ایران فردا
178 subscribers
155 photos
51 videos
438 links
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
Download Telegram
برخورد با استفاده‌کنندگان از سهمیه‌ها و رانت‌های تحصیلی: تحلیل تاریخی، تجربه جهانی و راهکارهای عملی


استفاده از سهمیه‌ها و رانت‌های تحصیلی یکی از مسائلی است که در نظام آموزشی ایران از همان آغاز تأسیس جمهوری اسلامی شکل گرفت. این سهمیه‌ها در ابتدا به منظور حمایت از طرفداران و نیروهای نزدیک به حکومت ایجاد شدند و طی سال‌ها با شدت و تنوع بیشتر ادامه یافته‌اند. امروزه این سهمیه ها شامل طیف گسترده‌ای از موارد است: سهمیه‌های حمایتی و مشروع برای مناطق محروم و افراد دارای معلولیت،

سهمیه‌های ویژه شهدا، جانبازان و ایثارگران، سهمیه‌های رانتی برای مدیران و اعضای هیأت علمی و همچنین انتقال غیرقانونی دانشجویان از رشته‌های پایین‌تر به بالاتر.

در حکومتی جدید که قصد اصلاح نظام آموزشی و ارتقای عدالت اجتماعی را داشته باشد، لازم است سیاستی اتخاذ شود که ابتدا بین حمایت از گروه‌های محروم و برخورد با سوءاستفاده‌کنندگان واقعی تفاوت قائل شود
.
استفاده از تعهد خدماتی و جبران مالی می‌تواند راهکار عملی و منصفانه‌ای برای این منظور باشد.

انواع سهمیه‌های تحصیلی

سهمیه‌های حمایتی و مشروع

این نوع سهمیه‌ها با هدف برقراری عدالت فرصت‌ها و جبران نابرابری‌های ساختاری اعمال می‌شوند و شامل:
دانش‌آموزان مناطق محروم
دانش‌آموزان دارای معلولیت
این سهمیه‌ها از نظر قانونی و اخلاقی پذیرفته شده و هدف آنها افزایش دسترسی به آموزش با کیفیت است.

سهمیه‌ها و رانت‌های غیر اخلاقی

این رانت‌ها که از همان آغاز تا امروز در سیستم آموزشی جمهوری اسلامی وجود داشته‌اند، اغلب با هدف حمایت از نیروهای نزدیک به حکومت اعمال شده و شامل موارد زیر هستند:
سهمیه‌های ویژه شهدا، جانبازان و ایثارگران (که امکان سوءاستفاده در برخی موارد وجود دارد)
سهمیه‌های مدیران و اعضای هیأت علمی و
انتقال غیرقانونی دانشجویان از رشته‌های پایین‌تر به بالاتر

این رانت‌ها باعث ایجاد بی‌عدالتی و کاهش اعتماد عمومی به نظام آموزشی شده و همچنان با شدت بیشتر ادامه دارند.
چالش‌های برخورد

تفکیک گروه‌ها

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، تمایز میان بهره‌برداران قانونی و سوءاستفاده‌کنندگان واقعی است. برخورد یکسان با همه می‌تواند ناعادلانه باشد.

ثبات اجتماعی

اقدامات تنبیهی گسترده ممکن است موجب کاهش اعتماد عمومی و نارضایتی اجتماعی شود. تعادل میان عدالت و ثبات اجتماعی ضروری است.

پیچیدگی حقوقی

لغو مدارک یا انتقال‌های غیرقانونی معمولاً با چالش‌های حقوقی مواجه است و می‌تواند اختلال در نظام آموزشی ایجاد کند.

تجربه کشورهای مختلف

برزیل: سیستم سهمیه‌های آموزشی برای اقشار محروم شفاف و قانونی شده و تنها سوءاستفاده‌کنندگان مورد پیگرد قرار می‌گیرند.

هند: سهمیه‌های اجتماعی وجود دارد و سوءاستفاده‌کنندگان مدارکشان لغو می‌شود، اما تمرکز بر اصلاح سیستم و شفافیت بوده است.

آفریقای جنوبی: پس از پایان آپارتاید، برنامه‌های جبرانی برای گروه‌های محروم اجرا شد و از مجازات گسترده افراد پرهیز شد.

چین و کره جنوبی: رانت آموزشی به شکل نفوذ سیاسی یا خرید جایگاه بود؛ تجربه نشان داده برگزاری آزمون‌های شفاف ملی مؤثرتر از برخورد تنبیهی گسترده است.

تجارب جهانی نشان می‌دهند که تمرکز بر اصلاح ساختار و شفافیت اغلب مؤثرتر از مجازات مستقیم افراد است.

راهکار تعهد خدماتی و جبران مالی

تعهد خدماتی

افرادی که از سهمیه‌ها یا رانت‌ها بهره برده‌اند، می‌توانند ملزم شوند:
برای مدت مشخصی خدمت آموزشی یا اجتماعی متناسب با رشته تحصیلی ارائه دهند
این خدمت می‌تواند شامل آموزش در مدارس و مناطق محروم یا مشارکت در پروژه‌های آموزشی یا درمانی دولتی باشد

جبران مالی

افرادی که منافع مالی یا اجتماعی از سهمیه‌ها به دست آورده‌اند، می‌توانند:
مبلغی معادل منافع ناشی از سهمیه پرداخت کنند
این منابع مالی برای بودجه آموزش مناطق محروم صرف شود

سازوکار اجرایی
محاسبه میزان منافع ناشی از سهمیه یا رانت
تعیین تعهد خدماتی یا جبران مالی متناسب
نظارت شفاف و پیگیری قانونی برای اجرای تعهد
استفاده از منابع جمع‌آوری شده برای توسعه آموزش در مناطق محروم

رانت‌ها و سهمیه‌های غیرشفاف در نظام آموزشی جمهوری اسلامی، از همان آغاز با هدف حمایت از طرفداران حکومت ایجاد شدند و تاکنون ادامه یافته‌اند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که ترکیب اصلاح ساختار، شفافیت، تعهد خدماتی و جبران مالی می‌تواند مؤثرترین راهکار برای مقابله با این رانت‌ها باشد.

با این روشها می‌توان عدالت آموزشی را حفظ کرد.منابع مالی و انسانی برای توسعه آموزش در مناطق محروم تأمین کرد وفشار تنبیهی مستقیم را کاهش داد و ثبات اجتماعی را حفظ کرد

بنابراین، سیاست مبتنی بر تعهد خدماتی و جبران مالی، می‌تواند به عنوان سیاست کلان یک حکومت جدید برای اصلاح نظام آموزشی و کاهش نابرابری‌ها مورد استفاده قرار گیرد.


@irantomarrow
قیمت انواع تایر در مدت دو هفته و در دو مرحله به میزان ۶۰ درصد افزایش یافت و موج بعدی گرانتر شدن آن هم در راهست.

همین تمهید برای روغن،لبنیات و مواد شوینده در حال اجراست.

