدن او در روز ۲۶ آبان گفته است: «هر کسی که ۲۶ آبان در اعتراض‌های بوکان بود، دیده که یک سپاهی از بالکن خانه‌اش به هَژار که در خیابان بود، شلیک کرد. ۱۹ تا گلوله ساچمه‌ای بهش زد. به برادرش خبر دادند. با ماشین بردش بیمارستان. داخل بیمارستان شش نفر مسلح مانع می‌شدند که کسی از آشنایانش آنجا جمع بشن. هژار سه ساعت توی اتاق عمل بود. بعد خبر دادن که تموم کرده. مامورها ریختن بیمارستان و چهل- پنجاه تا موتوری مسلح مردم رو می‌ترسوندن که جمع نشن.»
در گواهی فوت هژار مام خسروی‌‌ علت فوت عملکرد وسایل جنگی در خارج از جنگ و اصابت جسم پرتابی پرشتاب یا ساچمه‌های تفنگ شکاری عنوان شده است.
در شب کشته شدن #هژار_مام_خسروی ، عده زیادی از معترضان در خیابان‌های بوکان بودند. ماموران به خانواده هژار گفتند به شرطی پیکر او را تحویل می‌دهند که بدون حضور کسی و همان شب دفنش کنند.
«خانواده با پنج، شش ماشین پیکر هژار رو بردند. میخواستن توی روستا قایمش کنن تا فردا بشه. از اطلاعات به خانواده زنگ زدن که می‌دونن میخوان امشب دفنش نکنند و تهدید کردن که اگه برنگردن میان جنازه رو می‌برن ارومیه و دیگه نمی‌بیننش و خودشون دفنش می‌کنن‌. خانواده با این تهدیدها برگشتن‌. ساعت سه شب با فشار نیروهای امنیتی و سپاه پیکرش رو به خاک سپردن. در نهایت در قبرستان بوکان دفن شد.»
یک منبع نزدیک به خانواده هژار می‌گوید: «در همه اعتراض‌های جنبش مهسا شرکت می‌کرد. هر روز به بهونه دیدن دوستاش از خونه می‌رفت بیرون و توی اعتراض‌ها شرکت می‌کرد. همیشه می‌گفت اعتراضها آخرش پیروز میشه و مردم آزاد می‌شن.»
هژار ورزشکار بود و به فوتسال علاقه داشت. او یکماه بود که از سربازی برگشته بود.
یک فرد نزدیک به خانواده او می‌گوید: «بعد از سربازی برادرش فرستادش در یه آرایشگاه کار کنه. آرزو داشت که آرایشگر خوبی بشه و همیشه می‌گفت کاش هیچ وقت مرگ مادرش رو نبینه که ندید.»
هژار به همه آرزوهایش نرسید. آرزوهایی که برای خودش و کشورش داشت. اما در اوج جوانی در راهی کشته شد که به آن اعتقاد داشت.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
🔖آرمان عمادی فرزند مهروش و یونس، یک روز پیش از آنکه در اعتراض‌ها به او شلیک شود، با گلوله ساچمه‌ای به دست او شلیک کرده بودند. به خانه رفت و با همان دست زخمی برای مادرش نوشت: «مادرم الله که یار باشد، بگذار دشمن هزار باشد.»
آرمان ۲۸ ساله بود. فوق لیسانس حقوق داشت،کافه‌ای هم به اسم کالدی داشت. اماکن آنقدر اذیتش کرد که مجبور شد کافه‌اش را تعطیل کند.
چند شب قبل از کشته شدنش به دوستانش گفته بود که هرچه از آنها در موبایلش دارد را پاک می‌کند که اگر دستگیر شد دوستانش به دردسر نیفتند.
#آرمان_عمادی به گواه نزدیکانش در مورد اعتراض‌ها و کشتار مردم بی‌تفاوت نبود و مرتب در اعتراض‌ها شرکت می‌کرد. او ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در مراسم سالگرد #آبان_خونین_۹۸ مرودشت استان فارس گلوله خورد.
«آن شب آرمان در اعتراض‌ها بود. ماموران از مسجد محل از فاصله نزدیک چشم آرمان را هدف قرار دادند. جمجمه‌اش شکست. او را بلافاصله به بیمارستان نبردند. در همان مسجد او را نگهداشتند. شاید اگر زودتر به بیمارستان می‌رسید زنده می‌ماند. در بیمارستان چشمش را تخلیه کردند، گفتند جمجمه‌اش شکسته. بعدا گفتند همان موقع دچار مرگ مغزی شده بود با این‌حال تا سه روز در بیمارستان به دستگاه وصل بود. بعد از سه روز دستگاه را خاموش کردند.»
