از مدارس دخترانه تا اعتراضات دیماه؛ سازمانهای حقوق بشری و پزشکی جهان باید ایران را پاسخگو کنند
در جریان اعتراضات اخیر در ایران، گزارشهای رسمی و منابع مستقل و همچنین برخی پزشکان نشان میدهد که نیروهای امنیتی در برخی تجمعات از گازهای اشکآور با غلظت بالاتر از استانداردهای بینالمللی استفاده کردهاند. این اقدام نه تنها برای پراکنده کردن معترضان، بلکه برای کنترل شدید محیطهای شهری، پیامدهای جدی برای سلامت مردم داشته است.
سابقه استفاده از مواد شیمیایی
سابقه استفاده از گازهای اشکآور و عوامل شیمیایی در ایران، به اعتراضات ۱۴۰۱ نیز بازمیگردد؛ زمانی که گزارشها حاکی از حمله به مدارس دخترانه و استفاده از مواد شیمیایی برای ارعاب و آسیب به دانشآموزان به ویژه دختر بوده است که نقش فعالی در آن اعتراضات داشتند. این اقدامات نگرانی گسترده جامعه پزشکی و فعالان حقوق بشر را برانگیخت و پرسشهای جدی درباره رعایت اصول انسانی و حقوق کودک مطرح کرد.
گزارشهای اخیر و خطرات بهداشتی
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز منابع داخلی و گزارشهای پزشکی، استفاده از گازهای اشکآور با غلظت بالا را تأیید کردهاند. قرار گرفتن در معرض چنین غلظتهایی میتواند باعث:
تحریک شدید چشمها و پوست
مشکلات تنفسی و سرفه شدید
سرگیجه، تهوع و کاهش توان جسمی
تشدید بیماریهای زمینهای و آسیب مزمن ریوی شود
این شرایط نشان میدهد که سلامت عمومی معترضان به شکل جدی در معرض خطر قرار داشته است.
ضرورت ورود سازمانهای حقوق بشری و پزشکی جهان
سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و جامعه پزشکی جهانی باید:
به صورت مستقل و علمی بررسی کنند که آیا استفاده از گازهای اشکآور با استانداردهای ایمنی مطابقت داشته است یا خیر
شواهد پزشکی و آسیبهای وارده به معترضان را جمعآوری و تحلیل کنند
حکومت ایران را برای توضیح و شفافسازی درباره چرایی و چگونگی استفاده از این مواد پاسخگو کنند
گزارشهای شفاف و قابل استناد برای ارائه به مجامع بینالمللی و رسانهها تهیه کنند
پیامدهای عدم شفافسازی
بیپاسخ ماندن این گزارشها میتواند:
استانداردهای حقوق بشری و پزشکی بینالمللی را تضعیف کند
زمینه استفاده مجدد از مواد خطرناک علیه شهروندان را فراهم کند
جان و سلامت گروههای آسیبپذیر مانند کودکان و بیماران را تهدید کند
گزارشها از استفاده گسترده از عوامل شیمیایی و گازهای اشکآور با غلظت بالا در اعتراضات اخیر ایران، همراه با سابقه مشابه در اعتراضات ۱۴۰۱، نشان میدهد که شفافسازی فوری و پاسخگویی حکومت ایران ضروری است. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید با بررسی علمی و مستقل، از تکرار چنین رفتارهایی جلوگیری کنند و از جان و سلامت شهروندان حمایت نمایند.
@irantomarrow
در جریان اعتراضات اخیر در ایران، گزارشهای رسمی و منابع مستقل و همچنین برخی پزشکان نشان میدهد که نیروهای امنیتی در برخی تجمعات از گازهای اشکآور با غلظت بالاتر از استانداردهای بینالمللی استفاده کردهاند. این اقدام نه تنها برای پراکنده کردن معترضان، بلکه برای کنترل شدید محیطهای شهری، پیامدهای جدی برای سلامت مردم داشته است.
سابقه استفاده از مواد شیمیایی
سابقه استفاده از گازهای اشکآور و عوامل شیمیایی در ایران، به اعتراضات ۱۴۰۱ نیز بازمیگردد؛ زمانی که گزارشها حاکی از حمله به مدارس دخترانه و استفاده از مواد شیمیایی برای ارعاب و آسیب به دانشآموزان به ویژه دختر بوده است که نقش فعالی در آن اعتراضات داشتند. این اقدامات نگرانی گسترده جامعه پزشکی و فعالان حقوق بشر را برانگیخت و پرسشهای جدی درباره رعایت اصول انسانی و حقوق کودک مطرح کرد.
گزارشهای اخیر و خطرات بهداشتی
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز منابع داخلی و گزارشهای پزشکی، استفاده از گازهای اشکآور با غلظت بالا را تأیید کردهاند. قرار گرفتن در معرض چنین غلظتهایی میتواند باعث:
تحریک شدید چشمها و پوست
مشکلات تنفسی و سرفه شدید
سرگیجه، تهوع و کاهش توان جسمی
تشدید بیماریهای زمینهای و آسیب مزمن ریوی شود
این شرایط نشان میدهد که سلامت عمومی معترضان به شکل جدی در معرض خطر قرار داشته است.
ضرورت ورود سازمانهای حقوق بشری و پزشکی جهان
سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و جامعه پزشکی جهانی باید:
به صورت مستقل و علمی بررسی کنند که آیا استفاده از گازهای اشکآور با استانداردهای ایمنی مطابقت داشته است یا خیر
شواهد پزشکی و آسیبهای وارده به معترضان را جمعآوری و تحلیل کنند
حکومت ایران را برای توضیح و شفافسازی درباره چرایی و چگونگی استفاده از این مواد پاسخگو کنند
گزارشهای شفاف و قابل استناد برای ارائه به مجامع بینالمللی و رسانهها تهیه کنند
پیامدهای عدم شفافسازی
بیپاسخ ماندن این گزارشها میتواند:
استانداردهای حقوق بشری و پزشکی بینالمللی را تضعیف کند
زمینه استفاده مجدد از مواد خطرناک علیه شهروندان را فراهم کند
جان و سلامت گروههای آسیبپذیر مانند کودکان و بیماران را تهدید کند
گزارشها از استفاده گسترده از عوامل شیمیایی و گازهای اشکآور با غلظت بالا در اعتراضات اخیر ایران، همراه با سابقه مشابه در اعتراضات ۱۴۰۱، نشان میدهد که شفافسازی فوری و پاسخگویی حکومت ایران ضروری است. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید با بررسی علمی و مستقل، از تکرار چنین رفتارهایی جلوگیری کنند و از جان و سلامت شهروندان حمایت نمایند.
@irantomarrow
جاوید نام و فرزند وطن مجیدرضا رهنورد؛ نماد مبارزه تکنفره و مقاومت در برابر ظلم
شهید مجیدرضا رهنورد در میان ایرانیان به نماد مبارزه تکنفره و مقاومت علیه نیروهای فاسد تبدیل شده است. او جوانی ورزشکار و متخصص در رشته صخرهنوردی بود که در جریان اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ در مشهد، به صورت تنها و جسورانه وارد مقابله با نیروهای لباس شخصی شد که زنان و دختران معترض را مورد ضرب و شتم قرار میدادند. گزارشها حاکی است که رهنورد در این درگیری چند نفر از نیروهای امنیتی را از پای درآورد، سپس دستگیر و به اعدام محکوم شد.
