تاریخ
داستان استقلال بحرین
🔹بحرین در دورههای مختلف تاریخی با ایران پیوندهایی داشت و در دورههایی مانند صفویه تحت نفوذ یا حاکمیت ایران قرار گرفت، اما این کنترل همواره پایدار و مستقیم نبود.
🔹در سال ۱۷۸۳ میلادی خاندان آلخلیفه کنترل بحرین را به دست گرفتند و حکومت محلی خود را در جزیره تشکیل دادند.
🔹از قرن نوزدهم، بریتانیا با قراردادهای سیاسی و نظامی، نفوذ گستردهای در بحرین پیدا کرد و این جزیره عملاً تحت حمایت بریتانیا قرار گرفت؛ در حالی که آلخلیفه اداره داخلی آن را بر عهده داشتند.
🔹در دهههای منتهی به استقلال، ایران هیچ نقش اجرایی یا اداری در اداره بحرین نداشت و این جزیره عملاً نه یک استان تحت اداره دولت ایران، بلکه سرزمینی با حکومت محلی آلخلیفه و تحت نفوذ بریتانیا بود.
🔹در دهه ۱۹۶۰، با تصمیم بریتانیا برای خروج از خلیج فارس و بحرین، موضوع آینده بحرین مطرح شد. ایران ادعای تاریخی خود نسبت به جزیره را مطرح کرد، اما برای حل اختلاف، موضوع به سازمان ملل ارجاع شد.
🔹گزارش سازمان ملل در سال ۱۹۷۰ اعلام کرد که اکثریت مردم بحرین خواهان استقلال هستند.
سازمان ملل ، یک هیأت حقیقتیاب به ریاست دیپلمات ایتالیایی ویتوریو وینسپیر گویچاردی را به بحرین فرستاد تا نظر مردم را بررسی کند.
🔹این هیأت با گروههای مختلف مردم، رهبران اجتماعی، مذهبی، سیاسی و قبیلهای دیدار کرد و نتیجه گرفت که اکثریت مردم بحرین خواهان استقلال هستند و نه پیوستن به ایران.
ایران این روند را پذیرفت و از ادعای حاکمیت خود صرفنظر کرد.
🔹بحرین در ۱۵ اوت ۱۹۷۱ استقلال یافت. بنابراین، جدایی بحرین بیشتر پایان یک ادعای تاریخی ایران بر جزیرهای بود که در زمان استقلال، سالها خارج از اداره مستقیم ایران و تحت حکومت آلخلیفه و نفوذ بریتانیا قرار داشت.
@irantomarrow
داستان استقلال بحرین
🔹بحرین در دورههای مختلف تاریخی با ایران پیوندهایی داشت و در دورههایی مانند صفویه تحت نفوذ یا حاکمیت ایران قرار گرفت، اما این کنترل همواره پایدار و مستقیم نبود.
🔹در سال ۱۷۸۳ میلادی خاندان آلخلیفه کنترل بحرین را به دست گرفتند و حکومت محلی خود را در جزیره تشکیل دادند.
🔹از قرن نوزدهم، بریتانیا با قراردادهای سیاسی و نظامی، نفوذ گستردهای در بحرین پیدا کرد و این جزیره عملاً تحت حمایت بریتانیا قرار گرفت؛ در حالی که آلخلیفه اداره داخلی آن را بر عهده داشتند.
🔹در دهههای منتهی به استقلال، ایران هیچ نقش اجرایی یا اداری در اداره بحرین نداشت و این جزیره عملاً نه یک استان تحت اداره دولت ایران، بلکه سرزمینی با حکومت محلی آلخلیفه و تحت نفوذ بریتانیا بود.
🔹در دهه ۱۹۶۰، با تصمیم بریتانیا برای خروج از خلیج فارس و بحرین، موضوع آینده بحرین مطرح شد. ایران ادعای تاریخی خود نسبت به جزیره را مطرح کرد، اما برای حل اختلاف، موضوع به سازمان ملل ارجاع شد.
