ایران فردا
178 subscribers
155 photos
51 videos
438 links
رسانه تحلیلی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی
Download Telegram
🔹️ منابع غربی ادعا کردند نیروهای ویژه دریایی سپاه را در حین عملیات مین‌ریزی در تنگه هرمز مشاهده کرده‌اند.

@irantomarrow
تاریخ

در سال ۵۳ پیش از میلاد، مارکوس کراسوس، یکی از سه مرد قدرتمند روم، برای فتح ایران (امپراتوری اشکانی) به بین‌النهرین لشکر کشید. او تصور می‌کرد مانند بسیاری از سرزمین‌های دیگر، ایران نیز به‌راحتی تسلیم خواهد شد.

اما سپاه ایران به فرماندهی سورنا در نزدیکی شهر حران (Carrhae) با رومیان روبه‌رو شد. سورنا با استفاده از سواره‌نظام زره‌پوش و تیراندازان ماهر، تاکتیکی به کار برد که رومیان هرگز تجربه نکرده بودند. سواران ایرانی مدام حمله می‌کردند، تیر می‌انداختند و عقب‌نشینی می‌کردند؛ همان روشی که بعدها به «تیر پارتی» مشهور شد.

نتیجه، یکی از سنگین‌ترین شکست‌های تاریخ روم بود. حدود ۲۰ هزار سرباز رومی کشته و هزاران نفر اسیر شدند و خود کراسوس نیز کشته شد. این شکست، اعتبار نظامی روم را به شدت خدشه‌دار کرد.

چند سال بعد، ژولیوس سزار به قدرت رسید. او به‌خوبی می‌دانست که ایران اشکانی دشمنی بسیار قدرتمند است و شکست کراسوس را فراموش نکرده بود.

به همین دلیل، پس از پایان جنگ‌های داخلی روم، تصمیم گرفت با تدارکات بسیار گسترده و ارتشی بزرگ به ایران لشکرکشی کند تا شکست کراسوس را جبران کند و اقتدار روم را بازگرداند.

اما این لشکرکشی هرگز انجام نشد. در ۱۵ مارس ۴۴ پیش از میلاد (اید مارس)، سزار در جلسه سنای روم ترور شد. با مرگ او، برنامه حمله به ایران نیز متوقف شد.

@irantomarrow
🔴 فوری / سناتور لیندسی گراهام دقایقی قبل بر اثر یک بیماری ناگهانی درگذشت!

بیانیهٔ دفتر سناتور آمریکایی لیندسی گراهام:

در شامگاه شنبه، ۱۱ ژوئیه، سناتور آمریکایی لیندسی گراهام بر اثر بیماری کوتاه و ناگهانی درگذشت.

خانوادهٔ سناتور گراهام در این زمان از دعاهای همگان سپاسگزار است و در این دورهٔ فوق‌العاده دشوار، درخواست حفظ حریم خصوصی دارد.

@irantomarrow
دنیای شعار تا دنیای مسئولیت

یاسر عرب

پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و «نوشیدن جام زهر» به‌عنوان نمونه‌ای از تفاوت میان آرمان‌خواهی و مسئولیت‌ است .اینکه تجربه و قرار گرفتن در جایگاه تصمیم‌گیری، انسان را به انتخاب‌هایی می‌رساند که در دوران شعار دادن قابل تصور نبود.

میان کسی که شعار می‌دهد و کسی که مسئول تصمیم‌گیری است تفاوتی اساسی وجود دارد؛ زیرا تصمیم‌گیران باید پیامدهای انتخاب‌های خود را در قبال جان مردم، اقتصاد، امنیت و آینده کشور بپذیرند.

یکی از مشکلات فرهنگ سیاسی ایران، ارزش‌گذاری بیشتر بر خطابه و شعار نسبت به مسئولیت‌پذیری است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از منتقدان، پس از رسیدن به قدرت، ناچار به اتخاذ تصمیم‌هایی می‌شوند که پیش‌تر خودشان آن‌ها را نقد می‌کردند.

در نتیجه، جامعه‌ای که این تفاوت را درک نکند، بیشتر مجذوب شعاردهندگان می‌شود و تصمیم‌های دشوار مسئولان را به‌جای قضاوت واقع‌بینانه، با اتهام ترس یا خیانت تفسیر می‌کند.

@irantomarrow
🔴استانداری کرمان:هدف قرار گرفتن یک دکل ارتباطی در ارتفاعات استان در حمله آمریکا

@irantomarrow
ایران فردا
🔴 فوری / سناتور لیندسی گراهام دقایقی قبل بر اثر یک بیماری ناگهانی درگذشت! بیانیهٔ دفتر سناتور آمریکایی لیندسی گراهام: در شامگاه شنبه، ۱۱ ژوئیه، سناتور آمریکایی لیندسی گراهام بر اثر بیماری کوتاه و ناگهانی درگذشت. خانوادهٔ سناتور گراهام در این زمان از دعاهای…
لیندسی گراهام پس از اتفاقات دی‌ماه حتی با شاهزاده رضا پهلوی نیز دیدار کرده بود و در تجمع برلین نیز سخنرانی کرده بود و می‌توان گفت که شاهزاده و معترضان یکی از بزرگ‌ترین حامیان خود در آمریکا را از دست دادند.

@irantomarrow
ایران فردا
لیندسی گراهام پس از اتفاقات دی‌ماه حتی با شاهزاده رضا پهلوی نیز دیدار کرده بود و در تجمع برلین نیز سخنرانی کرده بود و می‌توان گفت که شاهزاده و معترضان یکی از بزرگ‌ترین حامیان خود در آمریکا را از دست دادند. @irantomarrow
لیندسی گراهام سیاستمدار جمهوری‌خواه آمریکایی، وکیل و افسر پیشین نیروی هوایی آمریکا بود.

او در سال ۱۹۵۵ در ایالت کارولینای جنوبی به دنیا آمد. پس از تحصیل حقوق، وارد نیروی هوایی آمریکا شد و به‌عنوان وکیل نظامی خدمت کرد و مدتی نیز در آلمان فعالیت داشت.


او فعالیت سیاسی خود را از دهه ۱۹۹۰ آغاز کرد، ابتدا در مجلس نمایندگان ایالت کارولینای جنوبی حضور داشت، سپس به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت و از سال ۲۰۰۳ به‌عنوان سناتور جمهوری‌خواه کارولینای جنوبی در سنای آمریکا فعالیت کرد.

گراهام یکی از چهره‌های بانفوذ حزب جمهوری‌خواه بود و به مواضع سخت‌گیرانه در سیاست خارجی شهرت داشت. او از تقویت ارتش آمریکا، حمایت از اسرائیل، مقابله با روسیه و اعمال فشار شدید علیه جمهوری اسلامی ایران حمایت می‌کرد.

او در ابتدا از منتقدان دونالد ترامپ بود، اما بعدها به یکی از متحدان نزدیک او در سنا تبدیل شد و در بسیاری از مسائل سیاست خارجی و امنیتی از سیاست‌های ترامپ حمایت کرد.

در موضوع ایران، گراهام از تحریم‌ها و فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی حمایت می‌کرد و با برخی مخالفان جمهوری اسلامی، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، دیدارهایی داشت.

به همین دلیل در میان بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور به‌عنوان یکی از حامیان سیاست فشار بر تهران شناخته می‌شد.

او از سیاستمدارانی بود که در آمریکا درباره مسائل خاورمیانه، امنیت ملی و سیاست خارجی نقش پررنگی داشت و همواره چهره‌ای موافق و مخالف جدی در میان افکار عمومی داشت.

@irantomarrow
ایران فردا
لیندسی گراهام پس از اتفاقات دی‌ماه حتی با شاهزاده رضا پهلوی نیز دیدار کرده بود و در تجمع برلین نیز سخنرانی کرده بود و می‌توان گفت که شاهزاده و معترضان یکی از بزرگ‌ترین حامیان خود در آمریکا را از دست دادند. @irantomarrow
خلاصه سخنرانی لیندسی گراهام در تجمع ایرانیان در برلین


«مردم ایران، جهان صدای شما را می‌شنود. شما برای آزادی، کرامت انسانی و آینده‌ای بهتر مبارزه می‌کنید. رژیمی که مردم خود را سرکوب می‌کند و حقوق اساسی آنان را نادیده می‌گیرد، نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند.

امروز یک لحظه تاریخی است. همان‌گونه که دیوار برلین فرو ریخت، ملت‌هایی که سال‌ها تحت فشار و سرکوب بودند، توانستند آزادی خود را به دست آورند. مردم ایران نیز شایسته آزادی و تعیین سرنوشت خود هستند.

ما در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم و خواهان ایرانی هستیم که در صلح با جهان زندگی کند، به حقوق شهروندانش احترام بگذارد و آینده خود را بدون ترس بسازد.»

او همچنین بر حمایت از معترضان ایرانی، مخالفت با جمهوری اسلامی و ضرورت فشار بیشتر بر حکومت ایران تأکید کرده بود.

@irantomarrow
لیندسی گراهام در دیدار با شاهزاده رضا پهلوی پس از کشتار دیماه ،بر حمایت از مردم ایران، مخالفت با جمهوری اسلامی و ضرورت احترام به حق مردم ایران برای تعیین آینده سیاسی خود تأکید کرده بود.

او رضا پهلوی را یکی از چهره‌های مهم مخالف جمهوری اسلامی دانست و گفت تصمیم درباره آینده ایران باید توسط خود مردم ایران گرفته شود، نه دولت‌های خارجی.

@irantomarrow
مدیرعامل دیجی کالا از افت شدید توان خرید مردم نسبت به۱۰ سال پیش خبر داد !

در سال ۹۵ پرفروش‌ترین کفش دیجی کالا ۶۵ دلار قیمت داشت و امروز پرفروش‌ترین کفش‌های سایت تنها ۶ دلار قیمت دارند.

@irantomarrow
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرد به دستور او و نتانیاهو، اسرائیل به زودی یک عملیات مستقل علیه ایران انجام خواهد داد.

@irantomarrow
👏1
شاهزاده رضا پهلوی :

از درگذشت ناگهانی سناتور لیندزی گراهام عمیقا غمگینم. او دوست استوار مردم ایران و مدافع سرسخت آزادی بود.

در لحظاتی که نیاز به شفافیت اخلاقی بود، سناتور گراهام همیشه در سمت درست ایستاد. وقتی دوستان کمیاب بودند، او در کنار مردم ایران در مبارزه‌شان با استبداد قرار گرفت

@irantomarrow
❤2
تاریخ

سال‌های پایانی شکوه امپراتوری ساسانی

در اواخر قرن ششم میلادی، ایران ساسانی و روم شرقی (بیزانس) دشمنان دیرینه یکدیگر بودند.

در سال ۵۹۰ میلادی، پس از کشمکش‌های داخلی، خسرو پرویز با کمک امپراتور روم شرقی، موریس، دوباره به تخت پادشاهی ایران بازگشت.

اما چند سال بعد، در سال ۶۰۲ میلادی، موریس توسط فرمانده‌ای به نام فوکاس سرنگون و کشته شد.

خسرو پرویز این اتفاق را بهانه‌ای برای جنگ با روم شرقی قرار داد و اعلام کرد که برای انتقام موریس و بازگرداندن نظم وارد جنگ می‌شود.

سپاه بزرگ ساسانی به فرماندهی سردارانی مانند شهروراز و شاهین به قلمرو روم شرقی حمله کرد.

در ابتدا پیروزی‌ها بسیار بزرگ بود. سپاه ایران شهرهای مهمی را گرفت:

در سال ۶۱۱ میلادی سوریه سقوط کرد.

در سال ۶۱۴ میلادی اورشلیم فتح شد و «صلیب مقدس» که مسیحیان آن را مقدس می‌دانستند به تیسفون منتقل شد.

در سال ۶۱۹ میلادی مصر، یکی از ثروتمندترین مناطق امپراتوری روم شرقی، به دست ایرانیان افتاد.

برای مدتی به نظر می‌رسید حتی ایران ساسانی در آستانه نابودی روم شرقی است. سپاه ایران حتی تا نزدیکی پایتخت روم، قسطنطنیه، رسید.

اما ورق برگشت. امپراتور جدید روم شرقی، هراکلیوس، ارتش خود را بازسازی کرد و به جای دفاع صرف، به قلب قلمرو ایران حمله کرد. او از مسیر قفقاز وارد ایران شد و چندین پیروزی به دست آورد.

در سال ۶۲۷ میلادی، نبرد نهایی در نزدیکی نینوا رخ داد و سپاه ساسانی شکست خورد.

پس از این شکست، بزرگان ایران علیه خسرو پرویز شوریدند و او را از سلطنت برکنار کردند. اندکی بعد کشته شد.

جانشینان او نتوانستند کشور را آرام کنند. جنگ طولانی با روم، خزانه را ضعیف کرده بود، اشراف قدرتمند شده بودند و اختلافات داخلی افزایش یافته بود

. چند سال بعد، سپاه مسلمانان عرب به ایران حمله کرد و در نبردهایی مانند قادسیه و نهاوند، مقاومت ساسانیان را شکست داد.

داستان خسرو پرویز داستان اوج قدرت و سپس فرسایش ایران ساسانی است؛ پادشاهی که بزرگ‌ترین فتوحات نظامی ایران پس از هخامنشیان را به دست آورد، اما جنگ‌های طولانی او در نهایت دو امپراتوری بزرگ منطقه را خسته و آسیب‌پذیر کرد.

@irantomarrow
پاسخ به تاریخ؛ روایت پادشاهی در تبعید

«پاسخ به تاریخ» فقط یک کتاب خاطرات نیست؛ صدای مردی است که پس از سال‌ها قرار گرفتن در مرکز قدرت، خود را در پایان راه، دور از وطن و در برابر قضاوت تاریخ می‌بیند.

محمدرضا شاه پهلوی در این کتاب تلاش می‌کند روایت خود را از سال‌های کودکی و سلطنت، آرزوهایش برای توسعه ایران، تصمیم‌های دشوار و روزهای سقوط حکومتش بازگو کند.

در لابه‌لای صفحات این کتاب، تصویری از پادشاهی دیده می‌شود که خود را مسئول آینده کشوری می‌دانست که می‌خواست آن را به سوی پیشرفت و جایگاهی بزرگ در جهان ببرد، اما سرانجام در میان موجی از اعتراضات، اختلافات داخلی و فشارهای خارجی، تاج و تختش را از دست داد و آخرین سال‌های زندگی را در غربت گذراند.

فارغ از قضاوت‌های موافق و مخالف درباره دوران پهلوی، «پاسخ به تاریخ» روایت انسانی است که در پایان عمر، با خاطرات قدرت، پیروزی‌ها، اشتباهات و شکست‌های خود روبه‌رو شده است؛ روایتی از فاصله میان روزهای شکوه و لحظه‌های تنهایی.

این کتاب تلاشی است برای ثبت نگاه یک پادشاه به تاریخ؛ نگاهی که می‌خواست نشان دهد پشت تصمیم‌های سیاسی، انسانی با امیدها، نگرانی‌ها و رؤیاهایی برای کشورش وجود داشته است.

@irantomarrow
محمدرضا شاه پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویه ۱۹۷۹) ایران را ترک کرد؛ سفری که برای او قرار بود موقتی باشد، اما به آخرین خروجش از سرزمینی تبدیل شد که بیش از ۳۷ سال بر آن حکومت کرده بود.

او پس از ترک ایران، از مصر به مراکش، سپس به باهاما، مکزیک، آمریکا و پاناما رفت؛ پادشاهی که روزی در کاخ‌های تهران تصمیم می‌گرفت، اکنون‌تنها در جست‌وجوی جایی امن برای زندگی و درمان بیماری خود بود.

در ماه‌های پایانی، بیش از آنکه به قدرت بیندیشد، با تنهایی، بیماری سرطان و خاطرات گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

مردی که سال‌ها نماد اقتدار یک حکومت بود، در تبعید شاهد فروپاشی نظامی بود که همه عمرش را برای آن گذاشته بود.

در میان سفرهای بی‌پایان، فشارهای سیاسی و نگرانی از آینده، تنها بخشی از دوستان قدیمی و چند رهبر خارجی در کنارش ماندند.

سرانجام در اردیبهشت ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) به مصر بازگشت؛ همان کشوری که نخستین پناه او پس از خروج از ایران بود.

چند ماه بعد، در ۵ مرداد ۱۳۵۹ (۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰) در قاهره درگذشت.

زندگی او از تخت سلطنت تا غربت، روایتی از فراز و فرود قدرت بود؛ مردی که در پایان عمر، نه در میان شکوه کاخ‌ها، بلکه در تبعید و دور از سرزمینی که بر آن فرمان رانده بود، چشم از جهان فروبست.

@irantomarrow
ایران فردا
پاسخ به تاریخ؛ روایت پادشاهی در تبعید «پاسخ به تاریخ» فقط یک کتاب خاطرات نیست؛ صدای مردی است که پس از سال‌ها قرار گرفتن در مرکز قدرت، خود را در پایان راه، دور از وطن و در برابر قضاوت تاریخ می‌بیند. محمدرضا شاه پهلوی در این کتاب تلاش می‌کند روایت خود را…
محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» برنامه‌های پنج‌ساله توسعه را یکی از ستون‌های اصلی سیاست نوسازی ایران معرفی می‌کند.

او توضیح می‌دهد که از دهه ۱۳۲۰ به بعد، دولت ایران برای برنامه‌ریزی اقتصادی از الگوی برنامه‌های عمرانی پنج‌ساله استفاده کرد و هدف آن تبدیل اقتصاد سنتی ایران به یک اقتصاد صنعتی و مدرن بود.

مهم‌ترین برنامه‌هایی که در دوران او اجرا شدند:
برنامه اول عمرانی (۱۳۲۷–۱۳۳۴ / ۱۹۴۸–۱۹۵۵)
شاه اشاره می‌کند که این برنامه بیشتر بر بازسازی اقتصادی، توسعه کشاورزی، راه‌سازی، سدسازی و ایجاد زیرساخت‌های اولیه تمرکز داشت، اما به دلیل مشکلات سیاسی، کمبود منابع و بحران نفتی ناشی از ملی شدن نفت، اهداف آن به‌طور کامل محقق نشد.

برنامه دوم عمرانی (۱۳۳۴–۱۳۴۱ / ۱۹۵۵–۱۹۶۲)
در این دوره تمرکز بیشتر بر توسعه زیرساخت‌ها، افزایش تولید کشاورزی، ایجاد صنایع پایه و گسترش شبکه حمل‌ونقل بود. شاه این دوره را آغاز یک برنامه‌ریزی منظم‌تر اقتصادی می‌دانست.

برنامه سوم عمرانی (۱۳۴۱–۱۳۴۶ / ۱۹۶۲–۱۹۶۷)
شاه این برنامه را نقطه عطف توسعه ایران معرفی می‌کند. در این دوره، پس از آغاز انقلاب سفید، سرمایه‌گذاری در صنعت، آموزش، کشاورزی، راه‌ها و برق افزایش یافت. رشد اقتصادی ایران در این دوره بسیار بالا بود و صنایع جدیدی شکل گرفتند.

برنامه چهارم عمرانی (۱۳۴۷–۱۳۵۱ / ۱۹۶۸–۱۹۷۲)
تمرکز این برنامه بیشتر بر صنعتی‌سازی گسترده، توسعه صنایع سنگین، پتروشیمی، فولاد، ماشین‌سازی، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های شهری بود. شاه معتقد بود ایران در این دوره از مرحله توسعه مقدماتی عبور کرده و وارد مرحله صنعتی شدن شده است.

برنامه پنجم عمرانی (۱۳۵۲–۱۳۵۶ / ۱۹۷۳–۱۹۷۷)
این برنامه پس از افزایش شدید درآمدهای نفتی طراحی شد و بسیار بلندپروازانه بود. هدف آن شتاب دادن به صنعتی شدن، توسعه رفاه اجتماعی، آموزش، بهداشت، مسکن، حمل‌ونقل و نزدیک کردن ایران به کشورهای صنعتی بود. اما افزایش سریع هزینه‌های دولتی، کمبود نیروی متخصص، تورم و مشکلات اجرایی باعث شد بخشی از اهداف آن با مشکل روبه‌رو شود.

شاه در «پاسخ به تاریخ» تأکید می‌کند که اشتباه اصلی را نه در اصل برنامه‌های توسعه، بلکه در سرعت بیش از حد اجرای برخی طرح‌ها پس از جهش درآمد نفتی می‌دانست.

او معتقد بود ایران در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت صنعتی قرار داشت، اما بحران سیاسی سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ این روند را برای همیشه متوقف کرد.

@irantomarrow
محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» نگاه بسیار انتقادی به آیت‌الله خمینی و مخالفان حکومتش دارد.

او انقلاب ۱۳۵۷ را نه نتیجه صرفاً نارضایتی داخلی، بلکه حاصل ترکیبی از تبلیغات مخالفان، اشتباهات سیاسی، فشارهای خارجی و ضعف مدیریت بحران می‌داند.

درباره خمینی، شاه او را شخصیتی معرفی می‌کند که با استفاده از احساسات مذهبی مردم و شعارهایی مانند عدالت و مبارزه با فساد توانست حمایت بخشی از جامعه را جلب کند. شاه معتقد بود خمینی برنامه روشنی برای اداره کشور نداشت و بیشتر بر مخالفت با سلطنت و بسیج مذهبی تکیه می‌کرد.

او همچنین از اینکه بسیاری از گروه‌های سیاسی مختلف ــ از ملی‌گراها و چپ‌ها تا مذهبی‌ها ــ در مقطعی علیه سلطنت متحد شدند، انتقاد می‌کند.

درباره مخالفان سیاسی، شاه می‌نویسد که گروه‌های مختلف با وجود اختلافات عمیق ایدئولوژیک، در هدف براندازی حکومت با هم همسو شدند. او به‌ویژه از نیروهای چپ، مارکسیست‌ها، سازمان مجاهدین خلق و برخی روشنفکران و روحانیون منتقد یاد می‌کند و معتقد است بسیاری از آنان تصویری غیرواقعی از آینده پس از سقوط سلطنت ارائه دادند.

شاه همچنین در کتابش به نقش روشنفکران و رسانه‌ها اشاره می‌کند و معتقد است بخشی از انتقادها نسبت به حکومتش، مانند متهم کردن نظام به دیکتاتوری یا وابستگی کامل به غرب، اغراق‌آمیز بوده است.

او می‌گوید مخالفان بیشتر بر مشکلات سیاسی و آزادی‌ها تمرکز داشتند و دستاوردهای اقتصادی و عمرانی دوران او را نادیده می‌گرفتند.

در عین حال، شاه در بخش‌هایی از کتاب به اشتباهات حکومت خود نیز اشاره می‌کند؛ از جمله اینکه حکومت نتوانست ارتباط مؤثری با مردم برقرار کند، فضای سیاسی را به اندازه کافی باز نکرد و اجازه داد فاصله میان حکومت و جامعه افزایش یابد.

او شکست خود را بیشتر نتیجه ترکیبی از خطاهای داخلی، اتحاد موقت مخالفان و شرایط بین‌المللی می‌داند.

@irantomarrow
محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» درباره نقش کشورهای خارجی در سقوط حکومتش دیدگاه انتقادی دارد.

او معتقد بود انقلاب ۱۳۵۷ فقط یک تحول داخلی نبود و عوامل خارجی نیز در تضعیف حکومت او نقش داشتند.

او درباره آمریکا می‌نویسد که احساس کرد دولت جیمی کارتر، به‌ویژه پس از مطرح شدن موضوع حقوق بشر، حمایت قاطع گذشته از حکومت ایران را کنار گذاشت.

شاه معتقد بود فشارهای سیاسی آمریکا درباره آزادی‌های مدنی و انتقاد از وضعیت حقوق بشر، پیام ضعف به مخالفان داد و باعث شد آنان جسورتر شوند.

با این حال، او در کتابش می‌گوید آمریکا مستقیماً انقلاب را طراحی نکرد، بلکه در لحظه بحران از حمایت کامل از او خودداری کرد.

درباره بریتانیا، شاه به سابقه طولانی دخالت این کشور در امور ایران اشاره می‌کند و معتقد بود برخی محافل انگلیسی نسبت به سیاست‌های مستقل‌تر ایران در دهه‌های پایانی سلطنت او رضایت نداشتند.

او به‌خصوص از نقش تاریخی بریتانیا در دوره قاجار و بحران‌های نفتی گذشته یاد می‌کند.

درباره اتحاد جماهیر شوروی، شاه معتقد بود شوروی از مخالفان چپ‌گرا و نیروهایی که علیه نظام سلطنتی فعالیت می‌کردند، حمایت سیاسی و تبلیغاتی می‌کرد، زیرا گسترش نفوذ غرب در ایران را تهدیدی برای منافع خود می‌دانست.

او همچنین از برخی رسانه‌های غربی انتقاد می‌کند و معتقد بود تصویر حکومت او در سال‌های پایانی، به‌ویژه در رسانه‌های بین‌المللی، بیشتر بر مشکلات سیاسی متمرکز شده و دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی را کمتر نشان داده است.

در مجموع، نگاه شاه در «پاسخ به تاریخ» این است که غرب، به‌خصوص آمریکا، در لحظه بحران او را تنها گذاشت؛ شوروی از مخالفان بهره‌برداری کرد؛ و فضای بین‌المللی علیه سلطنت تغییر کرد.

@irantomarrow
محمدرضا شاه پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» از پدرش، رضاشاه پهلوی، با احترام و تحسین یاد می‌کند و او را بنیان‌گذار ایران نوین می‌داند.

او رضاشاه را مردی با اراده‌ای قوی، میهن‌پرست و مصمم معرفی می‌کند که پس از سال‌ها ضعف حکومت قاجار تلاش کرد یک دولت مرکزی قدرتمند ایجاد کند. به باور محمدرضا شاه، پدرش کشوری فقیر و پراکنده را تحویل گرفت و با ایجاد ارتش نوین، توسعه راه‌ها و راه‌آهن، تأسیس دانشگاه تهران، گسترش آموزش جدید، اصلاح نظام اداری و دادگستری و کاهش نفوذ قدرت‌های خارجی، پایه‌های نوسازی ایران را بنا گذاشت.

او کناره‌گیری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ (سپتامبر ۱۹۴۱) را نتیجه اشغال ایران توسط نیروهای بریتانیا و شوروی در جنگ جهانی دوم می‌دانست و معتقد بود پدرش قربانی فشارهای خارجی شد.

در نگاه محمدرضا شاه، رضاشاه شخصیتی بود که مسیر گذار ایران از یک نظام سنتی و ضعیف به سوی یک کشور مدرن را آغاز کرد.

@irantomarrow
🔥1