شکنجه و مقاومت بیمثال
در زمان بازداشت، نیروهای امنیتی تحت شکنجه دست او را شکستند و آثار ضرب و شتم بر صورت او کاملاً مشهود بود. با وجود این شکنجهها، رهنورد نه تنها از مواضع خود کوتاه نیامد، بلکه در مقابل دوربینهای صدا و سیما اعلام کرد که پس از مراسم ختمش، قرآن نخوانند و به شادی بپردازند و آهنگ شاد بگذارند. این جسارت، پیام واضحی از مقاومت فرهنگی و آزادیخواهی او بود و نشاندهنده تمایل او به ایجاد فضای اعتراض و جشن مقاومت حتی در لحظات پایانی زندگیاش بود.
پایهگذاری سنت مراسم ختم متفاوت
اقدامات رهنورد الهامبخش شد تا شیوه جدیدی از مراسم ختم و تشییع جنازه کشتهشدگان دیماه ۱۴۰۴ شکل بگیرد. در این مراسمها:
خبری از قرائت قرآن نیست، برخلاف سنت مذهبی رایج،مردم در عین ناراحتی، به دست زدن، تشویق و سرودن شعار برای شهدا میپردازند.فضای مراسمات به بیان مقاومت و شادی در برابرسرکوب تبدیل شده است
این نوآوری در مراسمها باعث شده که شهید رهنورد نه تنها در ذهن مردم به عنوان یک مبارز فیزیکی، بلکه به عنوان نماد فرهنگی و اجتماعی مقاومت و شجاعت شناخته شود.
ادامه سرکوب خانواده
پس از اعدام شهید رهنورد، گزارشها حاکی است که نیروهای لباس شخصی به منزل فقیرانه مادر او، که او را به تنهایی بزرگ کرده بود، حمله کردند، شیشهها را شکستند و به خانه آسیب زدند. این اقدام، فشار و ترس روانی را بر خانواده او افزایش داد و نشاندهنده تلاش نظام برای خاموش کردن یاد و تأثیر شهید رهنورد بر جامعه است.
نماد مقاومت و الهامبخشی
شهید مجیدرضا رهنورد نمونهای از فردی است که
با شجاعت و اقدام تکنفره علیه فساد و سرکوب مبارزه کرد.با تحمل شکنجه و ضرب و شتم، وفاداری به اصول خود را نشان داد
بر نمادین کردن مقاومت فرهنگی و اجتماعی در مراسمها تأکید داشت والهامبخش حرکتهای مدنی و تجمعات اعتراضی در ایران شد.
و خانواده او نیز به دلیل پایبندی او به اصول، هدف فشار و تهدید قرار گرفت
او اکنون در میان مردم به عنوان نماد آزادیخواهی، جسارت و مقابله با سرکوب شناخته میشود و تأثیر او بر شیوه اعتراض و بزرگداشت شهدا در ایران ادامه دارد.
@irantomarrow
شهید مجیدرضا رهنورد در میان ایرانیان به نماد مبارزه تکنفره و مقاومت علیه نیروهای فاسد تبدیل شده است. او جوانی ورزشکار و متخصص در رشته صخرهنوردی بود که در جریان اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ در مشهد، به صورت تنها و جسورانه وارد مقابله با نیروهای لباس شخصی شد که زنان و دختران معترض را مورد ضرب و شتم قرار میدادند. گزارشها حاکی است که رهنورد در این درگیری چند نفر از نیروهای امنیتی را از پای درآورد، سپس دستگیر و به اعدام محکوم شد.
شکنجه و مقاومت بیمثال
در زمان بازداشت، نیروهای امنیتی تحت شکنجه دست او را شکستند و آثار ضرب و شتم بر صورت او کاملاً مشهود بود. با وجود این شکنجهها، رهنورد نه تنها از مواضع خود کوتاه نیامد، بلکه در مقابل دوربینهای صدا و سیما اعلام کرد که پس از مراسم ختمش، قرآن نخوانند و به شادی بپردازند و آهنگ شاد بگذارند. این جسارت، پیام واضحی از مقاومت فرهنگی و آزادیخواهی او بود و نشاندهنده تمایل او به ایجاد فضای اعتراض و جشن مقاومت حتی در لحظات پایانی زندگیاش بود.
پایهگذاری سنت مراسم ختم متفاوت
اقدامات رهنورد الهامبخش شد تا شیوه جدیدی از مراسم ختم و تشییع جنازه کشتهشدگان دیماه ۱۴۰۴ شکل بگیرد. در این مراسمها:
خبری از قرائت قرآن نیست، برخلاف سنت مذهبی رایج،مردم در عین ناراحتی، به دست زدن، تشویق و سرودن شعار برای شهدا میپردازند.فضای مراسمات به بیان مقاومت و شادی در برابرسرکوب تبدیل شده است
این نوآوری در مراسمها باعث شده که شهید رهنورد نه تنها در ذهن مردم به عنوان یک مبارز فیزیکی، بلکه به عنوان نماد فرهنگی و اجتماعی مقاومت و شجاعت شناخته شود.
ادامه سرکوب خانواده
پس از اعدام شهید رهنورد، گزارشها حاکی است که نیروهای لباس شخصی به منزل فقیرانه مادر او، که او را به تنهایی بزرگ کرده بود، حمله کردند، شیشهها را شکستند و به خانه آسیب زدند. این اقدام، فشار و ترس روانی را بر خانواده او افزایش داد و نشاندهنده تلاش نظام برای خاموش کردن یاد و تأثیر شهید رهنورد بر جامعه است.
نماد مقاومت و الهامبخشی
شهید مجیدرضا رهنورد نمونهای از فردی است که
با شجاعت و اقدام تکنفره علیه فساد و سرکوب مبارزه کرد.با تحمل شکنجه و ضرب و شتم، وفاداری به اصول خود را نشان داد
بر نمادین کردن مقاومت فرهنگی و اجتماعی در مراسمها تأکید داشت والهامبخش حرکتهای مدنی و تجمعات اعتراضی در ایران شد.
و خانواده او نیز به دلیل پایبندی او به اصول، هدف فشار و تهدید قرار گرفت
او اکنون در میان مردم به عنوان نماد آزادیخواهی، جسارت و مقابله با سرکوب شناخته میشود و تأثیر او بر شیوه اعتراض و بزرگداشت شهدا در ایران ادامه دارد.
@irantomarrow
❤3
معاون وزیر بهداشت اعلام کرد شیوع چاقی در ایران در حال افزایش است.
شیوع دیابت و کبد چرب همراستا با آن در حال افزایش است.
کارشناسان علت این امر را افزایش شدید تعداد افراد فقیر و مصرف بالای کربوهیدراتهای کم ارزش غذایی به علت گرانی شدید منابع پروتیینی از جمله انواع گوشت،حبوبات و تخم مرغ و همچنین بی تحرکی و استرس بالا میدانند.
@irantomarrow
شیوع دیابت و کبد چرب همراستا با آن در حال افزایش است.
کارشناسان علت این امر را افزایش شدید تعداد افراد فقیر و مصرف بالای کربوهیدراتهای کم ارزش غذایی به علت گرانی شدید منابع پروتیینی از جمله انواع گوشت،حبوبات و تخم مرغ و همچنین بی تحرکی و استرس بالا میدانند.
@irantomarrow
افزایش قیمت مسکن در تهران خود را به افزایش قیمت دلار نزدیک کرد!
در مدت دو ماه قیمت میانگین مسکن در تهران ۶۰ درصد افزایش یافت!
میانگین قیمت مسکن در تهران در بهمن ماه هم ۲۰ درصد دیگر نسبت به دیماه افزایش یافت.
در دیماه هم میانگین آن ۴۰ درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافته بود.
هم اکنون میانگین قیمت مسکن در تهران متر مربعی ۱۸۰ ملیون تومان است که نسبت به سال ۱۴۰۱ در آن زمان که قیمت دلار ۳۳۰۰۰ تومان بود ،کمتر از ۵ برابر افزایش دارد!