مرودشت شهر کوچکی در استان فارس است. فشارهای امنیتی بر خانواده آرمان عمادی به دلیل فضای بسته و کوچک شهر از همان اول زیاد بود.
منبع نزدیک به خانواده می‌گوید: « حکومت خیلی تلاش کرد نام آرمان جایی درز نکند تا مبادا دستشان رو شود و شهر به هم بریزد. اما موفق نشدند.
پیکر آرمان را اول تحویل نمی‌دادند. از خانواده خواستند بگویند که آرمان بسیجی بوده و وعده دادند که برایش مراسم باشکوه خواهند گرفت. خانواده زیر بار نرفتند. بعد از چند روز که فشار عصبی زیادی به خانواده وارد کردند پیکر او را تحویل دادند.»
با وجود همه فشارها مراسم خاکسپاری، هفتم و چهلم آرمان عمادی به تظاهرات بزرگ ضد حکومتی تبدیل شد. ولی فشارها بر خانواده او هنوز ادامه دارد.
نزدیکان آرمان عمادی می‌گویند ماموران امنیتی همان روزی که به او شلیک کردند ماموران تمام مغازه‌ دارهای محل را تهدید کردند که همه فیلم‌های دوربین‌های مدار بسته را پاک کنند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🕊31
🔖یحیی رحیمی برای اعتراض مسالمت‌آمیز، در حال بوق زدن پشت ماشینش بود که یکی از ماموران از «فاصله نزدیک» به سرش شلیک کرد. کشتن یحیی از جمله رویدادهای تکان‌دهنده اعتراض‌های ۱۴۰۱ بود
او کاشی‌کار ساختمان بود. ۳۱ سال داشت. و یک سال از ازدواجش می‌گذشت. در روز ۱۶ مهرماه، وسایل کاشی‌کاری‌اش را درون ماشینش گذاشت تا سرکار برود.
یکی از نزدیکان #یحیی_رحیمی به ایران بریفینگ گفته:«همسرش بهش زنگ زد و پرسید کی برای ناهار میره خونه. یحیی میگه تا یه ساعت دیگه میرسه. مردم داشتن توی خیابون با ماشین بوق می‌زدن و اعتراض می‌کردن. یحیی هم بوق می‌زنه. از فاصله نزدیک به سرش شلیک کردن. شقیقه‌ش شکافته شده بود.»
برادر یحیی در اینستاگرام می‌فهمد که یحیی کشته شده. از قفل سمت راست ماشین که شکسته بود، ماشین یحیی رو شناخت. برادرهاش بلافاصله رفتن همه بیمارستانها و کلانتری‌ها رو گشتن. مامورها تهدیدشون کردن که برن خونه وگرنه بهشون شلیک می‌کنن‌. اطلاعات سپاه همه دوربین‌های محل کشته شدن یحیی رو جمع کرد. مغازه‌دارها رو تهدید کردن که اگه جونشون رو دوست دارن فیلمی از اون روز بیرون ندن و به کسی حرفی نزنن.
«اداره اطلاعات به پدر یحیی زنگ زد و گفتن برای تحویل جنازه باید تنهایی بره. پدرش خواست با پسرهاش بره ولی قبول نکردن. درنهایت گفت چون بیسواده دامادش رو با خودش می‌بره. دامادشون رو تهدید کردن و توی اتاق راه ندادن. یه عالمه پرونده و کاغذ جلوی پدر یحیی گذاشتن که امضا کنه و مهر بزنه. پدر یحیی گفته نمی‌دونه چی بود ولی امضا کرده که فقط بتونه یحیی رو بغل کنه و پیکرش رو ببره به خاک بسپره.»
در گواهی فوت یحیی رحیمی نوشته شده که علت مرگ برخورد اجسام سخت یا تیز است؛ آسیب وسیع بافت مغز، شکستگی و خردشدگی استخوان جمجمه بر اثر اصابت پرتابه پر سرعت یا همان گلوله.
منبع نزدیک به خانواده یحیی می‌گوید: «همسرش ده سال منتظر موند که یحیی از سربازی برگرده و بره عراق کار کنه و پول بیاره و عروسی بگیره. فقط یکسال تونست خوشحال باشه. یه زیرزمین اجاره کرده بود با همسرش زندگی می‌کرد. بعد از یکسال زمین خرید. می‌گفت زندگیش رو میسازه که بهش مهلت ندادن.»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬3🕊3
🔖نسیم صدقی ، ۲۳ ساله،‌ دانشجوی دانشگاه ارومیه از شاهین‌دژ از توابع استان آذربایجان غربی بود.