هدف دولت از افزایش مرحله ای قیمتهای اجناس مختلف ،کاهش بار روانی این افزایشها و جلوگیری از تشدید اعتراضات معیشتی است

@irantomarrow
تأثیر کشتارهای دی‌ماه بر کادر درمانی و پیامدهای روانی ناشی از بی‌حمایتی

یکی از پیامدهای جدی حوادث دی‌ماه، تأثیر عمیق آن بر کادر درمانی بود که به طور مستقیم شاهد کشتارها، حمله نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، تیراندازی و کشته شدن مجروحان و حتی دزدیده شدن بیماران مجروح و اجساد و همچنین دستگیری کادر درمان تنها به علت درمان مجروحان توسط نیروهای امنیتی بودند. این افراد نه تنها مسئولیت مراقبت از مجروحان را بر عهده داشتند، بلکه مجبور بودند در شرایط تهدید مستقیم و خشونت شدید فعالیت کنند.

شوک روانی و اثرات بلندمدت

با گذشت بیش از ۴۰ روز از این حوادث، بسیاری از پرسنل درمانی هنوز در شوک آنچه دیده و تجربه کرده‌اند قرار دارند. مواجهه مستقیم با خشونت، شهادت بیماران و تهدید به جان خود، منجر به:
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
اضطراب و افسردگی شدید،کاهش توانایی تصمیم‌گیری و تمرکز در محیط کاری،ترس و بی‌اعتمادی نسبت به محیط بیمارستان و امنیت شخصی شد.

عدم حمایت نهادی و پیامدهای آن

یکی از مشکلات جدی که تجربه کادر درمان را تشدید کرد، عدم حمایت وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی به علت وابستگی های آنها به حکومت یا ترس از حکومت بود. فقدان اقدامات حمایتی رسمی باعث شد پرسنل درمانی احساس کنند بی‌پناه و درمانده هستند و هیچ نهادی مسئول حفاظت از آنها در برابر تهدیدات مستقیم و خشونت نمی‌باشد. این شرایط علاوه بر فشار روانی شدید، اعتماد کادر درمان به نهادهای مسئول را نیز تضعیف کرد و احتمال فرسودگی حرفه‌ای و ترک محیط کار را افزایش داده است.

پیامدهای اجتماعی و سازمانی

آسیب‌های روانی و بی‌اعتمادی نهادی نه تنها سلامت فردی کادر درمان را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند کارایی سیستم درمانی را کاهش دهد و موجب خروج نیروهای متخصص از بیمارستان‌ها یا مهاجرت حرفه‌ای شود. همچنین اعتماد عمومی به مراکز درمانی در شرایط بحرانی آسیب می‌بیند، چرا که بیماران و همراهان آنها شاهد رفتار خشونت‌آمیز و تهدید به جان مجروحان بوده‌اند.

ضرورت اقدامات حمایتی

برای کاهش اثرات بلندمدت و جلوگیری از فرسودگی کادر درمان، ضروری است اقدامات فوری و حرفه‌ای صورت گیرد، از جمله:
ارائه حمایت‌های روان‌شناختی و مشاوره تخصصی
ایجاد محیط کاری امن حتی در شرایط بحرانی
برنامه‌های آموزشی و تمرینی برای مدیریت استرس و بحران
حمایت قانونی و نهادی از کادر درمان برای تضمین امنیت و جلوگیری از تهدید و آزار

@irantomarrow
تحلیل جنبش «زن، زندگی، آزادی» و انقلاب اخیر مردم ایران

بخش اول: جنبش «زن، زندگی، آزادی»

جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ابتدا به عنوان یک حرکت اجتماعی گسترده برای مطالبه حقوق زنان و اعتراض به سرکوب‌ها توسط همه مردم شکل گرفت. اما متاسفانه بعضی فعالان مختلف داخل و خارج کشور تلاش کردند جهت جنبش را به اهداف ایدئولوژیک خاص خود تغییر دهند که به این شرح بود

فمنیست افراطی و چپ‌گرا

فعالانی مانند مسیح علی‌نژاد، گلشیفته فراهانی و نازنین بنیادی در خارج کشور و ترانه علیدوستی در داخل ایران سعی کردند جنبش را به یک انقلاب فمنیستی افراطی و چپ‌گرا تبدیل کنند. آنها می‌خواستند جنبش را محدود به چارچوب ایدئولوژیک خود کنند و از پذیرش مطالبات فراگیر و هویت ملی اجتناب کردند.

قومیت‌گرایی

برخی فعالان مانند عبدالله مهتدی تلاش کردند جنبش را به یک جنبش قومی محدود کنند، که انسجام ملی و حمایت گسترده مردمی را تضعیف کرد و با اهداف هویت ملی و ناسیونالیسم ایرانی که رضا پهلوی خواهان گنجاندن آنها بود، در تضاد بود.

اظهارات مسیح علی‌نژاد

در ائتلاف خارج از کشور، مسیح علی‌نژاد با رویکردی اقتدارگرایانه گفته بود:
«هر کس با این حرف‌های من مخالف است، بلند شود و برود.»این اظهارات باعث شد اختلافات در میان فعالان ائتلاف از جمله رضا پهلوی شدت یابد و بخشی از حمایت عمومی از جنبش کاهش پیدا کند که در نهایت منجر به شکست جنبش شد.

بخش دوم: انقلاب اخیر مردم ایران

اما با آغاز انقلاب اخیر ایرانیان، رفتار و عیار و جوهره فعالان سابق مشخص شد:
ترانه علیدوستی تاکنون هیچ واکنشی نسبت به کشته شدن هزاران ایرانی نشان نداده است.دریغ از حتی یک استوری اینستاگرامی!
گلشیفته فراهانی در خارج مشغول جلوگیری از مداخلات خارجی برای کمک به ادامه شرایط موجود بوده است.
عبدالله مهتدی مخالفت آشکار خود با رهبری انقلاب توسط رضا پهلوی را اعلام کرده و مشروعیت ‌ومقبولیت او را انکار کرده است.
توماج صالحی که در همان ابتدا مخالفت خود را با جنبش به دلیل ماهیت پادشاهی‌خواهانه آن اعلام کرده بود.
حسین رونقی هم‌تقریبا هیچ واکنش یا خبری از از او موجود نیست و تنها مسیح علی‌نژاد با اکراه حمایت ضمنی و مشروط از این انقلاب را نشان داده است.

به نظر می‌رسد بسیاری از این فعالان بازوی غم بغل کرده‌اند. نه به دلیل ناراحتی از کشتارها ، بلکه به دلیل ناراحتی از حذف توسط اکثریت مردم

رهبری و نقش رضا پهلوی

در مقابل، رضا پهلوی جز معدود افرادی باقیمانده از ائتباف پیشین است که جانانه پای کار ایستاده و چراغ به دست گرفته تا رهبری معترضین را بر عهده گیرد و مسیر گذار مردم ایران از این شرایط بحرانی و از تاریکی به سوی امید و روشنایی را هدایت کند. او تلاش کرده است جنبش را از رادیکالیسم ایدئولوژیک، افراطی چپ‌گرا و قومیت‌گرایی افراطی دور نگه دارد و با تاکید بر هویت ملی، ناسیونالیسم و مطالبات واقعی مردم نظر اغلب مردم ایران را جلب کرده است.

تجربه انقلاب اخیر مقایسه آن با اشتباهات و نقایص جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان می‌دهد که:
محدود کردن جنبشهای عدالتخواهانه به یک ایدئولوژی یا قومیت باعث کاهش حمایت و انسجام می‌شود.بسیاری از فعالان خارج و داخل کشور غیرفعال یا منفعل شده‌اند و نقش آنها عمدتاً محدود به حفظ منافع شخصی یا جلوگیری از حذف توسط مردم بوده است.واین تنها رضا پهلوی‌و‌حامیان او بوده آند که با رهبری فعالانه وشفاف‌در اهداف چراغ به دست گرفته اند نت مسیر مردم را به سوی آینده‌ای بهتر و دوران گذار روشن نگه دارند.
موفقیت جنبش‌ها و انقلاب‌ها نیازمند انسجام، رهبری متعهد و تمرکز بر مطالبات واقعی اغلب مردم است، نه محدود کردن آن به چارچوب‌های ایدئولوژیک یا سیاسی خاص.

@irantomarrow
او یک فرشته بود؛ مرثیه ای برای رویای معصومیت از دست رفته

گلشیفته فراهانی کارش را در سینمای ایران با نقش‌آفرینی معصومانه در «درخت گلابی» (۱۳۷۶) داریوش مهرجویی آغاز کرد و در نوجوانی سیمرغ بلورین گرفت. او با بازی در فیلم‌های موفقی چون «میم مثل مادر»،«اشک سرما»،«دیوار» و «سنتوری» و «درباره الی» به اوج محبوبیت رسید و برای نسل‌ها، نماد استعداد و پاکی سینمای ایران شد.

اما با مهاجرت به غرب پس از حاشیه‌های فیلم های هالیوودی، مسیرش دگرگون شد. بازی در آثاری مانند «سنگ صبور» و «دزدان دریایی کارائیب» نتوانست موفقیت دوران ایران را تکرار کند. در عوض، تصویر او با عکس‌های برهنه جنجالی (۲۰۱۲) و فمینیسم رادیکال گره خورد. نکته تأمل‌برانگیز، استاندارد دوگانه بود: اگر سلبریتی مردی چون علی کریمی چنین می‌کرد، طرد می‌شد، اما برای گلشیفته بسیاری هلهله کردند و آن را «تابوشکنی» نامیدند.

در جنبش زن، زندگی، آزادی (۱۴۰۱)، کوشید نقش رهبری و مصادره گری بازی کند اما با تناقض‌هایی روبرو شد: از یک سو پادشاهی خواهی را برای ایرانیان تحقیر می‌کرد و از سوی دیگر قبلا در برابر خاندان پادشاهی نروژ چاپلوسی ذلیلانه کرده بود.

آخرین تلاشش پس از انقلاب ملی ایرانیان، مخالفت با حمله آمریکا به ایران و موافقت ضمنی با تداوم کشتار توسط حکومت بود که با واکنش تند اکثریت مردم مواجه شد. او که تا دیروز برایشان قهرمان بود، هدف واکنشهای تند قرار گرفت و ناچار به عذرخواهی مصلحتی شد.

سرانجام، او پس از این جنجال‌ها مجددا به سکوتی مرگبار فرو رفت. فرشته‌ای که از بهشت سینمای ایران برخاسته بود، در غربت هم محبوبیت دیرین و هم جایگاه تازه‌اش را از دست داد. از معصومیت «درخت گلابی» تا برهنگی جنجالی، از ستایش تا فحاشی، این تراژدی سرگردانی بود میان هویت ایرانی، جاه‌طلبی فردی و بازی‌های سیاسی.

@irantomarrow
معاون وزیر رفاه:۸۵ درصد جامعه زیر ۳۰ ملیون تومان در ماه در آمد دارند.

یارانه افراد با در آمد بالای ۳۰ ملیون قطع خواهد شد!

نماینده مجلس:خط فقر ۵۰ ملیون تومان است.

پ.ن:

بیش از ۸۵ درصد مردم زیر خط فقر هستند.

یارانه بعضی از افراد که زیر خط فقر هستند قطع خواهد شد!

@irantomarrow
همه در برابر رضا پهلوی

در شرایط کنونی، رضا پهلوی تنها به اکثریت مردم ایران، چه در داخل و چه در خارج کشور، دل بسته است. او در طول سال‌ها همواره بر حقوق مردم و آزادی‌های بنیادین تأکید کرده و هیچگاه وابستگی به گروه‌ها یا نهادهای قدرت پیدا نکرده است.
از سوی دیگر، طیف گسترده‌ای از گروه‌ها و نهادهای سیاسی و اجتماعی، از گروههای چپ ،فمنیست،اصلاح‌طلب گرفته تا اصولگرایان و مذهبیون،حتی ملی‌گرایان مذهبی و تجزیه‌طلبان، و نیز روحانیون و مجاهدین خلق، همگی در مواضع مختلف، اما با حمایتی عملی یا رسانه‌ای، از تداوم حکومت جمهوری اسلامی پشتیبانی کرده‌اند. در عرصه بین‌المللی نیز کشورهایی مانند چین و روسیه و اغلب کشورهای منطقه، به دلیل منافع استراتژیک خود، از جمهوری اسلامی حمایت کرده‌اند یا حداقل در برابر آن موضع انتقادی صریحی نگرفته‌اند.

در چنین شرایطی، رضا پهلوی تنها چهره‌ای است که بدون وابستگی به قدرت‌های منطقه‌ای یا داخلی، تمام امید و تلاش خود را به مردم داخل و خارج ایران معطوف کرده است. دل او تنها به مردم ایران گرم است و هر تصمیم و هر سخن او، از زاویه منافع مردم و آزادی آنها تحلیل می‌شود، نه از منافع گروه‌ها یا کشورها.

این واقعیت نشان می‌دهد که در میان سیطره قدرت‌های سیاسی و بین‌المللی، تنها مردم ایران می‌توانند نقطه امید و پشتوانه واقعی برای آینده‌ای آزاد و دمکراتیک باشند. رضا پهلوی با توجه به این اصول، مسیر خود را بر مبنای اعتماد به مردم ایران ادامه می‌دهد.

@irantomarrow
مسعود بهنود: جمهوری اسلامی ریشه دار است و با شعار و حمله خارجی سرنگون نمیشود و حتی آمریکا و اسراییل هم نتوانستند آن را سرنگون کنند چون بدنه مردمی آن مانع این کار میشود.

رضا پهلوی تحصیلات ندارد و افرادی که محمد رضا شاه را مطرح و تبلیغ میکنند ،میخواهند رضا را بزرگ کنند که درس نخوانده و یک طرفش هم در سمت یهودیت هست و دوباره کشور را به زمان شاهنشاهی برگردانند و‌بگویند بهشت جهان خواهد شد. والله بهشت جهان نمیشه .محمد رضا شاه که رفت.

من خودم هم مخالف جمهوری اسلامی هستم!

مجاهدین خلق ۶۰۰ میلیارد دلار پول دارند !و آن را حدس میزنم به رضا پول داده اند تا هزینه های این تبلیغات را فراهم کنند.

@irantomarrow
مسئولیت امیدهای فروخته‌شده؛ پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند

در فضای سیاسی ایران، انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ از جهات زیادی با انتخابات ۱۳۹۶ و دوره‌های پیش از آن تفاوتی محسوس داشت. در انتخابات‌های گذشته — فضای عمومی جامعه به‌گونه‌ای بود که شمار هشداردهندگان و مخالفان مشارکت بسیار اندک بود و در مقابل، خیل گسترده‌ای از حامیان جریان اصلاح‌طلبی با شور و امید فراوان مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می‌کردند.

گفتمان غالب آن زمان، امید به تغییر تدریجی از طریق صندوق رأی بود و بسیاری باور داشتند که می‌توان با مشارکت گسترده، مسیر سیاست کشور را تعدیل کرد.

اما در انتخابات ۱۴۰۳، این وضعیت تا حد زیادی معکوس شد. این بار تعداد کسانی که با لحنی مشفقانه توصیه می‌کردند در انتخابات شرکت نشود و به نامزدهای موجود — مسعود پزشکیان — رأی داده نشود، بسیار زیاد بود. فضای عمومی بیش از آنکه رنگ امید داشته باشد، آکنده از تردید، بی‌اعتمادی و ناامیدی نسبت به کارآمدی سازوکار انتخاباتی به نظر می‌رسید. در مقابل، شمار کسانی که همچنان بر امکان اصلاح از طریق مشارکت تأکید می‌کردند، در مقایسه با گذشته محدودتر و کم‌صداتر بود و بیشتر به عنوان باقیماندهٔ یک گفتمان سیاسی دیده می‌شدند که هنوز شاید به تغییر تدریجی امید داشت،اگر از این انتخاب منفعتی نداشت.

کسانی که در سال ۱۳۹۶ و حتی پیش از آن مردم را به رأی ندادن تشویق می‌کردند، در واقع آینده را «در خشت خام» دیده بودند؛ یعنی زودتر از دیگران به بن‌بست‌ها و محدودیت‌های مسیر اصلاح از طریق انتخابات پی برده بودند. در مقابل، منتقدان مشارکت با لحنی تندتر می‌گویند کسانی که همچنان در انتخابات ۱۴۰۳ به رأی دادن اصرار داشتند، گویی آینده را حتی در «آینهٔ شفاف» نیز نمی‌دیدند و نشانه‌های آشکار تحولات و تجربه‌های گذشته را نادیده گرفتند.

این دگرگونی نشان‌دهندهٔ تحولی مهم در ذهنیت سیاسی بخشی از جامعه است؛ تحولی که ریشه در تجربه‌های سال‌های گذشته، تحقق‌نیافتن بسیاری از وعده‌ها، و فاصله گرفتن انتظارات عمومی از واقعیت‌های سیاسی دارد. به همین دلیل، بحث امروز دیگر صرفاً دربارهٔ «شرکت کردن یا نکردن» نیست، بلکه دربارهٔ ارزیابی تجربه‌های پیشین و سنجش کارآمدی راهبردهای سیاسی است.

در چنین فضایی، پرسش‌هایی که اکنون از سوی منتقدان مطرح می‌شود، صریح و بی‌پرده است:
آیا کسانی که مردم را در سال ۱۴۰۳به مشارکت و رأی دادن تشویق می‌کردند، امروز احساس شرمساری نمی‌کنند؟
آیا خود را در پیامدهای سیاسی و انسانی رخ‌داده بی‌تقصیر می‌دانند؟
آیا نسبت به نقشی که در امیدسازی و ترغیب جامعه ایفا کردند، احساس مسئولیت یا گناه نمی‌کنند؟
آیا حاضرند امروز دوباره در برابر افکار عمومی سخن بگویند و از تحلیل‌ها و توصیه‌های گذشتهٔ خود دفاع کنند؟


واقعیت این است که شکاف سیاسی موجود دیگر صرفاً اختلاف نظر بر سر یک تاکتیک انتخاباتی نیست؛ بلکه به مسئله‌ای عمیق‌تر دربارهٔ اعتماد عمومی، مسئولیت اخلاقی در سیاست، و نسبت میان امیدسازی و واقعیت تبدیل شده است. شاید مهم‌ترین ضرورت امروز، شکل‌گیری گفت‌وگویی صریح و مسئولانه میان این دیدگاه‌ها باشد؛ گفت‌وگویی که به‌جای اتهام‌زنی، بر بازنگری تجربه‌ها و فهم درس‌های گذشته تمرکز کند — زیرا تنها در چنین فضایی است که جامعه می‌تواند مسیر آیندهٔ خود را روشن‌تر ببیند

@irantomarrow
لحن پس از مذاکرات امروز و تلاش برای مدیریت شوک اقتصادی و بازارها

پس از مذاکرات امروز میان ایران و ایالات متحده آمریکا، روایت‌هایی در فضای رسانه‌ای منتشر شد که توجه زیادی را به خود جلب کرد. در مرکز این روایت‌ها، ماجرای پیام‌های منتسب به «رنجبران» ــ معاون عباس عراقچی ـ قرار دارد.

او بلافاصله پس از پایان مذاکرات، در شبکه اجتماعی ایکس توییتی منتشر کرد و نوشت که نتیجه مذاکرات خوب نبوده و پیشرفت ملموسی حاصل نشده است.

اما این پیام مدت کوتاهی بعد حذف شد و در موضعی تازه توسط او اعلام شد که ایده‌های جدیدی مطرح شده و قرار است مذاکرات ادامه پیدا کند.

این تغییر سریع موضع را در چارچوب «مدیریت فضای روانی اقتصادی» تفسیر میشود. در این نگاه، مقام‌های ایرانی حتی اگر چشم‌انداز موفقیت مذاکرات را بسیار محدود بدانند، تلاش دارند تا آخرین لحظه پیش از هر بحران احتمالی، از ارسال سیگنال‌های کاملاً منفی جلوگیری کنند؛ زیرا چنین سیگنال‌هایی می‌تواند به‌سرعت باعث جهش قیمت ارز، طلا و کالاها و به ویژه کمبود کالا و قحطی در داخل شود.
در این تحلیل تأکید می‌شود که تصمیم‌گیران اقتصادی در ایران به‌خوبی می‌دانند که در صورت آغاز یک درگیری مستقیم ــبازار ارز عملاً وارد وضعیت قفل‌شدگی می‌شود؛ یعنی خرید و فروش واقعی متوقف خواهد شد و قیمت قابل اتکایی شکل نمی‌گیرد . اما نکته مهم از نگاه این ناظران، فاصله زمانی میان اعلام شکست مذاکرات و وقوع واقعی جنگ است؛ دوره‌ای که می‌تواند با افزایش شدید تقاضای احتیاطی و جهش بسیار تند نرخ ارز و همچنین حمله مردم برای خرید کالا و احتکار کالاها توسط تولید کنندگان وفروشندگان همراه باشد.

از سوی دیگر، تحلیل مشابهی درباره رفتار آمریکا نیز مطرح می‌شود. در این دیدگاه گفته می‌شود واشنگتن نیز انگیزه دارد تا پیش از هر لحظه جنگ محتوم، از انتشار پیام‌های بسیار منفی درباره شکست مذاکرات خودداری کند؛ زیرا چنین سیگنال‌هایی می‌تواند باعث افزایش سریع قیمت جهانی نفت و انتقال زودهنگام فشار تورمی ناشی از آن به مصرف‌کنندگان آمریکایی شود که در انتخابات آتی مجلس نمایندگان آمریکا تعیین کننده خواهد بود و حدود یک هفته تا رسیدن ناو جنگی جرالد فورد به زمان نیاز است و چون در طرح آمریکا یک حمله کوتاه مدت اما بسیار موثر در نظر گرفته شده، تا تأثیر آن بر بازارهای جهانی از جمله نفت به حداقل میزان برسد،هرگونه سیگنال شکست مذاکرات قبل از وقوع جنگ،میتواند باعث افزایش شدیدترو طولانیتر قیمت نفت شود

پس عامل زمان نیز مهم است و در سناریوهای تنش، معمولاً طرف‌ها تا رسیدن به آمادگی کامل سیاسی و عملیاتی برای جنگ، ترجیح می‌دهند فضای «ادامه گفت‌وگو» حفظ شود تا از شوک ناگهانی به بازارها و افکار عمومی جلوگیری گردد.
به همین دلیل، هر دو طرف حتی در شرایطی که اختلاف‌ها عمیق باقی مانده، به‌طور موقت از ادبیات مثبت درباره روند مذاکرات استفاده میکنند.

در نهایت ،هر دو کشور آمریکا و ایران وقوع جنگ را بین خود محتوم میدانند و هردو تنها در حال مدیریت زمان آن هستند،چون هر دو خواسته هایی از طرف مقابل دارند که میدانند قابل برآورده شدن نیست.

@irantomarrow
سه مسیر متفاوت؛ واکنش دارندگان سهمیه‌های تحصیلی در تحولات اجتماعی اخیر ایران

در دهه‌های گذشته، یکی از سیاست‌های مهم در نظام آموزشی ایران، اعطای انواع سهمیه‌های تحصیلی به گروه‌هایی مانند خانواده شهدا، جانبازان، ایثارگران و برخی دسته‌های دیگر بوده است. این سیاست‌ها به‌طور رسمی و در ظاهر با هدف جبران آسیب‌های جنگ، حمایت اجتماعی و ایجاد فرصت‌های برابر برای خانواده‌هایی که هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند، توجیه شده‌اند.

با این حال، منتقدان معتقدند این سهمیه‌ها علاوه بر اهداف اعلامی، دارای کارکردی ایدئولوژیک و سیاسی نیز بوده‌اند. از دید آنان، یکی از نتایج عملی چنین سیاستی، افزایش حضور افرادی نزدیک‌تر به گفتمان رسمی در محیط‌های دانشگاهی بوده است؛ محیط‌هایی که نقش مهمی در تربیت نخبگان، تولید دانش و شکل‌دهی به جریان‌های فکری جامعه دارند. به این ترتیب، سهمیه‌ها می‌توانستند به‌طور غیرمستقیم به تقویت وزن نیروهای همسو با حاکمیت در میان دانشجویان و بعدها در میان استادان و مدیران علمی منجر شوند.

اما تحولات اجتماعی سال‌های اخیر نشان داده است که افرادی که از این امتیازات استفاده کرده‌اند، یک گروه یکپارچه و هم‌موضع نیستند. در واقع، می‌توان واکنش‌های آنان را به‌طور کلی در سه دسته مشاهده کرد.

دسته نخست کسانی هستند که همچنان در ساختارهای رسمی باقی مانده‌اند و فعالانه از سیاست‌های حاکم دفاع می‌کنند. برخی از این افراد حتی در مواجهه با اعتراضات، در نقش‌های اجرایی، رسانه‌ای یا امنیتی حضور داشته‌اند.

دسته دوم افرادی هستند که سکوت را برگزیده‌اند. آنان اگرچه از سهمیه‌ها بهره‌مند شده‌اند، اما در تحولات سیاسی و اجتماعی موضع علنی نگرفته‌اند و ترجیح داده‌اند در حاشیه بمانند.

دسته سوم کسانی‌اند که در گذر زمان و در مواجهه با واقعیت‌های اجتماعی، به بازنگری در دیدگاه‌های خود رسیده‌اند. این افراد بر اساس قضاوت اخلاقی یا وجدانی خویش، نسبت به آنچه بی‌عدالتی، فساد یا خشونت تلقی کرده‌اند موضع انتقادی اتخاذ کرده‌اند؛ برخی حتی به‌طور فعال در اعتراضات مدنی حضور داشته‌اند.

این تنوع واکنش‌ها نشان می‌دهد که بهره‌مندی از یک امتیاز ساختاری الزاماً به معنای همسویی دائمی سیاسی نیست. عوامل مختلفی مانند تجربه زیسته، آگاهی فردی، شرایط اقتصادی و تحولات اجتماعی می‌توانند مسیر فکری و رفتاری افراد را در طول زمان تغییر دهند.

در نهایت، موضوع سهمیه‌های تحصیلی همچنان یکی از بحث‌های مهم در جامعه باقی مانده است؛ بحثی که در تقاطع دو نگاه متفاوت قرار دارد: از یک سو به‌عنوان ابزار حمایت اجتماعی، و از سوی دیگر به‌عنوان سیاستی که می‌تواند پیامدهای سیاسی و ساختاری بلندمدت بر ترکیب نخبگان و فضای دانشگاهی داشته باشد.

@irantomarrow
سه مسیر متفاوت از فرزندان روحانیون در جمهوری اسلامی ایران

پس از انقلاب ۱۳۵۷، روحانیت شیعه به یکی از پایه‌های اصلی ساختار سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شد. فرزندان روحانیون، با دسترسی اولیه به منابع قدرت و شبکه‌های خانوادگی، موقعیت‌های ویژه‌ای در ساختار حکومتی، اقتصادی و مدیریتی پیدا کردند. بررسی رفتار و مسیر این افراد نشان می‌دهد که بهره‌مندی از جایگاه خانوادگی به معنای مسیر سیاسی یکسان نیست و فرزندان روحانیون در واقع در سه مسیر متفاوت قرار می‌گیرند.

دسته اول: بهره‌مندان کامل از ساختار قدرت و همراهان فعال حکومت

بیشترین تعداد فرزندان روحانیون در این گروه هستند.
این افراد از جایگاه خانوادگی خود به‌طور کامل بهره‌برداری می‌کنند و در مناصب مدیریتی، اقتصادی و سیاسی فعال هستند.
نقش مستقیم یا غیرمستقیم در حمایت از سیاست‌ها و سرکوب‌های حکومت دارند.
ویژگی اصلی آن‌ها همسویی کامل با ساختار قدرت و استمرار نفوذ خانوادگی است.

دسته دوم: حضور در ساختار حکومت با مواضع انتقادی گاه به گاه

تعداد این گروه کمتر از دسته اول است.

آن‌ها در ساختارهای حکومتی حضور دارند و از امتیاز شبکه خانوادگی بهره می‌برند، اما گاهی نظرات انتقادی یا اصلاح‌طلبانه ارائه می‌دهند.
مسیر کلی آن‌ها همچنان همسو با حکومت است، اما انعطاف فکری و دیدگاه مستقل نسبی دارند.
این افراد می‌توانند نقش واسطه‌ای بین جامعه و قدرت داشته باشند و گاهی پیامدهای اصلاحی محدود ایجاد کنند.

دسته سوم: فاصله گرفتن کامل و تبدیل شدن به منتقد جدی حکومت

کمترین تعداد فرزندان روحانیون در این گروه قرار دارند.
این افراد پس از تجربه و مشاهده فساد، سرکوب یا محدودیت‌ها، کاملاً با سیاست‌های نظام مخالفت می‌کنند.
بعضی در اعتراضات، فعالیت‌های رسانه‌ای یا حقوق بشری علیه سیاست‌های رسمی وارد عمل می‌شوند.
ویژگی اصلی این گروه، فاصله گرفتن اخلاقی و سیاسی از ساختار قدرت و پیگیری مسیر مستقل و انتقادی است.


تحلیل سه مسیر فرزندان روحانیون نشان می‌دهد که بهره‌مندی از جایگاه خانوادگی و رانت‌های اولیه لزوماً به وفاداری دائمی یا مسیر سیاسی یکسان منجر نمی‌شود. با این حال، اکثریت فرزندان روحانیون در دسته اول قرار دارند و از ساختار قدرت بهره‌مند می‌شوند، گروهی کمتر مسیر انتقادی محدود دارند، و تعداد کمی کاملاً از حکومت فاصله گرفته و منتقد جدی آن شده‌اند.

این سه‌گانه، تصویری روشن از چگونگی توزیع قدرت، نفوذ خانوادگی و تنوع مسیرهای سیاسی در میان نسل دوم روحانیت ارائه می‌دهد و اهمیت مطالعه شبکه‌های خانوادگی و اجتماعی در تحلیل ساختارهای سیاسی ایران را نشان می‌دهد.

@irantomarrow
استانداردهای دوگانه سازمان پزشکان بدون مرز؛ سکوت در برابر کشتار دی‌ماه ایران

سازمان پزشکان بدون مرز (Médecins Sans Frontières – MSF) به عنوان یکی از مشهورترین نهادهای بین‌المللی در زمینه امداد پزشکی، همواره خود را متعهد به حمایت از جان و سلامت انسان‌ها فارغ از ملیت، مذهب یا تعلق سیاسی معرفی کرده است. با این حال، رویدادهای بیش از چهل روز اخیر در ایران نشان می‌دهد که این سازمان نسبت به حملات سازمان‌یافته به بیمارستان‌ها، سرقت مجروحان و اجساد و برخورد با کادر درمان، هیچ واکنشی نشان نداده است.

در دی‌ماه، گزارش‌های متعددی از حمله به بیمارستان‌ها، بازداشت کادر پزشکی و اختلال در ارائه خدمات درمانی به مجروحان منتشر شد. این اقدامات نه تنها امنیت کادر درمان را تهدید کرد، بلکه مانع از درمان فوری مجروحان گردید. انتظار می‌رفت که سازمانی با سابقه در بحران‌های انسانی، به سرعت واکنش نشان دهد و حمایت خود را از کادر درمان اعلام کند. اما سکوت سازمان پزشکان بدون مرز در این زمینه، با واکنش‌های سازمانی مشابه در مناطق دیگر جهان، به ویژه غزه، مقایسه شده است.

در حوادث مشابه در غزه، MSF به حق به سرعت بیمارستان‌ها و مراکز درمانی را تحت پوشش قرار داد، با مقامات بین‌المللی تماس گرفت و اقدامات ملموسی برای حفاظت از مجروحان انجام داد.

این مقایسه نشان می‌دهد که ممکن است استانداردهای دوگانه در برخورد با بحران‌های انسانی در مناطق مختلف وجود داشته باشد؛ جایی که ملاحظات سیاسی یا دسترسی عملیاتی، واکنش سازمان را محدود می‌کند.

سکوت یا عدم واکنش سریع این سازمان در ایران، پیامدهای جدی دارد. علاوه بر ایجاد احساس بی‌عدالتی در میان کادر پزشکی و جامعه مدنی، اعتبار جهانی MSF نیز مورد پرسش قرار می‌گیرد. حمایت فعال از بیمارستان‌ها و مجروحان باید بدون تبعیض جغرافیایی، سیاسی یا فرهنگی انجام شود، وگرنه اعتبار ادعایی این سازمان به عنوان مدافع بی‌طرف جان انسان‌ها خدشه‌دار می‌شود.
در نهایت، این وضعیت ضرورت بازنگری در رویکردها و استانداردهای سازمان‌های امدادی بین‌المللی را روشن می‌کند؛ به‌ویژه آن‌هایی که ادعای بی‌طرفی و حمایت از جان انسان‌ها را سرلوحه فعالیت خود می‌دانند. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید از این سکوت و استانداردهای دوگانه گزارش‌گیری کنند و سازوکارهای شفاف‌تری برای پاسخگویی در بحران‌ها ایجاد کنند.

@irantomarrow
استفاده از گاز اشک‌آور با غلظت بالا در اعتراضات اخیر ایران؛ هشدارهای پزشکی و گزارش‌های داخلی

در جریان اعتراضات اخیر در ایران، گزارش‌های برخی منابع از داخل حکومت و همچنین‌بعضی گزارش‌های پزشکی داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی در مقابله با برخی تجمعات از گازهای اشک‌آور با غلظت بالاتر از استانداردهای معمول استفاده کرده‌اند. این اقدام، علاوه بر پراکنده کردن جمعیت، نگرانی‌های جدی در زمینه سلامت معترضان ایجاد کرده است.

گزارش‌های پزشکان و منابع داخلی

برخی پزشکان و فعالان حوزه سلامت اعلام کرده‌اند که بعضی از از مجروحان و معترضان، علائم شدید تنفسی، سوزش چشم و پوست، سرگیجه و تهوع داشته‌اند.
برخی منابع داخل حکومت نیز به‌صورت غیررسمی تأیید کرده‌اند که در برخی و نه همه مناطق اعتراض، تراکم گاز اشک‌آور استفاده شده بالاتر از حد معمول و استانداردهای بین‌المللی بوده است تا کنترل سریع‌تر جمعیت امکان‌پذیر شود.

این دو نوع گزارش، از دو دیدگاه متفاوت، نشان می‌دهد که استفاده از این گازها به شدت بر سلامت عمومی و ایمنی معترضان اثر منفی داشته است.

خطرات سلامت ناشی از غلظت بالا

استفاده از غلظت بالای گازهای CS و OC می‌تواند منجر به موارد زیر شود:
تحریک شدید چشم‌ها و پوست، قرمزی و تورم
مشکلات تنفسی شدید، سرفه و تنگی نفس
تهوع، سرگیجه و کاهش توان جسمی
تشدید بیماری‌های زمینه‌ای مانند آسم یا مشکلات قلبی
در موارد شدید، آسیب مزمن ریه یا کاهش سطح اکسیژن مغز

استانداردهای بین‌المللی و مقایسه

طبق استانداردهای بین‌المللی، غلظت گاز CS برای استفاده کوتاه‌مدت در فضای باز حدود 0.5 تا 1 میلی‌گرم در لیتر هوا است. استفاده از غلظت‌های بالاتر، به ویژه در نزدیکی معترضان یا در محیط بسته، به شدت خطرناک است. مقایسه با بحران‌های مشابه بین‌المللی نشان می‌دهد که استفاده کنترل‌شده و مطابق استاندارد، تنها راه کاهش آسیب جانبی است.

گزارش‌های برخی پزشکان و منابع داخلی حکومت ایران نشان می‌دهد که استفاده از گاز اشک‌آور با غلظت بالا در اعتراضات اخیر، تهدید جدی برای سلامت و جان معترضان بوده است. این مسئله ضرورت دارد که:
استفاده از چنین مواد شیمیایی تحت نظارت مستقل پزشکی و حقوق بشری قرار گیرد
استانداردهای بین‌المللی رعایت شود تا آسیب‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت کاهش یابد
شفافیت در گزارش‌دهی و پاسخگویی به جامعه افزایش یابد.

@irantomarrow
از مدارس دخترانه تا اعتراضات دی‌ماه؛ سازمان‌های حقوق بشری و پزشکی جهان باید ایران را پاسخگو کنند

در جریان اعتراضات اخیر در ایران، گزارش‌های رسمی و منابع مستقل و همچنین برخی پزشکان نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی در برخی تجمعات از گازهای اشک‌آور با غلظت بالاتر از استانداردهای بین‌المللی استفاده کرده‌اند. این اقدام نه تنها برای پراکنده کردن معترضان، بلکه برای کنترل شدید محیط‌های شهری، پیامدهای جدی برای سلامت مردم داشته است.

سابقه استفاده از مواد شیمیایی

سابقه استفاده از گازهای اشک‌آور و عوامل شیمیایی در ایران، به اعتراضات ۱۴۰۱ نیز بازمی‌گردد؛ زمانی که گزارش‌ها حاکی از حمله به مدارس دخترانه و استفاده از مواد شیمیایی برای ارعاب و آسیب به دانش‌آموزان به ویژه دختر بوده است که نقش فعالی در آن اعتراضات داشتند. این اقدامات نگرانی گسترده جامعه پزشکی و فعالان حقوق بشر را برانگیخت و پرسش‌های جدی درباره رعایت اصول انسانی و حقوق کودک مطرح کرد.

گزارش‌های اخیر و خطرات بهداشتی

در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز منابع داخلی و گزارش‌های پزشکی، استفاده از گازهای اشک‌آور با غلظت بالا را تأیید کرده‌اند. قرار گرفتن در معرض چنین غلظت‌هایی می‌تواند باعث:
تحریک شدید چشم‌ها و پوست
مشکلات تنفسی و سرفه شدید
سرگیجه، تهوع و کاهش توان جسمی
تشدید بیماری‌های زمینه‌ای و آسیب مزمن ریوی شود
این شرایط نشان می‌دهد که سلامت عمومی معترضان به شکل جدی در معرض خطر قرار داشته است.

ضرورت ورود سازمان‌های حقوق بشری و پزشکی جهان

سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و جامعه پزشکی جهانی باید:
به صورت مستقل و علمی بررسی کنند که آیا استفاده از گازهای اشک‌آور با استانداردهای ایمنی مطابقت داشته است یا خیر
شواهد پزشکی و آسیب‌های وارده به معترضان را جمع‌آوری و تحلیل کنند
حکومت ایران را برای توضیح و شفاف‌سازی درباره چرایی و چگونگی استفاده از این مواد پاسخگو کنند
گزارش‌های شفاف و قابل استناد برای ارائه به مجامع بین‌المللی و رسانه‌ها تهیه کنند

پیامدهای عدم شفاف‌سازی

بی‌پاسخ ماندن این گزارش‌ها می‌تواند:
استانداردهای حقوق بشری و پزشکی بین‌المللی را تضعیف کند
زمینه استفاده مجدد از مواد خطرناک علیه شهروندان را فراهم کند
جان و سلامت گروه‌های آسیب‌پذیر مانند کودکان و بیماران را تهدید کند

گزارش‌ها از استفاده گسترده از عوامل شیمیایی و گازهای اشک‌آور با غلظت بالا در اعتراضات اخیر ایران، همراه با سابقه مشابه در اعتراضات ۱۴۰۱، نشان می‌دهد که شفاف‌سازی فوری و پاسخگویی حکومت ایران ضروری است. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری باید با بررسی علمی و مستقل، از تکرار چنین رفتارهایی جلوگیری کنند و از جان و سلامت شهروندان حمایت نمایند.

@irantomarrow
جاوید نام و فرزند وطن مجیدرضا رهنورد؛ نماد مبارزه تک‌نفره و مقاومت در برابر ظلم

شهید مجیدرضا رهنورد در میان ایرانیان به نماد مبارزه تک‌نفره و مقاومت علیه نیروهای فاسد تبدیل شده است. او جوانی ورزشکار و متخصص در رشته صخره‌نوردی بود که در جریان اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ در مشهد، به صورت تنها و جسورانه وارد مقابله با نیروهای لباس شخصی شد که زنان و دختران معترض را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. گزارش‌ها حاکی است که رهنورد در این درگیری چند نفر از نیروهای امنیتی را از پای درآورد، سپس دستگیر و به اعدام محکوم شد.

شکنجه و مقاومت بی‌مثال

در زمان بازداشت، نیروهای امنیتی تحت شکنجه دست او را شکستند و آثار ضرب و شتم بر صورت او کاملاً مشهود بود. با وجود این شکنجه‌ها، رهنورد نه تنها از مواضع خود کوتاه نیامد، بلکه در مقابل دوربین‌های صدا و سیما اعلام کرد که پس از مراسم ختمش، قرآن نخوانند و به شادی بپردازند و آهنگ شاد بگذارند. این جسارت، پیام واضحی از مقاومت فرهنگی و آزادی‌خواهی او بود و نشان‌دهنده تمایل او به ایجاد فضای اعتراض و جشن مقاومت حتی در لحظات پایانی زندگی‌اش بود.
پایه‌گذاری سنت مراسم ختم متفاوت
اقدامات رهنورد الهام‌بخش شد تا شیوه جدیدی از مراسم ختم و تشییع جنازه کشته‌شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴ شکل بگیرد. در این مراسم‌ها:
خبری از قرائت قرآن نیست، برخلاف سنت مذهبی رایج،مردم در عین ناراحتی، به دست زدن، تشویق و سرودن شعار برای شهدا می‌پردازند.فضای مراسمات به بیان مقاومت و شادی در برابرسرکوب تبدیل شده است
این نوآوری در مراسم‌ها باعث شده که شهید رهنورد نه تنها در ذهن مردم به عنوان یک مبارز فیزیکی، بلکه به عنوان نماد فرهنگی و اجتماعی مقاومت و شجاعت شناخته شود.

ادامه سرکوب خانواده

پس از اعدام شهید رهنورد، گزارش‌ها حاکی است که نیروهای لباس شخصی به منزل فقیرانه مادر او، که او را به تنهایی بزرگ کرده بود، حمله کردند، شیشه‌ها را شکستند و به خانه آسیب زدند. این اقدام، فشار و ترس روانی را بر خانواده او افزایش داد و نشان‌دهنده تلاش نظام برای خاموش کردن یاد و تأثیر شهید رهنورد بر جامعه است.

نماد مقاومت و الهام‌بخشی

شهید مجیدرضا رهنورد نمونه‌ای از فردی است که
با شجاعت و اقدام تک‌نفره علیه فساد و سرکوب مبارزه کرد.با تحمل شکنجه و ضرب و شتم، وفاداری به اصول خود را نشان داد
بر نمادین کردن مقاومت فرهنگی و اجتماعی در مراسم‌ها تأکید داشت والهام‌بخش حرکت‌های مدنی و تجمعات اعتراضی در ایران شد.
و خانواده او نیز به دلیل پایبندی او به اصول، هدف فشار و تهدید قرار گرفت

او اکنون در میان مردم به عنوان نماد آزادی‌خواهی، جسارت و مقابله با سرکوب شناخته می‌شود و تأثیر او بر شیوه اعتراض و بزرگداشت شهدا در ایران ادامه دارد.

@irantomarrow
❤3
معاون وزیر بهداشت اعلام کرد شیوع چاقی در ایران در حال افزایش است.

شیوع دیابت و کبد چرب همراستا با آن در حال افزایش است.

کارشناسان علت این امر را افزایش شدید تعداد افراد فقیر و مصرف بالای کربوهیدراتهای کم ارزش غذایی به علت گرانی شدید منابع پروتیینی از جمله انواع گوشت،حبوبات و تخم مرغ و همچنین بی تحرکی و استرس بالا میدانند.

@irantomarrow
افزایش قیمت مسکن در تهران خود را به افزایش قیمت دلار نزدیک کرد!

در مدت دو ماه قیمت میانگین مسکن در تهران ۶۰ درصد افزایش یافت!

میانگین قیمت مسکن در تهران در بهمن ماه هم ۲۰ درصد دیگر نسبت به دیماه افزایش یافت.

در دیماه هم میانگین آن ۴۰ درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافته بود.

هم اکنون میانگین قیمت مسکن در تهران متر مربعی ۱۸۰ ملیون تومان است که نسبت به سال ۱۴۰۱ در آن زمان که قیمت دلار ۳۳۰۰۰ تومان بود ،کمتر از ۵ برابر افزایش دارد!

افزایش قیمت مسکن به مدت دو سال از افزایش قیمت دلار عقب مانده بود.


@irantomarrow
دغدغه های زید آبادی

در یادداشت‌های اخیر احمد زید آبادی، به‌ویژه در مقاله «یکی مانده به آخر» خود، محور اصلی بحث او نگرانی از پیامدهای آینده خشونت است. او هشدار می‌دهد این احتمال وجود دارد که بخشی از نیروهای معترض یا انقلابی به سمت اقدام‌های تلافی‌جویانه علیه عاملان آن حرکت کنند. این نگرانی از نظر مضمون بسیار شبیه موضع‌گیری‌هایی است که نازنین بنیادی نیز مطرح کرد؛ یعنی ابراز نگرانی از واکنش به خشونت و نه ابراز نگرانی از خود خشونت!

در آخرین مقاله‌اش هم ، زیدآبادی تمرکز خود را به عرصه بین‌المللی برده و از بی‌عملی دولت‌ها در برابر سیاست‌های اسرائیل، به‌ویژه گسترش شهرک‌سازی‌ها، انتقاد کرده است. او این وضعیت را نشانه‌ای از استانداردهای دوگانه در سیاست جهانی می‌داند و معتقد است ادامه این روند احساس بی‌عدالتی و تنش‌های منطقه‌ای را تشدید می‌کند.

با این حال، نکته‌ای که برای برخی خوانندگان قابل توجه است این است که در هیچ‌یک از مقالات، او به‌طور مستقیم به عاملان و آمران کشتارهای دی‌ماه و نقش آنان نپرداخته است.

@irantomarrow
شرایط بحرانی مانند بلایای طبیعی، بحران‌های گسترده، یا جنگ، معمولاً توصیه می‌شود که خانواده‌ها علاوه بر ذخیره مواد غذایی، آب آشامیدنی، داروها و لوازم بهداشتی، به مسئله تأمین و ذخیره انرژی برق نیز توجه ویژه‌ای داشته باشند. این موضوع اغلب نادیده گرفته می‌شود، در حالی که نقش بسیار مهمی در حفظ ایمنی، سلامت و آرامش افراد دارد.
به‌ویژه در شرایط جنگی، زیرساخت‌های حیاتی مانند شبکه برق ممکن است آسیب ببینند.
در جنگ‌های احتمالی آینده، احتمال قطع برق طولانی‌مدت کاملاً قابل انتظار است و ممکن است این قطعی‌ها برای روزها یا حتی هفته‌ها ادامه پیدا کند. بنابراین برنامه‌ریزی و آمادگی قبلی اهمیت بسیار زیادی دارد.
یکی از مهم‌ترین دلایل نیاز به منابع برق اضطراری، روشن نگه داشتن یخچال و فریزر است. قطع طولانی برق می‌تواند باعث فاسد شدن مواد غذایی، از بین رفتن داروهای حساس به دما و ایجاد مشکلات بهداشتی شود. داشتن تجهیزاتی مانند پاوربانک‌های پرقدرت، باتری‌های ذخیره برق یا ژنراتورهای کوچک می‌تواند از خسارت‌های جدی جلوگیری کند.
علاوه بر این، وسایل ارتباطی و اطلاع‌رسانی نیز در شرایط جنگ و بحران حیاتی هستند. دسترسی به اخبار و اطلاعیه‌ ها می‌تواند به حفظ جان افراد کمک کند. به همین دلیل بهتر است امکان تأمین برق برای دستگاه‌هایی مانند تلویزیون، رسیور ماهواره، رادیو، تلفن همراه و مودم اینترنت از قبل در نظر گرفته شود تا ارتباط با منابع اطلاعاتی قطع نشود.

این موضوع برای برخی افراد اهمیت حیاتی‌تری دارد. افرادی که برای ادامه زندگی به دستگاه‌های پزشکی خانگی وابسته هستند — مانند دستگاه‌های اکسیژن‌ساز یا سایر تجهیزات تنفسی — باید حتماً منابع برق پشتیبان مطمئن و کافی تهیه کنند. قطع برق برای این افراد می‌تواند تهدیدی مستقیم برای جان آنان باشد.

به‌ویژه افرادی که به اکسیژن وابسته هستند، لازم است کپسول‌های اکسیژن را به میزان کافی ذخیره کنند و همواره از آماده‌به‌کار بودن تجهیزات خود اطمینان داشته باشند. داشتن ذخیره مناسب در شرایط اضطراری می‌تواند از بروز خطرهای جبران‌ناپذیر جلوگیری کند.
در مجموع، آمادگی برای شرایط پیش‌بینی‌نشده — به‌ویژه در زمان جنگ — تنها به ذخیره غذا و آب و مواد بهداشتی محدود نمی‌شود، بلکه توجه به تأمین برق اضطراری یکی از مهم‌ترین بخش‌های آمادگی خانوارها محسوب می‌شود، زیرا مستقیماً با سلامت، امنیت و بقای انسان‌ها در ارتباط است.

@irantomarrow