افزایش قیمت مسکن به مدت دو سال از افزایش قیمت دلار عقب مانده بود.
@irantomarrow
در مدت دو ماه قیمت میانگین مسکن در تهران ۶۰ درصد افزایش یافت!
میانگین قیمت مسکن در تهران در بهمن ماه هم ۲۰ درصد دیگر نسبت به دیماه افزایش یافت.
در دیماه هم میانگین آن ۴۰ درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافته بود.
هم اکنون میانگین قیمت مسکن در تهران متر مربعی ۱۸۰ ملیون تومان است که نسبت به سال ۱۴۰۱ در آن زمان که قیمت دلار ۳۳۰۰۰ تومان بود ،کمتر از ۵ برابر افزایش دارد!
افزایش قیمت مسکن به مدت دو سال از افزایش قیمت دلار عقب مانده بود.
@irantomarrow
دغدغه های زید آبادی
در یادداشتهای اخیر احمد زید آبادی، بهویژه در مقاله «یکی مانده به آخر» خود، محور اصلی بحث او نگرانی از پیامدهای آینده خشونت است. او هشدار میدهد این احتمال وجود دارد که بخشی از نیروهای معترض یا انقلابی به سمت اقدامهای تلافیجویانه علیه عاملان آن حرکت کنند. این نگرانی از نظر مضمون بسیار شبیه موضعگیریهایی است که نازنین بنیادی نیز مطرح کرد؛ یعنی ابراز نگرانی از واکنش به خشونت و نه ابراز نگرانی از خود خشونت!
در آخرین مقالهاش هم ، زیدآبادی تمرکز خود را به عرصه بینالمللی برده و از بیعملی دولتها در برابر سیاستهای اسرائیل، بهویژه گسترش شهرکسازیها، انتقاد کرده است. او این وضعیت را نشانهای از استانداردهای دوگانه در سیاست جهانی میداند و معتقد است ادامه این روند احساس بیعدالتی و تنشهای منطقهای را تشدید میکند.
با این حال، نکتهای که برای برخی خوانندگان قابل توجه است این است که در هیچیک از مقالات، او بهطور مستقیم به عاملان و آمران کشتارهای دیماه و نقش آنان نپرداخته است.
@irantomarrow
در یادداشتهای اخیر احمد زید آبادی، بهویژه در مقاله «یکی مانده به آخر» خود، محور اصلی بحث او نگرانی از پیامدهای آینده خشونت است. او هشدار میدهد این احتمال وجود دارد که بخشی از نیروهای معترض یا انقلابی به سمت اقدامهای تلافیجویانه علیه عاملان آن حرکت کنند. این نگرانی از نظر مضمون بسیار شبیه موضعگیریهایی است که نازنین بنیادی نیز مطرح کرد؛ یعنی ابراز نگرانی از واکنش به خشونت و نه ابراز نگرانی از خود خشونت!
در آخرین مقالهاش هم ، زیدآبادی تمرکز خود را به عرصه بینالمللی برده و از بیعملی دولتها در برابر سیاستهای اسرائیل، بهویژه گسترش شهرکسازیها، انتقاد کرده است. او این وضعیت را نشانهای از استانداردهای دوگانه در سیاست جهانی میداند و معتقد است ادامه این روند احساس بیعدالتی و تنشهای منطقهای را تشدید میکند.
با این حال، نکتهای که برای برخی خوانندگان قابل توجه است این است که در هیچیک از مقالات، او بهطور مستقیم به عاملان و آمران کشتارهای دیماه و نقش آنان نپرداخته است.
@irantomarrow
شرایط بحرانی مانند بلایای طبیعی، بحرانهای گسترده، یا جنگ، معمولاً توصیه میشود که خانوادهها علاوه بر ذخیره مواد غذایی، آب آشامیدنی، داروها و لوازم بهداشتی، به مسئله تأمین و ذخیره انرژی برق نیز توجه ویژهای داشته باشند. این موضوع اغلب نادیده گرفته میشود، در حالی که نقش بسیار مهمی در حفظ ایمنی، سلامت و آرامش افراد دارد.
بهویژه در شرایط جنگی، زیرساختهای حیاتی مانند شبکه برق ممکن است آسیب ببینند.
در جنگهای احتمالی آینده، احتمال قطع برق طولانیمدت کاملاً قابل انتظار است و ممکن است این قطعیها برای روزها یا حتی هفتهها ادامه پیدا کند. بنابراین برنامهریزی و آمادگی قبلی اهمیت بسیار زیادی دارد.
یکی از مهمترین دلایل نیاز به منابع برق اضطراری، روشن نگه داشتن یخچال و فریزر است. قطع طولانی برق میتواند باعث فاسد شدن مواد غذایی، از بین رفتن داروهای حساس به دما و ایجاد مشکلات بهداشتی شود. داشتن تجهیزاتی مانند پاوربانکهای پرقدرت، باتریهای ذخیره برق یا ژنراتورهای کوچک میتواند از خسارتهای جدی جلوگیری کند.
علاوه بر این، وسایل ارتباطی و اطلاعرسانی نیز در شرایط جنگ و بحران حیاتی هستند. دسترسی به اخبار و اطلاعیه ها میتواند به حفظ جان افراد کمک کند. به همین دلیل بهتر است امکان تأمین برق برای دستگاههایی مانند تلویزیون، رسیور ماهواره، رادیو، تلفن همراه و مودم اینترنت از قبل در نظر گرفته شود تا ارتباط با منابع اطلاعاتی قطع نشود.
این موضوع برای برخی افراد اهمیت حیاتیتری دارد. افرادی که برای ادامه زندگی به دستگاههای پزشکی خانگی وابسته هستند — مانند دستگاههای اکسیژنساز یا سایر تجهیزات تنفسی — باید حتماً منابع برق پشتیبان مطمئن و کافی تهیه کنند. قطع برق برای این افراد میتواند تهدیدی مستقیم برای جان آنان باشد.
بهویژه افرادی که به اکسیژن وابسته هستند، لازم است کپسولهای اکسیژن را به میزان کافی ذخیره کنند و همواره از آمادهبهکار بودن تجهیزات خود اطمینان داشته باشند. داشتن ذخیره مناسب در شرایط اضطراری میتواند از بروز خطرهای جبرانناپذیر جلوگیری کند.
در مجموع، آمادگی برای شرایط پیشبینینشده — بهویژه در زمان جنگ — تنها به ذخیره غذا و آب و مواد بهداشتی محدود نمیشود، بلکه توجه به تأمین برق اضطراری یکی از مهمترین بخشهای آمادگی خانوارها محسوب میشود، زیرا مستقیماً با سلامت، امنیت و بقای انسانها در ارتباط است.
@irantomarrow
بهویژه در شرایط جنگی، زیرساختهای حیاتی مانند شبکه برق ممکن است آسیب ببینند.
در جنگهای احتمالی آینده، احتمال قطع برق طولانیمدت کاملاً قابل انتظار است و ممکن است این قطعیها برای روزها یا حتی هفتهها ادامه پیدا کند. بنابراین برنامهریزی و آمادگی قبلی اهمیت بسیار زیادی دارد.
یکی از مهمترین دلایل نیاز به منابع برق اضطراری، روشن نگه داشتن یخچال و فریزر است. قطع طولانی برق میتواند باعث فاسد شدن مواد غذایی، از بین رفتن داروهای حساس به دما و ایجاد مشکلات بهداشتی شود. داشتن تجهیزاتی مانند پاوربانکهای پرقدرت، باتریهای ذخیره برق یا ژنراتورهای کوچک میتواند از خسارتهای جدی جلوگیری کند.