در۹ آبان ۱۴۰۱ در تظاهرات سراسری مردم ارومیه #نسیم_صدقی با شلیک مستقیم دو گلوله جنگی به سر و سینه اش توسط پاسداران خامنه ای به شهادت رسید.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊51
🔖زانیار ابوبکری، فرزند عبدالله و خدیجه، ۲۲ ساله، دیپلم مکانیک.
بعد از سربازی، علاوه بر مکانیکی، نماکاری ساختمان هم انجام می‌داد، زانیار روز ۵ آبان کشته می‌شود، او‌مشهور است به «داماد مهاباد»
او در آن روز همراه با مادر و برادرش به خیابان‌ها می‌روند، برادر #زانیار_ابوبکری در میان شلوغی‌ها ناپدید می‌شود، زانیار برای حفظ جان مادرش می‌گوید بدو، تیراندازی می‌کنند، اما ناگهان زانیار بر زمین می‌افتد و شکمش می‌شود فواره خون.

یک شاهد عینی به ایران بریفینگ گفته است : «زانیار با دختری که خیلی دوستش داشت بنام «دیمن» نامزد بود و قرار بود به زودی ازدواج کنند.

در جریان خیزش سراسری، روز مراسم خاکسپاری #اسماعیل_مولودی از جان‌باخته های مهاباد در ۵ آبان ۱۴۰۱، شروع بزرگ‌ترین اعتراضای مردم در کردستان بود. نیروهای امنیتی با بی‌رحمی از سلاح‌های جنگی استفاده می‌‌کردند ‌و اعتراضات به خشونت کشیده شد.
زانیار و برادر کوچکترش همراه مادرشان به خیابان رفتند، ماموران با ساچمه شلیک می‌کردند، همه درخت‌ها پر از ساچمه بود. تیراندازی با سلاح جنگی که آغاز شد، زانیار سنگ‌ آخر را به طرف ماموران پرت کرد، دست راست مادرش را گرفت و گفت فرار کنیم، در همان حال، زانیار جلوی پای مادرش به زمین افتاد و فریاد زد «ئه ی دایه گیان» (ای مادر جان)، مادرش فکر کرد زانیار زمین خورده است، دور کمر پسرش را گرفت تا بلند کند ولی نتوانست.»

این منبع آگاه ادامه داده: «دو جوان به کمک مادر آمدند تا زانیار را بلند کنند، اما مادر تازه فهمید که زانیار گلوله خورده و شروع کرد به داد و فریاد. از شکم زانیار خون فواره می‌زد، با گلوله قناسه به پسرش شلیک شده بود. گلوله از پشت به سمت چپ کمر زانیار شلیک شده بود و از سمت راست شکمش خارج شده بود. زانیار را به بیمارستان رساندند و او را فوری به اتاق عمل می‌برند، اما زانیار توان تحمل چنین جراحتی را نداشت و جان سپرد.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4👍1🤬1
🔖علی سیدی در ۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد.
یک منبع نزدیک به خانواده سیدی به ایران بریفینگ درباره نحوه کشته‌شدن علی گفت: «علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
#علی_سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»
شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
امروز خانواده علی دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4🤬1
🔖پارمیس همنوا؛ دانش‌آموزی ایرانشهری است که ماموران به دلیل پاره کردن عکس خمینی در کتاب درسی‌اش ، او را با ضرب‌و‌شتم کشتند.
در ۵ آبان ۱۴۰۱ و چهل و چهارمین روز خیزش سراسری #زن_زندگی_آزادی در گرماگرم اعتراضات، در ایران‌شهر #سیستان_و_بلوچستان ، به مدرسه «پروین اعتصامی» می‌ریزند و کتاب‌های بچه‌ها را کنترل می‌کنند.
#پارمیس_همنوا ۱۴ ساله، یکی از دانش‌آموزان این مدرسه بوده، که عکس خمینی را در کتابش پاره کرده بود و ماموران متوجه این موضوع می‌شوند و او را در مدرسه مقابل دیگر دانش‌آموزان به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.
ایران بریفینگ سال گذشته در چنین روزی به نقل از منابع موثق خود نوشته بود: «پارمیس همنوا در روز ۳ آبان در مدرسه، در پی ضرب‌وشتم شدید از ناحیه سر، دچار خونریزی بینی شده و پس از انتقال به بیمارستان، یک روز بعد در بیمارستان ایران این شهر، جان باخته‌است.»