🔹گزارش سازمان ملل در سال ۱۹۷۰ اعلام کرد که اکثریت مردم بحرین خواهان استقلال هستند.
سازمان ملل ، یک هیأت حقیقتیاب به ریاست دیپلمات ایتالیایی ویتوریو وینسپیر گویچاردی را به بحرین فرستاد تا نظر مردم را بررسی کند.
🔹این هیأت با گروههای مختلف مردم، رهبران اجتماعی، مذهبی، سیاسی و قبیلهای دیدار کرد و نتیجه گرفت که اکثریت مردم بحرین خواهان استقلال هستند و نه پیوستن به ایران.
ایران این روند را پذیرفت و از ادعای حاکمیت خود صرفنظر کرد.
🔹بحرین در ۱۵ اوت ۱۹۷۱ استقلال یافت. بنابراین، جدایی بحرین بیشتر پایان یک ادعای تاریخی ایران بر جزیرهای بود که در زمان استقلال، سالها خارج از اداره مستقیم ایران و تحت حکومت آلخلیفه و نفوذ بریتانیا قرار داشت.
@irantomarrow
حمله امریکا به پل «آق تکه خان» واقع در شهرستان آققلا در استان گلستان ،دنبال مسدود کردن مسیرهای ارتباطی ایران با کریدور شرقی و روسیه است.
@irantomarrow
@irantomarrow
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری اسلامی در حال گرفتن دانشجو از افغانستان برای رشته های پرستاری و مامایی ،بدون شرکت در کنکور ایران هست.
@irantomarrow
@irantomarrow
دیشب آمریکا به پل دگونچی آققلا در استان گلستان هم حمله کرد.
خط آهن آققلا به روسیه از طریق مرز ریلی اینچهبرون (در فاصله حدود ۷۰ کیلومتری شمال آققلا) متصل می شود.
این مسیر به عنوان کریدور شرقی شمال-جنوب، از ایران به ترکمنستان و قزاقستان رفته و نهایتاً به شبکه ریلی روسیه میپیوندد.
در واقع امریکا می خواهد بگوید دیگر نخواهیم گذاشت از طرق دیگر محاصره دریایی را دور بزنید .
@irantomarrow
خط آهن آققلا به روسیه از طریق مرز ریلی اینچهبرون (در فاصله حدود ۷۰ کیلومتری شمال آققلا) متصل می شود.
این مسیر به عنوان کریدور شرقی شمال-جنوب، از ایران به ترکمنستان و قزاقستان رفته و نهایتاً به شبکه ریلی روسیه میپیوندد.
در واقع امریکا می خواهد بگوید دیگر نخواهیم گذاشت از طرق دیگر محاصره دریایی را دور بزنید .
@irantomarrow
❤1
حملات هوایی آمریکا به ایران در دو روز گذشته ۱۴ کشته و ۷۸ مجروح بر جای گذاشت
حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت:
🔹در حالی که آتشبس برقرار بود، آمریکا در روزهای ۱۷ و ۱۸ تیر ۱۴۰۵ پنج استان ایران را هدف حمله قرار داد؛ حملاتی که تاکنون ۱۴ کشته و ۷۸ مصدوم بر جای گذاشته است.
@irantomarrow
حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت:
🔹در حالی که آتشبس برقرار بود، آمریکا در روزهای ۱۷ و ۱۸ تیر ۱۴۰۵ پنج استان ایران را هدف حمله قرار داد؛ حملاتی که تاکنون ۱۴ کشته و ۷۸ مصدوم بر جای گذاشته است.
@irantomarrow
❤1
علیرغم ثبات نسبی قیمت در بازار اغلب محصولات غیر خوراکی ،افزایش قیمت مواد غذایی همچنان ادامه دار است.