علاوه بر این، وسایل ارتباطی و اطلاعرسانی نیز در شرایط جنگ و بحران حیاتی هستند. دسترسی به اخبار و اطلاعیه ها میتواند به حفظ جان افراد کمک کند. به همین دلیل بهتر است امکان تأمین برق برای دستگاههایی مانند تلویزیون، رسیور ماهواره، رادیو، تلفن همراه و مودم اینترنت از قبل در نظر گرفته شود تا ارتباط با منابع اطلاعاتی قطع نشود.
این موضوع برای برخی افراد اهمیت حیاتیتری دارد. افرادی که برای ادامه زندگی به دستگاههای پزشکی خانگی وابسته هستند — مانند دستگاههای اکسیژنساز یا سایر تجهیزات تنفسی — باید حتماً منابع برق پشتیبان مطمئن و کافی تهیه کنند. قطع برق برای این افراد میتواند تهدیدی مستقیم برای جان آنان باشد.
بهویژه افرادی که به اکسیژن وابسته هستند، لازم است کپسولهای اکسیژن را به میزان کافی ذخیره کنند و همواره از آمادهبهکار بودن تجهیزات خود اطمینان داشته باشند. داشتن ذخیره مناسب در شرایط اضطراری میتواند از بروز خطرهای جبرانناپذیر جلوگیری کند.
در مجموع، آمادگی برای شرایط پیشبینینشده — بهویژه در زمان جنگ — تنها به ذخیره غذا و آب و مواد بهداشتی محدود نمیشود، بلکه توجه به تأمین برق اضطراری یکی از مهمترین بخشهای آمادگی خانوارها محسوب میشود، زیرا مستقیماً با سلامت، امنیت و بقای انسانها در ارتباط است.
@irantomarrow
۷۰ درصد معترضان خیابانی دیماه بین ۱۸-۳۰ سال
۱۷ درصد زیر ۱۸ سال و
۱۳ درصد بالای ۳۰ سال سن داشته اند.
@irantomarrow
۱۷ درصد زیر ۱۸ سال و
۱۳ درصد بالای ۳۰ سال سن داشته اند.
@irantomarrow
واکنش به مقاله اخیر احمد زیدآبادی درباره مخالفت او با حمله نظامی خارجی به ایران
در تازهترین مقاله خود، احمد زیدآبادی به کسانی تاخته است که از حمله نظامی خارجی به ایران حمایت میکنند و القا کرده است که عمدتاً خارجنشینان چنین مواضعی دارند.
با این حال، تحلیل واقعبینانه نشان میدهد که برخلاف نظر مغرضانه زیدآبادی، نه تنها خارجنشینان، بلکه بخش قابل توجهی از مردم داخل ایران نیز در این شرایط خاص، تحت فشار و سرخوردگی اجتماعیناشی از کشتارهای دیماه، نسبت به حمله خارجی دیدگاهی حمایتگرانه دارند. این امر نشان میدهد که مسأله حمایت از مداخله نظامی، پیچیدهتر از آن است که صرفاً به یک گروه محدود خارج از کشور نسبت داده شود.
یکی از بخشهای جنجالی مقاله، به این نکته اختصاص دارد که اگر فرض کنیم حکومت یا حمله خارجی از بین نرفت، آیا موافقان حمله از حمله اتمی به ایران به منظور سرنگونی حکومت نیز حمایت خواهند کرد؟ پاسخ آن است که
اگر زیدآبادی به حجم لشکرکشیهای آمریکا در منطقه و نفرت مردم از حکومت سفاک مورد حمایت او و سابقه جنگ ۱۲ روزه آگاه بود، هرگز چنین فرض محالی را مطرح نمیکرد.
اگر به حضور گسترده و بی نظیر نیروهای نظامی خارجی در خاورمیانه نگاه میکرد، روشن میشد که این لشکرکشی با تأثیر مثبت بر افکار عمومی مردم ایران همراه بوده است.
و مردم ایران از سیاستها و عملکرد حکومت ناراضیاند. این سرخوردگی میتواند باعث شود حتی در مواجهه با گزینههای افراطیتر، نوعی پذیرش شرایط یا حتی همدلی با حمله خارجی ایجاد شود.
@irantomarrow
در تازهترین مقاله خود، احمد زیدآبادی به کسانی تاخته است که از حمله نظامی خارجی به ایران حمایت میکنند و القا کرده است که عمدتاً خارجنشینان چنین مواضعی دارند.
با این حال، تحلیل واقعبینانه نشان میدهد که برخلاف نظر مغرضانه زیدآبادی، نه تنها خارجنشینان، بلکه بخش قابل توجهی از مردم داخل ایران نیز در این شرایط خاص، تحت فشار و سرخوردگی اجتماعیناشی از کشتارهای دیماه، نسبت به حمله خارجی دیدگاهی حمایتگرانه دارند. این امر نشان میدهد که مسأله حمایت از مداخله نظامی، پیچیدهتر از آن است که صرفاً به یک گروه محدود خارج از کشور نسبت داده شود.
یکی از بخشهای جنجالی مقاله، به این نکته اختصاص دارد که اگر فرض کنیم حکومت یا حمله خارجی از بین نرفت، آیا موافقان حمله از حمله اتمی به ایران به منظور سرنگونی حکومت نیز حمایت خواهند کرد؟ پاسخ آن است که
اگر زیدآبادی به حجم لشکرکشیهای آمریکا در منطقه و نفرت مردم از حکومت سفاک مورد حمایت او و سابقه جنگ ۱۲ روزه آگاه بود، هرگز چنین فرض محالی را مطرح نمیکرد.
اگر به حضور گسترده و بی نظیر نیروهای نظامی خارجی در خاورمیانه نگاه میکرد، روشن میشد که این لشکرکشی با تأثیر مثبت بر افکار عمومی مردم ایران همراه بوده است.
و مردم ایران از سیاستها و عملکرد حکومت ناراضیاند. این سرخوردگی میتواند باعث شود حتی در مواجهه با گزینههای افراطیتر، نوعی پذیرش شرایط یا حتی همدلی با حمله خارجی ایجاد شود.
@irantomarrow
👍3
آیا از حمله آمریکا به ایران در این شرایط حمایت میکنید؟
Anonymous Poll
1%
خیر و خارج ایران هستم
26%
خیر و داخل ایران هستم
9%
بله و خارج ایران هستم
63%
بله و داخل ایران هستم
بیطرفی یا گزینش خبری؟ نگاهی به انتقادها از عملکرد عبدی مدیا
در پی افزایش انتقادها، عبدی مدیا در توضیحی اعلام کرده است که مطالب منتشرشده در این رسانه «صرفاً خبر» هستند و تحلیلهای ارائهشده نیز الزامآور نیستند و مخاطبان اجباری به پذیرش آنها ندارند. این پاسخ در ظاهر تلاش میکند مرز میان خبر و تحلیل را روشن کند، اما هر یک از این دو بخش نیازمند بررسی جداگانه است.
در بخش دوم این ادعا، یعنی اختیاری بودن پذیرش تحلیلها، میتوان تا حد زیادی موافق بود. تحلیل ذاتاً برداشت و تفسیر است و طبیعی است که مخاطب حق داشته باشد آن را بپذیرد یا رد کند. هیچ رسانهای نمیتواند انتظار داشته باشد که دیدگاه تحلیلیاش برای همه قطعی و بیچالش تلقی شود.
اما مسئله اصلی به بخش نخست این ادعا برمیگردد؛ جایی که گفته میشود مطالب منتشرشده «فقط خبر» هستند. در عمل، خبررسانی صرفاً نقل رویدادها نیست، بلکه به انتخاب اینکه چه چیزی اصلاً خبر محسوب شود نیز مربوط است. رسانهای که ادعای استقلال دارد، باید طیف وسیعی از اخبار مهم و مرتبط را پوشش دهد و از ایجاد تصویر ناقص از واقعیت پرهیز کند.
منتقدان معتقدند مشکل دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. به باور آنان، عبدی مدیا تمایل دارد اخباری را برجسته کند که در جهت مثبت نشان دادن روند احتمالی توافق میان ایران و آمریکا قابل تفسیر هستند، در حالی که از پوشش اخبار منفی یا انتقادی در این زمینه اغلب خودداری میکند. چنین رویکردی حتی بدون ارائه تحلیل صریح، میتواند نوعی جهتدهی خبری محسوب شود.
نمونه دیگری که مطرح میشود، مربوط به اخبار مرتبط با رضا پهلوی است. منتقدان میگویند با وجود اهمیت خبری فعالیتها و مواضع اخیر او برای بخشی از افکار عمومی، این موضوعات یا کمرنگ پوشش داده شدهاند یا اساساً نادیده گرفته میشوند. این نوع سکوت خبری نیز خود نوعی انتخاب رسانهای است و نمیتوان آن را بیطرفی کامل دانست.
در نهایت، بحث اصلی منتقدان حول یک اصل شناختهشده در روزنامهنگاری شکل میگیرد: بیطرفی تنها در نحوه نوشتن خبر خلاصه نمیشود، بلکه در انتخاب خبرها نیز معنا پیدا میکند. رسانهای که بخشی از واقعیت را برجسته و بخشهای دیگر را پنهان کند، حتی اگر صرفاً «خبر» منتشر کند، در عمل تصویری کامل و متوازن به مخاطب ارائه نخواهد داد.
https://t.me/irantomarrow
در پی افزایش انتقادها، عبدی مدیا در توضیحی اعلام کرده است که مطالب منتشرشده در این رسانه «صرفاً خبر» هستند و تحلیلهای ارائهشده نیز الزامآور نیستند و مخاطبان اجباری به پذیرش آنها ندارند. این پاسخ در ظاهر تلاش میکند مرز میان خبر و تحلیل را روشن کند، اما هر یک از این دو بخش نیازمند بررسی جداگانه است.
در بخش دوم این ادعا، یعنی اختیاری بودن پذیرش تحلیلها، میتوان تا حد زیادی موافق بود. تحلیل ذاتاً برداشت و تفسیر است و طبیعی است که مخاطب حق داشته باشد آن را بپذیرد یا رد کند. هیچ رسانهای نمیتواند انتظار داشته باشد که دیدگاه تحلیلیاش برای همه قطعی و بیچالش تلقی شود.
اما مسئله اصلی به بخش نخست این ادعا برمیگردد؛ جایی که گفته میشود مطالب منتشرشده «فقط خبر» هستند. در عمل، خبررسانی صرفاً نقل رویدادها نیست، بلکه به انتخاب اینکه چه چیزی اصلاً خبر محسوب شود نیز مربوط است. رسانهای که ادعای استقلال دارد، باید طیف وسیعی از اخبار مهم و مرتبط را پوشش دهد و از ایجاد تصویر ناقص از واقعیت پرهیز کند.
منتقدان معتقدند مشکل دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. به باور آنان، عبدی مدیا تمایل دارد اخباری را برجسته کند که در جهت مثبت نشان دادن روند احتمالی توافق میان ایران و آمریکا قابل تفسیر هستند، در حالی که از پوشش اخبار منفی یا انتقادی در این زمینه اغلب خودداری میکند. چنین رویکردی حتی بدون ارائه تحلیل صریح، میتواند نوعی جهتدهی خبری محسوب شود.
نمونه دیگری که مطرح میشود، مربوط به اخبار مرتبط با رضا پهلوی است. منتقدان میگویند با وجود اهمیت خبری فعالیتها و مواضع اخیر او برای بخشی از افکار عمومی، این موضوعات یا کمرنگ پوشش داده شدهاند یا اساساً نادیده گرفته میشوند. این نوع سکوت خبری نیز خود نوعی انتخاب رسانهای است و نمیتوان آن را بیطرفی کامل دانست.
در نهایت، بحث اصلی منتقدان حول یک اصل شناختهشده در روزنامهنگاری شکل میگیرد: بیطرفی تنها در نحوه نوشتن خبر خلاصه نمیشود، بلکه در انتخاب خبرها نیز معنا پیدا میکند. رسانهای که بخشی از واقعیت را برجسته و بخشهای دیگر را پنهان کند، حتی اگر صرفاً «خبر» منتشر کند، در عمل تصویری کامل و متوازن به مخاطب ارائه نخواهد داد.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
داروی انفلیکسیماب که برای درمان بیماران خود ایمنی استفاده میشود کم یاب یا در بعضی شهرها نایاب شد.
@irantomarrow
@irantomarrow
اپوزیسیون صادراتی: نفوذ و دستکاری مخالفان
«اپوزیسیون صادراتی» به گروهها یا افرادی گفته میشود که ظاهراً مخالف حکومت هستند، اما در واقع توسط حکومت به خارج از کشور فرستاده میشوند. هدف اصلی این افراد، نفوذ در میان مخالفان، جمعآوری اطلاعات و منحرف کردن برنامهها برای سرنگونی یا تغییر حکومت است.
ویژگیهای اپوزیسیون صادراتی
ظاهر مخالف، اما در واقع همکار حکومت:
این افراد خود را به عنوان اعضای واقعی اپوزیسیون معرفی میکنند، اما فعالیتهایشان در نهایت به نفع حکومت است و میتواند تصمیمات گروههای مخالف را تحت تأثیر قرار دهد.
نفوذ در سازمانها و گروههای مخالف:
با حضور در محافل اپوزیسیون، این نیروها میتوانند اعتماد اعضا را جلب کنند و اطلاعات حساس را منتقل کنند، یا حتی اختلاف و دودستگی ایجاد نمایند.
هدایت برنامهها و تصمیمات مخالفان:
یکی از اهداف کلیدی اپوزیسیون صادراتی، منحرف کردن استراتژیها و برنامههای عملیاتی گروههای مخالف است تا مسیر تلاشهایشان برای تغییر حکومت با مانع مواجه شود.
ایجاد دودستگی و بیاعتمادی:
حضور چنین نیروهایی در میان مخالفان باعث میشود اعتماد بین اعضا کاهش یابد و کارایی گروهها در رسیدن به اهدافشان کاهش پیدا کند.
اپوزیسیون صادراتی نمونهای از ابزارهای پیچیده امنیتی و سیاسی حکومتها است که با استفاده از فریب و نفوذ، تلاش میکند جنبشهای مخالف خارج از کشور را کنترل و محدود سازد. شناخت و آگاهی از این پدیده برای فعالان اپوزیسیون و سازمانهای مدافع حقوق بشر اهمیت بالایی دارد تا تلاشهای واقعی برای تغییر حکومت با مانع مواجه نشود.
@irantomarrow
«اپوزیسیون صادراتی» به گروهها یا افرادی گفته میشود که ظاهراً مخالف حکومت هستند، اما در واقع توسط حکومت به خارج از کشور فرستاده میشوند. هدف اصلی این افراد، نفوذ در میان مخالفان، جمعآوری اطلاعات و منحرف کردن برنامهها برای سرنگونی یا تغییر حکومت است.
ویژگیهای اپوزیسیون صادراتی
ظاهر مخالف، اما در واقع همکار حکومت:
این افراد خود را به عنوان اعضای واقعی اپوزیسیون معرفی میکنند، اما فعالیتهایشان در نهایت به نفع حکومت است و میتواند تصمیمات گروههای مخالف را تحت تأثیر قرار دهد.
نفوذ در سازمانها و گروههای مخالف:
با حضور در محافل اپوزیسیون، این نیروها میتوانند اعتماد اعضا را جلب کنند و اطلاعات حساس را منتقل کنند، یا حتی اختلاف و دودستگی ایجاد نمایند.
هدایت برنامهها و تصمیمات مخالفان:
یکی از اهداف کلیدی اپوزیسیون صادراتی، منحرف کردن استراتژیها و برنامههای عملیاتی گروههای مخالف است تا مسیر تلاشهایشان برای تغییر حکومت با مانع مواجه شود.
ایجاد دودستگی و بیاعتمادی:
حضور چنین نیروهایی در میان مخالفان باعث میشود اعتماد بین اعضا کاهش یابد و کارایی گروهها در رسیدن به اهدافشان کاهش پیدا کند.
اپوزیسیون صادراتی نمونهای از ابزارهای پیچیده امنیتی و سیاسی حکومتها است که با استفاده از فریب و نفوذ، تلاش میکند جنبشهای مخالف خارج از کشور را کنترل و محدود سازد. شناخت و آگاهی از این پدیده برای فعالان اپوزیسیون و سازمانهای مدافع حقوق بشر اهمیت بالایی دارد تا تلاشهای واقعی برای تغییر حکومت با مانع مواجه نشود.
@irantomarrow
👍2
درباره تصور سقوط خودکار حکومت در صورت حمله خارجی
در بحثهای سیاسی مربوط به ایران گاهی این تصور مطرح میشود که اگر ایالات متحده آمریکا حمله نظامی انجام دهد، نظام جمهوری اسلامی بهطور خودکار و بدون دخالت داخلی فروخواهد پاشید. اما بسیاری از تحلیلگران سیاسی این دیدگاه را بسیار سادهانگارانه میدانند.
چرا سقوط خودکار بعید است؟
نخست اینکه تجربههای تاریخی نشان میدهد حملات هوایی یا فشار خارجی بهتنهایی معمولاً موجب تغییر فوری نظامهای سیاسی نمیشود؛ بهویژه زمانی که نیروهای زمینی وارد نشوند یا ساختار قدرت داخلی همچنان کنترل اداری و امنیتی را در دست داشته باشد. در چنین شرایطی، حکومتها اغلب میتوانند با تکیه بر نهادهای داخلی خود به بقا ادامه دهند و چه بسا به سرکوب شدیدتر روی آورند.همانند جنگ اول خلیج فارس که با قیام مردمی همراه نشد اگرچه تقریبا نیروی نظامی تهاجمی عراق را نابود کرد،و چند ماه بعد کشتار شدید کردهای عراق توسط صدام حسین رخ داد.
دوم اینکه تحولات سیاسی پایدار معمولاً زمانی رخ میدهد که فشار خارجی با تحرک گسترده داخلی همراه شود. بدون حضور فعال جامعه و نیروهای مدنی، حتی شدیدترین فشارهای بیرونی هم ممکن است فقط به تضعیف موقت ساختارها منجر شود، نه تغییر بنیادین آنها.
نقش جامعه در لحظات بحرانی
به همین دلیل، این دیدگاهه تأکید میکند که در سناریوهای بحرانی، کنش اجتماعی و مشارکت داخلی تعیینکننده است. منظور از این مشارکت، حضور در عرصههای اعتراضات، مطالبهگری، و شکلگیری حرکتهای جمعی است به ویژه آنها که در دورهای پیشین اعتراضات خاموش بودند؛ نه صرفاً انتظار برای تحول از بیرون.
این دیدگاه همچنین هشدار میدهد که اگر جامعه در چنین مقاطعی منفعل بماند، ممکن است فرصتهای بالقوه برای تغییر از دست برود و بعدها احساس پشیمانی یا سرزنش در میان مردم شکل گیرد.
تحلیلهای سیاسی نشان میدهد که تغییرات بزرگ سیاسی معمولاً نتیجه ترکیب عوامل داخلی و خارجی است. اتکا صرف به فشار یا اقدام بیرونی، بدون تحرک اجتماعی در داخل، بهندرت به تغییر پایدار منجر میشود.
@irantomarrow
در بحثهای سیاسی مربوط به ایران گاهی این تصور مطرح میشود که اگر ایالات متحده آمریکا حمله نظامی انجام دهد، نظام جمهوری اسلامی بهطور خودکار و بدون دخالت داخلی فروخواهد پاشید. اما بسیاری از تحلیلگران سیاسی این دیدگاه را بسیار سادهانگارانه میدانند.
چرا سقوط خودکار بعید است؟
نخست اینکه تجربههای تاریخی نشان میدهد حملات هوایی یا فشار خارجی بهتنهایی معمولاً موجب تغییر فوری نظامهای سیاسی نمیشود؛ بهویژه زمانی که نیروهای زمینی وارد نشوند یا ساختار قدرت داخلی همچنان کنترل اداری و امنیتی را در دست داشته باشد. در چنین شرایطی، حکومتها اغلب میتوانند با تکیه بر نهادهای داخلی خود به بقا ادامه دهند و چه بسا به سرکوب شدیدتر روی آورند.همانند جنگ اول خلیج فارس که با قیام مردمی همراه نشد اگرچه تقریبا نیروی نظامی تهاجمی عراق را نابود کرد،و چند ماه بعد کشتار شدید کردهای عراق توسط صدام حسین رخ داد.
دوم اینکه تحولات سیاسی پایدار معمولاً زمانی رخ میدهد که فشار خارجی با تحرک گسترده داخلی همراه شود. بدون حضور فعال جامعه و نیروهای مدنی، حتی شدیدترین فشارهای بیرونی هم ممکن است فقط به تضعیف موقت ساختارها منجر شود، نه تغییر بنیادین آنها.
نقش جامعه در لحظات بحرانی
به همین دلیل، این دیدگاهه تأکید میکند که در سناریوهای بحرانی، کنش اجتماعی و مشارکت داخلی تعیینکننده است. منظور از این مشارکت، حضور در عرصههای اعتراضات، مطالبهگری، و شکلگیری حرکتهای جمعی است به ویژه آنها که در دورهای پیشین اعتراضات خاموش بودند؛ نه صرفاً انتظار برای تحول از بیرون.
این دیدگاه همچنین هشدار میدهد که اگر جامعه در چنین مقاطعی منفعل بماند، ممکن است فرصتهای بالقوه برای تغییر از دست برود و بعدها احساس پشیمانی یا سرزنش در میان مردم شکل گیرد.
تحلیلهای سیاسی نشان میدهد که تغییرات بزرگ سیاسی معمولاً نتیجه ترکیب عوامل داخلی و خارجی است. اتکا صرف به فشار یا اقدام بیرونی، بدون تحرک اجتماعی در داخل، بهندرت به تغییر پایدار منجر میشود.
@irantomarrow
گویا بعد از گذشت ۴۰ روز از کشتار دیماه توماج صالحی در مراسم چهلم قهرمان وطن مسعود ذات پرور آفتابی شده است.
اما حسین رونقی هنوز خود را نشان نداده است!
@irantomarrow
اما حسین رونقی هنوز خود را نشان نداده است!
@irantomarrow
😁1😐1
حمایت تمامقد بریتانیا از بقای جمهوری اسلامی
منتقدان سیاسی در سالهای اخیر معتقدند که بریتانیا در عمل رویکردی داشته که به تداوم بقای جمهوری اسلامی در ایران کمک کرده است. از نگاه این دیدگاهها، لندن بهدلیل منافع ژئوپلیتیکی و امنیتی خود، ترجیح داده از تغییرات بنیادین در ساختار قدرت ایران حمایت نکند.