نهادهای امنیتی و رسانه‌های حکومتی تلاش بسیاری کردند تا بگویند اصلا شخصی به این نام در مدرسه وجود ندارد، عوامل استانی صدا و سیما با هدف اینکه وانمود کنند پارمیس همنوا هنوز زنده است با یک دانش آموز دیگر بنام پارمیس که تشابه اسمی با پارمیس همنوا دارد مصاحبه کردند و از شبکه‌ تلوزیون پخش کردند.»
یک منبع مطلع در همان روزها به ایران بریفینگ گفت: «پس از کشته شدن پارمیس، صدا وسیما استان در شیفت خانم بخارایی مدیر مدرسه که در قتل پارمیس با گارد امنیتی همکاری داشته رفته‌اند و با یک دختر به اسم پارمیس بامری مصاحبه داشته و گفته‌اند پارمیس تو هنوز زنده ای، چطور اعلام کردن کشته شده‌ای اینو میخواهند به اسم پارمیس همنوا جا بزنند.»
این منبع تاکید کرد: « پارمیس همنوا شیفت بعدظهر بوده و این پارمیس بامری شیفت صبح مدرسه است.»
حال وش نیز توضیح داده است : «این اتفاق توسط مدرسه مدرسه به نام خانم «بخارایی» افتاده است، پارمیس عکس را پاره می‌کند، یکی از معلمان این اتفاق را نی‌بیند به مدیر مدرسه اطلاع می‌دهد و بخارایی که همسر وی کارمند اداره اطلاعات ایرانشهر هست ماموران را خبر می‌کند.
پیشتر نیز یک دانش آموز دختر پایه سوم مدرسه پروین اعتصامی توسط خانم بخارایی در همان روزها به ماموران امنیتی تحویل شده بود.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5🤬1
🔖۴ آبان ۱۴۰۲، مصادف است با یکی از خونبار ترین روزهای انقلاب ۱۴۰۱ ، آن روز سالگرد کشته شدن بیش از ۲۵ هموطن معترض است و احتمالا ۱۴ تن دیگر نیز نامشان هنوز جزو احراز شدگان وجود ندارد.
تمامی این ۲۵ تن با شلیک مستقیم نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.
حجم بالای کشته شدگان این روز به آن دلیل است که این معترضان برای روز چهلم جاوید نام #مهسا_امینی و در اعتراض به قتل او به خیابان رفتند و حکومتِ آدمکش خامنه‌ای، جواب آنها را با گلوله و باتوم و گاز اشک‌آور داد. از شناخته شده ترین کشتگان این روز می‌شود به این عزیزان اشاره کرد: «#مهرشاد_شهیدی، #سارینا_ساعدی، اسماعیل (سمکو) مولودی، حمیدرضا مالمیر، علی سیدی، بهناز افشاری، علی روزبهانی، امیرحسین رومیانی نظری، میلاد استاد هاشم، محمد شریعتی، محمد لطف‌اللهی، ابراهیم میرزایی، محمدکیوان درویشی، افشین آشام، رسول حدادی، مائده جوانفر»
نام و یاد قهرمانان راه آزادی تا همیشه جاودان خواهد ماند و راهشان ادامه دارد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
🔖#امیرمهدی_حسنی، ۲۳ ساله، ۳۰ شهریور در جریان اعتراضات قوچان تصمیم به پرتاب کوکتل مولوتف به سمت خودروی یگان ویژه داشته که موفق نمی‌شود و در حال فرار در حالی که لباسش به بنزین آغشته می‌شود. جنایتکاران نیروی انتظامی با علم به این موضوع، او را دنبال و با شوکر به او حمله میکنند. امیرمهدی آتش میگیرد. نیروهای جمهوری‌اسلامی اجازه نمیدهند کسی به او کمک و آتش را خاموش کند.
او در همان حال و در خیابان جان می‌سپارد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
🔖نام او‌ در هیچ جایی ثبت نشده حتی خبر کشته شدنش ۶ ماه بعد رسانه‌ای و اعلام شد، #جان_بی_بی_نارویی یکی از ده‌ها کشته شدگان #جمعه_خونین_زاهدان و صدها بلوچی است که حتی شناسنامه هم نداشته، ۶ماه پس از آن قتل عام فجیع خواهرش یک عکس پرسنلی و تنها تصویری که از او به جا مانده است را با کیسه‌ای پر از نامه نگاری او به مولوی عبدالحمید نشان می‌دهد که او در تمام سالهای گذشته با نامه نگاری دنبال شناسنامه‌اش بوده و جمهوری اسلامی حتی این مسلم ترین حق شهروندی او را هم نداده و در آن جمعه خونین پس از آنکه از نماز جمعه برمی‌گشته است به گلوله بسته، او با دو‌گلوله نظامی بر سینه و شکمش جان باخته است.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊51
🔖۲۷ خرداد ۱۳۸۴ ابوالفضل آدینه زاده متولد شد ، او‌در حالیکه ۱۷ سال بیشتر نداشت در ۱۶ مهر ۱۴۰۱ در مشهد و در جریان انقلاب #زن_زندگی_آزادی ایران ابتدا با ضربهٔ شوکر به گردن آسیب دیده و سپس با شلیک بیش از ۷۰ تیر تفنگ ساچمه ای کشته شد.