@irantomarrow
@irantomarrow
🔵فوری :
طبق گزارشات آمریکا از طریق حریم هوایی ترکمنستان به ایران حمله کرد و رادارهای گرگان وپلراه آهن را زده است
@irantomarrow
طبق گزارشات آمریکا از طریق حریم هوایی ترکمنستان به ایران حمله کرد و رادارهای گرگان وپلراه آهن را زده است
@irantomarrow
وقتی بستن راه دریا، رؤیای جنگ را نزدیکتر میکند
تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی برای همیشه نمیتواند مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را به گروگان بگیرد.
آبهای آزاد، شریان اقتصاد جهان هستند و هر کشوری که تلاش کند با تهدید، مینگذاری، توقیف کشتیها یا ایجاد ناامنی، این مسیرها را مختل کند، خود را در معرض واکنش شدید قدرتهای بزرگ قرار میدهد.
ایران از موقعیت جغرافیایی خود در خلیج فارس بهعنوان یک ابزار فشار سیاسی و نظامی استفاده میکند. اما تبدیل کردن امنیت کشتیرانی بینالمللی به اهرم چانهزنی، میتواند محاسباتی خطرناک باشد؛ زیرا در برابر قدرتهایی که منافع اقتصادی و نظامی گستردهای در آزادی دریانوردی دارند، چنین اقدامی ممکن است نهتنها در نهایت نتیجه مطلوب نداشته باشد، بلکه بهانهای برای برخوردهای سختتر فراهم کند.
دونالد ترامپ، با رویکردی که در دورههای گذشته نیز بر نمایش قدرت، فشار حداکثری و پاسخهای غیرمتعارف تأکید داشته است، ممکن است در برابر چنین اقداماتی به دنبال گزینههایی باشد که دیگر فراتر از حملات محدود تعریف میشوند.
در چنین فضایی، حتی سناریوهایی مانند حمله به مراکز نظامی، محاصره دریایی یا تلاش برای کنترل نقاط راهبردی در خلیج فارس میتواند وارد محاسبات تصمیمگیران آمریکا شود.
جزایر ایرانی در خلیج فارس، به دلیل موقعیت استراتژیک، اهمیت نظامی و نزدیکی به مسیرهای انرژی، از جمله مناطقی هستند که در هر بحران بزرگ منطقهای اهمیت ویژه پیدا میکنند.
اگر تهران تصور کند که میتواند با تهدید کشتیرانی یا فشار نظامی، طرف مقابل را عقب براند، ممکن است با واکنشی روبهرو شود که بسیار فراتر از انتظارش باشد و تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که اشتباه در محاسبه و دستکم گرفتن اراده طرف مقابل، گاهی کشورها را به سمت بحرانهایی سوق میدهد که کنترل آن از دست همه خارج میشود.
مسئله اصلی این است که امنیت دریاها و تجارت جهانی خط قرمز بسیاری از قدرتهاست.
کشوری که بخواهد این خطوط را به ابزار فشار تبدیل کند، ممکن است در نهایت به جای امتیازگیری، زمینهساز اقدامی شود که هزینههای آن برایش بسیار سنگینتر از پیشبینیهای اولیه باشد.
در سیاست خارجی، گاهی یک تصمیم تهاجمی برای نشان دادن قدرت، نتیجهای معکوس دارد: دشمن را متحدتر میکند، فشارها را افزایش میدهد و طرف مقابل را به انتخاب گزینههایی سوق میدهد که پیش از آن شاید روی میز نبودند.
@irantomarrow
تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی برای همیشه نمیتواند مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را به گروگان بگیرد.
آبهای آزاد، شریان اقتصاد جهان هستند و هر کشوری که تلاش کند با تهدید، مینگذاری، توقیف کشتیها یا ایجاد ناامنی، این مسیرها را مختل کند، خود را در معرض واکنش شدید قدرتهای بزرگ قرار میدهد.
ایران از موقعیت جغرافیایی خود در خلیج فارس بهعنوان یک ابزار فشار سیاسی و نظامی استفاده میکند. اما تبدیل کردن امنیت کشتیرانی بینالمللی به اهرم چانهزنی، میتواند محاسباتی خطرناک باشد؛ زیرا در برابر قدرتهایی که منافع اقتصادی و نظامی گستردهای در آزادی دریانوردی دارند، چنین اقدامی ممکن است نهتنها در نهایت نتیجه مطلوب نداشته باشد، بلکه بهانهای برای برخوردهای سختتر فراهم کند.
دونالد ترامپ، با رویکردی که در دورههای گذشته نیز بر نمایش قدرت، فشار حداکثری و پاسخهای غیرمتعارف تأکید داشته است، ممکن است در برابر چنین اقداماتی به دنبال گزینههایی باشد که دیگر فراتر از حملات محدود تعریف میشوند.
در چنین فضایی، حتی سناریوهایی مانند حمله به مراکز نظامی، محاصره دریایی یا تلاش برای کنترل نقاط راهبردی در خلیج فارس میتواند وارد محاسبات تصمیمگیران آمریکا شود.
جزایر ایرانی در خلیج فارس، به دلیل موقعیت استراتژیک، اهمیت نظامی و نزدیکی به مسیرهای انرژی، از جمله مناطقی هستند که در هر بحران بزرگ منطقهای اهمیت ویژه پیدا میکنند.
اگر تهران تصور کند که میتواند با تهدید کشتیرانی یا فشار نظامی، طرف مقابل را عقب براند، ممکن است با واکنشی روبهرو شود که بسیار فراتر از انتظارش باشد و تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که اشتباه در محاسبه و دستکم گرفتن اراده طرف مقابل، گاهی کشورها را به سمت بحرانهایی سوق میدهد که کنترل آن از دست همه خارج میشود.
مسئله اصلی این است که امنیت دریاها و تجارت جهانی خط قرمز بسیاری از قدرتهاست.
کشوری که بخواهد این خطوط را به ابزار فشار تبدیل کند، ممکن است در نهایت به جای امتیازگیری، زمینهساز اقدامی شود که هزینههای آن برایش بسیار سنگینتر از پیشبینیهای اولیه باشد.
در سیاست خارجی، گاهی یک تصمیم تهاجمی برای نشان دادن قدرت، نتیجهای معکوس دارد: دشمن را متحدتر میکند، فشارها را افزایش میدهد و طرف مقابل را به انتخاب گزینههایی سوق میدهد که پیش از آن شاید روی میز نبودند.
@irantomarrow
❤1
دلار؛ نمایش کاهش قیمت با وعده توافق یا بازی با اعتماد مردم؟
در حالیکه رسانهها و کانالهای حکومتی با هیاهو از احتمال سقوط دلار به ۱۲۰ هزار تومان سخن میگفتند، در حالیکه کارشناسان کف قیمت محتمل را حتی با توافق ۱۵۰۰۰۰ تومان میدانستند، بازار بار دیگر واقعیت دیگری را نشان داد.
دلار که تا حدود ۱۵۳ هزار تومان پایین آمده بود، تنها مدت کوتاهی بعد با جهشی نزدیک به ۳۰ هزار تومان، دوباره به بالای ۱۸۰ هزار تومان بازگشت.
این رفتوبرگشتهای شدید دیگر برای مردم پدیدهای تازه نیست. سالهاست هر زمان که فشار اقتصادی افزایش مییابد، روایتهایی درباره «کنترل بازار»، «کاهش قیمت ارز» و «بازگشت آرامش» منتشر میشود، اما پس از فروکش کردن فضای خبری، نرخ ارز دوباره مسیر صعودی خود را ادامه میدهد.
موضوع فقط قیمت دلار نیست؛ مسئله اعتماد از دسترفته است. وقتی ارزش پول ملی هر روز کاهش پیدا میکند و مردم شاهد کوچکتر شدن سفرههایشان هستند، اعلام قیمتهای مقطعی و تبلیغاتی نمیتواند واقعیت اقتصادی را تغییر دهد. اقتصاد با خبرسازی اداره نمیشود؛ با ثبات، تولید، سرمایهگذاری و اعتماد عمومی اداره میشود.
در این میان، نوسانات شدید ارز بیش از همه به نفع کسانی تمام میشود که قدرت پیشبینی، دسترسی به اطلاعات یا امکان اثرگذاری بر بازار را دارند که در یک کلام حکومت و وابستگانش هستند.
در حالیکه مردم عادی برای حفظ ارزش اندک دارایی خود سردرگم میان خرید و فروش ارز، طلا و کالاهای اساسی هستند، عدهای از همین بیثباتی سودهای هنگفت به دست میآورند.
بازگشت دوباره دلار به بالای ۱۸۰ هزار تومان پس از تبلیغ کاهش قیمت، یک پیام روشن دارد: بحران ارز با اعلامیه و وعده حل نمیشود.
فاصله میان آمارهای رسمی و واقعیت خیابان هر روز بیشتر میشود و همین فاصله، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را فرسودهتر میکند
.
اگر سیاستهای اقتصادی تغییر نکند و دلایل اصلی سقوط ارزش پول ملی درمان نشود، هر کاهش مقطعی دلار تنها فرصتی برای یک نمایش کوتاه خواهد بود؛ نمایشی که پایان آن را بازار، نه تبلیغات، تعیین میکند.
@irantomarrow
در حالیکه رسانهها و کانالهای حکومتی با هیاهو از احتمال سقوط دلار به ۱۲۰ هزار تومان سخن میگفتند، در حالیکه کارشناسان کف قیمت محتمل را حتی با توافق ۱۵۰۰۰۰ تومان میدانستند، بازار بار دیگر واقعیت دیگری را نشان داد.
دلار که تا حدود ۱۵۳ هزار تومان پایین آمده بود، تنها مدت کوتاهی بعد با جهشی نزدیک به ۳۰ هزار تومان، دوباره به بالای ۱۸۰ هزار تومان بازگشت.
این رفتوبرگشتهای شدید دیگر برای مردم پدیدهای تازه نیست. سالهاست هر زمان که فشار اقتصادی افزایش مییابد، روایتهایی درباره «کنترل بازار»، «کاهش قیمت ارز» و «بازگشت آرامش» منتشر میشود، اما پس از فروکش کردن فضای خبری، نرخ ارز دوباره مسیر صعودی خود را ادامه میدهد.
موضوع فقط قیمت دلار نیست؛ مسئله اعتماد از دسترفته است. وقتی ارزش پول ملی هر روز کاهش پیدا میکند و مردم شاهد کوچکتر شدن سفرههایشان هستند، اعلام قیمتهای مقطعی و تبلیغاتی نمیتواند واقعیت اقتصادی را تغییر دهد. اقتصاد با خبرسازی اداره نمیشود؛ با ثبات، تولید، سرمایهگذاری و اعتماد عمومی اداره میشود.
در این میان، نوسانات شدید ارز بیش از همه به نفع کسانی تمام میشود که قدرت پیشبینی، دسترسی به اطلاعات یا امکان اثرگذاری بر بازار را دارند که در یک کلام حکومت و وابستگانش هستند.
در حالیکه مردم عادی برای حفظ ارزش اندک دارایی خود سردرگم میان خرید و فروش ارز، طلا و کالاهای اساسی هستند، عدهای از همین بیثباتی سودهای هنگفت به دست میآورند.
بازگشت دوباره دلار به بالای ۱۸۰ هزار تومان پس از تبلیغ کاهش قیمت، یک پیام روشن دارد: بحران ارز با اعلامیه و وعده حل نمیشود.
فاصله میان آمارهای رسمی و واقعیت خیابان هر روز بیشتر میشود و همین فاصله، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را فرسودهتر میکند
.
اگر سیاستهای اقتصادی تغییر نکند و دلایل اصلی سقوط ارزش پول ملی درمان نشود، هر کاهش مقطعی دلار تنها فرصتی برای یک نمایش کوتاه خواهد بود؛ نمایشی که پایان آن را بازار، نه تبلیغات، تعیین میکند.
@irantomarrow
✅بر اساس گزارشات پل راه آهن آققلا که در شمال گرگان و استان گلستان منفجر شده است.
این خط ریلی از اینچه برون به ترکمنستان متصل بود و در محاصره اخیر در انتقال کالاهای تحریمی از چین مورد استفاده قرار میگرفت.
@irantomarrow
این خط ریلی از اینچه برون به ترکمنستان متصل بود و در محاصره اخیر در انتقال کالاهای تحریمی از چین مورد استفاده قرار میگرفت.
@irantomarrow
🌎 ادعاهای بزرگ و واقعیتهای کوچک
🌑 جعفر بخشی بینیاز
نویسنده و روزنامهنگار
🌐 سالهاست جامعه شاهد شعارهای بزرگ، وعدههای انتقام و ادعاهای قدرت بیرقیب است؛ اما میان این سخنان و واقعیتهای میدانی فاصلهای جدی وجود دارد.
با وعدهها و تهدیدهای مطرحشده ، اگر این تواناییها واقعی است، چرا در موقعیتهای عملی به نتیجهای متناسب با ادعاها نمیرسد؟
🌐 تضاد میان تبلیغات پیروزی و نتایج عملی و ، تکرار شعارهای بزرگ بدون دستاورد ملموس، به مرور باعث کاهش اعتماد عمومی میشود.
از نگاه نویسنده، جامعه بیش از هر چیز عملکرد واقعی را میسنجد، نه بیانیهها و وعدههای پرطمطراق.
🌐 در نهایت، تاریخ نه بر اساس ادعاها و نمایشهای تبلیغاتی، بلکه بر پایه واقعیتهای سیاسی و نظامی قضاوت خواهد کرد.
@irantomarrow
🌑 جعفر بخشی بینیاز
نویسنده و روزنامهنگار
🌐 سالهاست جامعه شاهد شعارهای بزرگ، وعدههای انتقام و ادعاهای قدرت بیرقیب است؛ اما میان این سخنان و واقعیتهای میدانی فاصلهای جدی وجود دارد.
با وعدهها و تهدیدهای مطرحشده ، اگر این تواناییها واقعی است، چرا در موقعیتهای عملی به نتیجهای متناسب با ادعاها نمیرسد؟
🌐 تضاد میان تبلیغات پیروزی و نتایج عملی و ، تکرار شعارهای بزرگ بدون دستاورد ملموس، به مرور باعث کاهش اعتماد عمومی میشود.
از نگاه نویسنده، جامعه بیش از هر چیز عملکرد واقعی را میسنجد، نه بیانیهها و وعدههای پرطمطراق.
🌐 در نهایت، تاریخ نه بر اساس ادعاها و نمایشهای تبلیغاتی، بلکه بر پایه واقعیتهای سیاسی و نظامی قضاوت خواهد کرد.
@irantomarrow
کاخ سفید خود را برای درگیری احتمالی با ایران آماده میکند؛ درگیریای که ممکن است یک یا دو روز، یک هفته یا حتی یک ماه به طول بینجامد.
ترامپ:
امروز و فردا روزهای بدی برای ایران خواهد بود.
@irantomarrow
ترامپ:
امروز و فردا روزهای بدی برای ایران خواهد بود.
@irantomarrow
واکنش هنرمندان به تشییع خامنه ای
آزیتا ترکاشوند: مراسم تشییع را نماد شکوه، اقتدار و وفاداری مردم به رهبر شهید دانست.
محمد فیلی: حضور گسترده مردم را نشانه حمایت همیشگی از نظام و انقلاب عنوان کرد.
زهرا داوودنژد: از تأثیر عاطفی مراسم گفت و رهبر شهید را الهامبخش ملت توصیف کرد.
امیر غفارمنش: با انتشار تصویری از مراسم، اعلام کرد که در عزای رهبر شهید سوگوار است.
پرواز همای: با حضور در مراسم، از نقش رهبر شهید در فرهنگ و هنر تجلیل کرد.
مهران رجبی: تشییع را جلوه عشق، احترام و دلبستگی مردم به آرمانهای رهبر شهید دانست.
پردیس احمدیه: با متنی احساسی، بر ادامه راه رهبر شهید و وفاداری به آرمانهای او تأکید کرد.
زانکو: حضور در مراسم را وظیفه هر ایرانی، فارغ از اختلاف دیدگاهها، عنوان کرد.
@irantomarrow
آزیتا ترکاشوند: مراسم تشییع را نماد شکوه، اقتدار و وفاداری مردم به رهبر شهید دانست.
محمد فیلی: حضور گسترده مردم را نشانه حمایت همیشگی از نظام و انقلاب عنوان کرد.
زهرا داوودنژد: از تأثیر عاطفی مراسم گفت و رهبر شهید را الهامبخش ملت توصیف کرد.
امیر غفارمنش: با انتشار تصویری از مراسم، اعلام کرد که در عزای رهبر شهید سوگوار است.
پرواز همای: با حضور در مراسم، از نقش رهبر شهید در فرهنگ و هنر تجلیل کرد.
مهران رجبی: تشییع را جلوه عشق، احترام و دلبستگی مردم به آرمانهای رهبر شهید دانست.
پردیس احمدیه: با متنی احساسی، بر ادامه راه رهبر شهید و وفاداری به آرمانهای او تأکید کرد.
زانکو: حضور در مراسم را وظیفه هر ایرانی، فارغ از اختلاف دیدگاهها، عنوان کرد.
@irantomarrow
تبدیل ایران به ضاحیه لبنان با حماقتی مانند ۷ اکتبر حماس
✍️ مهدی پرپنچی
برخی تحلیلهای خارجی که ایران را پس از جنگ «پیروز» یا در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ توصیف کردند، موجب برداشتهای نادرست در داخل شده است.
، طرح ایدههایی مانند استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، ادامه همان الگوی «بزرگنمایی توان خود و دستکم گرفتن توان طرف مقابل» است.
راهبردهای هستهای، موشکی و نیابتی جمهوری اسلامی ناموفق بوده و این سیاستها به جای افزایش امنیت، هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی برای ایران به همراه داشتهاند.
تکرار چنین خطاهای محاسباتی میتواند کشور را با بحرانهای بزرگتر روبهرو کند و تفاوت میان «تحمل هزینه» و «پیروزی» نادیده گرفته شده است.
@irantomarrow
✍️ مهدی پرپنچی
برخی تحلیلهای خارجی که ایران را پس از جنگ «پیروز» یا در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ توصیف کردند، موجب برداشتهای نادرست در داخل شده است.
، طرح ایدههایی مانند استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، ادامه همان الگوی «بزرگنمایی توان خود و دستکم گرفتن توان طرف مقابل» است.
راهبردهای هستهای، موشکی و نیابتی جمهوری اسلامی ناموفق بوده و این سیاستها به جای افزایش امنیت، هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی برای ایران به همراه داشتهاند.
تکرار چنین خطاهای محاسباتی میتواند کشور را با بحرانهای بزرگتر روبهرو کند و تفاوت میان «تحمل هزینه» و «پیروزی» نادیده گرفته شده است.
@irantomarrow