یکی از محورهای این انتقادها، عملکرد BBC فارسی است. منتقدان میگویند این رسانه در سالهای اخیر مواضعی انتقادی نسبت به رضا پهلوی داشته و بهجای تقویت چهرههای خاص اپوزیسیون، بیشتر بر اختلافات میان مخالفان تمرکز کرده است؛ موضوعی که از نگاه این گروهها به تضعیف انسجام اپوزیسیون انجامیده است.
همچنین در این روایتها به مسئله پایگاه نظامی دیگو گارسیا اشاره میشود؛ پایگاهی در اقیانوس هند که تحت کنترل مشترک بریتانیا و ایالات متحده آمریکا است. به باور منتقدان، لندن در سناریوی احتمالی تنش نظامی، با استفاده آمریکا از این پایگاه برای حمله به ایران مخالفت یا مقاومت کرده تا از تغییر توازن قدرت در منطقه جلوگیری شود.
در مجموع، این دیدگاه بر این باور است که سیاست بریتانیا نه در جهت تغییر حکومت ایران، بلکه در راستای مدیریت وضعیت موجود و حفظ ثبات مورد نظر خود بوده است؛ موضوعی که همچنان محل بحث و اختلاف نظر شدید در میان تحلیلگران و فعالان سیاسی باقی مانده است.
@irantomarrow
منتقدان سیاسی در سالهای اخیر معتقدند که بریتانیا در عمل رویکردی داشته که به تداوم بقای جمهوری اسلامی در ایران کمک کرده است. از نگاه این دیدگاهها، لندن بهدلیل منافع ژئوپلیتیکی و امنیتی خود، ترجیح داده از تغییرات بنیادین در ساختار قدرت ایران حمایت نکند.
یکی از محورهای این انتقادها، عملکرد BBC فارسی است. منتقدان میگویند این رسانه در سالهای اخیر مواضعی انتقادی نسبت به رضا پهلوی داشته و بهجای تقویت چهرههای خاص اپوزیسیون، بیشتر بر اختلافات میان مخالفان تمرکز کرده است؛ موضوعی که از نگاه این گروهها به تضعیف انسجام اپوزیسیون انجامیده است.
همچنین در این روایتها به مسئله پایگاه نظامی دیگو گارسیا اشاره میشود؛ پایگاهی در اقیانوس هند که تحت کنترل مشترک بریتانیا و ایالات متحده آمریکا است. به باور منتقدان، لندن در سناریوی احتمالی تنش نظامی، با استفاده آمریکا از این پایگاه برای حمله به ایران مخالفت یا مقاومت کرده تا از تغییر توازن قدرت در منطقه جلوگیری شود.
در مجموع، این دیدگاه بر این باور است که سیاست بریتانیا نه در جهت تغییر حکومت ایران، بلکه در راستای مدیریت وضعیت موجود و حفظ ثبات مورد نظر خود بوده است؛ موضوعی که همچنان محل بحث و اختلاف نظر شدید در میان تحلیلگران و فعالان سیاسی باقی مانده است.
@irantomarrow
شیرین عبادی گفت :"ولیعهد رژیم سابق ایران،" رضا پهلوی، برای رهبری دوران گذار اعلام آمادگی کرده است و به گفته او، بخشی از مردم ایران نیز این موضوع را پذیرفتهاند.
او همچنین اشاره کرد که روز شنبه تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور — که به گفته او گفته میشود بیش از یک میلیون نفر بودند — در تجمعات اعتراضی شرکت کردند اوگفت در تمام اعتراضات داخل و خارج، اگر چه تنها نام رضا پهلوی توسط جمعیت بهطور گسترده صدا زده شد،اما همه مردم ایران این دیدگاه را قبول ندارند و عدهای اعلام کردهاند که رهبری او را نمیپذیرند و اساساً خواهان بازگشت نظام سلطنتی هم نیستند.
https://t.me/irantomarrow
او همچنین اشاره کرد که روز شنبه تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور — که به گفته او گفته میشود بیش از یک میلیون نفر بودند — در تجمعات اعتراضی شرکت کردند اوگفت در تمام اعتراضات داخل و خارج، اگر چه تنها نام رضا پهلوی توسط جمعیت بهطور گسترده صدا زده شد،اما همه مردم ایران این دیدگاه را قبول ندارند و عدهای اعلام کردهاند که رهبری او را نمیپذیرند و اساساً خواهان بازگشت نظام سلطنتی هم نیستند.
https://t.me/irantomarrow
Telegram
ایران فردا
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
بهنظر شما تعداد کشته های اعتراضات دیماه ایران چند نفر است؟
Anonymous Poll
11%
همان حدود ۳۱۰۰ نفر که حکومت اعلام کرده
0%
خیلی کمتر از ۳۱۰۰ نفر
89%
هزاران نفر
وفاداری به نمادها و نقد دوگانهها
وقتی در مراسم تشییع و چهلم جاویدنامان انقلاب ایرانیان حضور پیدا میکنیم، حتی در روستاهای کوچک، شاهد هستیم که بسیاری ازبازماندگان پرچم شیر و خورشید را برمیدارند و با شور شعار «جاوید شاه» سر میدهند. این صحنهها نشان میدهد که تعلق خاطر به نمادهای ملی و یاد کسانی که برای میهن فداکاری کردهاند، زنده است و در دل مردم جای دارد.
در همین حال، نگاه به کسانی که با نیرنگ و دوگانهگویی شاهزاده رضا پهلوی را برای فراخوانهایش سرزنش میکنند، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. چنین رویکردهایی، با وجود وفاداری تاریخی این مردم به نمادهای پادشاهی و ملی و یاد فداکاران، بیش از پیش حرامزادهگی و نفاق اجتماعی این گروهها را آشکار میکند.
این تضاد میان وفاداری واقعی مردم به تاریخ و نمادهای ملی و سرزنشهای متکبرانه گروههای متظاهر، یادآور اهمیت صداقت و شجاعت در بیان حقیقت است. هرگونه تلاش برای سرکوب یا تحریف واقعیتهای تاریخی، تنها باعث آشکارتر شدن تفاوت میان صداقت و نیرنگ میشود و ارزش واقعی کسانی که برای میهن فداکاری کردهاند را برجستهتر میکند.
@irantomarrow
وقتی در مراسم تشییع و چهلم جاویدنامان انقلاب ایرانیان حضور پیدا میکنیم، حتی در روستاهای کوچک، شاهد هستیم که بسیاری ازبازماندگان پرچم شیر و خورشید را برمیدارند و با شور شعار «جاوید شاه» سر میدهند. این صحنهها نشان میدهد که تعلق خاطر به نمادهای ملی و یاد کسانی که برای میهن فداکاری کردهاند، زنده است و در دل مردم جای دارد.
در همین حال، نگاه به کسانی که با نیرنگ و دوگانهگویی شاهزاده رضا پهلوی را برای فراخوانهایش سرزنش میکنند، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. چنین رویکردهایی، با وجود وفاداری تاریخی این مردم به نمادهای پادشاهی و ملی و یاد فداکاران، بیش از پیش حرامزادهگی و نفاق اجتماعی این گروهها را آشکار میکند.
این تضاد میان وفاداری واقعی مردم به تاریخ و نمادهای ملی و سرزنشهای متکبرانه گروههای متظاهر، یادآور اهمیت صداقت و شجاعت در بیان حقیقت است. هرگونه تلاش برای سرکوب یا تحریف واقعیتهای تاریخی، تنها باعث آشکارتر شدن تفاوت میان صداقت و نیرنگ میشود و ارزش واقعی کسانی که برای میهن فداکاری کردهاند را برجستهتر میکند.
@irantomarrow
دخالت علیرضا دبیر رییس فدراسیون کشتی در خط زدن کشتی گیران تیم ملی به بهانه های واهی.علیرضا دبیر بهروز هدایت را ظاهراً به دلیل جر و بحث با او بر سر داشتن خالکوبی از از تیم ملی خط زده در حالیکه این جزیی از شرح اختیارات رییس فدراسیون نیست و بعضی کشتیگیران دیگر هم خالکوبی دارند.
@irantomarrow
@irantomarrow
اتهامهای اخلاقی؛ ابزار تازه برای خاموش کردن صدای زنان معترض
در ماههای اخیر و همزمان با موج تازهای از بازداشتها پس از اعتراضات دیماه، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد برخی از زنان بازداشتشده با اتهامهایی متفاوت از اتهامهای سیاسی یا امنیتی مواجه شدهاند؛ از جمله نسبت دادن جرایم اخلاقی مانند «تنفروشی». به گفته ناظران و فعالان حقوق بشر، این روند تنها یک اقدام قضایی معمول تلقی نمیشود، بلکه میتواند بخشی از یک شیوه شناختهشده برای بیاعتبار کردن معترضان، بهویژه زنان، باشد.
تغییر ماهیت اتهامها
در بسیاری از کشورها، هنگامی که حکومتها با اعتراضات گسترده روبهرو میشوند، گاه تلاش میکنند ماهیت پرونده بازداشتشدگان را از سیاسی به غیرسیاسی تغییر دهند. اتهامهای امنیتی یا سیاسی معمولاً توجه و حساسیت عمومی را برمیانگیزند و ممکن است موجب همدلی بخشی از جامعه شوند. اما نسبت دادن اتهامهای اخلاقی میتواند تصویر اجتماعی فرد را بهسرعت مخدوش کند و حمایت عمومی را کاهش دهد.
این موضوع در مورد زنان تأثیر عمیقتری دارد، زیرا در بسیاری از جوامع، مسائل مربوط به آبرو و اعتبار اجتماعی زنان با حساسیت بیشتری همراه است. به همین دلیل، طرح چنین اتهامهایی میتواند نهتنها فرد بازداشتشده، بلکه خانواده او را نیز تحت فشار شدید اجتماعی قرار دهد.
اهداف احتمالی این رویکرد
کارشناسان معتقدند طرح اتهامهای اخلاقی در چنین شرایطی معمولاً دو هدف اصلی را دنبال میکند: نخست، تخریب اعتبار معترضان و جلوگیری از تبدیل شدن آنان به چهرههای نمادین؛ دوم، ایجاد ترس در جامعه، بهویژه در میان زنان، تا هزینه مشارکت در اعتراضات بسیار سنگینتر به نظر برسد.
علاوه بر این، برچسبهای اخلاقی میتوانند حتی پس از آزادی فرد نیز پیامدهای طولانیمدتی داشته باشند و بر زندگی اجتماعی، شغلی و روانی او اثر بگذارند.
پیامدهای اجتماعی و حقوقی
نسبت دادن اتهامهای اخلاقی بدون شفافیت و روند قضایی عادلانه، میتواند اعتماد عمومی به نظام حقوقی را تضعیف کند. چنین روندی همچنین ممکن است به گسترش قضاوتهای اجتماعی، بدنامسازی و خشونت کلامی علیه زنان در فضای عمومی دامن بزند.
از دید بسیاری از ناظران، اگر چنین اتهامهایی بهصورت گسترده و سیستماتیک مطرح شوند، دیگر صرفاً یک موضوع قضایی محسوب نمیشوند، بلکه بهعنوان ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و کنترل اجتماعی قابل تحلیل خواهند بود.
طرح اتهامهای اخلاقی علیه زنان بازداشتشده در اعتراضات، در صورت صحت و تکرار، نشاندهنده رویکردی است که فراتر از برخورد قضایی معمول قرار میگیرد. این روند نهتنها حقوق فردی بازداشتشدگان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه میتواند پیامدهای عمیقی بر اعتماد اجتماعی، احساس امنیت حقوقی و جایگاه زنان در جامعه داشته باشد.
@irantomarrow
در ماههای اخیر و همزمان با موج تازهای از بازداشتها پس از اعتراضات دیماه، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد برخی از زنان بازداشتشده با اتهامهایی متفاوت از اتهامهای سیاسی یا امنیتی مواجه شدهاند؛ از جمله نسبت دادن جرایم اخلاقی مانند «تنفروشی». به گفته ناظران و فعالان حقوق بشر، این روند تنها یک اقدام قضایی معمول تلقی نمیشود، بلکه میتواند بخشی از یک شیوه شناختهشده برای بیاعتبار کردن معترضان، بهویژه زنان، باشد.
تغییر ماهیت اتهامها
در بسیاری از کشورها، هنگامی که حکومتها با اعتراضات گسترده روبهرو میشوند، گاه تلاش میکنند ماهیت پرونده بازداشتشدگان را از سیاسی به غیرسیاسی تغییر دهند. اتهامهای امنیتی یا سیاسی معمولاً توجه و حساسیت عمومی را برمیانگیزند و ممکن است موجب همدلی بخشی از جامعه شوند. اما نسبت دادن اتهامهای اخلاقی میتواند تصویر اجتماعی فرد را بهسرعت مخدوش کند و حمایت عمومی را کاهش دهد.
این موضوع در مورد زنان تأثیر عمیقتری دارد، زیرا در بسیاری از جوامع، مسائل مربوط به آبرو و اعتبار اجتماعی زنان با حساسیت بیشتری همراه است. به همین دلیل، طرح چنین اتهامهایی میتواند نهتنها فرد بازداشتشده، بلکه خانواده او را نیز تحت فشار شدید اجتماعی قرار دهد.
اهداف احتمالی این رویکرد
کارشناسان معتقدند طرح اتهامهای اخلاقی در چنین شرایطی معمولاً دو هدف اصلی را دنبال میکند: نخست، تخریب اعتبار معترضان و جلوگیری از تبدیل شدن آنان به چهرههای نمادین؛ دوم، ایجاد ترس در جامعه، بهویژه در میان زنان، تا هزینه مشارکت در اعتراضات بسیار سنگینتر به نظر برسد.
علاوه بر این، برچسبهای اخلاقی میتوانند حتی پس از آزادی فرد نیز پیامدهای طولانیمدتی داشته باشند و بر زندگی اجتماعی، شغلی و روانی او اثر بگذارند.
پیامدهای اجتماعی و حقوقی
نسبت دادن اتهامهای اخلاقی بدون شفافیت و روند قضایی عادلانه، میتواند اعتماد عمومی به نظام حقوقی را تضعیف کند. چنین روندی همچنین ممکن است به گسترش قضاوتهای اجتماعی، بدنامسازی و خشونت کلامی علیه زنان در فضای عمومی دامن بزند.
از دید بسیاری از ناظران، اگر چنین اتهامهایی بهصورت گسترده و سیستماتیک مطرح شوند، دیگر صرفاً یک موضوع قضایی محسوب نمیشوند، بلکه بهعنوان ابزاری برای مدیریت افکار عمومی و کنترل اجتماعی قابل تحلیل خواهند بود.
طرح اتهامهای اخلاقی علیه زنان بازداشتشده در اعتراضات، در صورت صحت و تکرار، نشاندهنده رویکردی است که فراتر از برخورد قضایی معمول قرار میگیرد. این روند نهتنها حقوق فردی بازداشتشدگان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه میتواند پیامدهای عمیقی بر اعتماد اجتماعی، احساس امنیت حقوقی و جایگاه زنان در جامعه داشته باشد.
@irantomarrow