در اولین سالگرد تولد #ابولفضل_آدینه_زاده پس از قتلش توسط جمهوری اسلامی اعضای خانواده ‌وی را نیز جمهوری اسلامی بازداشت کردند،پدر ابوالفضل آدینه‌زاده خطاب به سرکوبگران جمهوری اسلامی گفته بود : گناه بچه‌ام چه بود که ۲۴ گلوله در شکمش خالی کردید؟
در بدن او هنگام شستشو برای خاکسپاری جای اصابت بیش از صد ساچمه قابل مشاهده بود.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7
🔖بامداد سه شنبه ۳ بهمن ماه ۱۴۰۲ محمد قبادلو از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و #فرهاد_سلیمی روحانی کرد اهل سنت و زندانی عقیدتی پس از ۱۴ سال حبس در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند.
قتل حکومتی #محمد_قبادلو و فرهاد سلیمی یک بار دیگر نشان داد که سکوت و بی عملی جامعه جهانی در برابر تداوم رفتارهای غیرانسانی و ناقض حقوق بشر در ایران نیروی مضاعف ماشین کشتار جمهوری اسلامی است.
#محمد_قبادلو که به اتهام زیر گرفتن و قتل یک مامور نیروی انتظامی در اعتراضات سال ۱۴۰۱ به اعدام محکوم شده بود، با وجود نقض حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، بامداد سه‌شنبه سوم بهمن اعدام شد.
اجرای این حکم در حالی است که وکیل آقای قبادلو با توجه به روند پرونده موکل خود آن را «غیرقانونی» دانسته بود.
اعدام محمد قبادلو، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، موجی از واکنش‌های داخلی و بین‌المللی را به همراه داشته و چهره‌ها و سازمان‌های مختلف این اعدام را محکوم کردند و خواستار مداخله جامعه جهانی برای توقف روند اعدام‌ها در ایران شدند.
محمد قبادلو دچار بیماری‌های افسردگی و دوقطبی بود و‌ طبق قوانین خود جمهوری اسلامی می‌توانست از کیفر مصون باشد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊52
🔖در هفته‌های گذشته ۲۷ ساله می شد اگر به دست مامورین کشته نمی‌شد؛
#میلاد_سعیدیان_جو ‌، یکی از شهروندان اهل ایذه است که در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ - همان روزی که #کیان_پیر_فلک کشته شد - جانش را از دست داد و رسانه‌های حکومتی از او با عنوان «شهید» یک «حمله تروریستی» نام می‌برند.
همان زمان یکی از بستگان میلاد به رسانه‌ها گفت: «میلاد سعیدیان‌جو، متولد ۱۰ اسفند ۱۳۷۵، در یک مغازه نان فانتزی در اهواز کار می‌کرد اما در روز ۲۵ آبان در خیابان حافظ جنوبی و در مقابل مسجد صاحب الزمان ایذه حضور داشت که مورد اصابت گلوله قرار گرفت. خانواده سعیدیان‌جو در ابتدا از طریق تماس تلفنی یکی از آشنایان از ماجرا خبردار می‌شوند و برای یافتن او به بیمارستان‌ها، ‌سردخانه‌ها،‌ دادگاه، پاسگاه‌ها و مقر سپاه در شهر ایذه مراجعه می‌کنند، اما پاسخی به آنها داده نمی‌شود.
یک روز بعد، ماموران آگاهی ایذه با مراجعه به منزل خانواده سعیدیان‌جو، از آنها می‌خواهند که برای شناسایی به سردخانه اهواز مراجعه کنند. نهایتا پیکر بی‌جان میلاد سعیدیان‌جو روز ۲۶ آبان‌ توسط برادرش در سردخانه اهواز شناسایی می‌شود؛ در حالی که تنها برای چند لحظه اجازه داشته پیکرش را ببیند اما در همان فرصت متوجه جای دو گلوله روی سینه برادرش می‌شود. در گواهی فوت میلاد نیز «اصابت پرتابه فلزی پرشتاب نظیر ترکش گلوله» به عنوان علت مرگ نوشته شده است.»
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍1